بابل (شهر)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از بارفروش)
پرش به: ناوبری، جستجو
بابل
بابل
The tower of the palace in Babol.jpg
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان مازندران
شهرستان بابل
بخش مرکزی
نام(های) دیگر شهر بهار نارنج[۱]
نام(های) قدیمی دین‌تیر (تین‌تیر)، مه‌میترا، مامطیر، بارفروش
سال شهرشدن ۱۳۱۰
مردم
جمعیت شهر: ۲۱۹٬۴۶۷ [۲][۳]
شهرستان: ۴۹۵٬۴۷۲
رشد جمعیت ۱٫۷۴ درصد (۱۳۸۵-۹۰)[۴]
تراکم جمعیت ۶۸۵۸ نفر بر کیلومتر مربع
مذهب اکثریت شیعه
جغرافیای طبیعی
مساحت شهر: ۳۲ کیلومتر مربع
شهرستان: ۱۵۷۸٫۱ کیلومتر مربع
ارتفاع از سطح دریا ۲-
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۱۷،۱
میانگین بارش سالانه ۸۹۹ میلی متر
روزهای یخبندان سالانه ۰
اطلاعات شهری
شهردار فرهاد عسکری [۶]
ره‌آورد عرق بهار نارنج، مرکبات، برنج، مربا، ترشیجات، صنایع دستی، ماهی، کالاهای لوکس [۷]
پیش‌شماره تلفنی ۰۱۱۱ مرکز منطقه یک مخابراتی کشور [۵]
وبگاه babolcity.ir شهرداری بابل
شناسه ملی خودرو ایران ۷۲ ج، ۸۲ ج، ۸۲ ص [۸]
تابلوی خوش‌آمد به شهر
به بابل، شهر بهار نارنج خوش آمدید

شهر بابـُــل (دربارهٔ این پرونده تلفظ ) معروف به «شهر بهار نارنج »[۱][۹] مرکز شهرستان بابل در مرکز(وسط) استان مازندران، در شمال ایران قرار دارد که یکی از بزرگترین شهرهای شمالی کشور است. این شهر حدود ۲ متر از سطح دریاهای آزاد پایین تر است. بابل به دو منطقه شهری تقسیم می شود.

بابل پرجمعیت ترین شهرستان مازندران است و پس از رشت بیشترین جمعیت را در شمال کشور دارد. جمعیت شهر بابل در سرشماری سال ۱۳۹۰ برابر با ۲۱۹٬۴۶۷ نفر و جمعیت شهرستان بابل برابر با ۴۹۵٬۴۷۲ نفر بود.[۱۰]. این شهرستان با وسعت ۱۵۷۸٫۱ کیلومتر مربع، دارای ٧ بخش، ١١ شهر، ١٣ دهستان و ٦٥٣ آبادی می‌باشد. بخش‌های بابل شامل: امیرکلا، بابل‌کنار، بندپی شرقی، بندپی غربی، گتاب، لاله‌آباد و مرکزی است و شهرهای آن شامل: بابل، احمدشهر، امیرشهر، آهنگرکلا، خوش‌رود، زرگرشهر، شهیدآباد، گتاب، گلوگاه، گنج‌افروز و مرزی‌کلا می‌باشد.

بابل یکی از شهرهای مهم شمال کشور در زمینه پزشکی، کشاورزی، دانشگاهی، سیاسی و تجاری است. این شهر در حد فاصل دریای مازندران و رشته کوه البرز، و در فاصله ۱۵ کیلومتری دریای مازندران و ۲۱۰ کیلومتری شمال شرقی تهران، واقع شده‌است.


محتویات

نام شناسی

وجه تسمیه بابل

نوشتار اصلی: نام بابل

بابل به معنی « جایی که آب فراوان دارد » است. بر اساس پژوهش های بدست آمده، نام «بابُـل» از دو تکواژ «با» و «بُل» تشکیل شده است. در گذشته تکواژ «با»، در لغت به معنی هر چیز مایع و در کاربرد روزانه به معنی «آب» استفاده می شد.[۱۱] کلمه «باران» یعنی «آبی که رانده می شود»، گواه این مطلب است. تکواژ «بُـل» نیز به معنی «فراوان و بسیار» است.[۱۲] در سال ۱۳۷۲ تحقیقاتی در مورد نام شناسی شهر های باستانی مازندران به چاپ رسید که گویای این مطلب است.[۱۳]


نام‌های پیشین

نام این شهر در روزگاران کهن مه میترا بوده‌است. در زبان‌های هند و اروپایی قدیم کلمه دیو به معنای خدا می‌باشد. مازندرانی‌ها در زمان گسترش آیین زرتشتی از پذیرش این آیین سر باز می‌زدند. در بخشهایی از مازندران مردم پیرو آیین "دیو یسنا" بودند و در برابر آیین جدید مقاومت می‌کردند.

تغییر نام بابل

در سال ۱۳۱۰ه.ش که نقشه‌کشی از شهر بابل آغاز می‌شود، به دستور پهلوی اول (رضا پهلوی) نام این شهر از بارفروش به بابُـل تغییر داده می‌شود. بابل در ۱۳۱۰/۹/۱ ه.ش به این نام تغییر یافت. نام بابُل از نام رودخانهٔ باوُل یا بابُل گرفته شده است. حتی در روزگارانی که نام این شهر بارفروش بود، رودخانه ها و نهرهایی با نام‌های باوُل و بابل در میان مردم شهرت داشته است. وجود روستاهای تاریخی با نام‌های بابلکان، بابلکنار و ... نیز گویای این ادعاست.


جغرافیا

آب و هوا

از خصوصیات جالب شهرستان بابل این است که به دلیل دارا بودن سه نوع منطقه ی جلگه ای، کوهپایه ای و کوهستانی دارای دو نوع آب و هوا متفاوت است. آب و هوای شهر بابل به دلیل قرار گرفتن میان کوه و دریا، آب و هوای معتدل و مرطوب خزری دارد و قسمت های جنوبی شهرستان بابل به دلیل دارا بودن پوشش کوهستانی و ارتفاع زیاد آب و هوای سرد و کوهستانی دارد.
از خصوصیات بارز آب و هوای جلگه ای می توان به آن اشاره کرد این است که:

  • بارش‌های جوی که خصوصا در فصل‌های خنک شدت می‌یابند.
  • درجه حرارت نسبتا ملایمی در فصل زمستان و گرم درفصل تابستان دارد
  • حرارت سالانه، اختلاف دمای کمی دارد


بادها

از بادهای مهم و فصلی این منطقه میتوان به مواردی اشاره کرد:
سورتوک،از سیبری در زمستان ،باد خوش اباد، دره نور، اوزروا، گیل وا، بادسام [۱۴]


رودخانه‌ها

بابلرود: این رود از رودهای پر آب استان، در شهرستان بابل است که از کوههای سواد کوه سرچشمه می‌گیرد و شاخه مهم آن سجادرود است .این رود ۷۸ کیلومتر طول دارد که پس از گذر از غرب شهرستان بابل و آبیاری شالیزای‌های بابل، در بابلسر به دریای خزر(مازندران) می ریزد . مصب این رود محل خوبی برای تفریحات آبی است.عمق این رود در قسمت های مرکزی بسیار کم و در هنگام ریختن به دریا بسیار زیاد است.
بدلیل بده (دبی) بالای این رود، بر روی این رود و شاخه هایش سد های متعددی قرار دارد که عبارتند از:

  • سد خاکی البرز: بزرگ ترین سد خاکی کشور
  • سد خاکی شیاده
  • سد خاکی سنبل رود
  • سد لاستيکی تنظيمی ميان دشت

سجادرود(سِجرو): منشأ اصلی این رود کوه های بلند بخش بندپی شرقی شهرستان بابل هستند که پس از گذشتن از ییلاق ها و روستاهای بخش بندپی شرقی و شرق شهر گلوگاه به بابلرود می ریزد. این رود یکی از شاخه های مهم بابلرود است.

کلارود: این رود از کوه های بخش بندپی غربی واقع در ارتفاع ۲۲۰۰ روستای فیلبند شهرستان بابل سرچشمه می گیرد.این رود حدود ۶۰ کیلومتر طول دارد و عرض آن از ۳ متر تا۳۰ متر متفاوت است. کلا رود پس از گذر از مناطق ییلاقی و جنگلی بخش بندپی غربی و روستاهای بخش مرکزی شهرستان بابل در نزدیکی پل محمدحسن خان به بابلرود می ریزد.

آقارود: این رود کوچک که در روستای سیاه کلا محله شرقی قرار دارد پس از پیوستن به رود بابلرود به دریا می ریزد.[۱۵]


موقعیت جغرافیایی

شهر بابل در ۱۵ کیلومتری جنوب دریای مازندران قرار دارد و رشته کوه البرز نیز حدوداً در ۱۰ کیلومتری جنوب بابل قرار دارد و بابلرود نیز از غرب این شهر می‌گذرد.
این شهرستان از شمال به شهرستان های ساحلیِ بابلسر و فریدونکنار ، از شمال شرقی به شهرستان سیمرغ، از شرق به شهرستانهای قائمشهر و سوادکوه شمالی، از جنوب شرقی به شهرستان سوادکوه، از غرب به شهرستان آمل و از جنوب به رشته کوه البرز و شهرستان فیروزکوه که در استان تهران است، همسایه است.



ارتباط با دریا

بابل می‌تواند از راه‌های مختلف با دریا ارتباط داشته باشد که عبارتند:


  • مسیر اصلی، اتوبان بابل به بابلسر است که از شمال شهر بابل آغاز می‌شود و پس از گذر ۱۲ کیلومتر تا جاده ساحلی بابلسر ادامه دارد. این راه مطمئن ترین راه برای مسافران است.
  • از دیگر راه‌ها می‌توان به جادهٔ زرگرشهرِ بابل(سپاه دانش) اشاره کرد که به مرز میان بابلسر و فریدونکنار می رسد. این جاده از زرگرشهرِ بابل شروع می‌شود. این مسیر حدود ۲۰ کیلومتر طول دارد. این راه در محدوده شهرستان بابل، دارای ۴ خط ( ۲ خط رفت و ۲ خط برگشت ) و بدون تفکیک است. در خارج از محدوده بابل عرض جاده، ۲ خطه ( ۱ خط رفت و ۱ خط برگشت ) می شود و تا جاده ساحلی دریا مازندران ادامه می یابد.
  • راه دیگر جادهٔ بابل به بهنمیر است. این مسیر از شمال شرقی شهر شروع می شود و پس از گذر ۱۵ کیلومتر به شهر ساحلی بهنمیر ادامه می یابد. این راه یک جاده ی ۲ خطه ( ۱ خط رفت و ۱ خط برگشت ) و بدون تفکیک است که عرض آن ۷ متر است.


جدا شدن بابلسر و فریدونکنار

تا سال ۱۳۶۸ بابلسر و فریدونکنار، به عنوان یکی از بخش های ساحلیِ(به نام: بابلسر) شهرستان بابل بودند که از بابل جدا شدند و با هم به شهرستان بابلسر ارتقا یافتند. در سال ۱۳۸۶ ، فریدونکنار از بابلسر جدا شد و به شهرستان فریدونکنار ارتقا یافت. در حال حاضر این دو شهرستان در مجموع دارای ۶ شهر و جمعیتی بالغ بر ۱۸۳ هزار نفرند.

عدم جدایی این دو از بابل، این امکان را به بابل می داد که در سال ۱۳۸۷ (که تغییر در تعریف کلان شهر تصویب شد)[۱۶] به عنوان نخستین کلان شهر مازندران ارتقا یابد. در حال حاضر هیچ شهری در مازندران کلان شهر نیست.

شهرستان / سال ۱۳۶۵ (قبل از تقسیم) [۱۷] ۱۳۹۰ (بعد از تقسیم) [۱۸]
بابل ۳۶۹ هزار ۴۹۵ هزار
بابلسر و فریدونکنار ۱۳۰ هزار ۱۸۳ هزار
مجموع ۴۹۹ هزار ۶۷۸ هزار


محله‌های بابل

محله‌های قدیمی

افراداربن، یهودی محله، باقر ناظر، کاسگرمحله یا کوزه‌گرمحله، عطارمحله، حیدرکلا، آستانه، مسجد کاظم‌بیگ، سیب‌باغ، طوقداربن، بی‌سرتکیه، گلشن، شاه‌کلا، شاه‌زنگی یا مسجد جامع، شهدا یا درب‌الشهدا، برج‌بن، آقارودپیش، سرحمام آقاحسن، همت‌آباد، آهنگرکلا، چاله‌زمین، قصاب‌کلا، چهارشنبه‌پیش، کفشگرمحله، آب‌بخشان، درکه‌سر، پرک‌داربن، قورمش‌لو، بیدآباد، درویش‌خیل، عرب‌خیل، سنگ‌پل، سرحمام میرزا هادی، میان‌کت، ابوالحسن و ابوالحسین، دباغ‌خانه‌پیش، هسسکاکلا، نفتی‌محله، وک‌محله، بندارکلا، درزی‌کتی، سرحمام بیزن‌حاجی، صددستگاه، سبزه‌میدان، کمانگر، هفت‌تن، قاضی‌کتی، کشتارگاه، گله‌محله، بازگیرکلا، اوشیب، خشت‌کوره‌سر، هلی‌باغ، قراءکلا یا نوعلم، خورشیدکلا، نقیب‌کلا، پیرعلم، درویش تاج‌الدین، مومن‌آباد، ابومحله، سیدجلال، آزادبن، کتی، سید زین‌العابدین. [۱۹]

محله‌های جدید

باغ فردوس، موزیرج، امیرکبیر، صددستگاه، باغبان محله، لرمحله، چهل دستگاه، بحر ارم شرقی، بحر ارم غربی، حمزه کلا، بزاز، اسلام، اکبرین، حکیم آباد، شهرک فرهنگیان، شهرک طالقانی، شهرک اندیشه، شهرک آزادگان، شهرک نیلوفر، شهرک تاکسیرانی، شهرک فرامرزی، شهرک کاظم بیگی، شهرک سعدی، شهرک بهمن، شهرک دانش، شهرک بهزاد، شهرک ارم، شهرک فاطمیه، شهرک آرزو، شهرک شمال، شهرک امام، شهرک گلسار و..

بزرگراه‌ها، بلوارها و خیابان‌ها

بزرگراه حائری مازندرانی، بلوار طالقانی، بلوار طبرسی، بلوار نوشیروانی، بلوار کشاورز، بلوار امام رضا، بلوار ولی‌عصر، بلوار جانبازان، بلوار شهید بهشتی، بلوار میرزا کوچک‌خان، بلوار ساحلی، بلوار مادر، بلوار غدیر، بلوار شهید نژاداکبر، خیابان مدرس، خیابان شریعتی، خیابان شهید صالحی، خیابان مطهری، خیابان سید جمال‌الدین اسدآبادی، خیابان امیرکبیر خاوری، خیابان امیرکبیر باختری، خیابان تختی خاوری، خیابان تختی باختری، خیابان نواب (گلشن)، خیابان بسطامی، خیابان تربیت معلم، خیابان مصطفی خمینی، خیابان نبوت، خیابان فرهنگ، خیابان سعیدالعلما (بازار)، خیابان امام، خیابان رستگار، خیابان سرگرد قاسمی، خیابان روحانی، خیابان نیما، خیابان سعیدی، خیابان شهریارپوری و...

میدان‌ها

میدان شیر و خورشید، میدان کشوری، میدان کارگر، سبزه میدان، میدان باغ فردوس، میدان جمهوری، میدان 7 تیر، میدان دانشگاه، میدان امام حسین، میدان شهیدان نجاریان، میدان سجودی، میدان اوقاف، میدان آستانه، میدان برج دیده‌بانی، میدان غدیر، میدان مادر، میدان انقلاب، میدان بزاز، میدان ششم بهمن، میدان 17 شهریور، میدان امیرکبیر


مردم

جمعیت

در سرشماری سال ۱۳۹۰ جمعیت این شهر ۲۱۹٬۴۶۷ نفر (۷۹٬۸۳۷ خانوار) و جمعیت شهرستان بابل نیز ۴۹۵٬۴۷۲ نفر در سال ۱۳۹۰ اعلام شد.[۱۸]

نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۹۰(شهر بابل)[۲۰]
مردان سن زنان
۲۹۷  بالای ۸۵ سال  ۴۳۱
۱٬۰۶۲  ۸۰-۸۴  ۱٬۲۹۲
۲٬۲۵۶  ۷۵-۷۹  ۲٬۶۵۶
۴٬۱۲۷  ۷۰-۷۴  ۴٬۰۴۹
۵٬۳۶۱  ۶۵-۶۹  ۶٬۱۱۷
۷٬۳۵۹  ۶۰-۶۴  ۷٬۵۸۸
۱۰٬۹۳۹  ۵۵-۵۹  ۱۱٬۰۴۷
۱۷٬۱۸۹  ۵۰-۵۴  ۱۵٬۹۱۸
۲۱٬۵۰۶  ۴۵-۴۹  ۲۲٬۱۰۲
۲۵٬۵۳۴  ۴۰-۴۴  ۲۵٬۵۱۵
۲۸٬۳۳۸  ۳۵-۳۹  ۲۸٬۴۷۴
۲۷٬۵۱۰  ۳۰-۳۴  ۲۷٬۸۰۶
۳۲٬۸۶۳  ۲۵-۲۹  ۳۴٬۳۸۹
۳۷٬۹۲۷  ۲۰-۲۴  ۴۰٬۲۲۰
۳۲٬۶۹۴  ۱۵-۱۹  ۳۶٬۲۰۶
۲۶٬۶۶۴  ۱۰-۱۴  ۲۶٬۷۳۳
۲۰٬۳۷۰  ۵-۹  ۱۹٬۵۵۶
۲۰٬۰۶۹  ۰-۴  ۱۹٬۰۳۳

زبان

تا دوره صفویان، زبان عمده مردم بابل فقط زبان تبری (طبری یا مازندرانی) بود. با از بین رفتن سلسله باوندیان که حامی زبان طبری بود این زبان از رسمیت افتاد. امروزه مردم این شهر از زبان تبری و فارسی استفاده می کنند. زبان تبری در روستاهای اطراف بابل کاربرد بیشتری دارد.


تندیس میترا در موزه برتانیا

دین

پیش از ورود اسلام به ایران، ساکنان این منطقه پیرو آیین میترائیسم (آیین مهرپرستی) بودند. وجود دو آتشکده بزرگ منطقه، در این شهر سبب نامگذاری این شهر به مه میترا [جایگاه میترا(خدای راستی و مهربانی) بزرگ] شد.[۲۱] آتشِ این آتشکده همیشه در روز و شب برای دید مردم روشن بود. بقایای موجود از این دو آتشکده و وجود محله هایی با نام های خورشید کلا، روشن آباد، برج بن و ... گویای این ادعاست.[۲۲]

پس از ورود اسلام، مردم منطقه بعد از اندکی مقاومت به این آیین روی آوردند. پیش از انقلاب اسلامی ایران، اقلیت مذهبی نسبتا بزرگی در بابل ساکن بودند که پیرو آیین یهودییت بودند که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از این کشور کوچ کرده و به اسرائیل مهاجرت کردند. در این بین، از چهره های سرشناس یهودیِ این شهر، می توان به بنیامین نتانیاهو اشاره کرد.[۲۳]
در حال حاضر بیشتر مردم بابل مسلمان و پیرو مذهب شیعه دوازده امامی هستند.


نامداران


تاریخ

ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان.[۲۴] درباره‌ی بنای مامطیر و نام آن می‌گوید که چون امام حسن بن علی، در زمان خلافت عمر به مامطیر رسید و مکانی دلگشا با آبگیرها و مرغان و شکوفه‌ها بدید گفت: «بقعة طیّبة ماء وطیر». به گفته ابن اسفندیار از آن تاریخ «مختصر عمارتی پدید آمد تا به عهد محمّد بن خالد که والی ولایت بود بازار فرو نهاد و بیشتر عمارت فرمود؛ در سنة ستّین و مائه مازیاربن قارن مسجد جامع بنیاد نهاد و شهر گردانید». این قسمت مغشوش است و مطالب آن نادرست می‌نماید. نام مامطیر که به «ماءوطیر» نسبت داده شده است نامی قدیمی است و عربی نیست. بعضی از متأخران هم که آن را «مامیثرا» دانسته‌اند تنها از روی گمان و مشابهت لفظی بوده است. آنچه با احتمالی قوی می‌توان گفت این است که این نام پیش از آمدن اسلام بدان محل اطلاق می شده است و حتی پیشتر از اسلام در آن محل جمعیت و آبادی هم وجود داشته است، زیرا محلی مستعد شهرنشینی و سکونت انسان بوده است و این‌که در تاریخ طبرستان آمده است که «محمد بن خالد بازار فرو نهاد و بیشتر عمارت فرمود» نیز درست نمی‌نماید، زیرا کتب تاریخ از والیان نخستین طبرستان کسی را به نام محمدبن خالد ذکر نکرده اند. اگر کلمة «ستین و مائة» راجع به محمدبن خالد باشد باید گفت که در 160 کسی به این نام در آنجا حاکم نبوده است و اگر راجع به مطلب بعدی باشد که «مازیاربن قارن مسجد جامع فرو نهاد و شهر گردانید» نیز درست نیست، زیرا مازیار بن قارن در آن هنگام یا هنوز زاده نشده یا کودکی خردسال بوده است. احتمال می رود که این جمله ترجمه ای از عبارت ابن فقیه هَمَدانی باشد در کتاب البلدان که در «مختصر» آن .[۲۵] آمده است: «وَبَنی ' خالد بطبرستان المنصورة و اتّخَذَ بها سوقا» (خالد در طبرستان منصوره را ساخت و در آن بازاری بنا کرد)، یعنی خالد که همان خالدبن برمک معروف باشد، در تاریخ طبرستان به صورت محمدبن خالد آمده است و «منصوره » در کتاب ابن الفقیه تحریف «ممطیر» است، زیرا در فهرست بیست و هفت شهر مازندران «درون دربند تمیشة» که ابن اسفندیار ذکر کرده است شهری به نام منصوره نمی‌بینیم. به گفتة ابن فقیه .[۲۶] خالدبن برمک از جانب منصور به طبرستان رفته بود تا با اصبهبذ بجنگد. احتمالی هم هست که خالد که در زمان منصور به طبرستان رفته بود و در مامطیر بازار و ساختمان کرده و آنجا را به نام منصور «منصوره » خوانده، ولی مردم طبرستان این نام را نپذیرفته و آن‌جا را همچنان «مامطیر» خوانده باشند. مطلب دیگر که می‌گوید «مازیار بن قارن مسجد جامع بنیاد نهاد و شهر گردانید» نیز درست نیست، زیرا با احوالی که از مازیار می‌شناسیم، او اهل بنای مسجد جامع نبود و حتی به گفتة ابن اسفندیار.[۲۷] مسجدها را خراب کرد.

به هر حال مؤلف تاریخ طبرستان مامطیر را از جملة شهرهایی می‌داند که در هامون، یعنی قسمت دشت مازندران، «جامع و مُصلّی و بازارها و قضات و علماء و منابر» داشت .[۲۸]. به گفته او خراج مامطیر و تریجه در زمان طاهریان ٠٠٠، ٣٧٠ درم بود و این می‌رساند که این دو شهر از آمل خیلی کوچکتر بوده‌اند. ابن فقیه.[۲۹] شهر مامطیر را دارای مسجد و منبر می داند و می‌گوید که میان آن و آمل روستاهای آباد زیاد است. به گفتة او فاصله‌ی میان مامطیر و آمل شش فرسخ یا یک مرحله و میان مامطیر و ساریه (ساری) نیز تقریبا همین اندازه بوده است. مؤلف حدودالعالم در قرن چهارم هجری مامطیر را «شهرک» می‌خواند با آب‌های روان و می‌گوید: «از وی حصیری خیزد سطبر و سخت نیکو که در تابستان به کار دارند». سمعانی نیز در الانساب (ذیل «مامطیری») آن را «بُلیْد» (شهرک) می‌خواند و می‌گوید که جماعتی از علما از آن برخاسته‌اند. ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان گاهی به مناسبت حوادث تاریخی از مامطیر ذکر می‌کند. خود او در این شهر گورِ ابن مهدی مامطیری را که از امامان بزرگ طبرستان و مفاخر آن سامان بوده دیده است».[۳۰]. از مشاهیر مامطیر در اوایل قرن هفتم ابو رضا حسین بن محمدبن ابی الرّضا علوی مامطیری بود که در چهارم شوال ٦٠٦ نصیرالدوله شمس‌الملوک باوندی را «بغَدْر شهید کرد».[۳۱]

دقیقا معلوم نیست که در استیلای مغول بر مامطیر چه گذشته است. ظهیرالدین مرعشی .[۳۲] می‌گوید که لشکر مغول در استرآباد و مازندران قتل به افراط کردند، چنان‌که توده‌ی خاک در آمل و ساری و کجور که از خراب‌کاری آن‌ها پیدا شده بود هنوز (در زمان او) بر جای بوده است. اگر حال شهرهای بزرگ چنین بوده، حال شهرک‌ها معلوم است و شاید از این رو نام مامطیر برافتاده و در قرن هشتم در زمان حکومت مرعشیان نام بارفروش ده برآن نهاده شده باشد. درباره‌ی این تحول می‌توان حدس زد که شهرک مامطیر، مانند شهرک‌های دیگر مجاور آن از قبیل رودبست و ارم و تریجه و غیر آن، در حمله‌ی مغول بکلی ویران شده بود. پس از مدتی چون محل آن استعداد آبادی و استقرار جمعیت را داشته است، مردم به تدریج در آن جمع شده اند و این از افسانه‌ای که دومورگان از قول مردم این شهر درباره‌ی آستانه‌ی کلاج مشهد یا کلاج مسجد ذکر کرده است بخوبی معلوم می‌شود. به موجب این افسانه، در آن محل هفته بازاری تشکیل می‌شده است و این وجه نامگذاری بعدی آن را به بارفروش ده روشن می‌سازد. چنان‌که گفتیم، محل شهر در نیمه راه میان ساری و آمل بوده و از سوی دیگر به دریا نزدیک بوده و در حقیقت میان دو قسمت شرقی و غربی مازندران قرار داشته است‌. از این روی بعید نیست که مرکزی برای عرضه‌ی کالاهای بلاد مختلف طبرستان بوده است. احتمال می‌رود، چنان‌که بعدها از شواهد تاریخی به طور مسلم می‌دانیم، که در آن زمان نیز کشتیهای بازرگانی میان ممالک شمال دریای خزر و مازندران به بندر مشهدسر می‌آمده‌اند. در قرن هشتم و اوایل قرن نهم ممالک شمال دریای خزر در دست دولتی مغولی ترکی افتاده بود که در اروپا به اردوی زرین (آلتون اردو) معروف است. حکومت این قلمرو پهناور با مسلمانان بود و قسمتی از بازرگانی میان اروپای شرقی و روسیه و ایران از این طریق صورت می‌گرفت. رقابت شدید میان اردوی زرین و ایلخانان مغول و تیموریان سبب شده بود که قسمتی از این تجارت نه از راه آذربایجان بلکه از راه دریای خزر صورت گیرد.

چندی نگذشت که بارفروش‌ده از لحاظ نظامی و سیاسی نیز مهم شد. در سال (۷۵۰ ه. ق) کیاییان جلالی _ با کشتن فخرالدوله حسن در ۷۵۰ ه. ق سلسله باوندیان سوم پایان یافت. کیافخرالدین در ساری حاکم شد و از این پس این دودمان با عنوان جلالیان بر مازندران مستولی شدند ـ مامطیر را نیز متصرف شدند و مدت ۱۳ سال (تا ۷۶۳ در آنجا حکومت کردند. در سال ۷۶۳ سادات مرعشی سرپرستی میربزرگ در آمل قیام کردند و آنجا را متصرف شده و خود را آماده حمله و تصرف مامطیر و ساری می‌نمودند، کیائیان جلالی بالاخره شکست خوردند و مامطیر را از دست دادند. به گفته‌ی مرعشی، جنگ کیائیان جلالی با سادات مرعشی نزدیک بارفروش ده درکنار باوُل رود اتفاق افتاد و سید قوام‌الدین مرعشی پس از شکست دادن کیائیان جلالی با فرزندان خود در بارفروش ده «نزول اجلال فرمود» .[۳۳]. باز پسران قوام‌الدین در کنار بارفروش ده کیائیان جلالی را شکست دادند و کیافخرالدین جلال را با چهار فرزندش کشتند». [۳۴]. جلال ازرق که از بنی اعمام کیائیان بود از جانب دیوان «دهدار» بود و در بارفروش اقامت داشت» .[۳۵]. به گفته‌‌ی ظهیرالدین در بارفروش‌ده پشته‌ای بود به نام «ازرق دون » (تپه ازرق) که محل عمارت و خانة او بوده است. آبادی‌های امروز جلال ازرک (ازرق) در شهرستان بابل به نام اوست. سید قوام الدین مرعشی در بارفروش ده اقامت داشت و چون در محرم 781 در همان جا درگذشت نعش او را از آنجا به آمل بردند و در آن شهر دفن کردند. پس از فتح مازندران به دست تیمور در ٧حکومت سادات مرعشی بر مازندران مدتی قطع شد. ولی سادات مرعشی پس از مرگ تیمور دوباره سربرآوردند و بارفروش‌ده در تقسیم میان سادات مرعشی نصیب سید غیاث الدین مرعشی شد .[۳۶]. در تاریخ احوال سادات مرعشی در تاریخ طبرستان و رویان و در تاریخ خاندان مرعشی ذکر بارفروش ده مکرر به میان آمده است.

جوزفا باربارو درباره اوضاع مازندران و بارفروش‌ده در زمان تــیموریان می‌آورد: مردم مازندران جنگجوترین مردم ایــران به شمار می‌رفتند و تا مدتی نسبتا مدید در برابر نیروی تیمور پایداری کردند شهرهای عمده آن عبارتست از ساری مرکز مازندران، بارفروش ـ بابل امروزی- که بیش از یکصد هزار تن جمعیت دارد و بارفروشده به عنون یک مرکز تجاری در زمان حکومت شاه عباس اول صفوی که مادرش از مرعشیان تبرستان بود، توسعه یافت.

در زمان صفویه نیز، چنان‌که گفتیم، نام این شهر بارفروش‌ده بوده است. بارفروش‌ده «بنه‌دار» داشته است که گویا به معنای رئیس بازرگانان و انبارها بوده است. ملا شیخعلی گیلانی در تاریخ مازندران می‌گوید که آقا شریف بنه‌دار بارفروش‌ده و توابع آن را در دست داشته و برادر او آقا بوداق نیز بنه‌دار بارفروش‌ده بوده است .[۳۷]. از این گفته اهمیت بازرگانی این شهر در آن زمان (آغاز قرن یازدهم هجری) برمی‌آید. ملاشیخعلی از «تمغاءِ فُرْضَة مشهدسر» .[۳۸]. نیزسخن به میان می‌آورد، که می‌رساند مشهدسر (بابلسر امروز) فُرضه یا بندرگاه تجاری بوده و از کالاهایی که با کشتی به آن‌جا می‌رسیده تمغا یا مالیات می‌گرفته و این مالیات را به اجاره می‌داده‌اند. شاه عباس اول (حک . 996ـ 1038) در حدود ١٠٢١ به گیلان و مازندران سفر کرد و از هوا و صفای مازندران خوشش آمد و در محلی به نام طاهان از ساحل دریای مازندران نزدیک ساری بنای شهری را طرح افکند و در آن‌جا «عمارات عالیه و دولتخانه» ساخت و نام آن را فرح‌آباد گذاشت و همچنین در شهرهای آمل و ساری و بارفروش ده «عمارات دلکش و باغات دلگشا» طرح فرمود .[۳۹]. شاه عباس دوم (حک . 1052ـ1077) در ١٠٦٤و ١٠٧٣ به مازندران رفت و از بارفروش‌ده دیدن کرد .[۴۰]

رابرت استودارت که به همراهی سر دادمور کاتن فرستاده‌ی دربار انگلیس به ایران سفر کرده و در شوال ١٠٣٧/ ژوئن ١٦٢٨ در مازندران به حضور شاه عباس اول رسیده است، در یادداشت‌های خود «شهر بارفروش» را «زیبا» وصف می کند و می‌گوید که قبر امامزاده اسماعیل پسر امام موسی کاظم علیه‌السلام در آن‌جاست. استودارت از یکی از کاخ‌های شاه به نام عمارت اسحاق خان، در جوار شهر، نام می‌برد («اسحاق خان» درست نیست و Dissaca-chal را مترجم چنین خوانده است که به احتمال قوی «دزدک‌چال» است) و می‌گوید که در اطراف عمارت شاهی استخر گرد زیبایی است که بسیار بزرگ است و شاه از درون عمارت مناظر آب بازی را در آن‌جا تماشا می‌کند. او دراین شهر مقادیر زیادی ابریشم و کرم ابریشم دیده است.[۴۱].احتمالا استودارت امامزاده قاسم را با امامزاده اسماعیل اشتباه کرده است، زیرا امروز در شهر بابل امامزاده‌ای را به نام امامزاده اسماعیل نمی‌شناسند. استخری که استودارت به آن اشاره می‌کند ولی در عباسنامه به عنوان دریاچه از آن یاد کرده است در تاریخ خاندان مرعشی مازندران، «اصطلخ » نوشته شده است.[۴۲]. و داستانی درباره‌ی بنای «بند اصطلخ» که از زمان شاه اسماعیل است در آن کتاب.[۴۳]. مسطور است.

جوزفا باربارو درباره اوضاع مازندران و بارفروش‌ده در زمان تــیموریان می‌آورد: مردم مازندران جنگجوترین مردم ایــران بشمار می‌رفتند و تا مدتی نسبتاً مدید در برابر نیروی تیمور پایداری کردند شهرهای عمده آن عبارتست از ساری مرکز مازندران، بارفروش ـ بابل امروزی _که بیش از یکصد هزار تن جمعیت دارد و بارفروشده به عنون یک مرکز تجاری در زمان حکومت شاه عباس اول صفوی که مادرش از مرعشیان تبرستان بود، توسعه یافت. در زمان زندیه و هنگام نقل فعالیتهای آقا محمد حسن خان آغامحمدخان قاجار ذکر بارفروش بسیار به میان می‌آید و جالب توجه آنکه کلمهٔ ده از آخر آن برداشته شده‌است. گ. ملگونف، سیاح معروف که در سالهای ۱۸۵۸ و ۱۸۶۰ میلادی از سواحل دریای خزر دیدن می‌کند می‌آورد: بابل پیش از انقلا ۱۹۱۷ م. روسیه، یکی از مراکز بازرگانی مهم شمال کشور و محل واردات امتعهٔ خارجی و همچنین مرکز خرید محصولات طبیعی و مصنوعی قرای و قصبه‌های عمدهٔ مازندران محسوب می‌گردید و به همین لحاظ بارفروش نامیده شده بود. بعضی محققان را اعتقاد بر آنست که: از سدهٔ هشتم ه. ق یعنی از حکومت میرقوام‌الدین مرعشی، بارفروش دیه و از سدهٔ سیزدهم یعنی از زمان پادشاهی فتحعلی شاه قاجار بارفروش خوانده شده‌است.


مرگ کریمخان زند در سال ۱۱۹۳ ه. ق فرصتی پیش آورد تا آقامحمدخان پسر بزرگ محمدحسن خان که شانزده سال به عنوان گروگان نزد وی به سر می‌برد بتواند فرار کند آقا محمدخان در ۲۸ ذیقعده ۱۲۹۴ در بارفروش به انتظام امور پرداخت. اما رضاقلیخان قاجار به همدستی لاریجانیها در ذیحجه ۱۱۹۵ ه. ق به بارفروش آمده و مقر آغامحمدخان قاجار را محاصره کردند. و آغامحمدخان را به اسارت درآوردند. ولی دوستداران آغامحمدخان در بندپی به بهانه مراقبت سخت‌تر از او، وی را به بندپی بردند.

مسعود میرزا ظل‌السلطان، که روزگاری والی مازندران بود در سال ۱۲۷۸ ه. ق دربارهٔ بارفروش می‌آورد: شهر دوم مازندران بارفروش است. این اسمی است با مسمی در اینجا رد و بدل و خرید و فروش می‌شود. در این شهر، از داغستانی و لزجی و اهل آذربایجان و عراقی و ارمنی و ترکمان و غیره و غیره، همه گروهی هستند، یک کمپانی روس هم هست برای ترویج تجارت و تربیت مردم تازه. [۴۴]

دارسی تاد یکی از افسران انگلیسی که به همراهی سرگور اوزلی در ١٢٢٦/١٨١١به ایران آمده بود، به مازندران نیز سفرکرده است و از پلی که محمدحسن قاجار در حدود یک میلی بارفروش روی رود بابل احداث کرده بود یاد می‌کند.[۴۵] تاد از میزان تجارت و خوبی بازار بارفروش و مشهدسر که در آن عهد محل ورود تمامی کالاهای روس برای ایالت مازندران بوده است سخن می‌گوید (همانجا). جیمز بیلی فریزر، سیاح انگلیسی دوسفرنامه درباره ایران منتشر ساخته است ـ یکی در ١٢٤١/١٨٢٥ و دیگری در ١٢٥٤/١٨٣٨ و در هر دو سفرنامه از بلاد جنوبی دریای خزر، از جمله از شهر بارفروش، سخن رانده است. فریزر بار اول حدود ١٢٣٩/١٨٢٣ به بارفروش رفته است و چنانکه در سفرنامة دوم خود معروف به سفر زمستانی.[۴۶] می‌گوید: بارفروش در ١٢٣٨/١٨٢٢ به اوج شکوه و عظمت خود رسیده بود و تجارت روح این شهر بوده است، زیرا بسیاری از کشتی‌های روس در مشهدسر، بندر بارفروش، لنگر می‌انداختند و تجارت مازندران با روسیه از آن راه بود. اما در سفر دوم که در زمستان ١٢٤٨/١٨٣٣ به بارفروش کرده آن شهر را به گونه‌ی دیگری دیده است، زیرا بارفروش علاوه بر صدمه‌ی سختی که از وبا و طاعون خورده بود از تغییر راه تجاری روس و ایران نیز لطمه‌ی زیادی دیده بود. بارفروش پیش از آن شهری بازرگانی و حاکم آن نیز بازرگان بود، اما در این ایام «مردم بارفروش ناچار شده‌اند که بلای تازه‌ای را تحمل کنند و آن بلای شاهزادگان و حاکمان منسوب به خاندان سلطنتی» است.[۴۷]. علاوه بر وبا شهر در ١٢٤٧ به بلایی دیگر نیز دچار شد: چاه‌های شهر، ظاهرا به علت آب شدن ناگهانی برف (که در آن سال زیاد باریده بود) طغیان کرد و دیوار خانه‌ها که از خشت خام بود شروع به ریختن کرد و کم مانده بود که همه‌ی شهر بدل به توده ای از خاک شود؛ سرانجام چاره‌ای اندیشیدند و شیاری به رود بابل بازکردند و آب‌ها را به رودخانه هدایت کردند و شهر را از خطر انهدام نجات دادند. به گفته‌ی فریزر با این کار آب دریاچه‌ی شهر پایین رفته و تقریبا به گودالی خالی مبدل شده بود.[۴۸]

ویلیام ریچارد هولمز حدود ١٢٦٠/١٨٤٤ سفری به ایران کرده و کتابی به عنوان «کلیّاتی دربارة کرانه های دریای خزر» منتشر ساخته است. هولمز در این کتاب از دریاچه‌ی بارفروش و عمارت وسط آن و جاده‌ی سنگفرش شاه عباسی در مازندران سخن می‌راند، و گفتة فریزر که به جای حکّام عادی شاهزادگان به حکومت ولایات منصوب می شوند از گفتة هولمز نیز تأیید می‌شود، زیرا می گوید که عمارت شاهی در میان دریاچه‌ی بابل قرارگاه حاکم بارفروش، یعنی اردشیر میرزا برادر ناتنی محمدشاه بوده است.[۴۹]

از وقایع مهم بارفروش در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه (حک . ١٢٦٤ـ١٣١٣) واقعه‌ی قلعه‌ی طبرسی (منسوب به ابومنصور احمدعلی بن ابی طالب طبرسی از علمای شیعی قرن ششم و مؤلف کتاب الاحتجاج) است. قلعة طبرسی بر سر راه بارفروش به علی‌آباد (قائم‌شهر امروز) قرار دارد و به قول منوچهر ستوده (ج 4، ص 366) در نزدیکی قریة قراخیل از دهکده‌های بالاتجنِ علی‌آباد واقع است. در ١٢٦٤ ملاحسین بشرویه‌ای از یاران سیّدعلی محمدباب * با عده‌ای در حدود دویست نفر از پیروان خود وارد بارفروش گردید و در سبزه میدان در کاروانسرایی منزل کرد. از مشاهیر شهر، حاج ملامحمد علی بارفروشی که در عرف بابیّه به «قدّوس » مشهور است، با اتباع خود به او پیوست و چون به جهت مخالفت علمای شیعه نتوانستند در شهر بمانند به مزار شیخ طبرسی رفتند و در آن‌جا قلعة مستحکمی بنا کردند و چندماهی با قشون دولت جنگیدند. ملاحسین بشرویه‌ای در جنگ هدف گلوله واقع شد و به قتل رسید. حاج ملامحمدعلی بارفروشی گرفتار شد و در بارفروش به فتوای سعیدالعلمای مازندرانی کشته شد.[۵۰] مزار شیخ طبرسی امروز بر جای است، اما از قلعه‌ی طبرسی اثر نیست.


از وقایع قرن سیزدهم در بارفروش و مازندران زلزله‌ها و طاعون‌ها و وباهای سختی است که سیاحان فرنگی به آن‌ها اشاره کرده‌اند. چنان‌که سروان نی پیر که در ١٢٩١/١٨٧٤ مازندران را دیده است مدعی است که در این تاریخ یعنی چهل و دوسال پس از بروز طاعون موحش 1246ـ1247 هنوز جمعیت بارفروش به صورت اولش بازنگشته بود. او می‌گوید که بارفروش «صاحب دوازده هزارخانه و بین پنجاه تا شصت هزار جمعیت بوده است و جمع عواید دولت از طریق تجارت سر به پنجاه هزار تومان می‌زد». به گفته‌ی نی پیر بخشی از این افزایش داد و ستد معلول امنیت نسبی و بخشی دیگر معلول بهبود راه‌ها بوده است.[۵۱]

ناصرالدین شاه دوبار به مازندران و از جمله به بارفروش سفرکرده و هر دو بار شرح سفر خود را ظاهرا به قلم خودش نوشته است. بار اول در ٢٦ ذوالحجة ١٢٨٢ از راه مشهدسر به بارفروش رسیده است (اعتمادالسلطنه، ج 1، ذیل «بارفروش »). ناصرالدین از ده حمزه‌کلا به بارفروش می‌رسد و می‌گوید که خانه‌های آن سفالی (یعنی سفال پوش) و خوش وضع بود؛ درخت نارنج بسیار داشت و کوچه‌های آن خوب بود ولی سنگفرش نبود. جمعیت زیادی از مسلمان و یهودی و ارمنی و تجار ایرانی و باکویی و روسی به استقبال شاه آمده بودند. این امر می‌رساند که بارفروش در آن هنگام از مراکز بازرگانی شمال ایران بوده است و بازرگانان روس و باکویی برای تجارت در آن‌جا مقیم بوده‌اند. ناصرالدین شاه از «بحر ارم» سخن می‌گوید و از کارخانه‌ی قندسازی و سفید کردن شکر که در حوالی دریاچه بود ذکری می‌کند. چون شکر مازندران به شکر سرخ معروف بوده است، ظاهرا به همین دلیل شکر را سفید می‌کردند. شکر سپید هم از قرن ششم در مازندران به دست می‌آمد: در زمان تاج‌الملوک مرداویج بن علی از آل باوند، به فرمان او در طبرستان نیشکر کاشتند و به «عملگاه» (ظاهرا کارخانه) آمل هر سال «بیست و پنجهزار من به بزرگ (یعنی من بزرگ) قند و نبات و شکر سپید حاصل بودی.[۵۲]» و این کارگاه گویا از خوزستان آمده بود: «و از خوزستان محمد خوزی و علی خوزی گفتند که کارگاه‌ها و شکرخانه‌ها به حکم ایشان بودی، شکر سپید سه من کوچک به عهد او به دانگی و نیم زرسرخ بود» (همانجا). سیاحان دیگر هم از کارخانه‌ی شکر سفیدکنی بارفروش سخن گفته‌اند. ناصرالدین شاه از مدرسه‌ی میرزاشفیع صدراعظم فتحعلی شاه یاد می‌کند و می‌گوید: «مدرسه‌ای به نظرم آمد بسیار عالی از بناهای میرزا شفیع صدراعظم مرحوم. مدرسة آباد طلبه نشینِ دایر، درخت نارنج بسیار داشت بارفروش حمّامهای خوب و مساجد عالی دارد»[۵۳] ناصرالدین شاه بار دیگر در ١٢٩٢ به مازندران و از جمله به بارفروش سفر کرده است (رجوع کنید به روزنامه‌ی سفر مازندران). اعتمادالسلطنه در مرآت البلدان می‌گوید که در طی این ده سال (1282ـ1292) به حکم شاه بازارهای تاریک سقف کوتاه مبدل به بازارچه های خوب و کاروانسراهای آباد گردیده و کوچه‌ها سنگفرش و عمارت «بحر ارم» که جز خرابه نبود معمور شده است »[۵۴]


از جمله وصف‌های جالب توجهی که در قرن گذشته از بارفروش شده یکی در سفرنامه‌ی استرآباد و مازندران و گیلان تألیف میرزا ابراهیم نامی است که از ١٢٧٦ تا ١٢٧٧ نوشته شده است »[۵۵] به گفتة میرزا ابراهیم شهر در آن زمان ٣٥ محله داشته است. او اسامی آنها را هم نوشته و از آن جمله «یهودمحله» بوده است که پنجاه خانوار در آن سکونت داشته‌اند و یکصد تومان مالیات می‌داده‌اند. به گفتة میرزا ابراهیم این یهودیها «از هر ولایت چند خانوار آمدند و سیصدسال بالاتر است که در بارفروش ساکن می‌باشند. دو باب تورات‌خانه (کنیسه) و یک باب مکتب‌خانه دارند». گفته‌ی مؤلف مبنی بر این‌که یهودیان بیشتر از سیصدسال است که از ولایات مختلف به بارفروش رفته‌اند دلیل بر این است که این شهر از اواخر قرن نهم مرکز داد و ستد بازرگانی مهمی در مازندران بوده است. میرزا ابراهیم از «شکرسازخانة دولتی» هم که از مسکو آورده‌اند و هشت سال است در آن‌جا برقرار شده است سخن می‌راند. یک من شاه قند را در بازار «یازده قران » می‌فروختند. در ١٢٧٤ چهار هزار من تبریز شکر به کارخانه دادند که بعد از کسر مخارج سیصد تومان منفعت کرد. شکر سرخ تحویل کارخانه هر بیست من شاه به قیمت پنج تومان است »[۵۶]. میرزا ابراهیم از دریاچه‌ی بابل و عمارت وسط آن چنین می‌گوید: «آب این مردابچه به توسط آق رود از شاخه‌ی رود بابل است و به مصرف زراعت هم می‌رسد» و چند نوع ماهی در آن به عمل می آید که به اصطلاح اهل مازندران «ظِلاجی»، «چکاب»، «طیل خُس»، «اِسْپَک » نامیده می‌شوند »[۵۷]. به گفته‌ی میرزا ابراهیم در بارفروش و مشهدسر و پازوار کتان بسیار است و پنبه و نیشکر و رنگ و حنا و باقلا هم عمل می‌آید و «از کوکنار تریاک هم می‌گیرند و به طهران می‌برند و یک من شیره‌ی تریاک را به ده تومان می‌فروشند[۵۸].

در کتاب «مأموریت علمی به ایران» تألیف ژاک دومورگان اطلاعاتی درباره‌ی بارفروش و آمل به لهجه‌ی طبری به قلم حاجی آقا منشی میرزا یوسف آگنط (نمایندة بازرگانی روسیه در بارفروش) و به خط خود او ارائه شده است . در این نوشته از کشتار و غارت محلة یهودیان در سال ١٢٨٧ سخن رفته است که بر اثر حادثه‌ی کوچکی پیش آمد و در آن حدود چهارده زن و مرد کشته شدند و خانه‌های‌شان پس از چپاول آتش زده شده و بزرگِ یهودیان را به نام دانیال پس از زجر بسیار در لحاف آغشته به نفت پیچیدند و آتش زدند و تا هشت ماه یهودیان دربیم و اضطراب بودند تا آنکه به دستور دولت به این تعقیب و آزار پایان داده شد و برای جبران خسارت از مردم چهل هزار تومان پول گرفتند و میان یهودیان قسمت کردند و ایشان را به تجدید ساختمان خانه‌های ویران‌شان واداشتند. [۵۹]. نیز در این رساله از کارخانة قندسازی بارفروش در جنب سبزه میدان آن شهر سخن رفته است و گفته شده است که به دستور میرزا تقی خان امیرکبیر دو کارخانه‌ی شکرریزی (یکی در بارفروش و دیگری در ساری) احداث شده بود [۶۰]. ملگونفِ روسی در ١٢٧٧/١٨٦٠ در نواحی جنوبی دریای خزر سفر کرده است و سفرنامه‌ی او مطالبی درباره‌ی بارفروش دارد. او نام محلات شهر را ذکر می کند و می گوید که دارای ٦٠٠٠ خانوار و ٥٠٠٠٠ جمعیت و ١١ کاروانسرا و ٤١٤ دکان است. مالیاتش در آن زمان ٢٠٠، ٢ تومان بوده است. محل کمپانی روس در انتهای بازار در کاروانسرایی بوده است و هر ساله سیصد نفر از مردم باکو و دیگران آهن و مس و سماور و چینی به آن‌جا می‌آورده و می‌فروخته‌اند. سپس درباره‌ی کارخانه‌ی قندسازی می‌گوید که هشت سال پیش از آن، یعنی در ١٢٦٩، آن کارخانه را با استادش آورده‌اند ولی چون مواجب استاد را نداده اند بازگشته است! سخنان ملگونف مؤید آن است که کارخانة قندسازی را در زمان میرزا تقی خان امیرکبیر و به دستور او به بارفروش آورده‌اند و پس از قتل او چون مواجب استاد کارخانه را نداده‌اند ناچار به بازگشت شده است. ملگونف می‌افزاید که اکنون قند را بسیار بد تهیه می‌کنند و می گویند از ده من نیشکر پنج من قند توان ساخت، ولی دروغ است و از بیست من نیشکر به دشواری می‌توان پنج من قند به عمل آورد [۶۱]. از ضرابخانه‌ی بارفروش و وضع عجیب آن و از باغ شاه عباس و بحرالارم و تپه‌ای به نام «دزدکچل » که گویا محل دفن دزدی کچل بوده است نیز سخن گفته است [۶۲]. منوچهر ستوده (ص 197) می‌گوید: ملگونف گفته‌های عوام را نقل کرده و گرفتار لغت‌سازی عوامانه شده است؛ دزد به معنی قلعه است و کل شکل دیگری از «کول» است که در لغت طبری به معنی تپه است. اما من گمان می‌کنم که «دزد کچل» یا «دزدکل» همان «دزدک چال» است که در کتاب ستوده (ص 195) از آن نام برده شده است.

رابینو که به گفتة خودش (مازندران و استرآباد ، مقدمة فارسی، ص 15) از ١٣٢٤/١٩٠٦ تا ١٣٣٠/١٩١٢ در رشت بوده و در این مدت دوبار به مازندران سفر کرده است درباره‌ی بارفروش می نویسد که شهر عمده‌ی بازرگانی مازندران است و از گفته‌ی مردم شهر نقل می‌کند که جمعیت آن در آن زمان ٩١٢٢ خانوار با ٢٥٠٠٠ تن بوده است که ٧٤٠ نفر آن‌ها یهودی بوده‌اند؛ شهر دارای ٦٣ محله و ٢٦ مسجد و ٨ مدرسه و ٣١ تکیه برای ایام محرم بوده و ١٠ امامزاده و ٣ مقبره‌ی دراویش و چندین دبستان و ١٤٧١ دکان داشته است. به گفته رابینو شهر طی نیم قرن قبل از سفر وی بسیار آباد شده و وسعت یافته است. از باغ شاه عباس و بحرالارم و موقوفات آن نیز سخن گفته است [۶۳]. مقایسه‌ی آماری که ملگونف حدود پنجاه سال پیش از رابینو به دست داده با آماری که رابینو از جمعیت بارفروش ذکر کرده نشان می‌دهد که تکیه بر اقوال و حدسیات مردم تا چه اندازه فاقد اعتبار است. رابینو نام دهات بارفروش را به تفصیل ذکر کرده است [۶۴]. دکتر جان ویشارد طبیب امریکایی، که تقریبا از ١٣٢٨- ١٣٠٩ (١٨٩١ تا ١٩١٠) در ایران به خدمات پزشکی مشغول بود نیز سفری به ولایات جنوبی دریای خزر و از جمله بارفروش کرده است. وی در کتاب خاطرات سفر خود بارفروش را بزرگ‌ترین شهر آن ناحیه می‌داند و جمعیت آن را حدود پنجاه هزار نفر ذکر می کند و می گوید که این شهر تجارت وسیعی با روسیه برقرار کرده است و آلمانی‌ها که با ایران تجارت دارویی دارند یک داروساز در آن‌جا گماشته‌اند. او از دریاچه‌ی شهر سخن می‌گوید که روی آن را قشنگ‌ترین نیلوفرهای آبی پوشیده بوده است، و می‌گوید که عده ای از مردم نیلوفرهای آبی را جمع می‌کنند و به روسیه می‌فرستند تا از آن عطر تهیه شود (ص 151ـ152). بنا به گفته‌ی اسمعیل مهجوری (ج 2، ص 226)، ظهیرالدوله مرشد و پیر درویشان فرقه‌ی صفی علی‌شاهی در ١٣١٩ با حفظ سمت وزیر تشریفات سلطنتی به حکومت مازندران منصوب شد و چون در شهر بارفروش از «شیخ کبیر» مجتهد مسلّم و مرجع تقلید دیدن نکرد، شیخ آن را حمل بر بی‌اعتنایی کرد و در نتیجه فتنه‌ای میان پیروان شیخ و عمّال دولتی در گرفت که به زد و خورد منجر شد و سی نفر کشته و زخمی شدند و این فتنه تا ١٣٢٠ که ظهیرالدوله به تهران بازگشت ادامه داشت. بارفروش در جنبش مشروطه فعال بود و شرح آن در کتاب تاریخ مازندرانِ مهجوری آمده است. به گفته‌ی او (ج 2، ص 292) پیش از جنگ جهانی اول بیشتر روستاییان و کسبة مازندران در نتیجه‌ی بازرگانی مستقیم با روسیه ثروتمند شده بودند و مشهدسر بندرگاه کالاها و بارفروش مرکز بازرگانی مازندران بود، ولی این وضع پس از انقلاب کبیر در روسیه تغییر کرد. در ١٣١٠ خورشیدی، دریاچه‌ی شهر که باتلاق شده بود خشک و آن جزیره هموار شد. اکنون قسمت شرقی دریاچة قدیم، زمین ورزش شهر بابل است و در قسمت غربی خانه‌های مسکونی بناشده است. نیز باید توضیح داد که ظاهرا امروز بنا به آماری که به دست داده‌اند در شهر بابل جمعیت یهودی معتنابهی وجود ندارد، اما منوچهر ستوده (ج 4، ص 244) از دو کنیسه‌ی یهودی، که در قدیم از آن به تورات‌خانه یاد کرده‌اند، سخن می‌گوید و می‌افزاید که در ١٣٥٦ خورشیدی، یکی از آن دو دایر بوده و نام آن «کنیسای خشنود» است. کنیسه‌ی دیگری متصل به آن موجود است که امروز از آن استفاده نمی‌شود. این دو کنیسه در «یهودی‌محله» بابل قرار دارد. از آثار تاریخی شهر بابل پلی بر روی رود بابل است که آن را از بناهای محمدحسن خان قاجار پدر آغامحمدخان می دانند. ژوبر فرانسوی در دهه‌ی اول قرن نوزدهم این پل را «خیلی زیبا» معرفی می‌کند و می‌گوید دارای ده چشمه است و دو ستون چارگوش بلند دوسوی آن را زیور بخشیده است (ص 351). این پل که از آجر ساخته شده بر سر راه قدیم آمل به بابل در جنوب شهر بابل واقع است و امروز هشت چشمه آن باقی است (ستوده ، ج 4، ص 200). بنای مسجد جامع بابل را به مازیاربن قارن (سال 160) نسبت داده‌اند که تاریخ ساختمان و نام بانی آن درست نیست (رجوع کنید به قسمت تاریخی). این مسجد در دوران فتحعلی شاه براثر زلزله خراب شد و به فرمان او در ١٢٢٥ به مباشرت میرزا محمد شفیع صدراعظم که اصلا از مردم بندپی بود دوباره ساخته شد. تاریخ کتیبه‌های آن همه از دوران قاجاریه است. از بناهای دیگر بابل مسجد و مدرسه‌ی میرزاشفیع، صدراعظم فتحعلی شاه، است که هر دو در ١٢٢١ ساخته شده و مدرسه در محلة پنجشنبه بازار سابق بارفروش پشت چهارسوق قدیم است. و نیز مدرسه و مسجد کاظم بیگ در میدان محلة سرحمام بارفروش، که متعلق به قرن دوازدهم است، و مقبره‌ی امامزاده قاسم در محله‌ی آستانه‌ی بارفروش که طبق قول شایع، مدفن امامزاده قاسم فرزند امام محمدتقی علیه السلام، است. بنای اخیر متعلق به قرن نهم ودارای صندوق نفیس کنده کاری است و درِ ورودی دو لنگه‌ی آن نیز از همان قرن است (برای آثار تاریخی دیگر شهر بابل و مشهدسر رجوع کنید به ستوده ، همان کتاب، و مهجوری ، ج 2، ص 207). در کتاب هیئت علمی فرانسه در ایران تألیف ژاک دومورگان».[۶۵] ، ج 1، ص 220، در ذیل بارفروش آمده است: «تنها بنای تاریخی شهر مسجد کهنه‌ای است که در حدود هزارسال است بنا شده و مقبره‌ی امام ابوالقاسم (کذا) پسر امام موسی علیه السلام، وجود دارد (کذا)، مازندرانی‌ها آن را کلاغ مسجد، ایرانی‌ها آن را امامزاده ابوالقاسم می نامند». پس از آن افسانه‌ای را درباره‌ی بنای شهر و این محل ذکر می‌کند و می‌گوید که این منطقه قبل از بنای مسجد خالی از سکنه بوده و همه هفته در آن‌جا بازاری تشکیل می‌شده است. اهالی متوجه شدند که در محلی که امروز مسجد بنا شده است کلاغ‌ها گروه گروه جمع می‌آیند. مردم به همین جهت زمین را کندند و آثار و بقایای امام را یافتند و در آنجا مسجدی ساختند که به نام مسجد کلاچ یا مسجد کلاغ و شهر پیرامون آن بنا شد. این افسانه چنان‌که در قسمت تاریخی هم گفته شد درباره‌ی زمان پس از تسلط مغول، یعنی دوره‌ای است که شهر مامطیر خراب شده بود و در محل آن فقط هفته‌ای یک روز بازاری تشکیل می‌شد. بعد آثار مرقد امامزاده را در آن‌جا یافته‌اند و کسانی بتدریج در آن ساکن شده و نامش را بارفروش ده گذاشته‌اند. اما کلاچ مسجد یا کلاغ مسجد که همان امامزاده ابوالقاسم (امامزاده قاسم) شمرده شده است داستان دیگری دارد در مورد شهرک رودبست که در نزدیکی مامطیر بوده است و از جمله «بیست و هفت شهر درون دربند تمیشه بود که جامع و مصلی و بازارها و قضاة و علما و منابر» داشت».[۶۶] در قرن ششم، طغرل سلجوقی کلاغی را نزد شاه اردشیر پادشاه مازندران فرستاد. «هر لحظه که پیش آن کلاغ گفتندی قُل، به لهجه‌ی عرب و زبان فصیح کلاغ جواب دادی که اقول محمّد رسول‌اللّه. این کلاغ مدّت یک سال درخزانه شاه اردشیر بود... بعدِ یک سال وفات یافت و به قصبة رودبست، مقابل جامع، گنبد دخمه‌ی سادات است، بر در آن دخمه به خاک سپردند و این ساعت خلایق به زیارت او می شوند و حاجات می خواهند.».[۶۷]. منوچهر ستوده (ج 4، ص ٢٧١) پس از اشاره به این داستان می‌نویسد: «از دخمة سادات در رودبست امروز اثری باقی نیست». مهجوری».[۶۸] نوشته است: «امامزاده قاسم به آستانه و کلاچ مسجد معروف است و در مرکز شهر قرار دارد. در پیشگاه و پیوست به گنبد آن مسجدی است مربع مستطیل...». از مقایسة گفته های دومورگان و اسماعیل مهجوری و منوچهر ستوده به این حدس نزدیک می‌شویم که پس از هجوم مغول و ویرانی شهرهای مامطیر و رودبست، شهرک تازه‌ای در محل مامطیر به نام بارفروش‌ده به وجود آمده است و اهالی محل که از وجود «دخمه‌ی سادات» و «گور کلاغ» خاطره‌ای مبهم داشته‌اند با دیدن اینکه کلاغها به محلی رفت و آمد می‌کنند و با رؤیای مردی که آن‌جا را «مکانی مقدس» دیده است ».[۶۹] دخمه‌ی سادات و گور کلاغ را به بارفروش‌ده منتقل ساخته‌اند و آن محل را امامزاده قاسم و مسجد را کلاچ مسجد (یا کلاغ مسجد) نامیده‌اند. نظیر این نقل و انتقال مکان‌های مقدس در جاهای دیگر هم دیده شده است. از زمانی که این محل در بارفروش پیدا شده به «آستانه‌ی کلاج مشهد» معروف بوده است».[۷۰] و کلمات «آستانه» و «مشهد» دالّ براین است که آنجا «مشهدکلاغ » هم بوده است و نه به قول مردم فقط «کلاج مسجد». این معنی حدس ما را که آن‌جا قبر کلاغ مذکور در تاریخ طبرستان است تأیید می‌کند.


فضای سبز

فضای سبز بابل علاوه بر پارک‌های محله‌ای، پارک‌ها و بوستان‌های زیر را شامل می‌شود [۷۱]:

  • گلستان نوشیروانی: (بلوار شهید بهشتی)
  • پارک شهر (شهید شکری): (تقاطع بلوار طالقانی و بلوار نوشیروانی)
  • بوستان نرگس (بانوان): (بلوار غدیر)
  • پارک ساحلی: (بلوار ساحلی-پشت شهرک طالقانی)
  • باغ ملی (شهرداری): (میدان شیر و خورشید)
  • پارک شادی: (خیابان دکتر شریعتی)
  • پارک چوبی (اوصیا): (پنج‌شنبه‌بازار)
  • پارک و شهر بازی پردیس نوشیروانی [در دست ساخت]: (ابتدای جاده قدیم آمل، متی‌کلا)
  • پارک نهالستان [در دست ساخت]: (انتهای بلوار کشاورز)
  • پارک بهار نارنج [در دست ساخت]: (بلوار امام رضا، ابتدای کتی غربی)
  • پارک سراج [در دست ساخت]: (بلوار جانبازان، شهرک تندست)
  • پارک جنگلی بابلکنار (بِزچَفت): (بابلکنار،درون‌کلا)

فرهنگ و هنر

مطبوعات

مطبوعات یکی از نیکوترین عوامل گسترش فرهنگها و تمدن است و وسیله‌ای مفید در اطلاع‌رسانی. این رسانه مهم به علت عدم امکانات مناسب چاپ در شهرستانها و عدم آزادی بیان، از تکامل لازم برخوردار نبوده است. و به علت نگارش مطالبی که مورد پسند عامه مردم نبود به زودی رو به افول می‌رفت. بابل از گذشته مهمترین شهر مازندران در عرصه فرهنگی بود، در ذیل صورت جراید و مجلات و سالنامه‌هایی که در شهرستان بابل منتشر شده‌اند به ترتیب حروف الفبا ذکر می‌نماییم. [۱][۷۲] [۱][۷۳] [۱][۷۴]

آوای مازندران، ارمغان سالکی، اعتراف، انتقاد روز، بابل، بابلشهر، پیام طبرستان، پیک بابل، پیک شمال، جریده رسمی ثبت مازندران، جنگ مازندران، چنگال، روح الامین، زبان ملت، سالنامه ادبی پروانه، سالنامه میهن، شهروند مازندرانی، صدای مازندران، طبرستان، کیوان، گنج امروز، مازیار، هفته نامه طبری، ندای بابل.

در بابل با این سابقه ی درخشان در حوزه مطبوعات، اکنون تنها نشریه های «بابل نامه» [۷۵] (هفته نامه خبری)، «آوای مازندران» (هفته نامه خبری)، «دریاسر» (هفته نامه خبری) و «چشمه توسعه» [۷۶] (ماهنامه فرهنگی اقتصادی) بر جای مانده است. همچنین بابلی‌های مقیم تهران نیز خبرنامه‌ای فرهنگی و هنری به اسم «بارفروش» را منتشر می‌کنند که البته مطالبش منحصر به بابل نیست و با هنرمندان و ادیبان استان مازندران مصاحبه می‌کند.


سینما و تئاتر

سینما را در مازندران با بابل می شناسند چرا که اولین سینمای شمال کشور در سال ١٣٠٧ در بابل ساخته شد [۷۷] و پس از آن نیز سینماهای دیگری در بابل ساخته شد و تا مدت ها، هیچ شهری در مازندران سینما نداشت. از کل سینماهایی که در بابل تاسیس شد در حال حاضر ٤ سالن وجود دارد که ٢ سالن سینمای استقلال (داریوش) و ارشاد (پاسارگاد) به ترتیب در سال های ٧٩ و ٨١ تعطیل شدند و سالن سینما انقلاب (مهر) نیز با انجام بازسازی پس از تعطیلی چند ساله، به عنوان یکی از سینماهای ممتاز کشور کار خود را در کنار سینما آزادی (شهر فرنگ) بازساری شده ادامه می دهد. در زیر تاریخچه سینماهای بابل ذکر شده است: [۷۸]

نام سینما سال تاسیس وضعیت درجه ارزشیابی گنجایش تلفن آدرس
شاپور ١٣٠٧ تعطیل - - - -
اهورامزدا ١٣٠٨ تعطیل - - - -
حکیمی ١٣١٥ تعطیل - - - -
زیبا ١٣١٧ تعطیل - - - -
استقلال(داریوش) ١٣٣٢ تعطیل مطلوب ٤٠٠ - خیابان مدرس
ارشاد(پاسارگاد) ١٣٤٠ تعطیل مطلوب ٤٠٠ - میدان ١٧ شهریور
انقلاب(مهر) ١٣٤٢ فعال ممتاز[۷۹] ٤٠٠ ٢٢٠٧٧٧٣-٠١١١ خیابان یوسف پوری
آزادی (شهر فرنگ) ١٣٥٢ فعال ممتاز[۸۰] ٥٥٠ ٣٢٣٤٨٢٢-٠١١١ خیابان مدرس
مجتمع فرهنگی سینمایی (سالن سینما) ١٣٨١ فعال ممتاز ٣٥٠ ٢١٩٧٧١٦-٠١١١ بلوار نوشیروانی
مجتمع فرهنگی سینمایی (سالن تئاتر) ١٣٨١ فعال ممتاز ٢٥٠ ٢١٩٧٧١٦-٠١١١ بلوار نوشیروانی

مجتمع فرهنگی سینمایی، مجهزترین و کاملترین مجتمع فرهنگی سینمایی در شمال کشور می‌باشد. این مجتمع در فضایی بالغ بر ۶۵۰۰ متر مربع زیر بنا، در سه طبقه ساخته شده‌است. این ساختمان دارای یک سالن اختصاصی تئاتر است که ۲۵۰ صندلی با سن گردان دارد. این سالن یکی از پیشرفته ترین سالن‌های تئاتر در ایران محسوب می‌شود. سالن سینمایی با ۳۵۰ نفر گنجایش و سالن تابستانی روباز از دیگر سالن‌های این مجتمع هستند. در این مجتمع پیشرفته ترین سیستم صوتی و نمایش کشور و بهترین پرده اکران و پرده نمایش وجود دارد. همچنین این مجتمع دارای سالن‌های نمایشگاهی و گالری‌ها، کارگاه عکس و فیلم و... نیز می‌باشد. این مجتمع توسط اداره کل نوسازی مدارس استان مازندران تکمیل و به بهره برداری رسید.


نگارخانه ها

نگارخانه های بابل شامل: نگارخانه آبی، نگارخانه مولائیان، نگارخانه آفتاب، نگارخانه هنر پویا، نگارخانه هنر و نگارخانه روحا می باشد.


کتاب‌خانه‌ها

در حال حاضر 8 کتابخانه در بابل مشغول فعالیت هستند و ٣ کتابخانه در حال ساخت می باشد. کتابخانه های بابل عبارتند از:[۸۱]

  • کتابخانه عمومی شماره ١
  • کتابخانه شهیدان نجاریان [۸۲]
  • کتابخانه آیت اله روحانی
  • کتابخانه امامزاده یحیی
  • کتابخانه علامه طباطبایی
  • کتابخانه حجر بن عدی گتاب
  • کتابخانه عمومی امیرکلا
  • کتابخانه عمومی بندپی شرقی
  • کتابخانه عمومی بندپی غربی


جشنواره‌ها

هر ساله جشنواره های متعددی در بابل برگزار می شود که از مهم ترین آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

چهارمین جشنوراه بین‌المللی فیلم کوتاه وارش

جشنواره فیلم کوتاه وارِش

جشنواره فیلم کوتاه وارِش یکی از قدیمی ترین جشنواره ی استان مازندران است که توسط مهدی قربان پور مستند ساز مازندرانی در سال ۱۳۷۸ در شهرستان بابل پایه گذاری شد. این جشنواره در مجتمع فرهنگی هنری ارشاد بابل هر دو سال برگزار می‌گردد.
جشنواره فيلم كوتاه وارش («وارِش» در زبان محلی مازندرانی به معنی «باران» می باشد) مهمترین جشنواره استان مازندران به شمار می‌رود. این جشنواره در اولین دوره در سطح استانی، دومین دوره در سطح منطقه ای(با حضور مازندران، خراسان، گیلان، سمنان، گلستان)، سومین دوره در سطح ملی، و چهارمین دوره در سطح بین المللی(با حضور روسیه، آذربایجان، ارمنستان، ترکمنستان، تاجیکستان، قزاقزستان، گرجستان و … ) و ... برگزار شد.[۸۳]


شکوفه نارنج (بهار نارنج)

جشنواره ملی بهار نارنج

جشنواره ملی بهار نارنج، از جمله آیین سنتی مازندرانی هاست که همه ساله این جشنواره در شهرستان بابــل برگزار میگردد. كليد اين جشنواره براي اولين بار، در شهرستان بابل، در دهه ۷۰ زده شد.[۸۴] این آیین در شورای عالی ثبت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور، با عنوان «جشنواره ملی بهار نارنج مازندران»، به ثبت ملی رسیده[۸۵] و دبیر خانه دائمی این جشنواره در این شهر دایر شده است[۸۶]. هر ساله چند صد مقاله به این جشنواره فرستاده می شود و مورد بررسی قرار می گیرد.[۸۷] تارنما BahareNarenj.ir پایگاه اطلاع رسانی این جشنواره ملی می باشد.

این جشنواره ملی در اردیبهشت ماه هر سال، با شکوه خاصی، در بوستان نوشیروانی بابل، برگزار می شود. هدف این جشنواره، احیای این آیین سنتی، صنعتی کردن این آیین و ايجاد فضايي بانشاط و مبتني بر صميميت و تقويت فرهنگ مهروزي با طبيعت است.[۸۸]

با توجه به مستندات تاريخي و با عنايت به شواهد موجود، شهرستان بابــل در فرهنگ عمومي كشور و مازندران، به عنوان «شهر بهار نارنج» شناخته مي شود.[۸۹] تراکم و تعداد زیاد درخت های نارنج (وجود بيش از ۵۰۰ هزار اصله درخت نارنج) در محدوده اين شهر دليل مبرهني بر اين باور تاريخي است.[۹۰]


بابل در اشعار پارسی

مهدی اخوان ثالث

ناز پرستو: [۹۱]

خیز و بیا، ناز پرستو بیا ناز پرستوی سخن‌گو بیا
خیز و بیا توری‌ام و توری‌ام باغ بهشتم، پریم، حوری‌ام
خیز و بیا قمری باغم بیا خیز و بیا چشم و چراغم بیا
ما همه شمع و همه پروانه‌ایم یکه‌رو و تک‌چر و تنها نه‌ایم
هست در این قافله پرشکوه از همه رنگ و همه دین و گروه
هست در این نادر باغ بهشت از گل نادر زپی باغ و کشت
کارگر بیشه مازندران پیشه‌ور با هنر اصفهان
دختر شیراز پر از شعر و قال آینه روی کمال و جمال
وان پسر بابلی شرم‌رو چون همه بابلیان گرم‌خو
آنکه بود اهل خراسان زمین روشنی دیده ایران زمین
خیر و بیا، جان پرستو بیا جان پرستوی سخن‌گو بیا
خیز و بیا، دست به دست افکنیم در صف بدخواه شکست افکنیم
نسل جوان باز قد افراشته هرطرفی طرف گلی کاشته
همسفر نسل جوان همچنان می‌رود از شهر بسی کاروان
سوی دماوند کهن سال‌ها دره‌ی میگون هم توچال‌ها
سوی چمن‌ها، دره‌ها، لاله‌ها چلچله‌ها، گل‌ها، پروانه‌ها
خیز و بیا، جان پرستو بیا جان پرستوی سخن‌گو بیا

ملک الشعرای بهار

تجدید مطلع (در توصیف مازندران): [۹۲]

خوشست اکنون اگر جویی به آبسکون گذار اندر سوی مازندران تی و برگیری قرار اندر
گهی بر ساحل دریا بخوید و مرغزار اندر گهی بر طرف بابل رود با بوس و کنار اندر
گهی غلطیده درگردونه‌های برق‌سار اندر گهی بنشسته بر تازی کمیت راهوار اندر
خوشا مازندران ویژه پاییز و بهار اندر به خاصه طرف آبسکون بدان دریاکنار اندر

تاریخ بنای دبیرستان پهلوی بابل: [۹۳]

دیگران‌ در جهل کوشیدند و شه کوشد به‌ علم زان که داند که‌ ارتقای کشور از استاد شد
نی به بابل بلکه در هر نقطهٔ کشور ز علم ریخته بنیادها زین شهریار راد شد
بر مراد شاه‌، فارغ چون که دستور علوم زبن دبیرستان‌.خوش‌بنیاد محکم لاد شد
کلک مشکین بهار از بهر تاریخش نوشت این دبیرستان به یمن پهلوی بنیاد شد

غایله گیلان: [۹۴]

این وزیران معظم وین گرامی خواجگان عاقلند اما تو ای دستور اعظم اعقلی
کید بدخواهان نگیرد در تو آری چون کند با فر سیروس کید جادوان بابلی


ورزش

شهر بابل به عنوان یکی از قهرمان پرورترین شهرهای ایران به حساب می‌آید به طوری که ورزشکاران زیادی طی سالهای گذشته در مسابقات کشوری و جهانی صاحب مدال شدند.


قهرمانان ورزشی

امامعلی حبیبی(کشتی گیر)، عبدالله موحد(کشتی گیر)، نوشاد عالمیان(پینگ پنگ باز)، سوسن حاجی پور(تکواندوکار)، بشیر باباجانزاده (کشتی گیر فرنگی)، مجتبی میرزاجانپور(والیبالیست)، حامد طالبی زرین کمر(کشتی گیر)، مهران رضازاده (کشتی گیر)،جلال زمان(کشتی گیر)، سهراب انتظاری(فوتبالیست)،هادی نوروزی(فوتبالیست)، نیما عالمیان(پینگ پنگ باز)، پوریا عمرانی(پینگ پنگ باز)، محجوبه عمرانی(پینگ پنگ باز) و...


استادیوم ورزشی

  • استادیوم هفت تیر (فوتبال)
  • استادیوم سردار سجودی (فوتسال، بسکتبال، والیبال، ...)
  • استادیم آزادی (فوتسال، بسکتبال، والیبال، ...)
  • استادیوم دانشگاه آزاد (فوتسال، بسکتبال، والیبال، ...)


زمین چمن

  • زمین چمن کاله واقع در موزیرج
  • زمین چمن دانشگاه صنعتی نوشیروانی
  • زمین چمن دانشگاه علوم پزشکی
  • زمین جمن مصنوعی ایلیا
  • زمین جمن مصنوعی کاسپین
  • زمین جمن مصنوعی شهرداری
  • زمین جمن مصنوعی رمنت
  • زمین جمن مصنوعی گتاب


سالن سرپوشیده

در بابل سالن‌های متعدد ورزشی اعم از دولتی یا بخش خصوصی فعال هستند. تعدادی از این سالنها عبارتند از:

  • سالن استادیوم ورزشی سردار سجودی
  • سالن استادیوم ورزشی آزادی
  • سالن استادیوم ورزشی دانشگاه آزاد
  • سالن ورزشی دانشگاه علوم پزشکی
  • سالن ورزشی دانشگاه صنعتی نوشیروانی
  • سالن ورزشی شهید بهشتی
  • سالن ورزشی مخابرات
  • سالن ورزشی هلال احمر
  • سالن تیراندازی آموزش و پرورش
  • سالن دو و میدانی حیدرکلا
  • سالن سنگنوردی حیدرکلا
  • آکادمی تخصصی بسکتبال مازندران
  • خانه پینگ پنگ
  • استخر ضراب پوری
  • استخر ولی عصر
  • و ده ها سالن دیگر ...


سایر ورزش‌ها

سایر اماکن ورزشی معروف شهر از این قرار است:

  • زمین تنیس آریانا
  • زمین تنیس گل سرخ
  • چندین سالن بیلیارد
  • زمین مینی گلف باشگاه مانی اسپرت


اماکن گردشگری طبیعی

دریاچه‌ها

دریای مازندران (دریای کاسپین): دریای مازندران در ۱۵ کیلومتری شمال این شهر قرار دارد.

دریاچه سد البرز:این سد در جنوب شرقی بابل و در منطقه لفور واقع است و یکی از زیباترین سدهای خاورمیانه و بزرگ ترین سد خاکی کشور به شمار می آید.

دریاچه سد شیاده: این سد در جنوب غربی بابل و در بخش بندپی غربی و روستای شیاده واقع است.

دریاچه سد سنبل رود: این سد در جنوب شرقی شهرستان، در اطراف بخش بابلکنار قرار دارد.

دریاچه کامی کلا: این دریاچه در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل و در اطراف کوه‌های البرز قرار دارد. دریاچهٔ کامیکلا دارای چشم انداز کوه و جنگل می‌باشد.

دریاچه آب بندان رمنت: این آب بندان در روستای رمنت از توابع بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.


جنگل‌ها

جنگل بزچفت: این پارک جنگلی حفاظت شده در بخش بابل کنار شهرستان بابل و در روستای درونکلا شرقی و بزچفت قرار دارد.

جنگل شیاده: این جنگل زیبا در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد که به دلیل مرتفع بودن سد شیاده را می‌توان از بالای آن مشاهده کرد.

جنگل نارنجلو: این جنگل که حفاظت شده‌است در بخش بندپی غربی قرار دارد.

جنگل ویوج: این جنگل در جادهٔ شیاده واقع در بخش بندپی شهرستان بابل قرار دارد. این جنگل حدود بیست هکتار می‌باشد.

جنگل لفور: این جنگل در جنوب شرقی شهرستان بابل قرار دارد.


آبشارها

آبشار حاجی شیخ موسی: این آبشار در روستای شیخ موسی و بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.

آبشار تیرکن (هفت آبشار): این آبشار که دارای هفت آبشار کوچک متوالی می‌باشد در روستای درازکلا٬بخش بابل کنار شهرستان بابل قرار دارد. برای رسیدن به آبشار هفتم باید مسافت بسیار زیادی را طی کرد.

آبشار کیمون: این آبشار در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.

آبشار گزو: این آبشار در اطراف بخش بابلکنار شهرستان بابل قرار دارد.


چشمه‌ها

چشمه آب گرم اَزرو: این چشمهٔ آب گرم در روستای آری از توابع بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد. که دارای جاذبه‌های توریستی فراوانی می‌باشد.


ییلاق‌ها

شهرستان بابل دارای ییلاقات بسیار زیادی است از جمله شیج موسی، لهه، شاه لینگ چال، نیراسم و همچنین سلبن، انیژدون، تته، گلیران، کلاپی، دمیلرز، اتاقسی، دوزاقبن و ...

فیلبند: این ییلاق مرتفع ترین ییلاق استان مازندران است که در بخش بندپی غربی شهرستان بابل قرار دارد. در این ییلاق یک تپهٔ بلند قرار دارد که از بالای آن می‌توان شهرهای بابل، آمل، قائمشهر، ساری و شهرهای اطراف به همراه دریای مازندران را دید.

شیخ موسی: این ییلاق در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد و دارای دو زیارتگاه به نام‌های حاج شیخ موسی و امامزاده عبداله می‌باشد.

ورزنه: این ییلاق در منتهی‌الیه مرز جغرافیایی بابل واقع شده که برای رسیدن به این روستای کوهستانی زیبا و بکر باید از مسیر سخت و دشوار با پیچ‌های خطرناک عبور کرد. این روستا توسط کوههای اطراف آن احاطه شده و دارای آب بسیار گوارا و سرد می‌باشد که مورد توجه بسیار بازدید کنندگان قرار گرفته‌است. روستای ورزنه از سمت غرب به روستاهای اندوار و نشل آمل، از سمت شمال بعد از طی مسافت بسیار دشوار به شیخ موسی می‌رسد.

لهه: دور نمای بسیار زیبائی داشته و به ییلاق شیخ موسی مشرف می‌باشد.

انیژدون: دارای میوه‌های درختی خیلی کوچک و خوشمزه‌ای است و همچنین پر از گل و سبزه

شالدرکا (طایفه طالش):این ییلاق در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد. شالدرکا ۱۰ کیلومتر با شیخ موسی فاصله دارد. واز مناطق خوش آب و هوا محسوب می‌شود و از جاذبه‌های گردشگری خوبی برخوردار است که اولین دوره بازی‌های بومی محلی یاد واره پهلوان محمد محمدزاده طالش و بردران در ۱۳۹۱ در آن برگزار گردید.

شالینگچال: این ییلاق که از سردترین ییلاق‌های مازندران است در بخش بندپی شرقی قرار دارد. بالاتر از شیخ موسی و آره قرار دارد در فصل بهار منطقه بسیار سرسبز و دارای چشم انداز زیبای می‌باشد.


اماکن مذهبی

بقعه امامزاده قاسم: این آرامگاه که معروف به آستانه می‌باشد، در مرکز شهر بابل واقع شده‌است.

مسجد محدثین: این مسجد به فرمان امام زمان(ع) در دوران دودمان افشاریه (در زمان پادشاهی نادرشاه افشار) به دست محمدنصیر بارفروشی مشهور به «ملانصیرا» ساخته‌شد. قدمت این مسجد به حدود ۲۹۰ سال می‌رسد. عده‌ای این مسجد را جمکران دوم نامیدند.[۹۵] بر اساس حروف ابجد، نام‌های المحدثین و الحجه بن الحسن هر دو دارای ۶۳۴، و نام‌های مسجد المحدثین و الموعود ابن الحسن العسکری هر دو دارای عدد ۷۵۰ هستند.

بقعه امامزاده عبدالله: این بقعه در بخش مرکزی شهرستان بابل و در روستای چمازکلا واقع شده‌است.

تکیه پیرعلم: این تکیه در بخش مرکزی شهرستان بابل و در شهر بابل واقع شده‌است.

تکیه حصیرفروشان: این تکیه در بخش مرکزی شهرستان بابل و در شهر بابل واقع شده‌است.

مسجد جامع: این مسجد در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.

بقعه سلطان محمدطاهر: این بقعه در روستای سلطان محمد طاهر واقع در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.

آرامگاه درویش فخرالدین: این آرامگاه در منطقه موزیرج شهرستان بابل قرار دارد.

مقبره امامزاده علی: این مقبره در روستای درازکلا٬ بخش بابل کنار شهرستان بابل قرار دارد.

آرامگاه درویش یوسف: این آرامگاه در بخش بندپی غربی شهرستان بابل واقع شده‌است.

تکیه روستای مقریکلا: این تکیه در بخش بندپی غربی شهرستان بابل قرار دارد.

امامزاده محمد مشهد سرا: آرامگاه این امامزاده در بخش گتاب شهرستان بابل قرار دارد.

اماکن تاریخی

نوشتار اصلی: فهرست جاهای تاریخی بابل


کاروانسراها: بابل بعنوان یک مرکز تجاری که دارای کارونسراها و دکان‌های معتبر بوده‌است، توجه ناصرالدین شاه رادر ۱۲۹۲ ه. ق هنگامی که وی در حال انجام دومین سفر خودبه مازندران بود، جلب کرده وی در سفرنامه خود نوشته‌است، شهر بارفروش از بلاد معظمه مازندران و پرجمعیت و مرکز تجارت شده‌است، وکاروانسرا دکاکین معتبره دارد، تعدادی از کاروانسراهای معروف بابل:

  • کاروانسرای امین الملک
  • کاروانسرای مفتخرالممالک (شهریارپور)
  • کاروانسرای معتمد (در چهارسوق)
  • کاروانسرای حضرت (چهارسوق)
  • کاروانسرای سه راه چال (چهارسوق)
  • کاروانسرای قیصریه (چهارسوق)
  • کاروانسرای حاج محمد حسن (در محله بازار)
  • کاروانسرای ارس (در محله بازار)
  • کاروانسرای حاجی علیرضا بلورچی (در محله بازار اول)
  • کاروانسرای لعلی (دربیسر تکیه)
  • کاروانسرای حاج علی اکبر سبزعلیان (شهدا)
  • کاروانسرای شهمیری (نزدیک مسجد جامع)
  • کاروانسرای حاج محمدعلی ایمانی (سه راه فرهنگ)
  • کاروانسرای داداشپور (سه راه فرهنگ)
  • کاروانسرای پلنگ (سبزه میدان)
  • کاروانسرای ملک (تخریب)
  • کاروانسرای شاه عباس (تخریب)
  • کاروانسرای دقیق (تخریب)
  • کاروانسرای حاج کریم کریمی (تخریب)
  • کاروانسرای حاجی طالبیان (تخریب)
  • کاروانسرای آقا سید حسن مولانا (تخریب)


کاخ شاپور:در دوره صفویه عمارت زیبایی در محل این کاخ، بنا شد. اطراف این عمارت را آب پوشانده بود و این عمارت مجلل در جزیره قرار داشت. این عمارت مجلل تفرجگاه شاهان صفوی و قاجار بود. در دوره رضاشاه این کاخ توسعه یافت. پس از از پیروزی انقلاب اسلامی این کاخ به ساختمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی مازندران و سپس به دانشگاه علوم پزشکی بابل تغییر کاربری داد.

برج دید بانی کاخ بابل: این برج در دورهٔ پهلوی در کاخ شاپور (بابل) ساخته شد. این برج دیده بانی به عنوان یکی از نماد های این شهر استفاده میشود. این برج در میدان قرار دارد.

پل محمدحسن خان: پلی قدیمی مربوط به سده ۱۲ خورشیدی بر روی رودخانه بابل شهرستان بابل استان مازندران می‌باشد. این پل از آثار دوره قاجاریه است که به جای پل قدیمی‌تری ساخته شده‌است. یکی از موارد شاخص این پل معماری صفوی بنا و استفاده از سفیده تخم‌مرغ (البته به گفته برخی زرده تخم‌مرغ و ساروج) در ساخت آن است.[۹۶] این اثر در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۵۶ با شماره ثبت ۱۴۱۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.[۹۷]

موزه بابل (گنجینه بابل): موزه بابل موسوم به گنجینه بابل [۹۸] به عنوان تنها موزه مردم‌شناسی مازندران در ساختمان شهرداری سابق شهر بابل واقع شده‌ است.[۹۹] ساختمان این موزه در سال ۱۳۰۷ ‬به عنوان بلدیه یا شهرداری بنا شده بود. این ساختمان در سال ‪ ۱۳۷۴‬با کاربری فرهنگی در اختیار میراث فرهنگی مازندران قرار گرفت و پس از احیا، مرمت و بازپیرایی در بهمن سال ‪ ۱۳۷۵‬به عنوان موزه بابل افتتاح شد. [۱۰۰]

ساختمان شهربانی: این ساختمان در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد که یک بنای بسیار قدیمی است و به ساختمان شهرداری تبدیل شده‌است. این ساختمان در باغ ملی بابل محدود شده است.

سردر دانشگاه علوم پزشکی: این بنا در دورهٔ پهلوی در بخش مرکزی شهرستان بابل ساخته شد.

مجموعه بناهای نجفی: این بنای تاریخی مربوط به دورهٔ پهلوی اول در شهرستان بابل می‌باشد و در روستای نقیب کلاً ثلاث از توابع بخش مرکزی شهرستان بابل واقع شده‌است.

بازار ماهی فروش ها: این بازار قدیمی در بخش مرکزی شهرستان بابل واقع شده‌است.

آرامگاه زین العابدین: این آرامگاه از بناهای دورهٔ قاجار در بخش مرکزی شهرستان بابل می‌باشد.

بنای طاهر مطهر: این بنا مربوط به دوری قاجاریه می‌باشد که در بخش لاله آباد شهرستان بابل واقع شده‌است.

آرامگاه درویش علم بازی: این مقبره در بخش مرکزی شهرستان بابل و پشت آرامگاه معتمدی بابل قرار دارد.

تپه بنگرکلا: این تپه در روستای بنگرکلا٬ بخش گتاب شهرستان بابل قرار دارد.

تپه قلعه کتی احمدکلا: این قلعه در روستای احمدکلا در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.

تپه کوتر دین: تپهٔ کوتر دین مربوط به دوران پیش از اسلام در شهرستان بابل است. این تپهٔ تاریخی در روستای کوتر دین شهرستان بابل قرار دارد و از آثار ملی ایران می‌باشد.


مجموعه ابوالحسن کلا:این مجموعه در روستای ابوالحسن کلا٬ بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.

تپه کپورچال: این تپه در روستای کپورچال واقع در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.

مقبره حاج شیخ موسی: این آرامگاه در ییلاق شیخ موسی در بخش بند پی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.

تپه پایین دین کتی رمنت: این تپه که مربوط به دوران پس از اسلام می‌باشد در روستای رمنت واقع در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.

حمام قدیم میرزا یوسف: این حمام در دوره صفوی در شهرستان بابل ساخته شده‌است. این بنا در صبح جمعه دوم دی ماه ۱۳۹۰ خورشیدی توسط نیروهای شهرداری بابل تخریب گردید که با دخالت دیرهنگام سازمان میراث فرهنگی و پلیس، تخریب آن متوقف گردید اما بخش اعظم بنا به جز گنبد آن تخریب شده بود.

کهنه حمام روستای پایین کروکلا: این حمام قدیمی در روستای پایین کروکلا بخش لاله آباد بابل واقع شده و از آثار باقی‌مانده دوران قاجاریه می‌باشد که به دستور کربلایی فضل اله از بزرگان آندوران این منطقه برای اهالی روستا و روستاهای مجاور از جمله اهالی روستای امین آباد که چسبیده به روستای کروکلا می‌باشد، ساخته شده است.

آرامگاه سید کبیر: این آرامگاه که در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد از بناهای دورهٔ قاجار در این شهرستان می‌باشد. این آرامگاه از آثار ملی ایران است.

سقاخانه شیاده: این سقاخانه که از بناهای تاریخی شهرستان بابل است در روستای شیاده و در بخش بندپی غربی قرار دارد.

آرامگاه ملامحمد شهرآشوب: این بنا که در دورهٔ قاجار در شهرستان بابل ساخته شده است٬ در روستای بنگرکلا در بخش گتاب شهرستان بابل قرار دارد.

تکیه کبریاکلا: این تکیه که در دورهٔ قاجار در شهرستان بابل ساخته شد، در روستای کبریاکلا واقع در بخش بابل کنار شهرستان بابل قرار دارد.

حمام نمودارکلا: این حمام که در بخش لاله آباد شهرستان بابل قرار دارد از آثار دوره قاجار در شهرستان بابل است و توسط سازمان میراث فرهنگی به ثبت رسیده‌است.

امامزاده هفت تن: این مقبره از بناهای دوره قاجار در شهرستان بابل می‌باشد. این بنای تاریخی که از آثار ملی ایران می‌باشد در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.

تپه دینه سر پایین رمنت: این تپه از آثار دوران تاریخی پیش از اسلام در روستای رمنت واقع در بخش مرکزی شهرستان بابل است.

گنبد سرست: این گنبد تاریخی در روستای سرست، بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.

قلعه کتی ابوالحسن کلا: این قلعه در روستای ابوالحسن کلاً و بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.

مسجد چهارسوق: این مسجد تاریخی از آثار دورهٔ قاجار در شهرستان بابل می‌باشد.

حمام پیجاکلا: این حمام که در از آثار دورهٔ قاجار در شهرستان بابل می‌باشد، در بخش لاله آباد شهرستان بابل قرار دارد.


ساختمان پست: این ساختمان به دستور هادی روحانی (امام جمعه سابق بابل) در سال ۱۳۷۷ تخریب شد.

تپه چمازکتی: این تپه که از بناهای قبل از اسلام در بابل می‌باشد٬ در میربازار بابل واقع شده‌است.

تپه عیسی کتی: این تپه که مربوط به دوران تاریخی پیش از اسلام می‌باشد در میربازار بابل بنا شد.


ره آورد بابل

مسافران در کنار بازديد از آثار تاريخي، فرهنگي و نقاط ديدني و جنگل ها و مناظر زيباي طبيعي و سبزه زارهاي اين شهرستان، براي گذران اوقات فراغت، ره آوری را نيز از اين شهرستان با خود به ارمغان ببرند:

  • کشاورزی : انواع برنج (طارم و...)، مرکبات، انار جنگلی، ازگیل، صیفی جات، سبزیجات، کاهو و...
  • غذاهای محلی و سنتی : آغوز نون، پشتِ زیک، پیسن گُندلهِ، رشته به رشته، شکر قرمز و...
  • نان ها و شیرینی جات : شيريني محلی، کلوچه ها، گز و مربا بهار نارنج و...
  • نوشیدنی ها : شربت، عرق و چای بهار نارنج، عرق شلتوک و...
  • ترشیجات : بادمجان ترشی، سیر ترشی، هفت بیجار، ترشی یارسی و...
  • صنایع دستی : جارو، نمد، حصیر، گلیم، جاجیم، سبد، جوراب پشمی، پارچه(چوغا، باشلق، وازشمد) و...


مراکز آموزش عالی

این شهر از دیرباز در زمینه علمی پیشگام و سرآمدتر از همه ظاهر می شد. کیفیت و سطح بالای دانشگاه های این شهر، در مازندران جایگاه ویژه ای به آن داده است به همین جهت بابل را شهری دانشگاهی در استان می خوانند.

در حال حاضر مراکز فعال در بابل به شرح جدول زیر می باشند:

ردیف نام مرکز عنوان نوع وبگاه
1 دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل دانشگاه دولتی http://www.nit.ac.ir
2 دانشگاه علوم پزشکی بابل دانشگاه دولتی http://www.mubabol.ac.ir
3 دانشگاه علوم و فنون مازندران دانشگاه غیرانتفاعی http://www.ustmb.ac.ir
4 دانشگاه فرهنگیان- مرکز آموزش عالی شهید رجایی بابل دانشگاه دولتی http://www.rajaee-ttc.ir
5 دانشکده فنی امام صادق بابل دانشکده دولتی http://www.baboltc.ac.ir
6 دانشگاه پیام نور- مرکز بابل دانشگاه پیام نور http://www.babol.mpnu.ac.ir
7 دانشگاه پیام نور- واحد بندپی دانشگاه پیام نور http://www.bandpey.mpnu.ac.ir
8 دانشگاه آزاد اسلامی- واحد بابل دانشگاه آزاد http://www.baboliau.ac.ir
9 دانشگاه علمی و کاربردی- واحد بابل دانشگاه علمی کاربردی http://www.unbabol.com
10 مرکز آموزش علمی و کاربردی فرهنگ و هنر- واحد 4 بابل موسسه علمی کاربردی https://babolfh4.pafcoerp.com
11 مرکز آموزش علمی و کاربردی جهاد دانشگاهی بابل موسسه علمی کاربردی http://www.babol.iastjd.ac.ir
12 مرکز آموزش علمی و کاربردی بندپی غربی موسسه علمی کاربردی
13 مؤسسه آموزش عالی صنعتی مازندران موسسه غیرانتفاعی http://www.mit.ac.ir
14 موسسه آموزش عالی علوم و فناوری آریان موسسه غیرانتفاعی http://www.aryan.ac.ir
15 موسسه آموزش عالی طبری موسسه غیرانتفاعی http://www.tabari.ac.ir
16 موسسه آموزش عالی راه دانش موسسه غیرانتفاعی http://www.rahedanesh.ac.ir
17 آموزشکده فنی و حرفه ای سما- واحد بابل آموزشکده آزاد http://www.babol-samacollege.ir
18 آموزشکده فنی و حرفه ای الزهرا- واحد بابل اموزشکده دولتی http://www.alzahrababol.ac.ir


Ken Bainbridge

دانشگاه مازندران

این دانشگاه در سال ۱۳۵۴ در بابل با همکاری و نظارت دانشگاه هاروارد پایه ریزی شد.[۱۰۱][۱۰۲][۱۰۳] از طراحان این موسسه می‌توان دکتر کن بینبریج (Ken Bainbridge) را از هاروارد نام برد.[۱۰۴] تعداد زیادی از اعضای هیئت علمی و روسای این دانشگاه را اساتید آمریکایی دانشگاه هاروارد تشکیل می‌دادند.[۱۰۵] هسته اولیه آن را مرکز تربیت دبیر فنی نوشیروانی بابل (دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل فعلی) ، مرکز تحصیلات تکمیلی بابل، موسسه آموزش عالی اقتصادی و اداری – مدرسه عالی علوم کشاورزی- موسسه آموزشی کشاورزی گرگان- تشکیل می دادند. در سال ۱۳۵۸ با تصویب شورای عالی انقلاب، از ادغام این مراکز، « دانشگاه مازندران » به صورت رسمی در مازندران بزرگ(مازندران و گلستان فعلی) به فعالیت خود ادامه داد.

این مرکز به عنوان بزرگ ترین دانشگاه مازندران و گلستان در حریم شهر بابل تا سال ۱۳۶۸ به فعالیت خود ادامه داد. بنابر تصمیمات سیاسی، با جدایی بابلسر از بابل این مرکز در محدوده بابلسر به فعالیت خود ادامه می دهد.


بهداشت

بیمارستان ها و مراکز درمانی

  • بیمارستان روحانی (بلوار کشاورز) [[۱۰۶]]
  • بیمارستان شهید بهشتی (خیابان سرگرد قاسمی) [[۱۰۷]]
  • بیمارستان شهید یحیی نژاد (خیابان مصطفی خمینی) [[۱۰۸]]
  • بیمارستان کودکان شفیع زاده (امیرشهر، خیابان امام) [[۱۰۹]]
  • بیمارستان بابل کلینیک (خیابان سید جمال الدین اسدآبادی) [[۱۱۰]]
  • بیمارستان چشم پزشکی میناگر (بلوار کشاورز)
  • بیمارستان مهرگان (بلوار شهید بهشتی)
  • بیمارستان فاطمه زهرا (بلوار نوشیروانی) [[۱۱۱]]
  • بیمارستان ١٧ شهریور (مرزی کلا) [[۱۱۲]]
  • زایشگاه ولی عصر (خیابان دکتر شریعتی)
  • مرکز جراحی سینا (بلوار طبرسی)
  • بیمارستان نیکان (در دست ساخت) (جاده قائم شهر)
  • بیمارستان مازیار (تعطیل شده) (خیابان مدرس)



داروخانه های شبانه روزی

  • داروخانه دکتر پریدل (خیابان مصطفی خمینی)
  • داروخانه دکتر صالحیان (میدان کشوری)
  • داروخانه دکتر برادران (چهار راه امیرکبیر)
  • داروخانه دکتر رضایی روشن (امیرکلا، خیابان امام)
  • داروخانه دکتر داوودی (بلوار کشاورز)
  • داروخانه دکتر رستمی (گلوگاه)
  • داروخانه دکتر رمضانی (امیرکلا، خیابان امام)

مراکز خرید و بازارها

بازار پوشاک

  • مجتمع تجاری شهریار (خیابان نیما)
  • مجتمع تجاری عطر زیستان (خیابان سعیدی)
  • مجتمع تجاری یاس (خیابان مدرس)
  • مجتمع نیکان (خیابان شهید مطهری)
  • مجتمع تجاری و تفریحی شهرداری بابل (بلوار ساحلی) [در دست ساخت]
  • سیتی سنتر (بلوار نوشیروانی)
  • پاساژ بزرگ بابل (خیابان مدرس)
  • پاساژ آبادیان (بلوار طالقانی)
  • پاساژ امیر (بلوار طالقانی)

میوه و تره بار

  • میدان بار امام (بلوار امام رضا)
  • بازار روز نوشیروانی (بلوار نوشیروانی)
  • بازار روز رضوان (خیابان امام)
  • بازار روز امام رضا (حیدرکلا)
  • بازار روز مسجد جامع (خیابان بازار، مسجد جامع)
  • بازار روز امام حسین (میدان امام حسین)

بازار ماهی

  • بازار ماهی فروشان نوشیروانی (بلوار نوشیروانی)
  • بازار ماهی فروشان امام رضا (بلوار امام رضا)


ترابری

فاصلهٔ بابل با شهرهای ایران

نام شهر فاصله (کیلومتر) [۱۱۳]
بابلسر ١٢
چالوس ١٤٢
رامسر ٢٢٢
تهران ٢١١
مشهد ٧٣٤
اصفهان ٦٢٥
تبریز ١٠٧٦
شیراز ١١٠٦
ارومیه ١١٥٧
اهواز ١٠٩٢
رشت ٣٤١
بندرعباس ١٧١٢
ساری ٣٢
گرگان ١٧٠
همدان ٥٤٧

فرودگاه بابل

این فرودگاه که در منطقه احمدکلا و در جاده بابلسر واقع شده است یکی از فرودگاه های قدیمی کشور می باشد که سالهاست به صورت متروکه باقی‌مانده است. در سالهای اخیر تلاش هایی برای راه اندازی دوباره آن صورت گرفته است. [۱۱۴] . [۱۱۵] . [۱۱۶]


راه‌آهن

بابل در حال حاضر شهر بابل به راه آهن ارتباط ندارد ولی در فاصله ١٥ کیلومتری شهر بابل (قائم شهر)، ایستگاه راه آهن سراسری وجود دارد. یکی از پروژه های در دست مطالعه شرکت راه آهن، اتصال راه آهن شیرگاه(سوادکوه) به بابل و بندر فریدون کنار است. [۱۱۷] . [۱۱۸] . [۱۱۹]

راه‌های زمینی

  • مسیر بابل_بابلسر به درازای ١٢ کیلومتر
  • مسیر بابل_قائم شهر به درازای ١۵ کیلومتر
  • مسیر جدید بابل_آمل به درازای ٢۵ کیلومتر
  • مسیر قدیم بابل_آمل به درازای ۳۰ کیلومتر
  • مسیر بابل_بهنمیر به درازای ١۵ کیلومتر
  • مسیر بابل_کیاکلا (سیمرغ) به درازای ١۵ کیلومتر
  • مسیر زرگرشهرِ بابل (سپاه دانش)_دریاکنار به درازای ٢٠ کیلومتر
  • جاده حبیبی به درازای ١٠ کیلومتر تا گتاب و ٢٤ کیلومتر تا گلوگاه بندپی شرقی
  • جاده بندپی غربی به درازای ٢٠ کیلومتر تا خوشرود
  • جاده گنج افروز به درازای ١٨ کیلومتر تا مرزی کلا و ٣١ کیلومتر تا شیرگاه


پایانه‌های مسافربری

بابل دارای سه پایانه مسافربری می‌باشد.

  • پایانه غرب: این ترمینال در غرب بابل و در موزیرج واقع شده است. این پروژه در سال ١٣٧٢ در زمینی به مساحت ١٢ هکتار به تصویب رسید که بعد از تملک و آزادسازی حدود چهار هکتار احداث شد. عملیات اجرایی ترمینال غرب بابل دی ماه ١٣٩٠ افتتاح و به بهره‌برداری رسید. در طرح توسعه پایانه غرب، وسعت این پایانه به ١٢ هکتار خواهد رسید. سرویس‌دهی این پایانه به تمام نقاط کشوراست. . [۱۲۰]
  • پایانه شرق: این پایانه در شرق بابل و در بلوار امام رضا واقع شده که دارای مساحتی معادل یک هکتار می‌باشد. سرویس‌دهی این پایانه درون استانی بوده و به مینی بوس و سواری اختصاص دارد.
  • پایانه جنوب: این پایانه در بلوار نوشیروانی واقع شده و دارای مساحتی معادل یک هکتار است. سرویس‌دهی این پایانه درون شهرستانی بوده که مسافران را از طریق مینی بوس به شهرها و روستاهای تابعه بابل و حومه منتقل می کند.

اتوبوس

شرکت های مسافربری اتوبوسرانی فتاحی، طبرستان، بوذرجمهری، طراوت ساحل سیر، آواسیر، سیر و سفر، جوان سیر ایثار در بابل فعالیت می کنند.

مینی بوس

شرکت های مینی بوسرانی بابل-چالوس، بابل-قائم شهر-ساری، بابل-آمل و بابل-بابلسر-فریدونکنار در حمل و نقل مسافر در بابل فعالیت می کنند.

سواری

شرکت های سواری رانی مشغول به کار در بابل شامل موارد زیر می باشند: شرکت بابل سیر (بابل-تهران)، شرکت وحدت (بابل-تهران)، شرکت بابل دریا (بابل-بابلسر-فریدونکنار)، شرکت کوثر گشت (بابل-آمل)، شرکت گیتی گشت (بابل-ساری، بابل-بهشهر و بابل-گرگان)، شرکت قائم سیر (بابل-قائم شهر) شرکت ساحل گشت (بابل-چالوس، بابل-محمودآباد-نور، بابل-سمنان)، شرکت ساحل سیر (بابل-شهسوار-رامسر، بابل-رشت)، شرکت احسان گشت (بابل-گتاب-گلوگاه)، شرکت عمارسیر (بابل-بندپی غربی)

تاکسی

تاکسیرانی بابل [[۱۲۱]]، از سال ۱۳۸۱ پس از ارتقاء به سازمان تاکسیرانی، با ۲٠٠٠ دستگاه تاکسی و ۳٠٠ دستگاه تاکسی بی‌سیم زیر نظر شهرداری فعالیت می نماید.


آرامستان

  • آرامستان معتمدی: (از موقوفات مرحوم معتمدی است واقع در خاور- بلوار ولیعصر-خیابان تربیت معلم)
  • آرامستان گل محله: (واقع در باختر- بلوار جانبازان-خیابان گل محله)
  • آرامستان سید ذکریا: (واقع در جنوب- خیابان شهید صالحی)
  • آرامستان درویش فخرالدین: (واقع در باختر- موزیرج)
  • آرامستان کتی: (واقع در خاور- بلوار امام رضا)
  • آرامستان کیجاتکیه: (واقع در شمال- بلوار جانبازان- کیجاتکیه)
  • آرامستان کمانگر: (واقع در جنوب- بلوار کشاورز-کمانگر)


پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ بابل شهر بهار نارنج،نوشته صمد صالح طبری
  2. «سالنامه آماری استان مازندران سال ۱۳۹۰». درگاه آمار ایران. بازبینی‌شده در ۷ مه ۲۰۱۳.  (پرونده salnameh90_۲-۸.pdf، صفحه ۱۴۲)
  3. «نتایج سرشماری سال ۱۳۹۰». معاونت برنامه ریزی استانداری خراسان جنوبی (به نقل از مرکز آمار ایران)، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲. 
  4. «سالنامه آماری استان مازندران سال ۱۳۹۰». درگاه آمار ایران. بازبینی‌شده در ۷ مه ۲۰۱۳.  (پرونده salnameh90_۲-۸.pdf، صفحه ۱۴۲)
  5. شرکت مخابرات مازندران
  6. وبگاه رسمی شهرداری بابل
  7. همشهری آنلاین
  8. بانک اطلاعاتی پلاک خودروها
  9. بابل شهر بهار نارنج، نوشته گروه مولفان، نشر چشمه، 1379
  10. «سالنامه آماری استان مازندران سال ۱۳۹۰». درگاه آمار ایران. بازبینی‌شده در ۷ مه ۲۰۱۳.  (پرونده salnameh90_۲-۸.pdf، صفحه ۱۴۲)
  11. آب یابی و آب رسانی، نوشته ی کمیته علمی مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن
  12. لغت نامه دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران، بل [بُ] (پیشوند)
  13. پژوهشی در زمینه ی نام های باستانی مازندران، دکتر حسن حجازی کناری، انتشارات روشنگران، تهران، 1372
  14. «شهرداری بابل. بابل شناسی». 
  15. «نماینده مردم شریف بابل(حسین نیاز آذری). بابل شناسی». 
  16. «تعریف کلانشهر در شورای عالی شهرسازی اصلاح شد». شبکه اطلاع رسانی ساختمان ایران، ۲۵ مهر ۱۳۸۷. 
  17. «پایگاه اطلاعات نشریات مرکز آمار ایران». (بازسازي جمعيت شهرستانهاي استان مازندران براساس محدوده 1380 در سالهاي 1365-75)
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ «نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۹۰ (جدول جمعیت و خانوار)». مرکز آمار ایران. بازبینی‌شده در ۵ مه ۲۰۱۳. 
  19. مجمع امور صنفی بابل
  20. مرکز آمار ایران
  21. «تاریخ تبرستان – پیش از اسلام، تصحیح و پژوهش: محمد شکری فومشی»، برزگر، اردشیر (1380)، جلد اول، نشر رسانش، چاپ اول، ص 13
  22. بابل سبزه دیار، صمد صالح طبری، (1387)، بابل، انتشارات بهارنارنج، چاپ دوم. ص32
  23. «صدرا نیوز، ردپای نتانیاهو در ایران». 
  24. تاريخ طبرستان. ابن اسفندیار. به تصحيح عباس اقبال آشتياني. از روی چاپ ١٣٢٦، قسم ١، ص ٧٣
  25. ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، چاپ دخویه، لیدن ١٩٦٧، ص ٣١٤
  26. ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، چاپ دخویه، لیدن ١٩٦٧، ص ٣١٤
  27. تاريخ طبرستان. ابن اسفندیار. به تصحيح عباس اقبال آشتياني. از روی چاپ ١٣٢٦، قسم ١، ص ٢١٢
  28. تاريخ طبرستان. ابن اسفندیار. به تصحيح عباس اقبال آشتياني. از روی چاپ ١٣٢٦، قسم ١، ص ٧٤
  29. ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، چاپ دخویه، لیدن ١٩٦٧، ص ٣٠٤
  30. تاريخ طبرستان. ابن اسفندیار. به تصحيح عباس اقبال آشتياني. از روی چاپ ١٣٢٦، قسم ١، ص ١٢٥
  31. تاريخ طبرستان. ابن اسفندیار. به تصحيح عباس اقبال آشتياني. از روی چاپ ١٣٢٦، قسم ٣، ص ١٧٤
  32. ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، چاپ برنهارد دارن، سن پطرزبورگ ١٨٥٠، چاپ افست تهران ١٣٦٣، ص ٢٦٤
  33. ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، چاپ برنهارد دارن، سن پطرزبورگ ١٨٥٠، چاپ افست تهران 1363، ص ٣٦٤
  34. ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، چاپ برنهارد دارن، سن پطرزبورگ ١٨٥٠، چاپ افست تهران ١٣٦٣، ص ٣٦٩
  35. ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، چاپ برنهارد دارن، سن پطرزبورگ ١٨٥٠، چاپ افست تهران ١٣٦٣، ص ٣٧٧
  36. ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، چاپ برنهارد دارن، سن پطرزبورگ ١٨٥٠، چاپ افست تهران ١٣٦٣، ص ٤٥١ـ٤٥٠
  37. ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، چاپ برنهارد دارن، سن پطرزبورگ ١٨٥٠، چاپ افست تهران ١٣٦٣، ص ٩٨ـ٩٦
  38. ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، چاپ برنهارد دارن، سن پطرزبورگ ١٨٥٠، چاپ افست تهران ١٣٦٣، ص ١٠٤
  39. تاریخ عالم آرای عباسی، اسکندر منشی، تهران ١٣٥٠، جلد دوم، ص ٨٥٠
  40. عباسنامه، محمد طاهربن حسین وحید قزوینی، چاپ ابراهیم دهگان، اراک ١٣٢٩، ص ٣٢٦
  41. رابرت استودارت، سفرنامه استودارت، ترجمه احمد توکّلی، فرهنگ ایران زمین، جلد ٨، ١٣٣٩، ص 199
  42. رابرت استودارت ، سفرنامة استودارت، ترجمه احمد توکّلی، فرهنگ ایران زمین، جلد ٨، ١٣٣٩، ص ١٨١
  43. رابرت استودارت، سفرنامة استودارت، ترجمه احمد توکّلی، فرهنگ ایران زمین، جلد ٨، ١٣٣٩، ص ٧٤
  44. «نماینده مردم شریف بابل(حسین نیاز آذری). بابل شناسی». 
  45. ابوالقاسم طاهری، جغرافیای تاریخی گیلان و مازندران و آذربایجان از نظر جهانگردان، تهران ١٣٤٧، ص ٤٧
  46. ابوالقاسم طاهری، جغرافیای تاریخی گیلان و مازندران و آذربایجان از نظر جهانگردان، تهران ١٣٤٧، ص ٥٤٣
  47. ابوالقاسم طاهری، جغرافیای تاریخی گیلان و مازندران و آذربایجان از نظر جهانگردان، تهران ١٣٤٧، ٥٤٤
  48. ابوالقاسم طاهری، جغرافیای تاریخی گیلان و مازندران و آذربایجان از نظر جهانگردان، تهران ١٣٤٧، ص ٥٤٥
  49. ابوالقاسم طاهری، جغرافیای تاریخی گیلان و مازندران و آذربایجان از نظر جهانگردان، تهران ١٣٤٧، ص ٣٥
  50. رضاقلی بن محمد هادی هدایت، ملحقات تاریخ روضة الصفای ناصری ، در میرخواند، تاریخ روضة الصفا ، ج 8 ـ10، تهران 1339، جلد 10، ٤٤٧ـ٤٣٠
  51. ابوالقاسم طاهری، جغرافیای تاریخی گیلان و مازندران و آذربایجان از نظر جهانگردان، تهران ١٣٤٧، ص ٥٧
  52. تاريخ طبرستان. ابن اسفندیار. به تصحيح عباس اقبال آشتياني. از روی چاپ ١٣٢٦، قسم ٣، ص ٩٠
  53. محمدحسن بن علی اعتماد السلطنه، مرآت البلدان، چاپ عبدالحسین نوایی و میرهاشم محدث، تهران ١٣٦٨ـ١٣٦٧، جلد ١، ص ٢٦٤
  54. محمدحسن بن علی اعتماد السلطنه، مرآت البلدان، چاپ عبدالحسین نوایی و میرهاشم محدث، تهران ١٣٦٨ـ١٣٦٧، جلد ١، ص ٢٦٥
  55. میرزاابراهیم، سفرنامة استرآباد و مازندران و گیلان، چاپ مسعود گلزاری، تهران ١٣٥٥
  56. میرزاابراهیم، سفرنامة استرآباد و مازندران و گیلان، چاپ مسعود گلزاری، تهران ١٣٥٥، ص ١١٩
  57. میرزاابراهیم، سفرنامة استرآباد و مازندران و گیلان، چاپ مسعود گلزاری، تهران ١٣٥٥، ص ١٢١
  58. . میرزاابراهیم، سفرنامة استرآباد و مازندران و گیلان، چاپ مسعود گلزاری، تهران ١٣٥٥، ص ١٢٢
  59. اسمعیل مهجوری، تاریخ مازندران، ساری ١٣٤٥ـ١٣٤٢، ص ٢٢١ـ٢٠٩
  60. اسمعیل مهجوری، تاریخ مازندران، ساری ١٣٤٥ـ١٣٤٢، ص ٢٠٨
  61. اسمعیل مهجوری، تاریخ مازندران، ساری ١٣٤٥ـ١٣٤٢، ص ١٥٧
  62. اسمعیل مهجوری، تاریخ مازندران، ساری ١٣٤٥ـ١٣٤٢، ص ١٥٥
  63. سنت لویی رابینو، مازندران واستراباد، ترجمة غلامعلی وحید مازندرانی، تهران ١٣٦٥، ص ١٨١ـ١٨٠
  64. سنت لویی رابینو، مازندران واستراباد ، ترجمة غلامعلی وحید مازندرانی ، تهران ١٣٦٥، ص ١٨١ـ١٨٠
  65. ژاک ژان ماری دومورگان، هیئت علمی فرانسه در ایران: مطالعات جغرافیایی، ترجمه و توضیح کاظم ودیعی، تبریز ١٣٣٨، جلد دوم، ص ٢٠٧
  66. تاريخ طبرستان. ابن اسفندیار. به تصحيح عباس اقبال آشتياني. از روی چاپ ١٣٢٦، قسم ١، ص ٧٤
  67. تاريخ طبرستان. ابن اسفندیار. به تصحيح عباس اقبال آشتياني. از روی چاپ ١٣٢٦، قسم ٤، ص ١٥٦
  68. اسمعیل مهجوری، تاریخ مازندران، ساری ٣٤٥ـ١٣٤٢، جلد دوم، ص ٣٤٣
  69. شیخعلی گیلانی ، تاریخ مازندران ، چاپ منوچهر ستوده، تهران ١٣٥٢، جلد دوم، ص ٢٠٧
  70. میرتیمور مرعشی، تاریخ خاندان مرعشی مازندران، چاپ منوچهر ستوده، تهران ١٣٥٦، ص ٩١
  71. سازمان پارک ها و فضای سبز شهرداری بابل
  72. فهرست روزنامه‌هاي موجود در كتابخانه ملي ايران، نوشته بیژن سرتیپ زاده و کبری خداپرست، کتابخانه ملی ایران، ١٣٥٦
  73. مطبوعات ايران، نوشته مسعود برزین، شرکت سهامی افست، ١٣٥٤
  74. مطبوعات ايران از شهريور ١٣٢٠تا ١٣٣٦، نوشته حسین ترابیان، اطلاعات، ١٣٣٦
  75. هفته نامه بابل نامه
  76. هفته نامه بابل نامه
  77. [۱]
  78. جدید آنلاین
  79. حوزه هنری استان مازندران
  80. حوزه هنری استان مازندران
  81. نهاد کتابخانه های عمومی کشور
  82. کتابخانه شهیدان نجاریان
  83. «خبرگزاری شمال آرت، تاریخچه برگزاري جشنواره فيلم وارش». 
  84. خبرگزاری شمال فردا
  85. «صنایع نیوز». 
  86. «خبرگزاری فارس». 
  87. «شورا اسلامی شهر بابل». 
  88. خبرگزاری شمال فردا
  89. «خبرگزاری ایسنا». 
  90. خبرگزاری شمال فردا
  91. دریا دادور
  92. گنجور- تجدید مطلع
  93. گنجور- دبیرستان پهلوی
  94. گنجور- گیلان
  95. «جمکران دوم کجاست؟». فردانیوز. بازبینی‌شده در ۲۰ تیر ۱۳۸۸. 
  96. همشهری آنلاین: پل تاریخی محمدحسن‌خان بابل
  97. «دانشنامهٔ تاریخ معماری ایران‌شهر». سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران. بازبینی‌شده در ۱۹/۵/۲۰۱۱. 
  98. گنجینه‌ای که دیدن دارد
  99. موزه‌ها
  100. خبرگزاری جمهوری اسلامی
  101. Progress report to the Board of Governors, Reza Shah Kabir University. Harvard University Site Planning Task Force. Publisher Harvard University Site Planning Task Force, 1976
  102. Problems and Issues in Higher Education: Perspectives on Iran-United States Educational Relations and Influences. pp.8
  103. Fundamentalisms and society: reclaiming the sciences, the family, and education. Volume 2 of Fundamentalisms and Society. Martin E. Marty, R. Scott Appleby. University of Chicago Press, 1993. ISBN 0-226-50880-3 pp.350
  104. Biographical Memoirs of the National Academy of Sciences. Vol.76. Publisher National Academies Press, 1999. ISBN 0-309-06434-1 pp.28
  105. Revolution in Iran: the politics of countermobilization. Jerrold D. Green. Publisher Praeger, 1982. ISBN 0-03-062409-6. pp.32
  106. بیمارستان روحانی
  107. بیمارستان شهید بهشتی
  108. بیمارستان شهید یحیی نژاد
  109. بیمارستان کودکان
  110. بیمارستان بابل کلینیک
  111. بیمارستان فاطمه زهرا
  112. بیمارستان ١٧ شهریور
  113. «مسافت شهرهای ایران». ایرانگردی و جهانگردی، ۱۳۹۱/۱۰/۳. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۰۹ ژانویه ۲۰۱۳. بازبینی‌شده در ۱۳۹۱/۱۰/۳. 
  114. ‌ناصری نماینده بابل بیان کرد: اعلام آمادگی سرمایه گذار اهل ترکیه برای احداث فرودگاه احمدکلای بابلسر.
  115. ‌منتخب مردم بابل در مجلس از پیگیری احداث فرودگاه در احمدکلا بابلسر خبر داد.
  116. ‌خبرگزاری فارس: نماینده مردم بابلسر در مجلس گفت: با تصویب هیئت دولت در احمدکلا بابلسر فرودگاه احداث می‌شود.
  117. ‌نماینده مردم بابل در مجلس گفت: با دستور وزیر راه و شهرسازی، مجوز طرح مطالعاتی راه آهن سوادکوه به بابل صادر شد.
  118. ‌اتصال ایران خودروی بابل و دو شهرک‌ صنعتی به راه‌آهن
  119. ‌پیگیری ویژه مصوبه راه‌آهن قائمشهر به بابل
  120. ‌بزرگترین پایانه مسافربری مازندران افتتاح شد.
  121. سازمان تاکسیرانی بابل

پیوند به بیرون

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ بابل (شهر) موجود است.