مراسم پیر شالیار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
پیرشالیار

مراسم پیر شالیار در روستای اورامان‌تخت (هورامان) کردستان، هرسال در نیمه زمستان برگزار شده و عروسی «پیر شالیار» در سه روز جشن گرفته می‌شود. آرامگاه پیر شالیار که از مریدان شیخ عبدالقادرگیلانی بوده‌است در انتهای جاده آسفالته اورامان قرار دارد. این مراسم شامل ذبح دام قربانی، دف زنی، خوردن آش مخصوص، و شب‌نشینی و تهلیل گفتن و دعا (ذکر)است.

پیرشالیار[ویرایش]

در نقل مردم هورامان معروف است که اسم پیرشالیار سید مصطفی بوده و ازسادات هستند. در شجره نامه ی معتبر سادات روستای کلجین که خود را نوادگان پیرشالیار میدانند نسب وی چنین آمده‌است: سید مصطفی، ابن سید معروف، ابن سید بابیل، ابن سید مسعود، ابن سید سلیمان، ابن سید فضل الله، ابن سید محمد، ابن سید محمد، ابن سید حسین، ابن سید احمد، ابن سید علی العریضی، ابن سید (الامام) جعفر صادق، ابن الامام محمد باقر، ابن الامام زین العابدین، ابن الامام حسین، ابن الامام الهمام علی ابن ابی طالب و فاطمه الزهراء ، ورده الرسول المختار سیدنا. که با احتساب این شجره نامه وهمچنین حضور درحلقه ی مریدان شیخ عبدالقادر گیلانی که تاریخ نگار کُردماموستاعبدالکریم مدرس در کتاب(( بنەماڵەی زانیاران)) به آن اشاره کرده‌است وی در سده ی ۶ هجری زندگی کرده‌است. از جمله این کرامات که درباره او روایت می‌کنند ماجرای شفا یافتن «شاه بهار خاتون» دختر شاه بخارا است که «پیر شالیار» به لطف خدا او را شفا می‌دهد. ماجرا از این قرار بوده‌است که «شاه بهار خاتون» کر و لال است و تمام طبیبان از مداوای او عاجز می مانند تا اینکه آوازه «پیر شالیار اورامی» به بخارا می رسد. پادشاه بخارا هم شرط کرده‌است که هر کسی دخترش را شفا دهد او را به عقد وی درمی آورد؛ بالاخره عموی پادشاه با عده‌ای از اطرافیان پادشاه به سمت اورامان به راه می افتند تا دختر را به نزد «پیر شالیار» ببرند. وقتی که نزدیک روستای «اورامان تخت» می رسند گوش‌های دختر به‌طوری آنی شنوا می گردند و وقتی هم به نزدیکی‌های خانه «پیر شالیار» می رسند صدای نعره دیوی توجه آن‌ها را جلب می‌کند و سریع دیو از تنوره‌ای که هم اکنون اهالی به آن «تنوره دیوها» می گویند و نزدیک خانه «پیر شالیار» هست، بر زمین می افتد و کشته می‌شود، در این اثنا زبان «شاه بهار خاتون» هم باز می‌شود و شروع به صحبت کردن می‌کند. پادشاه دخترش را به عقد وی در می‌آورد و مردم جشن عروسی بزرگی برای پیرشالیار و بهار خاتون برپا می‌کنند که مراسمی که امروز برگزار می‌شود سالگرد همان روز است.

مراسم جشن[ویرایش]

دف زدن و ذکر کردن دراویش

شروع مراسم روز چهارشنبه است. این مراسم سه روز به طول می انجامد. از همان صبح روز اول دامدارانی که دامهای خود را برای قربانی در این مراسم نذر کرده اند دامهای خود را به جلو در خانه پیرشالیار می‌آورند تا به دست متولیان مراسم ذبح شوند. پس از ذبح قسمتی از گوشتها را به عنوان تبرک در بین مردم پخش می‌کنند و بعضی از آن را هم برای غذای مراسم به داخل خانه پیر انتقال می دهند.

بعد از ظهر دف‌ها را برای لحظاتی دیگر آماده می‌کنند. نزدیکی‌های ساعت ۲ الی ۳ مراسم شروع می‌شود. و نوجوانان و جوانان و پیران دست در دست هم زنجیره‌ای بزرگ تشکیل می دهند و با تسلسل جسم و درون اتحاد و همبستگی همیشگی خود را به نمایش می گذارند. در حین این رقص شادی (که به نوعی رقص عرفانی هم هست) عده‌ای دف می نوازند و عده‌ای قصیده‌هایی در مدح پیامبر و ... می خوانند و گروه بزرگ رقص هم لفظ جلاله الله را زمزمه می‌کنند. در این سه روزه مردم هورامان تخت تمام کارهای خود را تعطیل می‌کنند و فقط و فقط وقت خودشان را در این جشن باستانی صرف می‌کنند.

غذای مراسم (آش جو یا "هولوشینه تشی") همان غذایی است که ۹۵۰ سال پیش در مراسم پیر شالیار پخته شده‌است. بعد از خوردن غذا مردم به خانه‌های خود می روند و غذایی که اضافی است به خانه‌ها می برند تا سایر اعضای خانواده به عنوان تبرک از آن بخورند.

درروز آخر (بر خلاف دوروز پیش از آن که تا عصر مراسم برپاست) مردم تا شب به رقص می پردازند و ساعاتی از شب را نیز در خانه پیرشالیار میگذرانند (که به این شب (شب نشست "شه وونیشتی") گفته می‌شود. در این شب سخنرانان به سخنرانی درمورد پیر شالیار و بحثهای مذهبی و عرفانی می پردازند .بعد از آن سرودی یا قصیده‌ای خوانده می‌شود و پایان جلسه با دعا ختم می‌شود.

در این مراسم از باغ پیرشالیار گردوهایی چیده شده و برای اهالی فرستاده می‌شود.[نیازمند منبع]

منابع[ویرایش]

استانداری کردستان، جشن‌ها و مراسم خاص [بنەماڵەی زانیاران ماموستا عبدالکریم مدرس]

پیوند به بیرون[ویرایش]