سید محمد موسوی خوئینی‌ها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سید محمد موسوی خوئینی‌ها
Mohammad Mousavi Khoeiniha.jpg
عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام
مشغول به کار
۱۷ بهمن ۱۳۶۶ – ۲۵ اسفند ۱۳۸۰
گمارندهسید روح‌الله خمینی
سید علی خامنه‌ای
رئیسسید علی خامنه‌ای
اکبر هاشمی رفسنجانی
مشاور رئیس‌جمهور ایران
رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک
مشغول به کار
۱۳۶۸ – ۱۳۷۱
رئیس جمهوراکبر هاشمی رفسنجانی
پس ازبنیان‌گذاری مرکز
پیش ازحسن روحانی
دادستان کل کشور
مشغول به کار
۱۹ تیر ۱۳۶۴ – مرداد ۱۳۶۸
گمارندهسید روح‌الله خمینی
پس ازیوسف صانعی
پیش ازمحمد محمدی ری‌شهری[۱]
نماینده مجلس خبرگان رهبری
دوره نخست
مشغول به کار
۲۲ تیر ۱۳۶۲ – ۱ اسفند ۱۳۶۹
همکار باریک‌بین و موسوی زنجانی
حوزه انتخاباتیاستان زنجان
اکثریت۴۹۲٬۲۰۱ (۸۲٫۶٪)
نماینده مجلس شورای اسلامی
دوره نخست
مشغول به کار
۷ خرداد ۱۳۵۹ – ۶ خرداد ۱۳۶۳
حوزه انتخاباتیتهران، ری و شمیران
اکثریت۱٬۲۴۸٬۳۹۱ (۵۸٫۰٪)
اطلاعات شخصی
زاده
سید محمد موسوی خوئینی‌ها

۱۳۲۰ (۷۸ ساله)
قزوین، ایران
ملیتایرانی
حزب سیاسیمجمع روحانیون مبارز (۱۳۶۶–تاکنون)
دیگر عضویت‌های سیاسیدفتر تبلیغات اسلامی (۱۳۶۱)[۲]
ائتلاف بزرگ (۱۳۵۸)
حزب جمهوری اسلامی (۱۳۵۷–۱۳۶۶)
جامعه روحانیت مبارز (۱۳۵۶–۱۳۶۶)
مذهباسلام (شیعه)
وبگاهوبگاه رسمی

سید محمد موسوی خوئینی‌ها (زادهٔ ۱۳۲۰ در قزوین که بعدها به سید محمد موسوی خوئینی تغییر نام داد) مجتهد و سیاست‌مدار ایرانی است که از سال ۱۳۸۴ دبیرکل مجمع روحانیون مبارز است. وی یکی از شخصیت‌های محوری در جریان چپ سنتی و جناح اصلاح‌طلب جمهوری اسلامی است.

خوئینی‌ها رهبر معنوی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در جریان اشغال سفارت آمریکا و از نزدیکان روح‌الله خمینی پیش و پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود. او در دوران رهبری خمینی پست‌های مهمی همچون نایب رئیسی دوره اول مجلس شورای اسلامی، عضویت در شورای سرپرستی صدا و سیما (۱۳۵۹)، دادستانی کل کشور، سرپرست حجاج ایران، نمایندگی دورهٔ اول مجلس خبرگان رهبری و عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی را برعهده داشت. اما پس از مرگ روح‌الله خمینی بجز مدتی حضور در مجمع تشخیص مصلحت نظام هیچ مسئولیت رسمی جدی نداشت و با انتشار روزنامه سلام (۱۳۷۰ تا ۱۳۷۸) که از سیاست‌های دولت هاشمی رفسنجانی انتقاد می‌کرد نقش اساسی در پیروزی محمد خاتمی در انتخابات سال ۱۳۷۶ ایفا کرد.

