ابن خردادبه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

ابوالقاسم عُبیدالله بن عبدالله اِبْن خُرْدادْبِه‌ْ (خرداذبه)*[۱] (۲۱۱ق=۸۲۶م/حدود ۳۰۰ق=۹۱۲م) جغرافی‌دان، تاریخ‌نویس و موسیقی‌شناس ایرانی (خراسانی) سده ۳ق و نویسنده کتاب المسالک و الممالک است. او یکی از شاگردان نامدار اسحاق موصلی است.[۲]

نیایش ابن خرداد از نجبای زرتشتی بود که توسط برمکیان اسلام آورد و پدرش فرمان‌دار طبرستان و او خود از کارگزاران دستگاه عباسی و مأمور دیوان برید (مدیر کل پُست و اخبار) در سرزمین پهلویان «بلادالبهلویین» یا همان ماد کهن بود.[۳]

به نوشته ابن ندیم، ابن خردادبه، زرتشتی بود که به دست برمکیان اسلام آورد و اداره نامه‌رسانی در نواحی جبل با او بود. (جبل نام شهرهایی است که در میان آذربایجان، عراق، خوزستان، فارس و دیلم است).[۲]

زندگی[ویرایش]

عبیدالله آنسان که پیداست در خراسان متولد شده ولی به هر حال پرورش او در بغداد پایتخت خلافت عباسی بود که در آن زمان دوران شکوفایی خود را می‌گذراند. ابن خردادبه در بغداد با بزرگان دانش و هنر آن روزگار ارتباط پیدا نمود و در هنر و ادب نزد اساتید برجسته‌ای چون اسحاق موصلی تربیت یافت.[۴]

او ندیم و نزدیک دربار معتمد عباسی و رئیس سازمان برید در ناحیه جبال بود. اینکه معتمد عباسی چندان اهل سیاست و مملکت داری نبوده و برادرش الموفق خلافت را در اختیار داشته، نشان می‌دهد که منزلت ابن خردادبه در نزد خلیفه کمتر وجه سیاسی داشته یا دست کم دارای اهمیت سیاسی اندکی بوده‌است.[۴]

دربارهٔ مذهب ابن خردادبه ذکر خاصی در منابع دیده نمی‌شود. چه بسا او تابع آرای رسمی دوران خویش بوده‌است. در آن دوران، اتهام خدشه در دین و باورها به ویژه دربارهٔ ایرانیان بسیار رایج بوده ولی گویا ابن خردادبه از این جهت مورد اعتراض واقع نشده‌است. در مورد تاریخ درگذشت او اتفاق نظر نسبی وجود دارد. او در سال ۳۰۰ق یا کمی پس از آن بعد از یک زندگی طولانی از دنیا می‌رود.[۴]

دانش ابن خردادبه[ویرایش]

مسعودی در کتاب مروج‌الذهب به گفتگوهای معتمد عباسی و ابن خردادبه در مورد موسیقی اشاره دارد بنابراین می‌توان چنین گمان کرد که تبحر او در موسیقی و آوازخوانی در نزدیکی او به خلیفه نقش بسزایی داشته‌است. در هر روی ابن خردادبه از همان آغاز بیشتر جغرافی‌دان و صاحب مسالک و ممالک محسوب می‌شد و آثار او در مورد موسیقی دارای اهمیت ثانوی بود.[۴] ابوالفرج اصفهانی دربارهٔ او می‌نویسد که در آنچه می‌گوید و در کتاب‌های خود می‌آورد تحقیق زیاد نمی‌کند.[۵]

محمد مقدسى‌ پيرامون‌ جغرافى‌نگاران‌ سلف‌ خود مى‌نويسد: «در كتاب‌ جيهانى‌ همة مطالب‌ اصلى‌ مندرج‌ در آثار ابن‌ خردادبه‌ آمده‌».[۶]

جغرافیا[ویرایش]

نقشه شبکه داد و ستد بازرگانان یهودی راذانیه در اوراسیا که در کتاب مسالک و ممالک ابن خردادبه گزارش شده‌است.

ابن خردادبه نویسنده اولین کتاب باقی مانده دربارهٔ جغرافیای اداری است. آنسان که پیداست او اولین جغرافی‌دانی که به عربی نوشته‌است، نیست ولی کتاب او اولین کتابی است که مانند نسخه ابتدایی آن باقی مانده.[۷] او راهنمایی برای مسافران نوشت و راه دریایی‌ای را که از ریزشگاه دجله به خلیج فارس در نزدیکی ابله آغاز می‌شد و به چین و هندوستان می‌رسید، توصیف کرد.[۸]

او احتمالاً نویسنده نخستین اثر با عنوان عمومی مسالک و ممالک است و نخستین فردی است که کتابی در جغرافیای اقتصادی گردآوری کرده. ابن خردادبه از سنت ایرانی در جغرافی‌نگاری پیروی نموده که در آن برای مسائل مربوط به خراج و محصولات و معادن سرزمین‌ها اهمیت فراوان قایل بوده‌اند. او افزون بر پیروی از سنت ایرانی، از اثر جغرافیایی بطلمیوس نیز بهره گرفته‌است.[۴] به هر حال پیروی او از بطلمیوس ناچیز است همچنان که در نام بردن از بخش‌های دنیا از کیهان‌شناسی ایرانی پیش از اسلام و نه یونانی بهره می‌برد. وی همچنین واژهای پارسی پیش از اسلام در کشورداری را بسیار بکار برده و نگاهی ویژه و در خور به تاریخ ایران پیش از اسلام دارد. این موارد خود بیانگر وجود منابع بومی ایرانی در دانش جغرافیا در هنگام نوشتن کتاب است.[۹]

موسیقی[ویرایش]

ابن خردادبه بهرهمند از آموزش‌های اسحاق موصلی در موسیقی و ادبیات بود. خطبه‌های مشهور او در حضور معتمد خلیفه شامل اطلاعات و جزئیاتی دقیق از قدیمی‌ترین سنت‌های موسیقایی عرب است. یکی از مباحث مهم ابن خردادبه، مسأله کارسازی موسیقی عرب از ایرانیان است. او باور داشت افزون بر این تأثیر، تا سه سده موسیقی ایران به روشنی در موسیقی عرب مشهود بوده‌است.[۱۰]

او در گفتگو با معتمد عباسی می‌گوید موسیقی ایرانیان به وسیله عود و سنج که ویژه آنهاست، بوده‌است و آنها نغمه‌ها و آهنگها و پرده‌ها و دستگاه‌های شاهانی داشتند که هفت دستگاه بوده. موسیقی مردم خراسان و فرای خراسان به وسیله زنگ نواخته می‌شده که هفت بار داشت و نغمه آن چون سنج بوده. موسیقی مردم ری و طبرستان و دیلم به سه‌تار نواخته می‌شده و ایرانیان سه‌تار را بر بسیاری سازهای دیگر مقدم می‌داشتند.[۱۱]

او همچنین می‌گوید موسیقی ذهن را لطیف و اخلاق را ملایم و جان را شاد و قلب را دلیر و بخیل را بخشنده می‌کند و با نبیذ غم توان‌فرسا را می‌برد و نشاط می‌آورد و غم می‌زداید. او درباره نغمه‌گر ماهر، می‌گوید نغمه‌گر ماهر کسی است که به نفس خود مسلط باشد و با ظرافت از دستگاهی به دستگاهی رود و نغمه‌های گوناگون آرد.[۱۲]

گفت‌وگوی معتمد عباسی و ابن خردادبه درباره موسیقی[ویرایش]

«مسعودی در مروج الذهب به گفتگوی معتمد عباسی و ابن خردادبه درباره موسیقی پرداخته که همانندی بسیاری با گفتگوی خسروقبادان با ریدیک درباره خنیاگری دارد.

هنگامی که معتمد از ابن خردادبه درباره موسیقی می‌پرسد او پس از اندکی زمینه‌چینی که بی گمان برگرفته از افسانه‌های انیرانی (ناایرانی) است، سپس به موسیقی ایرانیان می‌رسد و درباره آن این‌گونه می‌گوید: موسیقی ایرانیان به وسیله عود و سنج بود که ویژه آن‌ها بود و نغمه‌ها، آهنگ‌ها، پرده‌ها و دستگاه‌های شاهانی داشتند. (که منظور همان سرودهای خسروانی است)

در دنباله آن می‌گوید: رسم ملوک بود که با آهنگ موسیقی می‌خفتند که شادی در جانشان روان شود. ملوک عجم جز به آهنگ مطرب یا افسانه‌ای شیرین نمی‌خفتند. و سپس از یحیی بن خالدبن برمک سخن به میان می‌آورد که: موسیقی آن است که تو را شاد کند و برقصاند و بگریاند و اندوهگین کند و جز آن هرچه باشد رنج و بلاست.

معتمد گفت: نکو گفتی... صفت نغمه‌گر کارآزموده چیست؟

ابن خردادبه گفت: نغمه‌گر استادکار کسی است که به نفس خود چیره باشد و با ظرافت از دستگاهی به دستگاهی رود و نغمه‌های گوناگون آرد...

