زبان معیار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

زبان معیار

زبان معیار(سنجه)[ویرایش]

  • زبانی است که دانش آموختگان و فرهیختگان آن را چه در نوشتار و چه در گفتار به کار می‌گیرند.[۱]
  • زبان معیار آن گونه‌ی زبانی است که در مطبوعات به کار می‌رود و در مدارس تدریس می‌شود. علاوه بر این، زبان گونه‌ای است که افراد تحصیل کرده بدان تکلم می‌کنند و در پخش اخبار و سایر موقعیت‌های مشابه به کار می‌رود.[۲]
  • زبان معیار گونه‌ای معتبر از یک زبان است که بیشتر به وسیله‌ی گویندگان تحصیلکرده‌ای که در مراکز فرهنگی و سیاسی یک کشور زندگی می‌کنند، به کار می‌رود. این گونه غالباً زبان رسمی در آموزش، رسانه‌های گروهی، نوشتار و سایر موقعیت‌های مشابه است.[۳]
  • زبان معیار زبانی است که در ورای لهجه‌های محلی و اجتماعی رایج در یک کشور قرار دارد و وسیله‌ی ارتباط اجتماعی، علمی و ادبی کسانی است که ممکن است در شرایط دیگر به لهجه‌های محلی یا اجتماعی خاص خود تکلم کنند. این زبان معمولاً همان زبان درس خواندگان است و غالباً با زبان نوشتار یکی است.[۴]
  • زبان معیار یکی از گونه‌های زبانی رایج در جامعه زبانی است که با تغییراتی كه در صورت و ساخت و نیز نقش و كاركرد آن ایجاد می‌گردد از سوی اكثر افراد جامعه زبانی به عنوان الگوی زبانی معتبر پذیرفته می‌شود و در نوشتارهای رسمی و گفتارهای برنامه ریزی شده به كار می‌رود.[۵]
  • هر زبانی با توجه به شرایطی مانند تعلق اهل آن به منطقه جغرافیایی و طبقه‌ی اجتماعی معین و جنسیت و قومیت و سن و تحصیلات سخن‌گویان، گونه‌های متعددی دارد که از میان آن‌ها یک گونه اعتبار بیشتری دارد، این گونه‌ی خاص زبان معیار نامیده می‌شود.[۶]

ویژگی‌ها[ویرایش]

با توجه به این تعریف باید دید که چه گونه‌ای از زبان می‌تواند به آن درجه برسد که دانش آموختگان و فرهیختگان آن را به کار گیرند. به نظر بارچ گونه زبانی که بتواند به طور طبیعی به زبان معیار تبدیل شود باید دارای ویژگی‌های زیر باشد:

  • یک گروه معتبر سیاسی و اقتصادی و تحصیلی آن را به کار برند.
  • دارای ادبیات تاریخی و نویسندگان بزرگ باشد.
  • در یک منطقه مرکزی جغرافیایی رواج داشته باشد.[۷]

همچنین رنجبر نیز سه ویژگی دیگر بدان می‌افزاید:

  • سهولت گویش.
  • تعداد گویشوران اصیل و غیر اصیل در مقایسه با سایر گونه‌های زبان.
  • محبوبیت و مقبولیت گویش در بین گویشوران سایر گویش‌ها.[۸]

منابع[ویرایش]

  1. میرجلال‌الدین کزازی (۱۳۷۶)، پرنیان پندار، روزنه، تهران
  2. ترادگیل، پیتر (1376)، زبان شناسی اجتماعی، ترجمه‌ی محمد طباطبایی، آگاه، تهران
  3. مدرسی، یحیی، (1368)، درآمدی بر جامعه شناسی زبان، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران
  4. صادقی، علی اشرف (1362)، زبان معیار، نشر دانش، سال سوم، شماره‌ی 4، ص 16-21
  5. سارلی، ناصرقلی (1387)، زبان فارسی معیار، هرمس، تهران
  6. رنجبر، وحید (1391). زبان و زبان‌گونه‌ها. کرمانشاه: باغ‌نی
  7. Bartsch, Renate (1987), Norms of Language, Longman, London;
  8. رنجبر، وحید (۱۳۸۸)، کردی معیار کرمانشاه، نقد حال