اینگمار برگمان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
اینگمار برگمان
Ingmar Bergman Smultronstallet.jpg
ارنست برگمان در ۱۹۵۷
زاده ۱۴ ژوئیهٔ ۱۹۱۸(۱۹۱۸-07-۱۴)
۲۲ تیر ۱۲۹۷
اوپسالا، سوئد
درگذشته ۳۰ ژوئیه ۲۰۰۷ میلادی (۸۹ سال)
۸ مرداد ۱۳۸۶
جزایر فارو، سوئد
نام دیگر ارنست اینگمار برگمان
ملیت  سوئد
زمینه فعالیت کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده
سال‌های فعالیت ۱۹۴۴-۲۰۰۵
همسر الس فیشر
الن لوندشتروم
گون گروت
کابی لارتی
اینگرید فون روزن
صفحه در وب‌گاه IMDb
جایزه‌های دیگر
جایزه ادبی گوته
جایزه بفتا
جایزه سزار


ارنست اینگمار برگمان (به سوئدی: Ernst Ingmar Bergman) (زاده ۱۴ ژوئیه ۱۹۱۸ - درگذشته ۳۰ ژوئیه ۲۰۰۷) کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس و تهیه کنندهٔ معاصر سوئدی بود. وی از برجسته‌ترین فیلم‌سازان سوئد است. او نخستین فیلمش را در سال ۱۹۴۶ (بحران) ساخت. او اولین بار با فیلم لبخندهای یک شب تابستانی و کسب جایزهٔ «بهترین اثر طنز شاعرانه» توانست خود را به جهانیان اثبات کند. از دیگر فیلم‌های مشهور وی می‌توان به پرسونا و مهر هفتم اشاره کرد.

برگمان از سال ۱۹۵۳ همکاری خود را با سون نیکویست آغاز کرد که تا مرگ او ادامه داشت.[۱] همچنین بازیگرانی چون هریت اندرسون، بیبی آندرسون، لیو اولمان، گونار بیورنستراند، اینگرید تولین و مکس فون سیدو نیز مانند سون نیکویست به برگمان نزدیک بودند و در اکثر فیلم‌های او ایفای نقش کردند. اکثر فیلم‌های برگمان در کشور سوئد به اتفاق می‌افتند. از سال ۱۹۶۱ به بعد بعضی از کارهای او در جزیره‌ی فارو فیلمبرداری شدند. او ۶۲ فیلم ساخت و بیش از ۱۷۰ نمایش را کارگردانی کرد. آخرین فیلم سینمایی برگمان، ساراباند، در سال ۲۰۰۳ ساخته شد. برگمان روز دوشنبه ۳۰ ژوئیه ۲۰۰۷ هنگامی که خواب بود در سن ۸۹ سالگی درگذشت. از اکتبر سال ۲۰۱۵، چهرهٔ برگمان روی اسکناس ۲۰۰ کرون سوئد (به دلیل تلاش‌های او در صنعت فیلم‌سازی) قرار می‌گیرد.[۲]

زندگینامه[ویرایش]

از کودکی تا نوجوانی[ویرایش]

برگمان در چهاردهم ژوئیه سال ۱۹۱۸ در شهر اوپسالا در سوئد متولد شد. پدر اینگمار یک اسقف بود و مادر او پرستار.[۳] او با وجود این که در یک خانواده به شدت محدود و مذهبی بزرگ شد اما در سنین کودکی (۸ سالگی) ایمان خود را از دست داد.[۴] او در اکثر فیلم‌های اولیه‌اش به این مسائل و اعتقاداتش پرداخته است. پدر او فردی سخت‌گیر بود؛ برگمان در بعضی از روزها به «جرائم» مختلف—مانند شب‌ادراری—در انباری تاریک زندانی می‌شد.[۵] هنگامی که پدر برگمان روی منبر مشغول وضع خطابه بود، برگمان در زندگی‌نامه‌اش می‌نویسد:

«من به جهان رمزآمیز کلیسا و قوس‌های نرم، دیوارهای ضخیم، بوی جاودانگی و نور رنگین خورشید که در چمنزارهای نقاشی‌های قرون وسطایی می‌لرزید و اشکال منحنی روی سقف‌ها و دیوارها علاقه‌مند شده بودم. آن‌جا هر چیزی که تخیل یک نفر می‌تواند آرزو کند وجود داردفرشتگان، قدیسین، اژدهاها، پیامبران، شیاطین و انسان‌ها.» [۶]

او درکودکی به فیلم و تئاتر علاقه‌مند شد؛ هنگامی که تنها ۹ سال سن داشت سربازهای اسباب‌بازی خود را با یک فانوس جادویی داد و ستد کرد. در عرض یک سال، با استفاده از اسباب‌بازی‌هایش، دنیای شخصی خودش را به وجود آورد. جایی که در آن احساس راحتی می‌کرد. او برای خود و با استفاده از عروسک‌هایش نمایش اجرا می‌کرد و خود او به جای تمام شخصیت‌ها حرف می‌زد.[۷] در سال ۱۹۳۶، برگمان ۱۶ ساله به آلمان فرستاده شد تا تابستان را با دوستان خانوادگی خود سپری کند. در همان زمان بود که در یک راهپیمایی که توسط حزب نازی برگزار شده بود توانست هیتلر را ببیند.[۸] او در زندگی‌نامهٔ خود می‌نویسد که چگونه این خانواده‌ی آلمانی عکس هیتلر را قاب کرده و در بالای سر تخت او نصب کردند: «تا سال‌ها طرف هیتلر بودم. با موفقیت‌هاش خوشحال می‌شدم و با شکست‌هایش ناراحت». [۹] برگمان می‌نویسد: «هیلتر به طور باور نکردنی کاریزماتیک بود. او جمعیت را به هیجان در میاورد؛ نازیسمی که من دیدم سرگرم‌کننده به نظر می‌رسید.» [۱۰] او همچنین چند ماه خدمت اجباری انجام داد.[۱۱]

دانشگاه و ازدواج[ویرایش]

اینگمار جوان

اینگمار جوان در سال ۱۹۳۷ وارد دانشگاه استکهلم شد تا در رشته‌ی هنر و ادبیات تحصیل کند. او بیشتر وقت خود را صرف تئاتر کرد و به یک «معتاد واقعی فیلم» تبدیل شد. [۱۲] در همین زمان بود که به خاطر یک رابطهٔ عاشقانه، رابطه‌ٔ او با پدرش به سردی گرایید که تا سال‌ها ادامه داشت. با وجود این که برگمان فارغ‌التحصیل نشد، اما چند نمایشنامه (و یک اپرا) نوشت و به عنوان دستیار کارگردان مشغول شد. در سال ۱۹۴۲ به برگمان اجازه داده شد تا نمایشنامه‌ی خود را کارگردانی کند.

برگمان در طول زندگی خود ۵ بار ازدواج کرد که چهارتای آن به طلاق انجامید. آخرین همسر او، اینگرید ون روزن، در سال ۱۹۹۵ فوت کرد. برگمان طولانی‌ترین رابطه را با او داشته است و هیچوقت از او طلاق نگرفت. برگمان ۹ فرزند دارد که تعدادی از آن‌ها مانند او کارگردان هستند. برای تولد ۶۰ سالگی برگمان (۱۹۷۸) و به اصرار همسرش، انگرید، او برای اولین بار تمام فرزندانش را در یک مکان جمع کرد. بسیاری از آن‌ها حتی همدیگر را نیز تا به حال ملاقات نکرده بودند. برگمان از گفتگوی سر میز شام به دور بود، اما هنگام تماشای فیلم و در سینما می‌توانست راحت‌تر با آن‌ها صحبت کند.[۱۳] برای کسی که موضوع اکثر فیلم‌هایش جدی و فلسفی بود، شاید شنیدن این که او به فیلم‌های امروزی و پوپولیست علاقه‌مند بود کمی تعجب برانگیز باشد. او در کنار فیلم‌های فلینی و تارکوفسکی، به تماشای فیلم‌ها و سریال‌های امروزی مانند سکس و شهر می‌نشست. [۱۳] برگمان در اواخر زندگی خود کمتر فیلم‌های خود را نگاه می‌کرد زیرا اعتقاد داشت که با دیدن آن‌ها افسرده می‌شود.[۱۴]

اتهام فرار از پرداخت مالیات[ویرایش]

برگمان در ۳۰ ژانویه سال ۱۹۷۶ هنگام تمرین تئاتر به علت فرار از پرداخت مالیات بازداشت شد. با این که چند ماه بعد تبرئه شد، اما این اتفاق او را به شدت افسرده کرد و پس از چند روز بستری بودن در بیمارستان او کشور خود را ترک به مدت چند سال خارج از کشور خود زندگی کرد.[۱۵] ترس از دولت سوئد باعث شد تا برگمان پروژه‌های خود را تعطیل کند و تصمیم بگیرد تا کارگردانی فیلم را کنار بگذارد. بنیاد فیلم سوئد ضرر وارد شده را حدود ۱۰ میلیون کرون و صدها شغل از دست رفته تخمین زد. برگمان در اواسط سال ۱۹۷۰ به سوئد سفر کرد تا تولد ۶۰ سالگی خود را جشن بگیرد. او تا سال ۱۹۸۴ در مونیخ ماند. او در مصاحبه‌ای که در سال ۲۰۰۵ انجام داد گفت که با وجود فعال بودن در طول تبعید خود خواسته‌اش، به طور موثری ۸ سال از زندگی حرفه‌ایش را از دست داد.[۱۶]

مرگ[ویرایش]

برگمان یک سال قبل از مرگش تحت عمل تعویض مفصل ران قرار گرفت و از آن زمان تا آخر عمرش به طور کامل بهبود نیافت.[۱۷] این کارگردان سوئدی که به عنوان یکی از تاثیرگذارترین و تحسین برانگیزترین فیلمسازان سینمای مدرن شناخته می‌شود، روز دوشنبه ۳۰ ژوئیه ۲۰۰۷ در خانه‌اش—در جزیره‌ی فارو— و هنگامی که خواب بود در سن ۸۹ سالگی درگذشت.[۱۸] میکل‌آنجلو آنتونیونی، کارگردان ایتالیایی نیز در همین روز درگذشت.[۱۹]

دوران فیلم‌سازی[ویرایش]

برگمان کار خود را در سال ۱۹۴۱ و با بازنویسی فیلمنامه شروع کرد، اما اولین کار مهم‌اش را با نوشتن فیلمنامهٔ فرنزی (۱۹۴۴) آغاز کرد. او همچنین دستیار کارگردان این فیلم نیز بود.[۲۰] او پس آن در طی ۱۰ سال حدود ۱۲ فیلم را—از جمله تابستان با مونیکا—کارگردانی کرد. برگمان اولین بار با فیلم لبخندهای یک شب تابستانی و کسب جایزهٔ «بهترین اثر طنز شاعرانه» توانست خود را به جهانیان اثبات کند. موفقیت‌های برگمان با مهر هفتم و توت‌فرنگی‌های وحشی همچنان ادامه داشت. این دو فیلم که با فاصلهٔ ده ماه از هم ساخته شده‌اند، حتی بیشتر از فیلم‌های پیشین برگمان مورد استقبال منتقدان قرار گرفتند (مهر هفتم موفق به دریافت جایزهٔ «هیئت داوران» از کن شد و توت‌فرنگی‌های وحشی جایزهٔ «خرس طلایی» را از برلیناله دریافت کرد).

اوایل ۱۹۶۰ بود که برگمان سه فیلم همچون در یک آینه (۱۹۶۱)، نور زمستانی (۱۹۶۲) و سکوت (۱۹۶۳) را ساخت. موضوع این سه فیلم در رابطه با خدا و مذهب است.[۲۱] به دلیل شباهتی که بین این سه فیلم وجود دارد، منتقدان آن‌ها را یک سه‌گانه می‌نامند. برگمان گفته است که قصد ساخت یک سه‌گانه را نداشته است؛ اما بعدها خود او نیز به شکلی این سه فیلم را یک سه‌گانه خواند. همچون در یک آینه اولین فیلمی بود که در جزیرهٔ فارو فیلمبرداری شد. اولین بار سون نیکویست بود که جزیرهٔ فارو را برای فیلمبرداری به برگمان پیشنهاد داد.[۲۲] پس از این اکثر کارهای برگمان در همین جزیره ساخته شدند.

فیلم پرآوازهٔ دیگری که برگمان ساخت پرسونا (۱۹۶۶) نام دارد که به عقیدهٔ خودش یکی از بهترین فیلم‌های او بود.[۲۳] در حالی که این اثر یک فیلم تجربی بود، اما به عقیدهٔ بسیاری یکی از بهترین کارهای برگمان است (راجر ایبرت به این فیلم امتیاز ۴ از ۴ را داد).[۲۴] پس از دور شدن از موضوعات مذهبی، برگمان با ساخت شرم (۱۹۶۸) به انتقاد از جنگ پرداخت. فیلم‌های معروف او که در دههٔ ۷۰ ساخته شدند فریادها و نجواها (۱۹۷۳) ، تماس (۱۹۷۱) و سونات پاییزی (۱۹۷۸) نام دارند. او سونات پاییزی را پس از تبعید خودخواسته‌اش و خروج از سوئد ساخت. در کنار فیلم، او یک سری ۶ قسمتی به نام صحنه‌هایی از یک ازدواج (۱۹۷۴)—با بازی لیو اولمان و ارلاند یوزفسن—برای تلویزیون نیز کارگردانی کرد. برگمان در سال ۱۹۸۲ به سوئد بازگشت تا فانی و الکساندر را کارگردانی کند. این اثر قرار بود آخرین فیلم او باشد تا برگمان بتواند پس از آن روی تئاتر تمرکز کند.[۲۵] فانی و الکساندر با تحسین مردم و منتقدان رو‌به‌رو شد. آخرین فیلم برگمان ساراباند (۲۰۰۳) نام دارد که برای تلویزیون ساخته شد. او این فیلم را در سن ۸۴ سالگی کارگردانی کرد.

گروه رپرتوار و تأمین مالی[ویرایش]

برگمان در میانسالی

برگمان به مرور زمان یک گروه رپرتوار از بازیگران سوئدی ایجاد کرد که در فیلم‌های او ایفای نقش کردند.[۲۶] بازیگرانی چون هریت اندرسون، بیبی آندرسون، لیو اولمان، گونار بیورنستراند، اینگرید تولین و مکس فون سیدو حداقل در پنج فیلم برگمان حضور یافتند. در بین این بازیگران لیو اولمان که با بازی در ۹ فیلم و یک فیلم تلویزیونی (ساراباند) برگمان در بالاترین رده قرار دارد، آخرین فردی بود که به این گروه پیوست. با گذشت زمان، لیو و برگمان به هم دو دوست صمیمی تبدیل شدند و حتی مدتی با یکدیگر رابطه داشتند. این رابطه تا چهار سال ادامه داشت.[۲۷] این دو در سال ۱۹۶۶ صاحب فرزندی شدند به نام لین اولمان. برگمان از سال ۱۹۵۳ همکاری خود را با سون نیکویست آغاز کرد که تا مرگ او ادامه داشت.[۱] در روز فیلمبرداری، برگمان با نیکویست به طور مختصر در رابطه با هدفی که در ذهن خود داشت حرف می‌زد و ادامه‌ٔ کار را به نیکویست می‌سپرد.

به گفته‌ی برگمان، او هیچوقت مشکلی با تأمین بودجه نداشته است که دو دلیل دارد: یک، او هیچوقت در آمریکا زندگی نکرد (که بیش از حد به فروش گیشه توجه می‌کند)؛ و دو، فیلم‌های او پرخرج نبودند. به عنوان مثال، فریادها و نجواها با بودجه‌ی ۴۵۰ هزار دلاری ساخته شد و سری تلویزیونی ۶ قسمتی صحنه‌هایی از یک ازدواج تنها ۲۰۰ هزار دلار خرج برداشت.[۲۸]

تکنیک[ویرایش]

برگمان اکثر فیلمنامه‌‌ٔ فیلم‌هایش را خودش می‌نوشت؛ او قبل از نوشتن ماه‌ها و حتی سال‌ها به یک موضوع فکر می‌کرد.[۲۹] کارهای اولیهٔ او معمولاً براساس نمایش‌نامه‌های خود او و یا حاصل همکاری با دیگر نویسندگان بود. برگمان در کارهای آخرش به بازیگران اجازه می‌داد تا کمی نقش‌شان را متفاوت‌تر از چیزی که برگمان در ذهن داشت بازی کنند، چرا که—به گفتهٔ او—هنگامی که به آن‌ها اجازهٔ این کار را نمی‌داد نتیجه‌ی کار یک «فاجعه» می‌شد.[۳۰] برگمان در کارهای آخر خود تنها حس و هدفی که می‌خواست به بیننده انتقال کند را با بازیگرانش در میان می‌گذاشت و اجازه می‌داد که اکثر دیالوگ‌ها را خودشان انتخاب کنند. هنگام مرور صحنه‌های ضبط شده، او تنها به این فکر می‌کرد که آیا کاری که انجام شده کافی است یا باید دوباره انجام شود؛ نه به خوب یا بد بودن کار.[۳۱]

تاثیر بر دیگران و سبک فیلمسازی[ویرایش]

برگمان تا قبل از آن که خود را بازنشسته کند ۶۲ فیلم ساخت و بیش از ۱۷۰ نمایش را کارگردانی کرد.[۳۲] او بیشترین تاثیر را بر وودی آلن گذاشت، به گونه‌ای که آلن او را بزرگ‌ترین فیلمساز می‌داند.[۳۳] فیلمسازان بزرگ دیگری مثل دیوید لینچ[۳۴]، استنلی کوبریک، رابرت آلتمن، کریشتوف کیشلوفسکی، لارس فون تریه و آندری تارکوفسکی[۳۵] از او به عنوان کسی که بر کارهایشان تاثیر گذاشته یاد کرده‌اند.[۳۶]

برگمان تاثیر زیادی بر فرهنگ و مردم سوئد گذاشت. زمانی خیابان‌های سوئد خلوت می‌شد، چرا که بسیاری از مردم پای تلویزیون می‌نشستند تا صحنه‌هایی از یک ازدواج را تماشا کنند. این فیلم چند قسمتی توانست درصد طلاق در سوئد را بالا ببرد؛ چرا که با دیدن این فیلم بود که بسیاری از زوج‌ها جرئت کردند حرف‌هایشان را به همدیگر بزنند.[۳۹] به دلیل تلاش‌های بی‌شمار برگمان در صنعت فیلم‌سازی، از اکتبر سال ۲۰۱۵ چهرهٔ برگمان روی اسکناس ۲۰۰ کرون سوئد قرار خواهد گرفت.[۲]

موضوع اکثر فیلم‌های برگمان در رابطه با بیماری (سونات پاییزی، فریادها و نجواها) و سکوت خدا (مهر هفتم، همچون در یک آینه) است. به طور کلی فیلم‌ها و تصاویر او در دو دسته قرار می‌گیرند: فیلم‌های سیاه و سفید مانند مهر هفتم و سکوت و فیلم‌هایی که رنگ‌های معدودی بیشتر از بقیه به چشم می‌خورند؛ مانند رنگ قرمز در فریادها و نجواها. یکی از امضاهای برگمان که در اکثر فیلم‌های او دیده می‌شود نماهای بسته و نزدیک است که برای شناخت شخصیت‌ها به کار می‌رود.[۴۰]

فیلم‌های معروف[ویرایش]

جوایز[ویرایش]

برگمان ۹ بار نامزد دریافت جایزهٔ اسکار بود و در ۱۹۷۱ مفتخر به دریافت جایزهٔ یک عمر دستاورد هنری یادبود ایروینگ جی. تالبرگ شد.[۴۱]

اسکار[ویرایش]

برلیناله[ویرایش]

سزار[ویرایش]

کن[ویرایش]

  • برنده جایزهٔ بهترین اثر طنز شاعرانه برای لبخندهای یک شب تابستانی (۱۹۵۵)
  • برنده جایزهٔ هیئت داوران برای مهر هفتم (۱۹۵۷)
  • برنده جایزهٔ بهترین کارگردان برای چهره (۱۹۵۸)
  • برنده جایزهٔ بهترین تکنیک برای فریادها و نجواها (۱۹۷۲)
  • برنده جایزهٔ «Palm of Palms»، سال ۱۹۷۷
  • برنده جایزهٔ «Ecumenical Jury»، سال ۱۹۹۸

گلدن گلوب[ویرایش]

گلدبگ[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ "People- Sven Nykvist". Criterion. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ "New 200 kronor banknote in close-up, Bergman style". Ingmar Bergman. February 17, 2015. 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ "Bergman: from tormented childhood to film icon". Reuters. Jul 30, 2007. 
  4. "Ingmar Bergman 1918 – 2007 RIP". Uncut. July 31, 2007. 
  5. "Ingmar Bergman 1918-2007". The guardian. July 30, 2007. 
  6. "[On The Seventh Seal]". Ingmar Bergman. 
  7. "Ingmar Bergman, Master Filmmaker, Dies at 89" by Mervyn Rothstein, New York Times, 31 July 2007.
  8. Jerry Vermilye, Ingmar Bergman: His Life and Films, 2001, p. 6; see also Bergman's autobiography, Laterna Magica.
  9. Ingmar Bergman, The Magic Lantern (transl. from Swedish: Laterna Magica), Chicago: University of Chicago Press, 2007; ISBN 978-0-226-04382-1.
  10. "Bergman admits Nazi past". BBC News. 7 September 1999.
  11. "Ingmar Bergman". The New York Times. 
  12. erry Vermilye, Ingmar Bergman: His Life and Films, 2001, p. 6.
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ "The Private World of Ingmar Bergman". November 2009. 
  14. Branigan, Tania. "Even I think my films are depressing, admits Ingmar Bergman". The Guardian. 10 April, 2004. 
  15. "Bergman and Sweden". Ingmar Bergman. 
  16. Ingmar Bergman: Samtal på Fårö, Sveriges Radio, 28 March 2005.
  17. "Swedish Film Director Ingmar Bergman Dies at 89". Fox News. July 30, 2007. 
  18. "Bergman buried in quiet ceremony". August 18, 2007. 
  19. Lyman, Rick (July 31, 2007). "Michelangelo Antonioni, Director, Dies at 94". The New York Times. 
  20. "Torment". Ingmar Bergman. 
  21. "Under an empty, cruel sky". Ingmar Bergman. 
  22. "Through a Glass Darkly". Ingmar Bergman. 
  23. "Ingmar Bergman the filmmaker". Ingmar Bergman. 
  24. "Persona Movie Review & Film Summary (1967)". Roger Ebert. January 7, 2001. 
  25. "The Making of Fanny and Alexander". The Criterion Collection. 
  26. Mervyn, Rothstein (July 30, 2007). "Ingmar Bergman, Master Filmmaker, Dies at 89". The New York Times. 
  27. "'Liv and Ingmar': Great Filmmakers, Bad Lovers". The New Republic. February 15, 2014. 
  28. American Film Institute seminar, 1975, on The Criterion Collection’s 2006 DVD of The Virgin Spring.
  29. "ON THE SET WITH INGMAR BERGMAN". Roger Ebert. January 25, 1976. 
  30. "Ingmar Bergman". The Guardian. July 31, 2007. 
  31. American Film Institute seminar, 1975, on The Criterion Collection’s 2006 DVD of The Virgin Spring.
  32. "Ingmar Bergman Today". March 23, 2015. 
  33. "'Film Artist' Bergman Put His Life on the Screen". NPR. July 30, 2007. 
  34. "DAVID LYNCH CHOOSES FIVE CLASSIC FILMS FOR SPECIAL AFI FEST SIDEBAR". Criterion Cast. October 27, 2010. 
  35. "Andrei Tarkovsky Talks Film". The Criterion Collection. March 15, 2013. 
  36. "Ingmar Bergman". Oscar® Explorer. 
  37. "Guillermo del Toro’s Top 10". The Criterion Collection. 
  38. "The Seventh Seal". Ingmar Bergman. 
  39. Fouché, Gwladys (30 July 2008). "Do Swedes still blame Bergman for upping the divorce rate?". The Guardian. 
  40. "Ingmar Bergman". Senses of Cinema. December 2002. 
  41. "THE 43RD ACADEMY AWARDS | 1971". The Oscars. 
  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Ingmar Bergman»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۴ آوریل ۲۰۱۴).

پیوند به بیرون[ویرایش]

سایت رسمی اینگمار برگمان