براندازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

براندازی به تلاش برای تبدیل نظام‌اجتماعی حاکم و ساختارهای قدرت، قانون، و سلسله‌مراتب آن اشاره دارد. براندازی فرآیند یا پردازشی است که بوسیله آن ارزشها و اصول نظام‌ حاکم به تناقض رسیده یا به عقب بازگردانده میشود. بصورت مشخص، می‌توان براندازای را اینطور تعریف کرد، یک حمله به انگیزه عمومی و، خواست مقاومت و دخالت که محصول مرکبی از وفاداریهای سیاسی، اجتماعی و یا طبقاتی که معمولا خود را به نشانه‌های ملی میچسباند. پس از نفوذ، و به موازات ناکارآمد کردن موسسات سیاسی و اجتماعی دولتی با استفاده از زور، امکان جداشدن این وفاداریها و انتقال آنها به اهداف سیاسی و فکری غاصب وجود دارد. [۱] براندازی بعنوان ابزاری برای بدست آوردن اهداف سیاسی استفاده میشود، چرا که خطر، هزینه، و مشکلات کمتری نسبت به تخاصم‌باز دارد. بعلاوه، صورت ارزانی از نوعی جنگ است که نیاز به آموزش زیادی ندارد. [۲] یک برانداز فرد یا چیزی است که بصورت بالقوه تا حدی حامل براندازی است. در همین مقوله، در برخی از موارد یک برانداز (معمولا توسط دولت حاکم) خائن نامیده میشود.

در بیشتر مواقع براندازی یکی از اهداف دلقکها، هنرمندان و مردمی که در این مشاغل فعال هستند میباشد.[۳] در این مواقع، بصورت عمومی برانداز بودن میتواند به معنی سوال‌کردن، مسخره‌کردن، و تضعیف نظم حاکم باشد.[۴] لقب برانداز برای کار یک دلقک یا طنز به همان اندازه که تبلیغ است میتواند اتهام نیز باشد.[۵] برای دلقک‌ها و هنرمندان، طعنه‌زدن یکی از نافذترین صورتهای براندازی است، و آن میتواند در اشکالی در نمایش، پرده‌بینی، کتب، و حتی اعتراض سیاسی بیان شود.

در حالت معمول گروه‌های محارب و دهشت‌افکن براندازی را بعنوان ابزاری برای رسیدن به اهدافشان به خدمت نمی‌گیرند. راهبرد براندازی نیاز فراوانی به نیروی‌انسانی دارد و گروههای زیادی ارتباطات اجتماعی، سیاسی و نیروی‌انسانی کمی برای اجرای فعالیتهای براندازانه دارند.[۶] هرچند فعالیتهای گروههای محارب ممکن است یک تاثیر براندازانه بر اجتماع داشته باشد. براندازی میتواند توطئه، تقلب، موارد مالی، و یا روشهای خشونت را القاء کنند تا تغییرات مورد نظر را اعمال نماید.

این در تقابل با اعتراض، کودتا، یا کارهای با روشهای سنتی برای ایجاد تغییر در دستگاه سیاسی است.

انواع[ویرایش]

سخت

نرم

ابزارها و روشها[ویرایش]

نفوذ و تاسیس تجمعات خط مقدم[ویرایش]

اقتصاد[ویرایش]