درسالهای پس از توقیف سلام و بخصوص پس از انتخابات ۸۸، رسانه‌های اصولگرا و وابسته به بسیج و حزب‌الله ایران، موجی از داستان سازی را برای تخریب علیه وی آغاز کردند. وبسایت‌های رجانیوز، جهان‌نیوز، مشرق نیوز، جوان آنلاین و نشریاتی چون رمز عبور در صدر این رسانه‌ها قرار دارند. تا آنجا که برخی از این رسانه‌های افراطی مدعی شدند خوئینی‌ها برای شوروی جاسوسی کرده‌است. نشریه رمز عبور، از رهبری پشت پردهٔ اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸ و توطئه علیه سیدعلی خامنه‌ای رهبر جمهوری‌اسلامی خبر می‌دهد.[۳]

زندگی[ویرایش]

روحانی متولد سال ۱۳۲۰ در قزوین سیاست‌ورزی را از سنین جوانی آغاز کرد و از یاران روح‌الله خمینی بود چنان‌که پس از تبعید خمینی به نجف، او هم راه این شهر را در پیش گرفت تا در کلاس‌های او حضور داشته باشد که یکسال بعد به ایران بازگشت. گفته می‌شود در مسجدی در تهران کلاس‌های تفسیر قرآن برگزار می‌کرده‌است. وی در دهه ۵۰ برای پخش اعلامیه‌های خمینی بازداشت و به ۱۵ سال حبس محکوم که پس از ۱۰ ماه آزاد شد و به پاریس نزد وی رفت.[۴] بار دیگر فعالیت‌های خود را از سر گرفت. بخش عمده‌ای از فعالیت‌های ضد رژیم او در این مقطع به عنوان خطیبی سیاسی در مساجد تهران در اسناد ساواک به نام «موسوی» ثبت شده‌است. مهم‌ترین اتفاق این دوره اما تشکیل جامعه روحانیت مبارز است. حسن روحانی در خاطرات خود دربارهٔ تشکیل جامعه روحانیت مبارز تهران می‌گوید: «تشکیلات جدید و با هدف رهبری نهضت در تهران و شهرستان‌ها تحت عنوان جامعه روحانیت مبارز تهران، در اوایل سال ۱۳۵۶ شکل گرفت. در نخستین جلسه‌ای که تشکیل شد، شماری از مشاهیر روحانیت مبارز مانند شهید دکتر بهشتی، شهید علامه مطهری، آیت‌الله موسوی اردبیلی، امام کاشانی، انواری، موحدی کرمانی، موسوی خویینی‌ها، شهید شاه‌آبادی، شهید محلاتی، ناطق نوری، اینجانب و تعداد دیگری از دوستان حضور داشتند.» تشکیلاتی که علاوه بر شورای مرکزی جلسات مناطق را نیز به‌طور پیگیر برگزار می‌کرد.[۵]

پس از انقلاب[ویرایش]

موسوی خوئینی پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران از افراد نزدیک به روح‌الله خمینی بود و از سوی او در جریان دوره اول انتخابات ریاست‌جمهوری مسئول تأیید صلاحیت کاندیداها شد. وی در نهم آذر سال ۸۹ در نشستی با دانشجویان دانشگاه تهران و چند دانشگاه دیگر، واقعه اشغال سفارت آمریکا را با بیانی توصیفی ـ تحلیلی روایت کرد که متن کامل آن گفتگو در کانال تلگرامی اش منتشر شده شده‌است. در بخشی از این گفتگو می‌خوانیم:

