ایذه
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| ایذه |
||
|---|---|---|
| اطلاعات کلی | ||
| نام رسمی: | ایذه | |
| کشور: | ایران |
|
| استان: | خوزستان | |
| شهرستان: | ایذه |
|
| بخش: | مرکزی |
|
| نام محلی: | مالمیر |
|
| نامهای دیگر: | آنزان ، ایذج ،آیاپیر ، مالمیر |
|
|
|
||
| مردم |
||
| جمعیت | ۱۰۴٬۳۶۴ |
|
| رشد جمعیت: | ؟ |
|
| تراکم جمعیت: | ؟ نفر بر کیلومتر مربع |
|
| زبانهای گفتاری: | فارسی (گویش لری بختیاری) |
|
| مذهب: | شیعه |
|
| جغرافیای طبیعی |
||
| مساحت: | 3863 کیلومتر مربع |
|
| ارتفاع از سطح دریا: | 760 متر |
|
| آبوهوا |
||
| میانگین دمای سالانه: | ؟ |
|
| بارش سالانه: | 400 میلیمتر |
|
| روزهای یخبندان سالانه: | روزهای میانی فصل زمستان |
|
| اطلاعات شهری |
||
| شهردار: | مهندس اميد اوركي |
|
| رهآورد: | گلیم وقالی بختیاری |
|
| وبگاه: | ؟ |
|
| جملهٔ خوشآمد به شهر | ||
| خوش اویدی | ||
ایذه یا مال امیر مرکز شهرستان ایذه در استان خوزستان ودر جنوب غرب ایران است که پیشینه تاریخی آن بنابر پژوهش های انجام شده و وجود آثار و سنگ نبشتههای باستانی مربوط به دوران هخامنشیان و پیش از آن(ایلامیان) میباشد.تقریبا بیشتر باستان شناسان بر پیشینه تاریخی۵۰۰۰ساله ایذه اتفاق نظر دارند. ایذه، شهر نگارکندههای سنگی و صخرهای ایران نام نهاده شده است.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] ویژگیهای جغرافیایی و آب و هوا
ایذه در استان خوزستان، در ۳۱ درجه و ۵۰ دقیقه پهناى شمالى و ۴۹ درجه و ۵۲ دقیقه درازاى خاورى نسبت به گرینویچ و ارتفاعى معادل ۷۶۰ متر از سطح دریا واقع شده است. ایذه از نظر آب و هوایی خنک ترین شهر استان خوزستان است که علت آن را میتوان قرار گرفتن این شهر در دشتی وسیع در دامنه رشته کوه زاگرس وبارش برف در برخی نقاط مرتفع مشرف بر شهر و نیز وجود وسیع ترین پوشش جنگلی استان خوزستان (۱۸۰٫۰۰۰هکتار) در این منطقه دانست. دمای شهر ایذه در زمستان گاهی به زیر صفر درجه سانتی گراد میرسد و میانگین آن در فصل تابستان۲۴ درجه سانتی گراد است. میانگین بارش سالیانه در ایذه ۴۰۰میلیمتر میباشد.
[ویرایش] ترابری
مالمیر سابق (ایذه كنونى) در فاصله ۱۹۰ كیلومترى جنوب غربى اصفهان و ۱۲۵ كیلومترى شمال شرقى اهواز قرار گرفته است. ایذه به دلیل قرار گرفتن بین استان چهار محال و بختیاری و استان کهگیلویه و بویر احمد و شهرستانهای مسجد سلیمان و رامهرمز از اهمیت ژئو پلتیکی خاصی برخوردار است. این شهر تنها مسیر مواصلاتی استان خوزستان به استانهای چهارمحال و بختیاری ، اصفهان و کهگلیلویه و بویر احمد است. امروزه با تکمیل شدن بزرگراه ایذه به شهرکرد و احداث تونل های متعدد در این مسیر، زمان لازم برای پیمودن مسیر اهواز به اصفهان از کریدورشرقی استان(اهواز-ایذه-شهرکرد-اصفهان) نسبت به کریدورشمالی استان(اهواز-اندیمشک-لرستان-اصفهان)حدود ۵ ساعت کاهش یافته است. راهها:
- جاده ایذه - رامهرمز
- جاده ایذه - مسجدسلیمان
- جاده ایذه - اهواز
- جاده ایذه - شهرکرد
- جاده ایذه - دهدز
[ویرایش] جمعیت شهر ایذه
جمعیت این شهر در سرشماری سال ۱۳۸۵، ۱۰۴،۳۶۴ نفر برآورد شده است که البته این عدد به دلیل سکونت بیشتر جمعیت مردمان ایذه در مرکز استان و دیگر مناطق نفت خیز (به دلیل اشتغال اهالی تحصیلکرده و ماهر این شهر در امور عمرانی و نفت) است.
