تاریخ جهان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
تاریخ انسان
و پیش از تاریخ
پیش از هومو (پولیوسن)
تقسیم‌بندی سه‌گانه اعصار پیشاتاریخ
تاریخ ثبت شده
آینده


برای مشاهده تاریخ زمین که شامل پیش از پیدایش انسان نیز می‌شود به نوشتار تاریخ زمین مراجعه کنید.

تاریخ جهان مجموعه وقایعی است که در طول زمان برای انسان های روی کره زمین اتفاق افتاده است. تاریخ انسان باستان با اختراع خط آغاز شده که به صورت مستقل از یکدیگر، در بسیاری از نقاط زمین رخ داده است و امکان ثبت و انتقال خاطرات و تجربیات بشری و راهی برای ارتباط با یکدیگر را فراهم ساخت تا زمینه ساز رشد دانش شود. با این حال درک بهتر تاریخ بشری، نیازمند مراجعه به دوران ماقبل تاریخ است.

تاریخ بشر توسط یک رشته پیوسته و تدریجی از اکتشافات، نوآوری‌ها و اختراع‌ها مشخص شده‌است. همچنین این تاریخ گاه شامل جهش‌ها و انقلاب‌هایی است که دوره‌های جدیدی در تاریخ بشری ایجاد کرده‌اند. انقلاب کشاورزی یکی از این نقاط عطف تاریخی است. بین ۸۵۰۰ تا ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد، در هلال حاصلخیز، انسان شروع به پرورش سیستماتیک گیاهان و حیوانات کرد. این شیوه زندگی از یک سو به سرعت به مناطق همسایه گسترش و توسعه یافت، و از سوی دیگر به صورت مستقل در نقاط دیگر زمین به وجود آمد تا سرانجام هوشمندترین زندگی‌های یکجانشینی به عنوان کشاورزی در مناطق نزدیک به آب پدید آمد. با گسترش راه‌های ارتباطی میان جوامع و پیدایش مفهوم تجارت و حمل و نقل، این واحدهای کوچک و جداگانه به مرور به یکدیگر پیوسته و واحدهای بزرگتری را تشکیل دادند. چنین رشدی در سایه امنیت نسبی و افزایش تولید ناشی از گسترش کشاورزی ممکن شد.

اضافه تولید محصولات کشاورزی به مرور افزایش تقسیم کار، بالا رفتن سطح آسایش، و توسعه شهرها و در نتیجه تمدن‌ها را ممکن ساخت. پیچیدگی رو به رشد جوامع انسانی سیستم‌های حسابداری را غیرقابل اجتناب ساخت؛ چنین نیاز و تکاملی سبب اختراع خط و آغاز نوشتن انسان شد. اختراع تقریباً هم زمان و مستقل از یکدیگر خط در نقاط گوناگون زمین سبب شده تا بسیاری از این نقاط خود را «گهواره تمدن» بشری بخوانند.

تمدن‌ها در آغاز و به ناچار در نزدیکی رودخانه‌ها گسترش یافتند. ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، اولین تمدن‌های خاور میانه در منطقه بین النهرین (حدفاصل رودخانه‌های دجله و فرات)، اولین تمدن مصری در ساحل رودخانه نیل و دره ایندوس، و در نهایت اولین تمدن‌های چینی در امتداد رودخانه‌های بزرگ چین پدید آمدند.

تاریخچه جهان معمولاً تقسیم می‌شود به:

در اروپا معمولاً سقوط امپراطوری روم (۴۷۶میلادی) به عنوان پایان دوره باستان و آغاز قرون وسطی در نظر گرفته می‌شود. هزار سال بعد، در اواسط قرن ۱۵ میلادی، اختراع یوهانس گوتنبرگ در صنعت چاپ مدرن انقلابی در ارتباطات به وجود آورد و کمک کرد تا قرون به پایان رسیده و رنسانس اروپا و انقلاب علمی پدید آیند. در قرن ۱۸، انباشت دانش و فناوری در اروپا به حدی رسید که جرقه‌های انقلاب صنعتی زده شد.

ماقبل تاریخ[ویرایش]

دوران پیش از تاریخ یا ما قبل تاریخ از پیدایش انسان آغاز می‌شود و به پیدایش خط و نگارش که یکی از بزرگ‌ترین رویدادهای فرهنگی-اجتماعی زندگی آدمی است، منتهی می‌گردد.

در آن دوران تجربه‌ها و دستاوردهای مردم به سرعت از بین می‌رفت و دانش انتقال پیدا نمی‌کرد و به همین دلیل بشریت مجبور به اختراع خط شد تا بتواند وقایع بوجود آمده را چه در گذشته و چه در حال و آینده را ثبت و ضبط کنند تا بشریت از آن استفاده کند.

دوران پارینه سنگی[ویرایش]

پارینه سنگی یعنی «عصر حجر قدیمی». این دوره اولین دوره از عصر حجر است که به سه دوره پارینه سنگی ابتدایی، پارینه سنگی میانی و پارینه سنگی پایانی تقسیم می‌شود.

  • پارینه سنگی ابتدایی (Lower Paleolithic) دوره‌ای در تکامل انسان است که انسان‌ها برای اولین بار شروع به استفاده از ابزارهای سنگی کردند. پارینه سنگی ابتدایی ۲٫۵ میلیون سال پیش آغاز شد. زمانی که اولین بار دسته‌ای از جانوران (Homo) پیدا شدند که انسان و انواع میمون‌ها جزو آن به حساب می‌آیند. انسان ماهر (Homo Habilis)، قدیمی‌ترین گونه در این دسته از انسان‌ها محسوب می‌شود.
  • منشاء پارینه سنگی میانه (Middle Paleolithic) حدود ۳۰۰۰۰۰ سال پیش است. دورانی که با دست یابی انسان به تکنیک ساخت ابزار سنگی مشخص شده‌است. اصطلاح انسان هوشمند اولیه (Archaic homo sapiens) به طور معمول برای اشاره به رده انسان‌های اولیه دوره پارینه سنگی میانه استفاده می‌شود. آناتومی بدن انسان مدرن نیز در دوران پارینه سنگی میانه پدید آمد. انسان‌ها در حدود ۱۰۰۰۰۰ تا ۵۰۰۰۰ سال پیش از شرق آفریقا به آسیا گسترش یافتند و بعدها و در حدود ۵۰ هزاره پیش به جنوب آسیا و استرالیا راه پیدا کردند. حرکت به سمت شمال و اروپای کنونی و به سمت شرق و آسیای مرکزی ۴۰ هزاره پیش و به سمت غرب و آمریکا حدود ۱۳ هزاره پیش انجام شد.
  • پارینه سنگی پایانی (Upper Paleolithic) در حدود ۴۰ هزاره پیش با ظهور تنوع وسیع تری از آثار مکشوفه و پیدایش نشانه‌هایی از تمدن آغاز شد.

در سراسر دوران پارینه سنگی، انسان‌ها به طور کلی به عنوان عشایر شکارچی-گردآورنده زندگی می‌کردند. جوامع شکارچی-گردآورنده تمایل داشتند همچنان در گروه‌های کوچک باقی بمانند و به تساوی کامل انسان‌ها اعتقاد داشتند. هرچند گاه با کسب منابع گستره غذایی و یا دست یابی به شیوه‌های ذخیره سازی منابع غذایی جمعیت آنها گسترش می‌یافت و جوامع پیچیده تری نظیر ریاست قبیله‌ای (chiefdom) و طبقات اجتماعی تشکیل می‌دادند.

