نظریه هوش‌های چندگانه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

تئوری هوش‌های چندگانه نظریه‌ای است آموزشی که اولین بار توسط هوارد گاردنر تنظیم و ارائه گردیده است. بر طبق این نظریه، دیدگاه‌های روان‌سنجی سنتی نسبت به هوش، بسیار محدود و ضعیف است. گاردنر نظریه‌اش را نخستین بار در کتاب «قاب‌های ذهنی: نظریه هوش چندگانه»، در سال ۱۹۸۳ ارائه کرد. به عقیده او همه انسان‌ها دارای انواع مختلفی از هوش هستند. او در کتاب خود، هشت نوع مختلف هوش را معرفی نموده و احتمال داده است که نوع نهمی نیز به عنوان «هوش هستی‌گرا» وجود داشته باشد. طبق نظریه گاردنر، برای به دست آوردن تمام قابلیت‌ها و استعدادهای یک فرد، نباید تنها به بررسی ضریب هوشی پرداخت بلکه انواع هوش‌های دیگر او مثل هوش موسیقیایی، هوش درون فردی، هوش تصویری-فضایی و هوش کلامی- زبانی نیز باید در نظر گرفته شود.

نقدها[ویرایش]

نظریه گاردنر با انتقاداتی از سوی روان‌شناسان و مربیان روبرو گشته است. منتقدان می‌گویند تعریف گاردنر از هوش بسیار وسیع و گسترده است و هشت نوع هوشی که او تعریف کرده فقط نشانگر استعدادها، خصوصیات شخصیتی و توانائی‌ها است. از دیگر نقاط ضعف نظریه گاردنر می‌توان به کمبود پژوهش‌های عملی پشتیبان آن اشاره کرد. اما با وجود این، نظریه هوش چندگانه محبوبیت زیادی در بین مربیان و آموزشگران پیدا کرده است و بسیاری از معلمان از این نظریه در انتخاب شیوه تدریس خود استفاده می‌کنند.

هوش‌های هشت‌گانه[ویرایش]

هوش تصویری – فضایی[ویرایش]

نقاط قوت: قدرت تشخیص تصویری و فضایی کسانی که هوش تصویری-فضایی بالایی دارند در تجسّم چیزها قوی هستند. این افراد معمولاً جهت‌یابی خوبی دارند و با نقشه‌ها، نمودارها، عکس‌ها و تصاویر ویدیویی مشکلی ندارند. در مجسمه‌سازی موفق هستند.[نیازمند منبع]

ویژگی‌های هوش تصویری-فضایی[ویرایش]

  • لذت بردن از خواندن و نوشتن
  • مهارت در درست کردن پازل
  • مهارت در تفسیر عکس، گراف و نمودار
  • لذت بردن از رسم، نقاشی و هنرهای تجسمی
  • تشخیص راحت الگوها

انتخاب‌های شغلی[ویرایش]

  • معمار
  • هنرمند
  • مهندس
  • مجسمه‌ساز
  • عکاس
  • شاعر

هوش کلامی – زبانی[ویرایش]

نقاط قوت- کلمات، زبان و نویسندگی کسانی که هوش کلامی- زبانی بالایی دارند به خوبی می‌توانند از کلمات، به هنگام نوشتن و حرف زدن، استفاده کنند. این افراد غالباً در نوشتن داستان، به خاطر سپردن اطلاعات و خواندن مهارت دارند.[نیازمند منبع]

ویژگی‌های هوش کلامی- زبانی[ویرایش]

  • مهارت در به یادآوردن اطلاعات نوشته یا گفته شده
  • لذت بردن از خواندن و نوشتن
  • مهارت در مباحثه یا صحبت‌های متقاعد کننده
  • توانائی در توضیح دادن مسائل
  • استفاده از شوخ‌طبعی به هنگام بیان داستان‌ها

انتخاب‌های شغلی[ویرایش]

  • نویسنده/ روزنامه‌نگار
  • وکیل
  • معلم
  • شاعر
  • سیاستمدار
  • مترجم

هوش منطقی – ریاضی[ویرایش]

نقاط قوت- تحلیل مسائل و عملیات ریاضی کسانی که هوش منطقی- ریاضی بالایی دارند در استدلال، شناسایی الگوها و تحلیل منطقی مسائل قوی هستند. این افراد به تفکر دربارهٔ مفهوم اعداد، روابط والگوها علاقه‌مندند.

ویژگی‌های هوش منطقی- ریاضی[ویرایش]

  • مهارت زیاد در حل مسئله
  • لذت بردن از تفکر دربارهٔ ایده‌های انتزاعی
  • علاقه‌مندی به انجام آزمایش‌های علمی
  • مهارت در انجام محاسبات پیچیده

انتخاب‌های شغلی[ویرایش]

  • دانشمند
  • ریاضیدان
  • برنامه‌نویس رایانه
  • مهندس
  • حسابدار

هوش اندامی- جنبشی[ویرایش]

نقاط قوت: تحرک فیزیکی، کنترل حرکات کسانی که هوش اندامی- جنبشی بالایی دارند در حرکت‌های بدنی، انجام عملیات و کنترل فیزیکی قوی هستند. این افراد در هماهنگ سازی چشم و دست مهارت دارند و افراد چالاک وتردستی هستند.

