آننده کومرسوامی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
آننده کومرسوامی
فلسفه سنّتی هنر، مابعدالطبیعه جهانی
شناسنامه
نام کامل آنَنْدَه کینتِش کومَرَسوامی
مکتب هندوئیسم، نا-دوگانه‌نگاری، افلاطونی،
آدوایتا
زادروز 22 آگوست 1877
زادگاه کولومبو، سری‌لانکا
تاریخ مرگ 9 سپتامبر 1947
محل مرگ نیدهام، ماسچوست، امریکا
دین هندوئیسم


آنَنْدَه کومَرَسوامی (به انگلیسی: Ananda Coomaraswamy) محقق سنّتی هنر دلبستۀ مکتب خرد جاویدان است.

زندگی[ویرایش]

آنَنْدَه کینتِش کومَرَسوامی (Ananda Kentish Coomaraswamy) در بیست و دوم ماه آگوست سال 1877 میلادی از پدری سیلانی و مادری انگلیسی در شهر کلومبوِ سیلان (سری لانکا) متولد شد. پدرش در سال 1879 یعنی زمانی که آنَنده تنها دو سال داشت درگذشت. کومرسوامی تحصیلاتش را تا ورود به دانشگاه لندن ادامه داد و دکترای خود را در رشته زمین‌شناسی اخذ کرد. بیست و چهار ساله بود که با اتل ماری ازدواج کرد و پس از اندک مدّتی به سیلان بازگشت. علاوه بر شوقی که از ابتدای زندگی‌اش به سرزمین و آیین خود نشان می‌داد در طی بازگشت به سیلان شیفته فرهنگ و هنر مشرق زمین شد. علاوه بر انگلیسی و سیلانی با زبانهای فرانسه، آلمانی، لاتین، یونانی، تمیل، سانسکریت ، هندی، پالی، ایتالیایی، اسپانیایی و فارسی آشنایی داشت. ضمن اینکه در آن دوران آثاری مانند «هنر سری‌لانکا در قرون وسطی» و «هنر و صنعت هند و سیلان» از کوماراسوامی منتشر شده بود، در سال 1917 موزه هنرهای زیبای شهر بوستون از او دعوت کرد تا برای تاسیس نخستین بخش فرعی هنر هندی در موزه‌ای امریکایی به آنجا منتقل شود. او این دعوت را پذیرفت و سی سال پایان زندگی‌اش را تا هنگام درگذشتش در هفتم سپتامبر 1947 در بوستون گذارند؛ دورانی که سخت تحت تاثیر نوشته‌های رنه گنون قرار گرفت.

آثار و اندیشه‌ها[ویرایش]

در زمینه‌ی فلسفه‌ی هنر «دگرگونیِ طبیعت در هنر»، «چرا آثار هنری را به نمایش بگذاریم؟» و «فلسفه‌ی مسیحی و شرقی هنر» شاید مهمتر از بقیه باشد. کومرسوامی اظهار میکند که اگر غربیان خواهان نزدیک شدن به هنر شرقی و درک آن‌اند، بهتر است تا نگرش مدرسی را چنانکه هست، دریابند. این رویکرد، نقطه‌ی عزیمت او جهت آشنا ساختن غربیان با فلسفه‌ی مسیحی هنر است. عبارات کومرسوامی پیرامون هنر شرقی و مسیحی همواره همراه با نقد هنر مدرن از دو موضع ارائه می‌شود: یکی گرایش‌های متقدم هنر مدرن که سعی دارد با عمق‌نمایی کاذب، عرضیات اشیاء را آن چنان که در طبیعت هستند، بازتاباند، و دیگری نقد او به جریان‌های متاخر هنر مدرن که بی اعتنا به وجه ملکوتی اشیاء، واقعیت ناسوتی را پست‌تر از آنچه هست، در حدّ خیال‌پردازی‌ها و موهومات هنرمندی که سخت اسیر فقر معنوی گشته و گمان میکند نمایش توهّماتش بسیار مهم است، به نمایش درمی‌وآرد. از اینجاست که برخی از حکمای جاویدان خرد، سوررئالیسم به معنی فراواقع‌گرایی را سوبرئالیسم نامیده‌اند، یعنی فروواقع‌گرایی. اما در حیطه‌ی هنر حقیقی و راستین، به عالی‌ترین معنا، هنر کاربردی است و نظریه‌هایی نظیر «هنر برای هنر» دارای هیچ اعتباری نیست. کاربردی بودن این هنر از تهیه‌ی وسائلی که انسان در زندگی روزمره‌ی خود با آنها در ارتباط است گرفته تا به نظم درآوردن کثرت موجودات در سایه‌ی وحدت الهی را شامل می‌شود.

«زمان و بی زمانی» که بر اساس ادیان و مابعدالطبیعه‌های بزرگ جهان شامل بخش‌های آئین هندو، بودا، اسلام، مسیحیّت و یونان است، جلد دوم از سه‌گانه‌ای که راجر لیپسی از مقالات و یادداشت‌های وی جمع‌آوری کرده است که با عنوان «متافیزیک» به چاپ رسیده و شامل مقالات بی‌نظیری می‌باشد،مانند «معنای مرگ»، «نمونه‌گرایی ودائی»، «روانشناسی سنّتی هندی»، «توحید ودائی»، «ودانتا و سنّت غربی»، «ابلیس کیست و جهنم کجاست؟»، «آموزه‌ی ودائی خاموشی»، «یادآوریِ هندی و افلاطونی» و نیز کتابهای دیگری چون «آئین هندو و بودا»، «رویکردی نو به وداها: نوشتاری در باب ترجمه و تفسیر» و بسیاری از آثار دیگر کوماراسوامی که در باب متافیزیک ادیان نوشته شده است، دارای دیدگاهی بی‌همتا در این زمینه‌اند، یعنی همان بصیرتی که تنها از دل سنّت می‌توان آن را کسب کرد. براستی کوماراسوامی دارای خردی سنّتی فارغ از پیش‌فرض‌های مدرن بود. واژه‌ی سنت‌گرا برای کسی که با سنّت یکّه و یگانه گشته بسی حقیر است.

همانند گنون، کومرسوامی نیز توجه به رمز و تمثیل را سخت مهم می‌دانست، ضمن آنکه اهتمام او به هنر سنّتی که به معنای حقیقی کلمه، در همۀ صورش هنری رمزی است، موجب خلق آثار بی‌نظیری در باب رمزپردازی شده است، چه مقالاتی که در مورد آموزه‌ی جهانی نمادپردازی و فهم رموز فراهم آورده و چه نوشته‌های دیگری که پیرامون نمادهای سنن مختلف بحث میکند. مقالاتی چون «رمزها»*، «تأویل رمزها»*، «رمزپردازی کمان» (که این سه در مجموعه‌ای از مقالات او که با عنوان «تمدّن چیست؟» به چاپ رسیده، یافت می‌شود) و نیز کتابهایی چون «عناصر شمائل نگاری بودائی» و «منشاء تصویر بودا» از این دستْ آثارند.

در قیاس با گنون، شاید کوماراسوامی چندان مشغول نقد مدرنیسم نبوده باشد، حال آنکه کمتر نوشته‌ای خالی از نقد تجدد از او یافت می‌شود؛ می‌خواهد آن نوشته تبین و تشریح ادیان باشد یا درباره هنر و پیشه‌وران و اصول و معیارهای زندگی سنّتی. وی در پایان زندگانیش نگارش مجموعه‌ی آثاری موسوم به «Bugbear Series» را که مستقیماً نقد مدرنیسم بود، به عهده گرفت، ولی تنها Bugbear of Literacy، که در صدد براندازی خدایان دروغین تجددگرایی با توسّل به اصول تعقّلی بود، پیش از درگذشت وی منتشر شد.

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]