فرهنگ طبری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از فرهنگ مازندرانی)

فرهنگ طبری یا فرهنگ مازندرانی شامل زبان، هنر، خوراک، ورزش و آیین‌هایی می‌شود که در میان مردم طبری(مازندرانی) رواج دارد. فرهنگ مازندرانی پیشینه‌ای باستانی دارد و نفوذ آن با قهرمانانی چون آرش کمانگیر حتی در اساطیر ایرانی یافت می‌شود.

فرهنگ مازندرانی با آشپزی و خوراک بومی، مد و پوشاک، موسیقی، رقص، آیین‌ها، رسوم، سرگرمی‌ها، ورزش‌ها و رسانه‌هایش نمود پیدا می‌کند.

زبان و ادبیات[ویرایش]

بررسی‌ها در جلگه‌ها و بخش‌های کوهستانی به شناسایی دوازده لهجه گوناگون از زبان مازندرانی در استان مازندران انجامیده‌است:[۱]

  1. منطقه کردکوی: شامل هزار جریب شرقی، شاه کوه زیارت، بالاجاده، رادکان، گز شرقی و غربی و روستاهای غیر ترکمن‌نشین از زنگی محله گرگان و چهاردانگه تا گلوگاه.
  2. منطقه بهشهر: شامل چهاردانگه هزارجریب از سورتی تا کیاسر و روستاهای مناطق جلگه‌ای از گلوگاه، شاه کیله تا انتهای منطقه قره طغان و رودخانه نکارود.
  3. منطقه ساری: شامل چهاردانگه از کیاسر تا کوهستان‌های دودانگه، جلگه‌های مابین میان دورود و جلگه‌های مناطق غربی تجن رود تا جویبار.
  4. منطقه قائمشهر: شامل مناطق کوهستانی فیروزکوه، سوادکوه و روستاهای جلگه‌ای حد فاصل بین کیاکلا، جویبار و روستاهای کوهپایه‌ای بیشه سر.
  5. منطقه بابل: از مناطق کوهستانی چلاو آمل تا بندپی، امامزاده حسن در سمت غربی آلاشت و نواحی جلگه‌های حد فاصل فریدونکنار، بابلسر، بهنمیر، کیاکلا تا روستاهای کوهپایه‌ای کهنه خط، گنج افروز و بابل کنار.
  6. منطقه آمل: از کوهستان‌های بندپی تا چلاو، لاریجانات، نمارستاق و کلارستاق آمل تا حوالی امامزاده هاشم و جلگه‌های دو سمت هراز، دشت‌سر و محمودآباد و کوهپایه‌ها و جلگه‌های جاده چمستان، میان آمل و نور.
  7. منطقه نور و نوشهر: شامل بخشی از روستاهای بیرون بشم، کجور، محال ثلاث و جلگه‌های حد فاصل سرخ رود تا رودخانه چالوس.
  8. چالوس و تنکابن شرقی: شامل مناطق کلارباستانی، برخی از روستاهای کوهپایه‌ای منطقه بیرون بشم ولنگا و نواحی جلگه‌ای از آب چالوس و عباس‌آباد و رودخانه نشتا به مرکزیت عباس‌آباد.
  9. تنکابن مرکزی: شامل لهجه‌های دوهزاری و سه هزاری و خرم‌آبادی و گلیجانی چالکش یعنی حدفاصل آب نشتا تا آب شیرود.
  10. منطقه علی‌آباد کتول: شامل نواحی روستایی کوهستانی شمال شاهوار و مناطقی چون کتول، پیچک محله، محمودآباد، فاضل آباد و جلگه‌های غیرترکمن‌نشین بلوک استارآباد قدیم.
  11. منطقه قصران باستانی: شامل مناطق اوشان، فشم، شمشک، دیزین، گاجره و روستاهای کوهپایه‌ای توچال تا مناطق غربی رودخانه جاجرود.
  12. منطقه دماوند: شامل نواحی کوهستانی شهرستان دماوند، رودهن، بومهن تا فیروزکوه.

