براندازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

براندازی به تلاش برای تبدیل نظام اجتماعی حاکم و ساختارهای قدرت، قانون، و سلسله‌مراتب آن اشاره دارد. براندازی فرایند یا پردازشی است که بوسیله آن ارزشها و اصول نظام حاکم به تناقض رسیده یا به عقب بازگردانده می‌شود. بصورت مشخص، می‌توان براندازای را اینطور تعریف کرد، یک حمله به انگیزه عمومی و، خواست مقاومت و دخالت که محصول مرکبی از وفاداریهای سیاسی، اجتماعی یا طبقاتی که معمولاً خود را به نشانه‌های ملی می‌چسباند. پس از نفوذ، و به موازات ناکارآمد کردن موسسات سیاسی و اجتماعی دولتی با استفاده از زور، امکان جداشدن این وفاداریها و انتقال آنها به اهداف سیاسی و فکری غاصب وجود دارد.[۱] براندازی بعنوان ابزاری برای بدست آوردن اهداف سیاسی استفاده می‌شود، چرا که خطر، هزینه، و مشکلات کمتری نسبت به تخاصم‌بازدارد. بعلاوه، صورت ارزانی از نوعی جنگ است که نیاز به آموزش زیادی ندارد.[۲] یک برانداز فرد یا چیزی است که بصورت بالقوه تا حدی حامل براندازی است. در همین مقوله، در برخی از موارد یک برانداز (معمولا توسط دولت حاکم) خائن نامیده می‌شود.

در بیشتر مواقع براندازی یکی از اهداف دلقکها، هنرمندان و مردمی که در این مشاغل فعال هستند می‌باشد.[۳] در این مواقع، بصورت عمومی برانداز بودن می‌تواند به معنی سؤال کردن، مسخره‌کردن، و تضعیف نظم حاکم باشد.[۴] لقب برانداز برای کار یک دلقک یا طنز به همان اندازه که تبلیغ است می‌تواند اتهام نیز باشد.[۵] برای دلقک‌ها و هنرمندان، طعنه‌زدن یکی از نافذترین صورتهای براندازی است، و آن می‌تواند در اشکالی در نمایش، پرده‌بینی، کتب، و حتی اعتراض سیاسی بیان شود.

در حالت معمول گروه‌های محارب و دهشت‌افکن براندازی را بعنوان ابزاری برای رسیدن به اهدافشان به خدمت نمی‌گیرند. راهبرد براندازی نیاز فراوانی به نیروی انسانی دارد و گروه‌های زیادی ارتباطات اجتماعی، سیاسی و نیروی انسانی کمی برای اجرای فعالیتهای براندازانه دارند.[۶] هرچند فعالیتهای گروه‌های محارب ممکن است یک تأثیر براندازانه بر اجتماع داشته باشد. براندازی می‌تواند توطئه، تقلب، مفاسد مالی، یا روشهای خشونت را القاء کند تا تغییرات مورد نظر را اعمال نماید.

براندازی در تقابل با اعتراض، کودتا، یا کارهای با روشهای سنتی برای ایجاد تغییر در دستگاه سیاسی است.

انواع[ویرایش]

سخت

نرم

ابزارها و روشها[ویرایش]

اعمال براندازانه بصورت عمومی می‌تواند به سه دسته مرتبط با یکدیگر تقسیم گردد:

عناصر دیگری نیز وجود دارند که برای مخالفین برانداز مؤثر هستند، اما در این سه دسته نمی‌گنجند. بعلاوه، باید بخاطر داشت که ابزارهای زیادی در دسته‌بندی‌های مذکور می‌توانند باهم همپوشانی داشته باشند. بعنوان مثال، ممکن است براندازان به یک سازمانی برای براندازی فرهنگی نفوذ کنند بیش از آنکه قصد بدست گرفتن کنترل آن سازمان را داشته باشند. به منظور تحریک دولت به پاسخ خشونت‌آمیز، ممکن است از ناآرامی اجتماعی استفاده گردد.

نفوذ و تأسیس گروه‌های صوری[ویرایش]

برای اینکه یک گروه در براندازی یک دولت موفق شود، می‌بایست افکار، تصورات، و خود آن گروه بعنوان گزینه جایگزین وضعیت جاری مقبولیت داشته باشد. هرچند، در بسیاری از مواقع گروه‌هایی که در جهت براندازی یک دولت مشروع و مستقر اقدام می‌کنند، اهدافی را تبلیغ و سیاستهایی را دنبال می‌کنند که پشتیبانی مردمی را در پی ندارند؛ بنابراین، بمنظور کسب اعتبار اجتماعی، جذب حامی، درآمد مالی، و بدست آوردن منابع دیگر، گروه‌ها نیازمند نوعی از فعالیتهای سیاسی هستند که کاملاً یا ظاهراْ از فعالیتهای آشکار خشونت‌امیزشان جدا باشد. گاهی اوقات این هدف از طریق نفوذ در احزاب سیاسی، اتحادیه‌های کارگری، گروه‌های اجتماعی، و سازمانهای خیریه بدست می‌آید. نفوذ در سازمانها یک ابزار مهم است چراکه در نگاه عموم مردم این موسسات از قبل مشروع هستند و سکویی برای تبیین تصورات و افکارشان بشمار می‌آیند. یک معارض پس از نفوذ، نیازها و مشکلات آن سازمان را تشخیص داده و سپس راه حلهایی را که از اعتقادات و ایدئولوژی گروه خود منتج شده برای آن نیازها تبیین و به یکدیگر مرتبط می‌سازد.[۸] این فنی است که حزب مشارکت (کومونیست) آمریکا بکار گرفت. وقتی که آن ساختار و فرآیندهای آن سازمان منحرف شد، فرد نفوذی به ارتباط گیری با دیگر گروه‌ها می‌پردازد. همچنین، این گروه‌ها از طریق نفوذ در سازمانهای مشروع، نه تنها برای افکار خود مشروعیت کسب می‌کنند، بلکه می‌توانند به «تقویت متحدان سیاسی، حمله به سیاستهای دولت، و جذب حامیان و پشتیبانان خارجی» بپردازند. اگر نفوذ در برخی از سازمانها زیادی سخت و مشکل بود، ممکن است آنها سازمانهای جدیدی تأسیس کنند که ظاهری مستقل اما در واقعیت اهداف آن گروه برانداز را اجرا می‌کند.

اقتصاد[ویرایش]

اقتصاد می‌تواند بعنوان وسیله‌ای برای براندازی داخلی و خارجی مورد استفاده قرار گیرد. برای براندازی خارجی، به سادگی با مسدود کردن اعتبار کشور دشمن می‌توان مشکلات شدید اقتصادی برای آن بوجود آورد. یک نمونه از آن ارتباطات امریکا با شیلی در دهه ۱۳۵۰ ه‍.ش است. در یک توطئه برای تغییر دولت سالوادور آلنده، آمریکا تلاش کرد تا اقتصاد شیلی را تضعیف کند. در اثر کاهش سرمایه‌گذاری خارجی و از دست دادن اعتبار مالی در شیلی، این کشور ناتوان در واردات مایحتاج حیاتی مردمش شد.[۹] یک فشار اقتصادی اینچنینی به کشور کوچک و ضعیفی باعث جلوگیری از کارایی اقتصاد وابسته شده و در نتیجه کاهش شدید سطح زندگی شهروندان را در پی دارد. اگر تضعیف اقتصادی بسیار شدید باشد، مردم کشور هدف ممکن است مجبور به پشتیبانی از تغییر در دولت شوند. هدف اصلی از فشار اقتصادی، تحمیل مشکلات به کشور هدف است تا از انجام تعهدات ابتدایی در مقابل شهروندانش بازبماند، چه از طریق کاهش و رکود در تجارت یا محروم کردن آن از منابع. تحریمهای اقتصادی علیه ایران در دو دوره بطور مشخص اعمال شده‌است: نخست تحریمهای انگلیس و متحدانش و شورای امنیت سازمان ملل پس از ملی کردن صنعت نفت در دوران نخست وزیری دکتر محمد مصدق بود که با سیاست معروف اقتصاد بدون نفت خنثی گردید[۱۰] و دیگری تحریمهای آمریکا و متحدانش و شورای امنیت سازمان ملل بعد از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ ه‍.ش که همچنان با عناوین متفاوت ادامه دارد و سیاستهایی با عنوان اقتصاد مقاومتی برای اجرا اعلام گردیده‌است.