اقتصاد میتواند بعنوان وسیله‌ای برای براندازی داخلی و خارجی مورد استفاده قرار گیرد. برای براندازی خارجی، به سادگی با مسدود کردن اعتبار کشور دشمن میتوان مشکلات شدید اقتصادی برای آن بوجود آورد. یک نمونه از آن ارتباطات امریکا با شیلی در دهه ۱۳۵۰ ه.ش است. در یک توطئه برای تغییر دولت سالوادور آلنده، آمریکا تلاش کرد تا اقتصاد شیلی را تضعیف کند. در اثر کاهش سرمایه‌گذاری خارجی و از دست دادن اعتبار مالی در شیلی، این کشور ناتوان در واردات مایحتاج حیاتی مردمش شد. [۷] یک فشار اقتصادی اینچنینی به کشور کوچک و ضعیفی باعث جلوگیری از کارایی اقتصاد وابسته شده و در نتیجه کاهش شدید سطح‌زندگی شهروندان را در پی دارد. اگر تضعیف اقتصادی بسیار شدید باشد، مردم کشور هدف ممکن است مجبور به پشتیبانی از تغییر در دولت شوند. هدف اصلی از فشار اقتصادی، تحمیل مشکلات به کشور هدف است تا از انجام تعهدات ابتدایی در مقابل شهروندانش بازبماند، چه از طریق کاهش و رکود در تجارت یا محروم کردن آن از منابع. تحریمهای اقتصادی علیه ایران در دو دوره بطور مشخص اعمال شده است: نخست تحریمهای انگلیس و متحدانش پس از ملی کردن صنعت نفت در دوران نخست وزیری دکتر محمد مصدق و دیگری تحریمهای آمریکا و متحدانش بعد از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ ه.ش که همچنان با عناوین متفاوت ادامه دارد.

اعتصابها وسیله‌ای برای اعمال فشار اقتصادی بر دولت هدف، حربه‌ای در دست براندازان داخلی است. بعنوان مثال در دهه ۱۳۵۰ ه.ش اعتصاب بخش حمل‌ونقل جاده‌ای در شیلی باعث اخلال در جابجایی قوت‌غالب جامعه شد که به تبع آن نزدیک به ۵۰٪ اقتصاد این کشور از گردش تولید خارج شد. در ایران اعتصاب کارکنان شرکت ملی نفت در سال ۱۳۵۷ ه.ش ضربه‌ای به نظام سلطنتی محمدرضا پهلوی بود. با گسترش و همه‌گیر شدن اعتصاب در صنعت نفت، موج اعتصاب کارخانجات دولتی و بخش خصوصی، همراه با تظاهرات در تهران و سراسر شهرهای ایران، به تدریج از درخواست‌های سیاسی و رفاهی، به مخالفت با نظام سلطنت کشیده شد. در اثر این اعتصاب، صدور نفت ایران به خارج قطع شد. توقف صادرات نفت ایران به جهان، قطع منبع اصلی درآمد حکومت را موجب شد و مردم نیز تا پیروزی انقلاب در بهمن ۱۳۵۷ با وجود مشکلات ناشی از کمبود نفت، از این اعتصاب‌ها حمایت کردند.[۸]

اقدامات اینچنینی باعث ساخت مشکلات انسانی، اقتصادی، و سیاسی شده که اگر در مقابلشان چاره اندیشی و اقدام نگردد میتواند شایسته‌گی دولت در اداره امور را به چالش بکشد.

هیجان و ناآرامی اجتماعی[ویرایش]

تعرض و دهشت‌افکنی[ویرایش]

رشوه[ویرایش]

رشوه یکی از شایع‌ترین ابزار براندازی است. در بیشتر جوامع به رشوه بعنوان صورتی از فساد نگریسته میشود و آن بعنوان وسیله براندازی استفاده میشود زیرا آن، ″القاء کننده تضعیف قوانین و مقررات سیاسی و اخلاقی است″. [۹] آن میتواند وسیله خیلی قابل اتکایی نباشد. مقامات رسمی رشوه‌خوار فقط زمانی که اقدام به عمل کنند قابل استفاده هستند. هرچند اگر اقدامات خاص در طول یک زمان مشخص عملی شوند، شک عامه مردم را در پی خواهد داشت. آن مقام رسمی باید بتواند اعمالش را مخفی نماید یا تنها افعال کلیدی را انجام دهد. به همین دلیل وقتی از مقامات رشوه‌خوار خواسته شود اقدامات سریع و بدون فوت وقت انجام دهند بیشترین تاثیر را در براندازی دارند. در پرونده‌های براندازی خارجی، معمولا رشوه بعنوان وسیله‌ای برای اعمال نفوذ استفاده میشود تا برای اقدام به عمل.

