زبان پارسی باستان
زبان پارسی باستان نیای بزرگِ زبان فارسی امروزیاست و در تقسیمبندی زبانشناختی[۱] یکی از زبانهای شاخهٔ غربی زبانهای ایرانی باستان محسوب میشود. پارسی باستان چنان که از نامش بر میآید زبان قدیم پارسیان بوده و بسیاری از کتیبههای شاهان هخامنشی به این زبان نوشته شدهاست. پارسی باستان با زبان اوستایی و به تبع آن زبان سنسکریت خویشاوندی نزدیکی دارد.
محتویات |
[ویرایش] ریشه و پیشینه
زبان فارسی باستان که در دوران پیش از حمله اسکندر به ایران زبان دربار هخامنشی بوده از زبانهای ایرانی جنوب غربی میباشد. این زبان با زبان مادی فاصلهای بسیار نزدیک داشته که احتمالا دو گویش از یک زبان بودهاند. زبان فارسی باستان که از زبانهای هندواروپایی محسوب میشود که احتمالا در پدیده مهاجرت آریاییان بههمراه زبانهای مادی و اوستایی وارد فلات ایران شدهاست. این زبان پیش از ورود به سرزمین پارس در جنوب غربی ایران، بر اساس آنچه از کتیبه شلمانسر سوم، پادشاه آشوری بدست آمده در حوالی دریاچه ارومیه رایج بودهاست. در این کتیبه که به سده نهم پیش از میلاد باز میگردد برای نخستین بار نام پارس در زبان آشوری بصورت پارسوا ذکر شدهاست. واژه پارسوا(pārćwa) شکل قدیمیتر واژه پارس(pārsa) دانسته شدهاست.[۲] نخستین سند رسمی زبان فارسی باستان کتیبه بیستون در حوالی کرمانشاه است که به فرمان داریوش یکم نوشته شدهاست. داریوش که این کتیبه از زبان او نقل شده، زبان بکار رفته در آن را زبان آریایی معرفی میکند.[۳] بههمین جهت احتمال این وجود دارد که زبان مادی و فارسی باستان و نیز زبانهای شرقی ایرانی همگی تحت نام آریایی بوده و گویشها و لهجههایی جداگانه در هر منطقه داشتهاند. دوره آغاز تکلم به زبان فارسی باستان در میان پارسیان مشخص نیست اما از شواهد و قرائن زبانشناختی و مقایسه با زبانهای اوستایی و سنسکریت که همدوره زبان فارسی باستان هستند چنین بهنظر میرسد که زبان فارسی باستان مدتها پیش از دوره هخامنشیان نیز تکلم میشد و اشتباههای نگارشی و دستوری در کتیبههای متاخر دوره هخامنشی این حقیقت را القا میکند که فارسی باستان در دهههای پایانی حکومت مزبور احتمالا زبانی خاموش بودهاست. زبان فارسی باستان یکی از معدود زبانهای هندواروپایی دوره باستان است که در زمان رواجش مکتوب شده و اسناد مطالعه زبانی برای امروز بجای گذاشته و از اینرو در بسیاری از پژوهشهای زبانشناختی بهعنوان ثابت بکار میرود.[۴] زبان فارسی میانه یا پهلوی ساسانی که زبان رسمی ایران در دوره ساسانی بوده از فارسی باستان منشعب شدهاست. زبان فارسی و سایر زبانهای ایرانی جنوب غربی که از زیرمجموعههای زبان پهلوی ساسانی هستند همگی از فارسی باستان ریشه گرفتهاند.[۵]
[ویرایش] دگرگونی زبانی فارسی باستان
کتیبههای سده چهارم پیش از میلادی در دوره هخامنشی که به اردشیر دوم و اردشیر سوم هخامنشی مربوط میشود ضمن داشتن اشکالات و تفاوتهای فاحش با زبان فارسی بکار رفته در کتیبههای قدیمی تر مانند بیستون، خبر از انقلاب و دگرگونی زبان فارسی در آن دوره را میدهد که گاهی به فارسی پیشامیانه یا فارسی باستان متاخر موسوم شدهاست. زبان فارسی باستان در این دوره به فارسی میانه تبدیل شد که آن زبان نیز بعدها فارسی نو را پدید آورد. پروفسور ژیلبر لازار ایرانشناس مشهور اهل فرانسه در این مورد اینچنین گفتهاست:[۶]
| « | زبانی که امروزه بهنام فارسی نو میشناسیم و در دوران نخستین اسلامی به پارسی دری شهره بود را میتوان به عنوان دنباله زبان فارسی میانه، که زبان رسمی، دینی و ادبی ایران ساسانی بود طبقهبندی کرد که خود این زبان اخیر نیز بازمانده زبان فارسی باستان، زبان دربار هخامنشیان بودهاست. برخلاف سایر گویشها و زبانهای باستانی و جدید ایرانی مانند اوستایی، پارتی، سغدی، کردی، پشتو و غیره، زبان فارسی نو بدنبال فارسی میانه در نمودار درختی زبانهای ایرانی در امتداد یکدیگر قرار میگیرند.. | » |
زبان فارسی میانه که به دنبال فارسی باستان پدید آمد را گاهی پهلوی نیز نامیدهاند. این زبان پس از دگرگونی گسترده زبان فارسی باستان هم در آواشناسی و هم در ساختار و دستور زبان بصورتی سادهتر از نیای باستانی خود شکل گرفت.
