پرش به محتوا

کلیسای کاتولیک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از کلیسای کاتولیک رومی)
Emblem of the Holy See
کلیسای کاتولیک
لاتین: Ecclesia Catholica
Façade of the St. Peter's Basilica in Vatican City.
طبقه‌بندیکاتولیک
کتاب مقدسعهدین
الهیاتالهیات کاتولیک
سیاستنظام اسقفی[۱]
ساختارکوینونیا
پاپپاپ فرانسیس
نهادکوریای رم
کلیساهای خاص
خودگردان
۲۴: کلیسای لاتین، و ۲۳ کلیسای کاتولیک شرقی
اسقف‌نشین‌ها
سراسقف‌نشین: ۶۴۰

اسقف‌نشین: ۲٬۸۵۱

کشیش‌نشین۲۲۱٬۷۰۰
زبانلاتین کلیسایی و زبان‌های مادری
ستادواتیکان
بنیان‌گذارعیسی، بر پایه سنت کلیسایی
خاستگاهقرن اول میلادی
سرزمین مقدس، امپراتوری روم[۲][۳]
اعضا۱٫۳۱۳ میلیارد (۲۰۱۷)[۴]
روحانیت
اسقف: ۵٬۳۰۴

کشیش: ۴۱۵٬۶۵۶ شماس: ۴۵٬۲۵۵

وبگاه رسمی

کلیسای کاتولیک رم یا کلیسای کاتولیک (به لاتین: Ecclesia Catholica) بزرگ‌ترین مذهب در مسیحیت است که تا سال ۲۰۲۵، بین ۱٫۲۷ تا ۱٫۴۱ میلیارد پیرو تعمیدیافته در سراسر جهان دارد.[۵][۶][۷] این نهاد از قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین نهادهای بین‌المللی به‌شمار می‌رود و در تاریخ و توسعه تمدن غرب نقش داشته است.[۸]

در نظام اداری این کلیسا، اسقف روم که با عنوان پاپ شناخته می‌شود، در رأس قرار دارد. الهیات این کلیسا بر اعتقادنامه نیقیه استوار است و به هفت آیین اصلی تحت عنوان هفت راز مقدس باور دارد.

واژه کاتولیک در لغت به معنای «جامع» یا «همگانی» است.[۹][۱۰] بر پایه آموزه‌های این مذهب، کلیسای کاتولیک تداوم جامعه مسیحی اولیه است که توسط حواریون تأسیس شد.

اهداف اعلامی کلیسای کاتولیک شامل تبلیغ انجیل، برگزاری آیین‌های عبادی و انجام فعالیت‌های اجتماعی و خیریه از جمله تأسیس بیمارستان‌ها، یتیم‌خانه‌ها و مراکز آموزشی است.[۱۱] این کلیسا نهادهای متعددی نظیر مدارس، دانشگاه‌ها و پناهگاه‌ها را در سطح جهان اداره می‌کند.

از جمله مراکز آموزشی مرتبط با این نهاد در ایران پیش از انقلاب، می‌توان به مدرسه ژاندارک در منطقه ۱۲ شهرداری تهران اشاره کرد.[۱۲] مرکز اداری و مذهبی این کلیسا در دولت‌شهر واتیکان، واقع در شهر رم، قرار دارد.

باورها و ویژگی‌ها

[ویرایش]

اصول و ساختار کلیسای کاتولیک عبارتند از:

۱. مرجعیت پاپ: پذیرش رهبری پاپ به عنوان بالاترین مقام مذهبی از ویژگی‌های اساسی این مذهب است. طبق الهیات کاتولیک، پاپ جانشین قدیس پطرس محسوب می‌شود.

۲. آیین‌های هفت‌گانه: اعمال مذهبی کاتولیک‌ها با هفت آیین پیوند دارد که عبارتند از: غسل تعمید، تأیید (تثبیت)، عشای ربانی، توبه و اعتراف، تدهین بیماران، دست‌گذاری (ورود به منصب روحانی) و ازدواج. در باور کاتولیک، نان و شراب در آیین عشای ربانی به‌طور واقعی به بدن و خون مسیح تبدیل می‌شوند (استحاله).

۳. منابع مرجع: کاتولیک‌ها برای تبیین دین به دو منبع اتکا دارند:

۴. جایگاه مریم مقدس و قدیسان: در این مذهب، مریم مقدس دارای جایگاه ویژه‌ای است و از او با عنوان «مادر خدا» یاد می‌شود. همچنین کاتولیک‌ها به شفاعت قدیسان (افرادی که زندگی آن‌ها با پارسایی ویژه همراه بوده) باور دارند.

۵. ساختار سلسله‌مراتبی: این کلیسا دارای ساختار اداری منظمی است که شامل پاپ در رأس، کاردینال‌ها به عنوان مشاوران، اسقف‌ها در سطح اسقف‌نشین‌ها و کشیش‌ها در سطح محلی است.

۶. باور به برزخ: کاتولیک‌ها به وجود برزخ به عنوان مکانی برای تطهیر روح پیش از ورود به بهشت باور دارند؛ موضوعی که از نقاط تمایز با اکثر شاخه‌های پروتستان است.

بر پایه آموزه‌های رسمی، کلیسای کاتولیک خود را جانشین رسولان عیسی مسیح و اسقفان را ادامه دهنده راه آن‌ها می‌داند.[۱۳]

دیگر آموزه‌ها

[ویرایش]
نمایش هنری شام آخر؛ آیین عشای ربانی از محوری‌ترین بخش‌های نیایش کاتولیک است.
  • سه‌گانه‌باوری (تثلیث): از باورهای بنیادین کاتولیک است که خداوند را در سه شخص (پدر، پسر و روح‌القدس) واحد تعریف می‌کند.[۱۴]
  • باروری پاک: آموزه‌ای است که بر پایه آن، مریم عذرا از هنگام انعقاد نطفه از گناه نخستین مبری بوده است.[۱۵]
  • آیین‌ها: اعتراف به گناهان نزد کشیش و طلب بخشش، از آیین‌های مقدس کاتولیک محسوب می‌شود.
  • قوانین روحانیت: تجرد برای کشیشان در کلیسای لاتین الزامی است و مقام کشیشی تنها به مردان اختصاص دارد.[۱۶]
  • قدیس‌شدن: فرایند معرفی یک فرد به عنوان قدیس در کلیسای کاتولیک مستلزم بررسی‌های طولانی و اثبات معجزه منسوب به اوست.[۱۷]
  • تکامل و آفرینش: این کلیسا تعارضی میان نظریه تکامل و آموزه‌های دینی نمی‌بیند، هرچند بر نقش آفریدگار تأکید دارد.[۱۸]
  • اخلاق جنسی و زیستی: کلیسا با سقط جنین مخالفت مبنایی دارد. دربارهٔ استفاده از کاندوم، رویکرد عمومی کلیسا بر خویشتنداری است، اما در موارد خاص به منظور پیشگیری از بیماری‌ها بحث‌های متفاوتی در سطوح رهبری آن مطرح شده است.[۱۹]
  • روابط با یهودیت: در سال ۱۹۶۵، کلیسای کاتولیک با صدور بیانیه‌ای، اتهام مسئولیت جمعی یهودیان در مصلوب شدن عیسی را رد کرد.[۲۰]
مفاهیم کلیدی در آیین کاتولیک
اصطلاح مفهوم توضیح
تثلیثسه‌یکانگیباور به خدای واحد در سه شخص: خدای پدر، خدای پسر (عیسی) و روح‌القدس.
حواریونفرستادگاندوازده شاگرد برگزیده عیسی که مأمور گسترش آموزه‌های او پس از قیام شدند.
عشای ربانیشام ایزدیآیین سپاسگزاری و یادمان شام آخر عیسی؛ در باور کاتولیک، نان و شراب حقیقتاً به تن و خون مسیح بدل می‌شوند.
پاپبزرگ‌پدراسقف شهر رم و عالی‌ترین مرجع روحانی در کلیسای کاتولیک که جانشین پطرس حواری شناخته می‌شود.
رازهای مقدسآیین‌های ورجاوندهفت آیین اصلی (مانند تعمید و ازدواج) که کاتولیک‌ها معتقدند از سوی خداوند برای بخشش فیض وضع شده‌اند.
غسل تعمیدآب‌شوییآیین ورود به جامعه مسیحی که با آب انجام می‌شود و نشانه پاک شدن از بزه آغازین و نوزایش روحانی است.
تجسدتن‌پذیریآموزه‌ای که بر پایه آن، کلمه خدا (عیسی) برای نجات بشر شکل انسانی به خود گرفت و متولد شد.
برزخمیان‌سرامرتبه‌ای پس از مرگ برای پاک‌سازی روان‌هایی که در فیض الهی مرده‌اند اما هنوز نیاز به تطهیر دارند.
کاردینالوالامقامبلندپایه‌ترین مقام‌های کلیسا پس از پاپ که وظیفه مشاوره به او و انتخاب پاپ بعدی را بر عهده دارند.
گناه نخستینبزه آغازینباوری که طبق آن تمام انسان‌ها به دلیل نافرمانی آدم و حوا، با طبیعتی متمایل به گناه متولد می‌شوند.
تسبیحنیایش‌رشتهنوعی ذکر زنجیره‌ای که با استفاده از دانه‌های مهره برای تکریم مریم مقدس و تفکر در زندگی مسیح انجام می‌شود.
مریم عذرامریم پاک‌دامنمادر عیسی که در کاتولیک با عناوین والایی چون «مادر خدا» و «لقاح پاک» مورد تکریم قرار می‌گیرد.

