هفتواد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
WLA lacma Iran Shiraz Ardashir Feeds Molten Metal to Haftvad the Worm.jpg

هفتواد نام داستانی ایرانی است که در متن پهلوی کارنامه اردشیر بابکان و هم در شاهنامه فردوسی ذکر آن آمده‌است. این داستان هم به پایان حکومت اشکانیان مرتبط می‌شود و هم پیدایش ابریشم در ایران را از منظر افسانه ای بیان می‌دارد.

ریشه نام[ویرایش]

کلمه هفتواد آنگونه‌است که در شاهنامه ثبت شده. متن پهلوی نام آن را هپتن باد آمده‌است. هپتان بوخت نیز صورت دیگر پهلوی این کلمه‌است. هپتان باد بمعنی دارای هفت پسر و یا دارای هفتمین پسر است. نیز هپتان بخت را بمعنی آزاد شده از هفت آسمان نیز دانسته‌اند. متون فارسی دری همگی از هفتواد استفاده کرده اند[۱].

خلاصه داستان[ویرایش]

بنا بر نقل شاهنامه فردوسی در شهری بنام کجاران (در پهـ :کالالان) در نزدیکی بم، تجارت مردم از راه نخ ریسی بود و این کار در عهده زنان بود. زنان و دختران شهر هر روز نزد صخره‌ای نخ ریسی می‌کردند. مردی بود بنام هفتواد که هفت پسر و یک دختر داشت. روزی دختر هفتواد کرمی درون سیبی یافت و آن را در قوطی نگه داشت به امید اینکه از طالع کرم ریستن بسیار کند. اینگونه شد و هر روز سیب به کرم می‌داد و کار بسیار می‌کرد تا اینکه کرم بزرگ و قوی شد و کسی را یارای ایستادن برابر وی نبود و ناگهان بر همه چیره شد و خانه را در دست گرفت و دژی بزرگ - که همان ارگ بم می باشد- ساخت و مظالم آغاز کرد. تا اینکه خبر به اردشیر بابکان رسید و او که در ابتدا مغلوب کرم شده بود در نهایت با نیرنگ توانست بر کرم چیره شود. دژبانان را مست نمود و بدست کسی دیگی از سرب داغ به نام برنج برای کرم پر اشتها فرستاد. کرم با خوردن سرب داغ ناتوان شد و به شمشیر اردشیر بابکان از پای درآمد. اردشیر هفتواد و پسرانش که برای نجات کرم آمده بودند را نیز بمانند کرم و ملازمانش از دم تیغ گذراند[۲].

نمونه شعر[ویرایش]

شعر زیر نمونه‌ای از نظم شاهنامه‌است که به داستان نخستین رزم لشکریان ایران و هفتواد باز می‌گردد. در آن نبرد که در شاهنامه توصیف آن آمده هفتواد بر سپاهیان ایرانشهر پیروز می‌شود[۳].

چو آگه شد از هفتواد اردشیر نبود آن سخن‌ها ورا دلپذیر
سپهد فرستاد نزدیک اوی سپاهی بلند اختر و رزمجوی
کمینگاه کرد اندران کنج کوه بیامد سوی رزم خود با گروه
سپاه اندر آمد بجای کمین سیه شد برآن نامداران زمین
کسی باز نشناخت پای و دست توگفتی زمین دست ایشان ببست
هرآنکس که بد زنده زان رزمگاه سبک باز رفتند نزدیک شاه

منابع[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]