ایران در دوره پارینه سنگی : بررسی‌های باستان شناسی – انسان شناسی در ایران امروزی برای شناسایی دوره پارینه سنگی، هم جدید و هم محدود است. به دلیل همین دو امر، اطلاعات به دست آمده نیز بسیار ناچیز و در محدوده ظن و گمان است.آثاری شامل چند افزار سنگی از منطقه ای واقع در آذربایجان، در مثلث بین مراغه، تبریز و میانه، نیز به دست آمده است که بنا به گزارش متعلق به دوره پارینه سنگی قدیم است.علاوه بر آن ابزار سنگی به دست آمده از منطقه " لدیز " سیستان است که قدمتی برابر با یکصد هزار سال دارند و از نظر فن ابزار سازی، آنها را جزو نوع آشولین ( Acheulean ) یعنی جدیدترین ابزارهای سنگی دوره پارینه سنگی قدیم طبقه بندی کرده اند. شاید بتوان مستندترین آثار این دوره در ایران را در غارهای خرم آباد کنونی و به شرح زیر ردیابی کرد: غار همیان شامل همیان یک و دو: این دو غار (پناهگاه) مسکون و منقوش مجاور هم واقع شده و در محلی به نام ((چالگه شَلَهْ)) در یکی از دره های رشته کوه شمال کوهدشت به نام ((سَرسورن)) قرار گرفته اند. پژوهشگران سابقه سکونت و ابزار غار همیان یک را به قدیمی ترین دوره موسترین (حدود ۱۰۰۰۰۰ تا چهل هزار سال ق) نسبت می دهند، بر اساس بررسی‌های انجام شده غار همیان دو نیز ادامه فرهنگ همیان یک شناخته شده است. در غار همیان دو علاوه بر ابزار و شواهد سکونت، نقاشی‌هایی از ادوار بعد بر بدنه غار شناسایی و مطالعه شده است، این نقاشی‌ها به گروه‌های انسانی ۱۷ تا ۱۵ هزار سال پیش نسبت داده شده اند.

عصر حجر[ویرایش]

میانه سنگی (( مزولیتیک )) ۱۰۰۰۰ تا ۸۰۰۰ ق.م

از دورۀ میان سنگی (۸۰۰۰ تا ۶۰۰۰ سال قبل از میلاد) بشر به بیرون از غار آ مده و غار را به عنوان پناه گاه استفاده کرد. در آثار این دوره بر خلاف دوره پارینه سنگی پیکره انسان به وفور دیده می‌شود.بیش‌ترین آثار به جای مانده از این دوره در سواحل مدیترانه در اروپا ست.از مشهورترین آن‌ها صخره های آداهورا در سیسیل ایتالیا است. در این دوران احتمالاً به دلیل مساعد شدن شرایط آب و هوایی انسان ها از درون غارها بیرون آمدند و از غارها به عنوان پناه‌گاه استفاده کردند و نقاشی‌های خود را بر دیوارهای کم عمق غار بر جای گذاشتند این آثار به نقاشی‌های پناه‌گاهی معروف می‌باشند.این نقاشی ها کوچک و فوق العاده زنده نما می‌باشند و انسان را در صحنه‌های شکار و رقص‌های جادویی نشان می‌دهد. از این تاریخ ساخته‌های عظیمی از سنگ توسط بشر بر جای مانده که مربوط به ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد می‌باشد . این نوع معماری به درشت سنگ‌ها (مگالیتس)مشهور می‌باشد.این ساخته‌ها را می‌توان پایه های اولیه هنر معماری در تاریخ دانست.مانند اثر استونهنج که حدود ۱۶۵۰ سال قبل از میلاد در دشت سالزبری انگلستان به‌جای مانده است. نمونۀ دیگر این آثار در غارهای سنگی لون مین در۵/۱۲ کیلومتری حومه جنوبی شهر لویان استان خه نان در مرکز چین در پرتگاه های شرقی و غربی دره لون مین قرار دارد . مهمترین آثار این دوره در ایران :

غار دوشه در خرم آباد لرستان ، غاری است از سنگ، یخ و گدازه‌های آتشفشانی. دیوارنگاری های این غار مربوط به حدود هزاره هشتم پیش از میلاد می‌باشد. غار میر ملاس یا میر ملاث (خرم آباد) غاری مسکون و منقوش در تنگه ای به همین نام در شمال غرب کوهدشت قرار دارد. تعدادی از نقاشی‌های بدنه غار و برخی آثار به دست آمده از آن قدیمی تر از دوره نئولتیک (حدود ۱۶۰۰۰ سال تا ۱۱۰۰۰ سال ق) تشخیص داده شده و پاره ای دیگر از تصاویر و شواهد آن‌را به دوره نئولتیک (حدود ۱۰۵۰۰ سال تا هزاره ششم ق.م) مربوط می‌دانند. کوه ارنان: کوه ارنان در ۷۱ کیلومتری جنوب غربی شهر یزد، در جنوب روستای ارنان قرار دارد. بر روی سنگ کوه ارنان نقش‌هایی کنده شده است،که مربوط به زندگی انسان در دوره حجر است و قدمت شهر یزد را به ۱۰هزار سال پیش از میلاد مسیح می‌رساند. این سنگ نوشته ها شباهت بسیاری با سنگ‌تراشی‌های انسان در اواخر دوره دیرینه سنگی استان همدان دارد.

دوران نوسنگی[ویرایش]

دوران نوسنگی را عصر شروع کشاورزی و اهلی کردن دام دانسته‌اند. در این دوران، در برخی نواحی جنوب غرب آسیا (خاورمیانه)، انسان از مرحله جمع‌آوری و شکار به مرحله کشت و اهلی کردن برخی حیوانات مثل بز و گوسفند و همچنین سگ، انتقال یافت. باستان شناسان آغاز این دوره را در حدود ۱۰ هزار سال پیش دانسته‌اند.

از اختراع‌های این عصر می‌توان به چرخ و قایق اشاره کرد. هم‌چنین یکجانشینی و پیدایش نخستین روستاها در این دوره رخ داد. انسان‌ها در این روستاها از راه کشاورزی، باغداری، بوستان کاری و دامپروری زندگی می‌کردند و به ریسندگی و بافندگی و سفالگری نیز می‌پرداختند. برخی جانوران اهلی شدند، مانند اسب. یکجانشینی نیازمند توسعهٔ بنا سازی بود و کشاورزی نیازمند آبیاری و آب رسانی بود. با افزایش تولید مواد کشاورزی، رفاه انسان بیش‌تر و در نتیجه باعث رشد جمعیت شد. تراکم جمعیت به تدریج موجب تنش‌ها، برخوردها و پراکندگی‌ها و مهاجرت‌هایی شد که مسیر تاریخ بشر را یکسره تغییر داد. هم‌چنین در جمجمه‌های به دست آمده از عصر نوسنگی، آثاری از برداشته شدن تکه‌هایی از کاسهٔ سر و احتمالاً جراحی مغز دیده شده است.[۱]

قدیمی ترین آثار این دوره در ایران مربوط به مکان باستانی تپه گنج دره و آسیاب در نزدیکی کرمانشاه، علی کش در ایلام است.

بنای استن هنج در جنوب شرقی انگلستان متعلق به همین دوره است.[۱]

پیدایش کشاورزی[ویرایش]

عقیده بر این است که پیدایش گندم و اهلی سازی گوسپند و بز در ایران، گندم تکدانه در مصر و گاو در یونان بوده‌است.

پیدایش مذهب[ویرایش]

مذهب در اصطلاح علم کلام اسلامی، طریقه‌ای خاص در فهم مسائل اعتقادی، خاصه امامت که منشأ اختلاف در آن توجیه مقدمات منطقی و یا تفسیر ظاهر کتاب الهی است، مانند مذهب شیعه ی امامی، اشعری، معتزله و ماتریدی و در اصطلاح فقهی روش خاص در استنباط احکام کلی فرعی از ظاهر کتاب و سنت مانند فقه مذهب شیعه، حنفی، مالکی، حنبلی و غیره است.

مذهب در گذشته به مکتب‌های فکری درون یک دین (مانند مذاهب چندگانه فقه اسلامی) اطلاق می‌شد. در مغرب‌زمین، واژه Religion به معنای مکتب‌های درون یک دین و به معنای خود دین به کار می‌رود. حدود نیم قرن است که در کشور ما تحت تاثیر این موضوع، کلمه مذهب را به هر دو معنا استعمال می‌کنند. این اصطلاح در زبان عربی و فارسی به دو مفهوم به کار رفته است.

بر این اساس مذهب را می‌توان هر یک از شاخه‌های دینی هم معنی کرد.

عصر برنز[ویرایش]

عصر برنز یا عصر مفرغ دوره‌ای در تاریخ پیشرفت بشری است که در روند آن انسان‌ها بیش‌تر به فلزکاری دست زدند و از شیوه‌هایی برای گداختن مس و قلع و فرایند آلیاژسازی آن و قالب‌ریزی برنز بهره‌بردند. عصر برنز بخشی از سامانه سه‌دوره‌ای در زمان پیش از تاریخ جامعه انسانی‌است. دو دوره پیش و پس این دوره در سامانه یادشده عصر سنگ و عصر آهن می‌باشند. در سامانه یاد شده عصر برنز پس از دوره نوسنگی آغاز می‌گردد. ولی در بیشتر بخش‌های آفریقا که زیر صحرا جای گرفته‌اند پس از دوره نوسنگی یکراست عصر آهن آغاز می‌گردد.

آغاز تمدن[ویرایش]

شهر و تجارت[ویرایش]

شهر[ویرایش]

شهر؛ سکونتگاهی، نسبتاً بزرگ و دائمی است. سازمان ملل متحد، در سال ۱۳۶۷ خورشیدی، شهر را چنین، تعریف می کند:

شهر، مکانی با تراکم بالای جمعیت و مرکزیت سیاسی، اداری و تاریخی است که در آن، فعالیت اصلی مردم، غیر کشاورزی است و دارای مختصات شهری بوده که از طریق دولتی محلی، اداره می شود.

شاخصهای تفکیک شهر از روستا، عبارت است از:

* وسعت
* تغییرمسیر  وضعیت و نوع فعالیت اقتصادی
* درجه اشتغال و قشربندی اجتماعی
* درجه پیچیدگی روابط و مناسبات
* چگونگی بهره گیری از نهادهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی
* میزان و ترکیب جمعیت.

تجارت[ویرایش]

تجارت (دادوستد)، انتقال مالکیت کالا و خدمات از یک شخص یا نهاد به دیگری به ازای دریافت چیزی از خریدار است. به طور کلی هرگونه عملی (قابل سنجش و اندازه گیری مادی) را که اشخاص در مقابل کالا یا خدمتی، کالا یا خدمتی را واگذار نموده و هر دو طرف به هنگام این عمل راضی باشند تجارت گفته می‌شود. تجارت به دو قسمت تجارت داخلی و تجارت خارجی تقسیم می‌شود. در عرف معمول به تبادل کالاها یا خدمات تجارت اطلاق می‌شود و برای بهتر معامله کردن در زمان لازم و محدود نیاز به اطلاعات و مدیریت کردن اطلاعات جهت رسیدن به هدف است. تجارت سازوکاری است که هستهٔ سرمایه‌داری را تشکیل می‌دهد.

تاریخ باستان[ویرایش]

تمدن‌ها و مناطق[ویرایش]

طبق حفاری‌های اخیر باستان شناسان اعلام کرده‌اند که شوش یکی از قدیمی‌ترین شهرهای جهان است.این منطقه در ۹۰۰۰ سال پیش از میلاد محل سکونت کشاورزان بوده‌است .آن‌ها از زندگی خود آثاری بر جای گذاشته‌اند که اکنون به صورت تپه‌های گوناگون باستانی کشف شده‌است .شهر باستانی شوش مرکز تمدن عیلام بوده‌است که واقع در یک‌صد و پنجاه کیلومتری شرق رود دجله در استان خوزستان است.

شهر باستانی شوش روزگاری مرکز برخورد دو تمدن مهم بوده‌است که هریک به سهم خود تأثیری بر دیگری داشته‌است، یکی تمدن میانرودان و دیگری تمدن عیلام است. به خاطر قرار گرفتن این منطقه در شمال خلیج فارس و نیز همسایگی با میانرودان در پیدایش این وضع ویژه تأثیر بسیاری داشته‌است. در دوره هخامنشیان شوش شکوه گذشته خویش را باز یافته و چهار راه شرق وغرب گردید. با توجه به اهمیت و موقعیت جغرافیایی و سیاسی خاص شوش بود که راه‌های بسیاری و به ویژه راه بزرگ موسوم به «راه شاهی» ارتباط این شهر را به نقاط گوناگون جهان برقرار کرد.

راه شاهی که در دوره هخامنشیان و به دستور داریوش بزرگ ساخته شد، شهر شوش، پایتخت سیاسی دولت هخامنشیان را به پاسارگاد، تخت جمشید و دیگر شهرهای امپراتوری، از جمله شهر نامی سارد پایتخت کشور لیدی پیوند می‌داد. می‌توان گفت اداره سرزمین پهناور ایران و حفظ امنیت آن و انتقال سریع یگان‌های نظامی و گسترش بازرگانی و ترابری و تسهیل در امر مسافرت از مهم‌ترین عوامل ساخت و گسترش شبکه راه‌ها در این دوره بوده‌است .

از سوی دیگر ایجاد راه‌ها و برقراری امنیت و تسهیل و بازرگانی، خود موجب پیوند و آشنایی ملت‌های گوناگون گردید که این امر مایه انتقال فرهنگ‌ها و باورهای گوناگون گردید و بسیاری از نظرات فلسفی و باورهای دینی از این راه میان ملت‌ها مبادله شد. بر طبق تاریخ فتح الفتوح و هم‌چنین تاریخ طبری، اعراب به هنگام فتح شهر شوش بیش‌تر از ۳۰ هزار نفر را به قتل رساندند و تعداد ۲۰ هزار گاو - اسب، زن و دختر را به غنیمت بردند این شهر تا قرن‌ها بعد از رونق افتاد.

به سبب اخلاص مسلمانان شیعه و یهودیان ایران به حضرت دانیال، شوش یک دهکدهٔ مسکونی است. امروزه شهر شوش در شمال استان خوزستان از یادمان‌های تاریخی کهن؛ دیگر آن شکوه و اهمیت دیرین خود را دارا نیست. نام‌هایی مانند سوس - شوشا- سوسه - سویس و سویز که در بعضی مناطق شمال آفریقا وجود دارد نیز مرتبط با نام شهر شوش است مهاجران ایرانی و عرب که از این منطقه به شمال آفریقا مهاجرت کرده‌اند این نام‌ها را در دوره اسلامی رایج نموده‌اند شهر شوش در دوره قبل از اسلام به همان اندازه شهرت داشته که بابل، کلده، لیدی، نیل و ... شهرت بین‌المللی داشته است.

در ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد مردم شوش در قلعه زندگی می‌کردند و از۴۰۰۰سال پیش زندگی در شوش به صورت شهری در آمده‌است. این منطقه که بین رودهای کرخه و دز قرار دارد پایتخت سیاسی ایلامی‌ها بوده‌است. قلعه ایلامی‌ها روی تپه‌ای در مرکز شهر شوش واقع بوده که فرانسوی‌ها روی آن قلعه جدیدی احداث نموده‌اند . در کنار آن تپه شاهی قرار دارد که احتمالاً به صورت زیگورات بوده است و درنزدیکی آن تپه صنعتگران قرار دارد.

آشوربانیپال بین سالهای ۴۶۵-۴۶۰ قبل از میلاد شهر شوش را فتح کرد و آن‌را مانند دیگر فتوحات آشوری‌ها با خاک یکسان کرد. داریوش اول هخامنشی آن‌جا را بازسازی نمود و کاخ آپادانای خود را در تپه شاهی برپا نمود. خشایارشا نیز در شوش زندگی می‌کرده‌است.در زمان اردشیر اول متأسفانه در اثر آتش سوزی بزرگی اکثر بناهای شوش از بین رفتند .بقایای این آثار باستانی در قرن بیستم از زیر خاک بیرون آمدند. قسمت عمده‌ای از آن‌ها در اثر تسطیح دشت خوزستان برای اهداف کشاورزی از بین رفته‌است و جنگ تحمیلی نیز خسارات زیادی به آثار باستانی وارد کرده‌است . حفاری‌های غیر مجاز ساکنین دشت و حمله باستان شناسان غربی، باعث شده‌است قسمت عمده‌ای از این آثار از بین برود یا به موزه‌هایی هم‌چون لوور برسد.

شمال دشت خوزستان که محل ورود سه رود کارون و کرخه و دز به این دشت رسوبی و حاصلخیز است محل مناسبی برای استقرار بشر اولیه بوده‌است، که به تازگی با تکثیر نباتات و اهلی کردن حیوانات آشنا شده بود. در ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد آن‌ها با احداث آبراهها و سدهایی مشکل آبرسانی را حل نمودند . باستان شناسانی هم‌چون گیرشمن و ژان پرو بقایای ساختمان‌های عظیمی را در تپه‌های شوش کشف کردند که نشان از اهمیت این تپه‌ها در منطقه می‌دهد. در کل دشت شوش تپه‌های فراوانی وجود دارد و نشان می‌دهد در پهنه عظیم این دشت اجتماعات فراوان پراکنده کشاورزی وجود داشته‌است که مرکز همه آن‌ها در شوش بوده است و همگی از نظر فرهنگ صنعت و نحوه زندگی با هم وحدت داشته‌اند.[۱]

قرون وسطی[ویرایش]

قرون وسطی یا سده‌های میانه، نام یکی از چهار دوره‌ای است که برای تقسیم‌بندی تاریخ اروپا استفاده می‌شود. این چهار دوره عبارت بودند از دوران کلاسیک باستان، قرون وسطی، عصر نوزائی (رنسانس) و دوران جدید یا مدرن که از ۱۶۰۰ میلادی شروع می‌شود. معمولاً قرون وسطی را از پایان امپراتوری روم در قرن پنجم میلادی تا سقوط قسطنطنیه توسط دولت عثمانی و پایان امپراتوری رم شرقی (یا بیزانس) در ۱۴۵۳در نظر می‌گیرند.

یک نقاشی مربوط به زمان قرون وسطی

تقسیم بندی برهه‌های زمانی در قرون وسطی[ویرایش]

به‌طور معمول در تاریخ مغرب زمین قرون وسطی را به سه دوره اساسی تقسیم می‌کنند.

۱. قرون وسطی اولیه یا ماتقدم (سه قرن اول از ۳۵۰ م تا قرن ششم یعنی ۵۵۰ میلادی)

۲. قرون وسطی ثانویه یا میانه (از قرن ۶-۷ م تا ۱۲ و ۱۳ میلادی)

۳. قرون وسطی متاخر یا عالی (از قرن ۱۴ تا ۱۶)

تاریخ اسلام[ویرایش]

اسلام دینی یکتاپرستانه و یکی از ادیان ابراهیمی جهان است. پیروان این دین را مسلمان می‌گویند. مسلمانان بر این باورند که خدا مستقیماً بر بسیاری از پیامبران وحی فرستاده است و محمد آخرین آن‌ها است. اکنون، اسلام از نظر شمار رسمی پیروان در مکان دوم (پس از دین مسیحیت) جای دارد. کتاب دینی مسلمانان قرآن است که بر باور مسلمانان محمد بن عبدالله آن را به وسیلهٔ وحی الهی دریافت می‌نمود و آن را به مسلمانان ابلاغ می‌داشت. دین اسلام عمدتاً به دو مذهب سنی و شیعه تقسیم می‌شود که هر یک از آن‌ها زیر شاخه‌های متعددی دارا می‌باشند. بیش‌تر جمعیت مسلمانان جهان را سنی‌ها تشکیل می‌دهند.

حجاز قلمرو ظهور اسلام

شبه جزیره عربستان واقع در جنوب غربی آسيا شامل باديه شام، سرزمين عراق، سواحل خليج فارس، نجد، يمامه، حجاز و يمن، بزرگترين شبه جزيره دنيا است. حجاز که قلمرو ظهور پيغمبر خاتم (صلى الله عليه و آله) و دين مبين اسلام است، در سمت شمال و غرب، صحراى نجد در شرق، و يمن در جنوب شبه جزيره عربستان قرار دارد.

سراسر مرز غربى حجاز را بحر احمر (درياى سرخ) احاطه کرده است. مساحت كل شبه جزيره تقريبا دو برابر مساحت ايران كنونى يعنى بيش از سه ميليون كيلومتر مربع مىباشد. اين شبه جزيره از شمال به فلسطين و باديه شام (سوريه و اردن فعلى) و در شرق به عراق (قلمرو حيره) و خليج فارس و در جنوب به اقيانوس هند و خليج عمان محدود است.

هنگام ظهور اسلام، در حجاز و دشت‌هاى پهناور و بيابان‌هاى بیكران و بى آب و علف و لم يزرع آن، تقريبا اثرى از تمدن وجود نداشت، و در صدها فرسخ آن نشان‌ه‌اى از حيات ديده نمی‌شد. قسمت عمده آن را دريائى از شن‌هاى روان و ريگ‌هاى تفتيده و سوزان تشكيل می‌داد. نقاط مسكونى اين اراضى پهناور بسيار محدود بود و از چند شهر بى اهميت تجاوز نمیكرد. بقيه ساكنان آن صحراهاى مخوف و دهشت‌زا، قبايل پراكنده و چادر نشينان خانه به دوش بودند كه در نواحى مختلف صحرا يا در فواصل كوه‌ها به سر می‌بردند، و پيوسته در راه يافتن آب و گياه يا براى گريز از جنگ و خون‌ريزی‌ها در حال نقل و انتقال بودند.

جنوب شبه جزيره يعنى يمن داراى آب و هواى مساعد بود و آثارى از تمدن داشت كه آن هم به وسيله رومی‌ها و حبشی‌ها و در آخر ايرانيان، آخرين فروغ خود را از دست داده بود.

ناحيه شمال و شمال غربى شبه جزيره، يعنى حجاز و نجد كه دين مبين اسلام در آن طلوع نمود، چنان فاقد اهميت بود كه مورد توجه كشورگشايان واقع نمی‌شد. به طورى كه هيچ كشورگشائى زحمت لشكر كشى به آنجا را به خود نمی‌داد. زيرا نه قابل كشت و زرع و توليد بود، و نه صنايع و فراورده و محصولات تجارتى داشت، و نه چندان داراى نقاط مسكونى و خوش آب و هوا بود كه طمع گردنكشان و جهان گشايان را برانگيزد تا به آنجا لشكر بكشند، يا مردمى به اين اميدها به آن نواحى كوچ كنند، و در آنجا سكونت ورزند.

با اين وصف ناحيه شمال غربى شبه جزيره يعنى «حجاز» نظر به اينكه مركز طلوع آفتاب جهان‌تاب اسلام و محل نزول وحى الهى بر حضرت ختمى مرتبت محمد بن عبد الله (صلى الله عليه و آله) است، براى مسلمانان از اهميت و احترام خاصى برخوردار می‌باشد. به اين دو بيت‌شعر زيبا نگاه كنيد:

سفرى به كوى جانان ز ره حجاز باشد سفر حقيقت آرى ز ره مجاز باشد

همه خارهاى صحرا بكشم به ديده چون گل اگر اين ره بيابان طرف حجاز باشد

مواردى چند را می‌توان در اين خصوص يادآور شد كه منطقه حجاز توجه اقوام ديگر را به خود جلب كرده است: نخست هجرت گروهى از يهود می‌باشد كه در حمله رومی‌ها به فلسطين از تير رس آن‌ها گريختند و براى حفظ جان خود به يمن و سرزمين يثرب يعنى مدينه كنونى و خيبر واقع در سر راه مكه و شام روى آوردند كه بعدها به نام يهودان حميرى در يمن، و بنى نضير و بنى قينقاع و بنى قريضه و خيبرى و غيره در مدينه و نواحى آن معروف گشتند.

يهود با اعراب بت پرست آميزش پيدا كردند، به آن‌ها زن دادند و از آن‌ها زن گرفتند، و حتى بسيارى از آن‌ها را به دين خود در آوردند. به همين جهت بيش‌تر يهودان يمن و حجاز به موازات ظهور اسلام اصل عربى داشتند و به همين علت نيز با وجودى كه يهودى شده بودند، زبان و خلق و خوى عربى خود را حفظ كرده بودند.

مورد ديگر آمدن يكى از ملوك يمن به يثرب است كه به نام «تبع» خوانده می‌شود. تبع لقب عده‌اى از سلاطين يمن بود. تبع اول هم عصر بلقيس ملكه سبا است. ماجراى آمدن او به مدينه هم اين بود كه عرب «يثرب» از ورود قوم يهود به قلمرو خود به تبع شكايت نمودند. تبع نيز به آنجا لشكر كشيد و دست به كشتار زد. سپس يكى از فرزندان خود را در آن‌جا به جاى خويش منصوب داشت و به يمن بازگشت. در غياب او مردم مدينه پسرش را غافل‌گير نمودند و به قتل رساندند. چون اين خبر به تبع رسيد بار ديگر به مدينه آمد و با قاتلان فرزند پيكار نمود.

در آن ميان دو نفر از علماى يهود بنى قريضه تبع را ملاقات كردند و از وى خواستند كه از ادامه جنگ خوددارى كند. وقتى تبع سبب پرسيد، گفتند: پيغمبرى از عرب بر انگيخته می‌شود و به اين شهر می‌آيد و سكونت می‌ورزد. ما نيز به اميد درك محضر او به اين شهر مهاجرت كرده‌ايم. چون تبع اين مطلب را شنيد دست از جنگ كشيد و به يمن بازگشت.

تبع در سر راه خود به يمن از مكه گذشت و به تعمير خانه خدا «كعبه» پرداخت. درى براى خانه خدا (كعبه) قرار داد و كعبه را با پرده‌اى پوشانيد، و به نقلى او نخستين كسى است كه خانه كعبه را با پرده پوشش داد.(مروج الذهب مسعودى - جلد 2 صفحه 76 و كامل ابن اثير - جلد 1 صفحه 244.)

روايات اسلامى می‌گويد تبع همان موقع به پيغمبر اسلام كه هنوز متولد نشده بود ايمان آورد.

مورد ديگرى كه می‌بينيم به حجاز لشكركشى شده است، ماجراى مشهور قوم فيل و آمدن «ابرهه» فرمانده حبشى قواى اشغال‌گر يمن به مكه براى تخريب خانه خداست. داستان قوم فيل چنان كه می‌دانيم در قرآن مجيد آمده است و يك سوره قرآن را تشكيل می‌دهد.

خدا در سوره فيل می‌فرمايد: «ما قوم فيل را مانند برگ جويده شده نابود ساختيم» داستان آن به هنگام خود ذكر می‌شود.

نه تنها عرب حجاز در طول تاريخ مورد هجوم و استثمار كشور گشايان و امپراتوران عصر واقع نشده است، بلكه اصولاً عرب چه در يمن و چه در حجاز، و عراق و شام و فلسطين هميشه آزاد زيسته‌اند، و آداب و رسوم خاص خود را حفظ كرده و هرگز باج گذار نبوده‌اند. فقط يمن مدتى مورد توجه روميان واقع شد و بعد هم مدتى ديگر حبشی‌ها به آن‌جا لشكر كشيدند، و به موازات ظهور اسلام جزو متصرفات ايران ساسانى بود و نماينده‌اى از ايران در آنجا به سر می‌برد. تازه اين حوادث هم مربوط به شهر «صنعا» پايتخت معروف يمن و چند شهر ساحلى آن بود و ساير نقاط يمن و عرب‌نشين آنجا كه كوهستانى است تقريبا از اين پيشامدها محفوظ مانده بود.

گوستاولوبون مورخ محقق فرانسوى در اينجا سخنى دارد كه بايد آن را نگاشت. می‌گويد: اسكندر مقدونى در صدد حمله به مناطق عرب‌نشين شام و فلسطين بود كه از دنيا رفت. پس از وى متصرفاتش ميان سردارانش تقسيم شد. آنتى گون يكى از سرداران وى پسر خود دمتريوس DEMETRIUS را به جنگ عرب شام و فلسطين مامور ساخت.

ديودور می‌نويسد: «وقتى دمتريوس وارد پترا (از شهرهاى فلسطين) شد، اعراب به او چنين گفتند: اى دمتريوس پادشاه! چرا با ما جنگ میكنى؟ ما در ريگستانى به سر می‌بريم كه فاقد كليه وسايل زندگى و محروم از تمام نعماتى است كه اهالى شهرها و قصبات از آن متمتع و بهره‌مندند. ما سكونت در يك چنين صحراى خشك را بدين جهت اختيار نموده‌ايم كه نمی‌خواهيم بنده كسى باشيم. بنا بر اين تحف و هدايائى را كه تقديم می‌نمائيم از ما قبول نموده، لشكريان خود را از اينجا كوچ داده، مراجعت كن و بدان كه نبطى از حال به بعد دوست صميمى تو خواهد بود، و اگر می‌خواهى كه اين محاصره را ادامه دهى، صريحا به تو می‌گوئيم طولى نخواهد كشيد كه دچار هزاران مشكلات و مصائب خواهى شد، و هيچ وقت هم نمی‌توانى ما را مجبور سازى معيشتى را كه از طفوليت به آن مانوس و عادى شده‌ايم تغيير دهيم، و اگر بالفرض از ميان ما اشخاصى را بتوانى اسير كنى و با خود ببرى، آن‌ها غلامانى خواهند بود بد انديش و هيچ وقت هم نمی‌توانند طرز زندگى خود را از دست داده رويه ديگر را اختيار كنند».

«دمتريوس» اين پيغام صلح را مغتنم شمرده هدايا را قبول نمود و يك چنين جنگى را كه می‌دانست مشكلات آن زياد است، خاتمه داده و برگشت

نام و نژاد عرب

در اين كه لفظ عرب از چه گرفته شده است، اختلاف نظر بسيار وجود دارد. گروهى از دانشمندان آن‌را از نام «يعرب بن قحطان» می‌دانند كه در يمن می‌زيستند و اعراب نخستين بودند، ولى جمعى ديگر از اهل تحقيق به اين نظريه ايراد گرفته و می‌گويند به خود «يعرب» و پدرش «قحطان» چه می‌گفتند؟ بنا بر اين در اطلاق كلمه عرب بر شاخه‌ه‌اى از نژاد سامى، قول درستى در دست نيست.

«يشحب» پسر «يعرب» و «سبا» پسر «يشحب» بود. سبا پدر كليه قبائل عرب قحطانى است. او ده پسر داشت. شش تن از نيكان بودند و اينان: ازد، كنده، مذحج، اشعرون، انمار، حمير، و چهار تن آن‌ها افرادى نادرست به شمار می‌رفتند و آن‌ها: عامله، جزام، لخم، و غسان بودند. قبائل عرب قحطانى به نام اينان موسوم شدند، و از آن‌ها نيز تيره‌هائى پديد آمدند كه قرن‌ها پس از ظهور اسلام باقى بودند.

اعراب نژاد سامى بازماندگان «سام» پسر حضرت نوح پيغمبر بودند و لذا زبان آنها را شاخه‌ه‌اى از زبان سامى می‌دانند كه بهترين زبان نژاد سامى است.

مورخان، قوم عرب را به دو دسته تقسيم كرده‌اند: عرب خالص كه گفتيم ساكن يمن بوده‌اند و به عرب قحطانى شهرت داشتند، و تيره ديگر، عرب عدنانى بودند كه در سرزمين تهامه، نجد، يمامه، حجاز، شام و عراق پراكنده شدند.

عدنان نياى اعلاى اينان كه جد بيستم پيغمبر اسلام است، نواده حضرت اسماعيل فرزند حضرت ابراهيم خليل است. علت سكونت آن‌ها در سرزمين حجاز اين بود كه به واسطه مصالحى، خداوند به ابراهيم وحى نمود كه فرزند خردسالش «اسماعيل» و مادرش «هاجر» را به وسيله «براق» از فلسطين به نقطه‌ه‌اى در حجاز كه بعدها شهر مقدس مكه در آن‌جا بنا شد، بياورد و در آنجا ساكن گرداند، و ابراهيم نيز چنين كرد».

هنگامى كه ابراهيم هاجر و اسماعيل را در نقطه كنونى شهر مكه فرود آورد و خواست به خدا بسپارد و به فلسطين باز گرداند، گفت: «خداوندا! من دودمانم را در سرزمينى بدون كشت در نزد خانه محترمت ساكن گردانيدم، تا نماز گزارند، پس دل‌هاى مردمان را به سوى آن‌ها معطوف دار، و به آن‌ها روزى ده، باشد كه تو را شكر كنند (ربنا انى اسكنت من ذريتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرم. ربنا ليقيموا الصلوة فاجعل افئدة من الناس تهوى اليهم و ارزقهم من الثمرات لعلهم يشكرون - سوره ابراهيم آيه 37)

با پديد آمدن آب زمزم در زير پاى اسماعيل شيرخوار كه به طرز معجزه‌آسا تحقق يافت، و آگاهى قبيله جرهم از وجود آب در آن نقطه و آمدن بدانجا، اسماعيل در ميان قبيله مزبور پرورش يافت، و زبان آن‌ها يعنى عربى را فرا گرفت.