آموزه‌های کلیسای کاتولیک در طول سده‌ها شکل گرفته و گسترش یافته است. این آموزه‌ها هم بر تعلیمات مستقیم مسیحیان نخستین تکیه دارد و هم بر تصمیم‌های شوراهای سراسری کلیسا، فرمان‌های پاپی، و بحث‌های الهیاتیِ اندیشمندان مسیحی. کلیسا بر این باور است که در بررسی و داوری درباره مسائل تازهٔ الهیاتی، همواره با هدایت روح‌القدس پیش می‌رود و هنگامی که به تصمیمی قطعی در حوزهٔ ایمان می‌رسد، از خطای آموزه‌ای مصون می‌ماند.[۲۱]

کاتولیک‌باوری تعلیم می‌دهد که وحی الهی یک سرچشمه دارد، یعنی خدا، اما از دو راه منتقل می‌شود: «کتاب مقدس» و «سنت مقدس».[۲۲] تفسیر معتبر این دو بر عهدهٔ «مرجعیت آموزگاری کلیسا» است.[۲۳] کتاب مقدسِ کاتولیکی شامل ۷۳ کتاب است و سنت مقدس به مجموعهٔ باورها و آموزش‌هایی گفته می‌شود که کلیسا آن‌ها را منتقل‌شده از زمان حواریون می‌داند. این دو با هم «ودیعهٔ ایمان» (depositum fidei) نامیده می‌شوند. خلاصهٔ رسمی این آموزه‌ها در «تعلیم‌نامهٔ کلیسای کاتولیک» آمده است.[۲۴]

ماهیت خدا

[ویرایش]

کلیسای کاتولیک به وجود یک خدای یگانه و جاودانه باور دارد که در سه «شخص» وجود دارد: خدای پدر، خدای پسر و روح‌القدس؛ که مجموعاً «تثلیث مقدس» نامیده می‌شوند.[۲۵] بر پایهٔ این باور، عیسی مسیح «شخص دوم تثلیث» است که در رویدادی به نام «تجسّد»، طبیعت انسانی را پذیرفت و هم‌زمان کاملاً الهی و کاملاً انسانی بود.

در الهیات کاتولیک، مرگ عیسی بر صلیب به‌عنوان فداکاری‌ای برای آشتی دادن انسان با خدا تفسیر می‌شود و رستاخیز او تحقق وعده‌های مسیحایی عهد عتیق به‌شمار می‌آید.[۲۶] همچنین کلیسا تعلیم می‌دهد که روح‌القدس به‌صورت ازلی از پدر و پسر صادر می‌شود؛ باوری که در بند «فیلیوکه» در نسخهٔ لاتینی اعتقادنامه نیقیه بازتاب یافته است.[۲۷]

ماهیت کلیسا

[ویرایش]

کلیسای کاتولیک خود را «کلیسای واحد، مقدس، جامع و رسولی» می‌داند؛ ویژگی‌هایی که به «چهار نشان کلیسا» شناخته می‌شوند.[۲۸] این کلیسا بر این باور است که به‌وسیلهٔ عیسی مسیح بنیان گذاشته شده و مأموریت آن با فعالیت حواریون و رویداد پنجاهه آغاز شده است. یکی از آموزه‌های اصلی، «جانشینی رسولی» است که بر پایهٔ آن، اسقف‌ها ادامه‌دهندگان خط حواریون دانسته می‌شوند و اسقف رم (پاپ) جانشین پطرس رسول تلقی می‌شود.[۲۹]

کلیسا همچنین تعلیم می‌دهد که آیین‌ها و شعائر مذهبی آن، به‌ویژه مناسک و عبادت‌ها، ابزار انتقال فیض الهی هستند و به پیروان برای نزدیکی بیشتر به مسیح و غلبه بر گناه یاری می‌رسانند.[۳۰]

داوری نهایی

[ویرایش]

بر اساس آموزهٔ کاتولیکی، پس از مرگ، روح هر انسان داوری ویژه‌ای دریافت می‌کند که بر پایهٔ کردارها و رابطهٔ او با مسیح است.[۳۱] افزون بر این، در پایان تاریخ، داوری نهایی و همگانی رخ خواهد داد که با آن، جهان نوینی آغاز می‌شود.[۳۲]

سرنوشت نهایی انسان‌ها در سه حالت توصیف می‌شود: بهشت، برزخ و دوزخ. بهشت حالت اتحاد جاودانه با خداست؛ برزخ مرحله‌ای موقتی برای پالایش کسانی است که سرانجام به بهشت می‌رسند؛ و دوزخ جدایی همیشگی از خدا برای کسانی است که آگاهانه و تا پایان، او را رد کرده‌اند.[۳۳]

در عین حال، کلیسای کاتولیک تأکید می‌کند که اگرچه «تمامیت ابزارهای رستگاری» را در اختیار دارد، امکان نجات برای افرادی که خارج از ساختار رسمی کلیسا هستند نیز، تحت شرایطی مانند ناآگاهی غیرقابل‌رفع یا جست‌وجوی صادقانهٔ خدا، وجود دارد؛ موضوعی که در اسناد شورای واتیکان دوم نیز توضیح داده شده است.[۳۴]

قدیسان و دینداری‌ها

[ویرایش]

در سنت کاتولیکی، «قدیس» به شخصی گفته می‌شود که به درجه‌ای استثنایی از تقدس و نزدیکی به خدا رسیده باشد. «قدیس‌شناسی» یا اعلام رسمی قدیس‌بودن، فرایندی رسمی و طولانی است که تنها از سوی مقر رسولی انجام می‌شود. نخستین قدیسان مسیحی، شهیدان بودند و از سدهٔ چهارم میلادی، افرادی که بدون کشته‌شدن، رنج ایمان را تحمل کرده بودند نیز مورد تکریم قرار گرفتند.[۳۵]

در دینداری کاتولیکی، احترام به قدیسان و درخواست شفاعت آنان بخشی از سنت عبادی کلیسا به‌شمار می‌آید، هرچند این احترام از پرستش خدا متمایز دانسته می‌شود.

پاپ و واتیکان

[ویرایش]
کلیسای جامع میلزایس در فرانسه؛ نمونه‌ای از معماری کلیساهای کاتولیک با قدمت تاریخی.

طبق نظام اعتقادی کاتولیک، شخص منتخب به عنوان پاپ، جانشین پطرس رسول شناخته می‌شود. پاپ‌ها معمولاً پس از انتخاب، نام جدیدی از میان نام‌های قدیسان برای خود برمی‌گزینند. برای نمونه، کاردینال خورخه برگولیو پس از انتخاب به عنوان ۲۶۶مین رهبر این کلیسا، نام پاپ فرانسیس را برگزید.[۳۶]

فضای داخلی کلیسای سن پیترو؛ کلیسای کاتولیک در دوران رنسانس نقش تأثیرگذاری در هنر و فرهنگ اروپا داشت.

واتیکان مقر رسمی پاپ و مرکز مدیریت کلیسای کاتولیک است. این دولت‌شهر با مساحتی حدود ۴۴ هکتار و جمعیتی نزدیک به ۸۰۰ نفر، کوچک‌ترین کشور مستقل جهان از نظر مساحت و جمعیت به‌شمار می‌رود.[۳۷][۳۸]

پاپ علاوه بر جایگاه مذهبی، ریاست کشور واتیکان را نیز بر عهده دارد. مواضع وی دربارهٔ مسائل جهانی از طریق بیانیه‌ها و سخنرانی‌های رسمی اعلام می‌شود.[۳۶] واتیکان دارای نظام قضایی اختصاصی برای رسیدگی به تخلفات روحانیون است که به «دادگاه تریبیونال واتیکان» شهرت دارد.[۳۹]


خلاصهٔ پیشینه

[ویرایش]
نقاشی آفرینش آدم اثر میکل آنژ در سقف کلیسای سیستین.

مسیحیت بر پایه آموزه‌های عیسی مسیح در سده نخست میلادی در یهودیه شکل گرفت. پس از یک دوره فشار بر پیروان این آیین در امپراتوری روم، در سال ۳۱۳ میلادی با صدور فرمان میلان توسط کنستانتین یکم، آزادی مذهبی اعلام شد و بعدها مسیحیت به دین رسمی امپراتوری تبدیل گردید.

در سال ۱۰۵۴ میلادی، به دلیل اختلافات کلامی و سیاسی، جدایی شرق و غرب رخ داد که منجر به تمایز میان کلیسای کاتولیک و کلیسای ارتدکس شرقی شد. در دوران قرون وسطی، کلیسا نفوذ سیاسی و اجتماعی گسترده‌ای در اروپا داشت. در این دوران، نهادهایی مانند تفتیش عقاید برای مقابله با آنچه بدعت خوانده می‌شد، ایجاد گردید که در تاریخ اروپا بحث‌های بسیاری برانگیخته است.[۴۰]

در سده‌های اخیر، کلیسا به بازنگری در برخی رویه‌های تاریخی خود پرداخته است. برای نمونه، در سال ۲۰۱۱، پاپ بندیکت شانزدهم نسبت به استفاده از خشونت در ترویج ایمان در سده‌های گذشته ابراز تأسف کرد و آن را سوءاستفاده از نام مسیحیت دانست.[۴۱]

تاریخ

[ویرایش]

عصر حواریون و پاپ‌ها

[ویرایش]
نقاشی عیسی مسیح با هاله نور که کلیدهایی را به مردی زانو زده می‌دهد.
یک فرسکو متعلق به ح.۱۴۸۱–۱۴۸۲ اثر پیترو پروجینو در کلیسای سیستین که عیسی را در حال سپردن کلیدهای بهشت به قدیس پطرس نشان می‌دهد.
شام آخر در کلیسای سانتا ماریا دله گرتسیه در میلان، ایتالیا؛ یک نقاشی دیواری متعلق به اواخر دهه ۱۴۹۰ اثر لئوناردو دا وینچی که شام آخر عیسی و دوازده حواری او را به تصویر می‌کشد و نشان‌دهنده آخرین وعده غذایی عیسی پیش از مصلوب شدن و مرگ او است.

عهد جدید، به‌ویژه انجیل‌ها، فعالیت‌ها و آموزه‌های عیسی، انتصاب حواریون دوازده‌گانه توسط او و مأموریت بزرگ حواریون را ثبت کرده است که طی آن به آن‌ها دستور داد کار او را ادامه دهند.[۴۲][۴۳] کتاب اعمال رسولان از تأسیس کلیسای مسیحی و گسترش پیام آن در امپراتوری رم سخن می‌گوید.[۴۴] کلیسای کاتولیک تعلیم می‌دهد که رسالت عمومی‌اش از روز پنطیکاست آغاز شد که پنجاه روز پس از تاریخی است که باور بر این است که مسیح رستاخیز کرده است.[۴۵] اعتقاد بر این است که در پنطیکاست، حواریون روح‌القدس را دریافت کردند که آن‌ها را برای مأموریت‌شان در رهبری کلیسا آماده ساخت. کلیسای کاتولیک تعلیم می‌دهد که مجمع اسقف‌ها به رهبری اسقف رم، جانشینان حواریون هستند.

در گزارش اعتراف پطرس که در انجیل متی آمده است، مسیح پطرس را به عنوان «صخره‌ای» تعیین می‌کند که کلیسای مسیح بر آن بنا خواهد شد.[۴۶] کلیسای کاتولیک اسقف رم، یعنی پاپ را جانشین قدیس پطرس می‌داند. برخی پژوهشگران معتقدند که پطرس اولین اسقف رم بوده است.[۴۷] دیگران بر این باورند که نهاد پاپ به این ایده که پطرس اسقف رم بوده یا حتی در رم حضور داشته، وابسته نیست.[۴۸]

بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که ساختار کلیسایی مبتنی بر چندین کشیش/اسقف تا اواسط سده دوم در رم ادامه داشت؛ زمانی که ساختار تک-اسقفی و چندین کشیش پذیرفته شد،[۴۹] و نویسندگان بعدی اصطلاح «اسقف رم» را به صورت عطف به ماسبق برای برجسته‌ترین اعضای روحانیت در دوره اولیه و همچنین برای خود پطرس به کار بردند.[۴۹] بر همین اساس بارت دی. ارمان معتقد است که پطرس نمی‌توانسته اولین اسقف رم باشد، زیرا کلیسای رم تا حدود صد سال پس از مرگ پطرس هیچ اسقفی نداشته است.

ریموند ای. براون نیز می‌گوید که سخن گفتن از پطرس به عنوان اسقف محلی رم یک خطای تاریخی (آناکرونیسم) است، اما مسیحیان آن دوره پطرس را دارای «نقش‌هایی می‌دیدند که به شکلی اساسی در توسعه نقش پاپ در کلیسای بعدی کمک می‌کرد». براون می‌گوید این نقش‌ها «به شدت در این موضوع اثرگذار بودند که اسقف رم (اسقف شهری که پطرس در آن درگذشت و پل در آن به حقیقت مسیح شهادت داد) به عنوان جانشین پطرس در مراقبت از کلیسای جهانی نگریسته شود».[۴۹]

دوران باستان و امپراتوری رم

[ویرایش]
طرحی متعلق به سده نوزدهم اثر هنری ویلیام بروئر از کلیسای قدیمی پطرس مقدس، ساخته شده در سال ۳۱۸ توسط کنستانتین بزرگ.

شرایط در امپراتوری رم گسترش ایده‌های نو را تسهیل کرد. شبکه جاده‌ها و آبراه‌های امپراتوری سفر را آسان‌تر کرده بود و صلح رومی امنیت سفر را تأمین می‌کرد. امپراتوری گسترش یک فرهنگ مشترک با ریشه‌های یونانی را تشویق می‌کرد که باعث می‌شد ایده‌ها راحت‌تر بیان و درک شوند.[۵۰]

با این حال، برخلاف اکثر ادیان در امپراتوری رم، مسیحیت پیروانش را ملزم می‌کرد که تمام خدایان دیگر را نفی کنند، رویه‌ای که از یهودیت اقتباس شده بود (نگاه کنید به بت‌پرستی). امتناع مسیحیان از شرکت در جشن‌های مشرکان به این معنا بود که آن‌ها نمی‌توانستند در بسیاری از امور زندگی عمومی مشارکت کنند، که باعث می‌شد غیرمسیحیان (از جمله مقامات دولتی) بیم آن داشته باشند که مسیحیان باعث خشم خدایان شده و از این طریق صلح و رفاه امپراتوری را تهدید می‌کنند. آزارهای ناشی از این وضعیت، تا زمان قانونی شدن مسیحیت در سده چهارم، ویژگی تعیین‌کننده‌ای در خودشناسی مسیحیان بود.[۵۱]

در سال ۳۱۳، فرمان میلان صادر شده توسط کنستانتین بزرگ (که در سال ۳۱۲ اولین امپراتور روم بود که به مسیحیت گروید)، مسیحیت را قانونی کرد و در سال ۳۳۰ او پایتخت امپراتوری را به قسطنطنیه (استانبول امروزی در ترکیه) منتقل کرد. در سال ۳۸۰، فرمان تسالونیکی، مسیحیت نیقیه را به دین رسمی امپراتوری روم تبدیل کرد؛ جایگاهی که در قلمرو رو به کاهش امپراتوری بیزانس تا پایان خود امپراتوری در سقوط قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ ادامه یافت. در جاهای دیگر، کلیسا مستقل از امپراتوری بود، که این موضوع به‌ویژه با جدایی شرق و غرب آشکار شد. در دوره هفت شورای جامع، پنج کرسی اصلی پدید آمدند؛ ترتیبی که در اواسط سده ششم توسط ژوستینین یکم (امپراتور بیزانس ۵۲۷–۵۶۵) به عنوان پنج‌سالاری رم، قسطنطنیه، اسکندریه، انطاکیه و اورشلیم رسمیت یافت.[۵۲][۵۳]

در سال ۴۵۱، شورای خلقیدون در قانونی که اعتبار آن مورد مناقشه است،[۵۴] جایگاه اسقف‌نشین قسطنطنیه را به مقام «دوم پس از اسقف رم از نظر برتری و قدرت» ارتقا داد.[۵۵] از حدود سال ۳۵۰ تا ۵۰۰، اسقف‌ها یا پاپ‌های رم، از طریق مداخله مستمر در حمایت از رهبران ارتدکس در مناقشات الهیاتی، به‌طور پیوسته قدرت خود را افزایش دادند که این امر موجب تشویق استیناف به آن‌ها می‌شد.[۵۶] امپراتور ژوستینین، که در مناطق تحت کنترل خود شکلی از سزاروپاپیسم را بنیان نهاد،[۵۷] که در آن «او حق و وظیفه داشت تا از طریق قوانین خود جزئی‌ترین موارد عبادت و انضباط را تنظیم کند و همچنین نظرات الهیاتی مورد پذیرش در کلیسا را دیکته کند»،[۵۸] قدرت امپراتوری را بر رم و سایر بخش‌های غرب بازگرداند و دوره‌ای را آغاز کرد که پاپ‌نشین بیزانسی (۵۳۷–۷۵۲) نامیده می‌شود؛ در این دوره اسقف‌های رم یا همان پاپ‌ها برای تقدیس به تأیید امپراتور در قسطنطنیه یا نماینده او در راونا نیاز داشتند. بیشتر آن‌ها توسط امپراتور از میان اتباع یونانی‌زبان او انتخاب می‌شدند،[۵۹] که نتیجه آن آمیزه‌ای از سنت‌های مسیحی غربی و شرقی در هنر و همچنین سرودخوانی بود.[۶۰]

بسیاری از قبایل ژرمن که در سده‌های بعدی به امپراتوری رم حمله کردند، مسیحیت را در قالب آریانیسم پذیرفتند که اولین شورای نیقیه آن را بدعت اعلام کرده بود.[۶۱] ناهماهنگی مذهبی ناشی از این امر بین حاکمان ژرمن و رعایای کاتولیکشان زمانی برطرف شد که در سال ۴۹۷، کلوویس یکم حاکم فرانک‌ها به کاتولیک ارتدکس گروید و با پاپ‌نشین و صومعه‌ها متحد شد.[۶۲] ویزیگوت‌ها در اسپانیا در سال ۵۸۹ از او پیروی کردند،[۶۳] و لمباردها در ایتالیا در طول سده هفتم به این مسیر پیوستند.[۶۴]

مسیحیت غربی، به‌ویژه از طریق صومعه‌هایش، عامل مهمی در حفظ تمدن کلاسیک، هنر (نگاه کنید به نسخه خطی تذهیب‌شده) و سوادآموزی بود.[۶۵] بندیکت نرسیا (ح.۴۸۰–۵۴۳)، یکی از بنیانگذاران راهب‌نشینی غربی، از طریق تدوین قانون قدیس بندیکت و با استفاده از میراث معنوی راهب‌نشینی کلیسای کاتولیک اولیه، تأثیر شگرفی بر فرهنگ اروپایی گذاشت و با گسترش سنت بندیکتی، به حفظ و انتقال فرهنگ باستان کمک کرد. در این دوره، ایرلندِ راهب‌نشین به مرکز یادگیری تبدیل شد و مبلغان اولیه ایرلندی مانند کلمبانوس و کلمبا مسیحیت را گسترش داده و صومعه‌هایی را در سراسر اروپای قاره‌ای تأسیس کردند.[۶۵]

سده‌های میانه و رنسانس

[ویرایش]
نمایی از داخل کلیسای سن-شاپل در ایل دو لا سیته در پاریس، فرانسه که در سال ۱۲۴۸ تکمیل شد. در طول سده‌های میانه، ساختمان‌های بسیاری به سبک معماری گوتیک به عنوان عبادتگاه برای کلیسای کاتولیک ساخته شدند.

