روابط ایران و چین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جایگاه کنونی دو کشور ایران و چین در جهان

آغاز تاریخ روابط ایران و چین به نخستین تماس میان دو دولت به سال ۱۴۰ یا ۱۴۱ پیش از میلاد بازمی‌گردد. در این زمان دودمان هان بر چین و اشکانیان بر ایران فرمان می‌راندند. در این زمان از یک سو دولت هان در آسیای مرکزی پیش‌روی کرده و اشکانیان نیز بلخ را گشوده‌بودند. ولی برخورد رسمی میان دو دولت چندین سال پس از آن رخ‌داد. در ۱۱۵ پیش از میلاد وو دی امپراتور چین به دلیل گشایش در داد و ستد و به ویژه در جستجوی رمه‌های اسب سفیری را به همراه پیشکش‌هایی به دربار مهرداد دوم اشکانی فرستاد.

در دورهٔ اشکانیان -که همزمان با چیرگی دودمان هان بر چین بود-پیوندهای بازرگانی میان دو کشور گسترش رو به فزونی یافت. دو طرف سفیرانی میان یکدیگر رد و بدل نمودند و جهانگردانی از چین نیز از ایران دیدار نمودند. دو کشور محصولاتی را به همدیگر معرفی نمودند که برجسته‌ترین آنان ابریشم چین بود. مسیر بازرگانی این کالای ارزشمند از چین به اروپا از ایران می‌گذشت و راه ابریشم نام‌داشت.

در زمان ساسانیان روابط دو کشور فراز و نشیب بسیاری داشت. ایرانیان بازرگانی ابریشم را در انحصار خویش گرفتند. این انحصار سبب کینه‌توزی‌های بزرگی گشت و چین به دشمنان ایران چون روم پیوست. با تازش عرب‌ها به ایران، ساسانیان از امپراتور چین یاری خواستند و سپس گروهی از آنان از جمله دودمان ساسانی به دربار این کشور پناهنده‌شدند.

نام‌های داده شده به دو کشوردر منابع مربوط بدانان[ویرایش]

نام چین در متن‌های ایرانی[ویرایش]

در پارسی میانه کشور چین را چین، سین یا چینستان خوانده‌اند. این نام گاه با معنای جغرافیایی چین کنونی همگون نیست، برای نمونه در برخی متن‌های پهلوی-برای نمونه گزیده‌های زادسپرم- مراد از چین ترکستان چین؛ به تقریب برابر با سینکیانگ کنونی؛ بوده‌است. این لغزش در متن‌های دورهٔ اسلامی نیز گاهی دیده‌شده و برای نمونه هپتالیان، کوشان و سرزمین‌های ترکنشین را چین و مردمان آنجا را نیز چینی خوانده‌اند.

در متن‌های پارسی نخستین چین غربی ختن و بخش‌های شمالی و شرقی چین نیز ختا خوانده‌ شده‌اند. بر همین سیاق دیوار چین را نیز در متن‌های کهن سد ختای نوشته‌اند.

خود چینیان کشور خود را تونگو می‌خوانند. ریشهٔ نام چین به احتمال برگرفته از یکی از دودمان‌های کهن چینی به نام دودمان چین می‌‌باشد. این نام یا به طور مستقیم، یا به واسطهٔ مردمان میان دو کشور ایرن و چین یا به واسطهٔ سانسکریت به پارسی میانه وارد شده و سپس به زبان‌های اروپایی راه یافته‌است.[۱]

نام ایران در متن‌های چینی[ویرایش]

رویدادنویسان چینی منطقهٔ درهٔ فرغانه را دایوا یا دایوان خوانده‌اند.

ایران اشکانی و اشکانیان را نیز چینیان انسی یا آن-شی خوانده‌اند. همچنین ایران در روزگار ساسانیان نیز در نزد چینیان بُسه یا پسه[۲] ثبت شده‌است که ریختی دیگر از واژهٔ پارس است.

