کلیله و دمنه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

کَلیله و دِمنه کتابی‌است از اصل هندی که در دوران ساسانی به فارسی میانه ترجمه شد. کلیله و دمنه کتابی پندآمیز است که در آن حکایتهای گوناگون (بیشتر از زبان حیوانات) نقل شده‌است. نام آن از نام دو شغال با نامهای کلیله و دمنه گرفته شده‌است. بخش بزرگی از کتاب اختصاص به داستان این دو شغال دارد.

مجتبی مینوی درباره این کتاب می گوید: کتاب کلیله و دمنه از جمله آن مجموعه‌های دانش و حکمت است که مردمان خردمند قدیم گردآوردند و «بهرگونه زبان» نوشتند و از برای فرزندان خویش به میراث گذاشتند و در اعصار و قرون متمادی گرامی میداشتند، میخواندند و از آن حکمت عملی و آداب زندگی و زبان می آموختند.[۱]

دیدار کلیله و دمنه. نگارگری ایرانی مکتب هرات از نسخهٔ کلیله و دمنه بایسنقری، محمد بن بایسنقری به سال ۸۳۳ قمری.

محتویات

اصل و تاریخچهٔ کتاب [ویرایش]

کلیله و دمنه در واقع تألیفی‌است مبتنی بر چند اثر هندی که مهم‌ترین آنها پنجه تنتره (به سانسکریت पञ्चतन्त्र)به معنی پنج فصل و به زبان سانسکریت است. در روایات سنتی برزویه «مهتر اطبّای پارس» در زمان خسرو انوشیروان را مؤلف این اثر می‌دانند. نام پهلوی اثر کلیلگ و دمنگ بود. صورت پهلوی این اثر هم اکنون در دست نیست و در طول سالیان از بین رفته است. اما ترجمه‌ای از آن به زبان سریانی امروز در دست است. این ترجمه نزدیک‏ترین ترجمه از لحاظ زمانی به تألیف برزویه‌است.

ترجمه از پهلوی به عربی [ویرایش]

صفحه‌ای از نسخه‌ای از کلیله و دمنه بتاریخ ۱۲۱۰ میلادی

پس از اسلام روزبه پوردادویه (ابن مقفع) آن را به عربی ترجمه کرد ترجمهٔ ابن مقفع بسیار مقبول افتاد و مظهری از فصاحت در زبان عربی تلقی شد. ترجمهٔ ابن مقفع امروز موجود است امّا میان نسخ مختلف آن گاه تفاوتهای زیادی دیده می‌شود.

ابن ندیم در الفهرست کلیله و دمنه را در شمار «کتابهای هند در افسانه و اسمار و احادیث» آورده‌است و دربارهٔ آن گوید:

کتاب کلیله و دمنه هفده بابست- و گویند هجده باب بوده که عبدالله بن مقفع و دیگران آن را ترجمه کرده‌اند، و این کتاب به شعر هم در آورده شده، و این کار را ابان بن عبدالحمید بن لاحق بن عقیر رقاشی کرده‌است و علی بن داود نیز آن را به شعر درآورده، و بشر بن معمده ترحمه‌ای از آن دارد که پاره‌ای از آن در دست مردم است. و من در نسخه دیدم که دو باب اضافه داشت و شاعران ایرانی این کتاب را به شعر درآورده‌اند که از فارسی به عربی ترجمه شده‌است. و از این کتاب مجموعه‌ها و منتخباتی است که ساخته گروهی مانند ابن مقفع و سهل بن هارون و سلم رئیس بیت‌الحکمه و ... [است].

ترجمهٔ‌عربی ابن مقفع پایهٔ ترجمه‌های دیگر قرار گرفت و کتاب از عربی به فارسی، یونانی، ترکی، اسپانیایی، روسی، آلمانی ترجمه شد.

ترجمه از عربی به فارسی [ویرایش]

صفحه‌ای از نسخه‌ای از کلیله و دمنه بتاریخ ۱۴۲۹ میلادی از هرات.

کلیله و دمنه چندین بار از عربی به فارسی دری برگردانده شده‌است. از جمله به دستور نصر بن احمد سامانی، ابوالفضل بلعمی آن را به نثر فارسی برگرداند و سپس رودکی آن را به نظم درآورد[۲]. اما امروز ترجمه‌ی بلعمی از بین رفته و از اثر رودکی جز چند بیت پراکنده باقی نمانده‌است.

در قرن ششم هجری نصرالله منشی (منشی بهرام‌شاه غزنوی) آن را به زبان فارسی ترجمه کرد. این ترجمه ترجمه‌ای آزاد است و نصرالله هرجا لازم دانسته‌است ابیات و امثال بسیار از خود و دیگران آورده‌است. ترجمهٔ نصرالله منشی همان ترجمه‌ای است که از آن به عنوان کلیله و دمنه در زبان فارسی یاد می‌شود. گاه نیز آن را کلیله و دمنهٔ بهرامشاهی خوانند.