هنر و سرگرمی[ویرایش]

تئاتر و سینما[ویرایش]

موسیقی و رقص[ویرایش]

موسیقی مازندرانی موسیقی رایج در شمال ایران و به‌طور عمده استان‌های مازندران و گلستان است که به دو شکل موسیقی آوازی و سازی وجود دارد. در دهه‌های گذشته، موسیقی پاپ نیز در مازندران فراگیر شده‌است. پراستفاده‌ترین سازهای موسیقی مازندرانی شامل للوا، دهل، نقاره، دسرکوتن، دوتار (در شرق)، کمانچه و دشت‌لاکی می‌شود.[۲] نجمای مازندرانی نمونه‌ای مشهور از موسیقی مازندرانی است.

رقص‌های مازندرانی از نمونه رقص‌های شمال ایران هستند که در استان مازندران توسط مردم مازندرانی انجام می‌شوند. رقص مازندرانی دارای گونه‌های بسیاری است.[۳]

آشپزی و خوراک[ویرایش]

سرگرمی‌های بومی[ویرایش]

ورزاجنگ[ویرایش]

وَرزاجَنگ، جنگی است که در شمال ایران بین گاوهای نر سازمان داده می‌شود. این مراسم، هم‌اکنون تنها در استان‌های گیلان و مازندران اجرا می‌شود.

آیین‌ها، رسوم و فرهنگ کلی[ویرایش]

نوروزخوانی[ویرایش]

نوروز خوانی یا بهارخوانی یا نوروزی، گونه‌ای از آوازخوانی‌های بومی ایران است. خاستگاه این گونه آوازخوانی بیشتر در استان‌های مازندران و گیلان بوده‌است، و اکنون این مراسم به صورت محدود، در برخی نقاط ایران برگزار می‌شود.[۴]

تیرگان[ویرایش]

تیرگان یکی از جشن‌های ایرانی در روز سیزدهم تیرماه‌است(منظور از سیزدهم تیرما سیزدهم تیرما مازندرانی است که به تاریخ هجری شمسی واقع در ماه آبان است).
همچنین این روز با نام روز ساری ثبت شده‌است. عده‌ای این جشن را در روزهای دیگر و از جمله در دهم تیر برگزار می‌کنند که به اعتقاد استادان ایران‌شناس نادرست است. این جشن همه ساله در مازندران اجرا می‌شود، همچنین همه ساله توسط زرتشتیان ایران در بیشتر شهرهای جهان و ایران نیز برگزار می‌شود.[۵] بیشینه مردم معتقدند که این روز تاریخ پرتاب تیر توسط آرش کمانگیر بوده است و برخی نیز اندیشه‌های متفاوتی درباره این جشن دارند.[نیازمند منبع]

آیین سنتی ۲۶ عید ماه[ویرایش]

آیین ویژه سنتی ۲۶ عید ماه طبری، هر ساله در ۲۸ تیر خورشیدی، در بیشتر روستاهای استان مازندران برگزار می‌شود.[نیازمند منبع] بر پایه سنت رایج و باورهای مردم، در زمان قدیم، فریدون پادشاه پیشدادی به خونخواهی پدرش جمشید شاه ضحاک پادشاه را در سرزمین مازندران و در دماوند کوه به بند می‌کشد، مردم خبر این پیروزی را در شب با آتش زدن بوته‌ها به یکدیگر اطلاع می‌دهند؛ و فردای آن روز با برپایی جشن و مسابقه کشتی این پیروزی را گرامی می‌دارند. امروزه نیز اهالی روستاهای اطراف همگی به امامزاده حسن می‌آیند و علاوه بر خیرات کردن برای اموات خود و روشن کردن شمع روی مزارها، تماشاگر مسابقه کشتی سنتی لوچر می‌شوند. در این روز کشتی گیران سوادکوه در این محوطه گرد می‌آیند و به مصاف هم می‌روند. در مناطق جلگه‌ای جشن مردگان در آرامگاه‌ها برگزار می‌شود.[نیازمند منبع]

