محمدجواد تندگویان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
محمد جواد تندگویان
TondguyanPOW.jpg
تصویری که پرسنل ارتش عراق پس از دستگیری از تندگویان گرفته‌اند
وزیر نفت ایران
مشغول به کار
۳ مهر ۱۳۵۹ – ۱۳۵۹
رئیس جمهور ابوالحسن بنی‌صدر
نخست‌وزیر محمدعلی رجایی
پس از علی‌اکبر معین‌فر
پیش از محسن سادات (سرپرست)
مدیر عامل
شرکت مناطق نفت‌خیز
مشغول به کار
تیر ۱۳۵۹ – مهر ۱۳۵۹
پس از سید محسن یحیوی
پیش از بهمن سروشی
اطلاعات شخصی
زاده ۲۴ خرداد ۱۳۲۹
تهران، ایران
درگذشت ؟- ۱۳۶۵
عراق
ملیت  ایران
همسر(ان) بتول برهان اشکوری[۱]
فرزندان ۴: محمدمهدی، هاجر، مریم، هدی[۲]
محل
تحصیل
دانشگاه صنعت نفت
مرکز مطالعات مدیریت ایران
مهندسی نفت
شغل مدیر ارشد اجرایی
هیئت دولت کابینهٔ محمدعلی رجایی
مذهب اسلام، شیعه
خدمات نظامی
وفاداری ایران
خدمت/شاخه Roundel of Iran.svg نیروی زمینی ارتش ایران
سال‌های خدمت ۱۳۵۲–۱۳۵۱
۱۳۵۴–۱۳۵۳
درجه سروان[۳]
یگان پالایشگاه تهران[۴]

محمد جواد تندگویان (زاده ۲۴ خرداد ۱۳۲۹ — درگذشته ؟)[۵] سیاست‌مدار و مدیر ارشد اجرایی ایرانی بود، که به‌عنوان دومین وزیر نفت تاریخ ایران شناخته می‌شود.

وی در کابینهٔ محمدعلی رجایی به وزارت نفت رسید، در آبان ۱۳۵۹ درحالی‌که یک ماه از وزارتش می‌گذشت، برای بازدید از پالایشگاه آبادان عازم جنوب شد، ولی در جاده ماهشهر به آبادان، توسط نیروهای ارتش عراق اسیر شد و پس از سال‌ها در اسارت و شکنجه، درگذشت.[۶]

تندگویان علم اموخته مهندسی نفت از دانشکده نفت آبادان و کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی از مرکز مطالعات مدیریت ایران بود. از سوابق مدیریتی وی می‌توان به مدیرعاملی شرکت پارس توشیبا و سرپرستی شرکت مناطق نفت‌خیز (بزرگترین دارنده نفت ایران) اشاره کرد.

کودکی و جوانی[ویرایش]

تندگویان در کودکی

محمد جواد تندگویان در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۳۲۹ در محله خانی آباد، تهران زاده شد. پدر او جعفر تندگویان، یک مغازه کفاشی در میدان بهارستان داشت.[۷] نزدیکی مغازه جعفر تندگویان به مجلس شورای ملی باعث شده بود، که او در جریان‌های سیاسی حضور داشته باشد. پدر تندگویان از هواداران محمد مصدق بود.[۸]

محمد جواد تندگویان در سال ۱۳۳۶ به مدرسه رفت و تا سال ۱۳۴۱ دوره دبستان را به پایان برد. در سال ۱۳۴۲ با ثبت‌نام در مدرسه جعفری اسلامی وارد دوره دبیرستان شد.[۹] تندگویان در سال ۱۳۴۶ مدرک دیپلم خود را اخذ کرد.[۱۰] او پس از تحصیل توانست امتیاز لازم استفاده از سهیمه بورسیه بانک ملی ایران برای اعزام به خارج از کشور را به‌دست‌آورد، اما پس از مصاحبه، از این فهرست کنار گذاشته‌شد.[۱۱]

دوران دانشجویی[ویرایش]

تندگویان در دوران دانشجویی (نفر سمت راست)

محمدجواد تندگویان در نیم‌سال اول سال تحصیلی ۱۳۴۸–۱۳۴۷ به عنوان دانشجوی دوره کارشناسی رشته مهندسی نفت گرایش پالایش، وارد دانشکده نفت آبادان شد. به‌گفته احمد اجل‌لویان، از هم دانشگاهیان وی، تندگویان از دانشجویان ممتاز دانشکده نفت و فردی بذله‌گو و خوش‌مشرب بود، که در فن خطابه مهارت داشت.[۱۱] او پس از مدت کوتاهی به انجمن اسلامی دانشجویان پیوست و از اعضای فعال این انجمن شد.[۱۲]

تندگویان و دوستانش در انجمن اسلامی چهره‌هایی مانند علی شریعتی، مرتضی مطهری، محمدتقی جعفری و محمود فرشچیان را به دانشکده خود دعوت کردند و سخنرانی‌هایی برای آن‌ها ترتیب دادند.[۱۳][۱۴] تندگویان در کتابخانه دانشکده نیز فعال بود و در تدوین کتاب «چهار زندان انسان» که پیاده‌شده سخنرانی‌های علی شریعتی در دانشکده نفت آبادان، از روی نوار کاست بود، مشارکت داشت.[۱۵] در نامه‌ای که اداره ساواک آبادان در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۵۰ برای دفتر مرکزی سازمان ساواک در تهران نوشت، آمده‌است:

به تازگی چند نفر به سرکردگی محمد جواد تندگویان، به دلایلی که اعمالشان بی‌تأثیر از دانشجویان دانشگاه‌های دیگر مثل دانشگاه پلی‌تکنیک تهران نیست، پای سخنرانانی مثل علی شریعتی، سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد و فخرالدین حجازی را به دانشگاه آبادان، بازکرده‌اند و علیه ریاست دانشگاه، شایعه‌پراکنی می‌کنند.[۱۶]

فاطمه تندگویان، خواهر محمد جواد تندگویان، شخصیت وی را این‌گونه تشریح می‌کند:

او به‌طور کلی با هیچ گروه سیاسی ارتباط خاصی نداشت و شخصیتی چند بُعدی داشت.[۱۷] کتاب‌های علی شریعتی، مرتضی مطهری، محمدتقی جعفری و محمدحسین طباطبایی را با دقت مطالعه و پیگیری می‌کرد و در میان سیاست‌مداران، به مهدی بازرگان و یدالله سحابی علاقه‌مند بود. از یک‌سو با جریان‌های روشنفکری فعالیت می‌کرد و برای جریان فکری شریعتی و حسینیه ارشاد در آبادان تبلیغ می‌نمود و از سوی دیگر، با جریان کارگری، قشر مسجدی و مذهبی سنتی نیز همراه بود.[۱۸]

محمدجواد تندگویان در سال ۱۳۵۱ در رشته مهندسی نفت گرایش پالایش، از دانشکده نفت آبادان فارغ‌التحصیل شد.[۱۹]

دوران سربازی[ویرایش]

تندگویان با لباس فرم سربازی

تندگویان پس از پایان تحصیلات دانشگاهی، در سال ۱۳۵۱ برای گذراندن دوران خدمت سربازی، در پالایشگاه تهران، با درجه سروانی، مشغول به کار شد.[۱۱] او در شهریور ۱۳۵۲ ازدواج کرد و ۲ ماه بعد از تهران به آبادان منتقل شد و به عنوان سرباز مهندس، در پالایشگاه آبادان به فعالیت ادامه داد. وی بار دیگر فعالیت در انجمن اسلامی دانشکده نفت آبادان را از سر گرفت، اما پس از مدت کوتاهی، تظاهراتی اعتراضی از سوی دانشجویان دانشکده نفت اتفاق افتاده بود، که رئیس وقت دانشکده او را به عنوان عامل اغتشاش، به ساواک معرفی نمود[۲۰] و نهایتاً از پالایشگاه آبادان اخراج شد.[۲۱] در نامهٔ رسمی اداره ساواک آبادان به تهران به تاریخ ۱ آبان آمده بود:

به خدمت سربازی محمد جواد تندگویان با درجه سروانی در شرکت نفت آبادان خاتمه داده شد و او با سمت سرباز صفر، مابقی خدمت را در قسمت پشتیبانی منطقه ۲ شیراز سپری خواهد کرد.[۲۲]

تندگویان در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۵۲ دستگیر شد.[۲۳] خانواده او تا ۴ ماه پس از دستگیری‌اش، از وضعیت وی بی‌اطلاع بودند.[۲۴] تندگویان به کمیته مشترک ضدخرابکاری برده شد و در آن‌جا تحت شکنجه قرار گرفت.[۱۱] وی حدوداً ۷ ماه در زندان انفرادی بود. دادگاه پس از چندی او را به یک سال حبس (با احتساب مدت بازداشت) محکوم کرد و با به پایان رسیدن مدت محکومیت، در آبان ۱۳۵۳ آزاد شد.[۲۵] او در زندان با حسینعلی منتظری ملاقات کرده بود و هم‌بند بهزاد نبوی بود.[۲۶] تندگویان پس از آزادی از زندان، به سرباز صفری تنزل درجه یافت[۱۱] و برای ادامه سربازی به شیراز اعزام شد.[۲۷]

ازدواج و خانواده[ویرایش]

تندگویان و فرزندش محمدمهدی در مراسم دانش‌آموختگی

محمد جواد تندگویان در سال ۱۳۵۲ با بتول برهان اشکوری (متولد ۱۳۳۴) ازدواج کرد. در زمان ازدواج، تندگویان در پالایشگاه تهران سرباز بود و همسرش در سال دوم دبیرستان تحصیل می‌کرد.[۲۸] از او ۴ فرزند به نام‌های محمدمهدی تندگویان، هاجر، مریم و هدی باقی مانده‌است.[۲۹] او به فیلم زنده‌باد زاپاتا! علاقه بسیاری داشت.[۳۰]

فعالیت شغلی[ویرایش]

پس از پایان خدمت سربازی از شیراز، به تهران بازگشت. وی به‌دلیل سوءپیشینه، نمی‌توانست در مراکز دولتی کار کند.[۱۱] تندگویان فعالیت شغلی خود را در گروه صنعتی بوتان آغاز کرد، اما در ۶ تیر ۱۳۵۴ از سمت خود استعفا داد. مدتی برای گذران زندگی به مسافرکشی روی آورد.[۱۱] سپس به رشت رفت و در شرکت پارس توشیبا (پارس خزر) شروع به کار کرد.[۱۱] تندگویان از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶ مدیر تولید شرکت پارس توشیبا بود.[۳۱] وی در سال ۱۳۵۶ در مقطع کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی در مرکز مطالعات مدیریت ایران پذیرفته شد و در ۱۳۵۷ با دریافت مدرک خود به شرکت پارس توشیبا بازگشت.[۳۲]

پس از انقلاب ۱۳۵۷، مدیرعامل شرکت پارس توشیبا شد. در ابتدای انقلاب که پاک‌سازی مدیران در حال اجرا بود، تندگویان به اتهام هواداری از حزب توده تا آستانه برکناری از مدیرعاملی شرکت پارس توشیبا پیش رفت،[۱۱] ولی وی تا آذر ۱۳۵۸ در این سمت فعالیت کرد.[۳۳]

وی در اواسط سال ۱۳۵۸ توسط علی‌اکبر معین‌فر وزیر نفت وقت، دعوت به‌کار در وزارت نفت ایران شد و به عنوان قائم‌مقام رئیس پالایشگاه آبادان منصوب گردید.[۱۱] محمد جواد تندگویان در تیر ۱۳۵۹ از سوی علی‌اکبر معین‌فر به مدیریت شرکت مناطق نفت‌خیز منصوب شد و تا مهر ۱۳۵۹ سکان هدایت بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز کشور را در دست داشت.[۳۴]

