عبدالله کوثری
عبدالله کوثری، (متولد ۱۳۲۵) سرودنده (شاعر)، برگردانگر (مترجم) و ویراستار، زادهٔ همدان است.
محتویات |
[ویرایش] زندگی
عبدالله کوثری زاده ۱۳۲۵ در همدان مترجم ایرانی است. وی ادبیات آمریکای لاتین را از انگلیسی به فارسی ترجمه میکند. کوثری دارای مدرک کارشناسی رشته اقتصاد از دانشگاه شهید بهشتی است. در چند دوره از جایزه هوشنگ گلشیری به عنوان داور حضور داشت.[۱]
عبدالله کوثری آموزش دبستانی و دبیرستانی خویش را در همدان به بارزی فرجام داد. سپس در رشتهٔ اقتصاد دانشگاه ملی (دانشگاه شهید بهشتی اکنون) پایان نامه گرفت. او در هنگام فرا آموزی دانشگاهی سرودههایش را در سبک نو در هفته نامهٔ خوشه به سردبیری احمد شاملو، و در ماه نامهٔ نگین به سردبیری دکتر محمود عنایت پخش میداد. او همچنین در شبهای شعر خوشه در کنار سروندگانی چون شاملو، اخوان ثالث، مصدق، نصرت رحمانی٬ م. آزاد و دیگران شعرهای خود را خواند. پس از پایان آموزش دانشگاهی رهسپار لندن شد و پس از بازگشت گام در راه برگردانگری کارهای داستانی نویسندگان آمریکای لاتین نهاد. کوثری بیش از پنجاه کتاب در دو رستهٔ ادبیات و اقتصاد برگردان کرده ست.
عبدالله کوثری در برگردان هایش به اندیشارهای نویسندگان وفادار می ماند و می کوشد که با زبانی در خور و برازا آن اندیشارها را به خواننده گسیل دارد. او در گفتگویی با سعید کمالی دهقان در بارهٔ ویژگی زبان گفتگو در برگردانگری میگوید [۲]:
| « |
ترجمه زبان محاوره یا گفتگو از مشكلات اصلی ترجمه رمان است. بخشی از این دشواری زاییده این است كه در زبان فارسی تفاوت میان زبان كتابت و محاوره زیاد است، حال آنكه در زبانهای اروپایی مثلا انگلیسی تفاوت به این حد نیست. مترجمان فارسی در این صد سال بطوركلی دو روش داشتهاند. نخست این كه گفتكوها را با همان زبان كتابت یا روایت ترجمه كنند. این روش در گذشته غالب بود وهمه رمانهای ترجمه دوران قاجار تا كم وبیش دهه ۱۳۴۰ به همین روش ترجمه شده بود. از دههٔ ۱۳۴۰ كه تحول اساسی در كار ترجمه پدید آمد مترجمان به ضرورت تمایز نهادن میان این دو زبان پیبردند. برخی از مترجمان روش شكستن كلمات را برگزیدند اما چنان كه در پرسشهای قبلا اشاره کردم، همان كلمات كتابت را به كار گرفتند. درحالی كه در زبان محاوره ما كلماتی متفاوت را به كار میگیریم و اصل زبان محاوره با این كلمات و با نحوی كم و بیش متفاوت ساخته میشود، یعنی در زبان محاوره اغلب جای فعل و فاعل و مفعول تغییر میكند. من با شكستن كلمات مخالف نیستم چون در مواردی بهراستی ضروری میشود اما معتقدم صرفا با شكستن كلمات به زبان محاوره نمیرسیم. |
» |
کوثری اینک در مشهد زندگی میکند.
[ویرایش] نمون سرودهها
تلخ گذشتم و سنگین
از معبری که در آن
انسان و هیمه را
به یک گونه می سوختند
لب سوخته و زخمگین
از بهشت شما می آیم
به بوی نکبت آغشته
و کفشهایم
آلوده به خاکی
که هرگزش چنین نمی خواستم
خاک مرده
خاک مرگ
از بهشت شما می آیم
و تلخ آنچنانم
که هفت دریا را
تاب شستن اندوهم نیست
درد بودم و
درد را خواندم
بغض بودم و
گریستم
و در سپیده ای
که بال کبوتر
گلگونه می نمود
و مرگ با بوی سنگینش
در کوچه میگردید
زخم را
و آتش را
سرودم
با همسایگانم
سر گفتار نبودم
که فربه بودند و شادان
و جست و جوی سکهای را
چندان به کار دویدن بودند
که ایستادنشان را
کمترین بهانه
انسانی در برابر بود
آری
با همسایگانم
سر دیدار نبود
آن را که در برابر داشتم
نمی خواستم
و آن را که می خواستم
نام نیارستم برد
پس
درد شدم
سراپا
و شرمگین آنچنان
که گفتی
عریان به بازار برده فروشانم برده اند.
و زخم شدم
زخمگین
و زخم را سرودم
تلخ گذشتم
تلخ
از بازارتان
زمانی که بهای انسان
همسنگ سکهای بود
که به جیب شما می ریخت!
