حق رأی زنان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

حق رأی زنان که به معنی حق شرکت زنان در انتخابات است؛ از مهم‌ترین رویدادهای تکامل اولیهٔ جنبش‌های مدافع حقوق زنان بود. هواخواهان حق رأی زنان که سافروجت‌ها نیز نامیده می‌شدند؛ کسب حق رأی را مقدمه مشارکت سیاسی زنان می‌دانستند.

تاریخچه[ویرایش]

در سال ۱۸۴۸ جنبش حق رأی زنان در ایالات متحده ٱمریکا به یک جنبش اجتماعی گسترده تبدیل شد. در سال ۱۸۹۳، نیوزیلند نخستین کشوری بود که حق رأی زنان را به رسمیت شناخت.امروزه جز بوتان، برونئی، عربستان سعودی و واتیکان؛ دیگر کشورها حق زنان برای شرکت در انتخابات را به رسمیت شناخته‌اند.

در کشورهای مختلف[ویرایش]

حق رأی زنان در نیوزیلند[ویرایش]

نیوزیلند نخستین کشور مستقلی بود که حق رأی زنان را به رسمیت شناخت. در سال ۱۸۹۳، قانون انتخابات به نفع مشارکت سیاسی زنان تغییر یافت و در سال ۱۸۹۳ زنان برای نخستین بار در انتخابات ملی آن کشور شرکت کردند. کیت شپارد و ماری آن مولر از مهم‌ترین رهبران هواخواه حق رأی زنان در نیوزیلند بودند. تا سال ۱۹۱۹، زنان در نیوزیلند حق نامزدی در مجلس را نداشتند. نخستین زنی که در مجلس نیوزیلند به نمایندگی برگزیده شد، الیزابت مک کومب بود.

حق رأی زنان در بریتانیا[ویرایش]

در سال ۱۸۶۶، دادخواستی به مجلس بریتانیا ارائه شد که در آن زنان بریتانیا تقاضا کرده بودند قانون انتخابات تغییر کند و حق رأی کامل زنان را نیز دربرگیرد.این دادخواست تحت اعتراض خشونت‌بار مخالفینی قرار گرفت که معتقد بودند؛ حق رأی زنان بزرگ‌ترین خطرات برای انگلستان به همراه خواهد آورد. پارلمان بریتانیا، نخست عقیده داشت که دخالت زنان در سیاست، زندگی سیاسی را مبتذل کرده و در عین حال ثبات خانواده را از میان می‌برد؛ بنابراین به دادخواست عمل نکرد.در سال ۱۸۶۷، نخستین جامعه ملی حق رأی زنان تأسیس گردید. اعضای این جامعه که به سافروجت‌ها معروف گردیدند؛ خود را هواخواه حق رأی زنان می‌دانستند.سافروجت‌ها تا پایان قرن نوزدهم برای دادن حق رأی به زنان بیش از چهل دادخواست به پارلمان بریتانیا ارائه دادند که تا سال ۱۹۰۰ به طول انجامید. در سال ۱۹۰۳ جنبش حق رأی زنان توسعه بیشتری یافت و تظاهرات خیابانی و راهپیمایی‌های فراوانی را در بر گرفت.در یک اجتماع فضای باز که در ماه ژوئن ۱۹۰۸ در لندن برپا گردید، بیش از پانصدهزار زن طرفدار حق رأی زنان حضور یافتند. امیلین پانکهرست از شخصیت‌های برجسته هواخواه حق رأی زنان بود که برای اجتماعات بزرگی از مبارزات زنان انگلیسی صحبت کرد. امیلین پانکهرست معتقد بود که حق رأی زنان، زندگی سیاسی را اساساً دگرگون خواهد کرد، و حس جدید نوع‌دوستی و اخلاق را به وجود خواهد آورد. در سال ۱۹۱۰، آلیس پین و هریت استنتون بلچ در مبارزات زنان در بریتانیا شرکت کردند که پیوند عمیقی بین سافروجت‌های بریتانیا و ایالات متحده آمریکا ایجاد کرد. برخی مبارزات سافروجت‌ها در بریتانیا با خشونت همراه بود؛ چندین کلیسا نابود گردید، و نخست‌وزیر اسکویت چندبار مورد سوءقصد قرار گرفت. بسیاری از طرفداران حق رأی زنان زندانی شدند که باعث شروع اعتصاب سراسری زنان بریتانیا شد. سرانجام در سال ۱۹۱۸، بریتانیا حق رأی زنان را به رسمیت شناخت. سن رأی برای زنان بریتانیا بالای ۳۰ سال بود در حالی که مردان می‌توانستند پس از ۲۰ سالگی در انتخابات شرکت کنند. در سال۱۹۲۱، حدود یک سوم زنان بریتانیا برای نخستین بار در انتخابات ملی شرکت کردند. پس از به دست آوردن حق رأی زنان در سال ۱۹۱۸، جنبش‌های طرفدار حقوق زنان در انگلستان و دیگر کشورهای اروپایی رو به زوال گذاشتند و زنان انقلابی بیشتر جذب جنبش‌های دیگر ضدفاشیسم می‌گردیدند.

حق رأی زنان در ایالات متحده آمریکا[ویرایش]

در سال ۱۸۲۰ بیش از دوهزار زن آمریکایی به دولت ایالات متحده آمریکا تقاضانامه‌ای ارائه کردند و در آن خواستار اعطای حق رأی برابر با مردان شدند.این تقاضانامه مورد اعتنای دولت آمریکا واقع نشد. آلیس پین و هریت استنتون بلچ دو زن آمریکایی بودند که در مبارزات زنان در بریتانیا و آمریکا شرکت فعال داشتند. در سال ۱۹۱۰، زنان آمریکا راهپیمایی‌ها و تظاهرات وسیعی را در نیویورک، ماساچوست و نیوجرسی سازمان دادند.در سال ۱۹۲۰ ویلسون رییس جمهور ایالات متحده، نوردهمین متمم قانون اساسی آن کشور را به مجلس سنا رساند که بر اساس آن تمام زنان ایالات متحده آمریکا برای اولین بار حق رأی برابر با مردان می‌یافتند.

حق رأی زنان در ایتالیا[ویرایش]

در سال ۱۹۱۹ نخستین دادخواست زنان ایتالیایی برای حق رأی به مجلس ایتالیا ارائه شد. در سال ۱۹۲۵، ارزش رأی زنان نصف مردان بود. با به قدرت رسیدن موسولینی، زنان از شرکت در انتخابات منع شدند. پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵، زنان ایتالیا حق رأی برابر با مردان کسب کردند.

حق رأی زنان در آلمان[ویرایش]

حق رأی زنان در فرانسه[ویرایش]

شارل دوگل در سال ۱۹۴۴ برای نخستین بار حق رأی زنان در فرانسه را به رسمیت شناخت.

حق رأی زنان در هند[ویرایش]

در هند، ساروجینی نایدو از رهبران کسب حق رأی برای زنان بود.کنگره ملی هند به رهبری مهاتما گاندی از حق رأی زنان پشتیبانی می‌کرد. پس از استقلال هندوستان، در سال ۱۹۵۰، زنان هندی برای نخستین بار حق رأی به دست آوردند.

حق رأی زنان در اندونزی[ویرایش]

حق رأی زنان در ژاپن[ویرایش]

در سال ۱۹۱۹، در ژاپن، ایشیواکا فوسائه نخستین انجمن طرفدار حق رأی زنان را تأسیس کرد. این انجمن گردهمایی‌های بسیاری را ترتیب می‌داد و زنان را نسبت به اهمیت مشارکت سیاسی آگاه می‌کرد. در سال ۱۹۲۰ یکی از دو حزب اصلی ژاپن، از حق رأی زنان پشتیبانی کرد. در سال ۱۹۲۴ ارتش ژاپن تمام جنبش‌های اجتماعی مردم‌سالاری و فمنیستی را سرکوب کرد. در سال ۱۹۴۵ نیروهای متفقین، ژاپن را شکست دادند. در سال ۱۹۴۷ تظاهرات سراسری در ژاپن به طرفداری از حق رأی زنان سازمان‌دهی شد. سرانجام در سال ۱۹۴۸، قانون اساسی جدید ژاپن حق رأی برابر زنان را به رسمیت شناخت.

حق رأی زنان در چین[ویرایش]

مائو از طرفداران جنبش هواخواه حق رأی زنان در چین بود. پس از تأسیس جمهوری خلق چین در سال ۱۹۴۹، زنان برای نخستین بار حق شرکت در انتخابات را یافتند.

حق رأی زنان در نیجریه[ویرایش]

حق رأی زنان در پرو[ویرایش]

حق رأی زنان در ایران[ویرایش]

پس از پیروزی انقلاب مشروطه ایران در سال ۱۹۰۶، مجلس نمایندگان مردم در تهران گشوده شد. مردم ایران برای نخستین بار با انتخاب نمایندگان خود برای حضور در مجلس شورای ملی، در امور سیاسی مشارکت مستقیم پیدا کردند.در نخستین نظام‌نامه انتخابات مجلس شورای ملی، زنان از حق رأی اعم از انتخاب شدن یا انتخاب کردن محروم شدند. در نظام‌نامه مجلس شورا زنان، خارج شدگان از دین اسلام، دیوانگان، تبعه خارجه، دزدان و قاتلین، گدایان و متکدیان و اشخاصی که کمتر از ۲۰ سال داشتند؛ فاقد حق رأی شناخته شدند.

در سال ۱۳۲۲ طرح اعطای حق رای به زنان از سوی نمایندگان حزب توده آذربایجان در مجلس ارائه شد[۱].

محمد مصدق، در قانون انتخاباتی همچنان زنان را از حق رأی محروم دانسته بود؛ وقتی مشاوران مصدق با این استدلال که در قانون اساسی همه شهروندان برابرند، اعطای حق رأی به زنان را پیشنهاد کردند، علما با حمایت طلاب و بزرگان اصناف اعتراض کردند که در شرع اسلام حق رأی فقط به مردان داده شده است.[۲] کاشانی نیز تأکید کرد که دولت باید حتماً از دادن حق رأی به زنان جلوگیری کند، چرا که آنان باید در خانه بمانند و به وظیفه اصلی خودشان یعنی خانه‌داری و پرورش فرزند بپردازند.[۳] در دور دوم مجلس شورای ملی؛ ماده چهارم نظام‌نامه انتخابات به بحث و بررسی رسید. در این جلسه، محمدتقی وکیل‌الرعایا نماینده مردم همدان از حق رأی زنان پشتیبانی کرد و در مخالفت با نظام‌نامه انتخابات سخن گفت. سپس ذکاءالملک و حسن مدرس در مجلس سخن گفتند و حق رأی زنان را مورد نکوهش قرار دادند. حسن مدرس، استدلال کرد که قوانین موجود به خوبی حقوق زنان را حفظ می‌کند و هشدار داد که اعطاء حق رأی به زنان به بی‌ثباتی سیاسی، فساد مذهبی و هرج و مرج اجتماعی خواهد انجامید.[۴] هنگامی که طلاب قم برای مخالفت و اعتراض با پیشنهاد اعطای حق رأی به زنان به خیابان‌ها ریختند، یک نفر کشته و دوازده تن مجروح شدند.

در سال ۱۹۶۲، لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی در هیئت دولت ایران به تصویب رسید. بر اساس این لایحه، زنان برای نخستین بار اجازه شرکت در انتخابات و نامزد شدن برای انتخابات را پیدا می‌کردند. روح الله خمینی جلسه‌ای در قم تشکیل داد و سرانجام تصمیم به ارسال تلگراف به محمدرضا شاه پهلوی در جهت به مخالفت با سه بند لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی از جمله اعطای حق رای به زنان ایرانی گرفت که اصل مربوط به حق رأی زنان از مهمترین اعتراضات وی بود[۵]. محمدرضاشاه، تصمیم‌گیری در این مورد را به دولت اسدالله علم واگذار کرد. اسدالله علم در یک سخنرانی حرکت‌های علیه انجمن‌های ایالتی و ولایتی را حرکات مرتجع و مخالف ترقی زنان دانست. با این حال در آستانه انقلاب اسلامی ایران، آیت‌الله خمینی مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان را مطابق قوانین اسلام تلقی کرد و با مشارکت سیاسی زنان مخالفت نکرد. [۶].

حق رأی زنان در اسرائیل[ویرایش]

زنان از جمله اعضای مجمع موقت ملی اسرائیل بودند. اعضای این مجمع منشور استقلال اسرائیل را بر اساس منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد و تساوی کامل میان زنان و مردان و اصل جدایی دین از سیاست، در تاریخ ۱۴ مه ۱۹۴۸ میلادی (۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۷ خورشیدی) تصویب و امضا کردند. زنان در کشور اسرائیل از تساوی کامل با مردان در تمام زمینه‌ها منجمله در حق رای برخوردارند. اسرائیل نخستین کشور در خاورمیانه بود که یک زن سیاست‌مدار توانست در آن به مقام نخست وزیری برسد.

