گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل (به آلمانی: Georg Wilhelm Friedrich Hegel) (۱۷۷۰-۱۸۳۱) فیلسوفی آلمانی بود.
هگل در ۲۷ اوت ۱۷۷۰ او در اشتوتگارت، واقع در جنوب غربی آلمان، به دنیا آمد. از کودکی در زمینههای گوناگون از جمله ادبیات، روزنامهها، مقالات فلسفی، و موضوعات مختلف دیگر، بسیار مطالعه میکرد و در این کار از حمایت و تشویق مادرش - که سهم فراوانی در پرورش فکری وی در کودکی داشت - برخوردار بود. پدرش کارمند دولت بود.
هگل شیفتهٔ آثار اسپینوزا، کانت، روسو و گوته بود. او تحصیلات دینی خود را در مدرسهٔ دینی پروتستان ادامه داد؛ جایی که با فیلسوف آینده فردریش شلینگ و شاعر فردریش هولدرلین همکلاس و دوست شد. این سه تن باهم در توجه به انقلاب فرانسه و انتقاد از فلسفه کانت همراه بودند.
هگل در دوران زندگی خود تنها چهار کتاب منتشر ساخت:
- پدیدارشناسی روح (یا پدیدارشناسی ذهن)(Phänomenologie des Geistes): برداشت وی از فراگرد آگاهی از ادراک حسی تا دانش مطلق (۱۸۰۷)
- علم منطق (Wissenschaft der Logik)
- دایرةالمعارف علوم فلسفی (Enzyklopaedie der philosophischen Wissenschaften)
- مبانی فلسفهٔ حقوق (Grundlinien der Philosophie des Rechts)
وی همچنین شماری مقاله به چاپ رساندهاست.
آثار هگل به مشکل بودن مشهور هستند. برتراند راسل در تاریخ فلسفهٔ غرب وی را به عنوان یگانه مشکل فهمترین فیلسوف معرفی میکند.
[ویرایش] فلسفه هگل
|
|
| تاریخ فلسفه |
|---|
| ریشههای اندیشه فلسفی |
| بر پایهٔ تمدن و مکان: |
| فلسفه شرقی |
| فلسفه هندی |
| فلسفه چینی |
| فلسفه ایرانی |
| فلسفه اسلامی |
| فلسفه یهودی |
| فلسفه مسیحی |
| فلسفه کرهای |
| فلسفه یونان |
| بر پایهٔ دوره و زمان: |
| فلسفه پیشاسقراطی |
| فلسفه دوران باستان |
| فلسفه قرون وسطی |
| فلسفه عصر نوزائی |
| سدهٔ هفده: عصر خرد |
| سدهٔ هجده: عصر روشنگری |
| سدهٔ نوزده: آرمانگرایی، مادهگرایی |
| فلسفه مدرن |
| فلسفه معاصر |
هگل را میتوان آخرین فیلسوف ایدئالیسم دانست. هگل را باید از دیدگاه شاگردانش که یکی از بزرگترین کسانی که از او یاد گرفت و او را دوباره بازتعریف کرد یعنی مارکس نگاه کرد.
مارکس معتقد بود هگل را از روی سر بر روی پاهایش قرار داد، بدین معنا که فلسفهٔ و روش او را که دیالکتیک بود به نحوه پویاتری سرانجام بخشید. مارکس روش دیالکتیک هگل را که بر اصل تضاد برقرار بود در عرصهٔ زندگی بشری وارد کرد.
دیالکتیک فلسفه هگل عبارت بود از انتزاعی که برای وقایع تاریخی و رویدادهای تعیینکننده در تاریخ که در آن دو نیروی متضاد در برابر هم قرار میگیرند.
برای فهم بهتر مطلب میتوان مثال ملموسی زد: یک آونگ را در نظر بگیرید هر گاه از تعادل خارج شود به اوجی در یک سمت میرسد سپس با سرعتی افزوده به سمت دیگر خواهد رفت و اگر نیرویی به آن وارد نشود این بار کمتر از بار قبل منحرف میشوند تا در نهایت به تعادل میرسد. همین در جامعه انسانی از مسائل اجتمائی تا مسائل روزمره و تصمیمات ساده اتفاق میافتد. بدین معنی که هر تصمیمی وقتی در یک سمت از واقعیت قرار میگیرد منجر به صحیح به نظر رسیدن سمت دیگر واقعیت میشود ولی به هر حال روزی این نوسان به تعادل (یافتن واقعیت) میانجامد.
