فرانسیس فوکویاما

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فرانسیس فوکویاما

یوشی‌هیرو فرنسیس فوکویاما (به انگلیسی: Yoshihiro Francis Fukuyama)‏، متولد ۲۷ اکتبر ۱۹۵۲، فیلسوف آمریکایی، متخصص اقتصاد سیاسی، رییس گروه توسعهٔ اقتصادی بین‌المللی دانشگاه جانز هاپکینز و نویسندهٔ کتاب «پایان تاریخ و آخرین انسان» می‌باشد که به خاطر نظریه پردازی «پایان تاریخ» مشهور است.

محتویات

[ویرایش] زندگینامه

فرانســیس فوکویاما، در ۲۷ اکتبر ۱۹۵۲ میلادی در هایدپارک در جوار شــیکاگو زاده شــد. پدرش، یوشــیو فوکویاما (Yoshio Fukuyama)، نســل دوم آمریکایی ژاپنی‌تبار بود که دکترای جامعه‌شناسی از دانشگاه شیکاگو داشت و به‌عنوان کشیش کلیسای پروتستان (Congregational church) خـدمت می‌کـرد. مـادرش، تـوشــیکو کاواتـا فوکویاما (Toshiko Kawata Fukuyama)، کـه در شــهر کیـوتـو (Kyoto) ژاپـن متولد شــد، دختر شــیرو کاواتا (Shiro Kawata)، بنیان گذار دپارتمان (دیپارتمنت) اقتصاد دانشگاه کیوتو و نخستین رئیس دانشگاه شهر اوساکا (Osaka City University) بود. فوکویاما دوران کودکی خود را در شهر نیویورک گذراند. در سال ۱۹۶۷ میلادی، همراه با خانواده، به ایالت شیکاگو کوچ کرد و در آنجا دورهٔ دبیرستان را به پایان رساند. مدرک لیسانس خود را در رشتهٔ هنر از دانشگاه کرنل (Cornell University) به دست آورد و سپس در رشتهٔ فلسفه سیاسی ادامه تحصیل داد و به درجهٔ دکترا از دانشگاه هاروارد (Harvard University) نایل آمد. وی در دورهٔ دانشجوی در دانشگاه کرنل به انجمن دانشجوی تلوراید (Telluride Association) پیوست. در حال حاضر، فوکویاما استاد و رییس گروه توسعهٔ اقتصادی بین‌المللی دانشگاه جانز هاپکینز در شهر واشنگتن دی سی است.[۱]

[ویرایش] نظریات

[ویرایش] پایان تاریخ

تئوری پایان تاریخ فرانسیس فوکویاما، در سال ۱۹۸۹ مطرح و در سال ۱۹۹۲ در کتاب پایان تاریخ و آخرین انسان (The End of History and the Last Man) تشریح شد. نظریهٔ پایان تاریخ توسط فرانسیس فوکویاما، دانشمند امریکایی ارائه شده‌است. به اعتقاد این نظریه در دوران پس از جنگ جهانی دوم ارزش‌های لیبرال دمکراتیک در سراسر جهان، به اعتقاد فوکویاما، امروزه نظام لیبرال دمکراسی به ویژه بعد از فروپاشی اتحاد شوروی به صورت یک جریان غالب و مسلط درآمده‌است که، همهٔ کشورها و جوامع باید، در برابر آن تسلیم شوند، آخرین حد تلاش‌ها و مبارزات ایده‌لوژوی‌های مختلف در نهایت در قالب ایدولوژی (لیبرال دمکراسی) سربرآورده‌است. بنابر این تصور این که نظام سیاسی بهتر و مناسب‌تری به عنوان آلترناتیو و یا بدیل جایگزین این نظام شود وجود ندارد.

[ویرایش] شیعه به روایت فوکویاما و جعل یک سخنرانی

چندی پیش در پایگاه‌های اینترنتی فارسی زبان خبر یک سخنرانی از فوکویاما در مورد شیعه منتشر شد:

در سال ۱۹۸۶ یعنی در اوج پیروزی‌های رزمندگان اسلام در جبهه مقاومت علیه استکبار جهانی، فرانسیس فوکویاما در کنفرانسی در اورشلیم تحت عنوان " بازنشناسی هویت شیعه " که توسط صهیونیستها برگزار شد، گفت شیعه پرنده ایست که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست، پرنده‌ای که دو بال دارد، یک بال سبز و یک بال سرخ، بال سبز این پرنده همان مهدویت و عدالتخواهی اوست، چون شیعه در انتظار عدالت به سر می‌برد، امیدوار است و انسان امیدوار هم شکست ناپذیر است.[نیازمند منبع] او همچنین گفت: نمی‌توانید انسانی را تسخیر کنید که مدعی است کسی خواهد آمد که در اوج ظلم و جور، دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد.[نیازمند منبع]شیعه با این دو بال، افق پروازش خیلی بالاست و تیرهای زهر آگین سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و.... به آن نمی‌رسد.[نیازمند منبع] از نظر فوکویاما شیعه بعد سوم هم دارد که بسیار مهم است. این پرنده، زرهی به نام ولایت پذیری بر تن دارد.[نیازمند منبع] در بین کلیه مذاهب اسلامی، شیعه تنها مذهبی است که نگاهش به ولایت فقهی است. یعنی فقیه می‌تواند ولایت داشته باشد. این نگاه، برتر از نظریه نخبگان افلاطون است.[نیازمند منبع] شاید این استدلال‌های قوی را از نظریه پردازان شیعه هم کم شنیده باشیم که فوکویاما به عنوان یکی از معماران نظریه‌های دنیای نو به زبان می‌آورد.

اما بعداً مشخص شد که خبر کاملاً جعلی بوده است و فوکویاما بعداً در مصاحبه‌ای با بخش فارسی تلویزیون بی. بی. سی اعلام کرد که تاکنون هیچ گاه درباره شیعه چیزی ننوشته یا سخنرانی نکرده است: «دوستان ایرانی من که این گفته‌ها را در اینترنت و در مطبوعات ایران دیده بودند برایم پیام فرستادند و پرسیدند که آیا چنین چیزی گفته‌ام یا نه. من جواب دادم که اصلاً نمی‌دانم این گفته از کجا آمده است. من در عمر کاری ام، هرگز یک کلمه هم در باره تشیع به عنوان مذهب یا ایدئولوژی ننوشته‌ام. بنابراین فکر می‌کنم این حرفها را یک کسی از خودش درآورده باشد.»[۲]

[ویرایش] موضع گیری علیه نومحافظه کاری

فوکویاما پیش از این جزو نظریه پردازان نومحافظه کار به شمار می‌آمد، اما در سال ۲۰۰۳ با اشغال عراق مخالفت کرد، در سال ۲۰۰۴ علیه بوش رای داد و در سال ۲۰۰۶ با انتشار مقاله‌ای بلند در نیویورک‌تایمز ضمن مقایسه نومحافظه‌کاری با لنینیسم پایان عصر نومحافظه کاری را اعلام کرد.[۳] او به علاوه مطلبی در مورد بازداشت نظامیان انگلیسی توسط ایران در صفحهٔ «هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو»ی سایت نشریهٔ گاردین نوشته‌است.[۴]

[ویرایش] پانویس

[ویرایش] جستارهای وابسته

[ویرایش] پیوند به بیرون

[ویرایش] منابع

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ فرانسیس فوکویاما موجود است.