جنگ داخلی چین
|
|
ممکن است این مقاله نیازمند ویکیسازی باشد تا با استانداردهای کیفی ویکیپدیا همخوانی یابد. خواهشمندیم با افزودن پیوندهای داخلی مرتبط، یا با بهبود چیدمان به بهبود آن کمک کنید.
برای جزئیات بیشتر روی [نمایش] کلیک کنید.
هیچ دلیلی برای این برچسب ویکیسازی ذکر نشدهاست. میتوانید دلیلتان را با استفاده از پارامتر
|
جنگ داخلی چین (یا جنگ داخلی کمونیستها و ناسیونالیستها) تخاصمی نظامی در کشور چین بین کومینتانگ (جبههٔ ناسیونالیست های چین) و حزب کمونیست چین بود. این جنگ در ۱۹۲۶ با تصفیهٔ جبههٔ متحد کومینتانگ از اعضای چپ و کمونیست توسط رهبر وقت کومینتانگ، چیانگ کای شک، آغاز شد و در ۱۹۴۹ با پایان غیررسمی تخاصمات نظامی پایان یافت. در نتیجه کمونیستها کنترل بخش قارهای چین را به دست گرفتند و ناسیونالیستها به مناطق کوچکی در تایوان، پنگهو و جزایر فوجیان عقب نشینی کردند.
محتویات |
ریشه های جنگ [ویرایش]
حدود سال ۱۸۵۰ که چین در جنگ تریاک از انگلیسیها شکست خورد و ابهت و عظمت چین تا یکصد سال در هم شکست ملکه تسوشی (در بعضی منابع او را با لقبش: داوگار یا داونجر خطاب کردهاند) حدود ۱۰ سال بعد به دربار امپراتوری منچو چینگ راه یافت و شرایطی فراهم آورد که همسرش به شرابخواری دچار شده و مریض بشود و کم کم بمیرد آنگاه پسر خود را به این درد مبتلا کرد تا به جای او عنوان نایبالسلطنه را به خود اختصاص داده و بر چین حکمرانی کند اما در زمان حکومت او چین به بدبختیهای عظیمی دچار شد و دو امپراتور بعدی نیز به همین سرنوشت مبتلا شدند (مجموعا سه امپراتور به دست او بدبخت شدند).
در سال ۱۹۰۰ شورش بوکسورها نخست با همکاری ملکه به پیروزیهایی دست یافت ولی از آنجایی که دول خارجی در چین نیروی نظامی داشتند پکن را تهدید کرده و ملکه دست از حمایت از آنان برداشت تا سرکوب شدند. سال ۱۹۰۷ ملکه قبل از مرگ خود امپراتور را با سم کشت و دو روز قبل از مرگ خود پسر بچهای از تبار منچو چینگ (برادر زاده امپراتور قبلی) که ۵ سال بیشتر نداشت را به جای خود گماشت نام این پسر بچه نگون بخت: «آیسین جیرو پویی» بود کسی که تنها نام امپراتور را با خود داشت و تا آخر عمر چیزی جز بدی از این نامش ندید.
در این گیر و دار یک روشنفکر به نام دکتر سون یات سن با همراهی تعدادی از وطن پرستان چینی حکومت امپراتوری را ساقط و حکومت جمهوری ایجاد کرد و حزب گومین دانگ (جبههٔ ملی) را پایه گذاری کرد اما حکومتی که او پایه گذاریاش را کرد بیشتر به یک حکومت ملوک الطوایفی شباهت داشت چون خودش در شانگهای، یوان شی کای در پکن، و چیانگ کای شک در کانتون (گوانگ ژو فعلی) عنوان ریاست جمهوری را یدک میکشیدند و جالب اینکه همگی یکدیگر را به رسمیت میشناختند! ژنرالهای چین نیز اختیارات کامل داشتند و در داخل چین به این سوی و آن سوی لشکر میکشیدند.
به قدرت رسیدن چیانگ کای شک [ویرایش]
در این گیر و دار یوان شی کای و سون یات سن فوت کردند و عرصه برای تاخت و تازهای چیانگ کای شک آماده شد. او اعلام کرد که از این روز رهبری حزب گومین دانگ را بر عهده دارد و تلاش برای به دست گرفتن حکومت را آغاز کرد. گومین دانگ دولت رسمی محسوب میشد ولی کنترل کامل کشور را در دست نداشت در این هنگام که کمونیستها و حزب گومین دانگ درگیر بودند کروه اول از شوروی درخواست کمک کرد ولی شوروی اعلام کرد که تنها در صورتی به کمونیستها کمک میکند که با گومین دانگ متحد شوند! مائو به این درخواست آنها تن در داد و کمونیستها عنوان جناح چپ حزب گومین دانگ را به خود اختصاص دادند ولی کمکها به ملیها ارسال میشد و به دست نیروهای کمونیست نمیرسید.
