لالی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
لالی
لالی
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان خوزستان
شهرستان لالی
بخش مرکزی
نام(های) دیگر دشت لالی
سال شهرشدن ۱۳۶۹
مردم
جمعیت ۳۸۰۰۰
رشد جمعیت ۱. -
تراکم جمعیت 925 نفر بر کیلومتر مربع
مذهب شیعه
جغرافیای طبیعی
مساحت ۵۴٫۱کیلومترمربع (فقط دشت لالی)
ارتفاع از سطح دریا ۳۳۹ متر
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۳۱
میانگین بارش سالانه ۳۵۰میلیمتر
روزهای یخبندان سالانه ۰
اطلاعات شهری
پیش‌شماره تلفنی ۰۶۸۲

لالی از شهرهای لُر نشین استان خوزستان است. این شهر در شهرستان لالی قرار گرفته و در سال ۱۳۸۵، تعداد ۳۸۰۰۰نفر جمعیت داشته‌است.[۱]

مردم لالی از ایل دورکی (طایفه آسترکی، طایفه اسیوند، طایفه بابااحمدی)، ایل بابادی، بهداروند شاخهٔ هفت لنگ قوم لر بختیاری هستند.[۲]

این شهرستان از جنوب به شهرستان مسجدسلیمان، از شرق و جنوب‌شرقی به شهرستان اندیکا، از جنوب غربی به گتوند، از شمال و شمال‌غربی به سردشت دزفول محدود می‌شود. مساحت آن حدود ۱۴۰۰کیلومتر مربع است. دارای زمستانهای نسبتا سرد و تابستان‌های گرم و بهاری دلپذیر می‌باشد. میزان بارندگی سالانه حدود ۵۰۰میلیمتر است. ارتفاع آن از سطح دریا نزدیک ۴۹۳ متر است. شهرستان دارا سه بخش مرکزی، سادات و حتی می‌باشد.

پیشینه[ویرایش]

در زمان صفویه، منطقه‌ای که اکنون به نام شهرستان لالی نامبردار است، بنام بنه‌وار آسترکی و یا آسترآباد اردشیر معروف بوده‌است، اما به مرور زمان تحلیل رفته و مناطق مجزایی از آن جدا شده‌است. شهر تاریخی بنه وار آسترکی در دامان کوه «گریوه» در۳۰ کیلومتری شرق لالی کنونی و ۸۵ کیلومتری شمال شرقی مسجدسلیمان واقع گردیده‌است و از ابتدای صفویه تا پایان زندیه مرکز حکومت بختیاری بوده که حاکمین و فرمانروایان آنها خوانین آسترکی بوده‌اند تا اینکه در زمان آغامحمدخان قاجار با شکست ابدالخان بهرامسری آسترکی نواده خلیل خان و شکست طایفه آسترکی این شهر را از دست دادند و هم اکنون گروهی از طایفة بامدی (بابا احمدی) در آنجا ساکن هستند. مجموعه کامل تصاویر و تحقیق جامع در باره بنه وار خلیل خان آسترکی نخستین بار توسط استاد آعلی بهرامی آسترکی در کتاب بنه وار من ایل من در سال ۱۳۸۲ خورشیدی به چاپ رسید.

امیرشرف خان بدلیسی مؤلف شرفنامه بدلیسی (تألیف ۱۰۰۵ ه ق برابر با ۱۵۹۶م) می‌نویسد:«شاه تهماسب جهت تحصیل تقبلات لَربزرگ که مشهورند به بختیاری سرداری الوسات (طوایف بختیاری) را به تاج امیر استرکی که عمدة عشایر آن قوم بود تفویض کرده بود که هر سال مبلغ خطیر بر وجه تقبل بدیوان او می داده باشد و تاجمیر در اداء آن مبلغ عاجزآمده بدین سبب بدست شاه تهماسب به قتل رسید. بعداز قتل او شاه تهماسب پیشوایی آن قوم را به میرجهانگیر بختیاری که او نیز ازجمله متعینان آن الوس (طایفه آسترکی) است ارزانی داشت که هر سال موازی ده هزار قاطر تسلیم عمال و نواب دیوان او نماید و همچنان در اخذ مال و جهات بعضی ولایت خوزستان که در تصرف اعراب مشعشع بود به جانب دزفول و شوشتر روانه شد.»

