بحر متقارب
در اصطلاح عروضی، بحر مُتَقارب به بحری گفته میشود که در آن «فعولن» (U _ _) یا یکی از زحافات آن به کار رفته باشد.
پرکاربردترین نمونهٔ بحر متقارب، بحر متقارب مُثَمَّن مَحذوف (فعولن فعولن فعولن فعل) است که آثاری چون شاهنامهٔ فردوسی، بوستان سعدی و گرشاسبنامهٔ اسدی توسی بدین بحر سروده شدهاند. ساقینامهها نیز بر این وزن هستند.
به این خاطر که در زبان فارسی منظومههای گوناگونی را در این بحر سرودهاند معروفترین و رایجترین اوزان شعر فارسی شدهاست در میان عامهٔ مردم ایران به «بحر تقارُب» معروف شدهاست و حال آنکه نام درست آن «بحر متقارب» است. وزن مصرع «به نام خداوند جان و خرد» فعولن فعولن فعول است.[۱]
ابونصر فراهی در کتاب «نصابالصبیان» که برای نوآموزان تألیف کرده در قطعه شعرهایی که برای کمک به یادسپاری بحرها سروده به این خاطر که واژه متقارب در وزن این قطعهها نمیگنجیده همهجا آنرا به «تقارب» تبدیل کرده چنانکه گفتهاست:
| به بحر تقارب تقرب نمای | بدین وزن، میزبان طبع آزمای | |
| فعولن فعولن فعولن فعول | چو گفتی، بگوی مه دلربای |
محتویات |
کاسته و ناکاسته [ویرایش]
متقارب بحری است که وزن اصلی آن بر تکرار کامل چهاربار پایهٔ فعولن در هر مصراع (هشت بار در بیت) قرار گرفتهاست و این وزن اصلی را متقارب مثمن سالم (ناکاسته) میگویند، مانند این بیت از شاهنامهٔ مسعودی مروزی:
| نخستین، گیومرث آمد به شاهی | گرفتش به گیتیدرون، پیشگاهی |
که وزنش به صوت
- فعولن فعولن فعولن فعولن
- U ـ ـ ! U ـ ـ ! U ـ ـ ! U ـ ـ
است
ولی وزن شاهنامه متقارب مثمن محذوف یا مقصور (کاسته) است، یعنی آخرین هجای بلند از آخرین پایه در هر مصراع یا کاملا حذف میشود و از اینرو آن را محذوف مینامند:
| جهانا چه بدمهر و بدگوهری |
بر وزن
- فعولن فعولن فعولن فعو
- U ـ ـ ! U ـ ـ ! U ـ ـ ! U ـ
پیشینه [ویرایش]
دربارهٔ وزن متقارب عموما اعتقاد بر این است که این وزن مانند وزن رباعی اصلا یک وزن ایرانی است که از اشعار یازده هجایی پهلوی در زیر تأثیر عروض عرب و یا حتی بدون تأثیر آن پدید گشتهاست. پیشینه بحر متقارب را در ادبیات زبانهای ایرانی پیش از اسلام میتوان یافت.
خاورشناس روس کراچکوسکی در مقدمهٔ دیوان ابوالفرج الوراء دمشقی شاعر عرب که در ۱۹۱۴ انتشار دادهاست در اشعار تازی که در دورهٔ بنی امیه سرودهاند تحقیق کامل کرده و همهٔ اوزان را معلوم کرده و باین نتیجهٔ رسیدهاست که چون در میان این اشعار بحر خفیف و بحر متقارب و بحر رمل دیرتر آشکار میشود پیداست که اعراب این سه بحر را از ایرانیان گرفتهاند.
بحر متقارب مانند بحرهای هزج، خفیف، سریع و رمل از بحرهایی است که از همان دورهٔ نخستین شعر عروضی فارسی رواج کامل داشتهاست. بحر متقارب نه تنها برای سرودن داستانهای حماسی چون شاهنامه، گرشاسپنامه، برزونامه، بهمننامه، کوشنامه و دیگر منظومههای حماسی بکار رفتهاست، بلکه آن را برای منظومههای عاشقانه چون وامق و عذرا، سرخبت و خنگبت، هردو از عنصری بلخی، یوسف و زلیخا از شاعری امانی نام و ورقه وگلشاه از عیّوقی نیز بکار بردهاند.
اسکندرنامهٔ نظامی، بوستان سعدی، خردنامهٔ جامی، همای و همایون خواجو، اردیبهشت سروش اصفهانی، خداوندنامهٔ صبا کاشانی از دیگر نمونهسرودهها در بحر متقارب هستند.[۲]
شعر مازندرانی [ویرایش]
امیر ساروی از شعرای زمان قاجار و مداح شاهزاده اردشیر میرزا ملک آراء بوده به شیوه نصاب الصبیان اشعاری محلی سرودهاست بدین نمونه: مه یار عزیز ای خجیر کیجا (ای دختر قشنگ و یار عزیزم) تو را جان عاشق بئوئه فدا (جان عاشق بفدایت...) فعولن فعولن فعولن فعول ز بهر تقارب بخوان شعر ما زمین دان (بنه) ابری آمد (مها) بود (دینه) دیروز والان (اسا)[۳]
منابع [ویرایش]
- ↑ خبرگزاری کتاب ایران (IBNA) - طبیبزاده: چرا فعولن فعولن فعولن فعول؟
- ↑ وزنهای قالب مثنوی، حسین آهی، حافظ، شماره ۷۰
- ↑ سخن سرایان مازندران، محمود بهروزی، ارمغان، مهر ۱۳۵۱
منابع [ویرایش]
- نفیسی، سعید: وزن شاهنامه فردوسی. در نشریه: «دانشنامه»، آبان ۱۳۲۶ - شماره ۲.
- خالقی مطلق، جلال: پیرامون وزن شاهنامه. در نشریه «ایرانشناسی» بهار ۱۳۶۹ - شماره ۵.
- ↑ خبرگزاری کتاب ایران (IBNA) - طبیبزاده: چرا فعولن فعولن فعولن فعول؟
- ↑ وزنهای قالب مثنوی، حسین آهی، حافظ، شماره ۷۰
- ↑ سخن سرایان مازندران، محمود بهروزی، ارمغان، مهر ۱۳۵۱