صفحهای از شاهنامه بایسنقری (
۸۰۹ خورشیدی)
سام پسر نریمان، پدر زال و پدر بزرگ رستم است. او از تبار گرشاسپ (پهلوان)، پهلوان اسطورهای ایران می باشد. شاید در آغاز جوانی سام صاحب فرزند نمیشد این موضوع را فردوسی تلویحاً در داستان «اندر زادن زال» گزارش میکند. زمانیکه زال به دنیا آمد همهٔ موهای تنش سفید بود و کسی از شبستان جرئت نکرد این خبر را به سام برساند و یک هفته خبر مسکوت ماند. عاقبت دایهای شیردل پیش سام آمد خبر تولّد را به سام گفت و وی فوراً به شبستان آمده و کودک را سپید موی دید بسیار برآشفت.
نگرانی سام از تولد زال [ویرایش]
سام بیشتر بخاطر آن نگران بود که اگر بزرگان و سرداران زابلی هنگام جشن تولد فرزندش او را سپیدموی یافتند و از او دلیلش را پرسیدند چه جوابی به بزرگان دارد بدهد، بر همین اساس تصمیم گرفت تا کودک را که اهریمن نژاد نامیده بود از خود دور کند تا مورد شماتت قرار نگیرد. اقدام سام بدین صورت نقل شده:
| چو آیند و پرسند گردنکشان |
|
چه گویم ازین بچّهٔ بدنشان |
| چه گویم که این بچّهٔ دیو چیست |
|
پلنگست و دو رنگست و گرنه پریست |
| ازین ننگ بگذارم به ایرانزمین |
|
نخواهم برین بوم و بر آفرین |
| به فرمود پس تاش برداشتند |
|
از آن بوم و بر دور بگذاشتند |
| بجایی که سیمرغ را خانه بود |
|
بدان خانه این خُرد بیگانه بود |
| نهادند بر کوه و گشتند باز |
|
برآمد برین روزگاری دراز |
مطلب قابل تأمل در این سروده نام ایرانزمین است و محتملا این عبارت از این دورانها کمکم متداول میگشت و نکتهٔ دیگر روابط صمیمی ایران و زابُل است که سام در حال اضطراب و فرار ایران را مأمن خویش انتخاب مینماید این موضوع در روابط خارجی میان دو کشور مهم بوده است. درموعظهٔ سام عبارتی مانند گناهکار، آهرمن، دیو، پری و سیمرغ[۱] اظهار شده که به آیین و فرهنگ زابلیان مربوط است.
در ادبیات پارسی [ویرایش]
رودکی و فردوسی
| از بخشش و بخشایش، بهرام دگر آمد |
|
از مردمی و مردی، سام دگر آمد |
| ... |
|
... |
| سپه کش چو قارن، مبارز چو سام |
|
سپه تیغها برکشد از نیام |
در سالهای ۱۳۵۰ و ۵۱ چهار کشتی جنگی ساخت بریتانیا با نام ناوچههای کلاس سام و اولین آنها با نام ناوچه سام (یا سام۱) به نیروی دریایی ایران پیوستند. نام این ناوچه ها پس از انقلاب و در دهه ۱۳۶۰ به کلاس موج و ناوچه موج تغییر یافت.
- ↑ موضوع سیمرغ در هیبت یک پرنده تاریخ شاهنامه را اغراق گونه کرده است و به هیچ وجه نمیتوان تصوّر کرد که پرنده رابطهای با انسان داشته باشد، بودن شک منظور از سیمرغ انسان مؤنث است.
جستارهای وابسته [ویرایش]
پیوند به بیرون [ویرایش]
|
اساطیر ایران |
|
| کلیات |
|
|
|
| خدایگان |
|
|
| آفریدگان مینوی |
|
|
| آفریدگان دنیوی |
|
|
| پادشاهان |
|
|
| پهلوانان |
|
|
| جایها |
|
|
| نسکها |
|
|
|
شخصیتهای شاهنامه |
|
| دودمانهای پادشاهی |
|
|
| پهلوانان |
|
|
| زنان |
|
|
| دیوان |
|
|
| همه شخصیتها |
|
|