کلمنت گرینبرگ
| در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع برطبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
|
|
این مقاله نیازمند تمیزکاری است. لطفاً تا جای امکان آنرا از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این الگو را از بالای مقاله بردارید. محتویات این مقاله ممکن است غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد. |
| کلمنت گرینبرگ | |
|---|---|
| زادروز | ۱۶ ژانویه ۱۹۰۹ نیویورک، ایالات متحده امریکا |
| درگذشت | ۷ مه ۱۹۹۴ |
کلمنت گرینبرگ (به انگلیسی: Clement Greenburg)، نقاد هنری بسیار تاثیرگذار قرن بیستم است. معروفیت او بیش از همه به دلیل جلو اندازی و دفاعش از مکتب «آبستره- اکسپرسیونیسم» است. در نوشته اش «آوانگارد و کلیشه» او به طرز عجیبی دو امر متضاد یعنی باورهای سوسیالیستیش را با دفاع از هنر آوانگارد- آبستره و نقاشی و شعر مضمون زدایی شده- ترکیب میکند! هنر آوانگاردی که تنها برای جمعیت بسیار قلیلی از جامعه خوشایند است: روشنفکرین و طبقه حاکم جامه که روشنفکرین از پولشان تغذیه میکنند.
گرینبرگ هنر آوانگارد را به عنوان بخشی از حرکت نقد فرهنگی میداند که از دل طبقه بورژوا پس از انقلاب فرانسه بیرون آمد. اما به جای آنکه به نقد مضامینی جز خود بپردازد، به مرور شروع به نقد خویشتن و تمرکز بر روی خود کرد. در نتیجه نقاشی بیشتر دائما در مورد نفس نقاشی شد: نقاشی یا فقط دربارهٔ خودش بود یا دربارهٔ هیچ چیز نبود. و این اتقاقی است که در مورد سایر هنرها هم افتاد. و این امر سبب شد که هنری که آغاز راهش نقد فرهنگ جامعه بود، در جامعه هیچ خواستاری نداشته باشد ومتقابلا هنری که کلیشه و برای عام است، نه فرهنگی باشد و نه پیشرو.
دیدگاه [ویرایش]
از دید گرینبرگ هنر کلیشه، هنریست که سنخیتی با «هنر نوابغ» ندارد. او دلیل محبوبیت آن در بین عوام را راحتی انتقال دادن مفاهیمی بیرون از هنر- مفاهیمی که در زیر عنوان هنر برای هنر جای نمیگیرند- میداند. به عنوان مثال یک فرشته در یک اثر مفاهیم خوشایندی چون همدردی، باور آسوده خاطر کننده به ماوراء الطبیعه، و زیبایی رمانتیک گونه را به ذهن بیننده میآورد. و مشخصا این مفاهیم به حوصله سربری یک نقاشی یا مجسمه آوانگارد نیست. و در نتیجه کدام فرد از عامه حاضراست که از فرشته برای دیدن مجسمهها صرف نظر کند؟ به همان اندازه که هنر آوانگارد از مضمون گرایی دور میشد، به همان اندازه توجهش به فرم بیشتر گردید. بیشتر درونی و خالص شد. به عبارتی بیشتر شبیه موسیقی شد.
|