نورزماه[ویرایش]

شب یلدا[ویرایش]

اساطیر[ویرایش]

فرهنگ مازندرانی پیشینه‌ای باستانی دارد و نفوذ آن با قهرمانانی چون آرش کمانگیر حتی در اساطیر ایرانی یافت می‌شود. روایت کلی این است که در نبرد ایران و تورانیان، توافق بر این شد که یکی از ایرانیان، تیری بیندازد و جای فرود تیر، مرز دو طرف شود. آرش، از فراز البرز تیری انداخت و جان خود را همراه آن گذاشت تا پیکارها پایان یابد.[۶]

فرهنگ دینی[ویرایش]

سقانفار[ویرایش]

سقانفار سقانپار یا سقاتالار آلونک‌ها یا اتاقک‌هایی هستند که در استان مازندران برای کاربردهای گوناگونی ساخته می‌شوند.

سقانفارها که بیشتر در کنار حسینیه‌ها، مساجد یا محوطه گورستان‌ها ساخته می‌شدند معمولاً موقوفه ابوالفضل بودند که ثروتمندان از آن برای شرکت در مراسم سوگواری استفاده می‌کردند.[۷]

قسمت بالای این مکان محل قرارگیری نوحه‌خوان بوده‌است و در قسمت پایین به مردم چای داده می‌شد. به این وسیله متولیان مراسم عزاداری سعی می‌کردند به این وسیله شرایط حضور مردم در بیرون مسجد و حضور آنها برای برگزاری مراسم را به نوعی فراهم سازند.[۸] طبقه زیرین گاهی بنای محصور و گاه تشکیل شده از پایه‌های قطور چوبین است.[۹]

سقانفارها با مواد و مصالح چوبی ساخته می‌شود و عمده کارکرد این بناها که به یاد ابوالفضل (ملقب به سقای دشت کربلا) ساخته شده‌اند در ایام ماه محرم و عزاداری‌های مربوط به این ماه است. سقانفارها که معمولاً دو طبقه‌اند، از طریق پلکان‌های چوبی از پایین به طبقة بالا راه دارند. طبقه اول آن مکانی است که معمولاً زنان محلی در آن جمع شده و عزاداری می‌کنند. و در طبقه دوم هم مردان در طول شب‌های عزا و دهه اول ماه محرم به عزاداری می‌پردازند.[۱۰]

از معروف‌ترین سقانفارهای مازندران می‌توان به «کیجا تکیه» در شهر بابل، «شیاده» و «کبریاکلا» در اطراف بابل و «آهنگرکلا»، «زرین‌کلا» و «هندوکلا» در آمل اشاره نمود.[۱۱]

گونه‌ای از این بنا که ساده و فاقد تزئینات است، در کشتزارها ساخته می‌شود و محل پاسداری از محصولات است. این نوع خاص به «ساق‌نفار» معروف بوده و نگهبان که «شوپه» ('شوپه' واژه‌ای است مازندرانی به معنای نگهبانی در شب.) نام دارد، در بلندای آن نشسته و به ایجاد صدای بلند با کوبیدن بر تشت می‌پردازد و حیوانات را فراری می‌دهد.[۱۲]

موسیقی مازندرانی[ویرایش]

موسیقی مازندرانی موسیقی رایج در شمال ایران و به‌طور عمده استان‌های مازندران و گلستان است که به دو شکل موسیقی آوازی و سازی وجود دارد. این موسیقی با موسیقی گیلکی در غرب و خراسانی در شرق پیوند خورده‌است. در دهه‌های اخیر موسیقی پاپ نیز در مازندران فراگیر شده‌است.

شکل‌های موسیقی[ویرایش]

موسیقی سنتی مازندران در دو نوع آوازی یا کلامی و سازی یا بدون کلام است.[۱۳][۱۴]

موسیقی آوازی[ویرایش]

موسیقی آوازی مازندران را می‌توان به سه دستهٔ اصلی تغزلی، حماسی و آیینی تقسیم کرد.