[ویرایش] آثار به این زبان
آثار بهجا مانده از این زبان به خط میخی هخامنشی است که از قرن ششم تا قرن چهارم پیش از میلاد نگارش یافته اند. البته یک نمونه کتیبه هم در نقش رستم یافت شدهاست که به نظر میآید به زبان پارسی باستان است ولیکن به خط آرامی نوشته شدهاست و احتمال میرود که بعد از دورهٔ هخامنشی تحریر شده باشد. تنها چند واژه از آن تا کنون خوانده شدهاست.[۷]
[ویرایش] نمایی از دستور زبان
در این زبان سه جنس مذکر و مؤنث و خنثی و سه شمار، مفرد و مثنی و جمع هست و کلمه با توجه به نقش نحوی آن صرف میشود. پارسی باستان دارای هشت حالت دستوری بودهاست.[۸] بدین ترتیب: نهادی، مفعولی، وابستگی، ندایی، ازسویی، ابزاری، کنشگیری و مکانی.[۹]
[ویرایش] واژه نامه
| هند و ایرانی اولیه | پارسی باستانی | پارسی میانه | پارسی نوین | معنی |
|---|---|---|---|---|
| * | Ahuramazda | Ohrmazd | Ormazd ارمزد | اهورا مزدا |
| *açva | aspa | asp | asb اسب | اسب |
| *kāma | kāma | kām | kām کام | دهان |
| *daiva | daiva | div | div دیو | نفوذ ناپذیر |
| drayah | drayā | daryā دریا | دریا | |
| dasta | dast | dast دست | دست | |
| *bhāgī | bāji | bāj | bāj باج/باژ | باج |
| *bhrātr- | brātar | brādar | barādar برادر | برادر |
| bhūmī | būmi | būm | būm بوم | سرزمین |
| *martya | martya | mard | mard مرد | مرد |
| *māsa | māha | māh | māh ماه | ماه |
| *vāsara | vāhara | Bahār | bahār بهار | بهار |
| stūpā | stūnā | stūn | sotūn ستون | ستون |
| šiyāta | šād | šād شاد | شاد | |
| *arta | arta | ard | ord اُرد | ارد |
| *draugh- | drauga | drōgh | dorōgh دروغ | دروغ |
[ویرایش] پانویس
- ↑ اصول و ضوابط واژه گزینی٫ بند 2.5.6 http://www.persianacademy.ir/UserFiles/File/OSOUL/310488.pdf
- ↑ «PERSIA & CREATION OF JUDAISM». The Circle of Ancient Iranian Studies. بازبینیشده در ۵ نوامبر ۲۰۱۱.
- ↑ راهنمای زبانهای ایرانی باستان، صفحه ۱۱۰
- ↑ «IRAN vi. IRANIAN LANGUAGES AND SCRIPTS». Encyclopædia Iranica. بازبینیشده در ۵ نوامبر ۲۰۱۱.
- ↑ محسن ابوالقاسمی، تاریخ زبان فارسی. صفحه ۱۳۲
- ↑ Lazard, Gilbert 1975, “The Rise of the New Persian Language” in Frye, R. N., The Cambridge History of Iran, Vol. 4, pp. 595-632, Cambridge: Cambridge University Press
- ↑ تفضلی ۲۴
- ↑ باقری، مهری، تاریخ زبان فارسی، تهران: نشر قطره، ۱۳۷۳ خورشیدی. ص ۱۶۰.
- ↑ همان.
[ویرایش] منابع
- تفضلی، احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. به کوشش ژاله آموزگار. چاپ سوم. تهران: سخن، ۱۳۷۸. ISBN 964-5988-14-2.
- ابوالقاسمی، محسن. راهنمای زبانهای باستانی ایران (جلد دوم: دستور و واژهنامه). تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، ۱۳۷۶. ISBN 964-459-227-1.
- مولایی، چنگیز. راهنمای زبان فارسی باستان. چاپ دوم. تهران: مهرنامگ، ۱۳۸۷. ISBN 964-95640-5-5.
- اشمیت، رودیگر. راهنمای زبانهای ایرانی. جلد اول. ترجمهٔ رضائی باغ بیدی، حسن. چاپ سوم. تهران: ققنوس، ۱۳۸۷. ISBN 978-964-311-403-9.
[ویرایش] پیوند به بیرون
|
|||||||||||||||||||||||
| این یک نوشتار خُرد پیرامون زبان و زبانشناسی است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |