دعبل خزاعی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

با بنیاد دعبل خزاعی اشتباه نشود

دِعبِل خُزاعی (زاده ۱۴۸-درگذشته ۲۴۵ قمری) با نام کامل ابوعلی، دعبل بن علی بن رزین بن عثمان بن عبدالله بن بُدیل بن ورقاء خزاعی کوفی، شاعر، ادیب و عالم شیعی که مدیحه‌سرا و ذاکر فضایل اهل بیت بود. مرقد این شاعر در شهر شوش دانیال از توابع استان خوزستان است. همه ساله در این شهر کنگره بین‌المللی شعر دعبل خراعی برگزار می‌شود. نصب و برداشتن مجسمه این شاعر از جمله موضوعات بحث برانگیز در سال‌های اخیر بود. گروهی به دلایل نامشخص مجسمه این شاعر را از سطح شهر حذف کردند.

زندگی[ویرایش]

نام اصلی او، محمدبن علی خزاعی است که «ابوعلی» یا «ابوجعفر» هم به او می‌گفتند، شاعر مشهور شیعه و در رده اول شاعران عرب بود که در سال ۱۴۸ هجری قمری در زمان جعفر صادق، امام ششم شیعیان در کوفه بدنیا آمد. پدرش رزین خزاعی بود و جد اعلای او عبدالله بن بدیل، صحابی و سفیر پیغمبر اسلام و از اصحاب علی بن ابی‌طالب بود که به همراه قبیله خزاعه در صفین، با معاویه جنگید و با سه برادرش در این جنگ به شهادت رسید. خاندانش از بیوتات قدیم شیعه و راوی حدیث و شاعر و برادرش علی و پسر عمویش «ابوالشیص» همگی شاعر بودند. موطن اصلی او کوفه بود.

نصب و حذف مجسمه دعبل در شهر شوش[ویرایش]

اوایل دهه ۷۰ شمسی بود که شهرداری شوش اقدام به ساخت مجسمه نمادین برای دعبل خراعی کرد. شهرداری نام یکی از میادین اصلی این شهر را نیز به میدان دعبل خراعی تغییر داد. پس از چند ماه بدون اظهار نظر خاصی درباره دلایل برکناری مجسمه، این اثر هنری از محلش برداشته شد و به محوطه حرم دعبل خزاعی منتقل شد.[۱] میدان دعبل خراعی نیز به نامی دیگر تغییر نام داد. پس از سال‌ها که این مجسمه در گوشه‌ای از حیاط حرم نگهداری می‌شد، مجدد این مجسمه را به انبار شهرداری شهر شوش منتقل کردند. پس از حدود ۲۰سال فعالان اجتماعی شهر شوش نصب مجدد این مجسمه که یکی از مولفه‌های هنری فرهنگی شهر بود را خواستار شدند. در این خصوص نماینده مردم شهرستان شوش در مجلس شورای اسلامی ایران نیز در آستانه ثبت جهانی این شهر تاکید به نصب مجدد این مجسمه کرد. رئیس شورای شهر شوش و دیگر هنرمندان نیز خواستار نصب این مجسمه در شهر شدند. در این رابطه رسانه‌های مختلفی از جمله خبرگزاری‌های فارس، ایسنا و مهر گزارش و خبرهایی منتشر کردند.[۲][۳]

شکسته شدن مجسمه[ویرایش]

پس از مدتی که قرار بود مجسمه دعبل خزاعی بعد از ۲۰ سال دوباره در شهر شوش جانمایی شود، خبرگزاری‌ها خبر از شکسته شدن این مجسمه دادند. برخی ابهامات در خصوص تعمدی بودن این کار نیز در برخی خبرگزاری‌ها منتشر شد. [۴]خبرگزاری میراث فرهنگی در این خصوص نوشت که به دلیل نگه داری غیراستاندارد مجسمه توسط شهرداری شوش این اتفاق صورت گرفت. [۵]

کودکی تا جوانی[ویرایش]