کلیسای کاتولیک نفوذ مسلطی بر تمدن غربی از دوران باستان پسین تا آغاز عصر مدرن داشت.[۶۶] این نهاد حامی اصلی سبک‌های هنر رمانسک، هنر گوتیک، رنسانس، منریسم و باروک در هنر، معماری و موسیقی بود.[۶۷] شخصیت‌های رنسانس مانند رافائل، میکل‌آنژ، لئوناردو داوینچی، ساندرو بوتیچلی، فرا آنجلیکو، تینتورتو، تیسین، جان لورنتسو برنینی و کاراواجو نمونه‌هایی از هنرمندان تجسمی بی‌شماری هستند که توسط کلیسا حمایت می‌شدند.[۶۸] پل لگوتکو، مورخ دانشگاه استنفورد، بیان کرد که کلیسای کاتولیک «در مرکز توسعه ارزش‌ها، ایده‌ها، علم، قوانین و نهادهایی قرار دارد که آنچه ما فرهنگ غربی می‌نامیم را تشکیل می‌دهند».[۶۹]

در جهان مسیحیتِ غربی، دانشگاه‌های قرون وسطایی توسط راهبان تأسیس شدند.[۷۰][۷۱][۷۲] از آغاز سده ۱۱ میلادی، چندین مدرسه کلیسای جامع قدیمی‌تر به دانشگاه تبدیل شدند، مانند دانشگاه آکسفورد، دانشگاه پاریس و دانشگاه بولونیا. آموزش عالی پیش از آن در قلمرو مدارس کلیسای جامع مسیحی یا مدارس رهبانی بود که توسط راهبان و راهبه‌ها اداره می‌شدند. شواهد مربوط به چنین مدارسی به سده ششم میلادی بازمی‌گردد.[۷۳] این دانشگاه‌های جدید برنامه درسی را گسترش دادند تا برنامه‌های آموزشی برای روحانیون، وکلای دادگستری، کارمندان دولتی و پزشکان را شامل شود.[۷۴] دانشگاه عموماً به عنوان نهادی در نظر گرفته می‌شود که خاستگاه آن در بستر تاریخ مسیحیت بوده است.[۷۵][۷۶][۷۷]

تهاجمات گسترده مسلمانان در اواسط سده هفتم میلادی آغازگر مبارزه‌ای طولانی میان مسیحیت و اسلام در سراسر حوضه مدیترانه بود. امپراتوری بیزانس به زودی سرزمین‌های پاتریارک‌نشین‌های شرقیِ اورشلیم، اسکندریه و انطاکیه را از دست داد و قلمرو آن به قسطنطنیه، پایتخت امپراتوری، محدود شد. در نتیجه فتوحات مسلمانان، دولت فرانک که مرکز آن به دور از آن دریا بود، توانست به عنوان قدرت مسلطی که اروپای غربیِ سده‌های میانه را شکل داد، تکامل یابد.[۷۸]

نبردهای تولوز و نبرد تور پیشروی اسلام را در غرب متوقف کرد و شکست در محاصره قسطنطنیه (۷۱۷-۷۱۸) آن را در شرق بازداشت. دو یا سه دهه بعد، در سال ۷۵۱، امپراتوری بیزانس شهر راونا را به لومباردها باخت؛ شهری که از طریق آن بر بخش‌های کوچکی از ایتالیا، از جمله رم، که حاکمیتش را به رسمیت می‌شناختند، حکومت می‌کرد. سقوط راونا به این معنی بود که در جریان انتخاب پاپ استفان دوم در سال ۷۵۲، دیگر تاییدیه‌ای از سوی اکسارخی که دیگر وجود نداشت درخواست نشد و پاپ مجبور شد برای محافظت از خود به دنبال قدرت غیرنظامی دیگری باشد.[۷۹]

در سال ۷۵۴، به درخواست فوری پاپ استفان، پادشاه فرانک، پپن کهتر، لومباردها را شکست داد. او سپس زمین‌های اکسارخ‌نشین سابق را به پاپ هدیه داد و بدین ترتیب ایالات پاپی را پایه‌گذاری کرد. در دهه ۸۶۰، رم و شرق بیزانس در جریان گسست فوتیوس با هم درگیری پیدا کردند؛ زمانی که فوتیوس اول پس از تکفیر توسط پاپ نیکلاس یکم، از غرب لاتین برای افزودن عبارت «فیلیوکه» انتقاد کرد. هرچند این انشقاق مصالحه شد، اما مسائل حل‌نشده منجر به تقسیمات بیشتری شد.[۸۰]

نقاشی سنت کاترینای سیه‌نا اثر کارلو دولچی. او یک عارف کاتولیک سده چهاردهم مرتبط با معنویت دومینیکن‌ها بود که به پایان دادن به گسست غربی کمک کرد.

در سده ۱۱، تلاش‌های پاپ گریگوری هفتم منجر به ایجاد مجمع کاردینال‌ها برای انتخاب پاپ‌های جدید شد که با انتخابات پاپ در سال ۱۰۶۱ و انتخاب پاپ الکساندر دوم آغاز شد. هنگامی که الکساندر دوم درگذشت، هیلدبراند به عنوان جانشین او با نام پاپ گریگوری هفتم انتخاب شد. سیستم اصلی انتخاب مجمع کاردینال‌ها که گریگوری هفتم به پایه‌گذاری آن کمک کرد، تا سده ۲۱ میلادی همچنان به فعالیت خود ادامه داده است. پاپ گریگوری هفتم همچنین اصلاحات گریگوری را در رابطه با استقلال روحانیون از قدرت‌های سکولار آغاز کرد. این امر منجر به مناقشه اعطای مقام میان کلیسا و امپراتوران مقدس روم بر سر این شد که چه کسی صلاحیت انتصاب اسقف‌ها و پاپ‌ها را دارد.[۸۱][۸۲]

در سال ۱۰۹۵، امپراتور بیزانس، آلکسیوس یکم، از پاپ اوربان دوم برای کمک در برابر تهاجمات تازه مسلمانان در جنگ‌های سلجوقیان و بیزانس درخواست کمک کرد،[۸۳] که باعث شد اوربان نخستین جنگ صلیبی را با هدف کمک به امپراتوری بیزانس و بازگرداندن سرزمین مقدس به کنترل مسیحیان آغاز کند.[۸۴] در سده یازدهم، روابط تیره بین کلیسای عمدتاً یونانی و کلیسای لاتین، آن‌ها را در انشقاق شرق و غرب از هم جدا کرد که بخشی از آن به دلیل درگیری‌ها بر سر اقتدار پاپ بود. جنگ صلیبی چهارم و غارت قسطنطنیه توسط صلیبیون مرتد، شکاف نهایی را رقم زد.[۸۵]

در سده دوازدهم، تفتیش عقاید در پادشاهی فرانسه کاتولیک در پاسخ به کاتارها آغاز شد. این سیستم در سده‌های بعد از طریق اشکال مختلف در سایر کشورهای اروپایی گسترش یافت: ابتدا به عنوان تفتیش‌گران فردی که به‌طور پراکنده توسط پاپ‌ها برای مناطق مشکل‌دار خاص منصوب می‌شدند، و سپس به عنوان دادگاه‌های تحت حمایت دولت.[۸۶] استفاده موردی از شکنجه توسط قضات سکولار قرون وسطایی رایج بود و دستورالعمل‌های حاکم بر تفتیش عقاید به‌تدریج موقعیت‌های مختلفی را اجازه می‌داد که در آن شکنجه‌های غیرمعلول‌کننده و بدون خونریزی می‌توانست یا باید برای تأیید شهادت استفاده شود؛ نه تنها برای برخی طبقات متهمان، بلکه گاهی حتی برای افشاکنندگان و شاهدان.[۸۷]

در اوایل سده ۱۳، طریقت‌های صدقه‌گیر توسط فرانسیس آسیزی و دومینیک بنیان نهاده شدند. مراکز آموزشی (studia conventualia و studia generalia) طریقت‌های صدقه‌گیر نقش مهمی در تبدیل مدارس کلیسای جامع تحت حمایت کلیسا و مدارس کاخ، مانند مدرسه شارلمانی در آخن، به دانشگاه‌های برجسته اروپا ایفا کردند.[۸۸] الهی‌دانان و فیلسوفان اسکولاستیک مانند توماس آکویناس، کشیش دومینیکن، در این مراکز تحصیل کردند و به تدریس پرداختند. کتاب جامع الهیات آکویناس یک نقطه عطف فکری در ترکیب میراث فلسفه یونان باستان مانند افلاطون و ارسطو با محتوای وحی مسیحی بود.[۸۹]