حضرت اسماعيل در جوانى، با دخترى از عرب اصيل قحطانى از قبيله «جرهم» ازدواج كرد. معد فرزند عدنان چهار پسر به نامهاى: نزار، قضاعه، قنص و اياد، داشت. قبائل مضر، ربيعه، انمار، خثعم، ثقيف، بجيله، قضاعه، تميم، مزينه، خزاعه، اسلم، هذيل، طى، كلب، كنانه، خزيمه، و تيره‌هائى كه از اينان منشعب گرديدند، به آنان نسبت می‌رساندند. به اينان عرب مستعرب يا عرب اسماعيلى می‌گفتند. قبيله مشهور و محترم «قريش» نيز به آن‌ها می‌پيوستند.

به تقسيم ديگر به موازات ظهور اسلام، عرب سه دسته بودند. عرب شمال كه در نجد و حجاز و اواسط سرزمين عرب يعنى شبه جزيره می‌زيستند، و به زبانى كه قرآن مجيد بر اساس آن نازل گرديد، سخن می‌گفتند. و ديگر عرب قحطانى مقيم جنوب بودند كه در يمن موطن اصلى خود و حضر موت سكونت داشتند، و زبان آن‌ها لغت سباى يا حميرى بود. عرب قحطانى به مرور ايام در حجاز پراكنده شدند كه از جمله دو قبيله معروف اوس و خزرج بودند، كه در سرزمين يثرب و شهر «مدينه» به سر می‌بردند.

دسته ديگر عرب «نبطى» بود كه در اصل عرب نبودند، ولى با عرب آميزش پيدا كردند و در سرزمين آن‌ها سكونت ورزيدند، و با آنان وصلت نمودند. از اين‌رو، زبان آنها عربى خالص نبود، بلكه تركيبى از عربى و غير عربى بود.

چون بحث ما درباره حجاز و قلمرو ظهور دين مبين اسلام است، لذا در اين باره سخن می‌گوئيم:

قرن‌ها پيش از ظهور اسلام در نقطه شرقى و شمالى شبه جزيره عربستان، سه تيره از عرب وجود داشته‌اند; به‌دين شرح: 1- اعراب بائده

قبل از همه در عربستان می‌زيسته‌اند، و براى خود دوران و سرگذشتى داشته‌اند، ولى طى حوادث شومى منقرض گشتند و نابود شدند. به همين جهت نيز به آنها «بائده» می‌گويند، يعنى نابود شده و از ميان رفته‌است.

گويا اينان همان قوم عاد و ثمود و غيره بوده‌اند كه در سرزمين «احقاف» يعنى جائى كه امروز كشور مسقط و عمان است، می‌زيسته‌اند، و در نقاط ديگر شبه جزيره هم پراكنده بودند. در روزگار طلوع اسلام، الواح و قبورى باقى مانده بود كه مردم آنها را به همان عرب بائده نسبت می‌دادند. 2- اعراب نجد

اينان كه در شرق شبه جزيره به صورت قبائل مختلف می‌زيستند، روزگار خود را حتى در يك قرن پيش با چادرنشينى و جنگ و گريزها می‌گذرانيدند. از نيم قرن به اين طرف خاندان سعودى در اين منطقه حكومت خود را تشكيل داده و امروز پايتخت آن‌ها «رياض» در منطقه نجد واقع است (يكى از كارهاى زشتى كه اين خاندان نمودند اين است كه سرزمين مقدس حجاز و محيط طلوع آخرين ديانت الهى و پيغمبر ختمى مرتبت (صلى الله عليه و آله) را به جاى اينكه عربستان بنامند، به نام جد خود «سعود»، عربستان سعودى ناميدند. و آن سرزمين مقدس را كه تعلق به عموم مسلمانان جهان دارد به عنوان ملك شخصى خود در آوره‌اند!) 3- اعراب حجاز

عرب اصيل شبه جزيره كه قرن‌ها به واسطه وجود خانه خدا (كعبه) در ميان آن‌ها، محترم‌ترين مردم به شمار می‌رفتند، در قسمت شمال و غرب جزيره به سر می‌بردند. شهرهاى حجاز هنگام ظهور اسلام مكه و مدينه و طائف بود. در كنار درياى سرخ و سى و دو فرسخى شهر مدينه هم «ينبع» قرار داشت، كه خود بندرى بوده است، و رابط ميان حجاز و آفريقا به شمار می‌رفت.

قريش نجيب‌ترين مردم حجاز بودند كه در شهر مكه سكونت داشتند. نجابت و احترامى كه قريش در ميان ساير قبايل مختلف عرب كسب كرده بودند، به خاطر «كعبه» خانه خدا و يادگار حضرت ابراهيم و اسماعيل بود كه قريش خود از اولاد حضرت اسماعيل به شمار می‌رفتند. به طورى كه عموم قبايل عرب در يمن و حجاز و نجد و ديگر نقاط كعبه و شهر مكه را محترم شمرده و آن مكان مقدس را رمز اعتبار خود می‌دانستند.

هر ساله اعراب از باديه‌ها و شهرها در ماه رجب و ذى حجه براى زيارت كعبه و انجام مراسم، و زيارت بت‌هاى مشهور خود به مكه و منا می‌آمدند. از ميان عرب عدنانى و قريش قبائلى كه شهرت داشتند عبارت بودند از: بنى هاشم، بنى اميه، بنى مخزوم، بنى اسد، بنى نوفل، بنى جمح، بنى عدى، بنى سهم، بنى عبدالدار، بنى زهره، و غيره.

و از اينان نيز تيره‌هائى به وجود آمدند كه در تاريخ اسلام از ايشان ياد می‌شود.

از اين قبائل چهار قبيله بيش از بقيه شهرت داشتند، و محل اعتبار و مورد توجه بودند: بنى هاشم، بنى اميه، بنى مخزوم، بنى عبدالدار. هنگام بالا گرفتن كار پيغمبر (صلى الله عليه و آله) در مكه و مدينه، بزرگ بنى هاشم پيغمبر اسلام، و بزرگ بنى اميه ابوسفيان، و بزرگ بنى مخزوم ابوالحكم بود كه بعدها به واسطه خودسرى و جهالتش در مقابل اسلام و پيغمبر (صلى الله عليه و آله) «ابوجهل» خوانده شد.

مردم قريش طى سفرهاى بازرگانى خود در شام و فلسطين با نصارا، و در حيره (عراق) با ايرانيان و در يمن با يهوديان حميرى آشنا شدند، و از مجموع اين برخوردها به ميزان زيادى از طرز تفكر و آداب و رسوم آن‌ها آگاهى يافتند، بدون اينكه راه و روش و آداب و رسوم خود را از دست بدهند، يا تحت تاثير آن‌ها قرار گيرند.

كار قريش در مكه و طائف تجارت، و اعراب باديه شترچرانى و جنگ و گريز و قتل و غارت بود. قرآن مجيد از اين دو وضع قريش و اعراب باديه در موارد مختلف سخن گفته و اوضاع و احوال و طرز زندگى و روحيات و صفات آن‌ها را بازگو میكند و ما طى سخنان آينده از آن‌ها ياد خواهيم كرد.[۲]

مذهب تسنن[ویرایش]

مذهب سُنّی یکی از مذاهب دین اسلام است که اکثریت مسلمانان (۷۵%) تا(۹۰٪) را در بر می‌گیرد. اهل سنت و جماعت معتقدند که محمد، پیامبر اسلام، پس از خود جانشینی تعیین ننموده‌است. باوجود این، احادیث پیامبر همچون حدیث منزلت و حدیث ثقلین و وقوع غدیر خم را رد نمی‌کنند، ولی مناسبت آن‌ها را در مورد تعیین جانشینی علی بن ابی طالب تایید نمی‌نمایند و معتقدند باید مسلمانان با تشکیل شورا یکی از افراد جامعه را به عنوان خلیفهٔ خود برگزینند، هر چند که برای تعیین خلفای بعدی این اصل زیر پا گذاشته شد و اجماع صورت نگرفت. از این رو پس از درگذشت محمد و قبل از تدفین وی، نخست با تشکیل شورا در سقیفه بنی ساعده، با اینکه همهٔ مسلمانان یا نمایندگان همهٔ مسلمانان در شورا شرکت داشتند (از جمله عباس عموی پیغمبر و علی داماد ایشان بودند)، طبق سنت شورا و بیعت، ابوبکر را که از صحابه (یاران) و نزدیکان محمد بود برای خلافت بعد از محمد بر جامعه مسلمانان انتخاب کردند.

