زیباییشناسی
زیباییشناسی یا حسّیک[۱] یکی از رشتههای فلسفه است که به عنوان نظریهٔ تأمل در داوریهای زیباییشناختی تعریف میشود.[۲]زیباییشناسی، قابلیتی است برای درک بهتر اجسام و باعث تغییر در نگرش میگردد.
محتویات |
هدف زیباییشناسی[ویرایش]
هدف زیباشناسی این است که چگونگی محیط اطراف و جایگاه شخص در محیط اطراف را به معنای واقعی درک کند. همان نقشی که عقل در علم اخلاق دارد، ذوق و سلیقه در علم زیباییشناسی ایفا میکند.
معنای زیبایی[ویرایش]
فیلسوفها و هنرمندان از ابتدای تاریخ بر سر زیبایی اختلاف نظر داشتند به صورتی که افلاطون زیبایی را هماهنگی اجزا با کل میدانست و آن را به دو نوع زیبایی طبیعت و موجودات زنده و زیبایی هندسه، خط و دایره تقسیم میکرد. او معتقد بود که زیبایی طبیعی نسبی است، در حالی که زیبایی هندسی یا آنچه به دست بشر ساخته میشود مطلق است و آنچه در نظریه افلاطون، زیبایی هندسی نامیده شده را لوکوربوزیه زیبایی مهندسی نامیده است. هگل بر اساس نظریات افلاطون، قائل به دو نوع زیبایی طبیعی و هنری بود.
از قرن هیجدهم به بعد، مفهوم زیبایی بیشتر جنبه روانشناسی به خود گرفت و در ارتباط با ادراک دیده شد. از آنجایی که عوامل روانی و اجتماعی بر ادراکات انسان اثرات مهمی بر جای میگذارند، در احساس او از زیبایی نیز موثرند.
ارزش زیبایی شناختی یک فضا هنگامی قابل ادراک میشود که بتواند خود را به عنوان یک موجود مستقل از ذهن برای ناظر مطرح کرده و ذهن او را به فعالیت وادارد.
تجربه زیبا شناختی[ویرایش]
تجربه زیبا شناختی تجربهای خوشایند و مطلوب است که به زندگی ارزش و معنا میبخشد. این تجربه مبتنی بر تعمقی نشأت گرفته از درون موجود زنده است که سبب میشود او محیطش را بهتر درک کرد؛ تجربهای که در بین همه مردم و در هر زمانی مستلزم تمرکز بر برخی از جنبههای محیط اطراف است.
قوانین عام زیباییشناسی[ویرایش]
بیرکهوف معتقد است که چیزی زیباست که با کمترین علامات ممکن، بیشترین نظم ممکن را عرضه کند؛ اما زیبایی تنها از طریق نظم و قاعده به دست نمیآید، بلکه نتیجه دو صفت متضاد است که هر دو به یک اندازه ضروری هستند.
هنر موفق، هنری است که مکالمهای دوجانبه با ذهن به وجود آورد، چالشهای ذهنی به وجود آورد و بازتابهایی ایجاد کند. این رابطه معمولا از تجزیه و تحلیل ناکامل نیروهای موثر، حاصل میشود. ترکیبی که کاملا هماهنگ و وحدت یافته باشد، ترکیبی خسته کننده خواهد بود. هنرمند موفق کسی است که احساس نظم و وابستگی را القا کند و در همان حال چیزهای غیر منتظره را در اثر خود وارد سازد.
ادراک زیبایی بر اساس تئوری اطلاعات[ویرایش]
بنا بر این نظریه، اطلاعات زیبا شناختی عواطف انسان را مخاطب قرار میدهند. بر این اساس یک پیام، زمانی زیبایی را القا میکند که پرت اطلاعاتی کافی داشته باشد و میزان بداعت، یعنی محتوای زیباشناختی آن، از حداکثر دریافت ذهن بیشتر باشد. در این صورت گیرنده مجبور به تشکیل طرح واره است و بدین ترتیب ذهن اجبارا خود را معطوف به سطوح بالاتر ادراکی میکند. در واقع ارضای حس زیباشناختی، زمانی به دست میآید که ذهن در مجموعهای از تحریکات ظاهرا غیر منظم و مغشوش، موفق به کشف یک نظم نسبی گردد.
پیامهای پیچیده را نمیتوان به صورت مستقیم درک کرد. در این حالت باید با روش تشکیل طرحوارهها مقدار اطلاعات را کم کرد. تئوری گشتالت اصول تقرب، تشابه، انسداد، استمرار و هم جهتی به عنوان عوامل خارجی و اصول آشنایی و آمادگی ذهنی را به عنوان عوامل موثر بر تشکیل طرحوارهها و ادراک زیبایی فرمی معرفی میکند.