حق رأی زنان در عربستان سعودی[ویرایش]

دولت عربستان سعودی تا کنون حق رأی زنان را در انتخابات‌ها به رسمیت نشناخته است. علمای وهابی این تصمیم دولت را تایید کرده و رأی دادن زنان را موجب فساد و خلاف عفت دانسته‌اند. رییس دولت عربستان سعودی اعلام کرد که زنان فاقد صلاحیت لازم برای قضاوت درباره نامزدهای انتخاباتی هستند. هر چند برخی دیگر از نمایندگان اظهار کردند که ممنوعیت رأی در عربستان سعودی به این دلیل است که اکثر زنان این کشور شناسنامه ندارند.[۷]

حق رأی زنان در عمان[ویرایش]

در انتخابات مجلس شورا عمان که در سال ۲۰۰۳ انجام پذیرفت، زنان برای نخستین بار اجازه شرکت داشتند. در این انتخابات ۹۵ هزار زن عمانی شرکت کردند و پانزده زن نامزد انتخابات بودند.[۸]

حق رأی زنان در بحرین[ویرایش]

نخستین انتخابات بحرین در سال ۱۹۷۳ بر‌گزار شد که در آن تنها مردان حق رأی داشتند. در سال ۲۰۰۲، دولت بحرین برای نخستین بار از مشارکت سیاسی زنان در انتخابات پشتیبانی کرد؛ در انتخابات شورای شهر که در همان سال بر‌گزار شد، زنان حق انتخاب کردن و انتخاب شدن داشتند. با این حال، هیچ یک از زنان نامزد شده به شورای شهر بحرین، راه نیافت.[۹]

حق رأی زنان در امارات متحده عربی[ویرایش]

در انتخابات دسامبر سال ۲۰۰۶، زنان حق رأی داشتند.[۱۰]

الگوهای رأی دادن زنان[ویرایش]

الگوهای رأی دادن زنان در کشورهای غربی[ویرایش]

در اروپا، مطالعات نشان می‌دهد که رأی‌دهندگان زن گرایش بیش‌تری به محافظه‌کاری دارند. در بریتانیا، زنان بیشتر از مردان به حزب کارگر رأی می‌دهند. در انتخابات اخیر ایالات متحده آمریکا، زنان به نسبتی بیش از مردان به حزب دموکرات رأی داده‌اند و زنان جوان بیش‌تر متمایل به دموکرات‌ها بوده‌اند.

سال اعطای حق رای به زنان در کشورهای مختلف[ویرایش]

برای مرتب سازی بر اسای تاریخ روی "سال اعطای رای" کلیک کنید.