این چهار تن به همراه امام حسن که مدت خلافت کوتاهی داشته‌اند به خلفای راشدین معروف‌اند که به‌ترتیب عبارت‌اند از:

  • ابوبکر
  • عمر
  • عثمان
  • علی

مسلمانان اهل سنت، قرآن را کتابی محفوظ می‌دانند و اسلام را در پیروی از قرآن و سنت محمد می‌دانند، هرچند که عمر (خلیفهٔ دوم) کتاب خدا و عمل به آن را کافی می‌دانست. آنان در مسایل فقهی، ابتدا قرآن و سپس احادیث محمد و بعد از آن احادیث معتبر صحابه و اجماع را مورد استفاده قرار می‌دهند.

مذهب اهل سنت در دو مکتب اصولی اعتقادی یعنی اشعری و ماتریدی واز لحاظ علوم فقهی به چهار مذهب فروعی و عملی حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی تقسیم می‌گردد.مذهبی دیگر به نام مذهب سلفی که با اتکا به قرآن و سنت پاک پیامبر و یا ران پاکش وجود دارد که خود را فقط مسلمانان سلفی می نامند . همه مسلمانان اهل سنت ، اهل بیت پیامبر را دوست دارند و به آنها احترام ویژه قائل اند ولی از توسل کردن و قسم خوردن به آنها و نذر برای آنها پرهیز می کنند و آن را حرام می خوانند زیرا همه این عبادت ها را مطلقاً برای خدا می دانند.

مذهب شیعه[ویرایش]

شیعه یکی از مذاهب دین اسلام است وشیعیان معتقدند که پیامبر دورازده شخص را به عنوان جانشین پس از خود انتخاب کرده است که این دوازده شخص به شرح زیر می باشند:

تصویری موسوم به حسین بن علی

تاریخ مدرن[ویرایش]

دوران نوین، دوران مدرن یا مدرنیته به جامعهٔ جدید (مدرن) اطلاق می‌شود. مدرنیته دوره‌ای تاریخی است که بین سال‌های ۱۶۳۰ میلادی تا ۱۹۴۰ را در بر دارد و واجد جنبش‌های متعدد فرهنگی و

عقلانی است. البته یورگن هابرماس
فیلسوف مدافع مدرنیته بر این باور است که مدرنیته پروژه‌ای ناتمام است و 

هنوز به آخر نرسیده‌است. به شکل کلی می‌توان منظور از مدرنیته را جامعهٔ مدرن دانست.

از نظر تاریخی، دوران مدرن با دورهٔ رنسانس آغاز شده و با عصر روشنگری و انقلاب فرانسه و ایده‌آلیسم آلمانی به عنوان گفتار کلیدی غرب تحکیم می‌شود. از ویژگی‌های این دوران می توان به این موارد اشاره نمود:

  • در این دوره فردیت اعتلا یافته و سنت نقد می‌شود.
  • در این دوره فرد خودمختار با ظهور یا ظهور به شکل سوژهٔ دکارتی خود را ارباب و مالک طبیعت اعلام می‌کند و به مفهوم پیشرفت و بینش فعلی از تاریخ ارزش و بها می‌دهد.
  • آگاهی فرد از فردیت خود
  • جدایی دین از دولت
  • تاکید بر آزادی‌های فردی
  • افسون‌زدایی از جهان
  • تأکید بر علم گالیله‌ای و نیوتونی همراه با انقلاب‌های علمی و صنعتی در غرب
  • دوران عقل ابزاری - به معنای تسلط انسان بر طبیعت و انسان از طریق به کارگیری علم و تکنولوژی
  • عقل انتقادی - به معنای تأکید بر سوژهٔ خودمختار که شناسندهٔ خود و جهان است و برآزادی‌های فردی خود تأکید می‌کند.

همچنین دوران مدرن در رویدادهای تاریخی چون انقلاب آمریکا و فرانسه و دو اعلامیهٔ استقلال امریکا و اعلامیهٔ حقوق بشر و شهروند ۱۷۸۹ فرانسه تجلی می‌یابد.

می‌توان گفت که چهار معنای اصلی از مدرنیته وجود دارد:

  1. مدرنیتهٔ سیاسی: که در قالب مفهوم مدرن از دموکراسی و حقوق شهروندی شکل می‌گیرد.
  2. مدرنیتهٔ علمی و تکنولوژیک: که نتیجهٔ آن گسست معرفتی با کیهان‌شناسی ارسطویی، ایجاد علم جدید، انقلاب صنعتی و تکنولوژی مدرن است.
  3. مدرنیتهٔ زیبایی‌شناختی: که از رابطهٔ جدید انسان با زیبایی و مفهوم جدید ذوق و سلیقه نشأت می‌گیرد.
  4. مدرنتیهٔ فلسفی: مدرنیته به معنای آگاهی سوژهٔ فردی از طبیعت و سرنوشت خود و قرار دادن این سوژه به منزلهٔ پایه و اساس تفکر و اندیشه

ظهور اروپا[ویرایش]

عصر اکتشافات[ویرایش]

قرن ۱۹[ویرایش]

سدهٔ ۱۹ میلادی به فاصلهٔ بین سال‌های ۱۸۰۱ تا ۱۹۰۰ در گاهشماری گریگوری گفته می‌شود. این دوره برابر با سال‌های بین ۱۱۷۹ تا ۱۲۷۸ در گاهشماری خورشیدی است.

گاهی اوقات مورخین از «سدهٔ نوزدهم میلادی» برای اشاره به دوران تاریخی بین سال‌های ۱۸۱۵ (۱۱۹۳) (کنگرهٔ وین) تا ۱۹۱۴ (۱۲۹۲) (آغاز جنگ جهانی اول) استفاده می‌کنند. اریک هابس‌باوم نیز اصطلاحی به نام «سدهٔ نوزدهم میلادی طولانی» برای اشاره به سال‌های بین ۱۷۸۹ (۱۱۶۷) تا ۱۹۱۴ ساخته است.

در این سده امپراتوری‌های عثمانی، اسپانیا و پرتغال نابود شدند و امپراتوری‌های مغول و روم مقدس نیز به پایان رسیدند.

امپراتوری بریتانیا پس از جنگ‌های ناپلئونی، در حالیکه یک ربع از جمعیت جهان و یک سوم زمین‌ها را در اختیار داشت تبدیل به بزرگ‌ترین ابرقدرت این سده شد. این امر باعث تقویت یک صلح برتانیایی، پیشبرد تجارت و مبارزه با دزدی دریایی فراگیر شد.

میزان برده‌داری در کل جهان بسیار کمتر شد. پس از شورش برده‌ها در هاییتی، بریتانیا دزدان دریایی بربر را که به دزدی و برده‌گیری اروپاییان می‌پرداختند مجبور به تسلیم شدن کرد و به نیروی دریایی خود ابلاغ کرد تا هر گونه تجارت برده را متوقف سازند. برده‌داری سپس در روسیه، آمریکا و برزیل ممنوع اعلام شد. (مراجعه کنید به الغای برده‌داری)

الکتریسیته، فولاد و نفت موجبات دومین انقلاب صنعتی را که کشورهایی چون آلمان، ژاپن و ایالات متحده را تبدیل به امپراتوری‌های زمان کرد فراهم آوردند. با اینحال روسیه و سلسلهٔ چینگ در چین نتوانستند همراه با این انقلاب گام بردارند و در نتیجه آشوب‌های اجتماعی وسیعی در این دو امپراتوری به وجود آمد.