اعتصابها وسیله‌ای برای اعمال فشار اقتصادی بر دولت هدف، حربه‌ای در دست براندازان داخلی است. بعنوان مثال در دهه ۱۳۵۰ ه‍.ش اعتصاب بخش حمل‌ونقل جاده‌ای در شیلی باعث اخلال در جابجایی قوت غالب جامعه شد که به تبع آن نزدیک به ۵۰٪ اقتصاد این کشور از گردش تولید خارج شد. در ایران اعتصاب کارکنان شرکت ملی نفت در سال ۱۳۵۷ ه‍.ش ضربه‌ای به نظام سلطنتی محمدرضا پهلوی بود. با گسترش و همه‌گیر شدن اعتصاب در صنعت نفت، موج اعتصاب کارخانجات دولتی و بخش خصوصی، همراه با تظاهرات در تهران و سراسر شهرهای ایران، به تدریج از درخواست‌های سیاسی و رفاهی، به مخالفت با نظام سلطنت کشیده شد. در اثر این اعتصاب، صدور نفت ایران به خارج قطع شد. توقف صادرات نفت ایران به جهان، قطع منبع اصلی درآمد حکومت را موجب شد و مردم نیز تا پیروزی انقلاب در بهمن ۱۳۵۷ با وجود مشکلات ناشی از کمبود نفت، از این اعتصاب‌ها حمایت کردند.[۱۱]

اقدامات اینچنینی باعث ساخت مشکلات انسانی، اقتصادی، و سیاسی شده که اگر در مقابلشان چاره اندیشی و اقدام نگردد می‌تواند شایسته‌گی دولت در اداره امور را به چالش بکشد.

هیجان، ناآرامی اجتماعی و آشوب[ویرایش]

بنا به تعریف لاورنس بیلنسن (به انگلیسی:Laurence Beilenson)، هیجان، «تبلیغات سیاسی براندازانه بوسیله اقداماتی مانند تظاهرات گسترده یا اعتصابات سیاسی است، که این اعتصابات قصد کسب منافع برای اتحادیه‌ها یا کارگران را ندارد، بلکه هدفش علیه دولت است».[۱۲] بعلاوه، تبلیغات سیاسی و هیجان، حتی در حالتی که شکل قانونی آزادی بیان، مطبوعات، و تجمعات هستند هنوز می‌توانند بعنوان فعالیت براندازنه طبقه‌بندی گردند.

ناآرامی اجتماعی و آشوب به همان اندازه که یک جمعیت تروریستی می‌تواند برای یک کشور مشکلاتی بوجود بیاورد، معضلات ایجاد می‌کند. اولا آن یک رودررویی با دولت مستقر است، که اگر آن دولت در آرام کردن اوضاع ناتوان باشد می‌تواند به فرسایش قدرت کشور بیانجامد. این از دست دادن قدرت ریشه در از دست دادن اعتماد مردم به توان دولت برای اعمال قانون و برقراری نظم دارد. در مقابل، مردم شروع به این پرسش می‌کنند که آیا نیاز به مدیریت جدیدی وجود دارد؟ اهداف این فعالیتها بی‌اعتبار کردن، خلع‌سلاح کردن، و بی‌انگیزه کردن دولت و از بین بردن قدرت دولت و بصورت عمومی قدرت کشور است. از آنجاییکه این چالش باعث افزایش هزینه‌های برقراری نظم و امنیت و بکارگیری نیروهای بیشتر پلیس و نیروهای انتظامی می‌گردد، آشوبهای اجتماعی عامل تهی شدن منابع کشور می‌گردد. ضمناً، ممکن است طراحان براندازی از ناآرامی اجتماعی برای تحریک دولت به نشان دادن یک عکس‌العمل یا پاسخ استفاده کنند. در دهه‌های۷۰ و ۸۰ ه‍.ش طراحان ناآرامیهای کوی دانشگاه و جنبش سبز، با حمله به نیروهای انتظامی، پایگاه‌های بسیج، اموال عمومی، بانکها، مساجد، خودروها و حتی عزاداران عاشورا عامدانه اقدام به تحریک نیروهای انتظامی برای هدایت کردن آشوبها به سوی خشونت و استثمار "شهدای نهضت" به منظور استفاده برای اهداف تبلیغات سیاسی نمودند. همچنین در دهه ۴۰ م در فرانسه مشارکتیها (به انگلیسی: Communists) در زمان اعتصابات علیه طرح مارشال، "با قصد قبلی اقدام به تحریک پلیس و ژاندارمری برای گرفتن پاسخ خشونت‌آمیز و سرکوب کردند تا از نام و تعداد "شهدای جنبش" به هدف بکارگیری در تبلیغات سیاسی سوءاستفاده کنند".[۱۳] این شهداء و تبلیغات سیاسی پس از آن می‌تواند به منظور در مقابل یکدیگر قراردادن گروه‌های اجتماعی با گروه‌های سیاسی مورد استفاده قرار گیرد. صورتهای کمتر خشونت‌آمیز ناآرامیها، مانند غیبت‌های کارکنان، مقاومت منفعل، تحریمها، و تلاشهای عمدی برای فلج کردن ادارات و نمایندگیهای دولتی بوسیله پر کردن فضای اجتماعی و دستگاه‌ها با گزارشهای دروغ، می‌تواند تأثیرات قوی در جهت ناکارآمد کردن اقتصاد و سیاست داشته باشند.[۶]

تعرض و دهشت‌افکنی[ویرایش]

تعرض و دهشت‌افکنی می‌تواند با عناوین مجرمانه‌ای مانند کشتن مردم، تخریب اموال، آدم‌ربایی، و غیره تعریف شود. تعرض و دهشت‌افکنی معمولاْ قسمت کوچکی از یک براندازی است و، اصولاً برای استفاده از زور در انتقال قدرت بکار نمی‌رود، بلکه هدفش ایجاد وحشت در مردم و حاکمان به منظور تسلیم شدن مورد استفاده قرار می‌گیرد.[۱۳] هدف از نمایش زور در این روش، تقویت اشکال دیگر براندازی یا ترغیب و اجبار مردم یا رهبران دولت به پذیرش براندازی است.[۱۴] این وسیله هم همانند روش «هیجان، ناآرامی اجتماعی و آشوب» این سؤال را به اذهان عمومی القاء می‌کند که آیا دولت مستقر می‌تواند امنیت مردم و کشور را تأمین کند. ضمناً، دهشت‌افکنی انگیزه عملی برای حذف فیزیکی مخالفان سیاسی را ایجاد می‌کند. قتل یک مدیر در یک سازمان ممکن است موقعیتی ایجاد کند تا مدیر جدیدی که رفتار دوستانه‌تری با مواضع براندازان دارد جانشین مدیر مقتول گردد یا فرد براندازی که قبلاً در آن سازمان نفوذ کرده جای خالی مدیر پیشین را پر کند.

رشوه[ویرایش]

رشوه یکی از شایع‌ترین ابزار براندازی است. در بیشتر جوامع به رشوه بعنوان صورتی از فساد نگریسته می‌شود و آن بعنوان وسیله براندازی استفاده می‌شود زیرا آن، ″القاء کننده تضعیف قوانین و مقررات سیاسی و اخلاقی است″.[۱۵] آن می‌تواند وسیله خیلی قابل اتکایی نباشد. مقامات رسمی رشوه‌خوار فقط زمانی که اقدام به عمل کنند قابل استفاده هستند. هرچند اگر اقدامات خاص در طول یک زمان مشخص عملی شوند، شک عامه مردم را در پی خواهد داشت. آن مقام رسمی باید بتواند اعمالش را مخفی نماید یا تنها افعال کلیدی را انجام دهد. به همین دلیل وقتی از مقامات رشوه‌خوار خواسته شود اقدامات سریع و بدون فوت وقت انجام دهند بیشترین تأثیر را در براندازی دارند. در پرونده‌های براندازی خارجی، معمولاً رشوه بعنوان وسیله‌ای برای اعمال نفوذ استفاده می‌شود تا برای اقدام به عمل.

قوانین[ویرایش]

فعالیتهای براندازانه[ویرایش]

فعالیتهای براندازانه به اهدای کمک، تسهیلات، و پشتیبانی اخلاقی به افراد، گروه‌ها، یا سازمانهایی که مدافع براندازی دولت جاری با زور و خشونت هستند می‌باشد. تمامی افعال تعمدی که قصد آسیب‌رسانی به منافع دولت را داشته باشد و در طبقه بندیهای خیانت، فتنه، خرابکاری، یا جاسوسی قرار نگیرد، در سلسله فعالیتهای براندازانه طبقه‌بندی می‌گردد.