کشور سال اعطای حق رای به زنان
 افغانستان ۱۹۶۳
 آلبانی ۱۹۲۰
 الجزایر ۱۹۶۲
 آندورا ۱۹۷۰
 آنگولا ۱۹۷۵
 آرژانتین ۱۹۴۷
 ارمنستان ۱۹۱۷
 آروبا نامعلوم
 استرالیا ۱۹۰۲
 اتریش ۱۹۱۹
 جمهوری آذربایجان ۱۹۱۸
 باهاما ۱۹۶۰
 بحرین ۲۰۰۲
 بنگلادش ۱۹۷۲
 باربادوس ۱۹۵۰
22x20px British Windward Islands ۱۹۵۱
 بلاروس ۱۹۱۹
 بلژیک ۱۹۱۹/۱۹۴۸
 بریتانیا هندوراس ۱۹۵۴
 بنین ۱۹۵۶
 برمودا ۱۹۴۴
 پادشاهی بوتان ۱۹۵۳
 بولیوی ۱۹۳۸
 بوتسوانا ۱۹۶۵
 برزیل ۱۹۳۱
 برونئی ۱۹۵۹
 بلغارستان ۱۹۳۸
 جمهوری ولتا علیا ۱۹۵۸
بریتانیا برمه ۱۹۲۲
 بوروندی ۱۹۶۱
 کامبوج ۱۹۵۵
 کامرون ۱۹۴۶
 کانادا ۱۹۱۷
 کیپ ورد ۱۹۷۵
 جزایر کیمن نامعلوم
 جمهوری آفریقای مرکزی ۱۹۸۶
 چاد ۱۹۵۸
 شیلی ۱۹۳۴
 چین ۱۹۴۷
 کلمبیا ۱۹۵۴
 کومور ۱۹۵۶
 زئیر ۱۹۶۷
 جمهوری کنگو ۱۹۶۳
 جزایر کوک ۱۸۹۳
 کاستاریکا ۱۹۴۹
 ساحل عاج ۱۹۵۲
 کوبا ۱۹۳۴
 قبرس ۱۹۶۰
 چکسلواکی (امروز: جمهوری چک, اسلواکی) ۱۹۲۰
 دانمارک (در برگیرنده ایسلند) ۱۹۱۵
 جیبوتی ۱۹۴۶
 جمهوری دومینیکن ۱۹۴۲
 اکوادور ۱۹۲۹
 مصر ۱۹۵۶
 السالوادور ۱۹۳۹
 گینه استوایی ۱۹۶۳
 استونی ۱۹۱۷
 جزایر فالکند نامعلوم
 فیجی ۱۹۶۳
 فنلاند ۱۹۰۶
 فرانسه ۱۹۴۴
 پولی‌نزی فرانسه نامعلوم
 گابون ۱۹۵۶
 گامبیا ۱۹۶۰
 گرجستان ۱۹۱۸
 جمهوری وایمار ۱۹۱۸
 غنا ۱۹۵۴
 جبل طارق نامعلوم
 یونان ۱۹۳۰ (باسوادان، انتخابات محلی), ۱۹۵۲ (نامشروط)
 گرینلند نامعلوم
 گوآم نامعلوم
 گواتمالا ۱۹۴۶
 گرنزی نامعلوم
 گینه ۱۹۵۸
 گینه بیسائو ۱۹۷۷
 گویان ۱۹۵۳
 هائیتی ۱۹۵۰
 هندوراس ۱۹۵۵
 هنگ کنگ ۱۹۴۹
 مجارستان ۱۹۱۸
 هند ۱۹۴۷
 اندونزی ۱۹۳۷
 ایران ۱۹۶۳
 عراق ۱۹۸۰
 جزیره من ۱۸۸۱
 اسرائیل ۱۹۴۸
 ایتالیا ۱۹۴۶
 جامائیکا ۱۹۴۴
 ژاپن ۱۹۴۷
 جرسی نامعلوم
 اردن ۱۹۷۴
الگو:Country data Kazakh ۱۹۲۴
 کنیا ۱۹۶۳
 کیریباتی ۱۹۶۷
 کره شمالی ۱۹۴۶
 کره جنوبی ۱۹۴۸
 کویت ۲۰۰۵
 قرقیزستان ۱۹۱۸
 لائوس ۱۹۵۸
 لتونی ۱۹۱۷
 لبنان ۱۹۴۳ (تحصیلات ابتدایی). ۱۹۵۲ (نامشروط)
 لسوتو ۱۹۶۵
 لیبریا ۱۹۴۶
 لیبی ۱۹۶۴
 لیختن‌اشتاین ۱۹۸۴
 لیتوانی ۱۹۱۷
 لوکزامبورگ ۱۹۱۹
 ماکائو نامعلوم
 ماداگاسکار ۱۹۵۹
 مالاوی ۱۹۶۱
 مالزی ۱۹۵۷
 مالدیو ۱۹۳۲
 مالی ۱۹۵۶
 مالت ۱۹۴۷
 جزایر مارشال ۱۹۷۹
 موریتانی ۱۹۶۱
 موریس ۱۹۵۶
 مکزیک ۱۹۴۷
 ایالات فدرال میکرونزی ۱۹۷۹
 مولداوی ۱۹۱۸
 موناکو ۱۹۶۲
 مغولستان ۱۹۲۴
 مراکش ۱۹۶۳
 موزامبیک ۱۹۷۵
 نامیبیا ۱۹۸۹
 نائورو ۱۹۶۸
 نپال ۱۹۵۱
 هلند ۱۹۱۹
 نیوزیلند ۱۸۹۳
 نیکاراگوئه ۱۹۵۵
 نیجر ۱۹۴۸
 نیجریه ۱۹۵۸
 نروژ ۱۹۱۳
 عمان ۲۰۰۳
 پاکستان ۱۹۴۷
 پالائو ۱۹۷۹
 پاناما ۱۹۴۱
 پاپوآ گینه نو ۱۹۶۴
 پاراگوئه ۱۹۶۱
 پرو ۱۹۵۵
 فیلیپین ۱۹۳۷
 جزایر پیت‌کرن ۱۸۳۸
 لهستان ۱۹۱۷
 پرتغال ۱۹۳۱
 پورتوریکو ۱۹۲۹
 قطر ۱۹۹۷
 رومانی ۱۹۳۸
 روسیه ۱۹۱۷
 رواندا ۱۹۶۱
 سینت هلینا نامعلوم
 ساموآ نامعلوم
 سن مارینو ۱۹۵۹
 سائوتومه و پرینسیپ ۱۹۷۵
 عربستان سعودی زنان حق رای ندارند
 سنگال ۱۹۴۵
 سیشل ۱۹۴۸
 سیرالئون ۱۹۶۱
 سنگاپور ۱۹۴۷
 جزایر سلیمان ۱۹۷۴
 سومالی ۱۹۵۶
 آفریقای جنوبی ۱۹۳۰ (سفیدها); ۱۹۶۸ (سایررنگ‌ها); ۱۹۸۴ (هندی‌ها); ۱۹۹۴ (سیاهان)
 اسپانیا ۱۹۳۱
 سری‌لانکا ۱۹۳۱
 سودان ۱۹۶۴
 هلندی گویان ۱۹۴۸
 سوازیلند ۱۹۶۸
 سوئد ۱۹۲۱
 سوئیس ۱۹۷۱
 سوریه ۱۹۴۹
 تایوان ۱۹۴۷
الگو:Country data Tajikestan ۱۹۲۴
 تانزانیا ۱۹۵۹
 تایلند ۱۹۳۲
 تیمور شرقی ۱۹۷۶
 توگو ۱۹۴۵
 تونگا ۱۹۶۰
 ترینیداد و توباگو ۱۹۴۶
 تونس ۱۹۵۹
 ترکیه ۱۹۳۰
 ترکمنستان ۱۹۲۴
 تووالو ۱۹۶۷
 اوگاندا ۱۹۶۲
الگو:Country data Ukrainian ۱۹۱۹
 امارات متحده عربی ۲۰۰۶
 بریتانیا) با ایرلند ۱۹۱۸
 ایالات متحده آمریکا ۱۹۲۰
 اروگوئه ۱۹۲۷
 ازبکستان ۱۹۳۸
 وانواتو ۱۹۷۵
 ونزوئلا ۱۹۴۶
 ویتنام ۱۹۴۶
 یمن جنوبی ۱۹۶۷
 زامبیا ۱۹۶۲
 زیمباوه ۱۹۱۹
 یوگسلاوی ۱۹۴۵