قرن ۲۰[ویرایش]

سدهٔ ۲۰ میلادی از سال ۱۹۰۱ تا ۲۰۰۰ در گاه‌شماری میلادی است. این دوره برابر با سال‌های بین ۱۲۷۹ تا ۱۳۷۹ در گاه‌شماری هجری خورشیدی است.

در اصطلاح عوام آن را از سال ۱۹۰۰ تا ۱۹۹۹ می‌دانند. استدلال‌های زیادی برای تصدیق برداشت عامیانه از این اصطلاح آورده شده‌است. استفان جی گولد بر این باور است که دههٔ اول سده، ۹ سال دارد. عده‌ای نیز بر این باورند که سیستم سالشماری نجومی دارای سالی به نام صفر است که معمولاً آن را به نام ۱ سال قبل از میلاد می‌شناسند. سازمان بین‌المللی استانداردسازی در سال ۲۰۰۰ استانداردی به نام ایزو ۸۶۰۱ را برای استفاده از سیستم سال‌شماری نجومی معرفی کرد. این استاندارد نظر کسانی را که معتقد بودند سدهٔ جدید چند ماه زودتر آغاز شده تصدیق می‌کرد. ضمناً تقریباً همیشه دهه‌ها با سال «۰» آغاز می‌شوند، در نتیجه همانگونه نیز نامگذاری می‌شوند (۱۹۶۰).

این اصطلاح همچنین برای دوره‌هایی که روی تقویم با هم برخورد دارند نیز استفاده می‌شود که از این میان می‌توان سدهٔ بیستم کوتاه را نام برد که طبق آن سدهٔ بیستم به سال‌های بین ۱۹۱۴ تا ۱۹۸۹ اطلاق می‌شود. در نتیجه دوران پیش از جنگ جهانی اول به سدهٔ ۱۹ و سال‌های دههٔ ۱۹۹۰ جزو سدهٔ ۲۱ تلقی می‌شوند.

این نکته به درستی قابل درک است که بخشی از سال‌های ابتدایی سدهٔ بیستم پیش از جنگ جهانی اول از دیدگاه فرهنگی و پیشرفت فناوری جزو سدهٔ ۱۹ به شمار می‌آید. همچنین بسیاری بر این باورند که دههٔ ۱۹۹۰ به دلیل رخ دادن وقایعی (نظیر ظهور اینترنت) جزو سدهٔ ۲۱ به حساب می‌آید.

جنگ جهانی اول[ویرایش]

در ماه اوت ۱۹۱۴ جنگ عظیمی در اروپا بین آلمان، رهبر دول محور، و نیروهای متفقین به رهبری فرانسه و بریتانیا درگرفت. هیچ‌یک از دو طرف نتوانستند به پیروزی کامل دست یابند و جنگ تا چهار سال به طول انجامید. پیش از پیروزی متفقین در نوامبر ۱۹۲۸ حدود ۱۰ میلیون نفر کشته شدند. هنگامی که در ماه اوت ۱۹۱۴ جنگ اعلام شد، میلیون‌ها تن از مردم شادمان در خیابان‌های شهرهای مهم اروپا شروع به رقص و پایکوبی کردند. مردم تصمیم حاکمان خود برای رفتن به جنگ را مورد حمایت قرار دادند. مردان جوان داوطلب برای جنگیدن، هجوم می‌آورند. با این وجود، صحنه‌های وحشت‌انگیز جنگ جهانی اول، نگرش مردم به جنگ را تغییر داد؛ یک نسل کامل از مردان جوان به خاک و خون کشیده شدند. جنگ جهانی اول، چهار امپراتوری را نابود کرد؛ امپراتوری آلمان تاج و تخت را از دست داد و جمهوری وایمار جایگزین آن شد. امپراتوری‌های شکست خورده امپراتوری اتریش - مجارستان و عثمانی از هم گسیختند و امپراتوری روسیه نیز به دست انقلابی‌های بلشویک افتاد.

جنگ جهانی دوم[ویرایش]

در قرن بیستم بین دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ بسیاری از کشورهای اروپایی از دموکراسی دست کشیدند. حزب نازی به رهبری آدولف هیتلر در آلمان به قدرت می‌رسد و فاشیست‌ها به رهبری موسولینی بر ایتالیا حکومت می‌کنند. ابتدا بریتانیا و فرانسه کوشیدند با این دیکتاتورهای جنگ‌طلب سازش کنند. اما عاقبت در سال ۱۹۳۹ در برابر تهاجم هیتلر ایستادند و اروپا به جنگ جهانی دوم کشیده شد. در سپتامبر ۱۹۳۹، جنگ جهانی دوم در اروپا آغاز شد. آدولف هیتلر، می‌خواست تا رایش سوم به یک قدرت مطلقه در اروپا تبدیل شود. در آغاز تاکتیک حملات برق‌آسا موفقیت‌آمیز می‌نمود. اما پس از سال ۱۹۴۳، قوای متفقین، متشکل از نیروهای آمریکا، شوروی و انگلستان، بر آلمان برتری یافتند. سرانجام، آلمان در ماه مه ۱۹۴۵، نه روز پس از خودکشی هیتلر، تسلیم شد. بیش از بیست میلیون اروپایی در این جنگ کشته شدند.

قرن ٢١[ویرایش]

سدهٔ ۲۱ میلادی یا قرن بیست و یکم جدیدترین سده در تقویم گریگوری و در اصطلاح قرن اخیر است که در تاریخ ۱ ژانویه ۲۰۰۱ آغاز شد و پس از گذشت یک صد سال در ۳۱ دسامبر ۲۱۰۰ به پایان خواهد رسید. در کاربردهای عامیانه ممکن است آغاز سده بیست و یکم از ۱ ژانویه ۲۰۰۰ و پایان آن در ۳۱ دسامبر ۲۰۹۹ در نظر گرفته شود که عقیده‌ای رایج اما نادرست و غیر رسمی است.

جستار های وابسته[ویرایش]

انسان

پارینه سنگی

عصر سنگ

دوران نوسنگی

مذهب

عصر برنز

شهر

تجارت

تاریخ اسلام

مذهب تسنن

مذهب شیعه

تاریخ مدرن

قرن 19

قرن 20

جنگ جهانی اول

جنگ جهانی دوم

قرن 21

منابع[ویرایش]

  1. . 
  2. . 
  1. جوهان کیگان|کیگان، جوهان (۱۹۸۹) جنگ جهانی دوم
  2. موسسه لغتنامه دهخدا،لغتنامه دهخدا(لوح فشرده)،موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۸۷.
  3. تاریخ قرون وسطی - یوگنی آلکسی یویچ کاسمینسکی، محمدباقر مومنی - ترجمه صادق انصاری - نشر فردوس - ۱۳۸۶ - تهران.
  4. دانشنامهٔ ایرانیکا، سرواژهٔ "ARYANS"، نوشتهٔ رودیگر اشمیت (R. Schmitt)
  5. Hiebert, F. , Cambon, P. , ۲۰۰۸،

AFGHANISTAN Hidden Treasures from the National Museum, Kabul, page 58, Washington, National Geographic, ISBN 978-1--4262-0295-۷

  1. Achaeological Gazetteer of Afghanistan, Volume II, Warwick BALL, Editions Recherche Sur les Civilisations, Paris, 1982, ISBN 2-86538-040-8
  2. کتاب مقدمه ای برمبانی برنامه ریزی شهری(تالیف مهندس اسماعیل شیعه)
  3. مجله الکترونیکی پرشین ژئو
  4. تاریخ اسلام وبگاه حوزه
  5. اطلس تاریخ اسلام، صادق آیینه وند، انتشارات مدرسه (۱۳۷۸).
  6. پاتریشیا د.نتسلی. عصر حجر. ترجمه عسکر بهرامی.تهران: ققنوس، ۱۳۸۱
  7. عسکری خانقاه، اصفر و محمد شریف کمالی. انسانشناسی عمومی، تهران؛ انتشارات سمت، ۱۳۷۸.
  8. https://en.wikipedia.org/wiki
  9. Clark, Grahame. World Prehistory in New Perspective, Cambridge University Press, 1977
  10. Haviland, William. Anthropology, New York; Rinehard and Winston Press, 1985.