گتاب

مختصات: ۳۶°۲۵′۰۰″شمالی ۵۲°۳۹′۰۰″شرقی / ۳۶٫۴۱۶۷°شمالی ۵۲٫۶۵۰۰°شرقی / 36.4167; 52.6500
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
گتاب
گَتو
کشور ایران
استانمازندران
شهرستانبابل
بخشگتاب
نام(های) پیشینجلودار محله
سال شهرشدن۲۰/۴/ ۱۳۸۵
مردم
جمعیت۷،۳۷۴
جغرافیای طبیعی
مساحت۱۲کیلومتر مربع
ارتفاع۳۰ متر
آب‌وهوا
روزهای یخبندان سالانهندارد
اطلاعات شهری
شهردارامیرعلی اسماعیلی جلودار
ره‌آوردانواع مرکبات؛ از جمله پرتغال، لیمو شیرین، نارنگی، نارنج و… انواع تولیدات زراعی؛ ازجمله برنج، شبدر، سبزیجات، حبوبات، پنبه، ذرت علوفه‌ای، گندم و جو، دانه‌های روغنی (سویا)، نیشکر و … و صنایع دستی: مهمترین کارهای دستی در این منطقه عبارتند از: قالی بافی، جاجیم بافی، گلیم بافی، زنبیل بافی، پرورش کرم ابریشم، شمد بافی و …
پیش‌شمارهٔ تلفن۰۱۱۳۲۴۵
وبگاه
گتاب بر ایران واقع شده‌است
گتاب
روی نقشه ایران
۳۶°۲۵′۰۰″شمالی ۵۲°۳۹′۰۰″شرقی / ۳۶٫۴۱۶۷°شمالی ۵۲٫۶۵۰۰°شرقی / 36.4167; 52.6500

گَتاب از شهرهای استان مازندران در شمال ایران است. این شهر، در بخش گتاب شهرستان بابل قرار دارد. مردم گتاب از قومیت طبری هستند[۱] و به زبان مازندرانی[۲] گویش می‌کنند. جمعیت گتاب در سال ۱۳۹۵ خورشیدی، برابر با ۷،۳۷۴ نفر و مساحت آن ۱۲ کیلومتر مربع گزارش شده‌است.[۳]

تاریخچه[ویرایش]

وجه تسمیه[ویرایش]

جستجویی که از اهالی این محل در مورد نام گتاب بعمل آمده‌است، اظهار شده‌است که در گذشته چشمه‌ای در راه بالا و پایین گتاب قرار داشته که آب شرب مردم روستا در آن زمان از آن تأمین می‌شد. اما بعدها به تدریج آب آن چشمه تقلیل رفته و با عبور جاده اصلی از روی آن امروزه نشانه کوچکی از آن به چشم می‌خورد. احتمالاً گتو یا گتاب به مفهوم آب بزرگ به علت وجود آن چشمه نامگذاری شده‌است.[۴] رابینو در سفرنامه خود گتاب فعلی را قطعاب نام برده‌است. نظر دیگری که در پیدایش نام گتاب مطرح شده چنین است که می‌گویند سیلابی از بالا به پایین روستا را فراگرفته و در روستای سرست که در شمال کفشگرکلا واقع است متوقف شده‌است و این سیلاب و تاریخ وقوع آن و این نظر چندان مقرون به صحت نمی‌باشد. نظریه دیگری در رابطه با اسم گتاب بدین شرح می‌باشد که قبل از اصلاحات ارضی در ایران نحوه اداره این روستا به صورت کدخدامنشی و ارباب - رعیتی بوده و نفوذ اداری و اجتماعی گتاب در زمان گذشته مانند موقعیت فعلی آن بسیار بالا بوده و قبل از این دوره کشاورزی غالب این منطقه کشت توتون و پنبه بوده‌است؛ و از آنجایی گتاب در مسیر اصلی بابل - بندپی قرار داشت کشاورزان روستاهای جنوبی می‌بایست از مسیر راه گتاب عبور کنند تا محصولات خود را جهت فروش به شهر بابل ببرند؛ و برای این کار می‌بایست پشت سر اربابان و مالکان زمین گتاب که جلوتر از آن‌ها بودند حرکت کنند یعنی در واقع آن اربابان جلودار آن‌ها بودند و اول آن‌ها حرکت می‌کردند و بعد افراد روستاهای دیگر و به نظر دیگر اربابان و مالکان زمین گتاب به جهت نداشتن بازده محصولات خوب و عدم رونق بازار برای فروش محصولات در شهر جلوی روستاییان دیگر را که رقیب آن‌ها بشمار می‌رفتند گرفته و با پیاده کردن محصولات و با خرید از آن‌ها بازار فروش را به انحصار خود درمی‌آوردند؛ بنابراین به خاطر همین این شهر قبلاً به جلودار محله معروف شد و نیز علت داشتن پسوند شناسنامه‌ای جلودار برای تمام مردم گتاب گرفته شده از این موضوع می‌باشد.

شهر گتاب تنوع کشاورزی و باغداری زیادی دارد و در گتاب بنگاه ارسال مستقیم کالا به شهرهای ایران به ویژه تهران وجود دارد که انواع میوه‌جات و سبزی را به سایر مناطق ایران حمل می‌کند.[۲] اولین شهردار این شهر علی‌پناه علی‌زاده می‌باشد.[۵]

بر پایة مطالعات میدانی و بررسی اسناد و مدارک موجود از محله بندی عرفی ، شهر گتاب ترکیبی از ۱۲ محله عرفی به نامهای۱- دبستان ، ۲- سنگرود ،۳- نظام آباد ،۴- ایستگاه ، ۵- بیله پی، ۶- چهار راه بیل پی،۷- پایین محله ( شنبه بازار) ، ۸- تلی کلا ، ۹- باغبان کلا،۱۰- پاشاکلا ،۱۱- عمران کلاه ۱۲- جفتور کلا تشکیل شده است .

دوران باستان[ویرایش]

موقعیت تپورها در قرن دوم قبل از میلاد، از شرق سپیدرود تا هیرکانیا

استان مازندران پیش از اسلام تپورستان (به پهلوی: Tapurstan.png) نامیده می‌شد که برگرفته از نام قوم تپوری (به یونانی: Τάπυροι) می‌باشد که پس از اسلام قوم طبری نام گرفتند و سرزمینشان طبرستان نامیده شد.[۶][۷][۸]

به گفته واسیلی بارتلد تپوری‌ها در قسمت جنوب شرقی ولایت سکونت داشتند و در قید اطاعت هخامنشیان درآمده بودند و آماردها مغلوب اسکندر مقدونی و بعد مغلوب اشکانیان شدند و اشکانیان در قرن دوم ق. م آنها را در حوالی ری سکونت دادند و اراضی سابق آماردها به تصرف تپوری‌ها درآمد و بطلمیوس در شرح دیلم یعنی قسمت شرقی گیلان در ساحل بحر خزر فقط از تپوری‌ها نام می‌برد.[۹] به گفته مجتبی مینوی قوم آمارد و قوم تپوری در سرزمین مازندران می‌زیستند و تپوری‌ها در ناحیه کوهستانی مازندران و آماردها در ناحیه جلگه‌ای مازندران سکونت داشتند. در سال ۱۷۶ ق. م فرهاد اول اشکانی قوم آمارد را به ناحیه خوار کوچاند و تپوری‌ها تمام ناحیه مازندران را فرو گرفتند و تمام ولایت به اسم ایشان تپورستان نامیده شد.[۱۰] شهرهای آمل، چالوس، کلار، سعیدآباد و رویان جزئی از سرزمین قوم تپوری بودند.[۱۱]

ویلیام اسمیت در فرهنگ لغت جغرافیای یونان و روم می‌نویسد : تپورها قومی بودند که محل سکونت آنها در دوره‌های مختلف تاریخ به نظر می‌رسد در امتداد فضای وسیعی از کشور از ارمنستان به سمت شرق تا آمودریا گسترش یافته بود. استرابون آنها را در کنار دروازه‌های کاسپین و ری، در پارت و بین دربیک و هیرکانی و همراه با آماردی‌ها و سایر مردم در امتداد سواحل جنوبی دریای مازندران قرار می‌دهد که آخرین دیدگاه یعنی سکونت در امتداد سواحل جنوبی دریای مازندران مطابق نظر کوینت کورس و دیونیسوس و پلینی هم می‌باشد. بطلمیوس در جایی آنها را در زمره اقوام سرزمین ماد به حساب می‌آورد و در جایی دیگر آنها را به مارگیانا نسبت می‌‌دهد. تپوری‌هایی که در پلینی و کوینت کورس به آنها اشاره می‌کند شکی در آن نیست که ناحیه کنونی طبرستان نام خود را از آنها گرفته است. آلیان توصیف عجیبی از تپوری‌هایی که در ماد زندگی می‌کردند ارائه می‌دهد.[۱۲]

جمعیت[ویرایش]

بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر برابر با ۷،۳۷۴ نفر جمعیت بوده‌است.[۳] مردم گتاب به زبان مازندرانی گویش می‌کنند.[۱۳]

پانویس[ویرایش]

  1. نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی، ویراستار. دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد سوم. نشرنی = ۶۵.
  2. نصری اشرافی، جهانگیر (١٣٧٧). واژه‌نامه بزرگ تبری. به کوشش حسین صمدی و سید کاظم مداح و کریم الله قائمی و علی اصغر یوسفی نیا و محمود داوودی درزی و محمد حسن شکوری و عسکری آقاجانیان میری و ابوالحسن واعظی و ناصر یداللهی و جمشید قائمی و فرهاد صابر و ناعمه پازوکی. تهران: اندیشه پرداز و خانه سبز. ص. صفحه ۳۱ جلد اول. شابک ۰-۵-۹۱۱۳۱-۹۶۴ مقدار |شابک= را بررسی کنید: checksum (کمک).
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ «تعداد جمعیت و خانوار به تفکیک تقسیمات کشوری براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵». مرکز آمار ایران.
  4. نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی، ویراستار. دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد سوم. نشرنی = ۶۵.
  5. روزنامه کیهان، شماره ۱۸۷۹۱
  6. عمادی، اسدالله (۱۳۷۲). بازخوانی تاریخ مازندران. نشر فرهنگ خانه مازندران. ص. ۷۲.
  7. مارکوارت، یوزف (۱۳۷۳). ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی. ترجمهٔ مریم میر احمدی. تهران انتشارات اطلاعات. ص. ۲۴۵.
  8. BORJIAN, HABIB (2004). "Mazandaran: Language and People (The State of Research)". Yerevan State University: 289. doi:10.1163/1573384043076045.
  9. بارتلد، واسیلی (۱۳۰۸). تذکره جغرافیای تاریخی ایران. اتحادیه تهران. ص. ۲۸۳.
  10. مینوی، مجتبی (۱۳۴۲). مازیار. مؤسسه مطبوعاتی امیرکبیر. ص. ۹.
  11. محمدپور، صفرعلی (۱۳۸۶). چالوس در آیینه تاریخ. انتشارات کلام مسعود. ص. ۳۷۰.
  12. "Dictionary of Greek and Roman Geography, illustrated by numerous engravings on wood. William Smith, LLD. London. Walton and Maberly, Upper Gower Street and Ivy Lane, Paternoster Row; John Murray, Albemarle Street. 1854. ,TAPU´RI". www.perseus.tufts.edu. Retrieved 2021-02-04.
  13. نصری اشرافی، جهانگیر (١٣٧٧). واژه نامه بزرگ تبری. به کوشش حسین صمدی و سید کاظم مداح و کریم الله قائمی و علی اصغر یوسفی نیا و محمود داوودی درزی و محمد حسن شکوری و عسکری آقاجانیان میری و ابوالحسن واعظی و ناصر یداللهی و جمشید قائمی و فرهاد صابر و ناعمه پازوکی. تهران: اندیشه پرداز و خانه سبز. ص. صفحه ۳۱ جلد اول. شابک ۰-۵-۹۱۱۳۱-۹۶۴ مقدار |شابک= را بررسی کنید: checksum (کمک).

پیوند به بیرون[ویرایش]