چارلی چاپلین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
چارلی چاپلین
زادروز ۱۶ آوریل ۱۸۸۹(۱۸۸۹-04-۱۶)
لندن، انگلستان
درگذشت

۲۵ دسامبر ۱۹۷۷ میلادی (۸۸ سال)

۴ دی ۱۳۵۶ شمسی
سوئیس
آرامگاه کرسیر-سور-وو وه، کانتون وو
سوئیس
محل زندگی انگلستان، ایالات متحده آمریکا، سوئیس
نام‌های دیگر سر چارلز اسپنسر چاپلین، چارلز چاپلین
پیشه هنرپیشه، کارگردان فیلم، فیلمنامه‌نویس، تهیه‌کننده، تدوینگر، آهنگساز
سال‌های فعالیت فعالیت در تئاتر از ۱۸۹۴ تا ۱۹۱۴ (از ۵ تا ۲۵ سالگی)
فعالیت در سینما از ۱۹۱۴ تا ۱۹۶۷ (از ۲۵ تا ۷۸ سالگی)[۱]
نقش‌های برجسته ولگرد کوچولو
سبک کمدی، صامت
همسر میلدرد هاریس (۱۹۱۸–۱۹۲۰ طلاق)
لیتا گری (۱۹۲۴–۱۹۲۷ طلاق)
پائولت گدارد (۱۹۳۶–۱۹۴۲ طلاق)
اونا اونیل (۱۹۴۳–۱۹۷۷ تا مرگ چاپلین)
فرزندان سیدنی چاپلین (پسر چاپلین)
ویکتوریا چاپلین (دختر چاپلین)
والدین هانا چاپلین (مادر)
خویشاوندان سیدنی چاپلین (برادر ناتنی)
ویلر درایدن (برادر ناتنی)
اونا کاستیلا چاپلین (نوه)
جایزه‌ها جایزه اسکار افتخاری برای سیرک (۱۹۲۹)
جایزه اسکار افتخاری (۱۹۷۲)
جایزه اسکار بهترین موسیقی فیلم برای روشنی‌های صحنه (۱۹۷۳)

امضا
وبگاه
وب سایت رسمی

سِر چارلز اسپنسر چاپلین (به انگلیسی: Sir Charles Spencer Chaplin) (زادهٔ ۱۶ آوریل ۱۸۸۹ - درگذشتهٔ ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷)، معروف به چارلی چاپلین و چارلی، یکی از مشهورترین بازیگران و کارگردانان و همچنین آهنگساز برجستهٔ هالیوود و برندهٔ جایزه اسکار است. بیشتر فیلم‌های او کمدی و صامت هستند.

چاپلین در زمینه‌های سینما و تئاتر ۷۷ سال (۱۸۹۹–۱۹۷۶) فعالیت کرد که شروع فعالیت‌های وی از سالن ویکتوریا انگلستان به عنوان پسربچه‌ای آغاز شد و تا سن ۸۷ سالگی ادامه یافت. وی در سال ۱۹۱۹ همراه با تعدادی از دوستان سینمایی خود اتحادیۀ سینماگران را تأسیس کرد.

چاپلین یکی از محبوب‌ترین و بزرگترین هنرمندان قرن بیستم میلادی و تاریخ سینما است.

دوران جوانی[ویرایش]

تصویر چارلی چاپلین در دوران جوانی (دهۀ نخستِ قرن بیستم) که در ایالات متحده آمریکا عکس‌برداری شده‌است. این نگاره مربوط به زمانی است که چارلی چاپلین هنوز یک شخصیت عادی است و قدم به عرصۀ بازیگری در فیلم‌های صامت نگذاشته‌است.
چارلی چاپلین، دههٔ ۱۹۱۰

چاپلین خود ادعا می‌کرد که در سال ۱۸۸۹ در محله‌ای در جنوب لندن متولد شده‌است. یعنی تنها چهار روز پیش از تولد هیتلر که چاپلین وی را در دیکتاتور بزرگ مورد تمسخر قرار داد. اما سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیا، فرانسه و ایالات متحده که درمورد وی تحقیق کرده‌اند تاکنون به مدرک دقیقی مبنی بر مکان و زمان تولد وی دست نیافته‌اند.

خانوادۀ چاپلین بیش از ۴۰ سال پس از مرگ وی نامه‌ای در کشویی قفل‌شده پیدا کردند که در آن اشاره شده‌بود که چاپلین در کمپ کولی‌ها در اسمسویک در نزدیکی بیرمنگام متولد شده‌است. این نامه در اوایل دههٔ ۱۹۷۰ توسط جک هیل به چاپلین فرستاده شده‌است. در این نامه گفته شده‌است که عمهٔ او یک ملکهٔ کولی بوده‌است و او در کاروان عمه‌اش متولد شده‌است.

پلیس فدرال آمریکا (اف بی آی) معتقد بود چارلی چاپلین درواقع یک یهودی روس با نام اصلی اسرائیل تورنشتین بوده‌است. از سوی دیگر، اسکاتلندیارد با ارائۀ اطلاعاتی از سوی یک منبع اظهار کرد که ممکن است وی در فرانسه متولد شده‌باشد. اما ادارۀ اطلاعات بریتانیا هیچ‌گاه نتوانست مدارک تولد مربوط به چنین شخصی را پیدا کند و با وجود تحقیقات وسیع، هیچ نوعی مدارک و شواهدی در جهت اثبات این ادعاها پیدا نکرد. قدیمی‌ترین مدرکی که از وی پیدا شده‌است، گذرنامه‌ای است که در سال ۱۹۲۰ صادر شده‌است.[۲]

والدین چاپلین هر دو هنرمندانی در سالن بزرگ لندن بودند و هر دو بازیگر و آوازه خوان، اما پیش از آنکه چاپلین سه ساله شود از هم جدا شدند. مشهور است که نام مادر چاپلین هنا است. چارلی آواز خواندن را از مادرش آموخت. پدرش الکلی شد و کمتر با چارلی ارتباط داشت. بعدها مادر چاپلین دچار بیماری روانی شد و در یک آسایشگاه در حوالی لندن بستری گردید. مستخدمهٔ پدر، چارلی را به همراه برادرش به مدرسه فرستاد و پدر چارلی زمانی که او ۱۲ ساله بود درگذشت.

بیماری مادر چاپلین از آنجایی آغاز شد که در یکی از اجراهای زنده تئاتر در لندن که برای سربازان اجرا می‌شد، یکی از اجسامی که سربازان مست به روی صحنه پرتاب می‌کردند به سر مادرش برخورد کرد و مادر چاپلین خون‌آلود و اشک‌ریزان به پشت صحنه رفت و چاپلین پنج‌ساله به روی صحنه آمد تا تماشاچیان عصبانی را با خواندن آهنگی سرگرم و آرام کند.

با بستری‌شدن مادر، چارلی و برادرش رابطهٔ عمیق‌تری پیدا کردند و هر دو با استعداد بالایی که داشتند در همین سالن قدیمی که پدر و مادرشان در آن کار می‌کردند، مشغول به کار شدند. در سال ۱۹۲۸ مادر چارلی ۷ سال پس از انتقال وی توسط پسرانش به هالیوود درگذشت. سال‌های پس از مرگ مادر و فقر و استیصال برادران چاپلین تأثیر زیادی بر فضای فیلم‌های چاپلین در سال‌های بعد گذاشت. بعدها چارلی از وجود برادری ناتنی از سمت مادر آگاه می‌شود به نام "ویلر دریدن" که بعدها این برادر به برادران دیگر در هالیوود و استودیو چاپلین می‌پیوندد.

چاپلین درمورد مادرش می‌گفت: اگر مادرم نبود شک دارم که می‌توانستم در پانتومیم موفقیتی کسب کنم. او یکی از بزرگترین هنرمندان پانتومیم بود که تاکنون دیده‌ام.[۳]

مهاجرت به آمریکا[ویرایش]

چاپلین از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۲ به‌همراه فرد کارنو سراسر آمریکا را دوره کرد و نمایش تئاتر اجرا می‌کرد. چاپلین در زمان همکاری با شرکت کارنو در آمریکا هم‌اتاقی استن لورل بود. استنلی به انگلیس بازگشت اما چاپلین در آمریکا ماند. در سال ۱۹۱۳ بازی چاپلین مورد توجه یکی از فیلم‌سازان قرار گرفت و از آن پس با شرکت فیلم‌سازی کی استون همکاری کرد. وی نخستین فیلم خود را با نام ساختن یک زندگی که فیلم کمدی بود در سال ۱۹۱۴ آغاز کرد. چاپلین در این شرکت و با این فیلم به‌سرعت به شهرت رسید.

بازیگر پیشرو[ویرایش]

در سال ۱۹۱۴ با شرکت کی استون چاپلین سه فیلم بازی کرد و به موفقیت‌های چشمگیری رسید. خود در زندگی‌نامه‌اش چنین می‌نویسد:

من هیچ ایده‌ای دربارهٔ چهره‌پردازی و لباسم نداشتم. لباسی را که در فیلم اول داشتم دوست نداشتم. در راه لباس‌خانه به این نتیجه رسیدم که شلوار بگی گشاد بپوشم و کفش‌های بزرگ و کلاهی خاص. می‌خواستم همه چیز با هم در تضاد باشد. کتی تنگ و کلاهی کوچک و کفشی بزرگ. نمی‌دانستم باید پیر به نظر بیایم یا جوان؛ اما وقتی یاد حرف کارگردان افتادم که می‌خواست کمی بزرگتر از آنچه هستم به نظر بیایم، پس یک سبیل اضافه کردم. نمی‌دانستم چه شخصیتی باید داشته‌باشم، اما زمانی که لباس‌ها را پوشیدم، خودِ لباس‌ها احساسی به من داد که شخصیت را دیدم، آغاز به شناختنش کردم و زمانی که به روی صحنه می‌رفتم، کاملاً متولد شده‌بود.

فیلم‌های نخست به سبک مک سنت که کارگردان بود، از فضای کمدی جسمی و ژست‌های اغراق‌شده استفاده می‌کرد. کم‌کم چاپلین برای این شرکت فیلم‌سازی کرد و به‌عنوان کارگردان فیلم‌های کوتاه بیش از ۳۴ فیلم ساخت. چاپلین مورد توجه بسیاری از فیلم‌سازان و نویسندگان قرار گرفت.

شخصیت چاپلین بیشتر به عنوان «آواره» شهرت یافت که در زبان‌های مختلف دنیا مفهومی به مانند فردی ولگرد با رفتارهای پیچیده اما بزرگ منشانه داشت. در سال ۱۹۱۵ چاپلین با یک شرکت تازه قرارداد بست و مشغول ساخت فیلم‌های بلندتری شد.

در سال ۱۹۱۶ شرکت فیلم موچوال مبلغ ۶۷۰ هزار دلار با چاپلین قرارداد بست و در مدت ۱۸ ماه وی ۱۲ فیلم بلند کمدی برای آنها ساخت که در این نوع از ویژگی ممتازی در تاریخ سینما برخوردار بودند. در واقع تمام فیلم‌های که در این شرکت ساخته شد، به یک اثر کلاسیک سینمای کمدی تبدیل شدند. در پایان این سال‌ها آمریکا وارد جنگ جهانی شد و چاپلین دورهٔ جدیدی از سینمای خود را با دوستانش آغاز کرد. چاپلین از سال ۱۹۱۸ در استودیوی خود مشغول به کار شد. تمام فیلم‌های پیشین، دوباره ویرایش و کات شدند و در سال‌های مختلف موسیقی و تدوین جدید صورت گرفت.

شیوه فیلم‌سازی[ویرایش]

بخش کوتاهی از یکی از فیلم‌های بی صدای چاپلین (سال ۱۹۱۸).

چاپلین همیشه بسیار اشاره‌وار در مورد روش‌های فیلم‌سازی خود سخن می‌گفت، اگر غیر از این عمل می‌کرد مانند این بود که یک شعبده‌باز حقه‌های خود را افشا کند. در واقع تا قبل از ساخت فیلم‌های صدادار مانند دیکتاتور بزرگ در سال ۱۹۴۰، او هیچ وقت یک فیلم‌نامهٔ کامل از ساخت فیلم در اختیار نداشته است. روش چاپلین این گونه بود که طرحی در ذهنش پرورانده می‌شد و بر اساس آنچه ارائه می‌کرد با او قرارداد بسته می‌شد و در این مسیر او می‌توانست آزادانه بنویسد و خود کارگردان فیلم خود باشد. بعد چاپلین گروه همکاری خود را تشکیل می‌داد و محیط داستان و شخصیت‌های آن را می‌ساخت و تقریباً در طول فیلم بود که ابتکارها و ظرافت‌های داستان به ذهنش می‌رسید و آن‌ها را به طرح خود اضافه می‌کرد. گاهی با قسمت‌هایی از فیلم که قبلاً پذیرفته شده بود مخالفت می‌شد یا در روایت داستان ضرورتی ایجاد می‌شد و چاپلین مجبور می‌شد قسمت‌هایی را که قبلاً فیلم‌برداری کرده را تکرار کند؛ مگر قسمت‌هایی که با کل مجموعه داستان در تناقض بود. روش فیلم‌سازی یکتای چاپلین تنها پس از مرگش شناخته شد، زمانی که صحنه‌های بریده شدهٔ فیلم‌ها و خروجی‌های نهایی آن‌ها بوسیله گروه بریتانیایی «مستند چاپلین ناشناخته» در سال ۱۹۸۳ بررسی شد.

آنچه در بالا گفته شد یکی از دلایلی است که ساخت یک فیلم برای چاپلین نسبت به رقیبانش زمان بیشتری می‌گرفت. دلیل دیگر آن این بود که چاپلین کارگردان بسیار دقیقی بود و اصرار داشت که هنرپیشه‌ها دقیقاً همان گونه بازی کنند که منظور اوست و اصلاً هم برای او مهم نبود که چقدر طول بکشد تا بتواند بازی مورد نظرش را از هنرپیشه‌اش بگیرد. چاک جونز که در زمان کودکی نزدیک کارگاه فیلم‌سازی چاپلین[۴] زندگی می‌کرده گفته است: به یاد می‌آورد که پدرش هنگام گرفتن یکی از صحنه‌های فیلم چاپلین در آنجا حاضر بوده و دیده که چاپلین یک قسمت را بیش از ۱۰۰ بار تکرار کرده تا در نهایت از کار هنرپیشه‌اش راضی شده و آن قسمت را پذیرفته است.

ترکیب هم‌زمان داستان‌پردازی و میل به کمال‌گرایی در چاپلین که منجر می‌شد به روزها تلاش و هزاران فوت فیلم گرفته شدهٔ بی‌استفاده، باعث می‌شد تا فیلم‌سازی برای او بسیار پرهزینه تمام شود و کلافگی او باعث پراکندگی و دلگیری هنرپیشه‌ها و سایر عوامل فیلم‌هایش شود و یا باعث شود آن‌ها ساعت‌ها انتظار بکشند و یا حتی در مواردی کل کار تعطیل شود.

مقایسه با سایر طنزهای صامت[ویرایش]

کارگاه‌های فیلم‌سازی چاپلین (۱۹۲۲)[۵]

از دههٔ ۱۹۶۰ به بعد فیلم‌های چاپلین با فیلم‌های دو طنزپرداز دیگر، باستر کیتون و هارولد لوید، مقایسه می‌شده‌اند، این مقایسه به‌خصوص در میان طرفداران وفادارِ دو گروه مطرح بود.

این سه طنزپرداز هریک سبک خاص خود را داشت: چاپلین تأکید زیادی بر عواطف و گیرایی فیلم داشت (به همین دلیل در دههٔ ۱۹۲۰ بسیار معروف بود)؛ لوید به داشتن شخصیت‌های عامه‌پسند در فیلم‌هایش شناخته شده‌بود، و کیتون به‌خاطر داشتن بردباری همراه با لحنی غرغرو در میان مخاطبان خود مورد پذیرش بود.

ازنظر تجاری، تعدادی از سودآورترین فیلم‌های صامت اثر چاپلین است. فیلم جویندگان طلا، با فروش ۴٫۲۵ میلیون دلار آمریکا پنجمین فیلم پرسود، و سیرک با فروش ۳٫۸ میلیون دلار آمریکا هفتمین فیلم پرفروش بود. درحالی‌که فیلم‌های چاپلین درمجموع ۱۰٫۵ میلیون دلار آمریکا سود کردند، هارولد لوید، درآمدی درحدود ۱۵٫۷ میلیون دلار داشت. همچنین لوید تعداد فیلم‌های بیشتری می‌ساخت؛ او در طول دههٔ ۱۹۲۰، ۱۲ فیلم منتشر کرد، درحالی‌که چاپلین در این مدت تنها ۳ فیلم منتشر کرد. فیلم‌های باستر کیتون به‌اندازهٔ فیلم‌های چاپلین و لوید ازنظر تجاری موفق نبود. وی حتی در زمانی که در اوج شهرت خود بود، در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ و اوایل ۱۹۶۰، تنها دست‌آوردش، تشویق دیرهنگام منتقدان بود.

واضح است که چاپلین و کیتون، که هر دو از وودویل (Vaudeville) کار خود را شروع کردند، زیاد به یکدیگر توجه داشته‌باشند. کیتون در سرگذشت خود از چاپلین با نام بزرگترین طنزپرداز که تا به حال زندگی کرده و بزرگترین کارگردان طنز یاد کرده‌است. چاپلین نیز در ۱۹۲۵ از کیتون در یونایتد آرتیستس (United Artists) استقبال کرد و او را از رفتن به مترو گلدن مایر در سال ۱۹۲۸ برحذر داشت و برای آخرین فیلم او با نام شهرت[۶] متنی ویژه برای کیتون نوشت و از او با عنوان شریک طنزپرداز خود از سال ۱۹۱۵ یاد کرد.

کار خلاقانه[ویرایش]

دیکتاتور بزرگ[ویرایش]

دیکتاتور بزرگ نخستین فیلم کاملاً ناطق چاپلین بود که در اوضاع نابسامان جهانی در دهه چهل میلادی، اثری ضد نازی بود. این فیلم در مورد دیکتاتوری اروپایی و در واقع تاریخچه زندگی آدنوید هینکل، دیکتاتور کشور خیالی تامانیا است که دست به کشتار یهودی‌ها می‌زند و اروپا را درگیر جنگ می‌کند. برخی این فیلم را نپسندیدند و برخی جنبه سیاسی آن را جدی و برخی آن را به قدر کافی جدی نگرفتند. با این حال این فیلم از نظر تجاری محبوبیت فراوانی پیدا کرد و چاپلین را هم‌چنان به عنوان یک ستاره در اوج نگاه داشت.

عصر جدید[ویرایش]

موضوع فیلم عصر جدید در مورد کارگرانی است که از آن‌ها زیاد کار می‌کشند و در فکر افزایش ساعت کاری آنان است ولی با تعطیل شدن کارخانه‌ها بیکاران زیادی در شهر هستند که برای گذراندن زندگی خود مجبور به دزدی می‌شوند. این فیلم یکی از زیباترین فیلم‌های چارلی است.

جویندگان طلا[ویرایش]

چاپلین فیلم جویندگان طلا را در مورد رنج‌های کسانی ساخت که در آن زمان به دنبال طلا در معادن بودند. چارلی فقیر در این فیلم برای برگزار کردن یک مهمانی شام به خاطر دختر مورد علاقهٔ خود و دوستان او دچار مشکلات بی‌شماری شد. هیچ‌یک از مهمان‌ها نمی‌آیند. نقطه اوج فیلم رقص نان‌های استوانه‌ای، توسط چاپلین است که در آن نبوغ فوق‌العاده‌اش را به نمایش در می‌آورد. نقطه اوج دیگر فیلم، پختن و خوردن یک چکمه توسط چاپلین است.

سیاست[ویرایش]

دوره مک کارتی[ویرایش]

در حدود سال ۱۹۵۰ جنگ سرد به اوج خود رسیده بود و در آمریکا ترس شدیدی از کمونیست‌ها بوجود آمده بود. در آن سال سناتوری به نام جوزف مک‌کارتی اعلام کرد لیستی بلند بالا از چند کمونیست معروف دارد. نام چارلی چاپلین نیز در آن لیست بود. او زمانی که برای اولین نمایش فیلم روشنی‌های صحنه به لندن سفر می‌کرد از اخراج خود از آمریکا با خبر شد. به این ترتیب چاپلین به همراه خانواده‌اش از ژانویهٔ ۱۹۵۳ در خانهٔ زیبایی در کرسیر-سور-وو وه در سوئیس زندگی کرد و تا سال ۱۹۷۲ به آمریکا بازنگشت.

تصویر چارلی چاپلین و جکی کوگان در فیلم پسربچه (۱۹۲۱ میلادی)

چاپلین در جواب اتهام‌ها گفت: «من یک هنرپیشه هستم نه سیاست‌مدار»

در سال ۱۹۵۴ مک کارتی و همراهانش رسوا شدند. زیرا مشخص شد مدارکی که برای افشای کمونیست‌ها به کار برده بودند جعلی بود. سال ۱۹۷۲، سال بازگشت شکوهمند چارلی به آمریکا بود و در نیویورک هدیه باران شد و مدال ارزشمند هندل به او اهدا گردید.[۷]

در اوایل سال ۲۰۱۲، اداره اطلاعات داخلی بریتانیا (MI5) گزارشی را منتشر کرد که نشان می‌داد چارلی چاپلین به درخواست آمریکا و به خاطر «گرایش‌های کمونیستی» در دوره‌ای توسط این اداره تحت نظر و بازرسی قرار داشته‌است. اما هیچ‌گاه نتوانستند مدرکی دال بر ارتباط چارلی چاپلین و گروه‌های کمونیستی بیابند. همچنین در این مدارک عنوان شده که اداره ام‌آی‌فایو (MI5)، موفق نشده که محل اصلی تولد چارلی چاپلین را کشف کند.[۸] همچنین جمع‌بندی MI6 این بود که چاپلین ممکن است از طرفداران کمونیست‌ها باشد ولی در این مورد رادیکال نیست. اما چاپلین به عنوان یکی از قربانیان مک‌کارتیسم شناخته می‌شود.[۹]

زندگی شخصی[ویرایش]

چاپلین در زندگی شخصی چندین بار ازدواج کرد. اولین ازدواج چارلی در اکتبر سال ۱۹۱۸ با میلدرد هریس بود. دختر بانمکی که چارلی را یاد عشق نافرجامش، هتی کلی می‌انداخت که در سال ۱۹۰۸ عاشق او شده بود. عشقی که از همان ابتدا مورد مخالفت خانوادهٔ هتی قرار گرفت. ازدواج چارلی با میلدرد پس از دوسال یعنی در آوریل ۱۹۲۰ به جدایی کشیده شد. نتیجهٔ این ازدواج یک فرزند پسر بود که تنها سه روز عمر کرد.

چارلی در نوامبر ۱۹۲۴ با هنرپیشهٔ نقش اول فیلم جویندگان طلا یعنی لیتا گری ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند پسر به نام‌های سیدنی و چارلز بودند. اما تنها بعد از دو سال این ازدواج نیز به جدایی کشیده شد.

در سال ۱۹۳۶ چاپلین بار دیگر با یک بازیگر ازدواج کرد. پائولت گدارد بازیگر نقش دختر بی‌خانمان در فیلم عصر جدید که با چارلی ازدواج کرد. این ازدواج نیز در سال ۱۹۴۲ به جدایی انجامید.

در سال ۱۹۴۲ او با دختر یک نمایش‌نامه‌نویس معروف آمریکایی به نام یوجین اونیل آشنا شد. نام آن دختر اونا اونیل بود. با اینکه پدر دختر با این ازدواج مخالف بود اما این ازدواج صورت گرفت. چارلی پنجاه و چهار ساله با یک دختر هجده ساله ازدواج کرده بود. این ازدواج در ۱۶ ژوئن سال ۱۹۴۳ انجام گرفت. اولین حاصل این ازدواج دختری به نام جرالدین بود. با اینکه اختلاف سن چارلی و اونا سی و شش سال بود اما این ازدواج پر دوام‌ترین ازدواج چارلی بود و این دو تا پایان عمر کنار یکدیگر بودند.

زندگی هنرمند بزرگ دنیای سینما، چارلی چاپلین، که بی‌اغراق از مشهورترین هنرمندان این فن است پر از درد و رنج و فقری وصف ناشدنی است. اما کم‌تر کسی می‌داند که این هنرمند بزرگ برای «چاپلین» شدن از کجا آغاز کرده‌است. خوشبختانه خود او گوشه تاریک اوایل زندگی خویش را در کتابی تحت عنوان «داستان کودکی من» برای ما روشن کرده است. این کتاب مربوط به دورانی است که هنوز کسی چارلی را نمی‌شناخت و نمی‌دانست روزی بزرگ‌ترین ستاره سینما خواهد شد.

جوایز[ویرایش]

میراث[ویرایش]

در سال ۱۹۹۸ منتقد فیلم اندرو ساریس، چاپلین را اینگونه توصیف کرد:بدون شک چاپلین یگانه و مهمترین هنرمند تاریخ سینماست. او خارق‌العاده‌ترین عملکرد را داشته و احتمالاً هنوز جهانی‌ترین نماد است.[۱۰] او به وسیلهٔ مؤسسهٔ فیلم بریتانیا اینگونه توصیف شده است: چهره‌ای شاخص و برجسته در فرهنگ جهان[۱۱] و مبدل سینما به هنر هفتم؛ و به خاطر خنداندن میلیون‌ها نفر در تمام دنیا در مجلهٔ تایم به عنوان یکی از ۱۰۰ چهره تأثیرگذار قرن ۲۰ قرار گرفته است.[۱۲] تصویر ولگرد چاپلین به بخشی از فرهنگ تاریخی تبدیل شده و طبق گفته سیمون لویس این شخصیت برای افرادی که تاکنون حتی فیلمی از چاپلین ندیده‌اند و در جاهایی که فیلم‌های او هیچگاه پخش نشده‌اند نیز قابل تشخیص است. منتقد فیلم لئونارد مالتین استدلال می‌کند که خلق و خوی ولگرد پاک نشدنی و منحصر به فرد است و هیچ کمدین دیگری این قدر در دنیا تأثیر گذار نیست.[۱۳] در مدح شخصیت ولگرد، ریچارد اسچیکل نشان می‌دهد که فیلم‌های چاپلین شیوا و دارای اصطلاحات غنی کمدی از روح انسانیت در تاریخ فیلم هستند.[۱۴] در سال ۲۰۰۶ کلاه و یک عصا که بخشی از لباس ولگرد بودند به قیمت دلار ۱۴۰۰۰۰ در یک حراجی در لس آنجلس خریداری شد.[۱۵] به عنوان یک فیلمساز، چاپلین به عنوان یکی از پیشگامان و یکی از با نفوذترین چهره‌ها در اوایل قرن بیستم در نظر گرفته می‌شود. از او اغلب به عنوان یکی از اولین هنرمندان فیلم یاد می‌شود.[۱۶] منتقد فیلم مارک کازینز به عنوان مورخ سینما نوشته است که چاپلین نه تنها باعث تغییر تنها تصاویر سینما شد، بلکه جامعه‌شناسی و دستور زبان آن را هم تغییر داد.

اظهار نظرها در مورد او[ویرایش]

چاپلین از شخصیت‌های تأثیرگذار سدهٔ بیستم بود از همین رو افراد بزرگ دیگر نیز در مورد او صحبت کرده‌اند:

مارتین سیف در کتابی تحت عنوان چاپلین: یک زندگی می‌نویسد:

چاپلین فقط بزرگ نبود، او غولی بود.

چارلی فیلم‌های طنز را به نقدها و طنزهای اجتماعی تبدیل می‌کرد، بدون از دست دادن استعداد حیرت انگیزش در خنداندن ما.

چاپلین انسانی رمانتیک، اندوهناک و عجیب بود، دارای ظاهری بی اطلاع از عظمتی که در درونش بود.

عده‌ای سینما را عالی‌ترین شکل هنر قرن بیستم به حساب می‌آورند و بسیاری چاپلین را نابغهٔ برجستهٔ سینما می‌دانند.

مرگ[ویرایش]

چارلی چاپلین در ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷ درگذشت و پیکر این هنرپیشه و کمدین بزرگ در سال ۱۹۷۸ از خاک خارج شد و توسط دو مرد که در ازای بازگرداندن پیکر از وکیل چاپلین تقاضای دریافت پول داشتند، در یک مزرعه ذرت دفن شد. پیکر از گورستان دهکده‌ای در سوئیس که چاپلین ۲۵ سال آخر عمر خود را در آنجا گذرانده بود ربوده شده بود و پس از سه ماه، با دستگیری جنازه دزدها که دو مهاجر از بلغارستان و لهستان بودند، به همان‌جا بازگشت؛ ولی این بار تابوت او را از بتن مسلح ساختند.[۱۷]

فیلمشناسی[ویرایش]

استودیو کی استون (۱۹۱۴)[ویرایش]

اکران نام فیلم آهنگساز تهیه کننده نویسنده کارگردان
ساخت یک زندگی
مسابقه اتومبیلرانی در ونیز
مخمصه عجیب میبل
گرفتن دزد
بین رگبارها
فیلم جانی
تانگو تانگل
سرگرمی مورد علاقه‌اش
عشق ستمکار
شاگرد ستاره
ماشین سواری میبل
بیست دقیقه عشق YesY YesY


گرفتار در کاباره
مانده در باران YesY YesY


یک روز شلوغ YesY YesY


پتک کشنده YesY YesY


دوستش راهزن YesY YesY


ضربه فنی
روز شلوغ میبل
زندگی زناشویی میبل YesY YesY


گاز خنده YesY YesY


مرد مال‌دوست YesY YesY


با صورت بر کف بار YesY YesY


تفریح YesY YesY


مبدل‌پوش YesY YesY


حرفه تازه او YesY YesY


قماربازان YesY YesY


سرایدار جدید YesY YesY


رنج‌های عشق YesY YesY


خمیر و دینامیت YesY YesY


آقای جسور YesY YesY


پیشه موسیقیایی او YesY YesY


محل ملاقاتش
عشق جریحه‌دار شده تیلی
آشنایی YesY YesY


گذشته ماقبل تاریخی او YesY YesY


استودیو اسنای (۱۹۱۵–۱۹۱۸)[ویرایش]

اکران نام فیلم آهنگساز تهیه کننده نویسنده کارگردان
شغل جدیدش YesY YesY


یک شب گردش YesY YesY


قهرمان YesY YesY


در پارک YesY YesY


فرار مینی‌بوسی YesY YesY


ولگرد YesY YesY


کنار دریا YesY YesY


شغل YesY YesY


یک زن YesY YesY


بانک YesY YesY


شانگهای YesY YesY


شبی در نمایش YesY YesY


دست انداختن کارمن YesY YesY


پلیس YesY YesY


دردسر سه‌گانه YesY YesY


میوچوال (۱۹۱۶–۱۹۱۷)[ویرایش]

اکران نام فیلم آهنگساز تهیه کننده نویسنده کارگردان
بازرس فروشگاه YesY YesY YesY


آتش‌نشان YesY YesY YesY


خانه‌به‌دوش YesY YesY YesY


ساعت یک صبح YesY YesY YesY


کنت YesY YesY YesY


سمساری YesY YesY YesY


پشت صفحه نمایش YesY YesY YesY


سرسره بازی YesY YesY YesY


ایزی استریت YesY YesY YesY


درمان YesY YesY YesY


مهاجر YesY YesY YesY


ماجراجو YesY YesY YesY


فرست نشنال (۱۹۱۸–۱۹۲۳)[ویرایش]

اکران نام فیلم آهنگساز تهیه کننده نویسنده کارگردان
زندگی سگی YesY YesY YesY YesY


باند YesY YesY YesY


دوش‌فنگ YesY YesY YesY YesY


سانی‌ساید YesY YesY YesY


خوشی یک روز YesY YesY YesY


پسربچه YesY YesY YesY YesY


طبقه بیکار YesY YesY YesY


روز پرداخت حقوق YesY YesY YesY


زائر YesY YesY YesY YesY



یونایتد آرتیستز (۱۹۲۳–۱۹۵۲)[ویرایش]

اکران نام فیلم آهنگساز تهیه کننده نویسنده کارگردان
زن پاریسی YesY YesY YesY


جویندگان طلا YesY YesY YesY YesY


سیرک YesY YesY YesY YesY


روشنایی‌های شهر YesY YesY YesY YesY


عصر جدید YesY YesY YesY YesY


دیکتاتور بزرگ YesY YesY YesY YesY


موسیو وردو YesY YesY YesY YesY


روشنی‌های صحنه YesY YesY YesY YesY


تولیدات بریتانیایی[ویرایش]

اکران نام فیلم آهنگساز تهیه کننده نویسنده کارگردان
یک سلطان در نیویورک YesY YesY YesY YesY


کنتسی از هنگ‌کنگ YesY YesY YesY YesY


فیلم‌های ناتمام و اکران نشده[ویرایش]

- نام فیلم - - - -
بدون عنوان
پروفسور
زنی از دریا
عجیب‌الخلقه

کتاب‌شناسی[ویرایش]

تاریخ عنوان نویسنده مترجم ناشر
۱۳۶۱ چارلی چاپلین لابری هارمون سارا میرعباسی کورش
۱۳۶۳ زندگی چارلی چاپلین چاپلین حسن مرندی نگاه
۱۳۶۴ آمریکا علیه چارلی چاپلین تیمونی لاینز، کوین براونلاو، چالز سیلور ایراندخت صادقی وند فتحی
۱۳۷۷ لایم لایت چارلی چاپلین رضا سیدحسینی امیرکبیر
۱۳۸۲ افسانه چارلی چاپلین مسعود فراستی سوره مهر
۱۳۸۳ چارلی چاپلین و عشق پریسا احدیان ترفند
۱۳۸۳ روشنایی‌های شهر چارلی چاپلین محمدرضا باباگلی موزه سینمای ایران، بنیاد سینمایی فارابی
۱۳۸۵ روانشناسی نامه چارلی چاپلین به دخترش جرالدین مرتضی امیدخواه خرشتمی، مریم رحیمی مند نیلوفرانه[۱۸]
۱۳۸۶ چارلی چاپلین پام براون منیژه اسلامی موسسه فرهنگی منادی تربیت
۱۳۸۸ چارلی چاپلین راجر مانول لیلا شاپوریان شرکت توسعه کتابخانه‌های ایران
۱۳۸۹ زندگینامه چارلی چاپلین ۸۸ ساله تدوین:هانی قلی پور، زیرنظر:مجید ابهری خردآذین
۱۳۹۰ زندگی پدرم چارلی چاپلین: همراه با نامه چاپلین به دخترش چارلز چاپلین حسن مرندی، منصور تاراجی نگاه
۱۳۹۰ مصاحبه‌های چارلی چاپلین کوین هیز لاله نیکخواه قاضی
۱۳۹۱ اندیشه‌های زیبا: چارلی چاپلین اعظم ابراهیمی موفقیت
۱۳۹۱ چارلی چاپلین و نامه او به دخترش هادی کبودوند کاکتوس
۱۳۹۲ دلقک نابغه: برگزیده‌ای از سخنان چارلی چاپلین مرضیه جراحی تبسم
۱۳۹۲ بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین حمیدرضا غیوری غیوری
۱۳۹۲ لحظاتی با چارلی چاپلین گردآورنده:مهدی یزدانی سروناز هرانر نامک
۱۳۹۳ نامه‌های چارلی چاپلین به دخترش دیوید رابینسون مهشید ظریف سراج اندیشه

نگارخانه[ویرایش]

مجسمه‌های چاپلین دور دنیا، مکان در (چپ به راست): ۱. تپلیتسه، جمهوری چک؛ ۲. Chełmża، لهستان؛ ۳. Waterville، ایرلند؛ ۴. لندن، بریتانیا؛ ۵. حیدرآباد، هند؛ ۶. الاسیو، ایتالیا؛ ۷. بارسلون، اسپانیا؛ ۸. وو وه، سوئیس

پانویس[ویرایش]

  1. ایرنا. «چارلی چاپلین؛ ستاره محبوب یک قرن». 
  2. تصاویر «چارلی چاپلین یک یهودی روس و کمونیست خطرناک بود؟». روزگارنو، ۲۸ بهمن ۱۳۹۰. 
  3. پام براون. چارلی چاپلین. ص۷۵. 
  4. Lone Star
  5. Charlie Chaplin Studios
  6. Limelight
  7. پام براون. چارلی چاپلین. ۸۵ تا ۹۳. 
  8. «چارلی چاپلین تحت نظارت اداره اطلاعات بریتانیا بود». بی‌بی‌سی فارسی، ۲۸ بهمن ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ۲۸ بهمن ۱۳۹۰. 
  9. تصاویر «چارلی چاپلین یک یهودی روس و کمونیست خطرناک بود؟». روزگارنو، ۲۸ بهمن ۱۳۹۰. 
  10. Sarris, p. 139.
  11. "Charlie Chaplin". Charlie Chaplin. British Film Institute. Retrieved 7 October 2012. 
  12. Quittner, Joshua (8 June 1998). "TIME 100: Charlie Chaplin". Time Magazine. Archived from the original on 23 May 2011. Retrieved 11 November 2013. 
  13. "Chaplin – First, Last, And Always". Indiewire. Retrieved 7 October 2012. 
  14. Schickel, p. 41.
  15. "Record price for Chaplin hat set". BBC. Retrieved 7 October 2012. 
  16. Schickel, pp. 3–4; Cousins, p. 36; Robinson, pp. 209–211; Kamin, p. xiv.
  17. خبرگزاری فارس. «۲۰ شخصیتی که نبش قبر شدند». 
  18. بیش از ۴۰ سال است نوشته‌ای فانتزی که فرج الله صبا در دهه ۵۰ برای مجله هفتگی روشنفکر نوشت، «نامه چارلی چاپلین به دخترش» عنوان می‌شود. واقعش اصلاً چارلی چاپلین چنین نامه‌ای را به دخترش ننوشته‌است.

منابع[ویرایش]

  • پام براون. چارلی چاپلین. ترجمهٔ منیژه اسلامی. چاپ سوم. تهران: مؤسسۀ فرهنگی منادی تربیت، ۱۳۸۷. شابک ‎۹۷۸۹۶۴۳۴۸۴۱۹۴. 
  • ویکی‌پدیای انگلیسی
  • ,The Essential Chaplin: Perspectives on the Life and Art of the Great Comedian, by Richard Schickel, Ivan R. Dee Publishing

2006

  • The Comedy of Charlie Chaplin: Artistry in Motion, by Dan Kamin, Scarecrow Press, 2008

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]