گلوگاه

مختصات: ۳۶°۴۳′۴۷″شمالی ۵۳°۴۸′۳۰″شرقی / ۳۶٫۷۲۹۷°شمالی ۵۳٫۸۰۸۳°شرقی / 36.7297; 53.8083
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
گلوگاه
شهرستان گلوگاه.JPG
کشور ایران
استانمازندران
شهرستانگلوگاه
نام(های) دیگرگلوخیل
نام(های) پیشیننامنه نامیه
سال شهرشدن۲۲ تیر سال ۱۳۳۶
مردم
جمعیت۲۱٬۳۵۲[۱]
جغرافیای طبیعی
ارتفاع۲۵ متر
اطلاعات شهری
شهردارخلیل انتظاری
پیش‌شمارهٔ تلفن۳۴۶۶
گلوگاه بر ایران واقع شده‌است
گلوگاه
روی نقشه ایران
۳۶°۴۳′۴۷″شمالی ۵۳°۴۸′۳۰″شرقی / ۳۶٫۷۲۹۷°شمالی ۵۳٫۸۰۸۳°شرقی / 36.7297; 53.8083

گَلوگاه یکی از شهرهای استان مازندران ایران است. این شهر مرکز شهرستان گلوگاه در ناحیه شرقی استان مازندران است. زبان محلی بومیان این شهر طبری است.[۳][۴]

تاریخچه[ویرایش]

دوران باستان[ویرایش]

موقعیت تپورها در قرن دوم قبل از میلاد، از شرق سپیدرود تا هیرکانیا

استان مازندران پیش از اسلام تپورستان (به پهلوی: Tapurstan.png) نامیده می‌شد که برگرفته از نام قوم تپوری (به یونانی: Τάπυροι) می‌باشد که پس از اسلام قوم طبری نام گرفتند و سرزمینشان طبرستان نامیده شد.[۵][۶][۷]

به گفته واسیلی بارتلد تپوری‌ها در قسمت جنوب شرقی ولایت سکونت داشتند و در قید اطاعت هخامنشیان درآمده بودند و آماردها مغلوب اسکندر مقدونی و بعد مغلوب اشکانیان شدند و اشکانیان در قرن دوم ق. م آنها را در حوالی ری سکونت دادند و اراضی سابق آماردها به تصرف تپوری‌ها درآمد و بطلمیوس در شرح دیلم یعنی قسمت شرقی گیلان در ساحل بحر خزر فقط از تپوری‌ها نام می‌برد.[۸] به گفته مجتبی مینوی قوم آمارد و قوم تپوری در سرزمین مازندران می‌زیستند و تپوری‌ها در ناحیه کوهستانی مازندران و آماردها در ناحیه جلگه‌ای مازندران سکونت داشتند. در سال ۱۷۶ ق. م فرهاد اول اشکانی قوم آمارد را به ناحیه خوار کوچاند و تپوری‌ها تمام ناحیه مازندران را فرو گرفتند و تمام ولایت به اسم ایشان تپورستان نامیده شد.[۹] شهرهای آمل، چالوس، کلار، سعیدآباد و رویان جزئی از سرزمین قوم تپوری بودند.[۱۰] سرزمین لنگا و تنکابن بخشی از سرزمین دو قوم تپوری و آمارد بود.[۱۱]

ویلیام اسمیت در فرهنگ لغت جغرافیای یونان و روم می‌نویسد : تپورها قومی بودند که محل سکونت آنها در دوره‌های مختلف تاریخ به نظر می‌رسد در امتداد فضای وسیعی از کشور از ارمنستان به سمت شرق تا آمودریا گسترش یافته بود. استرابون آنها را در کنار دروازه‌های کاسپین و ری، در پارت و بین دربیک و هیرکانی و همراه با آماردی‌ها و سایر مردم در امتداد سواحل جنوبی دریای مازندران قرار می‌دهد که آخرین دیدگاه یعنی سکونت در امتداد سواحل جنوبی دریای مازندران مطابق نظر کوینت کورس و دیونیسوس و پلینی هم می‌باشد. بطلمیوس در جایی آنها را در زمره اقوام سرزمین ماد به حساب می‌آورد و در جایی دیگر آنها را به مارگیانا نسبت می‌‌دهد. تپوری‌هایی که در پلینی و کوینت کورس به آنها اشاره می‌کند شکی در آن نیست که ناحیه کنونی طبرستان نام خود را از آنها گرفته است. آلیان توصیف عجیبی از تپوری‌هایی که در ماد زندگی می‌کردند ارائه می‌دهد.[۱۲]

وجه تسمیه[ویرایش]

گلوگاه را در لغت به معنی مجزا یا گذرگاه باریکی است که از ان بتوان به درون چیزی یا جایی دست یافت. در اسناد و منابع تاریخی دوره صفویه و قاجار از گلوگاه به عنوان منطقه مرزی بین مازندران و استرآباد یاد شده‌است. ملگنوف در سفرنامهٔ خود در سال ۱۸۶۰ از گلوگاه به عنوان شرقی‌ترین روستای تابعه ی شهر اشرف و و مرز بین دو ولایت مازندران و استرآباد یاد می‌کند. در منابع تاریخی به خندقی غمیق در شرق گلوگاه اشاره شده‌است که از آن به عنوان جر کلباد یاد شده‌است. از دوران صفویه به بعد تنها راه ورود ارتباطی استرآباد و مازندران منحصر به معبر روی این خندق بود که با دروازه ای متحرک باز و بسته می‌شد. به گفته میرزا ایراهیم این خندق در زمان شاه عباس صفوی (۹۹۶–۱۰۳۶ق) به قصد ممانعت از ورود از تاخت طوایف ترکان به این منطقه، از حوالی کوه متصل به اشرف البلاد تا ساحل دریای مازندران، به طول چهار فرسنگ حفر کردند تا هیچ سواری قادر به عبور از آن نباشد و از آنجا که این جر (شکاف) در حوالی کلباد واقع شده بود به جر کلباد مشهور شده‌است. ملگنوف نیز استرآباد را از غرب به جز کلباد نزدیک گلوگاه محدود می‌داند. مهجوری حفر این خندق را، که تنها راه مرزی مازندران و استرآباد بود، مربوط به روزگار صفویه و به فرمان شاه عباس، برای جلوگیری از تاخت و تاز ترکان به جانب خاوری مازندران می‌داند و ابعاد دقیق آن را این گونه ذکر می‌کند: خندقی به درازای شش کیلومتر یا بیشتر از کوه به دریا و به گودی بیست گز و پهنای چهل گز و راه آمد و شد مازندران و استرآباد تنها دروازه ای بود که به دستیاری نگاهبانان باز و بسته می‌شد.[۱۳] رابینو در سفر خود به مازندران با اشاره به جر کلباد، به عنوان مرز شرقی مازندران، از حصار روی این خندق نام می‌برد که به فرمان محمد حسن خان سوادکوهی، حاکم مازندران، از دامنه کوهستان و میان جنگل و مجرای باتلاقی به ساحل دریا کشیده شده بود تا از هجوم ترکمن‌ها به مازندران جلوگیری کند.[۱۴]

پیشینه[ویرایش]

گلوگاه در منطقه‌ای که در دوره اسلامی کبود جامه یا نامیه نامیده می‌شد، این شهر در حقیقت جانشین شهر تاریخی نامیه است که بعد از تمیشه در این منطقه بزرگترین شهر قرن اول هجری بوده‌است. از قرار این شهر بعد از فتنه مغول ویران و مردم آن پراکنده گردیده‌اند. آثار خرابه‌ها، سکه‌ها و ادوات دیگری که به دست آمده، قدمت این محل را به ۱۲۵۴ سال پیش می‌رساند. وجود جرکلباد در شرق گلوگاه به فاصله تقریبی ۲ کیلومتر اهمیت این محل را ثابت می‌کند.» در شمال غربی گلوگاه تپه تاریخی گراودین، وجود جر یا خندق کلباد در شرق گلوگاه به فاصله تقریبی ۲ کیلومتر اهمیت این محل را ثابت می‌کند و در جنوب آن بقایای جاده شاه عباسی قرار گرفته‌است که از مسیر جنگلهای سرسبز، چشمه‌ها، آبشارها و آبهای معدنی قابل توجه و دیدنی به کوه‌های شرشری محدود می‌شود و از نظر تاریخی و باستان‌شناسی اهمیتی ویژه دارد. منطقه شورچال گلوگاه از ابنیه مسکونی قرون اول و دوم اسلامی بوده و آثار باستانی فراوانی در دل تپه‌های آن جای گرفته‌اند و زمینهای آن متعلق به ساکنان کوپچی محله گلوگاه بوده و در فاصله کمی از ساحل دریا قرار گرفته‌است.

اقوام بومی این منطقه طبری‌تبار هستند و ریشهٔ آنها به قوم تپور می‌رسد. بنابر گزارش بطلمیوس جغرافی نگار شهیر یونانی، قوم تپور از قبایل جنگجو و ایرانی‌تبار دوران باستان می‌باشند که در شمال ایران سکونت داشتند.[۱۵] به گفته استرابون قوم تپور جز اقوام کوهنشین شمال کشور بودند.[۱۶]

بنابر گزارش کوینت کورس مورخ رومی، ۱۰۰۰ کماندار تپوری در جنگ گوگمل و در ارتش داریوش سوم هخامنشی حضور داشتند.[۱۷] به گزارش کوینت کورس تپورها پس از نبرد با اسکندر با وی صلح نمودند.[۱۸]

اقوام طبری‌تبار از اقوام جنگجو طبرستان به حساب می‌آمدند. در نبردهای فرخان بزرگ اسپهبد طبرستان علیه ترکان صول و اعراب، اقوام طبری ارتش فرخان بزرگ را تشکیل می‌دادند و در این نبردها موفق به شکست ترکان صول[۱۹] و اعراب[۲۰] شدند. این سلسله نبردها در مناطقی همچون ساری، تمیشه، نامیه، جرجان و دهستان روی داده‌است.

در دوران زندیه و قاجار سرداران مازندرانی از جانب حکومت مرکزی بارها به سرکوب ترکمان‌هایی که به مال و ناموس مردم استرآباد و خراسان تجاوز کرده بودند پرداختند.[۲۱]

طبق نوشته ملگونوف روسی در حدود سال ۱۷۸۰ میلادی آقامحمّدخان قاجار ایلی را از قراباغ و قراداغ (امروزه قره باغ جزء جمهوری آذربایجان و قراداغ جزء آذربایجان خاوری در خاک ایران است) به اینجا کوچانیده‌اند.

از نظر تاریخی هم سرنوشت ۲سلسله از سلسله‌های تاریخی ایران در این منطقه رقم خورده‌است. اولی با شکست محمدحسن قاجار در سال ۱۱۷۱هجری قمری در نزدیکی گراودین تپه به دست کریم خان زند که بعد از آن دولت مستقل زندیه تأسیس شد (در همین زمان خندق (جر) کلباد دور تا دور محدوده شهر احداث شد) و دومی بعد از فوت کریم خان و اتحاد خاندان آقامحمدخان قاجار با یکدیگر که باعث شدبر سر تا سر مازندران، گیلان، آذربایجان و قفقاز استیلا یابند و در همان موقع یعنی سال ۱۱۹۵هجری قمری توانستند ایل عمرانلو را از قره باغ و قره داغ بکوچانند و در گلوگاه فعلی سکونت دهند تا از خندق کلباد و منطقه گلوگاه حفاظت کنند و در هنگامه جنگ با سپاه زندیه موفق شوند در همین مکان آنان را شکست سختی دهند و به اسارت بگیرند ایل عمرانلو به منظور سر حد داری و جلوگیری از تهاجم ترکمن‌ها به منطقه فعلی به امر آقامحمّد خان قاجار آمده به‌طوری‌که سنگره‌های موجود در ساحل خلیج گرگان و نیز قلعه‌ای در شبه جزیره میانکاله (سرتک میان قلعه) این ادعا را ثابت می‌کند.

جوانان این ایل در مواقع و مراحل مختلف حتی در پای رکاب آقامحمّد خان علیه دشمنان منطقه‌ای و کشوری جنگیدند. به همین جهت آقامحمّد خان قاجار اراضی فعلی و آب اوان را به‌طور رایگان به افراد این ایل هدیه کرد و طبق فرمانی که از طرف فتحعلی شاه حکم شده طبق معمول سنواتی، کارگران دهات مجاور نهر، قریه اوان را تعمیر و تحویل این عمرانلو دهند، زیرا در مقابل این کار سربازان ایل عمرانلو وظایف خود را در خدمت به مرزداری و مملکت با آسوده‌خاطر انجام دهند.

بنابراین دست زندیه ابتدا از مازندران و سپس سراسر ایران کوتاه و سلسله زندیه منقرض شد و مقدمات تأسیس رسمی سلسله قاجاریه در سال ۱۱۹۹هجری قمری در پای تپه گراودین فراهم آمد.[۲۲]

در زمان دودمان طبری‌تبار پهلوی با ایجاد راه‌آهن سراسری ایران شهرستان گلوگاه همچون دیگر شهرهای همجوارش نقش قابل توجهی در ارتباط بین خطوط شمال به تهران پیدا کرد و باعث گردیده تا از موقعیت استراتژیکی برخوردار شود.

موقعیت[ویرایش]

گلوگاه در جنوب شرقی دریای مازندران و شمال خطالراس شمالی‌ترین رشته کوه البرز یعنی (جهان مورا) در مختصات جغرافیایی ۵۳درجه و ۴۸دقیقه طول شرقی، ۳۶درجه و ۴۵دقیقه عرض شمالی و در شرق استان مازندران و شهرستان بهشهر و غرب استان گلستان واقع شده و مساحت آن با اراضی زراعتی جنگل، مرتع، بایر و دایر حدود ۶۵ کیلومتر مربع است. این شهر در فاصله پنج کیلومتری از دریا واقع شده و ارتفاع مرکز شهر حدود ۴۰ متر از سطح دریای آزاد و ۶۷ متر از سطح دریای خزر است. این شهر در حقیقت جانشین شهر تاریخی نامیه است که بعد از تمیشه در این منطقه بزرگترین شهر قرن اول هجری بوده‌است. در شمال غربی گلوگاه تپه تاریخی گراودین، در شرق خندق کلباد و در جنوب آن بقایای جاده شاه عباسی قرار گرفته‌است که از مسیر جنگلهای سرسبز، چشمه‌ها، آبشارها و آبهای معدنی قابل توجه و دیدنی به کوه‌های شرشری محدود می‌شود و از نظر تاریخی و باستان‌شناسی اهمیتی ویژه دارد.

مردم[ویرایش]

جمعیت[ویرایش]

جمعیت شهر گلوگاه در سال ۱۳۹۵، برابر با ۲۱٬۳۵۲ نفر بوده‌است.[۲۳]

زبان[ویرایش]

در شهر گلوگاه سکنه بومی به زبان مازندرانی سخن می‌گویند[۲۴] اقوام تبری‌تبار همچون کلبادی‌ها و گلو (Golo) به زبان مازندرانی سخن می‌گویند.[۲۵][۲۶] مهاجرینی از یک طایفه کوچک ترک‌زبان موسوم به ایل عمرانلو در گلوگاه به گویش‌های ترکی آذربایجانی و مازندرانی و فارسی سخن می‌گویند.[۲۷][۲۸]

فرهنگ[ویرایش]

فرهنگ تبری و رسم و رسومات مازندرانی با زندگی مردم گلوگاه عجین شده‌است. از جمله آداب و رسوم مرسوم در گلوگاه نوروزخوانی است که بعد از نیمه اول اسفند ماه در شهر و روستای این دیار مرسوم است.[۲۹]

نوروزخوانان متشکل از چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می‌خواند، یک نفر ساز می‌زند، نفر دیگر که به آن کوله‌کش می‌گویند به در خانه‌های مردم می‌رود و به زبان مازندرانی می‌خواند:

باد بهارون بیمو نوروز سلطون بیمو
مژده هادین به دوستون گل به گلستون بیمو

از دیگر رسومات سنتی مردم گلوگاه مراسم تیرماه سیزده، چله شو، آفتاب خواهی، باران خواهی، آیین سنتی ۲۶ عید ماه، نوروزبل، تیرگان و … است.

ورزش[ویرایش]

ورزش کشتی به ویژه کشتی‌های محلی مازندرانی همچون کشتی لوچو در این منطقه رایج است.

مکان‌های دیدنی[ویرایش]

جر کلباد خندقی از لب دریا تا پای کوه که جهت جلوگیری حمله مغول‌ها و ترکمن‌ها به مازندران بوده که با یک دروازه در جاده شاهی توسط ایل عمرانلو که از وفا داران احمدشاه قاجار و برای محافظت از مرکز طبرستان و ساری در اول گلوگاه بوده‌است.

گورستان سفید چاه ا. قبرستان‌های قدیمی ایران به حدود ۱۲۰۰ سال قدمت در روستای سفید چاه ۴۵ کیلوتری گلوگاه به دامغان

جاده گلوگاه به دامغان جاده بسیار زیبا با عبور از کنار رودخانه و کوه و جنگل و جاده بسیار زیبا و نهایتاً به چشمه علی دامغان که ارزش دیدن دارد

دریایی آرام گلوگاه به واسطه پیاده‌روی و دریایی زیبای گلوگاه که محل اتراق پرندگان مهاجر و ماهیگیری هست می‌توان به ساحل بی موج

آبشار سی ان بی آبشار سن بی که در روستاهایی هزار جریب قرار داره که آسفالته نیست، دیدن کنید که با موتور و ماشین افرود دست یافتنی هست

پارک جنگلی توسکا

پارکی با درخت‌های بلند توسکا با آلاچیق سرویس بهداشتی و فروشگاه در چهل کیلومتری گلوگاه

میوه‌ها بهترین و مرغوبترین انجیر ایران در مدل‌های مختلف که در تیرماه عمدتاً از تمامی نقاط کشور برای خرید به این شهر مراجعه می‌کنند میشود یاد کرد و دیگر میوها از جمله خرمالو هلو آلو پرتغال تامسون گلابی نارنگی زیتون انار میوهای عمده در این شهرستان می‌شود یاد کرد

سوغات اکبر جوجه یک غذای محبوب و با نام گلوگاه می‌شود یاد کرد

منابع[ویرایش]

  1. «تعداد جمعیت و خانوار به تفکیک تقسیمات کشوری براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵» (اکسل). درگاه ملی آمار.
  2. «معرفی شهرستان گلوگاه». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۷ اوت ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۲۴ نوامبر ۲۰۱۱.
  3. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۷ اوت ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۲۴ نوامبر ۲۰۱۱.
  4. واژه‌نامه بزرگ تبری، گروه پدید آورندگان به سرپرستی: جهانگیر نصراشرفی و حیسن صمدی، سال 1377، جلد اول، ص 31
  5. عمادی، اسدالله (۱۳۷۲). بازخوانی تاریخ مازندران. نشر فرهنگ خانه مازندران. ص. ۷۲.
  6. مارکوارت، یوزف (۱۳۷۳). ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی. ترجمهٔ مریم میر احمدی. تهران انتشارات اطلاعات. ص. ۲۴۵.
  7. BORJIAN, HABIB (2004). "Mazandaran: Language and People (The State of Research)". Yerevan State University: 289. doi:10.1163/1573384043076045.
  8. بارتلد، واسیلی (۱۳۰۸). تذکره جغرافیای تاریخی ایران. اتحادیه تهران. ص. ۲۸۳.
  9. مینوی، مجتبی (۱۳۴۲). مازیار. مؤسسه مطبوعاتی امیرکبیر. ص. ۹.
  10. محمدپور، صفرعلی (۱۳۸۶). چالوس در آیینه تاریخ. انتشارات کلام مسعود. ص. ۳۷۰.
  11. یوسفی‌نیا، علی‌اصغر (۱۳۵۶). لنگا. انتشارات وزارت فرهنگ و هنر. ص. ۷۱.
  12. "Dictionary of Greek and Roman Geography, illustrated by numerous engravings on wood. William Smith, LLD. London. Walton and Maberly, Upper Gower Street and Ivy Lane, Paternoster Row; John Murray, Albemarle Street. 1854. ,TAPU´RI". www.perseus.tufts.edu. Retrieved 2021-02-04.
  13. نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی، ویراستار. دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد سوم. نشرنی = ۲۲۳.
  14. نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی، ویراستار. دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد سوم. نشرنی = ۲۲۴.
  15. after which is the choromithrena region which extends even to parthia, on the north of which is helymais, from which to the source of the charindas river are the regions the tapuri inhabit,. Ptolemy (6.2.6)
  16. All regions of this country are fertile except the part towards the north, which is mountainous and rugged and cold, the abode of the mountaineers called Cadusii, Amardi, Tapyri, Cyrtii and other such peoples, who are migrants and predatory. strabo (11.13.3)
  17. The Hyrcani had mustered 6000 as excellent horseman as those nations could furnish , as well as 1000 Tapurian cavalry. The Derbices had armed 40000 foot-soldiers ; most of these carried spears tipped whit bronze or iron , but some had hardened the wooden shaft by fire. curtius rufus quintus , history of ALEXANDER (3.2.7)
  18. پیرنیا، حسن (۱۳۹۱). تاریخ ایران باستان جلد دوم. انتشارات نگاه. ص. ۱۳۴۵.
  19. اعظمی سنگسری، ۵۷.
  20. اعظمی سنگسری، ۶۵.
  21. اسناد خاندان خلعتبری (شهسوار (تنکابن) - ایران)-منوچهر ستوده، مجتبی رضوانی، ص ۱۸
  22. «پورتال فرمانداری شهرستان گلوگاه». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۹ نوامبر ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۲۴ نوامبر ۲۰۱۱.
  23. «تعداد جمعیت و خانوار به تفکیک تقسیمات کشوری براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵» (اکسل). درگاه ملی آمار.
  24. نصری اشرافی، جهانگیر (۱۳۷۷). واژه‌نامه بزرگ تبری. به کوشش حسین صمدی و سید کاظم مداح و کریم الله قائمی و علی اصغر یوسفی نیا و محمود داوودی درزی و محمد حسن شکوری و عسکری آقاجانیان میری و ابوالحسن واعظی و ناصر یداللهی و جمشید قائمی و فرهاد صابر و ناعمه پازوکی. تهران: اندیشه پرداز و خانه سبز. ص. صفحات ۳۰ و ۳۱ جلد اول. شابک ۹۶۴۹۱۱۳۱۵۰.
  25. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۷ اوت ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۲۴ نوامبر ۲۰۱۱.
  26. واژه‌نامه بزرگ تبری، گروه پدید آورندگان به سرپرستی: جهانگیر نصراشرفی و حیسن صمدی، سال 1377، جلد اول، ص 31
  27. AMRĀNLŪ, a small Turkic tribe which has settled down in the village of Galūgāh, 27 km east of Behšahr (Ašraf), in Māzandarān. According to J. M. Jouannin, in the early 1800s it comprised at most 4,000 individuals (see his list of tribes in A. Dupré, Voyage en Perse, Paris, 1819, II, p. 462). According to H. L. Rabino, in 1913 the tribe comprised 6,000 families and had nine tīras (clans): Malek Maḥmūdī, Maḥmūd Jānī, Esḥāqlū, Gallasārī, Seyyedāmlū, Ḵaddāmlī, Māǰerlī, Amīr Ḵānlī, and Īspendīārlī (“A Journey in Mazanderan from Rasht to Sari,” Geographical Journal 42, July-December, 1913, p. 454). In 1950, Galūgāh had 535 inhabitants, who spoke Persian and Māzandarānī (Razmārā, Farhang III, p. 259)., P. Oberling, “AMRANLU,” Encyclopædia Iranica, I/9, pp. 995-996, available online, “AMRANLU,” Encyclopædia Iranica, online edition
  28. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۷ مه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۲۶ ژوئیه ۲۰۱۳.
  29. http://www.iqna.ir/fa/news/3701813/آیین‌های-مردم-شرق-مازندران-در-ایام-نوروز

*اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران، تهران: ۱۳۸۳خ.