معیارهای اصلی زیبایی در معماری[ویرایش]
- فرم و صورت:فرم یکی از معیارهای اصلی زیبایی است که در دو گروه فرمهای با قاعده و فرمهای بی قاعده قرار میگیرد.
- فرم با قاعده←تابع قوانین هندسی
- فرم بی قاعده ←فاقد ساختار مشخص و غیر قابل پیش بینی
- رنگ:تاثیرات رنگ بر ناظرین تابع ۳عامل است مکانی که در آن رنگ بکار رفته؛فرهنگ و عوامل اجتماعی و روانی
- علایم و نمادها:محتوای معنوی یک نمادرا میتوان در معماری به شکلهای مختلف بیان کرد؛ توجه به رنگها، توجه به نوع مصالح در ساختار بنا؛ نورپردازی
- تزیین: یک رکن مهم در معماری که بیشتر بعد ظاهری دارد تا معنایی و شاید اصلا از بعد معنایی برخوردار نباشند و تاکید برفرم است.
مسائل مهم زیباییشناسی[ویرایش]
آیا هنر قابل تعریف است؟[ویرایش]
یکی از نخستین پرسشها در زیباییشناسی آن است که چرا زیبا، زیبا مینماید؟ یا به عبارت دیگر آنکه هنر و اثر هنری چیست؟[۳] در پاسخ چند تعریف محتمل مطرح شدهاند:
- نظریه صورت معنادار: هنر مجموعهٔ آثاری است که دارای نسبت معینی میان اجزای خود هستند؛ که بر اساس آن در میان منتقدان حساس، احساس زیباییشناسانه بر میانگیزند.[۴]
- نظریه ایده آلیستی: هنر مجموعه ایدهها یا احساسات ذهن هنرمند است؛ که به صورت جرح و تعدیل شده به افراد دیگر منتقل میگردند.[۵]
- نظریه نهادی: هنر مجموعه آثاری انسانساخت است که از جانب اهالی هنر، شان هنری یافتهاند.[۶]
- تعریف دانشنامه بریتانیکا: هنر به کارگیری مهارتهای عملی و تصورات ذهنی در خلق اشیا یا محیطهایی زیباست، که با دیگران میتوانند به اشتراک گذارده شوند.[۷]
- تعریف دانشنامه ویکیپدیای انگلیسی: هنر مجموعه آثار یا فرآیندهای انسانساختی است که تعمدا عناصری نمادین را در جهت اثرگذاری بر عواطف، احساسات یا هوش انسانی به کار میگیرد.[۸]
- تعریف فرهنگنامه سخن:هنر هر نوع فعالیت غیرمعطوف به سود مادی و مبتنی بر برداشتهای شخصی از محیط و طبیعت با استفاده از نیروی تخیل و قواعد زیباییشناختی است.[۹]
لازم به ذکر است که تمامی این تعاریف با انتقاداتی رو به رو بودهاند.
فلسفه نقد هنری[ویرایش]
بخش دیگری از مباحثات فلسفی درباره هنرها متوجه روشها و توجیهات اقسام مطالبی بوده که درباره هنر مینویسند؛ مثلا اینکه مقاصد یا نیات اظهارشده هنرمند تا چه حد در تفسیر انتقادی اثر هنری، ارتباط و مناسبت دارد.[۱۰]
ارزش آثار هنری[ویرایش]
یکی از مسائل مهمی که در باب ارزش آثار هنری طرح میشود، تغییرات پیش آمده در اجرای آثار تاریخی است. مسئله مطرح شده این است که آیا در اجراهای موسیقی باید اصالت تاریخی و نزدیکی به نسخه اصلی را نصب العین قرار داد یا خیر؟[۱۱]
مسئله مهم دیگر در بحث ارزش آثار هنری، این است که آیا ارزش هنری تابلویی اصل از ارزش هنری بدل و کپی کاملی از آن بیش تر است و چگونه؟[۱۲]
جایگاه زیباییشناسی در فلسفه معاصر[ویرایش]
زیباییشناسی از رشتههای سنتی فلسفه بوده، و به ویژه در سدههای هفدهم و هجدهم بسیار پررونق بودهاست.[۱۳] اما امروزه از رشتههای غیرفعال فلسفه میباشد. بسیاری از فیلسوفان معاصر متفق القول هستند که زیبایی امری ذهنی و انتقال ناپذیر است.[۱۴] کسی راه ساختن ترانههای موسیقی درست یا اشعار کامل را نمیشناسد؛ و گرایش شدیدی به جانب این عقیده هست که دوست داشتن، دلیل و برهان نمیخواهد[۱۵]
جستارهای وابسته[ویرایش]
پانویس[ویرایش]
- ↑ شمسالدین ادیبسلطانی، واژهنامهٔ سنجش خرد ناب، صفحهٔ ۱۰۹۸/۲۹
- ↑ رجینالد هالینگ دیل، تاریخ فلسفه غرب، انتشارات ققنوس، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، صفحهٔ ۷۹