آمدند پیش من که شما بروید با امام صحبت کنید و ببینید نظر امام چیست، من گفتم که به نظرم این کار درستی نیست که با امام در میان بگذاریم، تصور کنید من به امام گفتم؛ اگر امام بفرمایند نه کار غلطی است و این کار را نکنید در این صورت مشکلی نداریم؛ اما اگر فرض کنید که امام این کار را می‌پسندند، همان‌طور که شما هم فکر کردید کار خوبی است، چون برای اعلام اعتراضمان به امریکایی‌ها هم این تنها راه است و راه دیگری نداریم، فرضاً امام اگر مثل شما این کار را بپسندد، در جایگاه رهبر یک کشور و رئیس یک مملکت آیا این درست که به کسی بگوید برو سفارت آمریکا را بگیر و افرادی که آنجا هستند را هم نگه دار؟ این کار درست است؟ امام بر فرض هم اگر در دل این کار را پسندیده بداند به لحاظ عرف سیاسی ناگزیر است بگوید نخیر چنین کاری نکنید. پس با این فرض که این کار، کار پسندیده‌ای است چرا برویم و امام را در مقابل سؤالی قرار دهیم که ناگزیر باشد جواب منفی بدهد؟ چه این کار بد باشد و چه خوب؛ شما این سؤال را نکنید و من هم از امام نمی‌پرسم. مگر شما می‌خواهید چه بکنید که نمی‌شود جبرانش کرد؟ شما که نمی‌خواهید کسی را بکشید یا جایی را خراب کنید، می‌خواهید وارد سفارت آمریکا شوید، خب اولین لحظه‌ای که این کار را کردید، امام مطلع می‌شود؛ اگر نظرشان این بود که کار غلطی است بلافاصله اطلاع می‌دهند که بیایید بیرون و کار درستی نیست، یا خود ایشان اعلام می‌کنند یا به دولت می‌گویند؛ شما هم می‌آیید بیرون. این هیچ ضرری ندارد بلکه این مزیت را هم دارد که یک قشر دانشجوی مسلمان کاری را که خود می‌پسندید، چون رهبرش گفت نه آن را کنار گذاشت، و این بد هم نیست، امریکایی‌ها هم بفهمند که در ایران و در درون مردم این ظرفیت وجود دارد که هر لحظه علیه آمریکا قدمی بردارند اما رهبر مملکت جلویش را گرفته. اما اگر کارتان خوب بود و امام هم پسندید، نمی‌گوید بیایید بیرون، حرفی نمی‌زند؛ هم کار خوب انجام شده و هم به پای امام نوشته نشده، چرا ما کاری کنیم که در عرف بین‌الملل درست نیست این کار به نام امام ثبت شود؟ در این صورت همه خواهند گفت که خب اگر شما این سفارت را قبول نداشتید می‌گفتید آن را ببندند و تعطیلش کنند. نمی‌دانم این منطق من چقدر درست بود، اما بالاخره آن دوستان را متقاعد کرد؛ پذیرفتند که با امام در میان نگذاریم. خب دانشجویان رفتند و کارشان را انجام دادند و به من هم اطلاع دادند و من هم حرکت کردم.

[۶]

پس از اشغال سفارت، تا مدت کوتاهی سرپرستی امور سفارت آمریکا به دست وی بود، اما خمینی در اسفند ۱۳۵۸ در حکمی، دستور می‌دهد که گروگان‌ها به شورای انقلاب واگذار شود. او همچنین نماینده خمینی در شورای سرپرستی صدا و سیما بود که پس از پیروزی بنی صدر در انتخابات ریاست‌جمهوری از این سمت استعفا داد تا در انتخابات مجلس اول از حوزه تهران شرکت کند. وی در این انتخابات در فهرست ائتلاف بزرگ (حزب جمهوری اسلامی، روحانیت مبارز و گروه‌های اسلام‌گرا) و نیز حزب توده، جنبش مسلمانان مبارز و جاما قرار داشت و با ۱٬۲۴۸٬۳۹۱ رأی در رتبه یازدهم قرار گرفت.[۷] او در دوره اول مجلس نایب رئیس مجلس شد. سپس در سال ۱۳۶۴ از سوی خمینی به دادستانی کل کشور منصوب شد. در سال پایانی عمر خمینی نیز از سوی او به عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی منصوب شد.[۸]

دوران رهبری سید علی خامنه‌ای[ویرایش]

موسوی خوئینی در این دوران برخلاف دهه اول جمهوری اسلامی پست‌های چندان مهمی بر عهده نداشت و در شمار منتقدان سیاست‌های جریان راست آن زمان، یعنی دولت هاشمی رفسنجانی و علی خامنه‌ای بود. او در سال ۱۳۶۸ مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام را تأسیس کرد که تعدادی از فعالان دانشجویی دوران انقلاب و اصلاح‌طلبان دههٔ بعد در آن فعالیت می‌کردند. در سال ۱۳۶۹ در حالی‌که که نمایندهٔ دورهٔ اول مجلس خبرگان رهبری بود به همراه تعداد زیادی از دیگر اعضای مجمع روحانیون مبارز برای نمایندگی در دوره دوم مجلس خبرگان رهبری رد صلاحیت شد. در سال ۱۳۷۰ برای شرکت در انتخابات مجلس چهارم تأیید صلاحیت شد ولی در اعتراض به رد صلاحیت چند تن از کاندیداهای جناح چپ از کاندیداتوری انصراف داد.

فعالیت مهم او در این دوران تأسیس روزنامه سلام بود که انتقادات او و همفکران وی نسبت به سیاست‌های حکومت را منعکس می‌کرد و نقش مهمی در پیروزی محمد خاتمی در انتخابات سال ۱۳۷۶ ایفا کرد. روزنامه سلام در سال ۱۳۷۸ در پی انتشار نامه محرمانه سعید امامی به قربانعلی دری نجف آبادی وزیر اطلاعات برای تهدید مطبوعات توقیف شد و موسوی خوئینی در دادگاه ویژه روحانیت به جرم انتشار اسناد محرمانه کشور به محاکمه کشیده شد. اعتراض دانشجویان طرفدار وی به توقیف روزنامه سلام آغازگر حمله به کوی دانشگاه تهران (۱۸ تیر ۱۳۷۸) و حوادث روزهای پس از آن شد. در پی استعفای مهدی کروبی در سال ۱۳۸۴، مجمع روحانیون مبارز خوئینی‌ها را به عنوان دبیر مجمع برگزید.

مخالفان راست‌گرای موسوی خوئینی‌ها در جمهوری اسلامی او را به داشتن دیدگاه‌های کمونیستی، ارتباط با شوروی و حتی جاسوسی برای کاگ‌ب متهم می‌کنند و از القابی چون روحانی سرخ، مرد خاکستری و پدرخوانده اصلاحات برای او استفاده می‌شود. یکی از عجیب‌ترین گفته‌ها دربارهٔ زندگی محمد موسوی خویینی‌ها به سفر او به شوروی و تحصیل در دانشگاه پاتریس لومومبای مسکو اختصاص دارد. خویینی‌ها در تنها واکنشی که نسبت به این حرف‌ها دربارهٔ خود داشته‌است، می‌گوید:[۵]

در سال‌های اخیر کتابی به نام شنود اشباح منتشر شد که در ارتباط با من یادداشت‌هایی را از مجلات خارجی جمع‌آوری کرده‌بود و مرا این‌طور معرفی کرد که یک عنصر وابسته به شوروی هستم، تحصیلاتم نیز در دانشگاه پاتریس لومومبا در مسکو بوده‌است. این کتاب این‌طور می‌خواهد القا کند که چون من از نزدیکان امام بودم، خواسته‌های شوروی را به امام القا می‌کردم، بنابراین آن حرکت‌های تند ضد آمریکایی امام القائات و زمینه‌سازی‌های شوروی بوده‌است که مهمترین عنصرش من بودم. البته من در مقام تخطئه این نگاه و این کتاب نیستم. هر کسی آزاد است هر طور که می‌خواهد فکر کند. این نگاه و این طرز تفکر آن زمان نمی‌توانست باور کند که یک حرکت ضد آمریکایی کاملاً مستقل و خودجوش صورت گرفته که بی‌ارتباط با شوروی است. حتی به خاطر دارم اولین سالی که بنده به عنوان امیر الحاج به مکه مشرف شدم، در تمام نشریات عربستان این مطالب را چاپ کردند که بگویند این کسی که آمده، مارکسیست است و وابسته به شوروی‌هاست و اصلاً بزرگ شده مسکو است.