هگل آخرین فیلسوف دستگاهساز تاریخ فلسفه غرب است. اطلاعات وسیع او در جمیع معارف بشری انصافاً در خور تحسین است. فلسفهٔ او فلسفهای کامل است. کمال فلسفه او به معنای صحت تمامی مطالب مطروحه به توسط او نیست، بلکه برای پیروان فلسفیاش نظامی شامل را فراهم دیده است. نظام فکری او بر اساس دیالکتیک ابتنا یافته است. البته ریشههای دیالکتیک را از فلسفهٔ کانت دانستهاند اما تفاوت عمدهٔ دیالکتیک هگلی این است که مقولات و مفاهیم انتزاعی مندرج در دیالکتیک او منبعث و موجود در هماند. سهپایههایی که هگل ترتیب میدهد همگی ارتباطی معرفتی با هم دارند و از هم جدا نیستند. حال آنکه مقولات کانت صرفاً بر اساس تعین خود فیلسوف در کنار هم قرار گرفتهاند. از خصوصیات مقولات هگل این است که او از جنس به نوع میرسد و سپس هر نوعی را جنسی تازه میانگارد و از آن به انواع پستتر پی میبرد. مثلاً اولین سهپایهٔ فلسفهٔ هگل، «هستی، نیستی، گردیدن» است. او از هستی ابتدا میکند. او می گوید هستی اولین و روشن ترین مفهومی اسن که ذهن بدان باور دارد و میتواند پایه ی مناسبی برای آغاز فلسفه باشد. اما هستی در خود مفهوم متضاد خویش یعنی هستی را در بر دارد. هر هستی در خود حاوی نیستی است. هستی او دارای هیچ تعینی نیست و مطلقا نامعین و بی شکل و یکسره تهی است و به یک سخن خلای محض است. این خلای محض همان نیستی است. پس هستی نیستی است و نیستی همان هستی است. این گذر از هستی به نیستی به گردیدن می انجامدو سه پایه کامل میشود. مقوله سوم نقیض دو مقوله دیگر را در خود دارد ولی شامل وجوه وحدت و هماهنگی آنها نیز هست. بدین گونه گردیدن هستیی است که نیستی است یا نیستیی است که هستی است.
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] منابع
- مبانی فلسفه حق- هگل- انتشارات پروین- ۱۳۷۸
- عقل در تاریخ- هگل- انتشارت شفیعی- ۱۳۷۹
| موضوعات فلسفه |
| کلی | فلسفه شرقی · فلسفه غربی · تاریخ فلسفه: باستان · قرون وسطی · نوین · معاصر |
| فهرستها | مقالات فلسفه · فیلسوفان · ایسمهای فلسفی · جنبشها |
| شاخهها | زیباییشناسی · اخلاق · شناختشناسی · منطق · متافیزیک |
| فلسفهٔ | آموزش · جغرافیا · تاریخ · سرشت انسان · زبان · قانون · ادبیات · ریاضیات · ذهن · متا-فلسفه · فیزیک · سیاست · روانشناسی · دین · علم · علوم اجتماعی · فناوری · جنگ |
| مکاتب | اثباتگرایی منطقی · اثباتگرایی · ابطالگرایی · آرمانگرایی · افلاطونگرایی نو · افلاطونگرایی · انسانگرایی · پدیدارشناسی · پساساختارگرایی · پوچگرایی · تجربهگرایی · جبرگرایی · خردگرایی · رواقیگری · ساختارشکنی · ساختارگرایی · سودمندگرایی · شکگرایی · فراانسانباوری · فلسفه اصلاحگرا · پیشاسُقراطی · فلسفه تحلیلی · فلسفه زبان متعارف · فلسفه غیرانگلیسی اروپا · پسانوین · کاربردگرایی · ماتریالیسم دیالکتیک · مادهگرایی · مُدَرسیگری · نسبیگرایی · نظریه انتقادی · هرمنوتیک · هستیگرایی · هگلیگرایی |