در این هنگام جناح راست ملیها که خود به دو جناح در درون تقسیم شده بود در داخل توسط جناح راست داخلی دچار تصفیهای خونین شد و جرم آن را به گردن کمونیستها انداختند و در هر شهری که توسط ملیها تصرف میشد نخستین کسانی که دستگیر و تیر باران میشدند کمونیستها بودند!!!! کمونیستها به خاطر حفظ اتحاد نتوانستند از شورش کارگری هنگ کنگ که علیه خارجیها اتفاق افتاده بود حمایت کنند.
قرارداد صلح [ویرایش]
پس از مدتها درگیری با دولت چیانگ کای شک از مائو دعوت کرد تا پیمان صلح امضا کنند و مائو شخصا سوار بر هواپیما به نانجینگ مرکز دولت گومین دانگ رفت و پیمان صلح امضا کرد ولی پس از مدتی ملیها شروع به ترور اعضای حزب کمونیست و در برخی مواقع حمله نظامی به دفاتر این حزب کردند.
در این گیر و دار اتفاق بسیار غیر منتظرهای افتاد و با وقوع جنگ جهانی دوم ژاپن به داخل چین لشکر کشید. بنابراین این دو اختلافات را کنار گذاشته و علیه ژاپن وارد عمل شدند. اما آنچه که اتفاق افتاد شکستهای پی در پی نیروهای گومین دانگ و پیروزیهای کمونیستها بود چرا که نزدیکان چیانگ کای شک تا خرخره در فساد مالی دست و پا میزدند و بودجهای که باید به مصرف جنگ میرسید توسط نزدیکان چیانگ کای شک دزدیده میشد. به دنبال این اتفاقات از طرف چیانگ کای شک دستور صادر شد که کمونیستها را از پشت بزنند و این کارهای او فقط باعث شکست چین شد در صورتی که کمونیستها ایستادگی قابل ملاحظهای کرده بودند و این دستور به خاطر کمرنگ کردن شکستهای گومین دانگ صادر شد.
پس از جنگ جهانی [ویرایش]
سرانجام کمونیستها در کیانگسی (جیانگشی) گرد هم آمدند ولی چیانگ کای شک به آنان حمله کرد و به ناچار کمونیستها راهپیمایی طولانی (۱۰۰۰ کیلومتر با پای پیاده) را براه انداختند تا از دست نیروهای مهاجم فرار کنند و این در حالی بود که شوروی همچنان توصیه به اتحاد میکرد.
کمونیستها با اصلاحات ارضی در روستاها محبوبیت شدیدی به دست آوردند و از بین روستاییان داوطلبان جنگ پذیرفتند و طرح حمله بزرگ ریخته شد و کمونیستها در سراسر چین شروع به جنگ کردند.
در این هنگام مائو اعلام کرد ۶ ماه بعد همه رهبران کمونیست چین در پکن جمع شوند و کنفرانسی را برگزار کنند و این در حالی گفته میشد که پکن در دست نیروهای ملی بود! اما کمونیستها به وعده خود عمل کردند و در کمتر از ۶ ماه پکن توسط فرمانده نیروهای کمونیست شمال شرق لین بیائو تصرف شد و نیروهای کمونیست به سمت جنوب یعنی نانجینگ پایتخت گومین دانگ سرازیر شدند البته بعد از پیوستن نیروهای کمونیست مرکز چین به این نیروها در این هنگام که چیانگ کای شک کار را تمام شده میدید دستور انتقال پایتخت به تایوان را صادر کرد و به جزیرهای که در آن زمان فرمز(Formz) خوانده میشد گریخت.
چیانگ کای شک در جواب پسرش که سوالی بدین مضمون از او کرد: پدر! چرا با مائو وارد مذاکره نمیشوی؟
- گفت: اگر در میدان جنگ پیروزیای به دست نیاوردیم پس در روی میز مذاکره هم هیچ شانسی برای پیروزی نداریم.
در هنگام پیشروی کمونیستها به جنوب پیشنهاد تقسم چین از سوی گومین دانگ داده شد بدین مضمون که چین به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شود و مرز بین این دو هوانگهو باشد به محض انتشار این خبر مائو دستور داد که کمونیستها هر چه سریعتر از هوانگهو عبور کنند چرا که اگر این خبر قبل از عبور کمونیستها به جنوب به گوش قدرتها میرسید احتمال گرفتار شدن چین به سرنوشت کره زیاد بود.
همسر چیانگ کای شک برای درخواست کمک به امریکا رفت ولی جواب امریکاییها این بود: ما حواسمان به اروپاست و بودجه ما در راه بازسازی باید خرج شود نه جنگ!
در ماههای میانی ۱۹۴۹ نانجینگ پایتخت گومین دانگ تصرف و تمامی چین به تصرف کمونیستها در آمد و نام این کشور از جمهوری چین (china republic) به جمهوری خلق چین (the people's republik of china) تغییر یافت.
منابع [ویرایش]
بهزاد شاهنده. انقلاب چین. دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، ۱۳۷۰.