پسااستعماری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

نظریهٔ پسااستعماری، گفتمان فکری مشخصاً پسانوگرایی است که مجموعه نظریاتی را که در میان متون و زیر متون فلسفه، فیلم، علوم سیاسی، جغرافیای انسانی، و ادبیات یافت می‌شود را در بر می‌گیرد. این نظریات واکنشی به میراث فرهنگی استعمار است. مطالعات پسا استعماری یکی از حوزه‌های پژوهشی میان رشته‌ای دربارهٔ آثار فرهنگی استعمار بر مستعمرات و آگاهی بر مناسبت‌های قدرت میان فرهنگ غرب و شرق است.

مطالعات پسااستعماری به جای تأکید بر اشغال نظامی و سیاسی سرزمین‌های خارجی توسط استعمارگران، سلطه فرهنگی و رسانه‌ای آن‌ها را مورد توجه و نقد قرار می‌دهد. ((در این رویکرد، قدرت بازنمایی‌های رسانه‌ای برای شکل‌گیری مفاهیم و تصورات ما دربارهٔ جهان، یک فرض نهفته و بنیادی است))(لافی، ۱۲۲:۲۰۰۷). معنای استعمار اشغال اذهان، فرهنگ و هویت‌ها است تا فتح فیزیکی کشورها (ناندی، ۱۹۸۳)

ادبیات مطالعات پسااستعماری بیشتر با نام‌هایی همچون؛ «فرانتس فانون»، «ادوارد سعید»، «لیلا گاندی»، «گایاتری اسپیواک»، «هومی بابا» و «رابرت یانگ» شناخته می‌شود. در این میان، «فانون» از نخستین کسانی است که به دنبال نوعی صورت‌بندی از آگاهی سوژه استعمارزده بود.

او از فرایندی تحت عنوان «درونی‌سازی» توسط امپریالیسم سخن می‌گفت که موجب فرودستی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می‌شد و هویت افراد را تحت تأثیر قرار می‌داد. بااین‌حال، ظهور آکادمیک نظریه پسااستعماری را می‌توان از دهه ۱۹۸۰ مشاهده کرد. این موضع‌گیری آکادمیک در مقابل گفتمان علمی غرب در موضوع مطالعه شرق و نقد گفتمان «شرق‌شناسی» آغاز می‌شود.

در قلمرو ارتباطات مطالعات پسااستعماری رسانه‌های غرب دو معنا پیدا کرده‌است:

۱- مالکیت امکانات ارتباطی و شیوه تولید رسانه ای مانند تولید فیلم‌های هالیوودی و صدور آنها به اطراف و اکناف جهان که سلطه رسانه ای غرب تحت عنوان امپریالیسم فرهنگی و رسانه ای بازشناسی می‌شود.

۲- بازنمایی اقلیت‌های فرودست و شرقی‌ها در قالب مفاهیم و تصورهای کلیشه ای که سلطه به عنوان مهم‌ترین شاخص نظریه و مطالعات پسااستعماری و در بحث شرق‌شناسی ادوارد سعید[1] مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.

فیلم‌هایی در رابطه با نظریه پسااستعماری:

  1. ملکه صحرا از ورنز هرتسوک
  2. لارنس عربستان از دیوید لین
  3. دکتر ژیواگو از دیوید لین
  4. پل رودخانه کوای از دیوید لین
  5. در مقابل دیوار از فاتح آکین
  6. آب‌بندهای میسوری از آرتور پن
  7. آپوکالیپتو از مل گیبسون

مبانی نظری[ویرایش]

مطالعات پسااستعماری، در مطالعات و نظریه‌پردازی‌های خود از نظریه‌های انتقادی چون مطالعات فرهنگی، مارکسیسم، فمینیسم و پسامدرنیسم الهام گرفته‌است، اما بیش از همه این نظریه‌ها، با ساختارهای مدرنیته استعماری به مواجهه و مقابله برخاسته است. «برای متمایز ساختن مطالعات پسااستعماری از سایر اشکال پژوهش انتقادی، می‌توان گفت که پژوهش پسااستعماری، به درک قدرت فرهنگی عمق تاریخی و بین‌المللی می‌بخشد.»