وزارت نفت[ویرایش]

بازدید تندگویان پس از وزارت از روستای امین‌آباد در استان خوزستان

زمانی که محمدعلی رجایی نخست‌وزیر وقت، قصد داشت وزیر نفت جدید را انتخاب کند، تندگویان سرپرست مدیریت تولید مناطق نفت‌خیز، که مهم‌ترین زیرمجموعه شرکت ملی نفت ایران به‌شمار می‌آمد، بود و به دلیل عملکردش به عنوان یکی از گزینه‌های وزارت نفت مطرح شد.[۳۵] وی در تاریخ ۳ مهر ۱۳۵۹ توسط محمدعلی رجایی در جلسه علنی به مجلس شورای اسلامی معرفی شد.[۳۶] در جلسهٔ رأی اعتماد، علی آقامحمدی به عنوان مخالف و علی موحدی ساوجی به عنوان موافق سخنرانی کردند. همچنین علی‌اکبر معین‌فر و محمدعلی رجایی دربارهٔ سوابق وی، توضیحاتی به نمایندگان دادند.[۳۶] تندگویان از مجموع ۱۷۶ رأی اخذ شده، با ۱۵۵ رأی موافق، ۱۸ رأی ممتنع و ۳ رأی مخالف، از مجلس وقت رأی اعتماد دریافت کرد و رسماً به عنوان وزیر نفت برگزیده شد.[۳۶] چند روز پیش از شروع فعالیت وی به عنوان وزیر نفت، جنگ ایران و عراق آغاز شده بود[۳۶] و نخستین اقدام تندگویان در جایگاه وزیر نفت، سازماندهی کارکنان وزارت نفت و شرکت‌های تابعه، برای حفاظت از تأسیسات نفتی مستقر در استان خوزستان بود.[۳۷]

اسارت[ویرایش]

محمد جواد تندگویان در تاریخ ۹ آبان ۱۳۵۹ درحالی‌که حدوداً یک ماه از دوره وزارتش می‌گذشت، برای بازدید از پالایشگاه آبادان، عازم جنوب بود، که در جادهٔ ماهشهر به آبادان به همراه معاون و دیگر همراهانش، به اسارت نیروهای ارتش عراق درآمد و به زندان‌های اسیران ایرانی منتقل شد. به نقل از برخی اسیران، وی تا مدت‌ها پس از شکست حصر آبادان (مهر ۱۳۶۰) و آزادسازی خرمشهر (خرداد ۱۳۶۱) نیز زنده بود. اما از چگونگی وضعیت اسارت و نحوه درگذشت او در اردوگاه‌های اسرا، اطلاعات دقیقی در دست نیست.

تلویزیون عراق پس از به اسارت درآمدن تندگویان، در برنامه‌های خود اعلام می‌کرد: اکنون ایرانی‌ها نه وزیر نفت دارند و نه نفت. دولت ایران تا یک سال به امید بازگشت تندگویان، از معرفی وزیر نفت جدید به مجلس، خودداری کرد. در آن دوران کالردون برتی وزیر نفت ونزوئلا برای رفتن به عراق و دیدار همتای ایرانی خود در زندان، اعلام آمادگی کرد، که دولت عراق نپذیرفت.[۳۸]

مرگ[ویرایش]

اکبر هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات سال ۱۳۶۹ خود می‌نویسد:

آقای بشارتی تلفنی گفت عراقی‌ها توسط صلیب سرخ اطلاع داده‌اند که آقای تندگویان در سال ۱۳۶۸ فوت کرده‌است.[۳۹]

سرانجام پس از پایان گرفتن جنگ و تبادل اسرا و کشته‌شدگان میان دو طرف، پیکر محمد جواد تندگویان که در اثر شکنجه در عراق جان سپرده بود، به ایران بازگردانده و در تاریخ ۲۵ آذر ۱۳۷۰ به خاک سپرده شد.