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ساناساریان، الیز؛ ص۱۱۳
  2. مذاکرات مجلس، مجلس هفدهم، ۱۶ بهمن ۱۳۳۱
  3. کاشانی، یک پیام، تهران مصور، ۱۵ فروردین ۱۳۳۲
  4. مذاکرات مجلس، مجلس هفدهم، ۱۴ دی ۱۳۳۱
  5. صحیفه نور، جلد اول صفحه ۷۸
  6. صحیفه نور, ج4, ص33 ـ 34.
  7. BBC NEWS | Middle East | Saudi women barred from voting
  8. freedomhouse.org: Oman
  9. freedomhouse.org: Bahrain
  10. Untitled Document

منابع[ویرایش]

  • آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب: درآمدی بر جامعه‌شناسی سیاسی ایران معاصر. ترجمهٔ احمد گل محمدی. محمد ابراهیم فتاحی. چاپ چهاردهم. تهران: نشر نی، ۱۳۷۷. ۷۰۹. 
  • رفیع پور، فرامرز. آناتومی جامعه یا سنة الله: مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی کاربردی. تهران: انتشارات کاوه، ۱۳۷۷. 
  • ساناساریان، الیز. جنبش حقوق زنان در ایران (طغیان، افول و سرکوب از ۱۲۸۰ تا انقلاب ۱۳۵۷). ترجمهٔ نوشین احمدی خراسانی. چاپ اول. تهران: نشر اختران، ۱۳۸۴. ص۷۴. ISBN 964-7514-78-6. 
  • گیدنز، آنتونی. جامعه‌شناسی. ترجمهٔ منوچهر صبوری. چاپ سوم. تهران: نشر نی، ۱۳۷۶. ۲۳۸. 
  • هوکز، بل. تئوری فمینیست: از حاشیه به مرکز. چاپ ۱۹۸۴. ISBN 3-614-89608-0. 
  • Wikipedia contributors, "Women's suffrage," Wikipedia, The Free Encyclopedia