اسدالله لاجوردی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
اسدالله لاجوردی
رئیس زندان اوین
مشغول به کار
? – دی ۱۳۶۳
دادستان انقلاب تهران
مشغول به کار
۲۰ شهریور ۱۳۵۹ – بهمن ۱۳۶۳
اصلی سید محمد بهشتی
رئیس سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی ایران
مشغول به کار
۱۳۶۸ – اسفند ۱۳۷۶
پس از اسماعیل شوشتری
پیش از مرتضی بختیاری
عضو شورای مرکزی جمعیت مؤتلفه اسلامی
اطلاعات شخص
زاده سید اسدالله لاجوردی
۱۳۱۴ خورشیدی
۱۹۳۵ میلادی
جنوب شهر تهران،
درگذشت ۱ شهریور ۱۳۷۷
۲۳ اوت ۱۹۹۸ (۶۲-۶۳ ساله)
در حجره‌ای در بازار تهران،
توسط سازمان مجاهدین خلق ایران ترور شد
آرامگاه بهشت زهرا
ملیت  ایران
حزب سیاسی جمعیت مؤتلفه اسلامی
شغل سیاستمدار
مذهب اسلام شیعه

سید اسدالله لاجوردی (۱۳۱۴–۱۳۷۷) رئیس پیشین زندان اوین و دادستان انقلاب در دههٔ شصت بود.[۱][۲] زندانیان سیاسی دهه شصت و دگراندیشان، وی را از جمله چهره‌های تندرو جمهوری اسلامی و از عوامل مهم اجرایی سرکوب‌ها و اعدام‌های آن دوران می‌دانند.[۳] او از اعضای شورای مرکزی جمعیت مؤتلفه اسلامی بود که در سال ۱۳۷۷ در حجره‌ای در بازار توسط سازمان مجاهدین خلق ایران به قتل رسید.

جوانی[ویرایش]

اسدالله لاجوردی در جنوب تهران متولد شد. پدرش هیزم‌فروش بود. او در دومین سال تحصیلی در دبیرستان، ترک تحصیل کرد و در کنار پدر به کار مشغول شد. با این همه، درس را در منزل به صورت فراگیری علوم قدیمه ادامه داد و در این زمان از سید علی شاهچراغی استفاده کرد. علاوه بر این ادبیات عرب و علوم حوزوی را در حد کفایه فراگرفت و جلسات تفسیر قرآن در منزلش تشکیل داد. اسدالله لاجوردی از شاگردان بهشتی و مطهری بود.

وی در زمانی که بعد از ترک تحصیل، در بازار تهران مشغول کار بود، با جمعیت مؤتلفه اسلامی آشنا شده و به عضویت شورای مرکزی آن درآمد.

فعالیت‌های سیاسی قبل از انقلاب[ویرایش]

اسدالله لاجوردی، که در ترور حسنعلی منصور، نخست‌وزیر ایران در سال ۱۳۴۳ نقشی را بر عهده داشت. پس از ترور بازداشت شد و نهایتاً به تحمل ۱۸ ماه حبس محکوم شد.[۴] پس از آزادی ضمن اشتغال به فروش روسری، دستمال و لباس در بازار تهران، به شکل مخفی فعالیت‌های اعتراضی علیه حکومت پهلوی را ادامه داد.[۴]

لاجوردی پس از آزادی، جلسات تفسیر قرآن را از سر گرفت. منزل خود را به محل گردهمایی افراد مذهبی، مبارز و آشنا به مبانی مذهب شیعه تبدیل کرده بود. لاجوردی در اردیبهشت ۱۳۴۹ به اتهام حمله به هواپیمایی ال عال، پس از برگزاری مسابقه فوتبال میان تیم ملی فوتبال ایران و تیم ملی فوتبال اسرائیل بازداشت شد. وی پس از محاکمه به ۱۸ سال حبس جنایی محکوم گردید.

لاجوردی در فروردین ۱۳۵۳ از زندان آزاد شد و در اسفند همان سال مجدداً بازداشت شد. اتهام او «فعالیتهای زیرزمینی و همچنین خودداری از پاسخگویی راجع به اقدامات خرابکارانه خود» در همکاری با مجاهدین خلق بود. سرانجام لاجوردی به همراه بسیاری از زندانیان در ۲۷ مرداد ۱۳۵۶ آزاد شد.[۵]

پس از انقلاب[ویرایش]

لاجوردی در کنار مهدی عراقی و اسلامی از مسئولان انتظامات کمیته استقبال از روح‌الله خمینی بودند. در جریان رسیدگی به پرونده گروه فرقان او از ۲۰ شهریور ۱۳۵۹ با نظر آیت‌الله بهشتی دادستان انقلاب تهران شد. پس از مدتی او به چهره اصلی برخورد با گروه‌های مخالف تبدیل شد. وی در زمان زندان خود، با گروه‌های چپ کمونیست و سازمان مجاهدین خلق اختلاف داشت و در ایام آخر زندان مشکلاتش با مجاهدین تشدید شده و به درگیری کشیده شده بود. در دی ۱۳۶۳ او توسط شورای عالی قضایی از تمامی مناصب برکنار شد و تا زمان مرگ خمینی هیچ پست دولتی نداشت. در سال ۱۳۶۸ لاجوردی دوباره به مدیریت زندان‌ها برگشت و ریاست سازمان زندان‌ها را تا اسفند ۱۳۷۶ بر عهده داشت که در این زمان رئیس دفتر رئیس قوه قضاییه از او خواست که استعفا دهد.

