انقلاب فرانسه
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
انقلاب فرانسه (۱۷۹۹-۱۷۸۹) دورهای از دگرگونیهای اجتماعی سیاسی در تاریخ سیاسی فرانسه و اروپا بود. این انقلاب، یکی از چند انقلاب مادر در طول تاریخ جهان است که پس از فراز و نشیبهای بسیار، منجر به تغییر نظام سلطنتی به جمهوری در فرانسه و ایجاد پیامدهای عمیقی در کل اروپا شد.
پس از انقلاب در ساختار حکومتی فرانسه، که پیش از آن سلطنتی با امتیازات فئودالی برای طبقه اشراف و روحانیون کاتولیک بود، تغییرات بنیادی در شکلهای مبتنی بر اصول روشنگری، ملیگرایی[۱] دموکراسی و شهروندی پدید آمد.
با این حال این تغییرات با آشفتگیهای خشونتآمیزی شامل اعدامها و سرکوبیها در طی دوران حکمرانی وحشت و جنگهای انقلابی فرانسه همراه بود. وقایع بعدی که میشود آنها را به انقلاب فرانسه ربط داد شامل: جنگهای ناپلئونی و بازگرداندن رژیم سلطنتی و دو انقلاب دیگر که فرانسه امروزی را شکل داد است.[۲]
برخی معتقدند اولین جرقه انقلاب، یورش به باستیل بود و در آن زمان نیز مردم هنوز به براندازی سلطنت فکر نمیکردند[۳] و برخی آغاز آن را ماه مه ۱۷۸۹ (میلادی) میدانند. پایان آن را ۱۷۹۵ یا ۱۷۹۹ میدانند و برخی سال ۱۸۰۴ که ناپلئون اعلام امپراطوری نمودو گاهی تمام دوره ناپلئون را تا ۱۸۱۵ نیز در جزء انقلاب فرانسه میآورند ولی اغلب آغاز عصر ناپلئون را پایان دوره انقلاب میشمارند.[۴]
توکویل، از اندیشمندان همعصر انقلاب، معتقد است که با وجود آن همه تلاش برای وقوع انقلاب، نتیجه کار دموکراسی نبود. شاید به همین دلیل است که وی برخلاف بسیاری، سال ۱۷۸۹ (شروع انقلاب) را سال پایان انقلاب میداند.[۵] با این حال به نظر بسیاری، انقلاب با سقوط زندان باستیل در سال ۱۷۸۹ آغاز شد. شاه، لویی شانزدهم، در سال ۱۷۹۳ اعدام شد و سرانجام، در سال ۱۷۹۹ هنگامی که ناپلئون بناپارت به قدرت رسید، انقلاب پایان پذیرفت.
پس از ناپلئون دوباره نظام جمهوری جایگزین شد تا این که ناپلئون سوم (برادرزاده ناپلئون)، کودتا نمود و امپراتوری دیگری به راه انداخت. پس از آن جمهوریهای متعدد شکل گرفت. بدین ترتیب در کمتر از یک قرن، بر فرانسه به شکلهای گوناگونی مانند جمهوری، دیکتاتوری، سلطنت مشروطه و دو امپراتوری متفاوت حکمفرمایی شد.[۶] تا به امروز که فرانسه، جمهوری پنجم بر فرانسه حکمفرماست.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] گاهشمار انقلاب
اگر آغاز انقلاب را دست بالا «ماه مه ۱۷۸۹» یعنی هنگامیکه شاه فرمان شروع بکار مجلس اصناف را پس از ۱۵۰ سال داد، بدانیم و پایان آن را «سال ۱۸۰۴» ، سال امپراتوری ناپلئون، درینصورت میتوان مروری اجمالی بر گاهشمار انقلاب نمود:[۷]
پادشاه فرانسه، لوئی شانزدهم، اعضای مجلس اصناف را فرا می خواند. این اولین نشست پس از سال ۱۶۱۴ (میلادی) است. و از آنها می خواهد تا مالیاتها را افزایش دهند.
- ژوئن ۱۷۸۹ (میلادی)
۱۷ ژوئن: طبقه متوسط مجلس موسوم به طبقه سوم[۸] از مجلس اصناف، جدا میگردند و خود را به عنوان مجمع ملی اعلام می نمایند. ۲۰ ژوئن: مجمع ملی در زمین تنیس قصر پادشاه در ورسای تحصن میکنند و قسم یاد میکنند تا قانون اساسی جدید را تدوین کنند.
- ۱۴ ژوئیه ۱۷۸۹ (میلادی)
اوباش و انبوه خشمگین مردم پاریس با شنیدن اینکه سربازان پادشاه در راه هستند، سی هزار تفنگ سرپر را از اسلحه خانه سلطنتی می دزدند و به زندان باستیل هجوم میبرند.
- اوت ۱۷۸۹ (میلادی)
۴ اوت: الغای نظام فئودالیته و ارباب رعیتی ۲۶ اوت: مجمع ملی، بیانیه حقوق بشر و شهروندان فرانسه را تصویب میکند. بر طبق این بیانیه، آزادی، یک حق طبیعی محسوب و تساوی تمام شهروندان در برابر قانون تضمین میگردد.
- ۵ اکتبر ۱۷۸۹ (میلادی)
کمبود مواد غذائی و شورشها ادامه مییابند. در پنجم اکتبر جمعیتی از مردم که اکثر آنها را زنان تشکیل میدادند از پاریس به سمت قصر پادشاه در ورسای، راهپیمایی و تقاضای نان میکنند. آنها اعضای خانواده سلطنتی را بعنوان اسیر با خود به پاریس میبرند.
- فوریه ۱۷۹۰ (میلادی)
دولی داراییهای کلیسا را مصادره میکند.
- سال ۱۷۹۱ (میلادی)
۲۱ ژوئن: پادشاه و خانواده اش سعی در فرار از فرانسه دارند، اما دستگیر شده و به فرانسه رجعت داده میشوند. هزاران تن از اشراف زادگان ، کشیشها و افسران ارتش که مخالف انقلاب هستند، فرانسه را ترک میگویند.
۱۴ سپتامبر: لویی شانزدهم، قانون اساسی جدید را امضا نموده و بدین ترتیب سلطنت مشروطه را میپذیرد.
- آوریل ۱۷۹۲ (میلادی)
فرانسه علیه اتریش و پروس که برای حمایت از پادشاه فرانسه ، نقشه حمله به فرانسه را داشتند، اعلان جنگ میکند. این آغاز جنگهای انقلابی علیه نیروهای مشترک اتریش، پروس، انگلستان و اسپانیا است. آنهاتا سال ۱۸۰۲ (میلادی) به مبارزه خود ادامه میدهند.
- اوت ۱۷۹۲ (میلادی)
ژاکوبینها و انقلابیون افراطی [۹] پادشاه را عزل و دستگیر مینمایند. و پس از آن اعدامهای انقلابی آغاز میگردد.
- ۲۲ سپتامبر ۱۷۹۲ (میلادی)
انتخابات بر پا میگردد. برای اولین بار در تاریخ فرانسه، هر فرانسوی از حق رای برخوردار است. رژیم پادشاهی از میان میرود و در فرانسه یک جمهوری و دولت مردمی اعلام میگردد. از این پس، حتی پادشاه لوئی شانزدهم نیز یک شهروند خوانده میشود. شروع تقویم انقلاب از ۲۲ سپتامبر است.
- ۲۱ ژانویه ۱۷۹۳ (میلادی)
در یازدهم ژانویه لوئی شانزدهم به جرم خیانت و شرکت در توطئه با قدرتهای خارجی گناهکار شناخته شده و ۱۰ روز بعد اعدام میگردد.
- ۵ سپتامبر ۱۷۹۳ (میلادی)
آغاز دوره وحشت و ترور در فرانسه؛ ژاکوبین ها، گروهی انقلابی افراطی به رهبری ماکسیمیلیان روبسپیر، قدرت را در دست میگیرند. این دوره ۱۰ ماه بطول میانجامد.
- ۱۶ اکتبر ۱۷۹۳ (میلادی)
همسر لوئی شانزدهم، ماری آنتوانت، اعدام میگردد.
- ۲۸ ژوئیه ۱۷۹۴ (میلادی)
با اعدام روبسپیر و ۲۱ تن از یارانش دوره وحشت پایان می پذیرد و از آن به ترمیدور یاد میکنند.
- سال ۱۷۹۵ (میلادی)
۲۲ اوت: قانون اساسی سال ۱۹۷۵ به تصویب میرسد. اکتبر: قرار داد صلح با پروس و هلند و چند ماه بعد با اسپانیا به امضاء میرسد. یک دولت جدید به نام دیرکتوار (هیت مدیره) تشکیل مییابد. متشکل از پنج مقام اجرایی و دو حقوقدان عالیرتبه. این دولت چندان موفق نیست و نارضایتی بوجود میآورد.
- سال ۱۷۹۹ (میلادی)
ناپلئون بناپارت، یک ژنرال ارتش انقلابی، قدرت را در دست میگیرد. دولت به ناچار کناره گیری میکند. ناپلئون بسرعت امنیت را برقرار می سازد و خود را اولین کنسول می خواند.