میشل فوکو[ویرایش]

ارتباطات و امپریالیسم فرهنگی: نظریه امپریالیسم فرهنگی ذیل مطالعات پسااستعماری مطرح بوده و مبتنی بر روابط فرادستی و فرودستی در سطح جهان میان کشورهای صاحب ثروت و قدرت و کشورهای توسعه نیافته و فاقد ثروت و قدرت و ملازم سرمایه‌داری است. سرمایه‌داری با تأسیس نظام اقتصادی جهانی، با صلح یا خشونت تمام کشورها را وارد شبکه مناسبات کالایی کرده و کشورهای صاحب سرمایه را در مناطق وسیعی از جهان کنترل می‌کند. امپریالیسم فرهنگی به شیوه‌ای که برخی از محصولات، مُد و سبک زندگی با الگوهای خاص تقاضا و مصرف از کشورهای فرادست به فرودست صورت می‌گیرد؛ گفته می‌شود. این الگوها با استفاده از ارتباطات و رسانه به ارزش‌ها و آرمان‌های غربی مهر تأیید زده و باعث سیطره غرب می‌شوند. ارتباطات را باید در این فرایند و نظام به دو گونه متمایز و اما مکمل مجاری مستقیم و غیر مستقیم سلطه بررسی کرد. در گونه اول کشتیرانی، چاپ، تلگراف و… محصول پیشرفت و قدرت سرمایه‌داری است و در گونه دوم نقش متن و محتوا در انتقال ارزشها، هنجارها، سبک زندگی و فرهنگ سرمایه‌داری به کشورهای توسعه نیافته و برای انهدام باورها و ارزش‌های سنتی آن‌ها مدنظر است.

ادوارد سعید[ویرایش]

سعید معتقد است امپریالیسم و استعمار، تنها انباشت سرمایه و کسب سود نیست، بلکه هر دو با صورت‌های نافذ و ایدئولوژیک حمایت می‌شوند و نوعی ایدئولوژی توسعه و پیشرفت را با خود دارند. او با تأکید بر رابطه ذاتی فرهنگ و امپریالیسم، می‌گوید امپراتوری از طریق فرهنگ، سلطه خود را نهادینه و شرقی را از روایت حق تاریخی خود محروم می‌کند. هدف امپریالیسم فرهنگی، فائق آمدن بر مقاومت است و نه اشغال نظامی کشورهای دیگر. شیلر ترویج فناوری نوین را تلاش برای مهار جنبش‌های آزادی‌بخش ملی می‌داند و معتقد است چون شرکت‌های آمریکایی بخش بزرگی از دنیا را زیر نفوذ خود دارند؛ سلطه فرهنگی آمریکا تعیین‌کننده حد و مرزهای گفتمان ملی در بسیاری از نقاط جهان است.

کتاب شرق‌شناسی ادوارد سعید (Orientalism)[۱][ویرایش]

نمونه بارز مطالعات پسااستعماری، کتاب شرق‌شناسی اثر ادوارد سعید است که به ویژگی‌های دانش قرن ۱۹ که محققان تعلیم دیده، سفرنامه نویسان، شاعران و رمان نویسان پدیدآوردند و شرق را تبدیل به مخزنی برای دانش غربی کردند؛ می‌پردازد. تصویری از شرق که آنان را خوار جلوه می‌داد تا غرب مثبت و متمدن معرفی شود.