[ویرایش] گویش مردم ایذه
تمامی مردم ایذه به گویش بختیاری صحبت میکنند. گویش بختیاری نوعی از گویش لری میباشد که مردم مناطق جنوب لرستان ، بخشهای شرقی و شمالی خوزستان ، چهارمحال و بختیاری و مناطق غربی استان اصفهان بدان سخن میگویند.
[ویرایش] نام ، مردمان و تاریخچه
[ویرایش] نام ها
شهر ایذه از روزگار باستان تا امروز به نامهاى ایزج، ایذه، اوجا ،آیا پیر ، آنزان ، انشان ، ایگه، ایجهه، اریگ، ایج، ایدج الاهواز، مالمیر یا مال امیر خوانده شده است. كلمه ایذه برگرفته از واژه ایجه یا ایگه فارسى باستان به معنى مسكن و محل زندگى است.(۵) به علاوه به دلیل وجود زیج هاى بسیار در این ناحیه، این شهر به نام اریگ یا ایج خوانده مى شده است. به عقیده برخى از محققین این شهر در نیمه دوم هزاره دوم پیش از میلاد «انزان» نامیده مى شد و مركز ایالت انزان بوده است. مى توان ایذه را تغییر شكل یافته ((انزان)) عیلامى نیز دانست.
- ۱- ایدیده یا ایدیذ عیلامی
با توجه به اینكه تمدن عیلام در منطقه كوهستانی فعلی بختیاری قرار داشته است و شهر ایدیده از شهرهای مهم آن بوده است و ایدیذه به معنای شهر كنار آب آمده است و به دلیل قرار گرفتن ایذه كنونی در كنار تالاب شط (منگر) میتوان گفت كه ایدیده همان ایذه كنونی بوده است. شباهت میان حروف ایدیده با حروف ایذه نیز میتواند دلیل براین مدعا باشد.
- ۲- اوجا یا هوجا
اوجا یا هوجا كه یونانیان این شهر را به این اسم می خوانند و مردم آنجا را اوجیا میگفتند .
- - ایاپیر یا اجاپیر
ایاپیر یا اجاپیركه از اسامی باستانی این شهر میباشد و در كتیبههای اشكفت سلمان نام ایذه آیاپیر یا آجاپیر آمده است.
- ۴- آنزان یا آنشان
آنزان یا آنشان به معنی دارنده فرآسمانی كه این نام از نظر زمانی قبل از آن است كه یونانیان این شهر را اوجا یا هوجا بخوانند.
از متون تاریخی چنین برمی آید كه انشان یا انزان یكی از ایالت های مهم دولت عیلام بوده است و با توجه به گفتههای یاقوت حمودی در معجم البلدان میتوان به این نتیجه رسید كه آنزان بر همین منطقه اطلاق میشده است زیرا این شهر در روزگار باستان از نواحی آباد بوده و اهمیتی بسزا داشته است و به همین دلیل آنزان كه نام این شهر بوده است برتمام ایالت اطلاق شده است.
- ۵- ایزج یا ایذج
اكثر مورخین در آثار خود این شهر را با نام ایزج ذكر كرده اند چنانكه ابن حوقل در صوره الارض ابودلف در سفرنامه، مقدسی در احسن التقاسیم حمدالله مستوفی در نزهه القلوب از این شهر با نام ایزج یاد كرده اند.
اصطخری در مسالك و الممالك از ایزج اسم برده و این شهر را جزو خوزستان دانسته است و قزوینی در آثار البلاد به ایزج اشاره نموده و حدود جفرافیایی و آثار تاریخی آن را ذكر نموده است. طبری در تاریخ الرسل و الملوك و ابن ایثر در تاریخ كامل این شهر را با نام ایزج ذكر نموده اند.
مولف معجم البلدان نیز از عظمت منطقه بختیاری در روزگار سلوكیان سخن گفته و معتقد است كه یونانی ها در این خاك آبادی هایی ساخته بودند . در دوره ساسانیان از احداث و توسعه راهها در منطقه سخن به میان آمده است. عدهای از مورخین برخی ایل راههای فعلی بختیاری را یادگار آن دوران دانسته اند.
حافظ شیرازی نیزاز ایذج درغزل شماره ۳۹۰ دیوان خود چنین یادمیكند:
| « | «بعدازاین نشكفت گربانكهت خلق خوشت *** خیزدازصحرای ایذج نافه مشك ختن» | » |
ایذه در روزگار ایلامیان آیاپیر ،آنزان نامیده میشد. از واپسین روزگاران هخامنشی خاستگاه الیمایی ها(بازماندگان ایلامیان)بودهاست که هم زمان با دورهٔ سلوکی- پارت، بسته به شرایط قلمرو خود را گسترش میدادند. پیکره{مجسمه} مفرغین مرد شمی از آن دورهاست. در دوره ساسانی به نام ایذه خوانده شد و با گشودن آن به دست مسلمانان ایذج نامیده شد. اتابکان لر که در سدهٔ پنجم هجری پدیدار شدند، بدان مالمیر میگفتند، نامی که همچنان بر سر زبان هاست. از دههٔ ۱۳۳۰ شهر دگر باره ایذه نامیده شد. نام ایذه نامی بسیار باستانی است و از دوران پیش از ساسانیان رایج بودهاست. این شهر در دورههایی نامهای دیگری نیز داشتهاست نام مالمیر که همان مال امیر است (مال در زبان بختياري به معنی خانهاست) بیشتر در زمان هزاراسفیان که به اتابکان لر بزرگ مشهور شدهاند کاربرد داشتهاست.
واژه باستانى ایذه در سده هاى اخیر به كلى فراموش شده بود تا این كه در زمان پهلوى اول، بار دگر زنده شد و در تیرماه ۱۳۱۴ هـ . ش، از سوى فرهنگستان ایران به نام پیشین خود، ایذه نامگذارى شد.(۲۰)
[ویرایش] مردمان
ساكنان ایذه از طوایف هپارتیپ یا هپیرتیپ بودند كه ظاهراً همان قوم دلیر و شجاعى است كه یونانیان از آنها با نام امردیان یا مردیان یاد كرده اند. هرودوت آنان را جزو طوایف اصلی ایران مى داند(۲) و دیودور سیسیلى(۳) از آنان به عنوان مردمى استقلال طلب یاد مى نماید
[ویرایش] پیشینه تاریخی
از آثار به دست آمده ایذه از جمله نگارهها و نقش برجسته هاى عیلامى (اولین حجارى هاى ایران باستان قبل از هخامنشیان)، مى توان نتیجه گرفت كه آنجا مركز مهمى در زمان عیلامى ها بوده است. این آثار به دو دسته آثار عیلام قدیم و نو تقسیم مى شود كه به شرح زیر مى باشند:
- ۱- دوره عیلام قدیم: این دوره به سلسله سیمشكى متعلق است كه چندین بار توسط حاكم اور نابود گشت.(۷) آثار باقى مانده از این دوره به شرح ذیل است:
- الف) نقش برجسته شاهسوار: شاهسوار جایگاهى باستانى در حومه ایذه است كه در آن آثار باستانى از جمله نقش برجسته اى متعلق به دوره عیلام قدیم (قرن ۲۰ ق. م.) واقع شده است. این نقش برجسته به احتمال زیاد نمایانگر صحنه بار عام یك پادشاه یا ابراز بندگى در مقابل یك خدا است.
- ب) نقش برجسته خونگ اژدر: این جایگاه به خونگ نوروزى نیز معروف است و در نزدیكى دریاچه میانگران (۱۲ كیلومترى شمال ایذه) واقع شده است كه نقش برجسته هاى آن مانند شاهسوار حجارى شده است.