ملا جلال الدین محمد منجم یزدی در روزنامه ملا جلال یا تاریخ عباسی می‌نویسد: «از شنیدن خبرکشته شدن امان‌الله حاکم کرمان و واگذاری آن به برادر زاده وی محمد ولد جلال، از استماع این عطیه میرتاج میر ولد رئیس بوبک شاه (بابک شاه) و میرعزیز ولد بهرام بختیاری از در اطاعت در آمدند و پیشکش‌ها کشیدند و ریاست جا و مقام خود را از شاه صفوی خواستند. دستور به جهت ایشان احکام نوشتند و ریاست جا و مقام آن قوم به ایشان دادند و داروغه و تحصیلدار به قرار مذکور به ایشان دادند.»

مؤلف عالم آرای عباسی می‌نویسد: «امیر تاج میر (تاجمیر) بختیاری که اباعن جد (پدر در پدر)، میرو میرزاده الوار بختیاری بود و تاکنون با هیچ کس رام نشده بود از وفور عقیدت و اخلاص به درگاه شاه صفوی شرفیاب شد و پیشکشهای لایق گذرانیده و به عذر تقصیرات ایام گذشته متقبل خدمات کلی گشته و به خلعت‌های فاخره معزز و ممتاز گردید.

پس از انقراض اتابکان، دوشاخه از امرای آسترکی در بنه وار (لالی) حکومت نمودند. از جمله: میربهرام(بهرامسری)، میرعزیز،میربختیار، میربابک شاه، میر تاجمیرخان، میرجهانگیرخان، میرخلیل خان، یوسف خان،آقاسی خان،علی مرادخان علی صالح خان، ابدال خان، آحسام،[محمدحسین خان]]

میر شهرام (شامسیر یا شهرامسری)، امیرشاه حسین، ابراهیم خان، امیرشاه منصورخان، امیرقاسم خان، ابوالفتح خان، احمدخان، حسین خان و رمضان خان. شهرستان لالی کنونی به اضافه بخش سردشت و شهیون از روزگار باستان سکونتگاه دو ایل دورکی و بهداروند هفت لنگ بختیاری بوده‌است. با ترسیم یک خط فرضی از شرق به غرب این شهرستان تازه تأسیس همواره بخش شمالی آن از ایل دورکی و بخش جنوبی آن از ایل بهداروند بوده‌است. منطقه دورک در ۵۰کیلومتری شمال لالی که جزو بخش سردشت می‌باشد دلیلی بر سکونتگاه ایل دورکی است و بخش زیادی از دامنه‌های شمالی لالی تا زمان قاجاریه متعلق به طایفه آسترکی دورکی بوده‌است که هنوز بسیاری از آنها بنام تیره‌های آسترکی وجود دارند از جمله: بنه میر (میر لقب بسیاری از بزرگان آسترکی بوده‌است)، بنه وار خلیل خان بهرامسری، جاستون شه بامسیری (بهرامسری)، قلعه صلواتی خلیل خان آسترکی، چال خراجی، کول پاپا،، سیکوند (جیسوند)، بنه وار دهدار، آسترکی راه، ملک خضر آسترکی،(بهرامسری، خراج، جیسوند، پاپا، گاویوند تیره‌های طایفه آسترکی هستند)

در بخش جنوبی نیز قلعه مش مرداسی، قلعه چنگایی، کیارس، متعلق به ایل بهداروند بوده‌اند.(مش مرداسی، چنگایی، و کیارسی از طوایف بهداروند هستند)

با شکست ابدالخان بهرامسری آسترکی از نوادگان میرتاجمیرخان ومیر خلیل خان بهرامسری آسترکی از آقامحمدخان قاجار، امرای طایفه زراسوند دورکی به قدرت رسیدند. در دوره قاجاریه تغییر و تحول بزرگی در سکونتگاه طوایف بختیاری بوجود آمد. طوایف بابادی که تا زمان قاجاریه در حوالی رامهرمز و هفتکل سکونت داشتند توسط حسینقلی خان زراسوند ایلخان بختیاری در خلال سال ۱۲۶۰ه ق به بعد، پس از دستگیری موسی خان بابادی توسط [خان زراسوند] و تحویل ایشان به دولت مرکزی، به لالی کوچانده شدند و بیشتر در املاک طایفه آسترکی که حالا قدرت گذشته را از دست داده بودند در کنار طایفه آسترکی ساکن شدند. و طایفه زراسوند نیز از دورک و دز شهی به سوی اندیکا و گلگیر مسجدسلیمان نقل مکان نمودند و حسین قلی خان زراسوند قلعه زراس را در اندیکا ساخت و آن را مرکز حکومت خود قرار داد و در جنگی که میان هفت و چهار در زمان حسین قلی خان صورت گرفت، طوایف چهارلنگ که مالک اندیکا بودند به سوی سردشت که سکونتگاه ایل دورکی بود، رانده شدند و بیشتر دورکی‌ها در اندیکا مستقر گردیدند. و طایفه اسیوند دورکی نیز در دشت لالی مستقرشدند.