سده چهاردهم با احساس فزاینده درگیری‌های کلیسا و دولت مشخص شد. در سال ۱۳۰۹، برای فرار از بی‌ثباتی در رم، پاپ کلمنت پنجم اولین نفر از هفت پاپی شد که در شهر مستحکم اوینیون در جنوب فرانسه اقامت گزیدند[۹۰] که این دوران به عنوان دوران پاپ‌های آوینیون شناخته می‌شود. دوران پاپ‌های آوینیون در سال ۱۳۷۶ با بازگشت پاپ به رم پایان یافت.[۹۱] در سال ۱۳۷۸، یک دو دستگی غربی ۳۸ ساله آغاز شد که مدعیانی برای مقام پاپ در رم، آوینیون و پس از سال ۱۴۰۹ در پیزا وجود داشتند.[۹۱] این موضوع تا حد زیادی در سال‌های ۱۴۱۴–۱۴۱۸ در شورای کنستانس حل شد؛ به طوری که مدعیان در رم و پیزا با استعفا موافقت کردند و مدعی سوم توسط کاردینال‌هایی که انتخابات جدیدی برگزار کرده و پاپ مارتین پنجم را به عنوان پاپ نامیدند، تکفیر شد.[۹۲]

در سال ۱۴۳۸، شورای فلورانس تشکیل شد که شاهد گفتگوی قدرتمندی با تمرکز بر درک تفاوت‌های الهیاتی بین شرق و غرب، با امید به اتحاد دوباره کلیساهای کاتولیک و ارتدکس بود.[۹۳] چندین کلیسای شرقی دوباره متحد شدند و بدنه اصلی کلیسای کاتولیک شرقی را تشکیل دادند.[۹۴]

عصر کاوش و اصلاح کاتولیک

[ویرایش]
با ظهور پروتستانتیسم، کلیسای کاتولیک برخی از پیروان خود را در اروپا از دست داد. گروه‌های اصلاح کاتولیک مانند یسوعی‌ها برای مقابله با این امر تأسیس شدند. همزمان، کاتولیک از طریق تبشیر در قاره آمریکا گسترش یافت که نماد آن ظهور بانوی گوآدالوپه است.

عصر کاوش که در سده پانزدهم آغاز شد، شاهد گسترش نفوذ سیاسی و فرهنگی اروپای غربی در سراسر جهان بود. به دلیل افزایش قدرت کشورهای به شدت کاتولیک اسپانیا و پرتغال (و همچنین فرانسه) در فراسوی دریاها، کاتولیک توسط کاشفان، کنکیستادورها و مبلغان مذهبی و همچنین از طریق گرویدن ساکنان این جوامع به ایمان کاتولیک، به قاره آمریکا، آسیا و اقیانوسیه گسترش یافت. الکساندر ششم حقوق حاکمیت بر اکثر سرزمین‌های تازه کشف شده را به امپراتوری اسپانیا و امپراتوری پرتغال اعطا کرده بود (که بعداً توسط پیمان توردسییاس تأیید شد)[۹۵] و سیستم «پاتروناتو» که در پی آن ایجاد شد، به مقامات دولتی و نه واتیکان اجازه می‌داد تا تمام انتصابات روحانی در مستعمرات جدید را کنترل کنند.[۹۶] در سال ۱۵۲۱، فردیناند ماژلان، کاشف پرتغالی، اولین نوکیشان کاتولیک را در هند شرقی اسپانیا جذب کرد.[۹۷] در جاهای دیگر، مبلغان پرتغالی تحت نظر فرانسیسکو خاویر، یسوعی اسپانیایی، در هند، چین و ژاپن به تبلیغ پرداختند.[۹۸] استعمار فرانسه در قاره آمریکا که از سده شانزدهم آغاز شد، جمعیتی کاتولیک و فرانسوی‌زبان ایجاد کرد و استقرار غیرکاتولیک‌ها را در استان کبک ممنوع نمود.[۹۹]

در سال ۱۴۱۵، یان هوس، واعظ محبوب بوهمی، به دلیل امتناع از پس گرفتن بدعت‌های جان ویکلیف در آتش سوزانده شد.[۱۰۰] تلاش‌های اصلاح‌طلبانه تند او پیش‌درآمدی برای مارتین لوتر بود؛ راهبی از محفل سنت آگوستین در آلمان که در سال ۱۵۱۷ فهرستی از موضوعات برای مباحثه دانشگاهی، تحت عنوان اعلامیه نود و پنج ماده‌ای را برای چندین اسقف فرستاد.[۱۰۱] پایان‌نامه‌های او به برخی از آموزه‌های کاتولیک و همچنین عملکردهای معاصر مانند فروش احتمالی آمرزش‌نامه‌ها اعتراض می‌کرد. این‌ها آغاز مجموعه‌ای از آثار تند بود که به سرعت تشدید شد و به کتاب «درباره اسارت بابلی کلیسا» (۱۵۲۰) ختم شد که پاپ را به دجال بودن متهم می‌کرد:[۱۰۲] این امر منجر به تکفیر مارتین لوتر در سال ۱۵۲۱ شد.[۱۰۱][۱۰۳] در سوئیس، اولریش تسوینگلی، ژان کالون و دیگر اصلاح‌گران پروتستان انتقادات بیشتری را به برخی از آموزه‌های کاتولیک وارد کردند. این چالش‌ها به جنبش اصلاحات تبدیل شد که باعث پیدایش اکثریت قریب به اتفاق فرقه‌های پروتستان و همچنین پروتستانتیسم مخفی در داخل کلیسای کاتولیک شد.[۱۰۴] در همین حال، هنری هشتم، پادشاه پادشاهی انگلستان، از کلمنت هفتم درخواست اعلام بطلان ازدواجش با کاترین آراگون را کرد. وقتی این درخواست رد شد، او قانون برتری را به تصویب رساند تا خود را رئیس عالی کلیسای انگلستان قرار دهد که باعث جرقه زدن اصلاحات انگلستان و توسعه نهایی انگلیکانیسم شد.[۱۰۵]

ویرانه‌های مأموریت یسوعی سائو میگل داس میسوئس در برزیل

جنبش اصلاحات به درگیری‌هایی بین اتحادیه شمالکالدیکِ پروتستان و امپراتور کاتولیک، کارل پنجم و متحدانش دامن زد. اولین جنگ نه‌ساله در سال ۱۵۵۵ با صلح آوگسبورگ به پایان رسید، اما تنش‌های مستمر منجر به درگیری بسیار جدی‌تری به نام جنگ سی‌ساله شد که در سال ۱۶۱۸ شعله‌ور گشت.[۱۰۶] در فرانسه، مجموعه‌ای از درگیری‌ها به نام جنگ‌های مذهبی فرانسه از سال ۱۵۶۲ تا ۱۵۹۸ بین اوگنوها (پیروان فرانسوی کالوینیسم) و نیروهای اتحادیه کاتولیک که توسط چندین پاپ حمایت و تأمین مالی می‌شدند، درگرفت.[۱۰۷] این دوران تحت سلطه کلمنت هشتم به پایان رسید که با اکراه فرمان نانت پادشاه هانری چهارم در سال ۱۵۹۸ را پذیرفت که به پروتستان‌های فرانسوی آزادی مدنی و مدارای مذهبی اعطا می‌کرد.[۱۰۶][۱۰۷]

شورای ترنت (۱۵۴۵–۱۵۶۳) به نیروی محرکه درونی اصلاح کاتولیک در پاسخ به جنبش پروتستان تبدیل شد. از نظر اعتقادی، این شورا بسیاری از آموزه‌های محوری کاتولیک مانند استحاله، حفظ آیین‌های کلیسا و الزام اعمال نیک متکی بر عشق و امید را برای رستگاری، و همچنین ایمان را به عنوان شرط لازم برای دستیابی به چنین رستگاری مجدداً تأیید کرد.[۱۰۸] در سده‌های بعد، کاتولیک به‌طور گسترده در سراسر جهان گسترش یافت که بخشی از آن از طریق مبلغان مذهبی و امپریالیسم بود، هرچند به دلیل رشد شک‌گرایی دینی در طول و پس از عصر روشنگری، تسلط آن بر جمعیت‌های اروپایی کاهش یافت.[۱۰۹]

عصر روشنگری و دوره مدرن

[ویرایش]

از سده هفدهم به بعد، عصر روشنگری قدرت و نفوذ کلیسای کاتولیک را بر جامعه غربی زیر سوال برد.[۱۱۰] در سده هجدهم، نویسندگانی مانند ولتر و دایرةالمعارف‌نویسان نقدهای تندی علیه مذهب و کلیسای کاتولیک نوشتند. یکی از اهداف انتقاد آن‌ها، لغو فرمان نانت در سال ۱۶۸۵ توسط شاه لوئی چهاردهم بود که به سیاست صدساله مدارای مذهبی با اوگنوهای پروتستان پایان داد. در حالی که مقام پاپ در برابر فشارهای گالیکانیسم مقاومت می‌کرد، انقلاب فرانسه در سال ۱۷۸۹ قدرت را به دولت منتقل کرد، باعث تخریب کلیساها، تأسیس یک فرقه خرد،[۱۱۱] و شهادت شهدای کومپین در طول حکومت وحشت شد.[۱۱۲] در سال ۱۷۹۸، ژنرالِ ناپلئون بناپارت، لوئی-الکساندر برتیه، به شبه‌جزیره ایتالیا حمله کرد و پیوس ششم را زندانی نمود که در اسارت درگذشت. ناپلئون بعداً از طریق کنکوردا ۱۸۰۱ دوباره کلیسای کاتولیک را در فرانسه مستقر کرد.[۱۱۳] پایان جنگ‌های ناپلئونی باعث احیای کاتولیک و بازگشت ایالات پاپی شد.[۱۱۴]

در سال ۱۸۵۴، پیوس نهم با حمایت اکثریت قاطع اسقف‌های کاتولیک که از سال ۱۸۵۱ تا ۱۸۵۳ با آن‌ها مشورت کرده بود، باروری پاک را به عنوان یک دگم اعلام کرد.[۱۱۵] در سال ۱۸۷۰، شورای اول واتیکان آموزه عصمت پاپی را هنگام اعمال در بیانیه‌های مشخصاً تعریف شده تأیید کرد،[۱۱۶][۱۱۷] که ضربه‌ای به موضع رقیب یعنی کنسیلیاریسم (اصالت شورا) وارد کرد. جنجال بر سر این موضوع و مسائل دیگر منجر به جنبشی جداشده به نام کلیسای کاتولیک قدیمی شد.[۱۱۸]