روابط چین با ایرانی‌نژادان پیش از ارتباط با دولت مرکزی ایران[ویرایش]

با اینکه شواهد موجود دربارهٔ وجود ایرانی‌نژادان در مرزهای سیاسی کنونی چین به پیرامون هزارهٔ چهارم پیش از میلاد بازمی‌گردد، ولی نخستین تماس‌های ثبت‌شده میان چینیان و ایرانیان به ۱۶۵ پیش از میلاد و همزمان با فرمانروایی دودمان هان بر این کشور بازمی‌گردد. در این زمان وقایع‌نگاران چینی از شکست یوئه‌چی‌های ایرانی‌نژاد از هون‌ها خبر می‌دهند. یوئه‌چی‌ها که در آن زمان در درون سرزمین‌هایی که امروزه در حدود مرزهای چین قرار می‌گیرد می‌زیستند پس از پس‌رانده شدن به دست هون‌ها به سوی غرب پیش روی کردند و سرانجام بخش‌های شرقی ایران را گشودند و دولت کوشانیان را پدید آوردند.

نگاره‌ای از سفر چانگ چیان در غار موگای

چینیان که با هون‌ها دشمنی داشتند و در پی متحدی برای نبرد با آنان می‌گشتند سفیری را به نام چانگ چیان برای مذاکره با یوئه‌چی‌ها به محل زندگی آنان گسیل داشتند، ولی او محل سکونت آنان را خالی یافت و خودش نیز به دست هون‌ها به بند کشیده شد. او پس از گذراندن ده سال اسارت توانست از دست آنان گریخته و به جستجوی یوئه‌چی‌ها به سوی غرب رود. پس از گذر از سرزمین‌هایی و برخورد با تیره‌های نژادی دیگری چون ووسونها به حدود دره فرغانه رسید. سپس به سوی جنوب رفت و از سیردریا و آموی و گذشت، سرانجام یوئه‌چی‌ها را یافت ولی نتوانست آنان را برای بازگشت و نبرد با هون‌ها راضی‌نماید. پس راه بازگشت را پیش گرفت و پس از سال‌های اسارت دوباره و ماجراهای بسیار در ۱۲۶ پیش از میلاد توانست به چین بازگردد. داده‌های او از نخستین اطلاعات تاریخی دربارهٔ مردمان آسیای میانه و غرب چین می‌باشد. زمانی که او از این سرزمین‌ها دیدار می‌کرده، بر بخش‌های شمال شرقی ایران دولت یونانی باختر فرمان‌می‌رانده‌است و سرآغاز برپایی پادشاهی کوشان و شکست‌های این دولت بود.

روزگار اشکانیان[ویرایش]

این زمان آغاز روابط رسمی میان دو کشور می‌باشد. در ۱۱۵ پیش از میلاد امپراتور وو سفیرانی را به همراه پیشکش‌هایی ارزنده به دربار مهرداد دوم فرستاد. قصد او آغاز پیوندهای بازگانی میان دو کشور بود. در آن زمان کالای مورد نیاز چینیان اسپ بود، ولی آنان دربرآورده کردن این نیاز ناکام ماندند. سرانجام سفیر چین در راه بازگشت و آنگاه که از به دست آوردن اسب از ایرانیان نومید گشت، حاکم بلخ را تهدید نمود، نتیجه البته درگیری میان ایرانیان و چینیان و کشته‌شدن سفیر بود.

در ۱۰۴ پیش از میلاد وو برای تلافی این رویداد سپاهیانی را به فرماندهی لی کوالی به فرغانه گسیلاند، ولی چینیان شکست‌خوردند. در ۱۰۲ پیش از میلاد این سردار با ۶۰هزار سپاهی تازه‌نفس به سغد تاخت، اینبار پیروزی‌هایی به دست آورد. سرانجام با فرمانروای بومی سغد صلح نمود و آن فرمانروا نیز پسر خویش را به گروگانی به دربار هان فرستاد و چینیان نیز سرانجام به کالای خواستنی خویش؛ اسپ؛ دست یافتند.

در ۴۸ پیش از میلاد هرمایوس از بازماندگان دولت یونانی باختر با دولت چین روابط سیاسی برقرا نمود. او توانست اتحادی نظامی نیز با چین پدید آورد و به یاری چینیان در با شکست دادن سکاها بر بخش‌هایی از هندوکش و درهٔ کابل چیره‌گردد. ولی به زودی او با تازش کوشانیان رودروشد، پس به ناچار در ۳۰ پیش از میلاد باز از چینیان یاری‌خواست، ولی چنگتی امپراتور چین از پشتیبانی او خودداری نمود. بدین‌سان واپسین دولت یونانی در شرق از میان رفت.