و پرسش‌های دیگر درباره گونه‌های موسیقی - دستگاه‌ها و ترتیب آن‌ها که ابن خردادبه آن پاسخ می‌دهد و در پایان می‌گوید: موسیقی ذهن را لطیف و خوی را ملایم و جان را شاد و قلب را دلیر و بخیل را بخشنده می‌کند، آفرین بر خردمندی که موسیقی را پدید آورد.»[۲]ن


آثار[ویرایش]

از آثار وی تنها دو اثر المسالک و الممالک (راه‌ها و کشورها) و مختار من کتاب اللهو و الملاهی بجا مانده‌است. آثار دیگری که از او شناخته شده اینها هستند[۱۳][۱۰]:

  • کتاب المسالک و الممالک (کتاب مسلک‌ها و سرزمین‌ها): در زمینه جغرافیای توصیفی.
  • کتاب ادب السّماع (آداب سماع): چگونگی شنیدن صداها یا آداب در موسیقی.
  • کتاب جمهرة انساب الفرس و النّوافل (یا النّواقل)
  • کتاب الطبیخ
  • کتاب اللّهو و الملاهی (تفریح و آلات موسیقی): درباره انواع سازها و دستگاه‌های موسیقی در عهد ساسانی و شرحی از زندگانی باربد و سرکش.
  • کتاب الشراب
  • کتاب الانواء
  • کتاب الندام و الجلساء (یا النّدماء و...) (ندیمان و هم‌نشینان)
  • کتاب الکبیر فی التاریخ (احتمالاً همان کتاب اخبار)
  • کتاب طبقات المغنیین (طبقه‌های رامشیان)

احتمالاً فهرست آثار ابن خردادبه ناقص است. مسعودی به اثر مهم تاریخی او که شامل اطلاعات مهمی درباره تاریخ غیر عرب و پادشاهان آنها بوده اشاره می‌کند.[۴]

پانویس[ویرایش]

  1. نام او را به اختلاف آورده‌اند؛ گرچه نام او در ابتدای المسالک و الممالک «عُبِیدالله بن عبدالله بن خردادبه» آمده ولی ابن ندیم در الفهرست وی را «ابوالقاسم عبیدالله بن احمد بن خردادبه» خوانده‌است. (ابن خردادبه، دربارهٔ مؤلف و اثر)
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ هفته‌نامه‌ی امرداد، شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۱، سال سیزدهم، شماره ۲۸۸، ص ۵.
  3. ستایشگر، ۲۵
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ ۴٫۵ ابن خردادبه، دربارهٔ مؤلف و اثر
  5. اصفهانی، ۵۰۴
  6. زندگینامه ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله ابن خردادبِه‌ (خرداذبه) citytomb.com
  7. C. EDMUND BOSWORTH. «EBN ḴORDĀḎBEH»(انگلیسی)‎. دانشنامه ایرانیکا. بازبینی‌شده در ۲ مه ۲۰۰۹. 
  8. حسن، ۲۷۰
  9. Josef W. Meri. Medieval Islamic Civilization: An Encyclopedia. Routledge، ۲۰۰۶. 360 pp. ISBN 0-415-96691-4. 
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ستایشگر، ۲۶
  11. مسعودی، ۶۱۸
  12. مسعودی، ۶۲۰
  13. عنایت‌الله رضا، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، سرواژه ابن خردادبه

منابع[ویرایش]

  • ابن خردادبه. مسالک و ممالک. ترجمهٔ سعید خاکرند. چاپ نخست. تهران: میراث ملل، ۱۳۷۱. 
  • اصفهانی، ابوالفرج. برگزیده الاغانی (جلد اول). ترجمه، تلخیص و شرح: محمد حسین مشایخ فریدونی. چاپ اوّل. شرکت انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۶۸. 
  • حسن، ابراهیم حسن. تاریخ سیاسی اسلام، از آغاز تا انقراض دولت اموی. ترجمهٔ ابوالقاسم پاینده. چاپ چهارم. تهران، ۱۳۶۰. 
  • ستایشگر، مهدی. نام نامهٔ موسیقی ایران زمین جلد سوّم. چاپ اوّل. تهران: اطلاعات، ۱۳۷۶. ISBN 964-423-377-8(جلد ۳). 
  • مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین. مروج الذهب (جلد دوم). ترجمهٔ ابوالقاسم پاینده. چاپ سوم. شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵. 

پیوند به بیرون[ویرایش]