حقوق حیوانات
| حقوق جانوران (حیوانات) | |
|---|---|
هواداران حقوق جانوران بر این باورند که آنها را باید به شکل شخصیتهایی نگریست، نه دارایی.[۱] | |
| شعار | جانوران اعضای جامعه اخلاقی هستند.[۲] |
| پیشگامان | جرمی بنتام (۱۸۳۲–۱۷۴۸) هنری سالت (۱۹۳۹–۱۸۵۱) |
| کنشگران نوین | تام ریگان اینگرید نوکرک پیتر سینگر |
| کتابهای اصلی | حقوق جانوران سالت (۱۸۹۴) رهایی جانوران سینگر (۱۹۷۲) |
| حوزه | فلسفه، اخلاق |
| درگاه | درگاه حقوق جانوران |
| بخشی از |
| حقوق جانوران |
|---|
حقوق جانوران[۳][۴][۵][۶][۷] یا حقوق حیوانات[۸][۹] بخشی از موضوع حقوق است که بهطور ویژه هم به حقوق جانوران نااهلی (وحشی) و هم به حقوق جانوران اهلی میپردازد. حامیان حقوق جانوران بر این باورند که ایجاد درد و رنج برای جانوران نادرست است، و جانوران نباید خورده شوند، در باغوحشها و پناهگاهها و دولفیناریومها و سیرکها و مراکز آزمایشگاهی اسیر و زندانی باشند و نباید در پژوهشهای دردناک یا هرگونه پژوهشِ دیگری از آنها بهرهکِشی شود، و نباید برای توسعهٔ زندگی انسانها به محیط زندگی آنان تجاوز شود. آنها باورمندند که جانوران باید دارای حقوق قانونی و اخلاقی معینی باشند، که شامل حق آسیب و آزار ندیدن نیز میگردد.[۱۰]
از دیدگاه اخلاق
[ویرایش]
بحث دربارهٔ اخلاق و رویکرد اخلاقی انسانها دربارهٔ جانوران به گذشتههای بسیار دور میرسد. نخستین اشارهها به حقوق جانوران و رفتاری که انسان باید در برابر آنها پیش گیرد تا اخلاق را رعایت کرده باشد، به یونان باستان بازمیگردد.[۱۱] در کل، دیدگاههای گوناگون دربارهٔ اینکه انسان باید چه رویکردی نسبت به جانوران دیگر در نظر گیرد به سه دسته اصلی تقسیم میشوند: دیدگاه «عدم التزام»، «التزام نامستقیم»، و «التزام مستقیم».
در دید کسانی که به عدم التزام انسان به داشتن دستگاه اخلاقی باور دارند، جانوران هیچ حقوقی ندارند و انسانها میتوانند با آنها هر آن گونه که دوست دارند، رفتار کنند. افلاطون از جمله هواداران این دیدگاه بود و جانوران را «هیولاهای بیقانون» میخواند.[نیازمند منبع] دیگر باورمندان به این دیدگاه از جانوران «به مانند پتک و سنگ» نام بردهاند؛ به آن معنا که همان گونه که پتکی میتواند سنگی را به هر شکل که خواست در بیاورد، انسان نیز میتواند جانوران را به هر روش دلخواه به زیر سلطه خود آورد.[۱۲]
باورمندان به «التزام نامستقیم» اما حقوق جانوران را نه به خاطر وجود خودشان، که برای ارتباطی که آنها با انسانها دارند، قابل تعریف میدانند. آنها بر این باورند که اگرچه جانوران حقوق ندارند، اما این نمیتواند دلیلی برای انسان در برخورد ناشایست با آنها باشد. در عوض، ما باید با احترام با آنها برخورد کنیم چون این باعث برخورد احترامآمیز ما با همدیگر میشود. برای نمونه، هنگامی که با جانور خانگی کسی برخورد بد کنیم، انگار با آن شخص برخورد ناشایست کردهایم.[۱۳]