انگلستان[ویرایش]

ایالات متحده آمریکا[ویرایش]

فصل ۱۱۵ از سرفصل ۱۸ قرار ایالات متحده (به انگلیسی:18 U.S. Code Chapter 115 - TREASON, SEDITION, AND SUBVERSIVE ACTIVITIES) به خیانت، فتنه، و فعالیتهای براندازانه در قانون فدرال که تمامی ایالات در این کشور موظف به اجرایش هستند می‌پردازد.

در این قانون آمده‌است:

 هر فردی دانسته یا با خواست قبلی با حمایت، تشویق، مشاوره، یا آموزش وظیفه، لوازم، مقبولیت، یا چهارچوب به براندازی یا نابود کردن دولت ایالات متحده یا دولتهای ایالات، فرمانداریها و مناطق یا مالکیتهای مشابه، یا حاکمان هر زیرمجموعه مشابه، از طریق قدرت یا خشونت، یا بوسیله هدف قرار دادن هر افسر دولتهای مذکور؛ یا
هر فردی، با قصد براندازی یا تخریب هر دولت مذکوری، چاپ، انتشار، ویرایش، پخش، به گردش درآوردن، فروش، توزیع، و نمایش عمومی، چه بوسیله محصولات نوشتاری یا چاپی، توصیه، یا آموزش کار، لوازم، مقبولیت، یا الگو به براندازی یا نابود کردن هر دولتی در ایالات متحده بوسیله زور یا خشونت، یا حتی تلاش برای آن؛ یا
هر فردی سازماندهی، کمک یا تلاشی برای سازماندهی هر اجتماعی، گروهی، یا تجمعی نماید که در آن آموزش، حمایت، یا تشویق به براندازی یا تخریب هر دولتی بوسیله زور یا خشونت؛ یا عضو شدن در، یا همزادپنداری با، هر اجتماع، گروه، یا تجمعی، در حالیکه اهداف مذکور را بداند
باید تحت این عنوان جریمه شود یا تا بیست سال زندانی شود، یا هر دو، و نمی‌تواند در استخدام دولت ایالات متحده یا ادارات و سازمانهای آن برای مدت پنج سال پس از پایان تحمل مجازات قرار داشته باشد.
اگر دو نفر یا بیشتر برای اجرای جرائم مذکور در این قسمت توطئه کنند، هر یک باید تحت این عنوان جریمه شوند یا تا مدت بیست سال زندانی شوند، یا هر دو مجازات و نمی‌تواند در استخدام دولت ایالات متحده یا ادارات و سازمانهای آن برای مدت پنج سال پس از پایان تحمل مجازات قرار داشته باشد.[۱۶]

این قانون در موارد بسیاری در ایالات متحده مورد استفاده است معروفترین مورد استفاده که بصورت عمومی شناخته شده‌است برای تعقیب اعضای حزب کمونیست (زندگی اجتماعی یا communist) خصوصاً بین سالهای انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و ۱۹۹۱ فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی بعنوان برانداز استفاده شده‌است. کمیته خانه فعالیتهای غیر-آمریکایی (به انگلیسی: House Un-American Activities Committee) برای تحت تعقیب قرار دادن و تحقیقات جنایی در خصوص اتهامات بی‌وفایی و فعالیتهای براندازانه توسط شهروندان معمولی، کارمندان دولتی، و سازمانهایی که مشکوک به ارتباط با احزاب کمونیستی هستند در ایالات متحده آمریکا تشکیل شد.

