محمد نوریزاد
| شناسنامه | |
|---|---|
| نام کامل | محمد نوریزاد |
| زادروز | ۱۹ آذر ۱۳۳۱ |
| زادگاه | شهرستان شهریار، ایران |
| همسر | فاطمه ملکی |
| دین | اسلام شیعه |
| اطلاعات سیاسی | |
| سمتهای پیشین | کارگردان فیلمنامهنویس روزنامهنگار |
| فعالیتها | فعال سیاسی زندانی سیاسی |
| وبگاه رسمی | [۱] |
محمد نوریزاد (زاده ۱۹ آذر ۱۳۳۱ در روستایی در شهرستان شهریار) کارگردان، فیلمنامهنویس و روزنامهنگار ایرانی است.
نوری زاد از نویسندگان سابق روزنامه کیهان و تا پیش از سال ۱۳۸۸ از پرشورترین حامیان رهبری جمهوری اسلامی[۱] و مخالف سرسخت جریان اصلاحطلبی بود اما در جریان اعتراضات پس از انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۸ به صف منتقدان حکومت پیوست و به دلیل نگارش نامههای سرگشادهٔ انتقادی خطاب به علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی دستگیر شد.[۲]
محتویات |
مواضع سیاسی [ویرایش]
نامههای سرگشاده به رهبر [ویرایش]
سه نامه نخست نوریزاد به رهبری پیش از دستگیری وی منتشر شد. وی در این نامهها از آقای خامنهای، که با عنوان «پدر» از وی یاد میکرد، خواسته بود تا تغییری در سیاستهای خود در نحوه برخورد با معترضان ایجاد کند؛ «حوادث بعد از انتخابات، همه معادلات فکری و انسانی ما را بهم زد. رفتاری که تحت امر حضرتعالی با مردم شد، رفتار همشأن و همطراز زحمت و فهم و همراهی مردم نبود. مردم اگر انتظار داشتند این رفتار را از ماموران خودسر نظام ببینند، در عوض، انتظار این را هم داشتند که رهبرشان، بلافاصله به رسم علی علیهای مکررش، همچون علی به مددشان بیاید و دادشان بستاند. نه این که مرتب روح و رفتار وحشیانه ماموران را تأیید کند و به مردم معترض خودش، همسنگ اغتشاشگران و براندازان نگاه کند» و از پیوستن مردم به صف دشمنان نظام جلوگیری کند؛ «اگر سخنان شما پیش از این، نگران دشمن بود، در نماز جمعه همین هفته گذشته، دیدیم که سخنان شما نگران رفتار بخشی از مردم، بله: مردم است. و این، همان دستاوردی است که در این سی سالگی انقلاب، ما بدان دست یافتهایم. یعنی سابقاً ما برای دشمن خط و نشان میکشیدیم، حالا کارمان بجایی رسیدهاست که باید برای بخشی از مردم خودمان خط و نشان بکشیم.» در تعریف دوستان و دشمنان خود تجدیدنظر کند و بهجای آنکه افرادی چون «حداد عادل، سعید مرتضوی، حسین شریعتمداری، صادق محصولی، محمد جواد لاریجانی، و محمد حسین صفار هرندی» را قدر بداند و بر صدر نشاند. که به گفتهٔ او بزرگترین زخمها را به حکومت میزنند: «متأسفانه هرروز که میگذرد، از پس و پیش رفتار اینان، که بسیار نیز صادقانه صورت میپذیرد، فتنههای درشت و ریز سامان میگیرد و به پروپای نظام میپیچد. این دوستان، نشانه دیگری نیز دارند. و آن این که: مطلقاً از تماشای فلاکت مردمان خود، گزشی در خود احساس نمیکنند. مثلاً از دقیقترین آمار میزان اعتیاد جوانان کشورشان مطلعاند اما دانستن این آمار برای اینان با ندانستنش یکی است.» به منتقدان دلسوز خود توجه کند. و برای چارهجویی از آنها کمک خواهد. او میرحسین موسوی، محمد خاتمی و مهدی کروبی را بهترین دوستان او لقب داده بود که «برای نظام، و برای شخص شما، و برای شخص شما، و برای شخص شما، و برای شخص شما، آنهم در بحرانیترین روزهای عمر انقلاب، یک گشتی در کل کشورمان زدند و میلیونها ایرانی رمیده و پشت کرده به نظام و حتی معاندین داخلی و خارجی را در شورانگیزترین وجه ممکن، به پای رکاب شما باز آوردند.» و از او میخواست تا دست از حمایت از احمدینژاد بردارد؛ «شما بخاطر آقای احمدینژاد، مراجع را از دست دادید. بخش وسیعی از مردم و نخبگان کشور را از دست دادید. بخاطر او، دوستی ملتهای دیگر را از دست دادید. و این همان موجی است که در سراسر کشور، به سمت فراگیری میخزد. این موج، شما را با آقای احمدینژاد تنها خواهد گذارد.» و برای نجات کشور از بحران «شخصاً عمامه از سر بگیرید، و پایبرهنه و ژولیدهموی، همچون پدران بزرگوارتان، برای رونق مجدد دین خدا، نهضتی به اسم آشتی ملی به راه اندازید.»