  1. تغزلی: مقام‌های موسیقی امیری، نجما و طالبا در سراسر منطقه، کتولی در شرق و ولگه‌سری در غرب از جمله آوازهای تغزلی مازندران است که موضوع آن عشق است؛ خواه دلدادگی انسانی و خواه عشق به طبیعت، دام و زمین.
  2. حماسی: از منظومه‌های حماسی رایج در منطقه سوت یا سورت است که قدمتشان اغلب به دوران قاجار به بعد می‌رسد.(مانند حماسه هژبرسلطان و...)
  3. آیینی: موسیقی آیینی مازندرانی شامل نوروزخوانی، نواجش، موری، چاووش‌خونی، تعزیه و… است.

در کنار این، شبه‌مقام‌های آوازی و ریزمقام‌هایی مانند کیجاجان‌ها و لالایی‌ها کلیات موسیقی آوازی این منطقه را تشکیل می‌دهند.

موسیقی سازی[ویرایش]

قدیمی‌ترین بخش موسیقی سازی این منطقه قطعاتی هستند که به شیوه‌های زندگی دامداران کهن اختصاص دارند که در نوای ساز چوپانان و نوازندگان نمود دارند. کمرسری، تِریکه‌سری، کِردحال یا چَپون‌حال، میش‌حال، بورسری و دشتی‌حال در زمره قطعات اصلی این گونه‌اند که با ساز لَلِوا نواخته می‌شوند.

دسته‌بندی[ویرایش]

موسیقی مازندران به چهار دسته تقسیم می‌شود که با وجود برخی اشتراکات، هر کدام ویژگی‌های خود را دارند:[۱۵]

  • موسیقی مرکز مازندران (همه نواحی کوهستانی و جلگه‌ای از هزارجریب تا شرق رود چالوس): سرچشمه آواهای مناطق چهارگانه تبری زبان بوده و بر اساس دو مقام آوازی مهم منطقه (امیری و کتولی) و قطعات سازی و چوپانی است.
  • موسیقی غرب مازندران (از دوطرف رود چالوس تا دوطرف رود نشتا و موسیقی کجوری)
  • موسیقی خنیایی شرق مازندران (در جلگه‌های شرقی استان، از کُردکوی گلستان تا میان‌دورود ساری)
  • موسیقی گُداری (با مرکزیت قنبرآباد بهشهر)

ساز[ویرایش]

لَله‌وا

متداول‌ترین سازهای موسیقی مازندران عبارتند از: للوا، دهل، نقاره، دِسَرکوتِن، دوتار، کمانچه و دشت‌لاکی[۱۶]

هنرمندان برجسته[ویرایش]

رسانه‌ها[ویرایش]

ایستگاه‌های تلویزیونی[ویرایش]

نماد صداوسیمای مازندران


شبکه استانی تبرستان یکی از مراکز صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است که در شهر ساری

به زبان‌های فارسی و طبری(مازندرانی) فعالیت می‌کند.[۱۷]

وبگاه‌ها[ویرایش]

مازندنومه[ویرایش]

وبگاه مازندنومه یکی از وب‌گاه‌هایی است که در استان مازندران به خصوص در زمینه فرهنگی-اجتماعی فعالیت می‌کند.[۱۸]

مد و پوشاک[ویرایش]

رقص[ویرایش]

دروم[ویرایش]

دُروم یا دورون در زبان مازندرانی به معنی دور گرفتن و چرخیدن است. این نوع رقص، ویژه غرب استان مازندران و منطقه کجور (نور و نوشهر) و کلارستاق (چالوس و کلاردشت) است که به نحو شورانگیز و پرهیجان و پرتحرک، با حرکات موزون حماسی گونه ی دست جمعی جوانان در مراسم عروسی همراه با سازهای سرنا و دسرکوتن و غَرنِه (امروزه بیشتر به همراه اُرگ) اجرا می شود. این رقص در گذشته یک رقص پهلوانی محسوب میشده است که قبل و بعد از مسابقات کشتی لوچو توسط کشتی گیران و تماشاگران انجام میشده است.[۱۹]

