فخرعظمی ارغون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

فخرعظمی ارغون (فخر عادل خلعتبری) (۱۲۷۷ - ۱۳۴۵) روزنامه‌نگار و از شاعران صاحب نام ایران و مادر سیمین بهبهانی.

فخرعظمی از زنان پیشرو جنبش زنان ایران و از شاعران موفق زمان خود بود و در انجمن نسوان وطن خواه عضویت داشت (۱۳۰۴- ۱۳۰۸). از سال ۱۳۱۱ سردبیر روزنامه آینده ایران بود و در سال ۱۳۱۴ مجله بانوان را منتشر کرد. او همچنین در زمان رضاشاه عضو فعال کانون بانوان و از شهریور ۱۳۲۰ از اعضای حزب دموکرات ایران بود.[۱][۲]

او در تاسیس مدارس دخترانه نیز نقشی چشمگیر داشت و خود زبان فرانسه تدریس می‌کرد و آموزگار رسمی آموزش و پرورش بود. سال‌ها در دبیرستان‌های ناموس، دارالمعلمات و نوباوگان تهران تدریس نمود تا اینکه در سال ۱۳۳۷ بازنشسته شد و برای سرپرستی فرزندانش به آمریکا رفت.[۱]

زندگی[ویرایش]

فخرعظمی در سال ۱۲۷۷ ه. ش (۱۳۱۶ ه. ق) به دنیا آمد. پدرش مرتضی قلی خان ارغون ملقب به مکرم السلطان از خاندان خلعتبری بود و مادرش قمر خانم معروف به عظمت السلطنه[۱] فرزند میرزا محمد خان امیرتومان فرزند فتحعلی خان امین الملک (ایشیک آغاسی باشی دربار فتحعلی شاه قاجار و بیگلربیگی آذربایجان) فرزند امیر هدایت الله خان فومنی (حکمران نامدار و مقتدر گیلان در دوره زندیه و قاجاریه) بود.

فخر عظمی ارغون فارسی و عربی و فقه و اصول را در مکتبخانه خصوصی خواند و با متون نظم و نثر آشنایی کامل داشت و زبان فرانسه را نیز زیر نظر یک مربی سوئیسی آموخت و گواهینامه پایان تحصیلات مدرسه ژاندارک و مدرسه آمریکایی را هم اخذ نمود. او موسیقی سنتی ایرانی را هم نزد یک بانوی کلیمی به نام خانم جان مشاق فراگرفت.[۱]

او در سال ۱۳۰۳ ه. ش باعباس خلیلی (مدیر روزنامه اقدام) ازدواج کرد. سرآغاز این آشنایی یک غزل انقلابی با مطلع زیر بود که فخرعظمی برای روزنامه فرستاده بود[۱]:

مُلک را از خون خائن لاله‌گون باید نمود جاری از هر سوی کشور جوی خون باید نمود

فخرعظمی از عباس خلیلی دارای یک دختر به نام «سیمین» شد که با نام سیمین بهبهانی نامبردار گردیده است ولی این ازدواج در سال ۱۳۱۰ به جدایی انجامید.[۱]

فخرعظمی ارغون چندی بعد با عادل خلعتبری (مدیر روزنامه آینده ایران) ازدواج کرد و نام خود را به خواسته همسرش به «فخر عادل» تغییر داد و از همسر دوم خود صاحب سه فرزند[۱] به نام‌های عادل نژاد (غوغا) و عادل دخت (ترانه) و عادلفر (سهراب) شد.

فخر عظمی ارغون در سال ۱۳۴۵ در سن ۶۸ سالگی بدرود حیات گفت و مطابق وصیتش در گورستان ابن بابویه در جوار شیخ صدوق به خاک سپرده شد. صدو پنجاه شعر از او (غزل، رباعی، قصیده و ترجیع‌بند) که در نشریات آن زمان چاپ شده بود موجود است.[۱]

صبا ز قول من این نکته را بپرس از مرد چرا ضعیفه در این ملک نام من باشد
اگر ضعیفه منم از چه رو به عهده من وظیفه پرورش مرد پیلتن باشد
به چشم «فخری» دانش ز بس که شیرین است همیشه در طلبش همچو کوهکن باشد
هر وکیلی را که شد با زور و با زر انتخاب از درون مجلس شورا برون باید نمود

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ ۱٫۷ بنفشه حجازی، تذکره اندرونی
  2. الیز ساناساریان، جنبش حقوق زنان در ایران

منابع[ویرایش]

جستجو در ویکی‌نبشته متن مربوطه در ویکی‌نبشته: فخرعظمی ارغون
جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به فخرعظمی ارغون در ویکی‌گفتاورد موجود است.
  • حجازی، بنفشه. تذکره اندرونی: شرح احوال و شعر شاعران زن در عصر قاجار تا پهلوی اول. چاپ نخست. تهران: نشر قصیده سرا، ۱۳۸۲. ص ۱۵۱ تا ۱۵۶. ISBN 964-7675-76-3. 
  • خاندان‌های حکومتگر ایران، باقر عاقلی، ص ۴۰۵.
  • ساناساریان، الیز. جنبش حقوق زنان در ایران (طغیان، افول و سرکوب از ۱۲۸۰ تا انقلاب ۱۳۵۷). ترجمهٔ نوشین احمدی خراسانی. چاپ اول. تهران: نشر اختران، ۱۳۸۴. ص۷۴. ISBN 964-7514-78-6.