وی پس از دستگیری و صدور حکم زندان و شلاق نیز نامه چهارم خود را نوشت. وی در این نامه نوشته بود «شصت و هشت روز از این مدت را در زندان انفرادی به سر بردهام. توسط بازجوهای خود مورد اهانت و ضرب و شتم قرار گرفتهام. در همه این احوال، از جنابعالی به عنوان رهبری فهیم و آگاه اسم بردهام.» و از رهبر گله کرده بود که چرا مثل موسوی و کروبی و خاتمی به عیادت خانوادهاش نرفته و قدر حمایتهای گذشته او از رهبری را ندانستهاست: «فلانی -نوریزاد- درست در روزهای بحرانی، با برنامههای تلویزیونیاش، با نوشتههایش، برای منِ ِ رهبر که در معرض تهاجمات طوفانی این و آن قرار گرفته بودم، به میان آمد و از من سخت جانبداری کرد. امروز او در زندان است؛ به خاطر انتقاد از من! او باید در زندان ادب شود. همسر و فرزندانش توسط بازجوهای بیسواد و بیادب و تندخو به ناسزا گرفته شوند و خود او به تلخترین شکل ممکن به ورطه تهدید و تحقیر و ضرب و شتم درافتد. اما این دلیل نمیشود که منِ رهبر قدر زحمتهای پیشین او را ندانم و به خانوادهاش سر نزنم.» وی در این نامه با هشدار بر اینکه او پشتیبانی مردم را به کلی از دست داده «شما، امروز رهبر کدام مردمید؟ من مردم فراوانی برای شما نمیبینم. رهبری، آن هم بر حداقل مردم، که غرورآفرین نیست. مبادا من و شما را ازدحام مردمی که به استقبال یک مسئول و یا خود جنابعالی میآیند، بفریبد. شما اگر به دیگر افراد مشهور هم اجازه سخنرانی و حضور در کشورتان بدهید، غوغای مردمان ما فزونی خواهد گرفت.» و جامعه در آستانه یک انفجار بزرگ است و آرامش آن فقط ناشی از ضرب و زور اسلحه «اگر باور ندارید به یک آزمون خیالی تن در دهید. به دو کشور ایران و مثلاً سوئد یا کانادا یا حتی مالزی اعلام میکنیم که مردم این دو کشور، یک روز، فقط یک روز پلیس و بسیج و اسلحهای بر سر نخواهند داشت و آزادند که هرچه میخواهند انجام دهند. فقط طی یک روز. تصور میکنید در پایان این یک روز؛ کشور ما و شما چگونه خواهد بود؟ و کشورهای دیگر چطور؟» اعلام کرده بود که هنوز خود را دوست وی میداند و به چارهاندیشی او برای نجات کشور امید بستهاست: «دوستان خوب شما، فراتر از شما، و در صنفی که انگ دشمن بر پیشانی آحادش خوردهاست، غم شما را میخورند و مضطربانه علاقهمند درخششِ نابِ شما در این روزهای پایانی آزمون الهیاند».[۳]
روز ۹ خرداد ۱۳۸۹ پنجمین نامه او به علی خامنهای در چند وبسایت منتشر شد. او در آستانه برگزاری نماز جمعه ۱۴ خردادماه توسط خامنهای، به او هشدار داد «مواظب فتنههای واقعی» باشد.[۴]
وی همچنین در ۲۰ مرداد ماه ۱۳۸۹ نامه دیگری را که خود از آن به عنوان آخرین نامه به خامنهای یاد میکند در وبگاه خود منتشر کرد. در این نامه محمد نوری زاد با ذکر نزدیک بودن مرگ خامنهای از مجموعه شکایات مردم ایران که در قیامت از او خواهد شد نوشت. همچنین از او درخواست کرده که در این واپسین روزهای باقیمانده عمر خود دست به تصحیح امور زند و به عنوان شروع همه زندانیان سیاسی را آزاد کند. وی در پایان نامه خویش یادآور شده بود که «این آخرین نوشتهای است که مستقیم، رو به شما مینویسم. و خود، به عاقبت تلخ آن واقفم. چرا که ماموران و قاضیان گوش بفرمان ما، در کار خود استادند. آنان نیک میدانند چگونه یک معترض و منتقد را با شکنجه و فحشهای ناموسی به تنگنای روحی و روانی در اندازند. من همهٔ این ابتلائات آتی را بجان میپذیرم تا صدای سخن خود را به گوش حضرت شما برسانم.»[۵] پیرو این نامه، وی در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۸۹ به زندان اوین فراخوانده شد.[۶]