وحدت ایتالیا در دهه ۱۸۶۰، ایالات پاپی از جمله خود رم را از سال ۱۸۷۰ به پادشاهی ایتالیا ضمیمه کرد و بدین ترتیب به قدرت دنیوی پاپ پایان داد. در پاسخ، پیوس نهم، ویتوریو امانوئله دوم را تکفیر کرد، از دریافت وجه برای زمین‌ها خودداری نمود و قانون ضمانت‌های ایتالیا را که به او امتیازات خاصی می‌داد، رد کرد. او برای اینکه خود را در معرض تبعیت آشکار از مقامات ایتالیایی قرار ندهد، به عنوان یک «زندانی در واتیکان» باقی ماند.[۱۱۹] این بن‌بست که از آن با عنوان پرسش رومی یاد می‌شد، در سال ۱۹۲۹ با پیمان لاتران حل شد که بر اساس آن سریر مقدس حاکمیت ایتالیا بر ایالات پاپی سابق را در ازای پرداخت وجه به رسمیت شناخت و ایتالیا نیز حاکمیت پاپ بر شهر واتیکان را به عنوان یک کشور جدید، مستقل و دارای حاکمیت پذیرفت.[۱۲۰]

مبلغان کاتولیک عموماً از تقسیم آفریقا توسط قدرت‌های امپریالیستی اروپا در اواخر سده نوزدهم حمایت کرده و به دنبال تسهیل آن بودند. به گفته آدریان هستینگز، مورخ دین، مبلغان کاتولیک بر خلاف مبلغان پروتستان که بیشتر مایل به مخالفت با بی‌عدالتی‌های استعماری بودند، عموماً تمایلی به دفاع از حقوق آفریقایی‌ها یا تشویق آن‌ها به دیدن خود به عنوان برابر با اروپایی‌ها نداشتند.[۱۲۱]

سده بیستم

[ویرایش]
اعضای هنگ ۲۲ سلطنتی ارتش کانادا در دیدار با پاپ پیوس دوازدهم در ۴ ژوئیه ۱۹۴۴، پس از نبرد آنتسیو که منجر به آزادسازی رم از اشغال آلمان نازی و جمهوری اجتماعی ایتالیا در طول جنگ جهانی دوم شد.
اسقف‌ها در حال گوش دادن به مباحث در جریان شورای دوم واتیکان در اوایل دهه ۱۹۶۰
پاپ ژان پل دوم و رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، رونالد ریگان (در تصویر به همراه همسرش نانسی ریگان) در دیدار ژوئن ۱۹۸۲؛ هر دو (ژان پل دوم و ریگان) در کمک به انقلاب‌های ۱۹۸۹ که منجر به سقوط کمونیسم و پایان جنگ سرد دو سال بعد در ۱۹۹۱ شد، نقش داشتند.

در طول سده بیستم، با وجود ظهور رژیم‌های توتالیترِ کاتولیک‌ستیز و فروپاشی امپراتوری‌های اروپایی که با کاهش عمومی رعایت آداب مذهبی در غرب همراه بود، گستره جهانی کلیسا همچنان رو به رشد بود. در دوران پاپ‌ها بندیکت پانزدهم و پیوس دوازدهم، سریر مقدس تلاش کرد تا در طول جنگ‌های جهانی بی‌طرفی عمومی خود را حفظ کند و به عنوان میانجی صلح و ارائه‌دهنده کمک به قربانیان درگیری‌ها عمل نماید. در دهه ۱۹۶۰، ژان بیست‌وسوم شورای دوم واتیکان را فراخواند که آغازگر تغییرات رادیکال در آیین‌ها و عملکردهای کلیسا شد. در اواخر سده بیستم، دوران طولانی پاپ ژان پل دوم به وقوع انقلاب‌های ۱۹۸۹ در اروپا و نقش بین‌المللی و عمومی جدیدی برای جایگاه پاپ کمک کرد.[۱۲۲][۱۲۳] از اواخر سده بیستم، کلیسای کاتولیک به دلیل آموزه‌هایش درباره مسائل جنسی، ناتوانی در انتصاب زنان و نحوه رسیدگی به پرونده‌های سوءاستفاده جنسی مورد انتقاد قرار گرفته است.

شورای دوم واتیکان (۱۹۶۲–۶۵) مهم‌ترین تغییرات را در سنت‌های کاتولیک از زمان شورای ترنت (چهار سده پیش از آن) ایجاد کرد.[۱۲۴] این شورای کلیسایی که به ابتکار پاپ ژان بیست‌وسوم آغاز شد، عملکردهای کلیسای کاتولیک را مدرن کرد؛ از جمله اجازه داد که عشای ربانی به زبان محلی (زبان مادری) برگزار شود و «مشارکت کاملاً آگاهانه و فعال در جشن‌های مذهبی» را تشویق کرد.[۱۲۵] هدف این شورا تعامل نزدیک‌تر کلیسا با جهان امروز (اجورنامنتو) بود که حامیانش آن را به «باز کردن پنجره‌ها» تشبیه می‌کردند.[۱۲۶] علاوه بر تغییرات در مناسک مذهبی، این شورا منجر به دگرگونی در رویکرد کلیسا به وحدت مسیحیان (اکومنیسم)[۱۲۷] و فراخوانی برای بهبود روابط با ادیان غیرمسیحی، به ویژه یهودیت، در سندی با عنوان «نوسترا آتاته» شد.[۱۲۸]

با این حال، شورا در اجرای اصلاحات خود جنجال‌های زیادی ایجاد کرد: حامیان «روح شورای دوم واتیکان» مانند هانس کونگ، الهی‌دان سوئیسی، معتقد بودند که واتیکان دوم در تغییر سیاست‌های کلیسا «به اندازه کافی پیش نرفته است».[۱۲۹] در مقابل، کاتولیک‌های سنت‌گرا مانند اسقف اعظم مارسل لوفور، به شدت از شورا انتقاد کردند و استدلال نمودند که اصلاحات مذهبی آن، در میان مسائل دیگر، منجر به «نابودی قربانی مقدس عشای ربانی و آیین‌های هفت‌گانه» شده است.[۱۳۰] آموزه‌های مربوط به اخلاقی بودن پیشگیری از بارداری نیز مورد بررسی دقیق قرار گرفت؛ پس از یک سری اختلافات، بخشنامه «هومانه ویتای» بر ممنوعیت کلیسا برای هرگونه روش پیشگیری مصنوعی از بارداری پافشاری کرد.[۱۳۱][۱۳۲][۱۳۳]

در سال ۱۹۷۸، ژان پل دوم که پیش‌تر اسقف اعظم کراکوف در جمهوری خلق لهستان بود، به اولین پاپ غیرایتالیایی پس از ۴۵۵ سال تبدیل شد. دوران ۲۶ و نیم ساله پاپ بودن او یکی از طولانی‌ترین دوران‌ها در تاریخ بود و به او به خاطر تسریع در سقوط کمونیسم در اروپا اعتبار داده شد.[۱۳۴][۱۳۵] ژان پل دوم به دنبال تبشیر در جهانی بود که به طور فزاینده‌ای به سوی سکولاریسم می‌رفت. او بیش از هر پاپ دیگری سفر کرد و از ۱۲۹ کشور دیدن نمود[۱۳۶] و از تلویزیون و رادیو به عنوان ابزاری برای گسترش آموزه‌های کلیسا بهره برد. او همچنین در بخشنامه «کار در حال انجام» بر کرامت کار و حقوق طبیعی کارگران برای داشتن دستمزد منصفانه و شرایط ایمن تأکید کرد.[۱۳۷] وی در «بخشنامه مژده حیات» (Evangelium Vitae) بر چندین آموزه کلیسا از جمله توصیه‌های اخلاقی علیه سقط جنین، اتانازی و مخالفت با استفاده گسترده از مجازات اعدام تأکید کرد.[۱۳۸]

سده بیست و یکم

[ویرایش]

پاپ بندیکت شانزدهم که در سال ۲۰۰۵ انتخاب شد، به دلیل حمایت از ارزش‌های مسیحی سنتی در برابر سکولارسازی[۱۳۹] و افزایش استفاده از توده ترنت طبق کتاب دعای رومی ۱۹۶۲ (که او آن را «فرم فوق‌العاده» نامید) شناخته می‌شد.[۱۴۰] بندیکت در سال ۲۰۱۳ با اشاره به ضعف‌های ناشی از پیری، از مقام خود استعفا داد و اولین پاپ در نزدیک به ۶۰۰ سال اخیر شد که چنین کرد.[۱۴۱]

پاپ فرانسیس در سال ۲۰۱۳ اولین پاپ از قاره آمریکا، اولین پاپ از نیم‌کره جنوبی و اولین پاپ غیراروپایی از زمان پاپ گریگوری سوم در سده هشتم شد.[۱۴۲][۱۴۳] فرانسیس تلاش‌هایی برای رفع دوری کاتولیک از کلیساهای شرقی انجام داد.[۱۴۴] در مراسم نصب او بارتلمه یکم قسطنطنیه از کلیسای ارتدکس شرقی حضور یافت؛[۱۴۵] این اولین بار پس از جدایی شرق و غرب در سال ۱۰۵۴ بود که پاتریارک جهانی قسطنطنیه در مراسم نصب پاپ شرکت می‌کرد. او همچنین در سال ۲۰۱۶ با پاتریارک کیریل، رهبر بزرگترین کلیسای ارتدکس شرقی، دیدار کرد؛ این اولین دیدار در چنین سطح بالایی بین دو کلیسا از زمان انشقاق ۱۰۵۴ گزارش شد.[۱۴۶] در سال ۲۰۱۷ طی سفری به مصر، پاپ فرانسیس شناسایی متقابل غسل تعمید را با کلیسای ارتدکس قبطی مجدداً برقرار کرد.[۱۴۷]