در ۹۴ میلادی اشکانیان سفیری به دربار چین فرستادند. آماج این فرستادن سفیر گویا پیش‌گیری از برقراری هرگونه ارتباطی میان چینیان و روم -که دشمن ایرا شمرده‌می‌شد- بود. در این زمان چینیان بر فلات تاریم چیره‌شده و چشم به پیش‌روی به سوی باختر را داشتند.

در ۹۷ میلادی پان جائو سردار چینی با سپاهی به سوی آسیای میانه پیش‌روی نمود. او سفیری را به نام کن یینگ برای شناسایی غرب به سوی ایران فرستاد. کن یینگ به ایران رفت، ولی از آنجا که ایرانیان خواهان برقراری پیوند میان چین و روم نبودند وی را از پی گیری سفرش به سوی غرب بازداشتند، هوده آنکه او تا کرانه‌های خلیج فارس بیشتر پیش‌روی ننمود. اطلاعات او دربارهٔ ایران اشکانی منبعی بسیار ارزنده‌است.

در ۱۰۱ میلادی سفیری دیگر از سوی اشکانیان به درباره چین رسید. این سفیر با خود پیش‌کش‌هایی چون شیر و شترمرغ و شماری شعبده‌باز برد. این کالاها برای چینیان تا آن زمان نو می‌نمود. در آینده تبادلات بازرگانی میان ایران و چین گسترش یافت؛ ایرانیان انگور، یونجه و انار و چینیان هلو و زردآلو را به یکدیگر شناساندند. ولی کالایی که روابط دو طرف را برای درازمدت پیوسته ساخته‌بود ابریشم چین بود.

در روزگار ساسانیان[ویرایش]

اوج روابط میان ایران و چین در روزگار باستان همزمان با برپایی دولت ساسانیان بود. این روابط فراز و نشیب چندی داشت. ایرانیان در این زمان ابریشم چین را در انحصار خود گرفته‌بود و به بهای دلخواه خود به جهان و به ویژه روم-خواستار اصلی این کالا- عرضه می‌داشت.

تبادلات میان دو ملت یکی هنر ساسانی بود که در قالب مینیاتور و سفال‌گری و جز آن به چین راه یافت و هم پارچه‌بافی چینی که به ایران واردشد. محصولات ایرانی صادرشده به چین در این زمان قالی، لوازم آرایشی، مرجان، جواهرات، رنگ، پارچه و انفیه بود.

در زمان شاپور دوم ساسانیان کوشانیان را از میان بردند. این اقدام سبب هم‌مرزی میان ایران ساسانی و چین گردید. در زمان خسرو یکم بازرگانی دریایی میان دو کشور نیز رونق‌گرفت. وی به منظور برقراری اتحاد در ۵۵۰ میلادی سفیری را به چان‌آن پایتخت چین فرستاد. انوشیروان پیوند دوستانه‌ای با چینیان برقرار ساخت و دو طرف بارها به تبادل سفیر و فرستادن پیش‌کش‌هایی پرداختند. این پادشاهی ایرانی به ویژه در اندیشهٔ اتحاد با چین برای نبرد با هپتالیان بود.

انحصار ابریشم دشمنی‌های چندی در جهان باستان برانگیخت. چین نیز از این دشمنی برکنار نماند. به زودی اتحادی میان روم، چین، خاقانات ترک غربی و خزرها بر ضد ساسانیان برپاشد. دربرابر ایران نیز در جستجوی همپیمانانی تازه با خاقانات ترک شرقی و آوارها متحدگردید. در زمان خسرو دوم در سال ۶۰۳ میلادی جنگی سهم‌گین در جهان درگرفت، رومیان و خزرها و ترکان غربی بر ایران تاختند. سپاهیان ایران و چین اگرچه رودرروی هم قرار نگرفتند، ولی چینیان خاقانات شرقی را که هم‌پیمان ایران بود از میان برد. با از میان رفتن خاقانات ترک شرقی چینیان را سیاستی دیگر آمد و متوجه غرب گردیده سر از پیمان با ترکان غربی پیچیدند و به سرزمین‌های آنان تاختند. در ۶۰۹ میلادی سپاهیان امپراتور یان دی پس از چیرگی بر ختن، کاشغر و سراسر تورفان به سرزمین‌های ایرانی نزدیک‌ترشدند، در این زمان شهرهای سغدی‌نشین بخارا، سمرقند و فرغانه پیروی از امپراتور چین را پذیراشدند. ساسانیان در این زمان توجهی به پیش‌روی چینیان نشان ندادند، زیرا سخت در غرب درگیر بودند.