- ۲- دوره عیلام نو: ایذه در دوره عیلام نو «آیاپیر» نامیده مى شده است و پادشاهان آن به صورت مستقل زیر نظر سوخالماهو وزیر اعظم عیلام حكومت مى نمودند. حكومت عیلام در این دوران به صورت اتحادیه اى بود و متشكل از تعدادى حكومتهاى محلى مستقل اداره مى شد.(۸) آثار این دوره عبارتند از:
- كول فره (کول فرح): كول فره برسى دره مانند در كوههاى اطراف دشت، واقع در ۷ كیلومترى شمال شرقى ایذه است كه در عصر عیلام نو به عنوان نیایشگاهى باز مورد استفاده قرار مى گرفته است. در این شكاف ۶ نقش برجسته به همراه نوشتارهاى عیلامى (میخى) اطلاعات تاریخى ارزشمندى را در اختیار مى گذارند. بیشتر این نقش برجستهها مراسم مذهبى یا میهمانى هاى هانى شاه، پسر تاهى هى (تاخى هى) حاكم دست نشانده آیاپیر از طرف شوتروك ناهونته را یادآور مى نمایند. از نكات جالب توجه این نقش برجستهها مى توان به آداب و رسوم امور مذهبى عیلام اشاره نمود كه در آن كاهنان در حال قربانى كردن حیوانات و نوازندگان در حال نواختن موسیقى و مردم یا بزرگان داراى حالتى خاص (شاید حالت خلسه) در نیایش و حمل خدایان مى باشند.(۹)
- اشكفت سلمان: تنگه اى در كوه الهك واقع در شمال غربى ایذه است. در این تنگه چهار نقش برجسته وجود دارد كه تمامى آنها به هانى تعلق دارند كه بیشتر به خانواده سلطنتى و خدایان اشاره نموده است. در این جایگاه باستانى روزگارى نیایشگاه «تاریشا» وجود داشته است.
از این دوران و سپس از دوران پارتى چندین مجسمه و چند نقش برجسته و... باقى مانده است. از این زمان به بعد، ایذه مستقل اداره و به نام الیمائید خوانده مى شد. آثار این دوره عبارتند از:
-
- خونگ یارعلى وند: در این جایگاه باستانى كه در ۳ كیلومترى خونگ اژدر واقع شده است، نقش برجسته اى شامل دو فرد الیمایى در یك مراسم آیینى وجود دارد.
- خونگ كمال وند: این جایگاه باستانى در ۴ كیلومترى شمال خونگ یار على وند واقع شده و داراى نقش برجسته اى به همراه كتیبه اى الیمایى است.
- خونگ اژدر (۲): (۱۴۲ ق. م) درست پشت تخته سنگى كه نقش برجسته عیلام قدیم قرار داشت، نقش برجسته اى متعلق به زمان پارتى ها قرار دارد كه مهرداد دوم شاه اشكانى را به همراه افراد بلندپایه الیمایى نشان مى دهد.
- قلعه كژدمك: در ارتفاعات خونگ اژدر قلعه اى از لاشه سنگ و ساروج و خشت با تاقهاى هلالى و سنگى واقع شده كه در این ناحیه به «قلعه كژدمك» معروف است. این قلعه احتمالاً در زمان اردشیر ساسانى متروك شده است.
ایذه در دوره ساسانى نیز از شهرهاى آباد و پرجمعیت به شمار مى رفت و آتشكده آن تا زمان هارون الرشید برقرار بوده است.(۱۲) از روزگار خلافت عمر بن الخطاب، واژه ایذه عربى شد و آن را ایذج خواندند. اولین رویارویى این مردم استقلال طلب تاریخ ایران با مسلمانان در سال ۱۷ هـ . ق (۶۳۸ م) رخ داد. در این واقعه نعمان بن مقرن مزنى، سردار عرب به خوزستان آمد و پس از گشودن رامهرمز، به ایذه رفت و با شیرویه حكمران آنجا صلح نمود و شهر تسلیم شد.(۱۳) در سال ۲۲ هـ . ق اولین درآمد حاصل از خراج ایذه و رامهرمز به حكومت بصره تخصیص یافت. در سال ۲۹ هـ . ق مردم ایذه در برابر ابوموسى اشعرى حاكم بصره سر به شورش برداشتند، ولى كارى از پیش نبردند.(۱۴) شهر ایذه در زمان خلفاى عباسى، كرسى ولایت بود و «ایذج الاهواز» خوانده مى شد، تا با محلى دیگر به همین نام در نزدیكى سمرقند اشتباه نشود.(۱۵) این شهر در سده ۶ هـ . ق، در دوران مغول، مركز حكومت اتابكان لرستان یا امراى فضلویه بود كه از ۵۵۰ هـ . ق توسط ابوطاهر در سرزمین لر بزرگ و بخشى از خوزستان حكومت مى كردند(۱۶) و براى نخستین بار آنان بودند كه ایذه را مالمیر یا مال امیر (ملك امیر) نامیدند.(۱۷) نخستین بار ابن بطوطه در نیمه نخست سده ۸ هـ . ق آن را به صورت مال امیر در سفرنامه خود آورده است:
| « | «از تستر (شوشتر) حركت كردیم. سه روز از كوههاى بلند راه مى رفتیم تا به شهر ایذه رسیدیم، ایذه را مال الامیر نیز مى نامند.(۱۸)» | » |
آثار دوره اتابكان لر بنایى از لاشه سنگ است كه در اشكفت سلمان پس از حفارى نمایان شد. پس از برافتادن حكومت اتابكان در ۸۵۷ هـ . ق ایذه رو به خرابى گذارد و ساكنان آن به كوچروى روى آوردند.(۱۹) همچنین آثار دوره ایلخانى و مغول از جایگاه باستانى به نام تاق طویله به صورت بنایى سنگى ـ گچى با آثار گچبرى و كاشى كارى در شهر كنونى ایذه به دست آمده است. از دوره صفویه گورستانى با شیرهاى سنگى در شاهسوار وجود دارد كه البته تا دوره قاجار هم از آن استفاده مى كردند.
- ایذه در دوران معاصر:
اوج شكوفایی تاریخ معاصرایذه مربوط به دوران مشروطیت میباشد،درعصرمشروطه مردم ایذه نیزهمراه و همگام با سایرروشنفكران و مجاهدین بختیاری فتوای روحانیت رالبیك گفتندوعلیه استبدادصغیر قاجار ،ضمن پیوستن به سپاه بختیاری ، به فرماندهی سرداراسعد بختیاری(فاتح ملی) قیام كردندوظفرمندانه پس از فتح اصفهان موفق به فتح تهران شدند. البته نقش مردم ایذه درملی شدن صنعت نفت و مقابله بااستعمارانگلیس درنفوذبه مناطق بختیاری،مبارزه باطاغوت وشركت درهشت سال دفاع مقدس و استواری آنان همچون شیرهای سنگی(بردشیر) مثال زدنی است.
[ویرایش] آثار باستانی
عروج یاشوسن به گفته بعضی مورخان همان محل قصر شوسن مذکور در تورات است که در ایذج بوده. لایارد ، عالم انگلیسی مدتی از عمر خود را در ایذه گذرانید.
۱۴ مورد اثار باستانی مربوط به سلسلههای ماقبل میلاد در ان وجود دارد از جمله ایلامیها .از دیگر اثار معروفباستانی این شهرستان میتوان اشکفت سلمان و کول فرح و خنگ اژدر یا روستای شمی و... نام برد لازم به ذکر است که مجسمه ایاپیر از روستای شمی در اورده شده است . پل ایذج یکی دیگر از آثار باستانی ایذه می باشد ،این پل از شگفتیهای قابل توجه تاریخی است, زیراجنس آن ازسنگ و ملات ساروج بوده و بر روی بستر رودخانهای خشک و بسیار عمیقی بنا شدهاست. همچنین در ایذج آتشکدهای قرار داشتهاست که تا زمان هارون الرشید فروزان بودهاست. بردگوریهای موجوددركوههای ایذه وبختیاری نیزحكایت از دین اهالی آن پیش از اسلام و در ایران باستان زرتشتی دارد. شیرهای سنگی بردشیر نیز ازآثارباستانی ایذه به شمار میروند که البته نمونههای بسیاری در دیگر نقاط بختیاری یافت میشود.