پاپ لئون چهاردهم در کنکلاو ۲۰۲۵ پاپ پس از درگذشت فرانسیس به عنوان پاپ انتخاب شد. او اولین پاپ از فرقه آگوستینی، اولین پاپ از آمریکای شمالی (متولد شیکاگو در ایالات متحده آمریکا) و اولین پاپی است که تابعیت پرو را دارد.[۱۴۸]

منابع

[ویرایش]
  1. Marshall, Thomas William (1844). Notes of the Episcopal Polity of the Holy Catholic Church. London: Levey, Rossen and Franklin. ASIN 1163912190.
  2. Stanford, Peter. "Roman Catholic Church". BBC Religions. BBC. Retrieved 1 February 2017.
  3. Bokenkotter, 2004, p. 18
  4. "Presentation of the Pontifical Yearbook 2019 and the Annuarium Statisticum Ecclesiae 2017". Holy See Press Office. 6 March 2019. Archived from the original on 7 March 2019. Retrieved 6 March 2019.
  5. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام WorldChristianDatabase وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  6. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Yearbook_3/20/2025 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  7. Marty, Martin E. (2021). "Roman Catholicism". Encyclopedia Britannica. Archived from the original on 15 June 2015. Retrieved 17 June 2021.
  8. Mark A. Noll. The New Shape of World Christianity (Downers Grove, IL: IVP Academic, 2009), 191.
  9. لغت‌نامه دهخدا
  10. فرهنگ فارسی
  11. Barry, pp. 50–51.
  12. Barry, pp. 98–99.
  13. "Vatican congregation reaffirms truth, oneness of Catholic Church". Catholic News Service. Retrieved 17 March 2012.
  14. McGrath, pp. 4–6
  15. Denzinger, 1100.
  16. مواضع رسمی کلیسا دربارهٔ تجرد و رسامت
  17. فرایند تبرک و تقدیس در کلیسا
  18. سخنان پاپ بندیکت شانزدهم دربارهٔ تکامل
  19. مواضع کلیسا دربارهٔ پیشگیری از اچ‌آی‌وی
  20. بیانیه نوسترا آتاته (Nostra Aetate)
  21. الگو:Cite CCC
  22. الگو:Cite CCC
  23. الگو:Cite CCC
  24. Marthaler, preface
  25. الگو:Cite CCC
  26. الگو:Cite CCC
  27. الگو:Cite CCC
  28. الگو:Cite CCC
  29. الگو:Cite CCC
  30. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام CoCCC_Paschal وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  31. الگو:Cite CCC
  32. الگو:Cite CCC
  33. الگو:Cite CCC
  34. الگو:CCC
  35. Beccari, Camillo (1908). "Confessor" . In Herbermann, Charles (ed.). Catholic Encyclopedia. Vol. 4. New York: Robert Appleton Company.
  36. 1 2 سفر پاپ به آلمان و بحث جدایی دین از حکومت، دویچه‌وِلِهٔ فارسی
  37. CIA World Factbook, Holy See (Vatican City)
  38. Vatican City State Government website
  39. بی‌بی‌سی فارسی، گزارش‌های مربوط به دادگاه‌های واتیکان
  40. تاریخ تفتیش عقاید در اروپا
  41. عذرخواهی رسمی پاپ دربارهٔ خشونت‌های تاریخی
  42. Bokenkotter 2004, p. 30.
  43. Kreeft, p. 980.
  44. Burkett, p. 263
  45. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Barry48 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  46. "Saint Peter the Apostle: Incidents important in interpretations of Peter". Encyclopædia Britannica. Archived from the original on 10 November 2014. Retrieved 8 November 2014.
  47. Joyce, George (1913). "The Pope" . In Herbermann, Charles (ed.). Catholic Encyclopedia. New York: Robert Appleton Company.
  48. "Was Peter in Rome?". Catholic Answers. 10 August 2004. Archived from the original on 12 December 2016. Retrieved 9 November 2014. if Peter never made it to the capital, he still could have been the first pope, since one of his successors could have been the first holder of that office to settle in Rome. After all, if the papacy exists, it was established by Christ during his lifetime, long before Peter is said to have reached Rome. There must have been a period of some years in which the papacy did not yet have its connection to Rome.
  49. 1 2 3 Brown, Raymond E. (2003). 101 Questions and Answers on the Bible. Paulist Press. pp. 132–34. ISBN 978-0-8091-4251-4.
  50. Bokenkotter 2004, p. 24.
  51. MacCulloch, Christianity, pp. 155–59, 164.
  52. Valliere, Paul (2012). Conciliarism. Cambridge University Press. p. 92. ISBN 978-1-107-01574-6.
  53. Patriarch, Bartholomew (2008). Encountering the Mystery. Random House. p. 3. ISBN 978-0-385-52561-9. Archived from the original on 10 March 2024. Retrieved 31 March 2021.
  54. Michalopulos, George C. (11 September 2009). "Canon 28 and Eastern Papalism: Cause or Effect?". Archived from the original on 10 January 2013.
  55. Noble, p. 214.
  56. "Rome (early Christian)". Cross, F.L. , ed. , The Oxford Dictionary of the Christian Church. New York: Oxford University Press. 2005
  57. Ayer, Joseph Cullen Jr. (1913). A Source Book for Ancient Church History: From the Apostolic Age to the Close of the Conciliar Period. New York: Charles Scribner's Sons. p. 538.
  58. Ayer, p. 553
  59. Baumgartner, Frederic J. (2003). Behind Locked Doors: A History of the Papal Elections. Palgrave Macmillan. pp. 10–12. ISBN 978-0-312-29463-2.
  60. Duffy, Eamon. 1997. Saints & Sinners: A History of the Popes. Yale University Press. pp. 66–67
  61. Le Goff, p. 14: "The face of the barbarian invaders had been transformed by another crucial fact. Although some of them had remained pagan, another part of them, not the least, had become Christian. But, by a curious chance, which was to leave serious consequences, these converted barbarians—the Ostrogoths, Visigoths, Burgundians, Vandals, and later the Lombards—had been converted to Arianism, which had become a heresy after the council of Nicaea. They had in fact been converted by followers of the 'apostle of the Goths', Wulfilas."
  62. Le Goff, p. 21: "Clovis' master-stroke was to convert himself and his people not to Arianism, like the other barbarian kings, but to Catholicism."
  63. Le Goff, p. 21
  64. Drew, Katherine Fischer (2014). The Lombard Laws. University of Pennsylvania Press. p. xviii. ISBN 978-0-8122-1055-2.
  65. 1 2 Cahill, Thomas (1995). How The Irish Saved Civilization: The Untold Story of Ireland's Heroic Role from the Fall of Rome to the Rise of Medieval Europe. New York City: Penguin Random House.
  66. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام O'CollinsPref وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  67. Woods, pp. 115–27
  68. Duffy, p. 133.
  69. Woods, Thomas Jr. "Review of How the Catholic Church Built Western Civilisation". National Review Book Service. Archived from the original on 22 August 2006. Retrieved 16 September 2006.
  70. Den Heijer, Alexandra (2011). Managing the University Campus: Information to Support Real Estate Decisions. Academische Uitgeverij Eburon. ISBN 9789059724877. Many of the medieval universities in Western Europe were born under the aegis of the Catholic Church, usually as cathedral schools or by papal bull as Studia Generali.
  71. A. Lamport, Mark (2015). Encyclopedia of Christian Education. Rowman & Littlefield. p. 484. ISBN 978-0-8108-8493-9. All the great European universities—Oxford, to Paris, to Cologne, to Prague, to Bologna—were established with close ties to the Church.
  72. B M. Leonard, Thomas (2013). Encyclopedia of the Developing World. Routledge. p. 1369. ISBN 978-1-135-20515-7. Europe established schools in association with their cathedrals to educate priests, and from these emerged eventually the first universities of Europe, which began forming in the eleventh and twelfth centuries.
  73. Riché, Pierre (1978): "Education and Culture in the Barbarian West: From the Sixth through the Eighth Century", Columbia: University of South Carolina Press, شابک ۰−۸۷۲۴۹−۳۷۶−۸, pp. 126–27, 282–98
  74. Rudy, The Universities of Europe, 1100–1914, p. 40
  75. Verger, Jacques (1999). Culture, enseignement et société en Occident aux XIIe et XIIIe siècles (به فرانسوی) (1st ed.). Presses universitaires de Rennes in Rennes. ISBN 978-2-86847-344-8. Archived from the original on 13 March 2020. Retrieved 17 June 2014.
  76. Verger, Jacques. "The Universities and Scholasticism", in The New Cambridge Medieval History: Volume V c. 1198–c. 1300. Cambridge University Press, 2007, 257.
  77. Rüegg, Walter: "Foreword. The University as a European Institution", in: A History of the University in Europe. Vol. 1: Universities in the Middle Ages, Cambridge University Press, 1992, شابک ۰−۵۲۱−۳۶۱۰۵−۲, pp. xix–xx
  78. Pirenne, Henri (1980) [1925]. Medieval Cities: Their Origins and the Revival of Trade. Frank D. Halsey (trans.). Princeton, NJ: Princeton University Press. pp. 27–32. ISBN 978-0-691-00760-1.