مصطفی تاج‌زاده، از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در گفت‌وگویی با حسین دهباشی می‌گوید که با توجه به تغییر موضع حسین احمدی روحانی، آیت‌الله خمینی تأیید می‌کند که حکم اعدام او به حبس ابد تغییر کند. اما لاجوردی تا پیش از آنکه حکم ثبت شود و دیگر نتوان آن را تغییر داد، کمتر از ۴۸ ساعت حسین احمدی روحانی را اعدام می‌کند. تاج زاده می‌گوید که لاجوردی پیش از آن هم محمدرضا سعادتی، از رهبران مجاهدین خلق را نیز علیرغم مخالفت برخی از مسئولان بلندپایه جمهوری اسلامی مانند محمدعلی رجایی، اعدام کرده بود. به گونه‌ای که بعدها وقتی سعید شاهسوندی از اعضای ارشد مجاهدین خلق در عملیات مرصاد دستگیر شد، آیت الله خامنه‌ای برای جلوگیری از اعدام شاهسوندی نامه‌ای نوشت با این مضمون که «اشتباه سعادتی تکرار نشود».[۶]

هنگامی که گزارش هادی خامنه‌ای به عنوان نماینده آیت الله خمینی در مورد زندانهای گروهکها به وی می‌رسد، دستور عزل لاجوردی صادر می‌شود؛ ولی چند روز بعد دوباره با پادرمیانی طرفداران لاجوردی وی به سمت خود بازمی‌گردد.[۷]

عزل سال ۶۳[ویرایش]

در مورد ماجرای عزل لاجوردی اختلاف نظر وجود دارد. مطابق نظر مجید انصاری علت اسنعفا چنین بود که پس از ماجرای تواب شدن اعضای گروه پیکار و رای عالی قضایی در این خصوص، تهیه گزارش از وضعیت زندان‌ها به وی سپرده شد. او پس از گفتگوی مستقیم با صد زندانی سیاسی از زندان‌های مختلف، گزارشی در این خصوص تهیه و به رئیس جمهور، رئیس مجلس و رهبر می‌دهد و در آن از تخلفات بارز لاجوردی از قوانین و برخوردهای خودسرانه انتقاد می‌کند و این گزارش در ادامه گزارش‌ها و شکایات قبلی موجب عزل لاجوردی می‌شود. وی همچنین می‌گوید لاجوردی با خودداری از ترک پست، به ملاقات خمینی رفت و خواستار برخورد شدید با مجاهدین شد، اما خمینی به او گفت: «آقای لاجوردی اگر جمهوری اسلامی به دست این‌ها (اعضای سازمان مجاهدین خلق) ساقط شود بهتر از آبروی اسلام است که با این کارها برود. شما بروید مسئولیت را تحویل دهید».

در مقابل بسیاری از یاران و همکاران لاجوردی این گزارش را تکذیب کردند و گفتند به استناد خاطرات رفسنجانی، خمینی از عزل لاجوردی بی‌اطلاع بوده و همچنین عزل او را به علت فشارهای حسینعلی منتظری و سید مهدی هاشمی دانستند.

در خاطرات هاشمی رفسنجانی آمده است که لاجوردی در هنگام عزل از سمت خود در سازمان زندان‌ها و اطلاعات (شهریور ۶۳) برای شکایت نزد خمینی رفت ولی خمینی به او گفت که تابع قانون باشد و غیر از دادستانی انقلاب بقیه مناصب را تحویل دهد، لاجوردی نیز با نارضایتی از نزد خمینی رفت. با این حال زمانی که در بهمن همان سال او از دادستانی نیز عزل می‌شود، خمینی رضایتی بر این عزل نداشته است. رفسنجانی دلیل عزل او را عدم تمکین به قانون و تصمیم‌های شورای عالی قضایی ذکر می‌کند.[۵][۸]

ترور[ویرایش]

لاجوردی در ۱ شهریور ۱۳۷۷ در محل کسب خود در بازار تهران، توسط دو نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق به نام‌های علی‌اکبر اکبری ده‌بالایی و علی‌اصغر غضنفرنژاد جلودار ترور شد.[۲]

قتل خواهر لاجوردی[ویرایش]

خواهر لاجوردی در اواخر بهمن ۱۳۹۲ به قتل رسید و جسد وی در حوالی شهرستان دماوند پیدا شد. طبق گفته احمدرضا رادان، انگیزه این قتل غیرسیاسی بوده است.[۹]

منابع[ویرایش]