دوران کودکی و نوجوانی را در کوفه و بصره گذراند و بعد به بغداد رفت و مشغول تحصیل علم شد. شعر و ادب عربی را از مسلم بن ولید انصاری ملقب به «صریح الغوانی» که شاعر هارون الرشید و برامکه بود، فرا گرفت و از همان جوانی به سرودن شعر پرداخت. او زمان چهار امام شیعه (جعفر صادق، موسی کاظم، رضا و جواد) را درک کرد و در واقع همزمان با چند خلفای عباسی (مهدی، هادی، هارون، امین، مأمون، معتصم، واثق، متوکل) هم بود. زمانی هم که علی بن موسی الرضا، امام هشتم شیعیان، ولایتعهدی مأمون عباسی را قبول کرد و از مدینه به خراسان آمد، دعبل به همراه ابراهیم بن عباس صولی، شاعر دیگر شیعه، عازم زیارت رضا شدند. هر دو شاعر در «مرو» نزد رفتند و قصیده خود را در مرثیه حسین و مناقب آن و سایر بنی هاشم انشا نمودند. قصیده دعبل که حماسه تاریخ بنی هاشم و منقبت نامه آل علی بود، بسیار مورد توجه قرار گرفت و علی بن موسی الرضا و اهل بیت او و مأمون، خلیفه عباسی را به گریه انداخت.[نیازمند منبع] سپس علی بن موسی الرضا ده هزار درهم از سکه‌هایی که بنام خود او ضرب شده بود، به دعبل داد و آنگاه به درخواست دعبل، جبه‌ای از جامه‌های شخصی خود را نیز به دعبل بخشید. مأمون عباسی هم پنجاه هزار درهم به او صله داد.

تمام محدثان و مورخان و تذکره نویسان از این قصیده ستایش کرده و تمام یا قسمتی از آن را نقل کرده‌اند. این مرد شاعر، مدت ۶۰ سال پیاپی شاعری کرد. دعبل خزاعی سفرهایی به کشورهای آسیایی و آفریقایی، (دمشق، مصر و مغرب، ری و خراسان) کرد و امرای آن بلاد را مدح گفت. در خراسان «عبدالله بن طاهر ذوالیمین» شصت هزار درهم به او صله داد و هر یک روز در میان که به دیدن او می‌رفت، اهالی قم سالی پنجهزار درهم برای او صله می‌فرستادند. دعبل تعصب شدیدی به طرفداری از ائمه اطهار داشت. طبعش ظریف و زودرنج بود و زبانی گزنده داشت. خیلی زود از اشخاص می‌رنجید و از این جهت، به بعضی افراد بد می‌گفت و حرفهای هجو می‌زد. خلفا به خاطر مداحیش، او را تحمل و عفو می‌کردند ولی دیگران به دشمنی او برمی خاستند. البته علمای شیعه می‌گویند که این شاعر شیعه، فقط دشمنان و مخالفان اهل بیت را هجا می‌گفته‌است. او که اراده‌ای قوی و روحی شجاع و گستاخ داشت، تا آخر عمرش، دست از هجای مخالفان نکشید تا جائی که این کار او، باعث مرگ او شد. زمانی که در بغداد، «مالق بن طوق تغلبی» که از افراد بانفوذ عرب بود، در صدد قتل او برآمد، دعبل به بصره فرار کرد و سپس راه اهواز را در پیش گرفت. مالق به شخصی ده هزار درهم داد و او را مأمور قتل دعبل کرد. زمانی که او در یکی از آبادی‌های شوش به نام طیبه بود، آن مرد بعد از نماز عشاء، با نوک عصای دشنه مانند زهرآگین خود، زخمی به پشت پای دعبل زد که او را مسموم نمود و روز دیگر بر اثر جراحت آن، در گذشت. سن او درموقع وفاتش بیشتر از ۹۷ سال و تاریخ وفاتش سال ۲۴۵ قمری و مدفن او در شوش است. البته درباره تاریخ وفات و چگونگی مرگ و محل قبر او، روایات و افسانه‌هایی در کتب تاریخ ذکر شده که هیچکدام صحیح بنظر نمی‌رسد.

