دیوان شمس
دیوان شمس تبریزی یا دیوان کبیر، دیوان مولانا جلالالدین محمد بلخی شامل غزلها، رباعیها و ترجیعهای اوست. دیوان شمس تبریزی در عُرف خاندان مولانا و سلسلهٔ مولویه در روزگاران پس از مولانا با عنوان دیوان کبیر شناخته میشده است. گویا آنچه در تداول مولویان جریان داشته است همان دیوان یا غزلیات بوده است و بعدها عنوان دیوان کبیر را بر آن اطلاق کردهاند. همچنین عنوان دیوان شمس تبریزی یا کلیات شمس تبریزی نیز از عنوانهایی است که در دورههای بعد بدان داده شده است، به اعتبار این که بخش اعظم این غزلها را مولانا خطاب به شمسالدین تبریزی سروده است.[۱]
نسخههای مختصر و کامل این دیوان از قدیم نزد اهل ذوق و اصحاب خانقاه رواج داشته است، و پس از رواج چاپ هم با عنوان دیوان شمس تبریزی یا کلیات شمس تبریزی بارها و بارها در ایران و هند به چاپ رسیده است. آخرین و جامعترین و درستترین چاپ آن همان است که به دست بدیعالزمان فروزانفر در فاصلهٔ سالهای ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۵ توسط انتشارات دانشگاه منتشر شده است. دیوان شمس تبریزی در چاپ تصحیحشدهٔ فروزانفر شامل ۳۶۳۶۰ بیت، و دارای ۳۲۲۹ غزل و ۱۹۸۳ رباعی و ۴۴ ترجیع است.
در دیوان شمس تبریزی بعضی غزلها فاقد تخلص است و بعضی خمُش، خامُش و خاموش و خمشکن در پایان غزل دارد که تخلص مولوی است. در حدود صد غزل یا کمتر با تخلص به نام حسامالدین چلبی و نیز صلاحالدین زرکوب دارد، و بقیهٔ غزلها به نام شمس و شمس تبریز و شمسالحق تبریز است.[۲]
محتویات |
[ویرایش] نمونهای از غزلیات شمس تبریزی
غزل شماره ۲۰۳۹، این غزل را مولانا در بستر بیماری خطاب به فرزند خویش سرودهاست:
| رو سر بنه به بالین، تنها مرا رها کن | ترک من خراب شبگرد مبتلا کن | |
| ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها | خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن | |
| از من گریز تا تو، هم در بلا نیفتی | بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن | |
| ماییم و آب دیده، در کنج غم خزیده | بر آب دیدهٔ ما، صد سنگ آسیا کن | |
| خیره کشی است ما را، دارد دلی چو خارا | بکشد، کسش نگوید: تدبیر خونبها کن | |
| بر شاه خوب رویان واجب وفا نباشد | ای زرد روی عاشق، تو صبر کن وفا کن | |
| دردی است غیر مردن، آن را دوا نباشد | پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن | |
| در خواب دوش پیری، در کوی عشق دیدم | با دست اشارتم کرد، که عزم سوی ما کن | |
| گر اژدهاست بر ره، عشق است چون زمرد | از برق آن زمرد، هین دفع اژدها کن | |
| بس کن که بیخودم من، ور تو هنر فزایی | تاریخ بوعلی گو، تنبیه بوالعلا کن |
[ویرایش] شعرهای ترکی و یونانی در دیوان شمس تبریزی
به نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی: «در دیوان شمس تبریزی مقداری غزل به زبان ترکی و چند غزل نیز به زبان یونانی دیده میشود. برای تحقیق در انتساب این شعرها به مولانا باید تکلیف مسائل نسخهشناسی دیوان شمس تبریزی روشن شود تا دانسته آید که پس از یک تصحیح انتقادی دیوان بر اساس قدیمترین نسخهها چه مقدار ازین گونه شعرها در دیوان شمس تبریزی باقی میماند. اگر چیزی باقی ماند آنگاه فرصت آن خواهد بود که در بارهٔ آنها بحث و تحقیق شود.»[۳]
[ویرایش] پانوشتها
[ویرایش] منابع
- مولانا جلالالدین محمد بلخی، غزلیات شمس تبریز، مقدمه، گزینش و تفسیر: محمدرضا شفیعی کدکنی، چاپ اول ۱۳۸۷، تهران، انتشارات سخن
- کلیات شمس یا دیوان کبیر، به تصحیح بدیعالزمان فروزانفر، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۳۶-۱۳۴۵
- غزلیّات شورانگیز شمس تبریزی، به انتخاب: فریدون کار، با مقدّمهٔ دکتر لطفعلی صورتگر، انتشارات فروغی، تهران، پائیز ۱۳۷۰
- Dunn, P., Mascetti, M. D., and Nicholson, R. A. The Illustrated Rumi ~ A Treasury of Wisdom from the Poet of the Soul, Foreword by Huston Smith, The Book Laboratory Inc., ۲۰۰۰. ISBN ۰-۰۰۶-۰۶۲۰۱۷-X
- Anvar, Iraj. Divan-i Shams-i Tabriz ~ Forty-Eight Ghazals, Foreword by Peter Chelkowski, Introduction by Mohammad Ali Movahed, Semar Publishers, March 2002. ISBN 88-7778-080-0