فخرعظمی ارغون
فخرعظمی ارغون (فخر عادل خلعتبری) (۱۲۷۷ - ۱۳۴۵) روزنامهنگار و از شاعران صاحب نام ایران و مادر سیمین بهبهانی.
فخرعظمی از زنان پیشرو جنبش زنان ایران و از شاعران موفق زمان خود بود و در انجمن نسوان وطن خواه عضویت داشت (۱۳۰۴- ۱۳۰۸). از سال ۱۳۱۱ سردبیر روزنامه آینده ایران بود و در سال ۱۳۱۴ مجله بانوان را منتشر کرد. او همچنین در زمان رضاشاه عضو فعال کانون بانوان و از شهریور ۱۳۲۰ از اعضای حزب دموکرات ایران بود[۱][۲].
او در تاسیس مدارس دخترانه نیز نقشی چشمگیر داشت و خود زبان فرانسه تدریس میکرد و آموزگار رسمی آموزش و پرورش بود. سالها در دبیرستانهای ناموس، دارالمعلمات و نوباوگان تهران تدریس نمود تا اینکه در سال ۱۳۳۷ بازنشسته شد و برای سرپرستی فرزندانش به آمریکا رفت[۱].
زندگی [ویرایش]
فخرعظمی در سال ۱۲۷۷ ه.ش (۱۳۱۶ ه.ق) به دنیا آمد. پدرش مرتضی قلی خان ارغون ملقب به مکرم السلطان از خاندان خلعتبری بود و مادرش قمر خانم معروف به عظمت السلطنه[۱] فرزند میرزا محمد خان امیرتومان فرزند فتحعلی خان امین الملک (ایشیک آغاسی باشی دربار فتحعلی شاه قاجار و بیگلربیگی آذربایجان) فرزند امیر هدایت الله خان فومنی (حکمران نامدار و مقتدر گیلان در دوره زندیه و قاجاریه) بود.
فخر عظمی ارغون فارسی و عربی و فقه و اصول را در مکتبخانه خصوصی خواند و با متون نظم و نثر آشنایی کامل داشت و زبان فرانسه را نیز زیر نظر یک مربی سوئیسی آموخت و گواهینامه پایان تحصیلات مدرسه ژاندارک و مدرسه آمریکایی را هم اخذ نمود. او موسیقی سنتی ایرانی را هم نزد یک بانوی کلیمی به نام خانم جان مشاق فراگرفت [۱].
او در سال ۱۳۰۳ ه.ش باعباس خلیلی (مدیر روزنامه اقدام) ازدواج کرد. سرآغاز این آشنایی یک غزل انقلابی با مطلع زیر بود که فخرعظمی برای روزنامه فرستاده بود[۱]:
| مُلک را از خون خائن لالهگون باید نمود | جاری از هر سوی کشور جوی خون باید نمود |
فخرعظمی از عباس خلیلی دارای یک دختر به نام «سیمین» شد که با نام سیمین بهبهانی نامبردار گردیده است ولی این ازدواج در سال ۱۳۱۰ به جدایی انجامید[۱].
فخرعظمی ارغون چندی بعد با عادل خلعتبری (مدیر روزنامه آینده ایران) ازدواج کرد و نام خود را به خواسته همسرش به «فخر عادل» تغییر داد و از همسر دوم خود صاحب سه فرزند[۱] به نامهای عادل نژاد(غوغا) و عادل دخت (ترانه) و عادلفر (سهراب) شد.
فخر عظمی ارغون در سال ۱۳۴۵ در سن ۶۸ سالگی بدرود حیات گفت و مطابق وصیتش در گورستان ابن بابویه در جوار شیخ صدوق به خاک سپرده شد. صدو پنجاه شعر از او (غزل، رباعی، قصیده و ترجیعبند) که در نشریات آن زمان چاپ شده بود موجود است[۱].
| صبا ز قول من این نکته را بپرس از مرد | چرا ضعیفه در این ملک نام من باشد | |
| اگر ضعیفه منم از چه رو به عهده من | وظیفه پرورش مرد پیلتن باشد | |
| … | ||
| به چشم «فخری» دانش ز بس که شیرین است | همیشه در طلبش همچو کوهکن باشد |
| هر وکیلی را که شد با زور و با زر انتخاب | از درون مجلس شورا برون باید نمود |
پانویس [ویرایش]
منابع [ویرایش]
| متن مربوطه در ویکینبشته: فخرعظمی ارغون |
| مجموعهای از گفتاوردهای مربوط به فخرعظمی ارغون در ویکیگفتاورد موجود است. |
- حجازی، بنفشه. تذکره اندرونی: شرح احوال و شعر شاعران زن در عصر قاجار تا پهلوی اول. چاپ نخست. تهران: نشر قصیده سرا، ۱۳۸۲. ص ۱۵۱ تا ۱۵۶. ISBN 964-7675-76-3.
- خاندانهای حکومتگر ایران، باقر عاقلی، ص ۴۰۵ .
- ساناساریان، الیز. جنبش حقوق زنان در ایران (طغیان، افول و سرکوب از ۱۲۸۰ تا انقلاب ۱۳۵۷). ترجمهٔ نوشین احمدی خراسانی. چاپ اول. تهران: نشر اختران، ۱۳۸۴. ص۷۴. ISBN 964-7514-78-6.
|
|||||||||||||||||