تلخ گذشتم
تلخ
از کنارتان
که صدایتان
چندان به زنگ شهوت و زر آغشته بود
که پنداشتی
از میان پای فاحشهای کهنه کار می خیزد
و از بهشت شما گذشتم
با نفرتی
که تنها
آن کس کی می بیند
می داند
در چشمتان
فاجعه
حادثهای ساده است
و رنج را چنان می نگرید
که نخجیر کار مغرور
زخم عمیق و گرم شکارش را
حتی
اگر چه مادینگانتان
گریستن را
همواره
دستمالی معطر در کیف دارند
و گستره دیدتان
از دریچه ای
که لاجرم
جز به گنداب دروغتان نمی گشاید
بر نمی گذرد
عشق را
بر قامت بلند عاشقان مغلوب کرده اید
و آفتاب را
بر انتظار شنگرفی کوههای شرق
و در شهرتان
مجال انسان
تا پای سفرهای است
که بر آن
پس مانده کامرانی تان را
در شهرتی بیمارگون
به دندان بخاید
نه حماسه
نه فریاد را
درهای و هوی بازارتان
راهی نیست
و دروازه بر ابتذال گشوده اید
که اعترافی است
به زوال و زیبایی
به اسارت عشق
پس به کدام سخن درآیم
که طعم فریادی
در کام زخمگین هر حرف ننشیند
و زنگ کدام طرب را
بر پای کبوتر بندم
که فرا رویم
چشم انداز ستمگری است
که جزیه تکرار فاجعه
راهی نمیبرد
نه حماسه را
نه فریاد را
و تلخ چون نباشم
که زمانی به باد نشستم
که رستن جوانه ای
حتی
جنایتی است
باری
اینجا نشسته ام
اما نه در کنارتان
نه در بازارتان
که در کنارتان
دام سکون و درنگ است و
بازارتان
مهلکه خوف و ننگ
و آسمان حتی
آنجا که نشسته اید
تنگ چشم و حقیر می نماید
اینجا نشسته ام
بیگانه وار و خسته
و تلخ
مثل تجربه لبخند در دیارتان
با این همه
اما
لب سوخته و زخمگین
در آفاقی سرود می خوانم
که گستره تابناکش
از ظلمت سکون شما
بر گذشته است.
[ویرایش] آثار
[ویرایش] اشعار
- از پنجره به شهر هرمها، انتشارات دنیا، ۱۳۵۲
[ویرایش] ترجمهها
- گزیدۀ شعرهای جورج سفریس، انتشارات مروارید، ۱۳۹۰
- پوست انداختن، کارلوس فوئنتس، انتشارات آگاه
- خودم با دیگران، کارلوس فوئنتس، انتشارات قطره
- گرینگوی پیر، کارلوس فوئنتس، انتشارات طرح نو
- آئورا، کارلوس فوئنتس، انتشارات تندر[۳]
- خوان رامون خیمنس، هاواردتی یانگ، انتشارات کهکشان
- استاد شیشهای، میکل سروانتس، انتشارات تجربه
- الکساندر نبسوک، جرالد پیروگ، انتشارات کهکشان
- الکساندر پوشکین، جی تاماس شا، انتشارات کهکشان
- مرگ در آند، ماریو بارگاس یوسا، انتشارات آگاه
- گفتگو در کاتدرال، ماریو بارگاس یوسا، نشر لوح فکر
- جنگ آخرالزمان، ماریو بارگاس یوسا، انتشارات آگاه
- چرا ادبیات؟، ماریو بارگاس یوسا، نشر لوح فکر
- سور بز، ماریو بارگاس یوسا، نشر علم
- عیش مدام: فلوبر ومادام بواری، ماریو بارگاس یوسا، نشر نیلوفر، ۱۳۸۶
- داستانهای کوتاه آمریکای لاتین، [دوجلد]، نشر نی
- ریشههای رومانتیسم، آیزایا برلین، نشر ماهی
- خاطرات پس از مرگ براس کوباس، ماشادودآسیس، ۱۳۸۵
- روانکاو، ماشادودآسیس، ۱۳۸۵
- اورستیا(تریلوژی)، آیسخولوس، نشر تجربه، ۱۳۷۶
[ویرایش] جوایز
- ۱۳۸۶ - جایزه روزی روزگاری، درسال ۱۳۷۹جایزهٔ کتاب سال برای ترجمهٔ جنگ آخر زمان اثر ماریو بارگاس یوسا و درسال ۱۳۸۳همین جایزه برای ترجمه خاطرات پس از مرگ براس کوباس و روانکاو اثر ماشادو د آسیس لوح تقدیر.[۴]
- ۱۳۸۹ جایزه بهترین مطلب ترجمهای چاپ شده در «نگاه نو» در سال ۸۹ - به انتخاب خوانندگان این مجله - به خاطر برگردان مصاحبهای با «ماریو وارگاس یوسا» برنده جایزه ادبی نوبل در سال ۲۰۱۰ که با عنوان «سرخوشی و کمال» در شماره ۸۷ «نگاه نو» چاپ شده بود.[۵]
[ویرایش] پانویس
- ↑ برگزیدگان پنجمین دورهٔ جایزهٔ گلشیری معرفی شدند
- ↑ گفتوگو با «عبدالله کوثری» دربارهٔ «گفتوگو در کاتدرال» یوسا دیکتاتورهای کوچک؛ دیکتاتورهای بزرگ، دی دهم, ۱۳۸۶ . تارنبشت "سیب گاز زده" یادداشتهای سعید کمالی دهقان http://sibegazzade.com/main/?p=181
- ↑ چاپ جدید با تجدید نظر ۱۳۸۶، نشر نی
- ↑ خبرگزاری مهر
- ↑ MehrNews.com - Iran, world, political, sport, economic news and headlines