ایران[ویرایش]

فصل اول از کتاب پنجم (تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده) قانون مجازات اسلامی به جرایم ضد امنیت داخلی و خارجی کشور می‌پردازد.[۱۷] مواد ۴۹۸ تا ۵۰۰، ۵۰۷ و ۵۰۸ این قانون به وضعیت افرادی که فعالیتهای براندازانه داشته‌اند می‌پردازد:

  • ماده ۴۹۸ ـ هرکس با هر مرامی، دسته، جمعیت یا شعبه جمعیتی بیش از دو نفر در داخل یا خارج از کشور تحت هر اسم یا عنوانی تشکیل دهد یا اداره نماید که هدف آن برهم زدن امنیت کشور باشد و محارب شناخته نشود به حبس از دو تا ده سال محکوم می‌شود.
  • ماده ۴۹۹ ـ هرکس در یکی از دسته‌ها یا جمعیتها یا شعب جمعیتهای مذکور در ماده (۴۹۸) عضویت یابد، به سه ماه تا پنج سال حبس محکوم می‌گردد مگر اینکه ثابت شود از اهداف آن بیاطلاع بوده‌است.
  • ماده ۵۰۰ ـ هرکس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروه‌ها و سازمانهای مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغی نماید به حبس از سه ماه تا یکسال محکوم خواهد شد.
  • ماده ۵۰۷ ـ هرکس داخل دستجات مفسدین یا اشخاصی که علیه امنیت داخلی یا خارجی کشور اقدام می‌کنند بوده و ریاست یا مرکزیتی نداشته باشد و قبل از تعقیب، قصد جنایت و اسامی اشخاصی را که در فتنه و فساد دخیل هستند، به مأمورین دولتی اطلاع دهد یا پس از شروع به تعقیب با مأمورین دولتی همکاری مؤثری به عمل آورد از مجازات معاف و در صورتی که شخصاً مرتکب جرم دیگری شده باشد فقط به مجازات آن جرم محکومخواهد شد.
  • ماده ۵۰۸ ـ هرکس یا گروهی با دول خارجی متخاصم به هر نحو علیه جمهوری اسلامی ایران همکاری نماید، در صورتی که محارب شناخته نشود به یک تا ده سال حبس محکوم می‌گردد.

منابع[ویرایش]

  1. بلک‌ستاک، پاول. راهبرد براندازی:: تحریف سیاستهای ملتهای دیگر. انگلیسی: Quadrangle Books، ۱۹۶۴. https://www.amazon.com/The-strategy-subversion-Manipulating-politics/dp/B0007DNMFK. 
  2. ستفان هوسمر، جرج تنهم. «مقابله با تجاوز مخفی». شرکت رند. 
  3. استون، لاوری. خندیدن در تاریکی: یک دهه طنز برانداز. The Ecco Press، ۱۹۹۷. https://www.amazon.com/Laughing-Dark-Decade-Subversive-Comedy/dp/0880014741.+شابک ‎۹۷۸-۰۸۸۰۰۱۴۷۴۸. 
  4. «۱۰ طنز برانداز برتر». دزدان صحنه. 1388. 
  5. «۲۸ دلقک برانداز {در غرب}». هفته‌نامه سرگرمی. 
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ روزنائو، ویلیام. براندازی و یاغیگری. شرکت رند. https://www.rand.org/pubs/occasional_papers/OP172.html.+شابک ‎۹۷۸-۰-۸۳۳۰-۴۱۲۳-۴. 
  7. Subversion and InsurgencyWilliam Rosenau,
  8. Budenz, Louis. The Techniques of Communism. (Chicago: Henry Regnery, 1954), Pg. 155.
  9. قریشی، لوبنا. نیکسون، کسینجر، و آلنده: سرمایه‌گذاری ۱۹۷۳ آمریکا در کودتای شیلی. lanham, MD: Lexington Books، 2009. صفحه ۱۱۵. 
  10. [۱]، راهکار مصدق برای مقابله با تحریم‌های نفتی.
  11. آرشیو روزنامه اطلاعات. «کارکنان پالایشگاه نفت تهران اعتصاب کردند». تاریخ ایرانی. ۲۹ مهرماه ۱۳۵۷. 
  12. [Beilenson, 1972, pg. viii]
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ [Blackstock, 1964, pg. 84.]
  14. [Kitson, 1971, Pg. 4.]
  15. راین، راسل. الگوهای براندازی با خشونت Patterns of Subversion by Violence. سالنامه علوم‌اجتماعی و سیاسی امریکن آکادمی، می ۱۹۶۲. صفحه ۶۶. 
  16. “18 U.S. Code § 2385 - Advocating overthrow of Government”. Retrieved 2017-02-23. 
  17. قانون مجازات اسلامی. مجلس شورای اسلامی - جمهوری اسلامی ایران. http://www.unodc.org/tldb/pdf/Islamic_Penal_Code_in_Farsi.pdf.