محسن صدر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
محسن صدرالاشراف
Mohsen Sadr.png
نخست‌وزیر ایران
مشغول به کار
خرداد ۱۳۲۴ – مهر ۱۳۲۴
در زمانِمحمدرضا شاه پهلوی
پس ازابراهیم حکیمی
پیش ازابراهیم حکیمی
رئیس مجلس سنای ایران
مشغول به کار
اردیبهشت ۱۳۳۶ – اردیبهشت ۱۳۴۰
پس ازحسن تقی‌زاده
پیش ازجعفر شریف‌امامی
وزیر دادگستری
مشغول به کار
۱۲ امرداد ۱۳۲۲ – بهمن ۱۳۲۲
در زمانِمحمدرضا شاه پهلوی
نخست‌وزیرعلی سهیلی
پس ازعلی‌اصغر حکمت
پیش ازشیخ اسدالله ممقانی
مشغول به کار
۲۶ شهریور ۱۳۱۲ – مهر ۱۳۱۵
در زمانِرضا شاه پهلوی
نخست‌وزیرمحمدعلی فروغی
محمود جم
پس ازعلی‌اکبر داور
پیش ازاحمد متین دفتری
مدعی‌العموم کل دیوان تمییز
(دادستان کل کشور)
مشغول به کار
۱۳۱۰ – ۱۳۱۲
سناتور
حوزه انتخاباتیمشهد (دوره‌های دوم و سوم)
نماینده مجلس شورای ملی
حوزه انتخاباتیمحلات و خمین
(دوره‌های یازدهم، دوازدهم و سیزدهم)
اطلاعات شخصی
زاده۱۲۵۰
محلات،
درگذشت۲۷ مهر ۱۳۴۱
تهران
ملیتایرانی
حزب سیاسیحزب سوسیالیست
شغلسیاستمدار
مذهباسلام شیعه

سید محسن صدرالاشراف (۱۲۵۰ محلات – ۲۷ مهر ۱۳۴۱ تهران) قاضی و سیاستمدار، نخست‌وزیر ایران و رئیس مجلس سنا بود. در دوران نخست‌وزیری او ایران با امضای منشور ملل متحد از دولت‌های پایه‌گذار سازمان ملل شد.

آغاز کار[ویرایش]

پدرش سید فخرالذاکرین، روحانی و مالک در محلات بود. در مدرسه حاج ابوالفضل معمار اصفهانی (صنیع الملک) تحصیل کرد و برای ادامه تحصیلات دینی به تهران رفت. عمویش او را به دربار قاجار وارد کرد. ابتدا معلم یکی از پسران ناصرالدین‌شاه شد [۱] و هنگامی که این پسر حاکم همدان شد، او را نیز به‌عنوان دستیار خود به همراه برد.

قضاوت[ویرایش]

صدرالاشراف در سال ۱۲۸۶ وارد عدلیه شد و به‌ قضاوت پرداخت. پس از به توپ بستن مجلس عده‌ای از مشروطه خواهان را محاکمه و مجازات کرد، اگرچه خود مدعی بود که به نجات بسیاری از آنان کمک کرده‌است ولی بسیاری معتقدند که او با اعدام و دار زدن آزادیخواهان، قساوت زیادی از خود نشان داد. [۱] صدرالاشراف بعدها در کنار کسانی چون سید نصرالله اخوی و سید محمد کاظم عصار و میرزا رضا ایروانی به نگارش قانون حقوق مدنی ایران پرداخت. او همچنین از دوستان آیت‌الله بروجردی بود.

وزارت[ویرایش]

محسن صدر در سال ۱۳۱۰ مدعی‌العموم کل دیوان عالی تمیز (دادستان کل کشور) شد. [۲] در ۲۶ شهریور ۱۳۱۲ محمدعلی فروغی او را به عنوان وزیر عدلیه کابینه خود به مجلس شورای ملی معرفی کرد. از مهمترین اقدامات او در دوران وزارتش، به تصویب رساندن قانون وکالت بود که نظم و سیاق تازه‌ای به پیشه وکالت دادگستری در ایران بخشید و کسب پروانه وکالت را نظام‌مندتر کرد، کانون وکلا را که پیش از آن، نهادی صنفی و مستقل بود، زیر پوشش وزارت عدلیه برد و مقرر کرد که رئیس کانون وکلای هر محل را این وزارتخانه تعیین کند اما استقلال مالی کانون وکلا بر جای خود باقی ماند.