کتاب‌شناسی[ویرایش]

دربارهٔ محمدجواد تندگویان کتاب‌های زیادی به چاپ رسیده‌است. مهم‌ترین این کتاب‌ها به شرح زیر هستند:[۴۰]

  • زندگی‌نامه وزراء. نخست‌وزیری، دفتر روابط عمومی، تحقیقات و انتشارات. ۱۳۶۰.
  • یحیوی، سید محسن (۱۳۶۷). آزادگان در بند.
  • بخشی‌پور، احمد (۱۳۶۹). زخم‌یاد اسارت. دفتر ادبیات و هنر مقاومت سازمان تبلیغات اسلامی.
  • رجایی، غلامعلی (۱۳۷۳). صنوبرهای سرخ. ۱. دفتر ادبیات و هنر مقاومت سازمان تبلیغات اسلامی. شابک ۹۶۴-۴۷۱-۵۱۷-۹.
  • جباری، جلیل (۱۳۷۳). شهید غریب: روایتی از اسارت شهید تندگویان. ارتش جمهوری اسلامی ایران، سازمان عقیدتی سیاسی، معاونت تبلیغات و روابط عمومی.
  • دهقان، احمد (۱۳۷۳). مأموریت تمام. تهران: دفتر ادبیات و هنر مقاومت سازمان تبلیغات اسلامی. شابک ۹۶۴-۹۰۱۳۳-۵-۰.
  • زندهٔ عشق: زندگی‌نامه شهید محمدجواد تندگویان. وزارت نفت، اداره کل روابط عمومی. ۱۳۷۸.
  • عربلو، احمد (۱۳۷۹). تندیس مقاومت: داستان زندگی شهید محمدجواد تندگویان. تهران: خانه قلم. شابک ۹۶۴-۹۲۸۶۱-۰-۱.
  • یحیوی، سید محسن (۱۳۷۹). ده سال تنهایی: خاطرات برادر آزاده مهندس سید محسن یحیوی. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی. شابک ۹۶۴-۵۵۳۹-۳۸-۲.
  • بیات، میترا (۱۳۷۹). من یک خاطره ازلی هستم. تهران: وداد. شابک ۹۶۴-۷۴۴۸-۰۱-۵.
  • کامور بخشایش، جواد (۱۳۸۰). یاس در قفس: داستان زندگی و شهادت غریبانه محمدجواد تندگویان. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی. شابک ۹۶۴-۷۳۵۷-۲۵-۷.
  • جوانبخت، محمود (۱۳۸۱). حکایت آن مرد غریب. تهران: نشر شاهد. شابک ۹۶۴-۶۴۸۹-۸۶-۹.
  • دولت عشق، ویژه‌نامه بزرگداشت وزیران و پانزده هزار شهید دولت. ستاد بزرگداشت وزیران و پانزده هزار شهید دولت. ۱۳۸۱.
  • نفت و ایثار: زندگی‌نامه و یادواره شهیدان و مفقودین شرکت ملی نفت ایران. مؤسسه فرهنگی و هنری شقایق روستا. ۱۳۸۱.
  • دلتنگی آسمان: سوگ‌سرودهایی در اندوه شهادت مهندس محمد جوادتندگویان. به کوشش سیدضیاءالدین شفیعی. تهران: هزاره ققنوس. ۱۳۸۴. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۸۷۹۲-۰۲-۷.
  • عربلو، احمد (۱۳۸۵). پرنده‌ای که با قفس پرواز کرد: زندگی‌نامه داستانی شهید محمدجواد تندگویان. تهران: نشر شاهد. شابک ۹۶۴-۳۹۴-۲۱۵-۵.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. جودوی، «ناگفته‌هایی از شهید تندگویان به روایت همسرش»، خبرگزاری فارس.
  2. جودوی، «ناگفته‌هایی از شهید تندگویان به روایت همسرش»، خبرگزاری فارس.
  3. جعفریان، «زنده‌باد زاپاتا؛ زنده‌باد تندگویان»، ماهنامه امتداد.