قوانین[ویرایش]

فعالیتهای براندازانه[ویرایش]

فعالیتهای براندازانه به اهدای کمک، تسهیلات، و پشتیبانی اخلاقی به افراد، گروهها، یا سازمانهایی که مدافع براندازی دولت جاری با زور و خشونت هستند میباشد. تمامی افعال تعمدی که قصد آسیب‌رسانی به منافع دولت را داشته باشد و در طبقه بندیهای خیانت، فتنه، خرابکاری، یا جاسوسی قرار نگیرد، در سلسله فعالیتهای براندازانه طبقه‌بندی میگردد.

انگلستان[ویرایش]

ایالات متحده آمریکا[ویرایش]

فصل ۱۱۵ از سرفصل ۱۸ قرار ایالات متحده (به اتگلیسی:18 U.S. Code Chapter 115 - TREASON, SEDITION, AND SUBVERSIVE ACTIVITIES) به خیانت، فتنه، و فعالیتهای براندازانه در قانون فدرال که تمامی ایالات در این کشور موظف به اجرایش هستند می‌پردازد.

در این قانون آمده است:

 هر فردی دانسته یا با خواست قبلی با حمایت، تشویق، مشاوره، یا آموزش وظیفه، لوازم، مقبولیت، یا چهارچوب به براندازی یا نابود کردن دولت ایالات متحده یا دولتهای ایالات، فرمانداریها و مناطق یا مالکیتهای مشابه، یا حاکمان هر زیرمجموعه مشابه، از طریق قدرت یا خشونت، یا بوسیله هدف قرار دادن هر افسر دولتهای مذکور؛ یا
هر فردی، با قصد براندازی یا تخریب هر دولت مذکوری، چاپ، انتشار، ویرایش، پخش، به گردش درآوردن، فروش، توزیع، و نمایش عمومی، چه بوسیله محصولات نوشتاری یا چاپی، توصیه، یا آموزش کار، لوازم، مقبولیت، یا الگو به براندازی یا نابود کردن هر دولتی در ایالات متحده بوسیله زور یا خشونت، یا حتی تلاش برای آن؛ یا
هر فردی سازماندهی، کمک یا تلاشی برای سازماندهی هر اجتماعی، گروهی، یا تجمعی نماید که در آن آموزش، حمایت، یا تشویق به براندازی یا تخریب هر دولتی بوسیله زور یا خشونت؛ یا عضو شدن در، یا همزادپنداری با، هر اجتماع، گروه، یا تجمعی، در حالیکه اهداف مذکور را بداند
باید تحت این عنوان جریمه شود یا تا بیست سال زندانی شود، یا هر دو، و نمیتواند در استخدام دولت ایالات متحده و یا ادارات و سازمانهای آن برای مدت پنج‌سال پس از پایان تحمل مجازات قرار داشته باشد.
اگر دو نفر یا بیشتر برای اجرای جرائم مذکور در این قسمت توطئه کنند، هر یک باید تحت این عنوان جریمه شوند یا تا مدت بیست سال زندانی شوند، یا هر دو مجازات و نمیتواند در استخدام دولت ایالات متحده و یا ادارات و سازمانهای آن برای مدت پنج‌سال پس از پایان تحمل مجازات قرار داشته باشد.[۱۰]

این قانون در موارد بسیاری در ایالات متحده مورد استفاده است معروفترین مورد استفاده که بصورت عمومی شناخته شده است برای تعقیب اعضای حزب کمونیست (زندگی اجتماعی یا communist) خصوصا بین سالهای انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و ۱۹۹۱ فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی بعنوان برانداز استفاده شده است. کمیته خانه فعالیتهای غیر-آمریکایی (به انگلیسی: House Un-American Activities Committee) برای تحت تعقیب قرار دادن و تحقیقات جنایی در خصوص اتهامات بی‌وفایی و فعالیتهای براندازانه توسط شهروندان معمولی، کارمندان دولتی، و سازمانهایی که مشکوک به ارتباط با احزاب کمونیستی هستند در ایالات متحده آمریکا تشکیل شد.