- سال ۱۸۰۲ (میلادی)
ناپلئون به عنوان کنسولاول مادام العمر، انتخاب میگردد.
- ۲۸ مه ۱۸۰۴ (میلادی)
ناپلئون خود را امپراتور فرانسه و همسرش ژوزفین را امپراتریس اعلام نمود.
[ویرایش] زمینههای انقلاب
مورخین دربارهی طبیعت سیاسی و اقتصادی اجتماعی انقلاب فرانسه اختلاف نظر دارند. تفسیرهای متداول مارکسیستی مانند تفسیر ژرژ لوفور این انقلاب را نتیجه برخورد بین طبقه اشرافی فئودالی و اعضای سرمایهگرای طبقهی متوسط جامعه دانستهاند[۱۰]. بعضی از تاریخدانان استدلال میکنند که طبقهی اشرافی قدیمی یه حکومت پیشین در برابر اتحادی از اعضای طبقهی متوسط جامعه و روستاییان آزرده و حقوقگیران شهری تسلیم شدند. با این حال تفسیری دیگر ادعا میکند که انقلاب نتیجه از کنترل خارج شدن حرکتهای اصلاحی گوناگون اشرافی و مربوط به قشر متوسط جامعه بودهاست. مطابق این نظریه این حرکتها همزمان با حرکتهای مردمی حقوقگیران شهری جدید و روستاییان ایالتنشین بودند. اما هرگونه اتحاد در بین قشرها تصادفی و اتفاقی بودهاست. [۱۱] اما بسیاری از تاریخدانان بسیاری از خصوصیات حکومت پیشین را از دلایل انقلاب دانستهاند. از دلایل اقتصادی آن میتوان به دلایل زیر اشاره کرد:
- لوئی پانزدهم جنگهای بسیاری کرده بود که فرانسه را به نزدیکی ورشکستگی رسانده بود [۱۲] و لویی شانزدهم در زمان انقلاب آمریکایی از مستعمرهنشینها حمایت کرده بود که وضع بد مالی حکومت را بدتر کرده بود و بدهی ملی را بالا برده بود. صدمههای اجتماعی حاصل از جنگ شامل بدهی سنگین جنگ با شکستهای نظامی سلطنت و کمبود خدمات برای برای سربازان از جنگ برگشته بدتر شد[۱۳] .
- داشتن سیستم اقتصادی بیکفایت و منسوخ که قدرت ادارهی بدهی ملی فرانسه را نداشت که هم نتیجه و عامل تشدید کنندهی آن سیستم مالیاتی ناتوان فرانسه بود[۱۴].
- کلیسای کاتولیک ٫بزرگترین ملکدار کشور، بر محصولات مالیاتی به نام دیمه وضع کرده بود. دیمه در حالی که شدت افزایش مالیات دولت را کمتر کرده بود، گرفتاری فقیرترین مردم را که روزانه با سوءتغذیه دست به گریبان بودند بیشتر کرده بود[۱۵].
- خرج های اشرافی و اشکار دربار لویی شانزدهم و ماری آنتوانت در ورسای با وجود فشار مالی بر مردم[۱۶].
- آمار بی کاری زیاد و قیمت بالای نان که باعث میشد مقداری بیشتری پول برای غذا خرج شود و به دیگر زمینههای اقتصادی نرسد[۱۷].
- قحطی و سوتغذیه گسترده که احتمال مرگ و مریضی را بیشتر میکرد[۱۸][۱۹].
- نبود بازرگانی داخلی و موانع زیاد گمرکی[۲۰].
دلایل اجتماعی و سیاسی زیادی هم وجود داشتند که بسیاری از ان ها نتیجه ی برخاست ایدههای عصر روشنگری بودند مانند دلایل زیر:
- خشم بر حکومت استبدادی سلطنتی[۲۱].
- خشم طبقه ی حرفه ای و بازرگان بر امتیازات و تسلط اشرافان در و بر زندگی روزمره ٫ در حالی که با زندگی هم طبقههای خود در بریتینیای بزرگ و هلند اشنا بودند[۲۲][۲۳].
- خشم کشاورزان ٫ حقوق گیران و طبقه ی متوسط بر امتیازات ارباب وار و سنتی اشرافان[۲۴].
- خشم بر امتیازات روحانیون (ضد روحانیت)[۲۵] و آرزوی ازادی اییادین[۲۶].
- ارزوی ازادی و جمهوریت[۲۷].