آثار سکونت یکجانشینی در محل کنونی شهر لالی از زمانها بسیار دور به خاطر نداشتن آب آشامیدنی وجود نداشته اما در بنه میر،تتر، خواجه آباد سفلی آثاری به چشم می‌خورد چون دارا ی چشمه بوده‌اند. اما زندگی به سبک مدرن درمرکز شهر لالی کنونی از زمانی آغاز شد که پای کارکنان شرکت نفت دارسی برای یافتن چاهای نفت بیشتر به لالی وارد شد. آنها در دو نقطه از دشت بنگله‌هایی را برای اسکان کارکنان خود احداث نمودند. و شرو ع به اکتشاف نمودند و چندین حلقه چاه نیز حفر نمودند و بسیاری از آنها را پلمپ نمودند. و این شد سرآغاز زندگی یکجانشینی در دشت لالی شد. در زمان رضاشاه که قانون تخت قاپو یا همان اسکان عشایر را به اجرا گذاشت بسیاری از طوایف اسیوند و بهداروند با اجبار اسکان پیدا نمودند و آب آشامیدنی آنها از طریق شرکت نفت با تانکرهای آبکشی تأمین می‌شد و حتا تا اوایل دهه ۱۳۶۰ که خود شاهد بودم این کار از طریق سازمان آب انجام می‌گرفت. انگلیسی‌ها به این دشت Lali Plain به معنی دشت لالی می‌گفتند و در بسیاری از اسناد آن دوره که چندتا از آن‌ها نزد من هست، بختیاری‌ها نیز هنگام مکاتبه با ادارات بخش، دقیقا از ترجمه عبارت انگلیسی «لالی دشت» استفاده می‌نمودند.

اما طایفه آسترکی که در حدود ۱۵ کیلومتری لالی بودند، اسکان پیدا نکردند و حتا تش محمدرضاوند بهرامسری که تا آن زمان در روستای طاقای چهاربیشه سکونت داشتند به خاطر دهن کجی به دولت، طاقها را خراب کردند و سیاه چادر برپاکردند، آثارو ویرانه‌های طاق پدر بزرگ من هنوز باقی است و همین امر باعث عقب ماندگی طایفه آسترکی از کاروان تمدن و بیشرفت نسبت به سایر طوایف بختیاری گردید و پس از انقلاب نیز به خاطر جنگی که در میان طایفه صورت گرفت، به سوی شهرهای دزفول و شوشتر وحتا شوش در خوزستان و الیگودرز و یزدانشهر و جوی آبادخمینی شهر پراکنده شدند.

هم اینک شهرستان لالی سکونت گاه ایل دورکی (طایفه اسیوند، طایفه آسترکی، طایفه بابا احمدیایل بهداروند(طایفه منجزی مش مرداسی، بلیوند، چنگایی، آل جمالی، علاء الدین وند) و ایل بابادی می‌باشد. در زمان پهلوی، لالی و اندیکا یک بخشداری داشتند بنام بخشداری قلعه زراس اندیکا و لالی. در دهه ۱۳۶۰ لالی به یکی از بخش‌های شهرستان مسجدسلیمان تبدیل شد تا اینکه سرانجام در سال ۱۳۸۲ خورشیدی با نام شهرستان لالی از مسجدسلیمان جدا گردید و بجز در حوزه انتخابیه نماینده مجلس، دارای ادارات مستقل می‌باشد که از مرکزاستان دستور می‌گیرند.

جغرافیا[ویرایش]