با وقوع اعتراضات گسترده به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸ خوئینی‌ها به طراحی و مدیریت این حوادث متهم شد. او و تشکل متبوعش یعنی مجمع روحانیون مبارز در این انتخابات از میرحسین موسوی حمایت می‌کردند و پس از انتخابات هم موضع سختی در قبال حاکمیت اتخاذ کرده و خواستار ابطال انتخابات و برگزاری رفراندوم در مورد مشروعیت دولت شدند. شخص خوئینی‌ها دو روز پیش از انتخابات در اطلاعیه‌ای با مطرح ساختن احتمال تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) از همگان خواسته بود تا برای صیانت از آرای مردم از تمام توان خود استفاده کنند.[۹]

محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران گفت: او در بهمن ۱۳۸۷ در یک جلسه خصوصی گفته بود: ما باید بیاییم و توان خود را بگذاریم و به هر قیمتی رهبری را از تخت پایین بکشیم، او باید بفهمد این مملکت این‌طور نیست که ایشان هر طور که خواستند این نظام را به هر سمتی بکشند. [۱۰] حمیدرضا ترقی عضو ارشد حزب مؤتلفه اسلامی نیز موسوی خوئینی‌ها را متهم کرد که طی سه دهه گذشته همیشه در قامت یک عنصر پشت پرده درصدد ایجاد کودتا یا آشوب در ایران بوده و حتی ترور مرتضی مطهری را به او نسبت داد.[۱۱][۱۲]

این اتهامات درحالی از سوی رسانه‌های حکومتی جمهوری اسلامی مطرح می‌شود که موسوی‌خوئینی‌ها در سالهای پس از ۷۸، کمترین فعالیت و مصاحبهٔ رسانه ای را داشته. وی در وبسایت آهنگ راه در پاسخ به سؤال کاربری که پرسیده بود چرا به شایعات پاسخ نمی‌دهید گفته بود این شایعات تمام شدنی نیست و اساساً بخشهایی از حاکمیت به دنبال این است که اصلاح طلبان را با این شایعات از میدان سیاسی کشور به بیرون براند.

تاریخچه انتخاباتی[ویرایش]

سال انتخابات رأی ٪ رتبه نتیجه منبع
۱۳۵۸ مجلس شورای اسلامی ۱٬۲۴۸٬۳۹۱ ۵۸٫۰ ۱۱ پیروزی
۱۳۶۱ مجلس خبرگان رهبری ۴۹۲٬۲۰۱ ۸۲٫۶ ۱ پیروزی [۱۳]
۱۳۶۴ ریاست‌جمهوری ردصلاحیت [۱۴]
۱۳۶۹ مجلس خبرگان رهبری انصراف [۱۵]

راه اندازی کانال تلگرامی و بازگویی خاطرات[ویرایش]

موسوی خوئینی اخیراً با راه اندازی کانال تلگرامی شخصی خود مجدداً مسیری برای گفتگوی دوطرفه با مخاطبین را گشوده‌است، علیرغم اینکه فعالیت این کانال بسیار کند است، اما صحبتهای او هر از چندگاهی واکنشهای مخالفین و موافقین را در پی دارد. در دیماه سال ۱۳۹۷ وی به دعوت خانوادهٔ هاشمی رفسنجانی در مصاحبه ای انتقادی برای درج در ویژه نامهٔ درگذشت هاشمی رفسنجانی شرکت کرد و نکات کمتر شنیده شده‌ای از هاشمی، چمران و موسی صدر بیان کرد؛ اما حامیان هاشمی و بخصوص برادر و فرزند وی صحبتهای موسوی خوئینی را برنتابیدند و واکنشهای تندی نشان دادند.[۱۶]

پیش از این برخی از بازگشت دوبارهٔ وی به عرصهٔ سیاست گفته بودند، هرچند وی فعالیت قابل توجهی در این مدت نداشته اما اعتماد آنلاین در اسفند ۹۶ دربارهٔ احتمال بازگشت مجدد موسوی خوئینیها به سیاست می‌نویسد:

سیدمحمد موسوی خویینی‌ها در ۶۰ سالگی عصر سیاست ورزی حاشیه نشینی را انتخاب کرد و حالا پس از ۱۰ سال گویی دوباره قصد بازگشت به میدان سیاست را به سر دارد. چه آنکه مرد پرشور دهه ۶۰ که رد پایش را در تاریخ پرونده‌های مهم تاریخ صدر انقلاب ایران نمی‌توان نادیده گرفت دو سالی است که راحت‌تر در مناسبت‌هایی که میزبان سیاستمداران است حاضر می‌شود و ابایی ندارد تا با نشست و برخاستش اعلام کند از پرده‌نشینی خارج شده. حضور دوباره او در محفل سیاستمداران و مسوولان هرچند در مراسم ختم سید صادق طباطبایی و تسلیت به سید حسن خمینی کلید خورد اما با راه‌اندازی کانال تلگرامی و پاسخ به پرسش‌های تاریخی خوانندگان این کانال ادامه یافت و با ارسال پیام تبریک مخزن‌الاسرار «چپ» به محسن هاشمی‌رفسنجانی و محمدعلی نجفی به مناسبت ریاست شورای شهر و شهرداری تهران مشخص شد که عصر سکوت او آهسته و پیوسته در حال اتمام است. شاه‌بیت بازگشت موسوی‌خویینی‌ها نه‌تنها از حیث ارسال پیام تبریک برای نجفی و هاشمی است که او راحت‌تر از قبل در مراسم عروسی و عزا حاضر می‌شود و مقابل لنز دوربین‌های خبری قرار می‌گیرد.[۱۷]

پانویس[ویرایش]

