عباس‌آباد (مازندران)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

مختصات: ۳۶°۴۳′۲۳″شمالی ۵۱°۰۶′۲۶″شرقی / ۳۶٫۷۲۲۹۳۱°شمالی ۵۱٫۱۰۷۱۶۹°شرقی / 36.722931; 51.107169

عباس‌آباد از شهرهای شهرستان عباس‌آباد با نام جدید گلشهر در استان مازندران و واقع در ناحیه شمالی ایران است. این شهر از شمال به دریای خزر، از جنوب به منطقه کلاردشت، از غرب به شهر نشتارود و از شرق به شهر سلمان‌شهر (متل قوی یا ساقی کلایه سابق) متصل می‌گردد. عباس‌آباد بر اساس آخرین آمار سازمان سرشماری ایران در سال ۱۳۹۵ جمعیتی بالغ بر ۱۳،۴۸۲ نفر را دارد و مردم آن به زبان مازندرانی با لهجه کلارستاقی گویش می کنند همچنین شهرهای کلارآباد و سلمانشهر زیر مجموعه اداری آن می‌باشند.[۱]

این شهرستان دارای روستاهای زیادی است. (بورآیش،مشهدی سرا، سیدمحله، کاظم‌کلا، کلاکرده،پلنگ‌کلا، سر لنگا، ماشال اباد، پرچ ور، هردورود، محمدحسین آباد، امرجکلا، شل محله،کورکلا( شهیدمحله)،بالا پسنده و پایین پسنده، دراسره، تازه آباد، تیلور سر، جمشید آباد، چارز، کیاده، یالبندان، خوشامیان، اسبچین و.جیسا شرقی ،جیسا غربی،کرگاس، بااوج خیل شجاع محله (شل محله)،دانیال،......

شغل اصلی مردمان این شهر کشاورزی و باغداری می‌باشد. کشت برنج در فصل بهارآغاز شده و تا اواسط تابستان برداشت می‌شود. کیوی، پرتغال، نارنگی از مهم‌ترین محصولات باغداری این شهر می‌باشد. همچنین پرورش گل و گیاه در این شهر رونق بسیاری دارد.

گویش مردم این شهر مازندرانی و فارسی می‌باشد و درایام مهم سال همانند عید نوروز و مراسم عزاداری و جشنها نیز دارای آئین خاص خود می‌باشند. باگسترش روزافزون شهرک‌سازی مناظر سرسبز این شهر در خطر نابودی قرار گرفته‌است. این فرایند به قدری شدت یافته که اکثر مردم اقدام به فروش زمین‌های کشاورزی خود نموده‌اند. ازاماکن مذهبی این شهر می‌توان به بقعه سیدکیا ابوالحسن واقع در مزار شهدای مشهدیسرا اشاره کرد.

در مهرماه ۱۳۸۸ بخش عباس‌آباد (تنکابن) به شهرستان عباس‌آباد ارتقاء یافت.

تاریخچه[ویرایش]

نام تاریخی منطقه عباس اباد لنگا است. نام لنگا به سال 277 ه.ق (در حدود 1100 سال پيش ) به عنوان یکی از آبادی های غرب طبرستان برای اولين بار در تاريخ مازندران آمده است. از لنگا در زمان های قبل از حكومت علويان هميشه به عنوان يک آبادی از ولايات رويان ياد شده است. در گذشته منطقه رویان از شهرستان نور، نوشهر، چالوس، تنکابن و گاهی مرز غربی آن تا رودسر ادامه می‌یافت. همچنین دو گویش طبری کجوری و طبری کلارستاقی زیر مجموعه گویش کهن طبری رویانی هستند که از شهرستان نور تا شهرستان تنکابن گویش می شود. گویش طبری رویانی زبان حکام اسپهبد رویان نیز بوده است.[۲]

لینگا در زبان مازندرانی به معنی تراش یافته است و مخفف واژه مالینگا مازندرانی است. مالینگا در زبان مازندرانی به محل اطراف و پایگاه گفته می شود. همچنین واژه لینگ و لنگ در زبان مازندرانی به معنای پا است.[۳]

نام لنگا در ارتباط با بندر و خلیجی بوده است که کشتی کوچک در ان لنگر انداخته و پهلو می گرفته اند. خلیج لنگا توقف گاه ابی بزرگ جهت بارگیری و حمل و نقل بشمار میرفت. بمناسبت وجود خلیج و بندر اباد این حدود لینگا و لنگرگاه نام گرفت.

چارلز فرانسیس مکنزی که در سال ۱۸۵۹ میلادی از این محل عبور کرده چنین وصفی در خصوص آن ارائه می‌دهد: «به دره زیبایی(عباس‌آباد ) رسیدیم، این ده موقعیت خوبی دارد و روی پشته‌ای سرسبز و به فاصله کمی از کنار دریا قرار دارد. موقعیت عباس‌آباد از دهات بسیاری که تاکنون دیده بودم مناسبتر می‌نمود. نام این ده به شاه عباس مربوط نیست و نام یکی از اهالی محل است که بانی آن بوده..... در این ده بیست و پنج خانه هست. یک قبرستان دارد که مانند سایر قبرستان‌های ایران، هیچگونه تزئیناتی نداشت.»[۴]

shora.ir/ سایت شورای اسلامی شهر

ادبیات شفاهی عباس اباد[ویرایش]

ترانه ها

در ادبیات شفاهی مردم عباس اباد ترانه های مازندرانی بسیاری وجود دارد که سینه به سینه به نسل های بعد منتقل شده است.[۵]

نمونه ای از ترانه های مردم عباس اباد:


هوا ره ابر بَیته پاره پاره شراب در شیشه و می در پیاله
جوانان جمع بَبوین می را بَنوشین خدا جون نَدِنه عُمرِ دوباره


ترجمه:

هوا را ابر های پاره پاره گرفت و شراب در در شیشه و ساغر.

جوانان جمع شوید شراب جوانی را بنوشید ، زیرا خداوند عمر دوباره نمی دهد.


اگه یارِ مِنه شو بِرو نَترس از وَرف و از وارون بِرو
اگه دِشمن دَوِسه ته سرِ راه بَباش ماهی و از روخونه بِرو

ترجمه:

اگه یار منی شب بیا و از برف و باران نترس.

اگر دشمن راه را بر تو بست، ماهی بشو از رودخونه بیا.


شِمه کندای پیش مِن سبز بَبوم مِنه وجین هاکن خربزه بَبوم
مِنه وجین هاکِن بِل مِن بَرسم به توفیق خدا مطلب بَرسم

ترجمه:

شاید در حیاط خانه ات چون بوته ای سبز شوم و از نوازشت برخوردار گردم شاید وجودم میوه ببار اورم و خربزه شوم

مرا نوازش کن من به نوازشت نیازمندم بذار من بهت برسم، بهم توجه کن تا به لطف خداوند به ارزو هایم برسم


ضرب المثل ها

مردم عباس اباد به زبان مازندرانی با لهجه کلارستاقی سخن می گویند و در ادبیات شفاهی خود دارای ضرب المثل های فراوان خاص خود هستند.[۶]

نمونه ای از ضرب المثل های مردم عباس اباد:


تَشی شه وچه پشتِ دس کَشِنه ، گونه اخی پنبه گونه کارِ مونِنه


ترجمه: خارپشت پشت بچه اش را دست می کشد و مدعی می شود مانند پنبه نرم است (کنایه از مهر فرزندی)


هر سر یه عقل دارنه ، هر دل یه غم


ترجمه: هر سری عقل دارد و هر دلی غم دارد.


دریا شه کین صدا ره نَشنَوِنه


ترجمه: دریا خروش امواج خود را نمی شنود


آدم بی مار و خاخر تونّه دَوِّه بی همسایه نَتونه


ترجمه: انسان بدون خواهر و مادر می تواند زندگی کند اما بدون داشتن همسایه خوب زندگی مشکل است


جمعیت[ویرایش]

عباس‌آباد بر اساس آخرین آمار سازمان سرشماری ایران در سال ۱۳۹۵ جمعیتی بالغ بر ۱۳،۴۸۲ نفر را دارد و مردم آن به زبان مازندرانی با لهجه کلارستاقی گویش می کنند همچنین شهرهای کلارآباد و سلمانشهر زیر مجموعه اداری آن می‌باشند. [۷]

منابع[ویرایش]