سیستان در شاهنامه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سیستان در شاهنامه
اطلاعات کلی
نام سیستان
نوع شهر، کشور
نام‌های دیگر سگسار، گرگسار
فرمانروایان سام
بزرگان قوم نریمان، گرشاسپ
پرچم اژدها پیکر
کشور زابل
ملیت زابلی
سایر اطلاعات
شناخته شده نژاد پهلوانان
شهرها نیمروز، سگسار، گرگسار
آیین پهلوانی
عقاید سیمرغ‌پرستی
نژاد نیرم

سیستان در شاهنامه صراحتاً موطن سام قلمداد می‌شود امّا این اصطلاح با بسیاری دیگر از اصطلاحات جغرافیایی شاهنامه ممزوج گشته عملاً تفکیک یا اشتراک در اسامی دشوار می‌گردد. شهرها و سکونت‌گاه‌هایی مانند سگسار، گرگسار گاهی مواقع آشکارا به سیستان اشاره دارند امّا گاهی هم شاهنامه میان سیستان و شهرهای مزبور تفاوت قائل شده است. دو سرزمین دیگر نیمروز و زابل نیز مترادف با سیستان است ولی روشن نیست کدامیک کشور، کدامیک پایتخت یا شهر است. گذشته از سگسار و گرگسار سه تمدن (شهر) اصلی با قوم زابلی مرتبط است که اقدم زابل بوده پس از آن سیستان و نیمروز از لحاظ اهمیت در ردیف بعد قرار دارند.

سیستان در شاهنامه[ویرایش]

سام فرمانفرمای زابل پیش از زال و در زمان منوچهر از اسپهبدان بود ولی تواماً پیشوای قبایل زابلی و حافظ سرحدات آن مرز و بوم نیز وظیفه ایشان بود، او در جلوس منوچهر از وفاداران بود و در مجلس تاج‌گذاری از شاه خواست تا آسوده بر تخت نشیند و سررشته امور نظامی را به وی واگذارد. زمانیکه زال نوجوان از طرف منوچهر به حکمرانی زابل تفویض شد، سام باید زابل را ترک می‌گفت تا به جنگ مازندران رود. سام پس از این مأموریت هیچگاه به زابل بر نگشت و زابل تحت اختیار پسرش زال باقی ماند [۱].

در این دوران وقایع تلخ و شیرینی برای سام افتاد که گاهی او را خشمگین و گاهی خشنود می‌نمود، مهترین حادثه ماجرای عاشقی زال و رودابه بود چون نسب رودابه به تاریان می‌رسید لذا منوچهر با این وصلت مخالف بود از طرف دیگر زال مصمم به ازدواج با رودابه شد در این میان سام بر سر دو راهی سختی قرار گرفت. عاقبت منوچهر به ازدواج رضایت داد و سام از این خبر بسیار خوشحال گشت و متعاقب آن تمام زابلیان جشن گرفتند. مراسم خواستگار به رسم آیین تازیان انجام پذیرفت و رودابه رسماً همسر زال حاکم زابل شد در جریان عروسی برای نخست نامی از سیستان آورده می‌شود:

سر ماه سام نریمان برفت سوی سیستان روی بنهاد تفت
ابا زال و با لشکر و پیل و کوس زمانه رکاب ورا داد بوس
عماری و بالای و هودج بساخت یکی مهد تا ماه را در نشاخت
چو سیندخت و مهراب و پیوند خویش سوی سیستان روی کردند پیش
برفتند شادان دل و خوش‌منش پر از آفرین لب ز نیکی‌کنش [۲]

ابیات بالا صحنه‌ای را به تصویر می‌کشد که زابلیان آمدند از کابل عروس‌شان را ببرند. نکته قابل توجه مفهوم دو پهلوی سیستان است سام باید به محدوده قلمروی خویش که همان سیستان باشد می‌رفت و زال نیز باید عروس‌اش به زابل حدود حکمرانی خویش می‌برد امّا سیندخت و مهراب والدین رودابه نیز راهی سیستان هستند در صورتی که باید به زابل می‌رفتند. ظاهراً در ابتدای ظهور اقوام زابلی، تفاوتی میان زابل و سیستان نبوده یا سیستان پایتخت بوده و زابل کشور که در این صورت تکلیف نیمروز نیز مبهم است.

پانویس[ویرایش]

  1. برهه‌ای که اقوام زابلی به دو گروه بزرگ تقسیم شدند و هر کدام صاحب سرزمین مستقل گشتند بیشتر احتمال دارد قوم هخامنشی همان سیستانیان باشند
  2. شاهنامه. سرگذشت منوچهر، ص ۵۱

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]