- خشم مردم بر شاه به دلیل اخراج جاکس نکلر و ترگت ٫ مشاوران اقتصادی ٫ عموما به عنوان نمایندگان مردم دیده میشدند[۲۸].
[ویرایش] نشست ملی سال ۱۷۸۹
| برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارایهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع ممکن است در آینده حذف شوند. |
جرقه ابتدایی انقلاب تلاش های ناموفق لویی شانزدهم برای حل مشکلات اقتصادی رو به بدتر شدن فرانسه بود.در فوریه ۱۷۸۷ وزیر اقتصادی وی لومنیه د بریینه (Loménie de Brienne) مجمع برجستگان را تشکیل داد.این مجمع متشکل از گروهی از شریف زادگان ٫ روحانیون ٫ تعدادی از طبقه متوسط و ماموران دولتی بود.هدف از تشکیل این مجمع کنار گذاشتن پارلمان که قدرت کنترل کردن فرمان های سلطنتی را داشتند بود.اعضای پارلمان خود را مجریان نظارت های مشروطه سنتی بر سلطنت میدانستند.کنترل کننده عموم اقتصاد چارلز الکساندر د کالونه از مجمع برجستگان خواست تا مالیت زمین جدیدی را تصویب کنند که در آن برای اولین بار بر اموال روحانیون و اشراف مالیات بسته میشد.مجمع این قانون را تصویب نکرد و به جای آن از لویی شانزدهم خواست تا نشست ملی نمایندگانی از رسته اجتماعی را فرا بخواند.آخرین بار نشست ملی در ۱۶۱۴ فراخوانده شده بود.در ۸ اگوست ۱۷۸۸ شاه به تشکیل نشست ملی تن داد.این در حالی بود که جکس نکلر در دومین دوره خود به عنوان وزیر اقتصاد بود.[۲۹]
[ویرایش] مجمع ملی[۳۰]
[ویرایش] مجمع موکلان ملی[۳۱]
[ویرایش] سقوط باستیل
باستیل نام زندان بزرگی بود در پاریس که بسیاری از مخالفان دولت و سلطنت در آن زندانی بودند. این زندان با یورش مردم در ۱۴ ژوییه ۱۷۸۹ سقوط کرد. باستیل را به آتش کشیدند و برای همیشه آن را از بین بردند آنچنان که امروزه از آن، تنها میدان بزرگی به نشانه آن باقی است. بسیاری، سقوط زندان باستیل را اولین جرقه انقلاب میدانند.[۳]
[ویرایش] الغاء فئودالیته و پیشنویس قانون اساسی
۲۰ روز پس از سقوط باستیل، مجلس اصناف فرانسه، به منظور آرامسازی جنگ و آشوب داخلی، در شب چهارم اوت، نظام فئودالیته را برای همیشه ملغا نمود. مجلس اصناف، بیگاری کشیدن از رعیت را از نشانهای فئودالیته دانست و عشریه کلیسا را نیز برداشت. بدین ترتیب امتیازات صدها ساله اشراف و کلیسا از میان برداشته شد. در روز چهارم اوت اعلامیه حقوق بشر و شهروندی فرانسه*[۳۲] نوشته شد و بنا شد تا در مقدمه قانون اساسی بعدی گنجانده شود تا حقوق شاه و ملت را تعیین نماید.
[ویرایش] راه پیمایی زنان در ورسای[۳۳]
[ویرایش] انقلاب و کلیسا
[ویرایش] ظهور احزاب
[ویرایش] توطئه و تندروی
[ویرایش] فرار خانوادهٔ سلطنتی به وارناس[۳۴]
[ویرایش] کامل شدن قانون اساسی
[ویرایش] مجمع قانون گذار و فروپاشی سلطنت [۳۵]
[ویرایش] جنگ
[ویرایش] بحران قانون اساسی[۳۶]
[ویرایش] مجمع ملی فرانسه [۳۷]
[ویرایش] دوران حکومت وحشت و ترور
از دوران روبسپیر به دوران ترور و وحشت انقلاب یاد میکنند. یکی از افتخارات مجلس در این دوران، اختراع دستگاهی بود که به نام سازندهاش گیوتین نام گرفته بود و به زودی به «ماشین مرگ انقلاب» لقب یافت. در این دوران بسیاری از مردم به عنوان دشمن مردم و مخالفان جمهوری و آزادی دستگیر، محاکمه و فورا به دست گیوتین سپرده شدند.[۳۸]
[ویرایش] مدیریت[۳۹]
[ویرایش] ضد انقلاب[۴۰]
[ویرایش] تحلیل تاریخی
[ویرایش] پانویس
- ↑ nationalism (politics) - Britannica Online Encyclopedia
- ↑ French Revolution (1787-99) - Britannica Online Encyclopedia
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ سلسله درسگفتارهای سید جواد طباطبایی در باب فلسفه سیاسی انقلاب فرانسه
- ↑ لغتنامه دهخدا؛ مدخل انقلاب کبیر فرانسه
- ↑ هفته نامه شهروند امروز؛ ش ۴۳؛ مقام توکویل در جامعه شناسی؛ تقی آزاد ارمکی
- ↑ France - Britannica Online Encyclopedia
- ↑ the French Revolution (1789-1799), Case Study (انگلیسی). www.sparknotes.com. بازدید در تاریخ خرداد ۱۳۸۷.
