ماهسون قرمزی‌گل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ماهسون قرمزی‌گل
Mahsun Kırmızıgül.jpg
اطلاعات پس‌زمینه
نام شناسنامه‌ایعبدالله بازنجیر
نام(های) دیگرماهسون قرمزی‌گل
زاده۲۶ مارس ۱۹۶۹ ‏(۵۱ سال)
دیاربکر،[۱]  ترکیه
سبکارابسک
سال‌های فعالیت۱۹۹۳-اکنون
وبگاهوبگاه رسمی
سازهای اصلی
باغلمه. ۳تار دوزله و تمبک

ماهسون قرمزی‌گل (ترکی استانبولی: Mahsun Kırmızıgül‎) خواننده، بازیگر و کارگردان کرد تبار متولد شهر دیاربکر در ترکیه می‌باشد.[۲][۳][۴] وی در سال‌های اخیر بیشتر فعالیت‌های هنری خویش را در قالب سینما و تلویزیون به نمایش گذاشته‌است. فعالیت‌های هنری وی خوانندگی، نوازندگی، نویسندگی، کارگردانی و بازیگری است.

ماهسون کرمزیگول که نام اصلی اش عبدالله بازنجیر یکی از خواننده های پرطرفدار ترکیه است که البته در زمینه بازیگری هم فعالیت دارد . او متولد سال ۱۹۶۹ می باشد .بد نیست بدانید که او موفق به ساخت فیلمی شد که نامزد دریافت اسکار شد .از آلبوم های معروف او می توان عروس کوچک , گوش بده و زرد زرد را نام برد .

اهل کشور ترکیه

سبک‌ها آرابسک

کار(ها) خواننده, ترانه سرا, کارگردان, بازیگر,فیلمنامه نویس

مدت کار ۱۹۹۳-تاکنون

ماهسون کرمزێ‌گۆل (به ترکی استانبولی: Mahsun Kırmızıgül) خواننده، بازیگر و گارگردان قوم کردتبار زازا و متولد شهر دیاربکر در ترکیه می‌باشد.

ماهسون کرمزیگول او تاکنون چندین آلبوم موفق در کشور ترکیه منتشر نموده و از سال ۲۰۰۷ نیز فعالیت‌های حرفه‌ای خود را در دنیای سینما آغاز نموده‌است وی در دهه نود بخاطر خواندن اهنگ zimane kurdi (زبان کردی شیرین است ) به دادگاه فراخوانده شد و جریمه شد.

اوج فعالیت‌های هنری وی نویسندگی، کارگردانی و بازیگری در فیلم پنج مناره در نیویورک است که هنرمندان مشهوری همچون رابرت پاتریک، جینا گرشون، دانی گلور و مصطفی صندل در آن به ایفای نقش پرداخته‌اند. ماهسون کرمزی‌گول در سال ۲۰۰۹ با ساخت فیلم ضد جنگ خود به نامخورشید را دیدم، نامزد جایزه اسکار برای بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان بود که البته موفق به دریافت آن نشد.

این فیلم به خاطر انتقادات شدید خود از سیاست‌های ملی گرایانه ترکیه و از سوی دیگر اعتراض به سیاست‌های جنگ طلبانه حزب کارگران کردستان (پ ک ک)، بشدت از سوی سیاستمداران کشور ترکیه مورد انتقاد قرار گرفت. وی تا پایان سال ۲۰۱۰ در مجموع سه فیلم ساخته که فروش کلی آنها بالغ بر ۵۰ میلیون دلار است.

آلبوم های ماهسون:

نیلوفر (۱۹۹۱)

اگر دنیا اینست پادشاه آن تو هستی (۱۹۹۳)

از ۱۲ آماده خواهم شد (۱۹۹۴)

حقوق بشر (۱۹۹۵)

همشهریم عاشقتم (۱۹۹۶)

از پا نیفتاد (۱۹۹۸)

خسته شدم (۲۰۰۰)

گوش کن (۲۰۰۶)

سودالییم (١٩٩٧)

زرد زرد (۲۰۰۴)

گوش بده (۲۰۰۶)

عروس کوچک (۲۰۱۱)

بیوگرافی ماهسون کرمزیگول زندگینامه ماهسون کرمزیگول فیلم‌های سینمایی

زندگی کردن حرام شد (۱۹۸۷)

فرشته سفید(۲۰۰۷)

خورشید را دیدم (۲۰۰۹)

بال‌های شب (۲۰۰۹)

پنج مناره در نیویورک (۲۰۱۰)

درباره دختر ماهسون کرمزیگول بیشتر بدانید

لاوین کرمزیگول،نام دختر محسون کرمزیگول است که جمعه ۱۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ برابر با ۲۹ آپریل ۲۰۱۶ در بیمارستانی در لس آنجلس با تولد طبیعی متولد شد.

در حالیکه این زوج یعنی محسون و همسرش هنوز نمی دانستند نام کودک خود را چه اسمی انتخاب کنند سرانجام نام کودک خود را از بین نام های اصیل ایرانی با ریشه فارسی و کردی “لاوین” انتخاب کردند. لاوین از شهرهای کردهای ایران است که در منطقه ای مرزی و یکی از روستای کردنشین استان آذربایجان غربی به نام لاوین زندگی می کنند نیز در لغت نامه دهخدا بمعنی “نوازشگر، آواز خواندن همراه با نوازش” است.

زندگینامه ماهسون از زبان خودش:

تولد :

هر آدمی که زندگی می کنه دارای یک رویا یک زندگی نامه و یا یک رمانی است. یکی محزون ، یکی پرنشاط و یکی زندگی تاریکی داره. هر انسانی از تاریکی می آد و به تاریکی می ره. شما توان تعقیب سالهای مه آلود گذشته رو ندارید. در این نوشته تنها بخش کوچکی از زندگی من رو می تونید پیدا کنید.

مادرم "فائقه آریک" و پدرم "چرکز بازنجیر" در یک بیمارستان دولتی در "بینگول" با هم آشنا شدند و ازدواج کردند. مادرم به علت داشتن سه فرزند از شوهر قبلی خودش و یازده فرزند از شوهر بعدیش تا حد جدایی با پدرم پیش رفت. مادرم من رو چهار ماه حامله بود که از پدرم جدا شد و به "دیار بکر" کوچ کرد. او بالاخره چهارمین و آخرین بچه خودش رو در 26 مارت سال 1969 به دنیا آورد و اسمش رو عبدالله گذاشت. عبدالله اسمی است که مادرم روی من گذاشت. در پنج سالگی با تعویض شناسنامه توسط پدرم اسمم ماهسون شد.

دیاربکر :

دیاربکر با تاریخ 9000 ساله و اولین مرکز مسکونی دنیا و منطقهء گسترده تمدن انسانیت با تاریخ وخاک جادویی. دیاربکر سرزمین "ضیاءگوکالپ" ها و "علی امری" ها، "سلیمان نظیف" ها و "احمد عارف" ها و سرزمین بلبل ترانه ها "جلال". دیار بکر سرزمین خوش آوازه خوان ها سرزمین مارها ، عقرب ها، رنج ها، سختی ها و به همان اندازه دیار بکر سرزمینی پر غرور.

در منطقهء عرب شیخ این شهر در خانه ای که مجموعاً یک اتاق داشت به دنیا اومدم. برادرهای ناتنی ام که از شوهر قبلی مادرم بودند (اسماعیل آریک ، محمود اریک و مصطفی آریک) از به دنیا آمدن من خیلی خوشحال شدند و منو مثل برادر تنی خود بزرگ کردند. من شوکت پدری رو از اونها دیدم چون اصلاً پدرم رو نمی شناختم. اولین بار پدرم رو یه دفعه در 6 سالگی از دور دیده بودم. از شش سالگی به بعد در بعضی تعطیلات شش ماهه که به دیدار مادربزرگم می رفتم پدرم و بقیه برادرانم رو تنها در اون زمان می توانستم ببینم. دوره ابتدایی رو در مدرسه ابتدایی "سلیمان نظیف" و دوره راهنمایی رو در مدرسه "علی امری" و دبیرستان رو در مدرسه جمهوریت دیار بکر خوندم.

شروع موسیقی :

پسر خاله ام آیخان باران در بین اقوام آدم دوست داشتنی ای هست و خیلی هم خوب ساز می زند. دفعه اول در برابر آیخان لرزان لرزان اولین شعری رو که یاد گرفته بودم خوندم. آیخان تحت تاثیر صدام قرار گرفت. از اون روز به بعد آیخان کار مداوم رو با من آغاز کرد. حضور اول من در صحنه در دبیرستان جمهوریت به تحقق پیوست. مادرم و برادرانم دکتر یا مهندس شدن من رو می خواستند. تاثیر موسیقی روی من خیلی زیاد بود. هر روزم با موسیقی می گذشت. در ذهنم آواز خواندن در کنسرت ها رو پرورش می دادم. به سختی می تونستم تصمیم بگیرم که مهندس خواهم شد ، دکتر و یا یک هنرمند.