دعبل از راویان حدیث هم بود، شیعیان احادیث او را معتبر می‌دانند مخصوصا حدیثی که از امام رضا درباره ظهور موعود روایت نموده‌است. ولی محدثین سنی، اخبار او را به سبب تشیع او، ضعیف می‌دانند. از راویان حدیث دعبل، می‌توان احمدبن ابی داود، ابوالصلت هروی، موسی بن حماد یزیدی، عبدالله بن سعید الاشقری، علی بن الحکیم، هارون بن عبدالله مهلبی را نام برد.

از این شاعر سه اثر یاد شده‌است، طبقات الشعراء، الواحده فی مناقب العرب و مثالبها، و دیوان اشعار او که ابوبکر صولی در ۳۰۰ ورق جمع‌آوری و بعد حمزة بن حسن اصفهانی و از متأخرین شیخ محمد سماوی، مجموعه‌های دیگری از آن ترتیب داده‌اند، اشعار او در مدح و رثاء و هجاء و حماسه و عتاب و محاجه و غزل و نصیحت و حکمت است ولی این دیوان هنوز به چاپ نرسیده‌است. قصیده تائید دعبل را که از بهترین و عالی‌ترین نمونه‌های مدح در ادب عرب است عده‌ای از بزرگان شیعه مانند علامه مجلسی و سید نعمت الله جزائری شرح کرده‌اند و مضامین آنها در اشعار سایر شاعران شیعه تکرار شده‌است. از این شاعر برزگ دو پسر بنام‌های عبدالله و حسین باقی ماند که حسین، خود شاعری مشهور شد.
لازم به ذکر است که کل دیوان دعبل خزاعی در سال ۱۳۹۱ هجری شمسی در کتابی تحت عنوان «تحلیل، شرح و ترجمه دیوان دعبل خزاعی» توسط دکتر حیدر سهرابی ترجمه و شرح گردید. این کتاب به شیوه‌ای ابتکاری نوشته شده و در ترجمه ابیات، معنای کلمات مشکل نیز به صورت جداگانه ارائه شده است.

آثار[ویرایش]

گفته‌اند دیوان او نزدیک سیصد ورقه بوده که صولی آنرا جمع‌آوری کرده‌است. دعبل ۴ کتاب تألیف کرده‌است:

  • الواحده فی المثالب العرب و مناقبها، در این کتاب سیاست بنی‌امیه را نکوهش کرده
  • طبقات الشعرا، از مهم‌ترین منابع ادبی می‌باشد شامل زندگی شاعران قبل از دعبل است.
  • وصایا الملوک،
  • دیوان شعر دعبل، شامل حدود هزار و چهارصد بیت شعر از دعبل است. (کل دیوان در سال ۱۳۹۱ توسط دکتر حیدر سهرابی تحلیل، شرح و ترجمه شده است)

قصیده مدارس آیات[ویرایش]

قصیده‌ای قصیده «مدارس آیات» از دعبل، قصیده‌ای مشهور در مدح اهل بیت که گفته‌اند از بهترین نوع مرثیه‌هایی است که در این زمینه سروده شده‌است.

بخشی از قصیده «مدارس آیات»:

نبي الهدي صلي عليه ملكيه و بلغ عنا روحه التحفات
اخاخاتم الرسل المصفي من القذي و مفترس الابطال في الغمرات
افاطم لو خلت الحسين مجدلاً و قدمات عطشاناً بشط الفرات
و اذن للطمت الخد فاطم بعده و اجريدت دمع العين في الوجنات
  • پیامبر اسلام پیغمبر هدایت است و خدا بر او درود فرستاد و دعا می‌کنم که خداوند درودهای ما را به روان پاک او برساند
  • او (علی) برادر خاتم پیامبران که از تمام پلیدی‌ها مبرا و دور و از بین برنده کافران و مشرکان است.
  • ای فاطمه اگر حسین را در کربلا بر روی زمین می‌دیدی که در کنار رود فرات با لب تشنه جان سپرده‌است...
  • آنگاه از شدت حزن و اندوه دست به صورت می‌زدی و اشک چشم بر گونه‌های خود جاری می‌کردی.

منابع[ویرایش]

  • لغت‌نامه دهخدا

«تحلیل، شرح و ترجمهٔ دیوان دعبل خزاعی» تالیف دکتر حیدر سهرابی، انتشارات مگستان