  1. Directory of Iranian Officials: A Reference Aid (PDF), Central Intelligence Agency, October 1989, p. 51, retrieved 3 July 2018
  2. «کاندیداهای دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برای مجلس خبرگان اعلام شد» (PDF). روزنامه جمهوری اسلامی. سال سوم (۱۰۱۷): ۱۱. ۱۱ آذر ۱۳۶۱.
  3. رمز عبور. [ramzeobour.ir/خاتمی-25-خرداد-88-باورکنید-نقطه-فشار-به-رهب.html «باور کنید نقطه فشار به رهبری اینجاست»] مقدار |نشانی= را بررسی کنید (کمک).
  4. «زندگی‌نامه سید محمد موسوی خوئینی‌ها». سایت جماران.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ «آیت‌الله موسوی خویینی‌ها، مخزن‌الاسرار «چپ» ها». سایت ایسنا.
  6. «روایت توصیفی ـ تحلیلی آیت‌الله موسوی خوئینی‌ها از تسخیر سفارت آمریکا». وبسایت تاریخ ایرانی.
  7. *لیستهای انتخاباتی مجلس اول/از لیست پیروز حزب جمهوری اسلامی تا شکست مطلق حزب توده و جبهه ملی+جدول و نمودار خبرآنلاین
    نمایندگان تهران در مجلس اول / رای اکثر نمایندگان بیش از یک میلیون بود خبرآنلاین
  8. «گفتگو با موسوی خوئینی‌ها پیرامون گروگانگیری». مرکز اسناد انقلاب. ۱۳ آبان ۱۳۸۵.
    محمد موسوی خوئینی‌ها بایگانی‌شده در ۶ آوریل ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine پرتال جامع دادستانی کل کشور
  9. اطلاعیه موسوی خوئینی‌ها در مورد شائبه تقلب در انتخابات بایگانی‌شده در ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۹ توسط Wayback Machine فرارو، ۲۰ خرداد ۱۳۸۸
  10. سردار جعفری تشریح کرد: مواضع و مقاصد ساختارشکنانه خاتمی، موسوی خوئینی‌ها و تاج زاده بایگانی‌شده در ۱۹ نوامبر ۲۰۱۱ توسط Wayback Machine ایرنا، ۱۱ شهریور ۱۳۸۸
  11. ترقی: موسوی خویینی‌ها مدیریت کودتای مخملی را بر عهده داشته‌است بایگانی‌شده در ۲۱ اکتبر ۲۰۰۹ توسط Wayback Machine ایرنا، ۲۶ مهر ۱۳۸۸
  12. «نقش موسوی خوئینی‌ها در حوادث تلخ انقلاب / تکرار». بایگانی‌شده از اصلی در ۲ ژانویه ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۱۲ ژانویه ۲۰۱۱.
  13. «۵۶ نفر از ۲۰ استان به مجلس خبرگان راه یافتند» (PDF). روزنامه جمهوری اسلامی. سال سوم (۱۰۲۶): ۹. ۲۴ آذر ۱۳۶۱.
  14. Rabinovich, Itamar; Shaked, Haim (1988). "Khameneh'i Elected President for Second Term". Middle East Contemporary Survey: 1984–1985. IX. Moshe Dayan Center for Middle Eastern and African Studies. p. 425–426. ISBN 978-0-8133-7445-1.
  15. سعیدی، مهدی (۲۳ دی ۱۳۹۴). «جریان‌شناسی ادوار انتخابات مجلس خبرگان». خبرگزاری فارس. دریافت‌شده در ۴ بهمن ۱۳۹۷.
  16. «سوی خوئینی :هاشمی جلو صف می‌ایستاد و از فحاشی‌ها هراس نداشت». سایت ایسنا.
  17. مجتبی حسینی (۵ اسفند ۱۳۹۶). «موسوی خوئینی‌ها؛ سیاستمدار دهه 60». اعتماد آنلاین.
مناصب رسانه‌ای
پیشین:
صادق قطب‌زاده
به عنوان مدیرعامل سازمان صدا و سیما
عضو شورای سرپرستی سازمان صدا و سیما
۱۳۵۸
متصدی همزمان: حداد عادل، عزیزی، نبوی و پیراینده
پسین:
حداد عادل، هادی نجف‌آبادی
و غضنفرپور
عنوان جدید مدیرمسئول روزنامه سلام
۱۳۶۹ – ۱۳۷۸
توقیف روزنامه
کرسی پارلمانی
پیشین:
فضل‌الله صلواتی
رئیس کمیسیون اصل نود قانون اساسی
۱۳۶۱ – ۱۳۶۳
پسین:
مرتضی فهیم کرمانی
بدون متصدی
آخرین تصدی توسط:
مصطفی الموتی
به عنوان نایب دوم رئیس مجلس شورای ملی
نایب دوم رئیس مجلس شورای اسلامی
۱۳۵۹ – ۱۳۶۰
۱۳۶۲ – ۱۳۶۳
پسین:
حبیب‌الله عسگراولادی
پیشین:
سید محمد خامنه‌ای
پسین:
محمدمهدی ربانی املشی
پیشین:
سید علی‌اکبر پرورش
نایب اول رئیس مجلس شورای اسلامی
۱۳۶۰ – ۱۳۶۱
پسین:
محمد یزدی
عنوان اسلامی
پیشین:
محمدرضا توسلی محلاتی
سرپرست حجاج ایرانی
۱۳۶۱ – ۱۳۶۴
پسین:
مهدی کروبی
مناصب قضایی
پیشین:
یوسف صانعی
دادستان کل کشور
۱۳۶۴ – ۱۳۶۸
پسین:
محمد محمدی ری‌شهری
مناصب سیاسی
عنوان جدید مشاور رئیس‌جمهور ایران
رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک

۱۳۶۸ – ۱۳۷۱
پسین:
حسن روحانی
مشاور سیاسی رهبر ایران
۱۳۶۸ – ح. ۱۳۷۸
بدون متصدی
مناصب احزاب سیاسی
پیشین:
مهدی کروبی
دبیرکل مجمع روحانیون مبارز
۱۳۸۴ – اکنون
در حال تصدی