مغضوبیت[ویرایش]

در مهر ۱۳۱۵ پس از آنکه هیئت عمومی دیوان تمییز علی منصور وزیر پیشین طرق (راه) را از اتهام فساد مالی تبرئه کرد، رضا شاه از این حکم خشمگین و ناراضی شد و صدر نیز ناچار به استعفا شد. [۳] او سال بعد به نمایندگی از کمره، خمین و محلات به مجلس شورای ملی رفت و سه دوره نماینده بود (دوره‌های یازدهم، دوازدهم و سیزدهم).

بازگشت به صحنه[ویرایش]

پیش از به پایان رسیدن دوره سیزدهم، علی سهیلی نخست وزیر که از سویی با فشار مطبوعات و از سوی دیگر با ناامنی گسترده در کشور روبرو بود، نیاز داشت که تصدی دادگستری را به فردی مشهور به کوبندگی و قاطعیت بسپارد. او در دوازدهم امرداد ۱۳۲۲ صدرالاشرراف را به عنوان وزیر دادگستری به مجلس معرفی کرد.

نخست وزیری[ویرایش]

در خرداد ۱۳۲۴ که مجلس به کابینه حکیم‌الملک رأی اعتماد نداد، ۶۸ نفر از نمایندگان مجلس به صدرالاشراف رأی تمایل دادند و او مأمور تشکیل دولت شد و هیئت وزیران خود را در ۲۲ خرداد به شاه معرفی و کار دولت خود را آغاز کرد. اینکه او پیش از معرفی کابینه‌ به مجلس و کسب رأی اعتماد، کار خود را آغاز کرده، در مجلس اعتراض آفرید، بویژه آنکه بلافاصله به عزل و نصب‌هایی در وزارت‌خانه‌ها و همچنین توقیف برخی مطبوعات پرداخت.[۴]

دکتر مصدق در مخالفت با نخست‌وزیری صدرالاشراف روی سالخوردگی او انگشت گذاشت و گفت:

«در سال ۱۳۰۹ هجری قمری که من با سالار‌السلطنه پسر ناصرالدین شاه همبازی بودم، ایشان معلم شاهزاده بودند و اکنون ۵۶ سال می‌گذرد و در آن زمان معمول نبود که جوان بیست ساله‌ای را به این سمت انتخاب کنند. اگر ما قبول کنیم که در ۱۳۰۹ ایشان مرد چهل ساله‌ای بوده‌اند اکنون ۹۶ سال دارند»

دلیل دیگر مخالفت مصدق با صدر، سوابق او در استبداد صغیر و «اطاعت کورکورانه ایشان از احکام دیکتاتوری» (اشاره به مسئولیت‌هایش در دوران رضا شاه) بود.[۴] با ادامه اعتراض‌های مجلس به صدرالاشراف، سرانجام شاه از هر دو جناح اقلیت و اکثریت مجلس خواست هر کدام پنج نماینده نزد او بفرستند تا در این مورد توافقی حاصل شد. این جلسه در بیستم تیر با حضور شاه تشکیل شد [۵] و در آن توافق شد که صدر دولت و برنامه دولتش را به مجلس عرضه کند و اگر هنگام رأی به برنامه دولت، بیش از چهل مخالف داشته باشد، بلافاصله استعفا دهد.[۶]

صدر در ۲۶ تیر، دولت خود و برنامه آن را به مجلس عرضه کرد. در دوم امرداد دکتر مصدق رهبر جناح اقلیت مجلس از طریق جواد عامری نماینده سمنان و محمدرضا تهرانچی نماینده تهران به صدرالاشراف پیام داد که دولت او بیش از چهل مخالف دارد و باید استعفا دهد. اما صدر حاضر به کناره‌گیری نشد. از آن پس، مصدق برای برانداختن حکومت صدر، دست به ابتسروکسیون زد، یعنی نمایندگان جناح اقلیت به دستور او از حضور در مجلس خودداری کردند تا مجلس اکثریت کافی را برای گذراندن لایحه بودجه که دولت صدر به مجلس داده بود، پیدا نکند.

کشمکش میان مجلس و دولت رأی اعتماد به دولت صدرالاشراف را عقب انداخت. در این فاصله، نمایندگان جناح اقلیت مجلس دولت او را غیرقانونی می‌دانستند چون هنوز از مجلس رأی اعتماد نگرفته بود اما صدر با استناد به قانون اساسی که تصریح کرده بود عزل و نصب وزرا با شاه است، دولت خود را قانونی می‌دانست. سرانجام در پنجم مهر در مجلس رأی گیری شد و از ۱۱۳ نماینده حاضر، ۶۹ نماینده به دولت صدرالاشراف رأی اعتماد و چهل نماینده رأی مخالف دادند که در نتیجه، دولت صدرالاشراف دارای رأی اعتماد مجلس شد.[۷]

در دوره نخست‌وزیری صدر، نیروهای بریتانیا و آمریکا ایران را ترک کردند. ایران با امضای منشور ملل متحد، از پایه‌گذاران سازمان ملل شد. خودداری شوروی از تخلیه ایران منجر به غائله آذربایجان شد. احمد کسروی در کتاب سرنوشت ایران چه خواهد بود به‌سختی به محسن صدر تاخته است:

درباره صدرالاشراف ما هرچه انصاف به خرج دهيم باز چند ايراد بزرگی به او وارد است: نخست او نام بدی در تاريخ مشروطه به يادگار گذارده. در آن روزی كه مردان غيرتمند در برابر استبداد بالا افراشته، برای استوار گردانيدن بنياد مشروطه می‌كوشيدند، اين مرد در نتيجه نافهمی و غرض ورزی با مشروطه خواهان دشمنی نموده، افزار دست هواداران استبداد گرديده، عضو انجمن آل محمد بوده، در باغشاه مستنطقی كرده. اين بدنامی نبايستی فراموش گردد. دوم صدرالاشراف مرد بی دانشی‌ است كه نه چيزي از زبانهاي اروپا می‌داند و نه از اوضاع جهان آگاه است. دانسته‌های او بيش از اندازه يك پيشنماز محله‌ای نيست. سوم بسيار كهنه انديش است. در واقع يك آخوند حسابی‌ است و به خرافات عاميانه پابند است. چهارم اين مرد با نداری وارد ميدان زندگی شده و اكنون دارای ثروت هنگفتی می‌باشد . يك مرد وقتی كه به كارهای اجتماعی دخالت كرد و در اداره‌های دولتی داراي مقامی بود، تحصيل ثروت برای او دشوار نخواهد بود . لازم نيست رشوه بگيرد. غير از رشوه راههای استفاده فراوان است . چيزی كه هست، بايد مصالح كشور را زير پا گذاشته، همه را قربانی استفاده گرداند. بايد وظيفه خود را فراموش سازد. از اين راه است كه می‌توان ثروتمند گرديد. اين است كسانی كه از دخالت در كارهای اجتماعی ثروت پيدا كرده‌اند، حسن عقيده به آنها نتوان داشت. اينها عيبهايی است كه در محسن صدر هست و جاي انكار هم نيست.

صدرالاشراف در دوره دوم و سوم مجلس سنای ایران، سناتور انتصابی مشهد و رئیس مجلس سنا شد.

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ بازیگران سیاسی عصر رضاشاهی و محمدرضاشاهی. ناصر نجمی. انتشارات انیشتین. ۱۳۷۳ تهران
  2. دانشنامهٔ جهان اسلام، درایهٔ «محسن صدر»
  3. عاقلی، باقر (۱۳۸۶). رضاشاه و قشون متحدالشکل. تهران: نشر نامک. صص. ۴۷۰ - ۴۷۴. شابک ۹۶۴-۶۸۹۵-۰۵-۰.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ «مذاکرات جلسه ۱۳۰ دوره چهاردهم مجلس شورای ملی ۲۹ خرداد ۱۳۲۴».
  5. «مذاکرات جلسه ۱۳۱ دوره چهاردهم مجلس شورای ملی ۲۶ تیر ۱۳۲۴».
  6. «مذاکرات جلسه ۱۳۹ دوره چهاردهم مجلس شورای ملی بیستم شهریور ۱۳۲۴».
  7. «مذاکرات جلسه ۱۴۴ دوره چهاردهم مجلس شورای ملی پنجم مهر ۱۳۲۴».

پیوند به بیرون[ویرایش]