خصوصیات رقص دروم[ویرایش]

در شهرهای غربی مازندران این رقص مرسوم است و بیشتر در مراسم جشن و شادی مردم این رقص را بر پا می کنند و یا در مواقعی که مردم از کار روزمره فارغ شده و روزهای تعطیل به دور جنگل و چمنزار گرد هم جمع می شوند و این رقص سنتی که بسیار پرتحرک و شاد می باشد را انجام می دهند و لحظات شادی را برای تماشاچی فراهم می کنند. این رقص که انجام آن به بدنی آماده و ورزیده نیاز دارد شاید به نظر ساده باشد اما در عمل فرد متوجه می شود که حتی اگر ورزشکار هم باشد نمی‌تواند بیشتر از پنج دقیقه آن را انجام دهد. این رقص که حرکات آن بسیار نمادین و اسطوره ای می باشد در حدود چند صد سال در یوش، بلده، نور، چمستان، ناتل، رویان، کجور، کندلوس، مرزن آباد، فشکور، دلیر، الیت، تبرسسو، لاهو، الیکا، چالوس و کلاردشت به چشم خورده است و احتمال می رود که مکان اصلی به وجود آمدن این رقص در این مناطق باشد. در این رقص که فرد اول با پریدن شروع به رقص می کند همراه با حرکات هماهنگ و موزون دست و پا بوده که البته تمام این پریدنها و حرکات موزون با سفت کردن عضلات همراه است به طوری که تا پایان رقص عضلات فرد رقاص سفت و سخت باقی میماند و دشواری این رقص هم به این دلیل است. این پریدنها با موسیقی بسیار حائز اهمیت است. در این رقص هر بیننده ای متوجه می شود که که دروم شبیه به حرکات ورزشی و حتی سخت تر از آن است.[۲۰]

علت ایجاد رقص دروم[ویرایش]

چون مازندران در گذشته توسط سایر اقوام مهاجم مورد تهاجم بوده به این دلیل همیشه نیاز داشته که افراد جوان منطقه آمادگی بدنی کامل داشته باشند به همین دلیل کشتی های پهلوانی می گرفتند، این کشتی های پهلوانی که هنوز هم در مازندران مرسوم است و ما امروزه به نام لوچو locho و چک چیشت و میس میسی [۲۱] آن را می شناسیم. در دوره های گذشته، قبل از مراسم کشتی شروع به رقصیدن می کردند چون این رقص ها با موسیقی هایی همچون طبل، نی و دو سر کتن(doo sar keten) (دو سر کتن یک آلت موسیقی ضربی و سنتی است به این شکل که قیافه ای شبیه به دنبک دارد با این تفاوت که پایه آن به صورت لوزی در زمین کاشته می شود و بر سر آن که صفحه آن است ضربه می زنند) برگزار می شود که همکار جلب تماشاچی برای کشتی را انجام میدهد و هم نرمشی برای کشتی گیران که بعد از رقص شروع به کشتی پهلوانی می کردند که این رقص قبل کشتی برای به رخ کشیدن قدرت زور و بازو نسبت به فرد مقابل است و بعد از پایان یافتن کشتی، پیروزی فرد پیروز را با موسیقی خاص پیروزی جشن می گرفتند و فرد پیروز شروع به رقص می کرد تا قدرت خود را به دیگران ثابت کند که در ادامه جمعیت دور او با هم، هم راستا شده و شروع به رقص می کردند، اینگونه بود که هم وحدت می شدند و نوعی وحدت در پیروزی و جنگ را از قبل تمرین می کردند و از طرف دیگر همیشه سر حال و قبراق آماده دفاع از مرز وبوم خود بودند. در مراسم عروسی نیز این رقص را بر پا می کنند با این تفاوت که دو فرد کشتی گیرنده پدر و پسر می باشند که معمولاً پدر خود را به خاطر پسر زمین میزند تا پسر پیروز شود و رقصیدن را شروع کند که این کار پدر باعث می شود دختران جوان که نظاره‌گر این رقص هستند مرد مورد نظر خود را بیابند و با انداختن گلی در همان مراسم به طرف فرد پیروز که پهلوان آن معرکه خوانده می شود تمایل خود را به پسر نشان می دهند که اگر پسر به رقصیدن ادامه داد یعنی او نیز آن دختر را در نظر دارد و این گونه ابراز عشق میکند که با این حرکت در مراسم رقص پهلوانی افراد خانواده به خواستگاری دختر می رفتند، این رقص که در هر مراسم عروسی بر پا می شد خود مراسم عروسی دیگری را فراهم میکرد. رقص پهلوانی دروم در هر موقعیتی معنای خاص آن موقعیت را می گرفت مثلاً در مراسم عزا اگر فرد فوت شده جوان ناکامی باشد بر سر قبر او مراسم رقص را با موسیقی محزون بر پا می کنند که بسیار ناراحت کننده است چون نوعی تضاد به وجود می آید و مردم را به یاد روزهای شادی که با آن جوان سپری کرده اند می اندازد و گریه و زاری می کردند.[۲۲][۲۳]

گاه‌شماری(تقویم) مازندرانی[ویرایش]

ورزش[ویرایش]

ورزش‌های بومی[ویرایش]

کشتی لوچو[ویرایش]

کشتی‌گیر تبری

کشتی لوچو از ورزش‌های پهلوانی و سنتی مازندران است. هر سال، مردم بسیاری در ۲۸ تیرماه خورشیدی، در آیینی که به جشن مردگان معروف است، با تهیهٔ انواع غذا و خوراکی‌های محلّی، در مزار اهل قبور به شادمانی و سرور می‌پردازند. هنگام برگزاری این جشن، مسابقات کشتی سنتی لوچو نیز برای شناسایی پهلوان‌ترین فرد منطقه، برگزار می‌شود.برگزارکنندگان مسابقه بیشتر پیشکسوتان، ریش‌سپیدان و پهلوانان قدیمی‌اند که زمان و مکان مسابقه را تعیین و پهلوانان را دعوت می‌کنند.[۲۴]

واژهٔ لوچو به‌معنای لبهٔ چوب است که از دو کلمهٔ لو یعنی لبه و چو« یعنی چوب تشکیل می‌شود، که معمولاً آن را در زمین کاشته، جایزهٔ مسابقه را روی آن می‌انداختند یا می‌بستند. پهلوانی که برنده می‌شد، در پایان مسابقه جایزه را برمی‌داشت و چوب را به دوش می‌کشید.[۲۴]

در گذشته، پهلوان حرمت و شخصیت خاصّی داشت. اگر کسی از حریفی شکست می‌خورد، به مدّت یک سال حقّ کشتی گرفتن با او را نداشت و به اصطلاح پهلوان، پهلوان می‌ماند. امّا در حال حاضر این مسابقات به‌صورت دوره‌ای برگزار می‌شود و حریفان، هر هفته چندبار به مصاف هم می‌روند.[۲۴]

امروزه لوچو را در قالب زمان گنجانده‌اند و اگر حریفان در این زمان معیّن مساوی شوند، با قرعه‌کشی برنده را انتخاب می‌کنند! امّا در گذشته پهلوان کسی بود که حتّی چندین ساعت مداوم کشتی می‌گرفت تا برنده از زمین بیرون بیاید، وگرنه کشتی را تمام نمی‌کرد. ضمناً اگر پهلوانی همهٔ حریفانی را زمین می‌زد و در حال لباس پوشیدن بود، باید به حریف‌طلبی کشتی‌گیر تازه از راه رسیده پاسخ می‌داد و با او کشتی می‌گرفت. حتی اگر پهلوان لوچو را می‌گرفت و به سمت محلّ خود در حال حرکت بود و در طول راه به حریفی برخورد می‌کرد، همان‌جا لوچو را می‌کاشت و با آن حریف کشتی می‌گرفت.[۲۴]

فوتبال[ویرایش]

این استان در فوتبال پیشرفته است و تیم‌هایی همچون ملوان، خونه‌به‌خونه، نساجی، شموشک، ایرسوتر و نوژن از این استان، موفقیت کشوری به دست آورده‌اند. تیم نساجی هم‌اکنون در لیگ برتر بازی می‌کند.[۲۵]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. واژه‌نامه بزرگ تبری، گروه پدید آورندگان به سرپرستی: جهانگیر نصراشرفی و حسین صمدی، سال 1377، جلد اول، ص 31.
  2. vista. «موسیقی مازندران یک موسیقی مقامی است !». ویستا. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۱۱-۱۳.
  3. 10 (۲۰۱۹-۰۲-۱۲). «رقص كار و زندگي كهن مازندراني در جشواره موسيقي فجر». ایرنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۱۱-۱۳.
  4. «Hamshahri Newspaper». images.hamshahrionline.ir. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۱۱-۱۳.
  5. «saricity».
  6. «گرامیداشت تیرگان قلم نویسندگان - BBC Persian». www.bbc.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۱۱-۱۳.
  7. رحیم‌زاده، معصومه، سقانفار، نوعی معماری آیینی[پیوند مرده]، در: نشریه وقف میراث جاویدان، صص ۱۳۲-۱۳۶، پیاپی :۵، فروردین ۱۳۷۳.
  8. مازندنومه به نقل از خبرگزاری مهر[پیوند مرده]، بازدید: مارس ۲۰۰۹.
  9. سیمای میراث فرهنگی مازندران. شهربانو وفایی. میراث فرهنگی.(ISBN 964-7483-19-8) 1381. تهران ص 93
  10. روزنامه اطلاعات، نقاشی‌ها سقانفار، تاریخ خبر: چهارشنبه ۲۲ اسفند۱۳۸۶- ۱۲ مارس ۲۰۰۸ -شماره ۲۴۱۵۱
  11. سیمای میراث فرهنگی مازندران. شهربانو وفایی. میراث فرهنگی.(ISBN 964-7483-19-8) 1381. تهران ص 93 و 94
  12. سیمای میراث فرهنگی مازندران. شهربانو وفایی. میراث فرهنگی.(ISBN 964-7483-19-8) 1381. تهران ص 94
  13. «موسیقی بومی مازندران». سیری در ایران.
  14. «پژوهشی در موسیقی مازندران». ایرنا.
  15. «آشنایی با موسیقی نواحی مازندران». همشهری.
  16. «موسیقی مازندران یک موسیقی مقامی است!». ویستا.
  17. «صدا و سیمای مراکز». وبگاه معاونت امور مجلس و استان‌ها. دریافت‌شده در ۹ ژانویهٔ ۲۰۱۰.«چرا مرغ همسایه برای شبکهٔ تبرستان غاز می‌شود؟». مازندنیوز. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۳ مارس ۲۰۱۶.
  18. «سایت مازندنومه از دسترس خارج شد». شمال نیوز. زمستان ۱۳۸۹.
  19. http://www.mazandnume.com/fullcontent/27029/-چَکِّه-سِما/
  20. جی .سی .کوپر، فرهنگ مصورنمادهای سنتی، ۱۶۷.
  21. https://www.mehrnews.com/news/2862707/کشتی-میس-میسی-مازندران-ثبت-ملی-شد
  22. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام hezartou.com وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  23. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام parpirar.org وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ ۲۴٫۲ ۲۴٫۳ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام سازمان توسعه شهرستان بابل وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  25. «بزرگترین افتخارتاریخ فوتبال مازندران/نه نساجی،نه شموشک؛ خونه به خونه!». www.tabnak.ir. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۱۱-۱۳.

پیوند به بیرون[ویرایش]