  4. جعفریان، «زنده‌باد زاپاتا؛ زنده‌باد تندگویان»، ماهنامه امتداد.
  5. یکتا، دانشنامه جهان اسلام.
  6. یکتا، دانشنامه جهان اسلام.
  7. یکتا، دانشنامه جهان اسلام.
  8. شاملو، «عراقی‌ها دنبال معاوضه تندگویان بودند: گفتگو با خواهر تندگویان»، روزنامه شرق.
  9. یکتا، دانشنامه جهان اسلام.
  10. یکتا، دانشنامه جهان اسلام.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ ۱۱٫۳ ۱۱٫۴ ۱۱٫۵ ۱۱٫۶ ۱۱٫۷ ۱۱٫۸ ۱۱٫۹ «عشقستان: ویژه‌یاد شهید محمدجواد تندگویان وزیر نفت»، روزنامه قدس.
  12. یکتا، دانشنامه جهان اسلام.
  13. یکتا، دانشنامه جهان اسلام.
  14. شاملو، «عراقی‌ها دنبال معاوضه تندگویان بودند: گفتگو با خواهر تندگویان»، روزنامه شرق.
  15. شاملو، «عراقی‌ها دنبال معاوضه تندگویان بودند: گفتگو با خواهر تندگویان»، روزنامه شرق.
  16. جعفریان، «زنده‌باد زاپاتا؛ زنده‌باد تندگویان»، ماهنامه امتداد.
  17. شاملو، «عراقی‌ها دنبال معاوضه تندگویان بودند: گفتگو با خواهر تندگویان»، روزنامه شرق.
  18. شاملو، «عراقی‌ها دنبال معاوضه تندگویان بودند: گفتگو با خواهر تندگویان»، روزنامه شرق.
  19. یکتا، دانشنامه جهان اسلام.
  20. جودوی، «ناگفته‌هایی از شهید تندگویان به روایت همسرش»، خبرگزاری فارس.
  21. یکتا، دانشنامه جهان اسلام.
  22. جعفریان، «زنده‌باد زاپاتا؛ زنده‌باد تندگویان»، ماهنامه امتداد.
  23. یکتا، دانشنامه جهان اسلام.
  24. جودوی، «ناگفته‌هایی از شهید تندگویان به روایت همسرش»، خبرگزاری فارس.
  25. یکتا، دانشنامه جهان اسلام.
  26. شاملو، «عراقی‌ها دنبال معاوضه تندگویان بودند: گفتگو با خواهر تندگویان»، روزنامه شرق.
  27. یکتا، دانشنامه جهان اسلام.
  28. جودوی، «ناگفته‌هایی از شهید تندگویان به روایت همسرش»، خبرگزاری فارس.
  29. جودوی، «ناگفته‌هایی از شهید تندگویان به روایت همسرش»، خبرگزاری فارس.
  30. جعفریان، «زنده‌باد زاپاتا؛ زنده‌باد تندگویان»، ماهنامه امتداد.
  31. یکتا، دانشنامه جهان اسلام.
  32. یکتا، دانشنامه جهان اسلام.
  33. یکتا، دانشنامه جهان اسلام.
  34. یکتا، دانشنامه جهان اسلام.
  35. یکتا، دانشنامه جهان اسلام.
  36. ۳۶٫۰ ۳۶٫۱ ۳۶٫۲ ۳۶٫۳ «مشروح مذاکرات مجلس شورای اسلامی، دورهٔ اول، جلسهٔ ۵۲».
  37. یکتا، دانشنامه جهان اسلام.
  38. حسینی‌پور، ۳۴۳.
  39. هاشمی رفسنجانی، ۲۸۳ (دوشنبه ۱۹ شهریور).
  40. خبرگزاری کتاب ایران.

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

مناصب سیاسی
پیشین:
علی‌اکبر معین‌فر
وزیر نفت ایران
۱۳۵۹
پسین:
محسن سادات سرپرست