ایران[ویرایش]

فصل اول از کتاب پنجم (تعزیرات و مجازات های بازدارنده) قانون مجازات اسلامی به جرایم ضد امنيت داخلی و خارجی کشور می‌پردازد.[۱۱] مواد ۴۹۸ تا ۵۰۰، ۵۰۷ و ۵۰۸ این قانون به وضعیت افرادی که فعالیتهای براندازانه داشته‌اند میپردازد:

  • ماده ۴۹۸ ـ هرکس با هر مرامی، دسته، جمعيت یا شعبه جمعيتی بيش از دو نفر در داخل یا خارج از کشور تحت هر اسم یا عنوانی تشکيل دهد یا اداره نماید که هدف آن برهم زدن امنيت کشور باشد و محارب شناخته نشود به حبس از دو تا ده سال محکوم میشود.
  • ماده ۴۹۹ ـ هرکس در یکی از دستهها یا جمعيتها یا شعبجمعيتهای مذکور در ماده (۴۹۸) عضویت یابد، به سه ماه تا پنجسال حبس محکوم میگردد مگر اینکه ثابت شود از اهداف آن بیاطلاع بوده است. 
  • ماده ۵۰۰ ـ هرکس عليه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروهها و سازمانهای مخالف نظام به هر نحو فعاليت تبليغی نماید به حبس از سه ماه تا یکسال محکوم خواهد شد. 
  • ماده ۵۰۷ ـ هرکس داخل دستجات مفسدین یا اشخاصی که عليه امنيت داخلی یا خارجی کشور اقدام میکنند بوده و ریاست یا مرکزیتی نداشته باشد و قبل از تعقيب، قصد جنایت و اسامی اشخاصی را که در فتنه و فساد دخيل هستند، به مامورین دولتیاطلاع دهد و یا پس از شروع به تعقيب با مامورین دولتی همکاری موثری به عمل آورد از مجازات معاف و در صورتی که شخصا مرتکب جرم دیگری شده باشد فقط به مجازات آن جرم محکومخواهد شد.
  • ماده 508 ـ هرکس یا گروهی با دول خارجی متخاصم به هرنحو عليه جمهوری اسلامی ایران همکاری نماید، در صورتی که محارب شناخته نشود به یک تا ده سال حبس محکوم میگردد. 

ایتالیا[ویرایش]

چین[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. بلک‌ستاک، پاول. راهبرد براندازی:: تحریف سیاستهای ملتهای دیگر. انگلیسی: Quadrangle Books، ۱۹۶۴. https://www.amazon.com/The-strategy-subversion-Manipulating-politics/dp/B0007DNMFK. 
  2. ستفان هوسمر، جرج تنهم. «مقابله با تجاوز مخفی». شرکت رند. 
  3. استون، لاوری. خندیدن در تاریکی: یک دهه طنز برانداز. The Ecco Press، ۱۹۹۷. https://www.amazon.com/Laughing-Dark-Decade-Subversive-Comedy/dp/0880014741.+شابک ‎۹۷۸-۰۸۸۰۰۱۴۷۴۸. 
  4. «۱۰ طنز برانداز برتر». دزدان صحنه. 1388. 
  5. «۲۸ دلقک برانداز {در غرب}». هفته‌نامه سرگرمی. 
  6. روزنائو، ویلیام. براندازی و یاغیگری. شرکت رند. https://www.rand.org/pubs/occasional_papers/OP172.html.+شابک ‎۹۷۸-۰-۸۳۳۰-۴۱۲۳-۴. 
  7. قریشی، لوبنا. نیکسون، کسینجر، و آلنده: سرمایه‌گذاری ۱۹۷۳ آمریکا در کودتای شیلی. lanham, MD: Lexington Books، 2009. صفحه ۱۱۵. 
  8. آرشیو روزنامه اطلاعات. «29 مهر | کارکنان پالایشگاه نفت تهران اعتصاب کردند». تاریخ ایرانی. ۲۹ مهرماه ۱۳۵۷. 
  9. راین، راسل. الگوهای براندازی با خشونت Patterns of Subversion by Violence. سالنامه علوم‌اجتماعی و سیاسی امریکن آکادمی، می ۱۹۶۲. صفحه ۶۶. 
  10. “18 U.S. Code § 2385 - Advocating overthrow of Government”. Retrieved 2017-02-23. 
  11. قانون مجازات اسلامی. مجلس شورای اسلامی - جمهوری اسلامی ایران. http://www.unodc.org/tldb/pdf/Islamic_Penal_Code_in_Farsi.pdf.