رویکرد این دیدگاه در برابر جانوران وحشی نیز به همان صورت تعریف میشود: اینکه با جانوری رفتار شایسته داشته باشیم باعث میشود که با دیگران نیز رفتار شایسته در پیش بگیریم. کانت و آکویناس از هواداران این دیدگاه بودند. کانت میگوید: «کسی که به جانوران ستمکند، در پیوندش با مردمان نیز ستمکار میشود». آکویناس نیز کوشید تا دیدگاهِ مسیحیت در برابر جانوران را با بهرهگیری از کتاب مقدس تبیین کند. او بر این باور بود که اگرچه کتاب مقدس انسان را به چیرگی بر جانورانِ نااهلی فرامیخواند، ولی همچنان کارهایی همچون پوزهبند زدن بر روباه یا کشتار پرندهای که همراه با جوجهاش است را غیراخلاقی میداند.[۱۴]
نمونههای بسیاری برای درستی یا نادرستیٔ دیدگاه التزام نامستقیم پیشنهاد شدهاند. برای نمونه، بررسیها نشان میدهند که نوجوانانی که از دیدن شکنجهٔ گربهها لذت میبرند، پتانسیل بیشتری برای تباهکارشدن در بزرگسالی دارند. ولی در سوی دیگر، کسانی نیز که به حقوق جانوران اهمیت میدهند، همیشه بشردوست نمیشوند؛ نازیها از جمله بزرگترین هواداران حقوق جانوران در طول تاریخ بودهاند ولی کشتارهای فجیعی ضد انسانها داشتهاند.[۱۵] اگرچه بررسیهای روانشناسانه در رابطه با درستی این نگره پیشنهاد شدهاند، تعدادی از فیلسوفان آن را به خاطر «ذات انسانمحورانهاش» زیر سؤال بردهاند و دیدگاه التزام مستقیم را مطرح کردهاند.[۱۶]

در دیدگاه التزام مستقیم، انسانها به صورت مستقیم ملزم به رعایت اصول اخلاقی در برابر دیگر جانوران هستند. دو بنیان برای چنین دیدگاهی وجود دارد: فایدهگرایی، وظیفهگرایی.
بر پایه فایدهگرایی، انسانها و جانوران هر دو «حساس» هستند و رفتار انسان باید در جهت افزایش شادی و لذت در جامعه حساسان و کاهش درد و رنج در میان آنها باشد. کم کردن از بار رنج و درد جانوران خود عملی اخلاقی است و به گفتهٔ جرمی بنتام، انسان نباید از خود بپرسد آیا جانوری سخن میگوید یا توانایی استدلال دارد، بلکه باید بپرسد که آیا درد میکشد یا نه؟[۱۷] پیتر سینگر از جمله هواداران کنونی اصلی این دیدگاه است. وی در کتاب نامدارش، رهایی جانوران، استدلال میکند که انسانها باید پیش از اقدام به انجام هر کاری با خود بیندیشند که آیا با این کار شادی در میان همهٔ جانداران حساس بیشینه میشود یا نه؟ در صورتی که انسان به چنین چیزی نیندیشد، به نوعی گونهپرستی کردهاست که عبارت است از ترجیح یک گونهٔ زیستی به دیگر گونهها.[۱۸]
توسعه دیدگاه
[ویرایش]
در جهان باستان
[ویرایش]
در یونان و روم باستان، تعدادی از فیلسوفان و اندیشمندان هوادار سرسخت حقوق جانوران بودند. قدیمیترین نوشتهها دربارهٔ ترجیح گیاهخواری به کشتن جانوران بر پایهٔ اصول اخلاقی مربوط به افلاطون است. سیسرو، اپیکور، هرودوت، هوراس، اووید، پلوتارک، سنکا، و ویرژیل نیز همگی از «دیوانگانِ جانوران» بودند.[۱۹]
سده هفدهم
[ویرایش]جانوران به مثابه ماشینهای طبیعت
[ویرایش]در سدهٔ هفدهم میلادی، اندیشههای رنه دکارت، که متأثر از دیدگاههای مذهبی وی بودند، تأثیر بزرگی در نگرش انسانها نسبت به حقوق جانوران تا مدتهای زیادی گذاشت. دکارت تفاوتی مطلق میان ذات آدمی و جانوران گذاشت و آنها را قابل مقایسه با آدمی ندانست. به باور او، جانوران «ماشینهای طبیعت» بودند که اگرچه میخوردند، میدیدند، و میشنیدند، اما به عنوان یک ماشین هیچ حسی نداشتند و نمیتوانستند درد را متوجه شوند.[۲۰] استدلال او چنین بود که چگونه خداوند میتواند به جانوران درد را بچشاند، حال آنکه آنها بی هیچ گناهی به دنیا میآیند و نباید مستحق درد کشیدن باشند. چنین اندیشهای باعث شد که خود از جمله تشریحکنندگان زندهٔ جانوران شود و برای نمونه، سگها را به تختهای میخکوب کند و بدنشان را از هم بگشاید تا چرخش خون در بدن آنها را مشاهده کند.[۲۱]
سدهٔ بیستم
[ویرایش]حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان پس از رسیدن به قدرت در ۱۹۳۳ پیشرفتهترین قوانین حفاظت از حیوانات در اروپا را وضع کرد. به نوشته کاتلین کیت این اولین تلاش یک حکومت برای شکستن مانع بین گونهها، دوگانگی سنتی بین انسان و حیوان بود. انسان به عنوان یک گونه با آریاییها در صدر سلسله مراتب، و در پی آن گرگها، عقابها و خوکها جایگاه مقدسش را از دست میدهد، و یهودیان و موشها در قعر قرار میگیرند. کیت مینویسد: «این بدترین پاسخ به مسئلهٔ رابطهٔ ما با دیگر گونهها بود».[۲۲]

بهرهگیری در پژوهشهای علمی
[ویرایش]
با آغاز انقلاب پزشکی و افزایش آگاهی انسانها نسبت به دانش پزشکی، جانوران بخش جداییناپذیری از آزمایشهای علمی بشر شدند. با گسترش دانش و افزوده شدن شاخههای نوینی چون میکروبشناسی، عصبشناسی، و مهندسی پزشکی به پزشکی و نیز گسترش پژوهش بر دانشهایی چون علوم فضا، جانوران بیشتر و بیشتری در آزمایشگاهها زیر آزمایش قرار گرفتند. امروزه تخمین زده میشود که بر روی ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون جانور در آزمایشگاههای سراسر جهان آزمایشهای علمی انجام میشود.[۲۳][پانویس ۱] از این جانوران برای اهداف گوناگونی بهره گرفتهمیشود که از آن جمله میتوان به این موارد اشاره کرد: پژوهشهای بنیادین زیستی، پژوهشهای کاربردی پزشکی، تهیه دارو، آزمایش مواد مصرفی همانند مواد آرایشی و افزودنیهای خوراکی و کودها، بهرهگیری در موسسات آموزشی برای دانشجویان، و بهکارگیری آنها برای بیرون کشیدن مواد دارویی همچون سرم.[۲۴]
هواداران بهرهکِشی از جانوران برای این منظورها اغلب آنها را روشهایی برای بهبود تندرستیٔ بشر و در راه کمک به بقای آن بهشمار میآورند. این دیدگاه در راستای اندیشهٔ فایدهگرایی قرار میگیرد.[۲۵] مخالفان این دیدگاه بر این باورند که در هنگام درنگریستنِ سودِ این آزمایشها، باید سودِ سراسریٔ آن برای همهٔ جاندارانِ حسمند درنگریسته شود، و تنها برای انسان درنگریسته نشود.[۲۶]
تعداد زیادی از جانوران به کار گرفته شده در راه آزمایش، آنهایی هستند که برای تست مواد شیمیایی و بهداشتی به کار میروند. از آنجا که قوانین FDA حکم میکنند که آسیبهای احتمالی هر کالایی پیش از ارائه به بازار باید توسط سازنده بررسی شوند، بسیاری از شرکتهای دارویی و بهداشتی اقدام به بهرهگیری از جانوران به عنوان نمونههای نزدیک به بشر کردهاند.[۲۷] در بعضی موارد، همچون آزمون دریز که در آن مواد شیمیایی را به درون چشم خرگوشها میریزند تا التهابزایی آن در انسان را آزمایش کنند و واکنشهای مردمی نسبت به غیراخلاقیبودن آزمایش، باعث قطع انجام آزمایش بهدست بنیادهای آموزشی و آرایشی شدهاست.[۲۸]
امروزه اما روشهای نوینی برای بهرهگیری از بافتهایی که از بدن جانوران زنده تهیه نشدهاند ارائه شده و چندین فروشندهٔ بزرگ کالاهای آرایشی، برای نمونه بادی شاپ، آزمایش بر جانوران را به پایان رساندهاند. چنین چیزی سود سرشاری برای این شرکتها به ارمغان آورده و این میتواند به دلیل جایگاه برتر اخلاقی آن شرکتها نسبت به رقبایشان در ذهن خریدار بوده باشد.[۲۹] پژوهشهای جدید نشان دادهاند که بافتهای جایگزین نه تنها از لحاظ اخلاقی دست بالا را دارند که اغلب نتیجهٔ بهتر و دقیقتری نسبت به بافتهای جانوری در اختیار میگذارند.[۳۰]
حقوق جانوران و گیاهخواری
[ویرایش]ذات بشر و اینکه آیا بشر نیازی به خوردن دیگر جانوران برای ادامهٔ زندگی دارد از جمله بحثهای همیشگی در میان اندیشمندان، فیلسوفان، دینداران، و دانشمندان بودهاست. چنین بحثهایی، چه در میان موافقان حقوق جانوران و چه در میان مخالفان آن، اغلب منجر به این پرسش میشدهاند که آدمی باید کدام روش غذاخوردن را برگزیند که در آن جانوری کشته نشود؟ از این رو، گیاهخواری و ارتباط آن با حقوق جانوران از گذشته تاکنون مورد کنکاش بودهاست.[۳۱]
اگرچه متنهای کوتاه و جسته و گریختهای از شخصیتهایی در طول تاریخ که گیاهخواری را به عنوان روش زندگی برگزیدهاند، موجود هستند، نخستین متن مستند که ارتباط میان گزیدن رژیم غذایی گیاهی و احترام به حقوق جانوران را مطرح میکند، نوشتههای پلوتارک است. او در این نوشتهها، که به هنگام جوانی به رشته نگارش درآورده، به شدت از گیاهخواری و لزوم دست کشیدن از کشتن جانوران دفاع میکند؛ اگرچه به نظر میرسد که بعدها این نظر خود را ملایم میکند.[۳۲] به گفتهٔ او، میوهها بر روی زمین آنچنان به وفور یافت میشوند که آدمی نیازی به خوردن گوشت جانوران ندارد و چنین چیزی غیرضروری و ناموجه است. او همچنین این پرسش را مطرح میکند که چرا و چگونه برای نخستین بار، انسانی گوشت خونآلود یک جانور را در دهان گذاشتهاست.[۳۳]
ولی باور به حقوق جانوران تنها به گیاهخوارِ مطلق شدن نمیانجامد. برای نمونه، اگرچه فرانسیس آسیزی قدیس علاقهٔ بسیاری به جانوران و حقوقشان داشت، به گفته دانیل دومبروفسکی «فرانسیس قدیس یکی از نامدارترین دوستداران جانوران بهشمار میرفت، که عشق خود را به آنها با خوردنشان ابراز میکرد.»[۳۴] نمونهٔ دیگر، جرمی بنتام است که نوشتههایش همواره مورد استناد هواداران حقوق جانوران قرار میگیرد و از جمله برای پشتیبانی از اندیشه گیاهخواری مصرف میشوند، ولی خود گیاهخوار نشد و تنها وجدان خود را با اینکه «جانوران غذایی باید سریع و با کمترین درد کشتهشوند»، آرامشبخشید.[۳۵]
اهمیت به رفاه جانوران
[ویرایش]
رفاه جانوران یعنی احترام به حقِ آسایشِ جانوران برای زندگی و افزایشِ استاندارد رفاه آنان با حمایتِ قانون و قانونگزاری با رویکردِ حمایت از جانوران است. نگرانی طرفدارانِ رفاه جانوران شامل کشتار جانوران برای غذا یا از رویِ تفریح، استفاده از آنان برای تحقیقات علمی، بهرهگیری از آنها در باغوحش، سیرک، کار در مزارع است. شکارِ غیرقانونی در حیاتِ وحش نیز باعث کاهش ذخیرهٔ غذایی گوشتخواران و پیامدِ آن، انقراض رفتهرفتهٔ جانوران حیاتوحش است.
از دیدگاه دینها
[ویرایش]چون هیچ نیست که برای مرگ دستنیافتنی باشد. همهٔ جانداران از حیات خود خرسند هستند، زِ درد گریزانند، لذت را میپسندند، از نابودی بیزارند. زینروی، همهٔ جانها محبوب هستند.
دین از سه راه بر رفتار انسان نسبت به جانوران تأثیر میگذارد: نخست تغییر نگرش او و اینکه انسان چگونه جایگاه خود و دیگر جانوران را با معیار دین میسنجد. از این دید، دینهای ابراهیمی اگرچه حقوقی برای جانوران قائل میشوند، همواره جانوران را در مرتبهٔ پایینتری از «وجود» نسبت به انسانها قرار میدهند.[۳۷] دوم، نقش دین در ساختن «ارزش» است و اینکه انسانها چه ارزشی برای جان دیگر جانوران قایل هستند. برخلاف باورهای رایج در میان مسیحیان و یهودیان که بر پایه آن جانوران را آفریده خداوند برای خدمت به بشر میدانستند، باورمندان به آیینهای شرقی بر پایهٔ باور به آهیمسا کشتار جانوران را نادرست میدانستند.[۳۸] در نهایت، دین روش برخورد انسان را نسبت به جانوران نیز تحت تأثیر قرار میدهد. شریعت و کردار دینیٔ تعریفشده در هر آیینی، به رفتار انسانها در برابر دیگر جانداران سمتوسو میدهد، و چنین چیزی میتواند گونههایی از احترام به حقوق جانوران را نیز دربرگیرد.[۳۹]
دینهای ابراهیمی رویکردهای گوناگون و گاه متضادی در برابر همدیگر در زمینهٔ ایجاد گونهای از سامانهٔ حقوقی برای جانوران در پیش گرفتهاند. در یهودیت، قربانیکردن جانوران اهلی همچون گاو و گوسفند برای رهاییدادن انسان از آلودگیٔ گناهها انجاممیشود، و در زمینهٔ ذبح قوانین ویژهای در تورات ذکر شدهاند. انجام عمل قربانی کردن پس از نابودی دوم هیکل سلیمان کنار گذاشته شد، اگرچه بعضی متون ارتودوکس یهودیان به از سرگیری دوبارهٔ قربانی کردنها در هیکل تشویق میکنند.[۴۰] در نوشتههای مقدسِ آیین مسیحیت اگرچه اشارهٔ مشخصی به پیوندِ میان انسان و جانوران دیگر نشدهاست، ولی برداشتهای آغازینِ برآمده از این متنها، گونهای «تسلط» انسان بر جانوران را در خود پرورش دادهاند که در در درازای تاریخ تمدن غرب، مایهٔ بیتفاوتی و گاه بهرهکِشی از جانوران شدهاست.[۴۱][پانویس ۲]
بر خلاف مسیحیت، رابطهٔ میان انسان و جانوران در اسلام به روشنی بیان شدهاست و این از میان نوشتههای قرآن و رفتار محمد (حدیث) آشکار است. در اسلام، جانورانِ جز انسان دارای احساسات و علایق ویژهٔ خود هستند، و اگرچه انسان در جایگاه «خلیفه الله» بالاتر از آنها گذاشتهشده، ولی انسانها به بهکارگیریٔ مسئولانهٔ این نقش فراخوانده شدهاند.[۴۲]
در فقه اسلامی، قوانین ویژهای برای رعایت اخلاق در برابر جانوران گفته شدهاست. این قوانین دربردارندهٔ روش کشتن جانوران، عدم خشونت در هنگام ذبح، و رفتار اخلاقی با جانوران اهلی میشوند. سیرهٔ محمد در شکلگیری نگرش مسلمانان به حقوق جانوران نقش مهمی داشتهاست، و بسیاری از قوانین فقهی اسلامی دربارهٔ این مسئله برآمده از آموزههای پیامبر در هنگام زندگیاش هستند.[۴۳] پیشرفتهترین نمونههای آن، برپاییٔ برخی محدودههای ویژه با نام «حرم» بودهاست که در آنها هیچ جانوری نباید کشته میشد یا به آن تعرضی صورت میگرفت. در حدیثی از محمد، او مکه را «حرم امنی» مینامد که در آن «شاخهٔ درختاش را نباید شکست و جانور وحشیاش را نباید رماند.»[۴۴]
در دین زردشتی جانداران ارجی بسیار داشتند تا آنجا که یکی از اَمشاسپندان که نامش «بهمن»، به معنای «اندیشهٔ نیک»، است موکل و پشتیبانِ جاندارانِ سودمندِ سراسرِ گیتی و مظهری از خردِ آفریدگار بود. همچنین اگر کسی، جانداری همچون گاو یا گوسفند یا خر یا سگ یا گربهای را میآزرد نه تنها آن جانورِ را آزرده بود که در واقع، «بهمن» را که نگهبانِ جانوران است از خویشتن آزرده کرده بود و چنین، ارجِ جانداران تا بدان پایه است که یکی از مهمترین جشنهای ایرانی، «جشنِ بهمنگان»، که در بهمنروز از بهمنماه، برابر با دوم بهمنماهِ باستانی (۲۶ دی به گاهشماریِ امروز)، برگزار میشود، ویژهٔ ستایش از جانورانِ سودمند و پاسبانِ آنان، یعنی بهمن (اندیشهٔ نیک) است.[۴۵]
در مقایسهٔ کلی با دینهای ابراهیمی، میان آیینهای برآمده از شرق ارزش بیشتری به جانوران داده میشود، و تفاوت میان انسان و دیگر جانداران کمتر از تفاوتِ گذاشتهشده در دینهای ابراهیمی است. در این دینها، باور به تناسخ باعث ایجاد نوعی ارتباط میان انسانها و جانوران در گذشته و حالِ یک شخص میشود، و اگرچه انسانها در بالاترین رتبهٔ اخلاقی در گیتی قرار میگیرند، آزار رساندن و کشتار جانوران ناپسند شمردهمیشود.[۴۶] برای نمونه، در آیین هندو، باور بر این است که خدایانی چون راما و کریشنا بهسان جانورانی چون فیل پای بر زمین گذاشتند، و ازین رو، احترام به آن جانوران بایسته است. در سریما باگاواتام آمده که «هر کس باید با جانورانی چون آهو، شتر، خر، میمون، مار، پرنده، و حشرات، آنگونه رفتار کند که با فرزند خود».[۴۷]
تأثیرات باور به این دینها و نیز آهیمسا هنوز نیز در میان جامعهٔ هند دیدهمیشود. برای نمونه، گاوها در هند بهسادگی در خیابانها راه میروند و کسی به آنها معترض نمیشود. این همنشینی مسالمتآمیز انسانها و جانوران در این کشور را همچنین میتوان به بافت اقتصادی و نیاز جوامع هند به چنین زندگی توأمان و احترام به محیط زیست ربط داد.[۴۸]
یادداشت
[ویرایش]- ↑ ایالاتمتحده بهتنهایی ۱۰۰ میلیون تن از این جانوران را دربرگرفتهاست: ۵۰ میلیون موش خانگی، ۲۰ میلیون موش صحرایی، و ۳۰ میلیون جانور از گونههای دیگر مانند ۲۰۰٬۰۰۰ گربه و ۴۵۰٬۰۰۰ سگ.
- ↑ برای نمونه، نگاه کنید به سفر آفرینش ۱:۲۸
جستارهای وابسته
[ویرایش]پانویس
[ویرایش]- ↑ Francione, Gary (۲۰۰۸)، Animals as persons، Columbia University Press
- ↑ «'Personhood' Redefined: Animal Rights Strategy Gets at the Essence of Being Human». Association of American Medical Colleges. ۲۰۱۰. بایگانیشده از اصلی در ۶ مه ۲۰۰۸.
- ↑ https://ketabak.org/content/14593-۱۰-دسامبر-برابر-۱۹-آذر،-روز-جهانی-حقوق-جانوران
- ↑ https://ardabil.iqna.ir/fa/news/3630166/نگاهی-به-حقوق-جانوران-در-اسلام
- ↑ https://www.karzar.net/blog/reports/Zoo-Shahrara
- ↑ «نسخه آرشیو شده». بایگانیشده از اصلی در ۲۱ اکتبر ۲۰۲۲. دریافتشده در ۲۱ اکتبر ۲۰۲۲.
- ↑ https://ius.center/fa/tags/xhquq-ganuran/
- ↑ http://ketabesabz.com/tag/حقوق-جانوران
- ↑ https://sdil.ac.ir/حمایت-از-حقوق-حیوانات-پنج-گفتار-از-پروف/[پیوند مرده]
- ↑ مارک بکاف (۱۳۸۸)، سلانه سلانه با حیوانات آشنا شویم و از جانب آنها سخن بگوییم، ترجمهٔ فاطمه معتمدی، تهران: روزنه، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۳۴-۲۸۶-۹
- ↑ Haber، «Ethics for Today and Tomorrow»، ۷۶.
- ↑ Haber، «Ethics for Today and Tomorrow»، ۶۸.
- ↑ Haber، «Ethics for Today and Tomorrow»، ۶۸.
- ↑ Haber، «Ethics for Today and Tomorrow»، ۶۸.
- ↑ Haber، «Ethics for Today and Tomorrow»، ۶۹.
- ↑ Haber، «Ethics for Today and Tomorrow»، ۶۹.
- ↑ Haber، «Ethics for Today and Tomorrow»، ۷۰.
- ↑ Haber، «Ethics for Today and Tomorrow»، ۷۰–۷۱.
- ↑ Haber، «Ethics for Today and Tomorrow»، ۷۶.
- ↑ Newmyer, Animals, Rights and Reason in Plutarch and Modern Ethics, 93.
- ↑ Newmyer, Animals, Rights and Reason in Plutarch and Modern Ethics, 67.
- ↑ CABINET // Beastly Agendas: An Interview with Kathleen Kete
- ↑ Rollin، «Animal Rights and Human Morality»، ۱۷۷.
- ↑ Rollin، «Animal Rights and Human Morality»، ۱۷۸–۱۷۹.
- ↑ Rollin، «Animal Rights and Human Morality»، ۱۸۲.
- ↑ Rollin، «Animal Rights and Human Morality»، ۱۸۳.
- ↑ Rollin، «Animal Rights and Human Morality»، ۱۸۴.
- ↑ Rollin، «Animal Rights and Human Morality»، ۱۹۲.
- ↑ Rollin، «Animal Rights and Human Morality»، ۱۸۵.
- ↑ Goldberg and Hartung, “Protecting More Than Animals”.
- ↑ Newmyer, Animals, Rights and Reason in Plutarch and Modern Ethics, 85–86.
- ↑ Newmyer, Animals, Rights and Reason in Plutarch and Modern Ethics, 86.
- ↑ Newmyer, Animals, Rights and Reason in Plutarch and Modern Ethics, 90.
- ↑ Newmyer, Animals, Rights and Reason in Plutarch and Modern Ethics, 86.
- ↑ Newmyer, Animals, Rights and Reason in Plutarch and Modern Ethics, 87.
- ↑ Beckoff، «Encyclopedia of Animal Rights»، ۴۵۱.
- ↑ Beckoff، «Encyclopedia of Animal Rights»، ۴۴۹.
- ↑ Beckoff، «Encyclopedia of Animal Rights»، ۴۵۰.
- ↑ Beckoff، «Encyclopedia of Animal Rights»، ۴۵۱.
- ↑ Beckoff، «Encyclopedia of Animal Rights»، ۴۷۲.
- ↑ Beckoff، Encyclopedia of Animal Rights، ۴۵۸.
- ↑ Beckoff، «Encyclopedia of Animal Rights»، ۴۶۳.
- ↑ Beckoff، «Encyclopedia of Animal Rights»، ۴۶۴–۴۶۵.
- ↑ Beckoff، «Encyclopedia of Animal Rights»، ۴۶۶.
- ↑ Behnegarsoft.com (۲۰۱۸-۰۹-۰۹). «مردم سالاری آنلاین - کسی از گربههای ایرانی خبر ندارد». مردم سالاری آنلاین. دریافتشده در ۲۰۱۸-۱۰-۰۶.
- ↑ Beckoff، «Encyclopedia of Animal Rights»، ۴۵۵.
- ↑ Beckoff، «Encyclopedia of Animal Rights»، ۴۶۲.
- ↑ Beckoff، «Encyclopedia of Animal Rights»، ۴۶۳.
منابع
[ویرایش]- Marc, Beckoff, ed. (2010). Encyclopedia of animal rights and animal welfare (به انگلیسی) (2nd ed.). Greenwood Press.
- Goldberg, Alan M.; Hartung, Thomas (2006). "Protecting More Than Animals". Scientific American (به انگلیسی). ۲۹۴: ۸۴–۹۱. doi:10.1038/scientificamerican0106-84.
- Haber, Joram G. (1997). Ethics for Today and Tomorrow (به انگلیسی). Jones and Bartlett Publishers.
- Newmyer, Stephen T. (2006). Animals, Rights and Reason in Plutarch and Modern Ethics (به انگلیسی). Routledge.
- Rollin, Bernard (1981). Animal Rights and Human Morality (به انگلیسی). Prometheus Books.