در زمان تازش اعراب بر ایران، هنگامی که کار بر یزدگرد سوم تنگ آمد سفیری را برای یاری‌جویی به نزد امپراتور گائوتسونگ از دودمان تانگ فرستاد. سفیر در ۶۳۸ میلادی به دربار او رسید، ولی نتیجه‌ای از این گسیل پیک برای ایرانیان به دست نیامد. به ناچار یزدگرد که اکنون در مرو سنگر گرفته‌بود پسرش پیروز را برای درخواست یاری به نزد گائوتسونگ فرستاد، پیروز هنوز به دربار چین رنسیده‌بود که یزدگرد در ۶۵۲ میلادی کشته‌شد. پس از این رویداد اندک‌اندک بزرگان ایرانی که به همراه دودمان ساسانی به چین پناه‌برده‌بودند مناصب درباری یافتند. از فرزندان یزدگرد سوم نیز پیروز، پسرش نرسی، پسر او پشنگ و در پایان خسرو در پناه امپراتوران چین نخست برای بیرون راندن اعراب کوشیدند و آنگاه که ناکام‌ماندند در این سرزمین با احترام زیستند تا اینکه در میان چینیان تحلیل رفتند.

تبادلات مذهبی میان دو کشور در دورهٔ ساسانیان[ویرایش]

دین زرتشتی در زمان ساسانیان به چین رخنه نمود. چینیان این آیین را هسیئن چیاو می‌خواندند. نخستین آتشکده در ۶۲۱ میلادی در چین ساخته‌شد. با شکست ایرانیان از اعراب و کوچیدن پاره‌ای از آنان به همراه خاندان ساسانی به این کشور، آیین مزدیسنا در چین گسترش بیشتر یافت. این دین تا سدهٔ نهم میلادی در این کشور زنده‌بود.

آیین دیگری که از ایران به چین راه‌یافت آیین مانوی بود. پس از سرکوب مانویان به دست ساسانیان، پیروان این آیین در جهان پراکنده‌شدند و گروهی از آنان نیز به چین رفتند. مبلغ بزرگ مانوی در این زمان مارآمو نام داشت. مانویان با خود به چین مینیاتور را بردند.

مسیحیت نسطوری نیز -که شاخه‌ای از مسیحیت بود که ساسانیان از آن پشتیبانی می‌نمودند- نیز در روزگار ساسانیان و از راه ایران به چین راه‌یافت.

دورهٔ خلافت اسلامی[ویرایش]

نخستین سفیر خلفای راشدین در سال ۳۱ قمری به دربار یونگ وی امپراتور آن زمان چین رسید. این نخستین برخورد اسلام با چین هم بود. مسلمانان توانستند اجازهٔ تبلیغ آیین تازه و برپایی مسجدی در چانگان پایتخت چین را بگیرند. مسلمانان نیز به روابط پررونق بازرگانی با چین پرداختند. در منابع چینی از امویان را تازی‌های سپیدپوش و عباسیان را با نام تازیان سیاه‌پوش خوانده‌اند.

در جنگ ایران و عراق[ویرایش]

کمک‌های تسلیحاتی[ویرایش]

با فروش تسلیحات موشکی به ایران توسط چین، این کشور قانون منع فروش موشک به طرفین جنگ (MTCR) را زیر پا گذاشت.[نیازمند منبع] چین از جملهٔ کشورهایی بود که به ایران کمک کرد چین به ایران موشکهای ضد کشتی، زمین به هوا، هوا به هوا و موشک کروز فروخت.[نیازمند منبع] که نمونه‌های آن عبارتند از:

  • HY-۱(کرم ابریشم ۱): در تابستان سال ۱۹۸۶ چین اقدام به فروش ۱۰۰ عدد از این موشک‌ها به ایران کرده که در سال ۱۹۸۷ به طور موفقیت آمیز از کشتی ایرانی پرتاب شد. با وجود اینکه چین ادعا کرده که این موشک‌ها از کرهٔ شمالی و به طور واسطه به ایران فروخته شده، ولی شواهد (از جملهٔ شواهد می‌توان به ضعف ناوهای آمریکایی در برابر موشک اشاره کرد) نشان می‌دهد که این موشک‌ها مستقیما توسط چین ساخته و به ایران فروخته شده‌اند.[نیازمند منبع]
  • C-۸۰۱: بیش از ۱۰۰ موشک از این مدل در سال ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ به ایران فروخته شد.[نیازمند منبع]