رودها: ۱- رود کارون نماد دریا دلی بختیاری که از شرق لالی به سوی جنوب لالی در جریان است ودر گویش بختیاری به «اَو رو» یعنی آب رود کارون شهرت دارد و در فاصله ۶کیلومتری شهر روان است و شهر در بالاتر از رودخان قرار گرفته‌است از این روی نمی‌شود از آب آن برای کشاورزی استفاده نمود. ۲- رود شور یا (اَو سور) که از شمال غربی لالی از کوه سالند و هفت تنان سرچشمه می‌گیرد و در نزدیکی مرز جغرافیایی شهرستان لالی در منطقه کنارشه آسترکی با یک تپه نمکی برخورد می‌کند و آب آن شور می‌شود و پس از گذر از پیچ و خم‌هایی در درون شهرستان با دور زدن شهر لالی با گذر از دو کیلومتری شهرلالی در منطقه چُلی به رود کارون می‌ریزد. ۳- رود زیبا رود (زیوه رو) که رودخانه‌ای بهاری می‌باشد و ان نیز در جنوب لالی در مسیر لالی به گتوند و شوشتر جاری است و در زمان میرخلیل خان بهرامسری آسترکی پلی بر روی آن ساخته شد که هنوز آثار آن پابرجاست. ۴- رود بوخدا(بهرامسری) که از ارتفاعات کوه دیگوله و شاه نشین در منطقه آسترکی و چهاربری در شمال لالی سرچشمه می‌گیرد و واز کنار چم روستای باخدا (بنه آفاضل آسترکی) می‌گذرد و به رودخانه شور می‌ریزد. ۵- رود تراز که از ارتفاعات کوه لارزندا و کوه «آسترکی راه» سرچشمه می‌گیرد و به رودخانه شور می‌پیوندد. در دهه ۱۳۸۰ با لوله کشی بخشی از آب این رودخانه آب شهر لالی را تدمین نموده‌اند. ۶_ رود جیسوند یا سیکوند که از کوه آسترکی راه و چی اوزه سرچشمه می‌گیرد و به رود شور می‌ریزد. کوه‌ها: کوه سِتِرون، کوه شیر، کوه آسترکی راه، کوه دیگوله، کوه گریوه، کوه بردگژدم، کوه سرحد در آرپناه، کوه کی نه، رگ شهباز گیاهان و میوه‌ها: بلوط، کلخنگ، بادام وحشی، توت وحشی، مورت، کنار، گز، جاز، بن، انار و انگور وحشی، وجه تسمیه لالی: لالی واژه‌ای ایرانی باستانی است. به باور نگارنده (علی بهرامی آسترکی)، این واژه به معنای آروس (عروس) است و دلیل آن نیز این است که زنان بختیاری هنگام برگزاری جشن‌های عروسی، اشعاری آهنگین و شورانگیز و زیبا را در وصف داماد و عروس به صورت گروهی می خوانندکه به آن‌ها «دوا لالی» گفته می‌شود. ترکیب «دوا لالی» از دو بخش «دُوا» که در زبان بختیاری یعنی داماد و «لالی» که در زبان بختیاری یعنی عروس ساخته شده‌است. و روی هم به معنای سرودهای آهنگین که در وصف زیبایی‌ها عروس و دلاوری‌های داماد گفته می‌شود. به سخن دیگر کلمه «لالی» نامی دخترانه نیز هست که برای نامگذاری دخترا ن بختیاری استفاده می‌شود که در همه طوایف بختیاری این نامگذاری دیده شده‌است. مانند لالیجان یا لالی جون. از سوی دیگر واژه اروس که واژه‌ای اوستایی می‌باشد ودر زبان بختیاری نیز به همان شکل اروس ادا می‌شود و پس از ورود به زبان عربی به شکل عروس در آمده‌است، نیز به معنای زیبا و قشنگ است. چون در بهاران این دشت بسیار زیبا و دلپذیر بوده به لالی یعنی عروس نامگذاری شده‌است. وجه تسمیه بُنه وارخلیل خان: بُنه وار از دو بخش «بُنه» به معنی اسباب و اثاثیه یا بار وبنه و «وار» به معنی جایگاه که شکل دیگر آن وارگه‌است. وار معنایی دیگر نیز دارد و آن به معنی بارعام یعنی روزی که حاکم فرمان دیدار و ملاقات عمومی را با اتباع تحت فرمان خود را می‌دهد. پس به طورکلی بنه وار یکی به معنای جایگاه و سکونتگاه‌است و دیگری به معنی محل و مرکز بارعام یا ملاقات شهروندان با حاکمین وقت از جمله خلیل خان بهرامسری آسترکی بوده‌است. از این روبی به بنه وار خلیل خان نامبر دار است.

آثار[ویرایش]