ترجمه دیگری که تقریباً مقارن با زمان نصرالله منشی صورت گرفته اما کمتر شناخته‌شده‌است توسط محمد بن عبدالله بخاری است که منشی دربار اتابکان موصل بود. برخلاف نصرالله منشی محمد بخاری به عبارت‌پردازی نپرداخته و کاملاً به متن اصلی وفادار مانده‌است. خود این موضوع را تصریح کرده‌است*[۱]

البته پس از رودکی و پیش از این دو تن نیز ترجمه‌های زیادی از این اثر صورت گرفته بود ولی هیچ‌یک به دست ما نرسیده‌است. نصرالله منشی خود در دیباچهٔ ترجمه‌اش به این موضوع اشاره کرده‌است.*[۲]

آخرین تحریر کلیله و دمنه متعلق است به ابوالفضل علّامی ادیب پارسی‌گوی هندی. نثر این اثر روان و صحیح است. علامی به این ترجمه نام عیاردانش داده‌است.

ترجمه از سانسکریت به فارسی [ویرایش]

این نکته نیز جالب توجه‌است که یکبار نیز به فرمان پادشاه ادب‌دوست هند اکبر شاه همایون کتاب پنجه تنتره مستقیماً از سنسکریت به فارسی ترجمه شده‌است. مسئول این ترجمه شخصی بود به نام مصطفی خالقداد عباسی. به گفتهٔ او «حکم شد که هرچه خشک و تر در آن کتاب باشد به همان ترتیب رقم نماید تا قدر تفاوت اصل سخن و ترتیب آن و زیادتی و نقصان ظاهر گردد.»

بازنویسی از فارسی به فارسی [ویرایش]

ملا حسین کاشفی در قرن دهم هجری تصنیفی (بازنویسی‌ای) از روی کلیلهٔ بهرامشاهی ترتیب داد و نام اثر را انوار سهیلی گذاشت. بعدها شیخ عبدالکریم سودائی دستگردی این کتاب را به صورت منظوم در آوردکه این کتاب به همین نام در سال۱۳۷۰ منتشر شد.[۳]

بابهای کلیله و دمنه [ویرایش]

پیشتر گفتار ابن ندیم پیرامون بابهای کلیله و دمنه ذکر شد. در ترجمهٔ سریانی‌ای که از روی متن پهلوی صورت گرفته‌است کلیله و دمنه ده باب است:

  1. باب شیر و گاو
  2. باب کبوتر و طوق‌دار
  3. باب بوزینه و سنگ‌پشت
  4. باب بی‌تدبیری
  5. باب موش و گربه
  6. باب بوم و زاغ
  7. باب شاه و پنزوه
  8. باب تورگ (شغال)
  9. باب بلاد و برهمنان
  10. باب شاه موشان و وزیرانش

در کلیله و دمنهٔ نصرالله منشی، در فصل مقدمهٔ ابن مقفع آمده‌است که کلیله و دمنه پانزده باب است و در اصل کتاب که متعلق به هندیان بوده‌است ۱۰ باب بوده‌است و پارسیان پنج باب دیگر به آن افزوده‌اند. بابهای با اصل هندی به صورت زیر ذکر شده‌است:

  1. الأسد و الثَّور
  2. الفحص عن امر دمنة
  3. الحمامة المطوّقة
  4. البوم و الغربان
  5. الملک و الطّایر فَنزة
  6. السِّنَّور و الجُرَذ
  7. الاسد و ابن آویٰ
  8. القِرْد و السُّلَحْفاة
  9. الأسوارِ و اللَّبْوَة
  10. الناسک و الضَّیف

بابهای الحاقی پارسیان از قرار زیر است:

  1. برزویة الطبیب
  2. الناسَکَ و ابنِ عِرْس
  3. البلار و البراهمة
  4. السّائِحِ و الصّائِغ
  5. ابن المَلِک و أصحابِه

عبد الحسین زرینکوب در کتاب دو قرن سکوت از ابوریحان بیرون نقل می‌کند که:

چون ابن مقفع کلیله و دمن را از زبان پهلوی به تازی نقل کرد، بابِ برزویه را که در اصل کتاب نبود بر آن افزود تا در عقاید مسلمانان شک و تردید پدید آورد و آن را برایِ قبول آیین خویش، که دین مانی بود آماده سازد.[۴]blockquote در ترجمهٔ بخاری بابهای تحریرهای مختلف در جدول زیر نشان داده شده‌اند.

پنجه تنتره کلیله و دمنهٔ
سریانی
کلیله و دمنهٔ
ابن مقفع
کلیله و دمنهٔ
نصرالله منشی
کلیله و دمنهٔ
محمد بخاری
جدایی دوستان شیر و گاو الاسد و الثور الاسد و الثور شیر و گاو
- - الفحص عن امر دمنة بازجست کار دمنه کار دمنه که کجار رسید
به‌دست‌آوردن دوستان کبوتر طوق‌دار حمامة المطوقة دوستی کبوتر و زاغ و... کبوتر حمایلی و ...
جنگ بومان و زاغان بوم و زاغ البوم و الغربان بوف و زاغ کلاغان و بومان
ازدست‌دادن مزایای مکتسب بی‌تدبیری (؟) االقرد و الغیلم بوزینه و باخه حمدونه و سنگ پشت