کارکردگرایی ساختاری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

کارکردگرایی یا فونکسونالیسم یکی از رویکردهای نظری مطرح در جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی است که در کنار رویکردهای دیگری مانند ساخت‌گرایی، کنش متقابل نمادین و مارکسیسم قرار می‌گیرد.

کارکردگرایی ساختارگرایانه چهارچوبی برای ساخت تئوری ای است که جامعه را بعنوان سیستمی پیچیده ، که بخشهایش برای توسعه همبستگی و ثبات ، با یکدیگر در تعاملند میبیند.

این رویکرد از دیدگاهی در سطح کلان به جامعه مینگرد ، دیدگاهی که تمرکز گسترده ای روی ساختارهای اجتماعی ای که جامعه را بعنوان یک کل شکل میدهد دارد[۱]، و معتقد است که جامعه مانند اعضای بدن در رشد است. این رویکرد ، ساختار اجتماعی و کارکردهای اجتماعی را باهم نظر دارد.

کارکردگرایی جامعه را بعنوان یک کل و با عملکرد عناصر تشکیل دهنده اش نشان میدهد ، عناصری مانند ؛ هنجارها ، رسوم ، سنتها و بنیادها .

در یک قیاس رواج داده شده توسط هربرت اسپنسر، این بخشهای تشکیل دهنده جامعه بعنوان اعضای بدن که در جهت عملکرد صحیح بدن بعنوان یک کل ، باهم کار میکنند معرفی شده است[۲]. این تشبیه در بیان پایه ای بسادگی روی "تلاش برای نسبت دادن اثرات هر ویژگی ، رسم یا عملی ، روی عملکرد یک سیستم فرضی پایدار و پیوسته با بیشترین دقت ممکن" تاکید دارد.

تاریخچه[ویرایش]

تفکر کارکردگرایانه، در اصل به وسیله اگوست کنت که آن را در رابطه نزدیک با دیدگاه کلی جامعه‌شناسی خود می‌دید، معمول گردید. امیل دورکهایم نیز تحلیل کارکردی را به عنوان بخش اساسی از وظایف نظریه‌پردازی و پژوهش جامعه‌شناختی تلقی می‌کرد. اما، ظهور کارکردگرایی در شکل امروزی آن به شدت از مطالعات مردم‌شناسان تأثیر پذیرفت.

نظریه[ویرایش]

کارکرد گرایی ساختاری خصلتی کل گرایانه داشته ولی به تحلیل غیر تاریخی و میانبرد تمایل دارد. این گرایش به شدت از دو سنت عملی مایه می‌گیرد. سنت اول آثار دو انسان‌شناس به نام مالینوفسکی و رادکلیف براون و یک جامعه‌شناس به نام پارسونز. سمت دوم آثار دو دانشمند علم سیاست به نام آرتور بنتلی و دیوید تیرومن را در بر می‌گیرد. این دو سنت در آثار مهم گابریل آلموند تأثیر زیادی روی سیاست مقایسه ای گذاشته‌است، با هم تلفیق می‌شوند.

منابع[ویرایش]

  1. "Structural functionalism - Wikipedia". en.m.wikipedia.org. Retrieved 2021-01-20.
  2. ""Urry, John (2000). "Metaphores". Retrieved 2021-01-20.