کمک‌های تکنولوژیکی[ویرایش]

در سال‌های ۱۹۸۰ الی ۱۹۸۵ چین با ایران به طور مخفیانه قراردادی مبنی بر گسترش انرژی هسته‌ای بست؛ همچنین این کشور تکنولوژی ساخت موشک‌های فروخته شده را به ایران داده و در ساخت این موشک‌ها به ایران کمک کرده است؛ این کشور همچنین اقدام به فروش و کمک در ساخت سلاح‌های شیمیایی کرده به طوری که ایران توانست خسارت نظامی بیشتری را نسبت به بمباران‌های شیمیایی عراق به آن کشور وارد کند، و هم اکنون ایران توانسته صدها تُن عامل شیمیایی خون و تنفسی بسازد. این کشور تکنولوژی ساخت سلاح‌های بیو-شیمیایی را نیز به ایران داد.[نیازمند منبع]

دولت محمود احمدی‌نژاد[ویرایش]

در دوران محمود احمدی‌نژاد، ایران به منظور دستیابی به پشتیبانی‌های سیاسی چین و بلوک شرق سیاستی را در پیش گرفت که از آن با نام «نگاه به شرق» یاد می‌شد. این هنگامی بود که همکاری‌های تجاری و قراردادهای گسترده‌ای میان دو کشور برقرار شد. از جمله این قراردادها معاهده‌ای بود که در سال ۱۳۸۷ شمسی میان دو کشور بسته شد و بر پایه آن ایران درآمد حاصل از فروش نفت خود را به عنوان پشتوانه ال‌سی‌های خرید کالای چینی در اختیار آن کشور می‌گذاشت. از مفاد دیگر این عهدنامه الزام ایران به صدور بیمه برای افتتاح ال سی‌های چینی یا فروش نسیه کالاهای چینی بود.[۳]

خبر بسته شدن این معاهده از سوی تارنمای بازتاب امروز عنوان شد و انتشار آن فیلتر شدن این وبگاه در داخل ایران را در پی داشت. خبرآنلاین نیز که این خبر را باز نشر نموده بود خبر را از خروجی خود برداشت.[۴][۵]

دولت حسن روحانی[ویرایش]

روحانی می‌گوید رابطه با چین اهمیت زیادی دارد و ما همکاری متعددی با چین داریم و این کشور آماده سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف کشور ماست و یکی از طرح‌هایی که در هیات دولت تدبیر و امید به تصویب رسید درباره بحث بهره‌برداری از حساب‌هایی است که از فروش نفت در خارج از کشور از جمله چین داریم.[۶]

پانویس[ویرایش]

  1. این نام در فرانسوی به صورت شینChine، ایتالیایی چینا Cina، آلمانی شینا و... استفاده می‌شود.
  2. Posa
  3. ترکمانچای ایران با چین؛ فروش نفت بدون پول وبگاه کلمه
  4. سایت بازتاب فیلتر شد سحام نیوز
  5. سایت «بازتاب» به دلیل افشای امتیازدهی ایران به چین فیلتر شد دویچه وله فارسی
  6. متن کامل گفتگوی زنده تلویزیونی رئیس جمهور با مردم ایران inn.ir

پیوند به بیرون[ویرایش]

منبع[ویرایش]

  • آذری، علاءالدین تاریخ روابط ایران و چین انتشارات امیرکبیر 
  • رضا، عنایت‌الله ایران و ترکان در زمان ساسانیان تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی 
  • فیتزجرالد، تاریخ فرهنگ چین؛ ترجمهٔ اسماعیل دولتشاهی؛ شرکت انتشارات علمی و فرهنگی
  • هانس یواخیم کلیم‌کایت، هنر مانوی؛ ترجمهٔ ابوالقاسم اسماعیل‌پور؛ انتشارات اسطوره
  • دانشنامهٔ رشد، توسعه اسلام در چین به دست ایرانیان
  • Chinese Arms Exports To Iran