بازداشت [ویرایش]
محمد نوریزاد در ۲۹ آذر ۱۳۸۸ پس از مراجعه به دادسرا در پی احضار تلفنی، به اتهام توهین به مسئولان و تبلیغ علیه نظام بازداشت شد. در حکم دادگاه بدوی به سرپرستی قاضی پیرعباس، قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، آمدهاست که آقای نوری زاد به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام و تخریب چهره سی ساله نظام» به یک سال حبس تعزیری، به اتهام توهین به آیت الله خامنهای به دو سال حبس تعزیری، به اتهام توهین به آیتالله صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، به ۹۱ روز حبس تعزیری، به اتهام توهین به محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور، به ۹۱ روز حبس تعزیری و به اتهام توهین به سید احمد علمالهدی، امام جمعه مشهد به تحمل ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد.[۷] او در آخرین یادداشت وبلاگ شخصیاش از رییس قوه قضاییه انتقاد کرده بود.[۸] او بعد از صدونود روز حبس و هفتاد روز انفرادی به قید وثیقه به مرخصی آمد.
احضار خانواده به دادسرا [ویرایش]
فاطمه ملکی همسر، و فرزندان نوریزاد در بیستم بهمن ۱۳۸۸ به دادسرای انقلاب اسلامی مستقر در زندان اوین احضار شدند. به عقیده برخی فعالان حقوق بشر، این احضار به دلیل انتشار نامه سرگشاده همسر نوریزاد خطاب به مردم ایران بودهاست.[۹]
دادستان تهران در برابر درخواست فاطمه ملکی همسر نوریزاد برای تعیین وضعیت وی گفتهاست:[۱۰]
تا زمانی که افکار وی مهار نشود هیچ درخواستی پذیرفته نیست.
خانواده نوری زاد در ۱۱ خرداد ۱۳۸۹ در نامهای سر گشاده به دادستان تهران، با اعتراض به عملی نشدن وعده دادستان مبنی بر آزادی محمد نوری زاد نوشتند: «آیا حق داریم شاکی پنجنفری باشیم که به طرز وحشیانه به همسرم حمله کرده و بعد از صد و پنجاه روز روزهداری، روزه او را به افطار ضرب و شتم گشودند؟ و آیا حق داریم بگوییم که اعتماد ما از شما و دستگاه قضایی سلب شده وهیچگونه اطمینانی به قولهای شما نداریم؟»[۱۱]
نامه سینماگران در حمایت از وی [ویرایش]
در نخستین روزهای سال ۱۳۸۹ بیش از چهل نفر از سینماگران و نویسندگان ایرانی در نامهای سرگشاده خواهان آزادی نوریزاد و جعفر پناهی شدند. برخی از امضا کنندگان این نامه عبارتند از: بهرام بیضایی، کیومرث پوراحمد، بابک احمدی، فاطمه معتمدآریا، مسعود کیمیایی، کامران شیردل، خشایار دیهیمی، ناصر تقوایی و شهلا لاهیجی.[۱۲][۱۳]
اعتصاب غذا در زندان اوین [ویرایش]
گفته میشود روز سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ محمد نوری زاد را به بهانهٔ هواخوری از سلول خارج کردهاند و سپس ۵ نفر از عوامل امنیتی اوین بر سر وی ریخته و به قصد کشت او را کتک زدهاند. به طوریکه ضربه شدیدی که به سر او وارد آمدهاست توسط پزشک زندان ضربه مغزی تشخیص داده شدهاست. بر اثر این ضربه بینایی وی مختل شد. نوری زاد بعد از این عمل ماموران زندان اوین به اعتصاب کامل آب و غذا دست زد.
نوری زاد در یادداشتی، از زندان اوین با عنوان «کهریزک دوم» یاد کرد و نوشت، بازجوهای وزارت اطلاعات او را در زندان کتک زده و به او و خانوادهاش فحاشی کردهاند و در پی اعتراض وی به وضعیت نامناسب بند ۲۰۹ اوین، پنج نفر از ماموران زندان به او حمله و به سر، دو کتف و بینایی او آسیب وارد کردهاند. او نوشت، دادستان تهران به او پیشنهاد دادهاست درخواست عفوی را خطاب به آیتالله خامنهای، بنویسد، ولی او این درخواست را رد کردهاست.[۱۴]
نامه به حسن خمینی [ویرایش]
نوریزاد با نوشتن نامهای از زندان اوین به حسن خمینی به بیحرمتی و قطع سخنرانی او نامهای دلجویانه نوشت که این «بیتربیتیها» را محصول فریب مردم در «معامله» «آری» برای جمهوری اسلامی دانست و دستاوردها و عملکرد مسئولین را بعد از انقلاب «غش» در «معامله بزرگ» خواند و به سخنرانی خامنهای خرده گرفت و قیاس خود را با علی و دیگران را با طلحه و زبیر اشتباه خواند و عملکرد و سخنرانی خامنهای را سبب شعلهورشدن اطرافیان رئیسجمهور «بیتعادل» دانست.[۱۵].
نامههای پس از آزادی [ویرایش]
پس از آزادی یا مرخصی نوری زاد، وی باز هم تعدادی نامه خطاب به رهبر ایران منتشر کرد. در نزدیکی روز غیر رسمی مرد در ایران، او نامهٔ متفاوت با قبل و اینبار خطاب به علی (امام علی نه سید علی خامنهای) نگاشت که به کنایه به رفتار رهبر ایران میپرداخت.[۱۶]
آثار [ویرایش]
فیلم سینمایی [ویرایش]
فیلمهای سینمایی:[۱۷]
- پرچمهای قلعه کاوه (۱۳۸۶) - کارگردان و فیلمنامهنویس
- سرزمین جنوبی من (۱۳۸۶) - کارگردان و فیلمنامهنویس
- شاهزاده ایرانی (۱۳۸۴) - کارگردان و فیلمنامهنویس
- انتظار (۱۳۷۹) - کارگردان و فیلمنامهنویس
- گلها و گلولهها (۱۳۷۰) - فیلمنامهنویس
- دریا برای تو (۱۳۶۹) - فیلمنامهنویس
- نخلستان تشنه (۱۳۶۸) - کارگردان و فیلمنامهنویس
- همه با هم (۱۳۶۵) - کارگردان و فیلمنامهنویس
مجموعه تلویزیونی [ویرایش]
مجموعههای تلویزیونی:[۱۸]
- «ما اهل مسجدیم» (مستند)
- «روی خط مرز» (مستند)
- «شبهای رمضان» (مستند)
- «از کراچی تا پیشاور» (مستند)
- «گلهای سرخ» (مستند)
- «حسین و زهرا» (مستند)
- «ما مرد جنگیم» (داستانی)
- «پروانهها مینویسند» (داستانی)
- «مجموعه تلویزیونی چهل سرباز» (داستانی)[۱۹]
منابع [ویرایش]
- ↑ نامه نوری زاد در انتقاد از رهبر ایران و دلجویی از حسن خمینی بیبیسی فارسی
- ↑ بی بی سی
- ↑ نامههای سرگشاده محمد نوریزاد به آیتالله علی خامنهای
- ↑ «اگر که با خود صادق باشیم، صدای شکستن استخوانهای اقتدارمان را خواهیم شنید / آسیب و جراحتی که ما به اسلام و به گرایش دینی مردم وارد آوردهایم، فراتر از آسیب و جراحت همه طول تاریخ است» (فارسی). ندای سبز آزادی، ۴ ژوئن ۲۰۱۰. بازبینیشده در ۴ ژوئن ۲۰۱۰.
- ↑ «آرزو دارم در این روزهای پایانی عمر، نام نیکی از خود به یادگار گذارید و خطاهای رفته را به سامان خویش باز آورید ناشر = ندای سبز آزادی» (فارسی).
- ↑ «مرا بکجا خواهند برد در زندان اوین؟».
- ↑ «محمد نوری زاد به مرخصی آمد» (فارسی). وب سایت خبری بی بی سی، ۳ تیر ۱۳۸۹. بازبینیشده در پنج شنبه ۲۴ ژوئن ۲۰۱۰ -مصادف با ۰۳ تیر ۱۳۸۹.
- ↑ «همسر و فرزندان محمد نوری زاد، روزنامه نگار زندانی به دادسرای انقلاب اسلامی احضار شدند» (فارسی). رادیو فردا، ۲۰ بهمن ۱۳۸۸. بازبینیشده در ۲۰ بهمن ۱۳۸۸.
- ↑ «همسر و فرزندان محمد نوری زاد، روزنامه نگار زندانی به دادسرای انقلاب اسلامی احضار شدند» (فارسی). رادیو فردا، ۲۰ بهمن ۱۳۸۸. بازبینیشده در ۲۰ بهمن ۱۳۸۸.
- ↑ بی بی سی
- ↑ «نامه سرگشاده خانواده نوری زاد: آقای دادستان! در قضاوت بر استقلال و عدالت تکیه کنید» (فارسی). جرس، ۱۱ خرداد ۱۳۸۹. بازبینیشده در ۱۱ خرداد ۱۳۸۹.
- ↑ «درخواست دهها سینماگر ایرانی برای «آزادی نامشروط» پناهی و نوریزاد» (فارسی). رادیو فردا، ۲۳ مارس ۲۰۱۰. بازبینیشده در ۲۴ مارس ۲۰۱۰.
- ↑ «سینماگران ایران و جهان خواستار آزادی جعفر پناهی هستند» (فارسی). دویچه وله فارسی، ۲۳ مارس ۲۰۱۰. بازبینیشده در ۲۴ مارس ۲۰۱۰.
- ↑ «محمد نوری زاد، فیلمساز و روزنامه نگار، از ضرب و شتم خود در زندان اوین خبر داد» (فارسی). رادیو فردا، ۹ خرداد ۱۳۸۹.
- ↑ «محمد نوریزاد در نامه به سیدحسن خمینی: سخنان رهبری، آتش فتنه رئیسجمهور و دارودستهاش را شعلهورتر ساخت» (فارسی). بامدادخبر، ۲۰ خرداد ۱۳۸۹.
- ↑ پدر روزت مبارک
- ↑ وبگاه سوره
- ↑ سیم اتصال مهندس با جنگ/ گفتگوبا محمد نوریزاد ـ کارگردان ماهنامه امتداد، آبان ۱۳۸۶، شماره ۲۳
- ↑ مجموعه تلویزیونی چهل سربازسایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی
پیوند به بیرون [ویرایش]
- مصاحبه با بیبیسی محمد نوریزاد؛ چرا به رهبر نامه مینویسم
- ایرج مصداقی: نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد
- جنبش سبز
- افراد زنده
- اهالی شهریار
- بازداشتشدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ ایران
- دانشآموختگان دانشگاه علم و صنعت ایران
- روزنامهنگاران اهل ایران
- زادگان ۱۳۳۱
- زادگان ۱۹۵۲ (میلادی)
- زندانیان سیاسی اهل ایران
- فارسیزبانان
- فعالان دموکراسی در ایران
- فعالان سیاسی اهل ایران
- فعالین جنبش سبز
- فیلمنامهنویسان اهل ایران
- کارگردانان اهل ایران
- کارگردانان فیلمهای فارسیزبان
- مستندسازان اهل ایران
- مهندسان برق اهل ایران
- وبلاگنویسان اهل ایران