سعید، گفتمان را صورت زبانیِ دانش و قدرت می‌داند که از ابزار قدرت برای گسترش بازنمایی شان از شرق استفاده می‌کنند. او با بررسی نوشته‌های پژوهشگران، سفرنامه‌ها و… نشان می‌دهد چگونه اروپاییان در دوران پس از روشنگری، نخست شرق را به گونه‌ای نوشتاری تصاحب کردند. وی معتقد است گفتمان تفاوت (شرق‌شناسی) توانست شرق همچون دیگرِ تمدنیِ اروپا تصویر کند. مثلاً در مورد عرب‌ها این‌طور تصویر می‌شود که شتر سواران تروریست، شهوت پرست بوده و ثروت فراوان آنان هتک حرمت تمدن واقعی است؛ و احساسی بودن، بدویت، جباریت شرق، غرب خردورز، دموکرات و پیشرفته را می‌سازد. غرب به عنوان مرکز و شرق در حاشیه عمل می‌کند. شرق‌شناسی، استعمارگری اروپایی را به عنوان یک گفتمان یعنی بازنمایی، تخیل، ترجمان، دربرگیری و اداره شرقِ ناسازگار و غیرقابل درک از رهگذر رمزها و قراردادهای متنی مورد بحث قرار می‌دهد. در اندیشه سعید اسلام هسته اصلی گفتمان و ایدئولوژی شرق‌شناسی امروز است و به سرنوشت و فرجام آن ابتدا به عنوان یک چیز یکپارچه و سپس با دشمنی و وحشت ویژه‌ای به آن نگاه می‌شود. در این راستا یکی از منابع رسانه‌ها هستند که اسلام را به عنوان خطر جدی برای جوامع غربی تصویر می‌کنند و جنبش‌های احیاگر اسلامی را سازمان‌های تروریستی و بنیادگرا نامگذاری می‌کنند.

ادوارد سعید می‌گفت نوشته‌های پژوهشی آمریکا و اروپا یک تصویر نادرست و غلط و کلیشه ای از شرق ترسیم می‌کند و در این روش سراسر شرق به یک صفحه نمایش محدود شده و باور داشت که این درک سوگیرانه مانع فهم فرهنگ خاورمیانه و فرهنگ دور می‌شود.

ادوارد سعید می‌گفت: وقتی غربی‌ها شرق را مطالعه می‌کردند به خاطر شدت تفاوت‌ها شرق را درک نمی‌کردند پس شرق را عجیب و غریب توضیح ناپذیر و غیرعادی به تصویر کشیدن یا قضاوت می‌کردند ولی درکش نکردند و فقط به ارزش‌ها و دیدگاه‌های خودشان باور داشتند.

ادوارد سعید گفت غرب حس می‌کند جامعه خودش از شرق برتره و بعد گفت متد پژوهشی غرب دربارهٔ شرق از همان فرهنگ جهانگشایی و سلطه‌گری سرچشمه گرفته و نتیجه گرفت شرق پژوهشی غربی‌ها ذاتاً سیاسی است و منطقش زیر سؤال است. گفت کلیشه سازی از شرق دستاویز اشغال و استعمار شده و تصویری که غربی‌ها رسم کردند این بود که شرق را باید گرفت و متمدن کرد. تهاجم را به جای آزادسازی جای زدند. باور داشت یا نواقص غرب چشمش را بر روی این کلیشه سازی بسته یا غرب باور دارد که فرهنگش برتر است. شرق‌شناسی یعنی یک نگاه غربی از بالا به پایین به همهٔ فرهنگ‌های دیگر است.

کتاب اسلام رسانه‌ها ادوارد سعید(Covering Islam)[ویرایش]

ادوارد سعید در کتابش به نام اسلام رسانه‌ها توضیخاتی می‌دهد در مورد اینکه غربیان چگونه به بازنمایی اسلام در مناطق خود پرداختند و ما اینجا به‌طور مختصر به بعضی از موارد مهم آن می‌پردازیم. آن چیزی که در کتاب شرق‌شناسی بیان کرده‌است این است که واژه اسلام که اصطلاحی بسیار ساده به نظر می‌رسد در واقع بخشی از آن افسانه و پندار، بخشی همراه با برچسب عقیدتی و قسمتی از آن نیز برداشتی تقلیدی از اصل مذهبی است که اسلام نامیده می‌شود هیچ وقت واقعیت معنادار و ارتباط مستقیمی میان آنچه که امروز غرب از اسلام درک می‌کند و آنچه درون دنیای اسلام می‌گذرد وجود ندارد در عوض در غرب امروزه اسلامی شناخته می‌شود که منشأ اخباری تلخ است در واقع خبرنگارانی که خبر را تهیه می‌کنند یا کارشناسانی که به بررسی آنها می‌پردازند مسائل حقیقی را پوشش نمی‌دهد مثلاً وقتی نیویورک تایمز مقاومت ایران در برابر عراق را توضیح می‌دهد بیان می‌کند که مطلب به دلبستگی شیعه به شهادت بر می‌گردد و در واقع گروه‌های مختلف عقاید مختلف در مورد اسلام دارند و آن را انتشار می‌دهند. در نزد گروه‌های راست اسلام مساوی خشونت است و در نزد گروه‌های چپ اسلامی الهیات قرون وسطایی است و برای میانه‌روها نوعی امر ناخوشایند و عجیب و غریب است برخوردها و پاسخ‌های آمریکا از اوایل دهه هفتاد به ویژه نسبت به مسایل جهان اسلام با برداشت‌های خاصی همراه است که یکی از دلایل آن احساس وحشت نسبت به کمبود انرژی با توجه به تمرکز آن در کشورهای نفت‌خیز عرب وخلیج فارس و کشورهای اوپک و تأثیر پراکنده آن بر تورم در جوامع غربی است.

ادواردسعید موردی را در کتاب اسلام رسانه‌ها بیان می‌کند که چگونه مطبوعات آمریکایی اتفاق رخ داده را خلاف واقع به شدت بزرگ نشان می‌دهند در بیستم ژانویه ۱۹۸۱ در سفارتخانه آمریکا در تهران ۵۲ نفر آمریکایی به مدت ۴۴۴ روز زندانی بودند سرانجام آزاد شده و به ایالات متحده بازگشتند در طول هفته‌ای که آنها آزاد شدند رسانه‌ها به شدت این موضوع را تحت پوشش قرار دادند و از توافقات بین ایران و آمریکا و وحشی گری ایران و قهرمان بازی آمریکایی‌ها صحبت می‌کردند و نیویورک تایمز در سرمقاله اش نوشته بود که «بگذار ساعات اولیه آزادی خشم و انزجار در میان باشد» در واقع چنان به اطلاع مردم می‌رساندند که گروگان‌ها به شدت شکنجه شده‌اند و حالا باید انتقام بگیریم این در حالی است که هیچ‌یک از ۵۲ نفر شخصاً تا آن جایی پیش نرفته‌اند که بگویند با شکنجه یا خشونت برنامه‌ریزی شده‌ای رو به رو شدند. بررسی گروگان‌گیری آمریکاییان در ایران را باید از دو منظر مورد توجه قرار دهیم یکی از منظر آمریکایی و دیگر اروپایی، مقالات اریک رولو مفسرمعروف فرانسوی هر روز از ابتدای ماجرا پخش می‌شد و رسانه‌های آمریکایی مثل مقالات صفحه آزاد لس آنجلس تایمز عناوین خیال‌انگیزی را جانشین واقعیت کرده و پخش می‌کردند در همین موقع دو تا مقاله‌های تند و آتشین علیه ایران با عناوین (ایران خون می‌طلبد) و (ایران را با بمب اتمی در هم بکوبید)منتشر شد که وطن‌پرستی جدید آمریکاییان را نشان می‌دهد در واقع آنچه که اریک رولو دربارهٔ ایران می‌نوشت گویی از یک کشور دیگراست وآن چیزی که رسانه‌های آمریکایی می‌گفتند از یک کشور دیگر در حالی که هر دو یک مسئله را منعکس می‌کردند در واقع چون گزارشگران و کارشناسان آمریکایی می‌دانند که کشورشان برترین کشور دنیا است و این حس قدرت و وطن‌پرستی را در گزارش‌هایشان وارد می‌کند اما دیدگاه فرانسوی یک دیدگاه آگاهانه است ومانند دیدگاه یک ابرقدرت نیست علاوه بر این دیدگاه فرانسوی دیدگاه دقیقاً پسا استعماری است با ایستارهای استعماری نسبت به مستعمرات. ادوارد سعید بیان می‌کند البته باید به برچسب‌هایی که به موضوع‌های مختلف زده می‌شود توجه کنیم چون که آنها بسیار مفید بوده و به عنوان جزئی از کل تاریخ فرهنگ وجود دارند برچسب‌هایی که جنبه عقیدتی داشته و نفوذ خود را با عواطف شدید القا می‌کند با خود بسیاری از تجارب را حمل کرده و قادرند که با وقایع و حقایق تازه خود را تطبیق دهند در واقع اندک واقعیت‌های ملموسی که دربارهٔ اسلام در کارهای اروپاییان دیده می‌شود در کارهای آمریکاییان اصلاً وجود ندارد و هر چه هست همه برچسب و واقعیتی دروغین است زیرا بسیاری از اروپاییان دارای یک سیاست فرهنگی گفت گو با مسلمانان و جهان عرب بودند و این امر باعث تشکیل گردهمایی‌ها و کنفرانس‌ها می‌شد ولی در آمریکا هم چنین چیزهایی به چشم نمی‌خورد یا فقدان یک جامعه مسلمان در گذشته آمریکا باعث این وقایع می‌شود البته این به این معنا نیست که این دین در دیگر کشورها همگان پسند ودور از برچسب مانده‌است ولی در حالت کلی وضع بهتری دارد.

معرفی‌های نادرست از اسلام شاید به این دلیل است که گرایش‌های زیادی نسبت به تقسیم جهان بین طرفداران آمریکا و مخالفان آمریکا وجود دارد و همچنین عدم گزارش‌های صحیح فرآیندهای سیاسی، جعل الگوها، ارزشهای قوم مدارانه یا نامربوط، اطلاعات صد در صد اشتباه، تکرار مکررات و پرهیز از اعلام جزئیات لازم عدم وجود یک دیدگاه سالم و خالص را نشان می‌دهد. جورج کارپوزی خبرنگار ارشد نیویورک پست درمورد امام خمینی می‌گوید «مانند آدولف هیتلر در زمانه ای دیگر آیت الله روح‌الله خمینی یک مستبد، کینه‌توز، دام گستر است و تهدیدی برای نظام جهانی است تنها فرق میان نویسنده کتاب کسالت آور حکومت اسلامی و نبرد من هیتلر در این است که آن یکی بر خدا اعتقاد نداشت و این یکی خود را نماینده خدا می‌داند».

با این همه حتی اگر سرزنش‌های ناسالمی که اکنون در غرب متوجه اسلام است را بپذیریم با این حال باید این امکان را داشته باشیم که رابطه میان آنچه که غرب دربارهٔ اسلام می‌گوید و رفتاری که مسلمانان در مقابل آن دارند را مشاهده کنیم این رابطه دیالکتیکی میان این دو، که فرض بر این است که یک طرف غرب که زمانی استعمار کننده کشورهای اسلامی بوده و اکنون شریک بازرگانی آنها و طرف دیگر جوامع اسلامی، وضعی پدیدآورده که می‌توان آن را سیاست کلام نامید. پیشگامی و پسگامی در روابط میان جهان اسلام و غرب، توان آزمایی، پاسخ و باز کردن فضاهای نظریه پردازانه در جایی وبستن راهای آن در جای دیگر همه اینها سیاست کلام را پدیدمی‌آورد؛ و هر یک از طرفین موقعیتی را پدیدمی‌آورند اعمال خود را توجیه کنند و اختیاراتی را دارا شوند و ارادهٔ خود را بر دیگری تحمیل کند مثلاً وقتی ایرانیان سفارت آمریکا را در تهران اشغال کردند در واقع آنها به آمریکا پاسخ داد نه تنها پاسخ رفتن شاه به ایالات متحده بلکه پاسخی به اندازه تاریخ طولانی آنچه را که رفتاری تحقیر آمیز و اهانت از سوی قدرت آمریکا به خود می‌دانستند.

کتاب شرق‌شناسی هالیوود مجید سلیمانی ساسانی[۲][ویرایش]

بر اساس کتاب شرق‌شناسی هالیوود که در رابطه با همین موضوع است و اینکه در مورد نظریه پسااستعماری و شرق‌شناسی صحبت کرده‌است اعتقاد کتاب بر این است که ذهنیت شرق شناسانه (اسلام هراسی) در رسانه‌ها را شکل می‌دهد و این سیاست به عنوان عناصر محوری جریان‌های اجتماعی سیاسی جهان اسلام را مورد هدف قرار داده‌است و مسئله اصلی روایت از اسلام و مسلمانان در سینمای هالیوود با توجه به سیاست‌های راهبردی آمریکا و پیشینهٔ تاریخی دانش شرق شناسانه چگونه بازسازی می‌شود زیرا فرض بر آن است که روندهای بازنمایی متوقف نمی‌شوند و روایت ادامه دارد. (مجید سلیمانی ساسانی -1398) هالیوود فیلم‌های بسیار زیادی در صد سال اخیر ساخته‌است که عمدتاً در آن‌ها از کلیشه‌های شرق شناسانه بهره برده‌است. با این تفاوت که هرچه بر عمر این سینما افزوده می‌شود، هوشمندی بیشتری برای کاربست این کلیشه‌ها در فیلم‌ها رخ می‌دهد. ضمن اینکه می‌توان مسائل سیاست خارجی و راهبردهای کلی آمریکا را در این فیلم‌ها و در دوره‌های مختلف مشاهده نمود. درواقع باید تأکید کرد که بازنمایی «اسلام» و «مسلمانان» و ارائهٔ تصویر دیگری و دشمن از آن‌ها، مرکز گفتمان شرق‌شناسی در دنیای کنونی به‌شمار می‌رود و نقد این گفتمان را می‌توان در مجموعهٔ نظری و آکادمیک «مطالعات پسااستعماری» جست‌وجو کرد. درواقع، مطالعات پسااستعماریْ رویکردی آکادمیک است که می‌تواند جایگزینی برای رویکردهای علوم اجتماعی و فرهنگی قرار گیرد. ضمن اینکه به دنبال بازخوانی تأثیرات تفکر غربی بر نحوهٔ حیات جوامع دیگر و حتی در رویکردی عمل گرایانه تر، به دنبال بازگشت به اصول و ارزش‌های فرهنگی خویشتن است.

منابع[ویرایش]

  • ویکی‌پدیای انگلیسی
  • مقالهٔ مطالعات پسا استعماری رضا شیرازی خلاصه کتاب نظریه‌های ارتباطات مهدی‌زاده
  • نظریه و نقد پسااستعماری، نوشتهٔ آزاده شاهمیری، نشر علم، ۱۳۸۹
  • «روزنامه ایران (1388/03/21): نقد پسا استعماری». Magiran. ۲۰۰۹-۰۶-۱۱. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۱۱-۲۸.
  • «ادبیات پسااستعماری». جنبش راه سبز. ۲۰۱۹-۱۱-۲۸. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۱۱-۲۸.
  • «دیباچه - مکتب‌ها و جنبش‌های نظری». dibache.com. ۲۰۱۰-۰۹-۲۳. بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۲۰۱۰-۰۹-۲۳. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۱۱-۲۸.
  • کتاب نظریه‌های رسانه نویسنده سید محمد مهدی‌زاده.
  • کتاب شرق‌شناسی هالیوود نویسنده مجید سلیمانی سامانی.
  • کتاب شرق‌شناسی نویسنده ادوارد سعید.
  • کتاب اسلام رسانه‌ها نویسنده ادوارد سعید.
  1. کتاب شرق‌شناسی نویسنده ادوارد سعید.
  2. کتاب شرق‌شناسی هالیوود نویسنده مجید سلیمانی سامانی.