چکیده‌ای از آثار تایخی شهرستان لالی یا (بنه وار خلیل خان آسترکی): قلعه چنگایی بهداروند، قلعه مش مرداسی بهداروند، تپه باستانی تَتَر در روستای ططرآباد طایفه گاودش اسیوند، قلعه صلواتی خلیل خان بهرامسری آسترکی دورکی، کاخ شاهی خلیل خان بهرامسری آسترکی درشهر بنه وار خلیل خان، کاخ یا عمارت تاریخی میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی (یا کاخ دیوانخانه یا بارعام) در بنه وار خلیل خان، میدان چوگان بازی در بنه وار، سنگرهای دژبانی و دیدبانی در بنه وار، حمام و ساختمانهای مسکونی که دارای امکانات رفاهی از جمله حمام، شومینه و پذیرایی یا لامردون، پل زیوه رو،(زیبارود) خلیل خان آسترکی، پل آب شور در کنار پل فلزی جدید از دشت لالی به بنه وار خلیل خان ساخته شده توسط خلیل خان، پل تاریخی دیگری بر رود شور در مسیر تراز به تنگ هتی که پل جدید هتی در کنار آن ساخته شده‌است، آرامگاه خضر آسترکی در بخش هتی، قله اره تی یا اردشیر بنام جد ششم خلیل خان آسترکی در تنگ هتی، چهار طاقی تمبل و رنگرزی یادگار چهاطاقی‌های دوران ساسانیان، بنه میر در ۸ کیلومتری شمال غربی لالی که آثار آن مربوط به دوران صفویه که حاکمین بختیاری و لالی خوانین آسترکی بوده‌اند (بیشتر خوانین آسترکی به لقب میر نامبردار بوده‌اند و چه بسا نام این مکان از نام آنها گرفته شده‌است و متأسفانه کتیبه‌ای در این مکان وجود داشته که بعدها آن را دشمنان میراث فرهنگی نابود کرده‌اند ولی زمانی خودم از یک نفر از تیره شهماروند اسیوند که در حال حاضر مالک بنه میر هستند شنیدم که قباله بنه میر که در دست آنهاست تاجمیرخان آسترکی آن را امضا و فروخته‌است،)، قلعه میدان در بخش هتی، قلعه چیتی، جاستون شه بابک شاه بهرامسری یا بامسیری (تا دو دهه پیش این نام در نقشه جغرافیایی مسجدسلیمان درج شده بود)، مجسمه مرد انزانی در چی اوزه در منطقه تیره چهاربری آسترکی در شاه نشین، بی اوزه، دز ملکان یا دز خلیل خان آسترکی (خلیل خان مخالفین حکومت خود و دزدان و راهزنان را در این دز زندانی می‌نمود) یا دز اسد خان بهداروند که در زمان قاجاریه در آن استقرار یافت مشرف بر شهر تاریخی بنه وار خلیل خان بهرامسری آسترکی که اینک جزو شهرستان اندیکا می‌باشد. چشمه بی بی ترخون همسر خلیل خان بهرامسری آسترکی که جزو اندیکا می‌باشد، سد خلیل خان بهرامسری آسترکی بر روی رود خانه تلوک در یک کیلومتری بنه وار۷و ۴، آسیاب‌های جیسوند یا سیکوند، معبد باستانی باخدا (خدی) در بنه آفاضل بهرامسری آسترکی، طاقای چهابیشه سکونتگاه تیره بهرامسری آسترکی، و دز دختر یا (دز اردویسور آناهیتا) روبروی معبد باستانی باخد که مربوط به فرشته آناهیتا در دوران ساسانیان است که بر فراز کوهی به همین نام نظاره گر دو رودخانه آب شور و رودخانه باخدا (بهرامسری) که از دو سوی آن روان هستند می‌باشد و در زمان ساسانیان این فرشته که نگهبان آب‌های روان بوده از ارج و سپاس فراوانی برخوردار بوده‌است، ایرانشهر در بخش هتی، بنه وار گائیوند آسترکی در بخش هتی بالاتر از قلعه صلواتی خلیل خان که مقر حکومت محلی نظرعلی خان و روشن علی خان گائیوند آسترکی در زمان قاجاریه بر طایفه آسترکی بوده‌است که براثر یک جنگ درون طایفه‌ای این دو خان کشته شدند. لازم بذکر است که بیشتر بناهایی که در بخش شمالی لالی از بنه وار خلیل خان آسترکی در بخش سادات به صورت یک خط فرضی تا سردشت ساخه شده از بنه وار توسط [[سه تن از خوانین بزرگ بختیاری ازجمله میر تاجمیرخان بهرامسری و پسرش میرجهانگیرخان بهرامسری و به خصوص نوه اش میر خلیل خان بهرامسری آسترکی دورکی]] که از سال ۹۲۴ تا ۱۰۷۴ق برکل بختیاری حکومت می‌نمودند و مرکز حکومت آنها درشهر بنه وار خلیل خان یا بنه وار ۷و ۴ بوده، ساخته گردیده و متأثر از معماری دوره صفویه می‌باشند. و اسناد این مناطق از دوران صفویه به بعد در نزد نگارنده موجود است که برخی از آنها را در کتاب بنه وارمن ایل من در سال ۱۳۸۲ به چاپ رساندم.

منابع[ویرایش]