  79. Richards, Jeffrey (2014). The Popes and the Papacy in the Early Middle Ages. Routledge. p. 230. ISBN 978-1-101-12772-8.
  80. Walker, Willston (1985). History of the Christian Church. Simon and Schuster. pp. 250–51. ISBN 978-0-684-18417-3. Archived from the original on 10 March 2024. Retrieved 31 March 2021.
  81. Vidmar, The Catholic Church Through the Ages (2005), pp. 107–11
  82. Duffy, Saints and Sinners (1997), p. 78, quote: "By contrast, Paschal's successor پاپ اوژن دوم (824–27), elected with imperial influence, gave away most of these papal gains. He acknowledged the Emperor's sovereignty in the papal state, and he accepted a constitution imposed by Lothair which established imperial supervision of the administration of Rome, imposed an oath to the Emperor on all citizens, and required the pope–elect to swear fealty before he could be consecrated. Under پاپ سرجیوس دوم (844–847) it was even agreed that the pope could not be consecrated without an imperial mandate and that the ceremony must be in the presence of his representative, a revival of some of the more galling restrictions of Byzantine rule."
  83. Riley-Smith, p. 8
  84. Bokenkotter 2004, pp. 140–41.
  85. Phillips, Jonathan (2005). The Fourth Crusade and the Sack of Constantinople. Penguin Books. p. PT19. ISBN 978-1-101-12772-8.
  86. Kelly, Henry Ansgar (December 1989). "Inquisition and the Prosecution of Heresy: Misconceptions and Abuses". Church History. 58 (4): 439–451. doi:10.2307/3168207. JSTOR 3168207.
  87. Kelly, Henry Ansgar (2015). "Judicial Torture in Canon Law and Church Tribunals: From Gratian to Galileo". The Catholic Historical Review. 101 (4): 754–793. ISSN 0008-8080. JSTOR 43898858.
  88. Woods, pp. 44–48
  89. Bokenkotter 2004, pp. 158–59.
  90. Duffy, Saints and Sinners (1997), p. 122
  91. 1 2 Morris, p. 232
  92. McManners, p. 240
  93. Geanakoplos, Deno John (1989). Constantinople and the West. Madison: University of Wisconsin Press. ISBN 978-0-299-11880-8.
  94. Collinge, William J. (2012). Historical Dictionary of Catholicism. Scarecrow Press. p. 169. ISBN 978-0-8108-5755-1. Archived from the original on 8 September 2023. Retrieved 31 March 2021.
  95. Koschorke, pp. 13, 283
  96. Hastings (1994), p. 72
  97. Koschorke, p. 21
  98. Koschorke, pp. 3, 17
  99. Lyons (2013), p. 17
  100. Schaff, Phillip. New Schaff-Herzog Encyclopedia of Religious Knowledge, Vol. V: Goar - Innocent. p. 418.
  101. 1 2 Bokenkotter 2004, p. 215.
  102. Schaff, Phillip. New Schaff-Herzog Encyclopedia of Religious Knowledge, Vol. VII: Liutprand - Moralities. p. 71.
  103. Vidmar, p. 184.
  104. Fernández, Luis Martínez (2000). "Crypto-Protestants and Pseudo-Catholics in the Nineteenth-Century Hispanic Caribbean". Journal of Ecclesiastical History. 51 (2): 347–65. doi:10.1017/S0022046900004255. S2CID 162296826.
  105. Bokenkotter 2004, pp. 235–37.
  106. 1 2 Vidmar, The Catholic Church Through the Ages (2005), p. 233
  107. 1 2 Duffy, Saints and Sinners (1997), pp. 177–78
  108. Bokenkotter 2004, pp. 242–44.
  109. Maxwell, Melvin. Bible Truth or Church Tradition, p. 70
  110. Pollard, pp. 7–8
  111. Bokenkotter 2004, pp. 283–85.
  112. Herbermann, Charles, ed. (1913). "The Sixteen Blessed Teresian Martyrs of Compiègne" . Catholic Encyclopedia. New York: Robert Appleton Company.
  113. Collins, p. 176
  114. Duffy, pp. 214–16
  115. "John Paul II, General Audience". Vatican.va. 24 March 1993. Archived from the original on 10 August 2011. Retrieved 30 June 2011.
  116. Leith, Creeds of the Churches (1963), p. 143
  117. Duffy, Saints and Sinners (1997), p. 232
  118. Fahlbusch, The Encyclopedia of Christianity (2001), p. 729
  119. Kertzer, David I. (2006). Prisoner of the Vatican. Houghton Mifflin Harcourt. p. PT155. ISBN 978-0-547-34716-5. Archived from the original on 10 March 2024. Retrieved 31 March 2021.
  120. D'Agostino, Peter R. (2010). "'Utterly Faithless Specimens': Italians in the Catholic Church in America". In Connell, William J.; Gardaphé, Fred (eds.). Anti-Italianism: Essays on a Prejudice. Palgrave Macmillan. pp. 33–34. ISBN 978-0-230-11532-3. Archived from the original on 10 March 2024. Retrieved 31 March 2021.
  121. Adrian Hastings, The Church in Africa, 1450–1950, Oxford: Clarendon, 1996, 394–490
  122. Geoffrey Blainey; A Short History of Christianity; Viking; 2011
  123. "Pope Stared Down Communism in Homeland – and Won". CBC News. April 2005. Archived from the original on 23 December 2007. Retrieved 31 January 2008.
  124. The Second Vatican Council Celebrating Its Achievements and the Future. p. 86
  125. "Constitution on the Sacred Liturgy Sacrosanctum Concilium". Vatican.va. 4 December 1963. Archived from the original on 21 February 2008. Retrieved 12 January 2012.
  126. Duffy, pp. 270–76
  127. Duffy, Saints and Sinners (1997), pp. 272, 274
  128. Pope Paul VI (28 October 1965). "Nostra aetate: Declaration on the Relation of the Church to Non-Christian Religions". Archived from the original on 20 December 2008. Retrieved 16 June 2011.
  129. Bauckham, p. 373
  130. O'Neel, Brian (3 April 2003). "Holier Than Thou: How Rejection of Vatican II Led Lefebvre into Schism". This Rock. San Diego: Catholic Answers. 14 (4). Archived from the original on 10 May 2010.
  131. May, John F. (2012). World Population Policies: Their Origin, Evolution, and Impact. Springer. pp. 202–03. ISBN 978-94-007-2837-0. Archived from the original on 10 March 2024. Retrieved 31 March 2021.
  132. Kinkel, R. John (2014). Papal Paralysis: How the Vatican Dealt with the AIDS Crisis. Lexington. p. 2. ISBN 978-0-7391-7684-9.
  133. "Germain Grisez on "Humanae Vitae", Then and Now: The Dust Still Hasn't Settled, But There Are Signs of Hope". Zenit: The World Seen from Rome. 14 July 2003. Archived from the original on 29 November 2014. Retrieved 16 November 2014.
  134. "2 April – This Day in History". History.co.uk. Archived from the original on 13 May 2011. Retrieved 28 October 2010.
  135. Peter and Margaret Hebblethwaite and Peter Stanford (2 April 2005). "Obituary: Pope John Paul II". The Guardian. London. Archived from the original on 29 August 2013. Retrieved 28 October 2010.
  136. Maxwell-Stuart, P.G. (2006). Chronicle of the Popes: Trying to Come Full Circle. London: Thames & Hudson. p. 234. ISBN 978-0-500-28608-1.
  137. John Paul II (15 May 1981). "Laborem exercens". Libreria Editrice Vaticana. Archived from the original on 27 October 2014. Retrieved 16 November 2014.
  138. John Paul II (25 March 1995). "Evangelium Vitae". Libreria Editrice Vaticana. Archived from the original on 27 October 2014. Retrieved 16 November 2014.
  139. Johnston, Jerry Earl (18 February 2006). "Benedict's encyclical offers hope for world". Deseret News. Archived from the original on 2 April 2015. Retrieved 12 September 2010.
  140. Gledhill, Ruth "Pope set to bring back Latin Mass that divided the Church" The Times 11 October 2006.
  141. Smith-Spark, Laura; Messia, Hada (13 February 2013). "Pope's resignation was not forced by health issues, spokesman says". CNN. Archived from the original on 2 April 2015. Retrieved 30 March 2015.
  142. Donadio, Rachel (27 October 2019). "Pope Francis, the Revolutionary, Takes On the Traditionalists". The Atlantic (به انگلیسی). Retrieved 19 June 2021.
  143. Ambrosino, Brandon (13 July 2018). "Everything you need to know about Pope Francis". Vox (به انگلیسی). Retrieved 19 June 2021.
  144. Ritter, Karl, "Pope Francis reaches out to Jews" بایگانی‌شده در ۱۵ فوریه ۲۰۱۶ توسط Wayback Machine, huffingtonpost.com, 16 March 2013.
  145. Demacopoulos, George E., "The extraordinary historical significance of His Holiness' presence at Pope Francis' installation as Bishop of Rome" بایگانی‌شده در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۷ توسط Wayback Machine, Archon News, 19 March 2013.
  146. "Unity call as Pope Francis holds historic talks with Russian Orthodox Patriarch". BBC. 12 February 2016. Archived from the original on 12 February 2016. Retrieved 13 February 2016.
  147. Miille, Andrew (3 May 2017). "Catholics and Copts Recognise Shared Baptism". The Philadelphia Trumpet. Archived from the original on 25 May 2017. Retrieved 22 May 2017.
  148. Rocca, Francis X. (May 8, 2025). "The Conclave Just Did the Unthinkable". The Atlantic (به انگلیسی). Retrieved May 30, 2025.

پیوند به بیرون

[ویرایش]