در سال 83 و 84 در فستیوال دیار بکر در مسابقات آواز خوانی برای مطرح شدن خودم رو آزمودم. در دومین دوره شرکت در مسابقات برای اول شدن مصمم بودم. در سال 84 در دیاربکر کاست آماتوری من توسط یک راننده اتوبوس (محمد تاریح) به گوش تهیه کننده ای به نام مصطفی گونش رسید و مصطفی گونش صدای منو خیلی پسندید و منو به استانبول دعوت کرد. برای موفقیت و رسیدن به هدفم 1800 کیلومتر مسافت رو به اون شهر کهن طی کردم. سوالات زیادی در ذهنم وجود داشت. در بین میلیون ها نفر انسان در در چنین کلان شهری چه کسی می دونه که زندگی چقدر سخته؟ خیالات و امیدهایی داشتم اما از یک طرف ترس و وحشت هم داشتم. زندگی تا پایان عمر ، برای دنیا ، عشق، غم، حسرت، غربت. مجادله من در سال 84 در ماه سپتامبر با ورودم به استانبول شروع شد.

استانبول :

جایی که همسایه همسایه رو نمی شناسه ، آدم آدم رو نمی شناسه. آری این شهر استانبول است. چطور ساکنان استانبول به اونجا کوچ کردند و اومدند هم ترسناکه هم پر رمز و راز و هم باز پس گیری شهر ( از دست قوم اشغالگر شهر) به نظر من خیلی زیباست. چگونگی اون رو هیچکس به درستی نمی دونه.

آلبوم اولم رو در سال 84 در ماه کاسیم ( نوامبر) به دنیای موسیقی عرضه کردم. در پی اون 7 آلبوم دیگه اومد.

5سال تموم گذشته بود. در این مدت خونه ام اتاق شماره 314 هتل لاله بود. این هتل در جاده مسیح پاشا گل سرسبد هتل ها بود. در سال 89 تصمیم گرفتم برای تهیه آلبوم و هرچه زیبا شدن کارهام در موسیقی و وارد شدن به عرصه کنسرواتوری در امتحان دانشگاه شرکت کنم، دانشگاه دولتی فنی موسیقی ترک.

سالهای کنسرواتوری :

مکان اجرای موسیقی، اولین کنسرواتوری موسیقی ترک در ترکیه.

در سیاست موسیقی مدرسه موسیقی کم بود. اما چه افسوس که در اثر سستی دولت یک مدرسه موسیقی موجود بود. در مقابل این سیستم آموزش ضعیف من اراده قوی ای داشتم. مدرسه آموزشی هنرمندان ترکیه متاسفانه به دست فراموشی سپرده شده بود و دیگر یک موسسه مورد علاقه نبود و ارزشی نداشت. جهانی شدن هنر مرهون ارزش پیدا کردن هنر میان جوامع و مردم هست. امیدوارم سیاستمردانی که به هنر و هنرمند ارزش قایل میشوند مسوول موسسه های آموزشی بشوند.

بازگشت به موسیقی :

در سال92 با "حلمی توپ اوغلو" آشنا شدم که به من پیشنهاد یه آلبوم کرد. من با این پیشنهاد که بعد از 4 سال به من شده بود در سال 93 با آلبوم "عالم بویسا" کار حرفه ای خودم رو آغاز کردم.

ورود به صحنه :

در سال 94 در کازینوی چاکیل به همراه بولنت ارسوی ( خواننده) به صحنه رفتم.

اولین سریال :

در سال94 برای استار تی وی سریال عالم بویسا رو در چند قسمت کار کردیم.

در سال 93 بود که مصمم شدم به

ـ ساخت اثری جهت محبت، صلح، دوستی، برادری، با هم بودن، دین، زبان، مذهب، یه دید سیاسی جداگانه.

ـ با عصر تکنولوژی همراه شدن.

ـیک موزیسین تولید کننده و مدیر و سازمان دهنده بودن.

ـ سرمایه گذاری برای موسیقی.

ـ نمونه کامل یک هنرمند .

ـ دست کم هر 2.5 و یا 3 سال یک آلبوم دادن.

ـ با زنان به برنامه نیامدن.

ـ تصدیق تازه کاران(آماتورها).

ـ به با ارزش ترین انسان ها اهمیت قائل شدن.

سالی که در استانبول بودم هر روزش جدا ، هر لحظه اش یک غم جداگانه و یک مجادله بود من در سالهای مه آلود گذشته مقاطع رو گذروندم.