- ↑ نایجل واربرتون، مبانی فلسفه، انتشارات ققنوس، ترجمه مسعود علیا، صفحه ۲۲۱ و ۲۲۲
- ↑ نایجل واربرتون، مبانی فلسفه، انتشارات ققنوس، ترجمه مسعود علیا، صفحه ۲۲۴
- ↑ نایجل واربرتون، مبانی فلسفه، انتشارات ققنوس، ترجمه مسعود علیا، صفحه ۲۲۶
- ↑ نایجل واربرتون، مبانی فلسفه، انتشارات ققنوس، ترجمه مسعود علیا، صفحه ۲۲۹
- ↑ http://en.wikipedia.org/wiki/Art#Definition
- ↑ http://en.wikipedia.org/wiki/Art
- ↑ فرهنگ فشرده سخن، جلد دوم، صفحات ۲۶۲۷ و ۲۶۲۸
- ↑ نایجل واربرتون، مبانی فلسفه، انتشارات ققنوس، ترجمه مسعود علیا، صفحه ۲۳۳
- ↑ نایجل واربرتون، مبانی فلسفه، انتشارات ققنوس، ترجمه مسعود علیا، صفحه ۲۳۷ و ۲۳۸
- ↑ نایجل واربرتون، مبانی فلسفه، انتشارات ققنوس، ترجمه مسعود علیا، صفحه ۲۴۰
- ↑ رجینالد هالینگ دیل، تاریخ فلسفه غرب، انتشارات ققنوس، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، صفحه ۷۹
- ↑ رجینالد هالینگ دیل، تاریخ فلسفه غرب، انتشارات ققنوس، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، صفحه ۸۰
- ↑ رجینالد هالینگ دیل، تاریخ فلسفه غرب، انتشارات ققنوس، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، صفحه ۸۰
منابع[ویرایش]
- آرنهایم، رودولف.۱۳۸۳. پویه شناسی صور معماری. ترجمه مهرداد قیومی بیدهندی. سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)
- آیوازیان، سیمون. ۱۳۸۱. زیباییشناسی و خاستگاه آن در نقد معماری. مجله هنرهای زیبا. شماره ۱۲
- الکساندر، کریستوفر. ۱۳۸۱. معماری و راز جاودانگی؛ راه بی زمان ساختن. ترجمه مهرداد قیومی بیدهندی. انتشارات دانشگاه شهید بهشتی. تهران
- طاهباز، منصوره. ۱۳۸۲. زیبایی در معماری. مجله صفه. شماره ۳۷
- فون مایس، پی یر. ۱۳۸۳. نگاهی به مبانی معماری از فرم تا مکان. ترجمه سیمون آیوازیان. انتشارات دانشگاه تهران
- گروتر، یورگ. ۱۳۷۵. زیباییشناسی در معماری. ترجمه جهانشاه پاکزاد و عبدالرضا همایون. انتشارات دانشگاه شهید بهشتی. تهران
- لنگ، جان. ۱۳۸۳. آفرینش نظریه معماری. ترجمه علیرضا عینی فر. انتشارات دانشگاه تهران
- لیت، کالین. ۱۳۸۲. تجربه زیبایی شناختی. ترجمه فرزانه علیا. فصلنامه خیال. شماره هفتم
- ماتلاک، جان. ۱۳۷۹. آشنایی با طراحی محیط و منظر. سازمان پارکها و فضای سبز شهر تهران
- پاکزاد، جهانشاه. ۱۳۷۸. فرم، شکل، گشتالت. مجله معماری و فرهنگ. شماره اول
معرفی کتب فارسی برای مطالعه بیشتر[ویرایش]
- محمود عبادیان: زیباییشناسی به زبان ساده-مرکز مطالعات و تحقیقات هنری.
- بندتو کروچه: کلیات زیباییشناسی-انتشارات علمی و فرهنگی.
- مونرو بیردزلی و جان هاسپرس: تاریخ و مسائل زیباییشناسی-انتشارات هرمس.
- راجر اسکراتن و جان هاسپرس: فلسفهٔ هنر و زیباییشناسی-انتشارات دانشگاه تهران.
- آن شپرد: مبانی فلسفه هنر-انتشارات علمی و فرهنگی.
- گوردون گراهام: فلسفه هنرها، درآمدی بر زیباییشناسی-انتشارات ققنوس.
- تری ایگلتون: پیش درآمدی بر نظریه ادبی-نشر مرکز.
- ژان پل سارتر: زیباییشناسی-موسسهٔ انتشاراتی آهنگ دیگر.
- یورگ کورت گروتر: زیباییشناسی در معماری-انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
- جان لنگ: آفرینش نظریهٔ معماری: نقش علوم رفتاری در طراحی محیط-موسسهٔ انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
|
|||||||||||||||||
| این یک نوشتار خُرد فلسفه است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |