پوچگرایی
| یقین |
|---|
| ندانمگرایی اعتقاد یقین شک جبرگرایی معرفتشناسی تخمین جائزالخطابودن تقدیرگرایی توجیه پوچگرایی احتمال شکگرایی نفسگرایی حقیقت عدم قطعیت |
پوچگرایی یا نیهیلیسم (برگرفته از nihil لاتین به معنای هیچ) یک دکترین فلسفی است که زندگی را بدون معنا و هدف خارجی یا ارزشهای اخلاقی درونی میداند.[۱]
[ویرایش] تاریخچه
نیهیلیسم نخستینبار در قرن ۱۹ روسیه و در اوایل دوران حکومت الکساندر دوم به وجود آمد و گسترش یافت. اولین بار ایوان تورگینف بود که در رمان مشهور پدران و پسران این واژه را از طریق شخصیت بازاروفِ نیهلیست مشهور کرد.
این تفکّر در نتیجهٔ ویرانیهای حاصل از دو جنگ جهانی اروپا رشد گستردهای کرد.
امروزه یکی از مهمترین جریانهای پوچگرا، پوچگرایی اگزیستانس است؛ هرچند بسیاری از اگزیستانسیالیستها خود را خارج از محدوده پوچگرایی قرار میدهند.
پوچگرایی بیانگر فرم خامی از پوزیتیویسم و مادهباوری است، انقلابی علیه نظم برپای اجتماعی و مخالفت با تمامی منابع قدرت ناشی از حکومت، کلیسا یا خانواده. پایه این تفکر هیچ چیز جز حقایق علمی نیست.
از آنجا که پوچگرایان ماهیت دوگانه شامل جسم و روح برای انسان قایل نبودند مورد حملههای خشنی از طرف قدرت کلیسا قرار میگرفتند. از طرفی به علت مورد پرسش قرار دادن سیاست حق الهی وارد دعوای مشابهی با قدرتهای سکولار شدند.
[ویرایش] پانویس
- ↑ Alan Pratt defines existential nihilism as «the notion that life has no intrinsic meaning or value, and it is, no doubt, the most commonly used and understood sense of the word today» Internet Encyclopedia of Philosophy
| این یک نوشتار خُرد فلسفه است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
|
|||||||||||||||||