[ویرایش] اماکن جهانگردی
علرغم آب وهوای مساعد،وجودپتانسیلهای طبیعی وتاریخی گردشگری نظیر:
- دشت سوسن
- بردگوری (گوردخمه های)مربوط به ایران باستان
- منطقه توریستی تفریحی رکعت شالو ( حاشیه سد کارون ۳ )
- پل های دوقلوی شالو جايگزين پل قديم شالو
- اشكفت سلیمان (اشکفت سلمان)
- كول فرح
- خونگ اژدر
- خونگ كمال وند
- خونگ یارعلى وند
- منطقه توریستی تفریحی رکعت شالو
- منطقه حفاظت شده شالو
و دهها مورد دیگر از ایذه قطبی گردشگری ساخته است که هر روز بیشتر شاهد میزبانی آن از دوستداران طبیعت و علاقه مندان به تاریخ هستیم.
[ویرایش] صنایع دستی وقالی بختیاری
بافت قالی وقالیچههای بختیاری از دیرباز در ایذه ،مانندسایرمناطق بختیاری رونق داشته است. قالی بختیاری نوعی قالی کهن ایرانی است که در آن از نقش های حیوانات همچون بز کوهی (کل ، پازن)و کبک و... در کنار نقش گل و بوته بهره گرفته میشود البته عمده شهرت قالیهای بختیاری به دلیل بکارگیری اشکال هندسی به شکلی بسیار هنرمندانه و ذهنی باف همراه بارنگ وپشم والیاف طبیعی در آن است هرچنداگرمسئولین صنایع دستی خوزستان التفات نکننداین هنردرخوزستان به فراموشی سپرده خواهدشد... از دیگر صنایع دستی ایذه میتوان گلیم بافی ،نمد مالی ، گیوه دوزی ، چوقابافی ، شیرسنگی تراشی و...نام برد.
[ویرایش] تصاویر
|
۹e2b4f812c7ad206.jpg
کول فرح |
|||
[ویرایش] منابع و پی نوشتها
۱ـ فرهنگ جغرافیایى ایران، ج ۶. ۲ـ سایكس، پرسى، تاریخ ایران، ج ،۱ ص ۶۶ / و افشار سیستانى، ایرج، عیلام و تمدن دیرینه آن، سازمان چاپ و انتشارات، تهران، ،۱۳۷۲ چاپ اول، ص ۲۹۷. ۳/ Diodorus Sisulus, Bibletheque Historique of Didore de Sicile. ۴ـ پیرنیا، حسن، تاریخ ایران باستان، دنیاى كتاب، تهران، ،۱۳۸۱ ص ۱۶۹۲. ۵ـ اقتدارى، خوزستان و كهگیلویه و مسنى، تهران، ،۱۳۵۹ ص ۸۳۱. ۶ـ آمیه، پیر، تاریخ عیلام، ترجمه شیرین بیانى، دانشگاه تهران، ،۱۳۴۹ ص ۵۲. ۷ـ ژاله آموزگار و تاریخ ایران باستان، سمت، تهران، ،۱۳۸۰ ص ۱۵۲. ۸ـ آمیه، همان، ص ۴۵. ۹ و ۱۰ـ رشیدبان، نیره زمان، نگاهى به تاریخ خوزستان، ص ۲۳۵. ۱۱ـ پلوتارك، كتاب اسكندر، بند ۹۴ / و پیرنیا، همان. ۱۲ـ یاقت حموى، معجم البلدان، ج ،۱ ص ۴۱۶. ۱۳ـ ابن اثیر، الكامل، اخبار ایران، ص ۲۲۶. ۱۴ـ بلاذرى، فتوح البلدان، ترجمه آذرنوش، تهران، ،۱۳۴۶ ص ۲۵۱. ۱۵ـ مصاحب، غلامحسین، دایرة المعارف فارسى، ج ،۳ ص ۲۶۰۷. ۱۶ـ افشار سیستانى، ایرج، خوزستان و تمدن دیرینه آن، ج ،۱ ص ۲۳۴. ۱۷ـ افشار، همان، ج ،۲ ص ۸۴۷. ۱۸ـ ابن بطوطه، سفرنامه، ج ،۱ ص ۲۰۵. ۱۹ـ امام شوشترى، تاریخ جغرافیایى خوزستان، تهران، ،۱۳۳۱ ج ،۱ ص ۲۱۰. ۲۰ـ مصاحب، همان، ج ،۱ ص ۳۲۵. ۲۱ـتاریخ ایذه وبختیاری،دکترمنصورامانی