اکوان دیو
اکوان دیو نام یکی از شخصیتهای شاهنامه فردوسی میباشد.
محتویات |
ریشه نام[ویرایش]
برطبق برهان قاطع، بعضی محققان نام این دیو را محرف اکومان دانستهاند که در اوستا Aka-manah به معنای اندیشه پلید آمده است و نام دیوی مظهر اندیشههای پست و شرارت و نفاق و در مقابل وهومن (بهمن) بوده است.
درباره این دیو[ویرایش]
اکوان ِ دیو در شاهنامه به هیأت گورخروحشی، گلههای اسب کاووس را آسیب می رساند. رستم در نبرد با این دیو، هر بار که سوار بر رخش، بدو یورش می برد، دیو ناپدید می شد. در این نبرد رستم، خسته در کنار چشمه ای به خواب می رود و در آن زمان اکوان به او می تازد و او را اسیر و از جا میکند و به رستم می گوید که او را به دریا افکند یا به کوهستان؟ ، رستم چون می داند که کار دیو برعکس است کوه را انتخاب میکند و [چون به آب افکنده می شود] با شنا خود را نجات میدهد. بعد از آن دیو را یافته با او رو به رو می شود و برای شکست او نام خدا را بر زبان می آورد تا دیو جادو به کار نبندد و سر دیو را می برد.
محمد جعفر یاحقی نیز در کتاب «فرهنگ اساطیر ایران» اشاره کرده است که برخی پژوهشگران، اکوان را همان اکه منه یا اکومن دانسته اند و برخی دیگر آن را همتای دیوباد چینی تلقی کرده اند.[۱]
توفان دریایی[ویرایش]
برخی پژوهشگران ریشه داستان اکوان دیو را بر گرفته از گردباد دریایی میدانند که به ناگهان از دریا سربرکشیده کشتیها را منهدم ساخته و به فاصله دور پرتاب میکرده است. این پدیده در دریای هند و دریای چین در فصل توفان موسمی و همچنین در سواحل فلوریدا و کوبا و غرب استرالیا رخ میدهد.
مرجع : سایت هوپا
پانویسها[ویرایش]
- ↑ اساطیر ایران، جان راسل هینز، ترجمه: محمدحسین باجلان، چاپ دوم، ۱۳۸۵، انتشارات اساطیر، صفحه: ۱۶۳
مباحث مرتبط[ویرایش]
مراجع[ویرایش]
- برهان قاطع، ج اول، ص ۱۵۵، اکوان
- جان راسل هینز، اساطیر ایران، ترجمه: محمدحسین باجلان فرخی، چاپ دوم، ۱۳۸۵، انتشارات اساطیر. ISBN 964-331-24-X
پیوند به بیرون[ویرایش]
داستان اکوان دیو متن فارسی در ویکینبشته
| خروشید و پیچید و بانگ و غریو | ز دریا برآمد چو اکوان دیو | |||||||||
|
||||||||||
| این یک نوشتار خُرد پیرامون شاهنامه است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |