خودپرستی عقلایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

خودپرستی عقلایی (به انگلیسی: Rational egoism) فرضیه ایست مبنی براینکه تعقیب منافع شخصی و خود-انگیختگی راه کار عقلانی ای محسوب می‌شود . خودپرستی عقلایی از دیگر انواع خودپرستی، مانند خودپرستی روانشناختی و خودپرستی اخلاقی متمایز است و دلیل تمایزش نیز تکیه بر عقلگرایی گرایی برای اثبات خودپرستی می‌باشد در حالی که خودپرستی روانشناختی بر انگیختگی و خودپرستی اخلاقی بر اخلاقیات تاکید دارد .

علوم اجتماعی[ویرایش]

خودپرستی عقلایی لازمه رفتارهای استاندارد شدهً اقتصاد نئوکلاسیک و تئوری حامی عقلایی در علوم سیاسی می‌باشد . گمانه‌های اقتصادی خودپرستی عقلایی، اغلب در غالب مدل‌های قابل کاربرد برای فردگرایی, اقتصاد انسانی (به انگلیسی: homo economicus) ( ابداع شده توسط پارتو اقتصاددان سوئیسی در سال ۱۹۰۶ ) می‌باشند . لازمه‌های در هر دو رشته نقد و دفاع در همان زمینه تجربه گرایی و فلسفه می‌باشند. برای مثال، در علوم سیاسی گمانه‌های خودپرستی عقلایی منجر به تضاد بر مسائلی مانند رای دادن می‌شود ( قوانینی که محتمالاً فرد رای دهنده برای منافع شخصی خود بر سر تغییراتی مانند تغییر در دستمزد، ایجاد می‌کند )

نامگذاری و ابداع این اصطلاح[ویرایش]

خالق اصطلاح خودپرستی عقلایی بی شک کسی نبوده جز آین راند نویسنده و فیلسوف در حوضه اخلاق که برای کمک گرفتن در وضع فرضیه مادی گرایی آن را به کار بسته است . او می‌گوید، انجام کاری علیه « خود » دیگران غیراخلاقی و غیرعقلانی است بنابراین منظر مورد نظر او عطفی است بر هر دو دیدگاه خودپرستی و خودپرستی اخلاقی . کتاب معروف او عفت خودشیفتگی ( ۱۹۶۴ ) درباره مفهوم خودپرستی عقلایی به صورتی جامع و عمیق بحث می‌کند . براساس خودپرستی اخلاقی راند، والاترین ارزش هر فردیتی، زندگی و زنده بودن اوست و به صورت عقلایی زنده بودن هر انسان والاترین عفت را داراست و سعادت هر کسی در گرو دستیابی به اهداف همین زنده بودن است . راند، ادعای دیوید هیوم درباره اینکه، هرکسی نمی‌تواند بایستگی بودن را استنتاج کند را رد می‌کند و برخلاف نظر او و دیگران می‌گوید، طبیعت انسان زنده، این اجازه را به هر فردیتی می‌دهد که درباره چگونگی خواسته‌ها و نیازهایش و راه‌های برآوردن آنها تصمیم بگیرد اما هیچ کس نمی‌تواند بدون تفکر منطقی به چنین جایگاهی دست یابد که تصمیم گیرندهً خود باشد . براساس گفته‌های او، زندگی انسانی یک جریان استانداردسازی برای تعقیب خواسته‌های مورد نظر و دوری از ناخواسته هاست . برای مثال، انسان بالی برای پرواز ندارد و اگر بخواهد پرواز کند و یا خودش را از هواپیمایی به زیر بیفکند باید انتخاب کند که برای زنده ماندن باید چتر همراه خود داشته باشد . واقعیت ملموس این را دیکته می‌کند که اگر او چنین کاری را انجام ندهد مجبور به ترک ارزش زندگی خواهد بود، به عبارتی ساده تر می‌میرد و یا آسیبی متوجهش می‌شود .در اصول اخلاقی راند، بزرگترین گناه غیرعقلایی عمل کردن است . در واقع، در نظریه او ارزش آفرینی از زنده بودن، سر منشا می‌گیرد و همچنین در نظریه او، نیکوکاری یک وظیفه و ارزش محسوب نمی‌شود و همچنین انجام دادن آن نیز ضد-ارزشی و یا غیراخلاقی نمی‌باشد .

انتقاد[ویرایش]

یک انتقاد اساسی بر نظریه خودپرستی عقلایی این است که هر عملی هم جنبه خوب و هم بد و شیطانی دارد . مثلاً اگر کسی برای مقاصد سیاسی جناح‌های مخالف را از میدان به در کرده و منتقدان را نابود گرداند، از دید این فلسفه، کارش غیر اخلاقی محسوب نمی‌شود زیرا آن شخص به خاطر منافع و آزادی‌های فردی ( و گاه منطقی ) ای که داشته، دست به این اقدامات زده است و در مقابل اگر از دید جناحها و یا اشخاصی که کشته و یا رانده می‌شوند به این مسئله نگاه کنیم، این کار عملی غیر اخلاقی محسوب می‌شود زیرا باعث نابودی آزادی شخصی دیگران شده است . بر این اساس ضعف اساسی این فلسفه دوگانگی و درگیری درونی آن در تعبیر و تفسیر کردن وقوع پدیده‌هایی است که توسط همین انسانهای زنده صورت می‌گیرد .

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Rational egoism»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۳۱ می ۲۰۱۱).