- ↑ Third Estate
- ↑ sans-culottes
- ↑ Lefebvre, Georges (۱۹۴۷). The Coming of the French Revolution.
- ↑ French Revolution (1787-99) - Britannica Online Encyclopedia
- ↑ Louis XV - MSN Encarta
- ↑ French Revolution (1787-99) - Britannica Online Encyclopedia
- ↑ French Revolution - MSN Encarta
- ↑ http://en.wikipedia.org/wiki/French_Revolution
- ↑ Minerva's Message: Stabilizing the French Revolution - Page 194 by Martin S. Staum
- ↑ The Rise of the Labor Movement in Ceylon - Page 173 by Kumari Jayawardena
- ↑ The Great French Revolution, 1789-1793 - Page 437 by Petr Alekseevich Kropotkin, N. F. Dryhurst
- ↑ French Revolution and the People - Page 234 by David Andress
- ↑ Aspects of the French Revolution - Page 58 by Alfred Cobban
- ↑ http://books.google.com/books?id=zq8tvzw3cMsC&pg=PA99&dq=french+revolution++absolutism+Enlightenment&sig=ACfU3U0YyGjdnwR5wDok4ph-3vl9abPiOQ
- ↑ noble http://books.google.com/books?id=ni4PSpOxb6MC&pg=PA538&dq=french+revolution++noble+privileges&sig=ACfU3U2o_Uzm2Gi97Ke_Gu3tD7CQsV9Lew,
- ↑ http://books.google.com/books?id=mF-ZiVe6s2sC&pg=PA30&dq=french+revolution++noble+privileges+england&sig=ACfU3U1KFBGlw-7Yxh-0CEj3_Zy9ZBr5bQ
- ↑ id=ni4PSpOxb6MC&pg=PA538&dq=french+revolution++noble+privileges&sig=ACfU3U2o_Uzm2Gi97Ke_Gu3tD7CQsV9Lew
- ↑ French Revolution - Page 360 by François Furet, Denis Richet - 1970 - 416 pages
- ↑ French Revolution
- ↑ The French Revolution of 1789 as Viewed in the Light of republicanism by John Stevens Cabot Abbott - France - 1887
- ↑ Doyle, William (1989). The Oxford History of the French Revolution, pp.73-74.
- ↑ Furet, François (1992). Revolutionary France, 1770-1880, p.45.
- ↑ John Hall Stewart. A Documentary Survey of the French Revolution. New York: Macmillan, ۱۹۵۱, p. ۸۶.
- ↑ http://en.wikipedia.org/wiki/National_Constituent_Assembly
- ↑ این اعلامیه با اعلامیه حقوق بشر امروزی ارتباطی ندارد.
- ↑ Doyle, William (۱۹۸۹). The Oxford History of the French Revolution, p.۱۲۱
- ↑ The Flight to Varennes • Memoir by the Duchesse d'Angoulême
- ↑ History of the French Revolution from 1789 to 1814 by Francois-Auguste Mignet - Project Gutenberg
- ↑ History of the French Revolution from 1789 to 1814 by Francois-Auguste Mignet - Project Gutenberg
- ↑ History of the French Revolution from 1789 to 1814 by Francois-Auguste Mignet - Project Gutenberg
- ↑ مجموعه درس گفتارهای سید جواد طباطبایی در باب «فلسفه سیاسی انقلاب فرانسه»
- ↑ Doyle, William (۱۹۸۹). The Oxford History of the French Revolution, p.۳۳۱
- ↑ The Radical Revolution
[ویرایش] مراجع
- ویکیپدیا انگلیسی
- http://www.britannica.com/eb/article-9035357/French-Revolution
- the French Revolution (1789-1799), Case Study (انگلیسی). www.sparknotes.com. بازدید در تاریخ خرداد ۱۳۸۷.