ویژگی‌های هوش اندامی- جنبشی[ویرایش]

  • مهارت در ورزش و رقص
  • لذت بردن از ساختن چیزها با دست
  • هماهنگی فیزیکی عالی
  • به خاطر سپردن چیزها از طریق انجام دادن آن‌ها، به جای گوش کردن یا دیدن

انتخاب‌های شغلی[ویرایش]

  • رقاص
  • هنرپیشه
  • ورزشکار حرفه ای
  • پیمانکار
  • جراح

هوش موسیقیایی[ویرایش]

نقاط قوت: ریتم و موسیقی کسانی که هوش موسیقیایی بالایی دارند در فکر کردن به الگوها، ریتم‌ها و صداها قوی هستند. این افراد از موسیقی لذت می‌برند و معمولاً در نواختن سازهای موسیقی و آهنگسازی مهارت دارند.

ویژگی‌های هوش موسیقیایی[ویرایش]

  • لذت بردن از آوارخوانی و نواختن سازهای موسیقی
  • تشخیص آسان الگوها و نت‌های موسیقی
  • توانایی به خاطرسپردن آهنگ‌ها و ملودی‌ها
  • درک عمیق از ساختار، ریتم و نت‌های موسیقی

به صداها بسیار حساس هستند از این رو صداها بر روی سیستم عصبی و روانی آنها نقش بسیار تعیین کننده ای دارند

انتخاب‌های شغلی[ویرایش]

  • موسیقیدان
  • آهنگساز
  • خواننده
  • معلم موسیقی
  • رهبر ارکستر

هوش میان فردی[ویرایش]

نقاط قوت: ارتباط برقرار کردن و درک دیگران کسانی که هوش میان فردی بالایی دارند در تعامل با دیگران و درک آن‌ها قوی هستند. این افراد در سنجش هیجانات، انگیزه‌ها، تمایلات و منظور کسانی که دور و برشان هستند مهارت دارند.

ویژگی‌های هوش میان فردی[ویرایش]

  • مهارت در برقراری ارتباط کلامی
  • مهارت در ارتباط غیرکلامی
  • نگاه کردن به موقعیت‌ها از زوایای مختلف
  • ایجاد روابط مثبت با دیگران
  • مهارت در فرونشاندن اختلافات در داخل گروه‌ها

انتخاب‌های شغلی[ویرایش]

  • رهبر
  • مدیر گروه
  • فیلسوف
  • مشاور
  • فروشنده
  • سیاستمدار

هوش درون فردی[ویرایش]

نقاط قوت: درون نگری و خودآزمایی کسانی که هوش درون فردی بالایی دارند، آگاهی خوبی از وضعیت هیجانی، احساسات و انگیزه‌های خود دارند. این افراد از خودآزمایی، تخیل روزانه، کندوکاو کردن روابط خود با دیگران و برآورد توانائی‌های فردی خود لذت می‌برند.

ویژگی‌های هوش درون فردی[ویرایش]

  • مهارت در تحلیل نقاط قوت و ضعف خود
  • لذت بردن از تجزیه و تحلیل نظریه‌ها وایده‌ها
  • خودآگاهی زیاد
  • داشتن درک روشن از ریشه انگیزه‌ها و احساسات خود

انتخاب‌های شغلی[ویرایش]

  • فیلسوف
  • نویسنده
  • نظریه‌پرداز
  • دانشمند
  • ایده پرداز
  • مربی
  • روانشناس
  • کارشناس الاهیات
  • موعظه گر ادیان

هوش طبیعت‌گرا[ویرایش]

نقاط قوت: یافتن الگوها و روابطی که با طبیعت وجود دارد هوش طبیعت‌گرا آخرین نوع هوشی است که گاردنر درنظریه خود به هفت نوع قبلی افزوده و با مقاومت و مخالفت بیشتری نسبت به بقیه روبرو گردیده‌است. به گفته گاردنر، کسانی که دارای هوش طبیعت‌گرای بالایی هستند، سازگاری بیشتری با طبیعت دارند و معمولاً به پرورش، کشف محیط و یادگیری دربارهٔ موجودات علاقه‌مندند. این افراد به سرعت از جزئی‌ترین تغییرات در محیط‌شان آگاه می‌شوند.

ویژگی‌های هوش طبیعت‌گرا[ویرایش]

  • علاقه‌مند به موضوعاتی از قبیل گیاه‌شناسی، زیست‌شناسی و جانورشناسی
  • مهارت در رده‌بندی و فهرست بندی اطلاعات
  • لذت بردن از باغبانی، کشف طبیعت، پیاده‌روی و چادر زدن در طبیعت
  • بی‌علاقگی به یادگیری موضوعات بی‌ارتباط با طبیعت

انتخاب‌های شغلی[ویرایش]

  • زیست‌شناس
  • حفاظت از محیط زیست
  • باغبان
  • مزرعه‌دار

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]