ماهسون در یک نگاه:

Ad: Abdullah SONRA  Mahsun

Soyadı: Bazencır SONRA  Kırmızıgül

Doğum Tarihi: 26 Mart 196

Doğum Yeri: Bingöl

Baba: Çerkez Bazencır

Anne: Faika Arık

Kardeşi: Mahmut Arık

Kardeşi: Mustafa Arık

Boyu: 1.82 cm

Saç Rengi: Siyah

Göz Rengi: Kahverengi

Sevdiği Yemek: Kuru Fasulye - Pilav

Arabası: BMW

Din: İslam

Albüm Sayı: 10 albüm profesyonel - 5 albüm amator

Faaliyetler: Şarkıcı - Kompozitör - Çalgıcı - Besteci - Aktör

Diziler: Alem Buysa - Bu Sevda Bitmez - Hemşerim Yıkılmadım - Zalim - Aşka Sürgün

نام:عبدالله (ماهسون)

نام خانوادگی:بازنجیر (کیرمیزی گول)

تاریخ تولد:26 مارچ 1969 ـ 1348 شمسی

محل تولد:شهر بینگول (شرق ترکیه)

پدر:چرکز بازنجیز

مادر:فائقه آریک

برادر:محمود اریک

برادر:مصطفی اریک

قد:1.82 سانتیمتر

رنگ مو:مشکی

رنگ چشم:قهوه ای

غذای مورد علاقه:لوبیا سبز ـ برنج

ماشین مورد علاقه:بی ام و

دین:اسلام

تعداد آلبوم:10 آلبوم حرفه ای ـ 5 آلبوم آماتور

فعالیتها:خواننده ـ آهنگساز ـ نوازنده ـ سراینده اشعار ـ بازیگر

فیلمها و سریالها:اندازه عالم ـ این عشق از بین نمیرود

همشهری ـ مغلوب نشدم ـ ظالم ـ سرنگون عشق

زندگی شخصی[ویرایش]

قرمزی‌گل در سال ۱۹۸۹ در سن ۲۰ سالگی با خانم «گلگم» یک ازدواج ناموفق داشت و از این ازدواج صاحب یک پسر به نام «محمود» شد و بعد از آن در سال ۱۹۹۵ هم با «صدا سایان» یک نامزدی ناموفق داشت. در سال ۲۰۱۱ وی با «مینه چانگال» یک نامزدی ناموفق داشت. قرمزی‌گل در تاریخ ۲۴ بهمن ۱۳۹۴ با یک وکیل ترک‌تبار ساکن آمریکا به نام اژه بینای ازدواج رسمی کرد. حاصل این ازدواج فرزند دختری است.

آلبوم‌ها[ویرایش]

  1. زخم دل (۱۹۸۴)
  2. به اندازه کافی (۱۹۸۵)
  3. طرد شدم (۱۹۸۶)
  4. طلائی من (۱۹۸۷)
  5. تقسیم نمی‌کنم (۱۹۸۸)
  6. شب‌های استانبول (۱۹۸۹)
  7. این زمانه (۱۹۹۰)
  8. نیلوفر (۱۹۹۱)
  9. میان غصه‌ها (۱۹۹۲)
  10. تو پادشاه عالم هستی (۱۹۹۳)
  11. از ۱۲ آماده خواهم شد (۱۹۹۴)
  12. از دیروز تا امروز (۱۹۹۵)
  13. خوشبخت باشی (۱۹۹۵)
  14. حقوق بشر (۱۹۹۵)
  15. همشهریم عاشقتم (۱۹۹۶)
  16. احساس دلتنگی (۱۹۹۷)
  17. مغلوب نشدم (۱۹۹۸)
  18. خسته شدم (۲۰۰۰)
  19. سرزمینم می‌گرید (۲۰۰۱)
  20. ترانه‌های صد ساله (۲۰۰۲)
  21. یک دسته گل سرخ (۲۰۰۳)
  22. زرد، زرد (۲۰۰۴)
  23. گوش کن (۲۰۰۶)

فیلم‌های سینمایی[ویرایش]

  1. زندگی حرام شد (۱۹۸۷)
  2. فرشته سپید (۲۰۰۷)
  3. خورشید را دیدم (۲۰۰۹)
  4. بالهای شب (۲۰۰۹)
  5. طنز رمانتیک ۱ (۲۰۱۰–۲۰۰۹)
  6. پنج مناره در نیویورک (۲۰۱۱–۲۰۱۰)
  7. معجزه (۲۰۱۴)

منابع[ویرایش]

  1. Ağabeyi elektrik direğinde öldü http://webarsiv.hurriyet.com.tr/1999/10/09/148858.asp
  2. "Ben de Zazaca isterim". Zaman. Archived from the original on 29 September 2011. Retrieved 2009-08-09.
  3. "Mahsun çok değişti". Hurriyet. Retrieved 2009-08-09.
  4. "'Mahsun Çok Büyük Laflar Ediyor!'". Haberler.Com. Retrieved 2009-08-09.

پیوند به بیرون[ویرایش]