ازلیان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
جامعه ازلی در تهران، ۱۹۱۰ از مجموعهٔ فخرتاج دولت‌آبادی
میرزا یحیی نوری ملقب به صبح ازل، ثمره، وحید

ازلی نام گروهی از پیروان سید علی محمد باب است که پس از وی صبح ازل را جانشین وی دانستند.[۱][۲][۳] پس از تیرباران سید علی محمد باب در سال ۱۸۵۰، پیروانش که به «بابی» مشهور بودند بر طبق آموزه‌های باب درکتابِ «بیان» به دنبال موعود آئین جدید که در این کتاب با عنوان «من یظهره الله» از او شده‌است، می‌گشتند.[۴] در سال ۱۸۶۳ بهاءالله ،برادر بزرگتر میرزا یحیی، خود را «من یظهره‌الله»، موعود کتاب بیان معرفی کرد.[۵] اکثر بابیان به او ایمان آورده و بهائی نامیده شدند.[۶] گروه اندکی که به پیروی از میرزا یحیی بابی ماندند ازلی نام گرفتند.[۱] ازلیان با تقیه و پنهان کردن هویت دینی خود عملاً در جامعه اسلامی حل شدند.[۷]

آموزه‌های باب[ویرایش]

یکی از آموزه‌های اساسی باب تداوم و تکامل ادیان است.[۸] با پیشرفت انسان در طول تاریخ، تجلی الهی به تدریج در ادیان ظاهر می‌شود و جلوه ای کاملتر و جامعتر از خود به منصّه ظهور می‌گذارد.[۹] هر دینی در زمان خود و به نسبت به گذشته کامل است و در عین حال کمالِ بالقوه اش ظهور دیانتِ بعد است که شکوفائی کمالات بالقوه دیانت و مدنیت قبل در آن ممکن می‌شود.[۱۰][۱۱] مثلاً کمالِ تورات، انجیل و کمالِ انجیل، قرآن است و اکنون کمالِ قرآن به صورت بیان و در آئینی که باب آورده، ظاهر شده‌است.[۱۰] بر اساس همین منطق، هیچ دینی به گفته باب آخرین دین نیست،[۹][۱۲] بلکه برای نیازهای دوره ای محدود از تاریخ بشر ظهور یافته‌است.[۹][۱۲] بر اساس همین اصلِ تکامل و شکوفایی ادیان[۱۳]، باب نتیجه می‌گیرد که نتیجه و ثمره آیین او باید شناخت و ایمان به «مَن یُظهره الله» موعود آئین بیان باشد.[۱۴] به باور باب، آثار وی برای اولین بار حقایق نهفته و باطنی مفاهیم اسلامی و آیات قرانی را آشکار می‌کند، حقایقی که به عقیده او با باور رایج میان مسلمانان تفاوت بسیار دارد.[۱۵][۱۶]

مفهوم قیامت و معاد از نظر باب نه پایان تاریخ بلکه پایان یک مرحله از تکامل بشر یعنی پایان دوران یک دین و آغاز ظهور دین بعدی است.[۱۷][۱۸] پس قیامت مسیحیت با ظهور پیامبر اسلام به وقوع پیوست و قیامت اسلام در سال ۱۲۶۰ هجری قمری با ظهور باب اتفاق افتاد.[۱۷] دوزخ و بهشت نیز نه محلی برای شکنجه ابدی برخی مردم یا محلی برای تمتّع جسمی و جنسی برخی دیگر است بلکه معانی روحانی دارد. بهشت شناخت و رضای خدا از طریق ایمان به فرستاده خداوند و عمل به ارزش‌های نوین او برای شکوفائی کمالات روحانی است و دوزخ محرومیت از این تکامل.[۱۸] باب، عدل الهی را مستلزم اختیار بشرو نیز استمرار فیض هدایت الهی بر طبق تکامل وقفه ناپذیر انسان و جامعه می‌داند و در نتیجه اعتقاد به انتهای نبوت و رسالت نفی کامل عدل الهی است.[۱۹] بعلاوه عدل الهی اقتضاء می‌کند که دلیل حقانیت یک پیامبر قابل دسترسی و تحقیق برای همگان باشد و در نتیجه تصور اینکه دلیل حقانیت پیامبران معجزات باشد با عدل الهی تضاد دارد چرا که در آنصورت دلیل پیامبر تنها برای کسانی قابل دسترسی می‌شود که در همان‌جا و همان زمان حاضر بوده باشند. پس عدل الهی مستلزم باور به حجیت کلام پیامبر است.[۱۵]

باب با کمال احترام از اسلام یاد می‌کند ولی بر اساس اصل تکامل و تداوم ادیان، باب دوره اسلام را هزار سال می‌داند[۲۰] که با ظهور او در سال ۱۲۶۰ هجری قمری، یعنی هزار سال بعد از وفات امام حسن عسکری، به پایان رسیده‌است.[۱۷][۲۰] شماری از نوشته‌های باب به صورت تفسیر سوره‌های قرانی نوشته شده‌است و معانی باطنی و عرفانی آن آیات را آشکار می‌سازد.[۱۶] در زمان اقامت باب در اصفهان، منوچهر خان معتمد الدوله حاکم مقتدر آنجا، که پیشینه مسیحی داشت و قلباً به پیامبر اسلام ایمان نداشت، در حضور علماء از باب خواهش نمود که در اثبات نبوت پیامبر اسلام رساله ای بنویسد.[۲۱] باب بلافاصله و بدون درنگ رساله مفصلی در همان جمع بنگاشت.[۲۲] نام این نوشته رساله اثبات نبوت خاصه است.[۲۲] این اثر چنان منوچهر خان را متأثر نمود که نه تنها به پیامبر اسلام بلکه به باب نیز ایمان یافت و در جرگه پیروان او درآمد.[۲۱][۲۳]

آیین بابی
Haykal-Bab-2.gif

شخصیت‌های اصلی

باب
صبح ازل
ملاحسین بشرویه - قدوس
طاهره قرةالعین
حروف حی

نوشته‌ها
کتاب بیان - قیوم الاسماء

کتاب جزآء
کتاب پنج شأن
کتاب الحیات
کتاب لعالی و مجالی

تاریخچه

احمد احسائی
شیخیه
تاریخچه دیانت بیانی
میرزا یحیی نوری
میرزا حسینعلی نوری
یحیی دولت‌آبادی
انشعاب بابی بهائی
ملا محمد جعفر کرمانی
شیخ احمد روحی
ملک المتکلمین
علی‌محمد فره‌وشی
مسیو نیکلا


تقویم وایام محرمه

تقويم بديع - میلاد باب
اعدام باب

شاخه‌های

آیین بیانی
ازلی - بهائیت -نقد بابیه


«مَن یُظهره‌الله»[ویرایش]

مَن یُظهِرُهُ الله (به معنی: کسی که خدا او را ظاهر خواهد ساخت) به باور بابیان و بهائیان، فردی است که بنا به کتاب بیان فرستاده خدا است و خداوند بعد از سید علی محمد شیرازی او را به پیامبری برخواهد گزید تا راهنمای بشر و نجاتگر عالم باشد. به اعتقاد بهائیان، مَن یُظهِرُهُ الله، همان بهاءالله، شارع دیانت بهائی است.[۲۴]

از اساسی‌ترین آموزه‌های سید علی محمد باب این نکته است که نتیجه و ثمره آیین او باید شناخت و ایمان به «مَن یُظهره الله» باشد.[۱۴] باب به کرّات در آثار خود به ظهور «مَن یُظهره الله» اشاره می‌کند[۲۵] و از پیروان خود می‌خواهد که شناخت و ایمان خود را به تصدیق هیچ‌کس حتی خود باب و هیجده حوّاری اولیه وی (حروق حی) مشروط نکنند و موعود را از آثار و صفات خود او بشناسند و نه از اشاره و دلالت دیگران.[۲۶] باب حتی پیروانش را برحذر می‌دارد که مبادا مانند ادیان قبل که با استدلال به کتاب آسمانی خود از پیامبر بعدی محروم شدند با استدلال به آثار باب از ایمان به «مَن یُظهره الله» محروم شوند،[۲۶][۲۷] مقام موعود به گفته باب بالاتر از آنست که حتی آثار خود باب لیاقت اشاره به وی را داشته باشد.[۲۶] باب در آثارش از نزدیکی ظهور موعود می‌گوید و برای زمان ظهور او به سال نه و سال نوزده اشاره می‌کند.[۲۸] اندکی پس از یک دهه از آغاز دعوت باب در سال ۱۸۴۴، یعنی چند سال پس از اعدام وی در سال ۱۸۵۰، بیش از ۲۵ نفر ادعای من یظهره‌اللهی کردند.[۲۹][۳۰] دنیس مکین نام بیست نفر از مدعیان را فهرست کرده‌است.[۳۱]میرزا اسدالله خویی دیّان یکی از اولین کسانی بود که چنین ادعایی کرد و قبل از این که طرفداران قابل توجهی کسب کند در بغداد احتمالاً با توطئه صبح ازل به قتل رسید.[۳۲] نوزده سال بعد از دعوت باب، بهاءالله در سال ۱۸۶۳ در جمع یارانش و بعدتر در سال ۱۸۶۶ به صورت عمومی تر ادعای من یظهره اللهی کرد[۳۰] و عموم بابیان به وی ایمان آوردند.[۶][۳۳] گروه اندکی که به طرفداری از میرزا یحیی ازل بابی باقی ماندند ازلی نام گرفتند. ازلیان ظهور من یظهره الله را در فاصله ای خیلی دور پیش‌بینی می‌کردند و معتقد بودند ظهور موعود زودتر از دست کم ۲۰۰۰ سال از ظهور باب و قبل از مورد قبول گرفتن دین باب در بسیاری از کشورها رخ نخواهد داد.[۳۴] با این وجود ازلیان در پی تبلیغ و جهانگیرکردن آئین بابی بر نیامدند و با تقیه و پنهان کردن هویت دینی خود عملاً در جامعه اسلامی حل شدند.[۷]

دست خط باب

میرزا یحیی نوری ملقب به صبح ازل[ویرایش]

میرزا یحیی نوری معروف به صبح ازل، وحید و ثمره در سال ۱۲۴۷ قمری مطابق ۱۸۳۱میلادی در تهران محله عرب‌ها چشم به جهان گشود.[۳۵] مادرش هنگام تولد وی درگذشت و پرستاری از این طفل از همان بدو ولادت بنابر دستور پدر به خدیجه خانم مادر میرزا حسینعلی نوری محول گردید.[۳۶] وی یکی از شخصیت‌های مشهور در میان بابیان و بهائیان است. در سال ۱۲۶۳ به سبب تکاپوهای زیادی که برادرش، بهاءالله، در گسترش آیین باب داشت، با آن اعتقاد آشنا شد و به جمع پیروان باب پیوست.[۳۵]

باب در آثارش به نزدیکی ظهور مَن یُظهِرُهُ الله، کسی که نتیجه و ثمره آئین بابی باید شناخت و ایمان به او باشد، اشاره می‌کند.[۱۴] وی همچنین از بابیان می‌خواهد که در شناسایی و ایمان خود کاملاً مستقل عمل کنند و موعود را به خود او بشناسند و نگذارند افراد دیگر، حتی خود باب و حروف حیّ، و یا آثار باب مانع شناسایی آنان شوند.[۲۷] از اینرو در آئین بابی وصیّ (جانشین) و مفسّر آثار به آن مفهوم که در سایر ادیان هست وجود ندارد و جانشینی که باب تعیین نمود در واقع رهبر اسمی جامعه بابی بعد از وی بود.[۳۷]

کمی قبل از اعدام سید علی‌محمد باب عبدالکریم قزوینی، یکی از کاتبان باب توجه او را به اهمیت تعیین جانشین جلب نمودند و باب تعداد مشخصی لوح نوشته آن‌ها را به عبدالکریم داد [۳۸] تا به دست میرزا یحیی و بهاءالله برساند.[۳۸] باب در لوحی که معمولاً به عنوان وصیت‌نامه باب از آن یاد می‌شود، میرزا یحیی به عنوان رهبر بابیان پس از بنیان‌گذار جنبش تعیین نمود.[۳۹][۴۰] در همین لوح به وی دستور داده شده‌است که از من یظهره‌الله در زمان ظهورش پیروی کند.[۴۱] رهبری وی جنجال‌برانگیز بود. وی کمتر در میان بابی‌ها حاضر می‌شد. منوچهری ادعا می‌کند که دلیل در خفا ماندن او بخشی از وصیت‌نامه سید علی محمد شیرازی است که او را به محافظت از خویش توصیه کرده‌بود.[۴۲] براون معتقد است رهبری میرزا یحیی در عراق رهبری اسمی بوده و در عمل ساماندهی امور را بهاءالله، برادر ناتنی وی انجام میداده.[۴۳] دنیس مکین بر این نظر است که تعیین میرزا یحیی به عنوان جانشین رسمی باب، تنها برای حفظ بهاءالله از خطر و با پیشنهاد بهاءالله و عبدالکریم قزوینی و موافقت باب بوده‌است.[۴۰][۴۴] خطری که بهاءالله را تهدید می‌کرد از جانب امیر کبیر بود.[۴۵] به گفته سعیدی اگر امیر کبیر به نقش کلیدی بهاءالله در جامعه بابی پی میبرد حتماً او را به قتل می‌رساند.[۴۵] این تحلیل اول بار توسط عباس افندی در «مقاله شخصی سیاح» مطرح شد.[۴۶] شوقی افندی نیز می‌گوید باب میرزا یحیی را به عنوان «مرجع اسمی» جامعه بابی انتخاب کرده بود و به نقل از «مقاله شخصی سیاح» تحلیلی مشابه تحلیل فوق ارائه می‌دهد.[۴۷]

بهائیان و بابیان[ویرایش]

پس از تیرباران باب، پیروانش که به «بابی» مشهور بودند بر طبق بیانات باب در کتاب بیان به دنبال موعود آئین بابی که در کتاب بیان با عنوان «من یظهره الله» از آن یاد شده، می‌گشتند.[۴] در سال ۱۸۶۳ میلادی بهاءالله خود را «من یظهره الله» یا همان موعود کتاب بیان خواند.[۴۸] اکثر بابیان به او ایمان آورده و بهائی نامیده شدند.[۶][۳۳] برخی از بابیان به سنت موجود وفادار مانده و با پیروی از نابرادری کوچک بهاءالله، موسوم به میرزا یحیی صبح ازل، ازلی یا بیانی نام گرفتند، تعداد این‌ها اکنون اندک است.[۴۹] میرزا یحیی اما فعالیت چندانی نشان نداد ولی بهاءالله آئین بهائی را پدیدآورد[۴۸] که به دیانتی جهانی تبدیل شد.[۵۰]

آیین بیانی پس از صبح ازل[ویرایش]

صبح ازل، میرزا یحیی دولت‌آبادی را به عنوان جانشین خود پس از مرگ و رهبر جامعهٔ ازلی برگمارد.[۵۱] در خصوص میزان درگیر بودن او در سازمان‌دهی ازلیان به‌طور فعال شواهد اندکی وجود دارد. میرزا یحیی چیز زیادی دربارهٔ موضوعات ازلی ننوشت،[۵۲] نقش یک اصلاحگر سکولار را به جای یک رهبر مذهبی برگزید، و بابیت ازلی در زمانی نه چندان طولانی اثرگذاری خود را از دست داد.[۵۱] ابوالقاسم افنان از مورخان بهایی به نقل از سید محمد علی جمالزاده در ژنو شنیده که هنگامیکه میرزا یحیی ازل در قبرس وفات نمود حاجی میرزا یحیی دولت‌آبادی در ژنو بود. به او پیشنهاد کردند که جانشین ازل و زعامت ازلی‌ها را قبول کند و به قبرس برود ولی او نپذیرفت و قبول نکرد و به طهران مراجعت نمود.[۵۳]

گاهشمار آئین بیانی[ویرایش]

سال بیانی[ویرایش]

سال بیانی سیصد شصت و یک روز می‌باشد. در کتاب بیان عربی باب سوم از واحد پنجم چنین وارد شده‌است: " قد جعلنا الحول تسعةعشر شهرا " ترجمه: همانا قرار دادیم برای سال نوزده ماه. همان باب در کتاب بیان فارسی چنین شرح داده شده‌است: خداوند عالم خلق فرموده کل سنین را به امر خود و از ظهور بیان قرار داده عدد هر سنین را عدد کلشیئ (۳۶۱روز) و آن را نوزده شهر قرار داده و هر شهر را نوزده روز فرموده تا آنکه کل از نقطهٔ تحویل حمل تا منتهی‌الیه سیر او که به حوت منتهی می‌گردد در نوزده مراتب حروف واحد سیر نمایند.

مبدأ تاریخ بیانی[ویرایش]

در باب چهاردهم از واحد ششم کتاب بیان عربی، بزرگترین روز سال یوم‌الله الاعظم نام برده شده‌است. شرح آن در همان باب کتاب بیان فارسی چنین است: خداوند عالم در میان ایام یومی را منسوب به خود فرموده و آن را یوم‌الله خوانده‌است.

در کتاب بیان تعداد روزهای سال بیانی سیصد و شصت و یک روز ذکر گردیده ولی تکلیف چهار یا پنج روز تفاوت نسبت به تقویم شمسی مشخص نگردیده‌است و نام ماه‌ها و مبدأ تاریخ نیز عنوان نشده‌است. در کتاب پنج شأن چنین وارد است: هذا یوم الاربعاء الخامس من شهر جیم الاول من سنة ۱۲۷۶ عن بعثة الفرقانیه … هذا یوم الاول من شهر البهاء من السنة الابد ترجمه: امروز چهار شنبه پنجم جمادی‌الاول از سال ۱۲۷۶ از بعثت فرقان است … امروز روز اول از ماه بهاء از سال هفتم ظهور است .قد جعل الله کل حول من ذلک الیوم تسعةعشر شهرا و کل شهر تسعة عشر یوما و بداء الحساب من ذلک الیوم لانه اول سنة لایبدل الا بامر من یظهره الله … ترجمه:از امروز خداوند عز ذکره، سال را نوزده ماه و هر ماه را نوزده روز قرار داده‌است و آغاز حساب از امروز است این تقویم تغییرپذیر نیست مگر به امر «من یظهره الله».....

در کتاب الأسماء کلشیئ (چهار شأن) در سال ۱۲۶۵ هجری قمری در جواب مؤمنی به اسم رفیع (در ظل اسم رفیع در این کتاب) چنین آمده‌است: انما قد ذکرت فی الکتاب من اول سنة البدیع فی البیان ترجمه:(در این نامه از مبدأ تاریخ و تقویم پرسیده‌ای) شمااز پنجم جمادی اولی سال هفتم ظهور (۱۲۶۶) حساب کنید ثم کل واحد شهر تحسبون ترجمه: هر نوزده روز را یک ماه حساب کنید. و ما یزید انتم من بعد تنقصون ترجمه: چند روز اضافه را به سال بعد ببرید. کل شهر تسعة عشر یوما و کل سنة تسعةعشر شهرا و کل حول ثلثمأة و ستین ثم واحدا ترجمه :هر ماه نوزده روزاست و هر سال نوزده ماه و هر سال ۳۶۱ روز باشد نه زیاده. و لا تومرنّ بالقمر فی طلوعه و لا بما انتم بالشمس تحسبون ترجمه: به قمری یا شمسی حساب نکنید. قد رفعنا عنکم ما انتم فیه تختلفون ترجمه: ما آن دو تقویم را برداشتیم به سبب آنچه در آن اختلاف می‌کردید (اختلاف دقایق و کبیسه‌ها که در اسلام باعث شد روزهای احزان و اعیاد مورد اختلاف باشد). و من لم یُسمیٰ شیئا بغیر ما قد سمّاه الله فیکون مشرکا ترجمه:هر کس در این باره بر خلاف حکم خدا عمل کند مشرک است.

تقویم آئین بیانی[ویرایش]

مبدأ تقویم بدیع بیانی ۲۹ اسفند سال ۱۲۲۸ ایرانی معادل ۲۰ مارس ۱۸۵۰ میلادی برابر اول شهر البهاء اولین سال تقویم بیانی

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ جنبش بابیان
  2. Cole, Juan (2002). "Baha'u'llah's Surah of God: Text, Translation, Commentary". Translations of Shaykhi, Babi and Baha'i Texts. Vol. 6 (No. 1).
  3. Nicolas, A.L.M (1933). Qui est le succeseur du Bab?. Paris: Librairie d'Amerique et d'Orient. p. ۱۵.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ MacEoin, ‎D. M., "BAYĀN", Encyclopedia of Iranica Retrieved on 2009-09-05.
  5. MacEoin, Dennis (1989). "Azali Babism". Encyclopædia Iranica.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ * Balyuzi, Hasan (1973). The Báb: The Herald of the Day of Days (به English). Oxford, UK: George Ronald. ISBN 978-0-85398-054-4.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ Amanat, Abbas (2017). Iran: A Modern History (به English). Yale University Press. p. 330. ISBN 0300112548.
  8. Amanat, Abbas (1989). Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran (به English). Ithaca: Cornell University Press. p. 245.
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 243–245. ISBN 978-1-55458-056-9.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ Saieidi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfrid Laurier University Press. p. 256. ISBN 978-1-55458-056-9.
  11. Stenstrand'S, August J; Browne, Edward G (2006). "BABISM". In al-Ahari, Muhammad Abdullah. THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Daltaban Peyrevi. Chicago: Magribine Press. p. ۲۷. ISBN 978-1-56316-953-3.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ Stenstrand'S, August J; Browne, Edward G (2006). "BABISM". In al-Ahari, Muhammad Abdullah. THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Daltaban Peyrevi. Chicago: Magribine Press. p. ۲۷. ISBN 1-56316-953-3.
  13. Stenstrand'S, August J; Browne, Edward G (2006). "BABISM". In al-Ahari, Muhammad Abdullah. THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Daltaban Peyrevi. Chicago: Magribine Press. p. 27. ISBN 978-1-56316-953-3.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 344–351. ISBN 978-1-55458-056-9.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfrid Laurier University Press. p. 227. ISBN 978-1-55458-056-9.
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 30–32. ISBN 978-1-55458-056-9.
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ Saiedi, Nader (2008). Saiedi, Nader. Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به English). . Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 254–255. ISBN 978-1-55458-056-9. Check |isbn= value: invalid character (help).
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ Saiedi, Nader (2000). Logos and Civilization: Spirit, History, and Order in the Writings of Baha'u'llah (به English). University Press of Maryland. pp. 68–69. ISBN 1-883053-63-3.
  19. Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 220–221. ISBN 978-1-55458-056-9.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ ترابیان فردوسی، محمد (۱۳۸۳). حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی (به پارسی). ایران: صحیفه خرد. ص. ۴۱۱. شابک ۵-۵-۹۵۴۱۴-۹۴۶ مقدار |شابک= را بررسی کنید: checksum (کمک).
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ Amanat, Abbas (2017). Iran: A Modern History (به English). Yale University Press. p. 238. ISBN 0300112548.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfird Laurier University Press. p. 34. ISBN 978-1-55458-056-9.
  23. یکسال در میان ایرانیان، پروفسور ادوارد براون، ترجمه ذبیح‌الله منصوری، صفحه ۷۸–۷۶
  24. «دین بهایی آیین فراگیر جهانی»، نوشتهٔ ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، صفحهٔ ۴۵
  25. BÁBISM By Edward G. Browne.p۳۳۸
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ ۲۶٫۲ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb (به English). Canada: Wilfrid Laurier University. pp. 290–291. ISBN 978-1-55458-056-9.
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ ربانی، شوقی (۱۱۹۲). قرن بدیع. کانادا: موسسه معارف بهائی. صص. ۹۱.
  28. Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. ۳۴۸–۳۵۷. ISBN 978-1-55458-056-9.
  29. محمود صدری، استاد دانشگاه تگزاس، به نقل از دانشنامه جهان اسلام، مدخل بهائیت
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ Smith, Peter (۲۰۰۰). «He whom God shall make Manifest". A concise encyclopedia of the Bahá'í Faith. Oxford: Oneworld Publications. pp. 180–181. ISBN 1-85168-184-1.
  31. Denis MacEoin, "Divisions and Authority Claims in Babism (1850-1866)," Studia Iranica 18:1 (1989), p. 94-101
  32. Smith, Peter (2000). "Dayyan". A concise encyclopedia of the Bahá'í Faith. Oxford: Oneworld Publications. pp. 118. ISBN 1-85168-184-1.
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ Amanat, Abbas (2017). Iran: A Modern History (به English). Yale University Press. p. 246. ISBN 0300112548.
  34. Hierarchy, Authority and Eschatology in Early Bábí Thought by Denis MacEoin published in In Iran: Studies in Bábí and Bahá'í History vol. 3,p۱۲۹٬۱۳۰
  35. ۳۵٫۰ ۳۵٫۱ فاضل مازندرانی، اسدالله. «تصویر از نسخه خطی». تارخ ظهورالحق (به پارسی). ۵. ص. ۴۹۲.
  36. کاشانی، میرزاجانی (۱۹۱۰). «شرح حال جناب ازل». در PERSAN، MS. SUPPL. نقطةالکاف (به پارسی). لیدن هلند: E.J. BRILL. ص. ۲۳۹. از پارامتر ناشناخته |نام نویسنده سرمقاله= صرف‌نظر شد (کمک); پارامتر |first2= بدون |last2= در Authors list وارد شده‌است (کمک)
  37. Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. ۳۴۸–۳۵۷. ISBN 978-1-55458-056-9.
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ Amanat, Abbas (1989). Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran. Ithaca: Cornell University Press p.384
  39. Nicolas, A.L.M (1933). Qui est le succeseur du Bab? (به English). Paris: Librairie d'Amerique et d'Orient. p. 15.
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ [Denis MacEoin Reviews Making the Crooked Straight H-Bahai, 2001 http://www.fglaysher.com/bahaicensorship/MacEoinRev.htm#_ftnref16]
  41. Manuchehri, S. (2004). "The Primal Point's Will and Testament". Research Notes in Shaykhi, Babi and Baha'i Studies (به English). Vol. 7 (No. 2). Archived from the original on 8 December 2004. Retrieved 10 February 2012.
  42. Manuchehri, S. (2004). "The Primal Point's Will and Testament". Research Notes in Shaykhi, Babi and Baha'i Studies. Vol. 7 (No. 2). Archived from the original on 8 December 2004. Retrieved 10 February 2012.
  43. Browne, Edward (1893). A Year Amongst the Persians (به English). London. p. 64. ISBN 32044004437067 Check |isbn= value: length (help).
  44. امانت، عباس (۱۳۸۳). قبله عالم، «اندرزی برای شاهزادگان». نشر کارنامه.
  45. ۴۵٫۰ ۴۵٫۱ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfrid Laurier University Press. p. 349. ISBN 978-1-55458-056-9.
  46. MAC EOIN, D. (1989-01-01). "Divisions and Authority Claims in Babism (1850-1866)". Studia Iranica. 18 (1): 93–129. doi:10.2143/si.18.1.2014576. ISSN 0221-5004.
  47. God passes by,p 28
  48. ۴۸٫۰ ۴۸٫۱ سجادی، صادق؛ بابیه، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج11
  49. Barrett, David (2001). The New Believers (به English). London, UK: Cassell & Co. p. 246. ISBN 0304355925.
  50. «Religion: Year In Review 2010 - Worldwide Adherents of All Religions | Britannica.com». ۲۰۱۶-۱۱-۲۰. دریافت‌شده در ۲۰۱۸-۰۸-۰۲.
  51. ۵۱٫۰ ۵۱٫۱ "Ṣubḥ-i Azal". Brill Reference. 2015-01-01. Retrieved 2015-01-01.
  52. "AZALI BABISM – Encyclopaedia Iranica". Encyclopædia Iranica. 1912-04-29. Retrieved 2015-01-02.
  53. افنان، ابوالقاسم. عهد اعلی صفحه 505.
The Azali Community in Isfahan early 20th century

An Azali (Persian: ازلیان‎)[1][2][3][4] or Azali Bábí[5][6] is a follower of the monotheistic religion of Subh-i-Azal and the Báb. Early followers of the Báb were known as Bábís; however, in the 1860s a split occurred after which the vast majority of Bábís followed Mirza Husayn `Ali, known as Bahá'u'lláh, and became known as Bahá'ís, while the minority who followed Subh-i-Azal came to be called Azalis.[7]

Current estimates are that there are no more than a few thousand.[2][5][6]

Distinguishing characteristics

Azalis do not accept any of those who have advanced claims to be the Báb's promised one (known as "He whom God shall make manifest"). The most bitterly contested claim is that of Bahá'u'lláh in 1863. Azalis rejected his claim of divinity, arguing that the world must first accept the laws of the Báb before "He Whom God Shall Make Manifest" can appear.[8]

Involvement in Persian secular and constitutional reform

With respect to the direction that Azali Bábism took immediately after the split, MacEoin said:

Azali Babism represents the conservative core of the original Babi movement, opposed to innovation and preaching a religion for a non-clerical gnostic elite rather than the masses. It also retains the original Babi antagonism to the Qajar state and a commitment to political activism, in distinction to the quietist stance of Baháism [sic]. Paradoxically, Azali conservatism in religious matters seems to have provided a matrix within which radical social and political ideas could be propounded.

— [6]

After the split with the Bahá'ís, some Azalis were very active in secular reform movements and the Iranian Constitutional Revolution (1905–1907), including Shaykh Ahmad Ruhi Kermani and Mirza Abd-al-Hosayn Kermani. However, the community was still suppressed as a heresy, and the accusation of being an Azali was often enough for most to believe it to be true. Coupled with the Azali practice of taqiyya (dissimulation), determining whether or not a particular figure in Persian politics was an Azali is difficult.[6]

Taqiyya

Taqiya ("dissimulation") was practiced by some Bábís. It was justified by some as a response to the often violent oppression the community faced. However, prominent Bábí leaders never encouraged individuals to practice it; and some who had practiced taqiyya later abandoned it, declared themselves openly, and were put to death.[9]

Among Azalis, however, the practice became ingrained and widespread. One historian has noted:

The Azali Babis and in particular Mirza Aqa Khan Kirmani and Shaykh Ahmad Ruhi showed little hesitation in alteration and falsification of Babi teachings and history in their works. Azali Babis regarded taqiyyah as an imperative requirement. In contrast the Azali Babis glorified taqiyyah in their literature. Taqiyyah was considered a virtue and classified into various levels of concealment. Prominent Azali leaders openly recanted their faith and even abused [the] Bab and Azal in the process.

— [9]

Succession and aftermath

There was some dispute on the question over who was Subh-i-Azal's appointed successor.[10] MacEoin states that Subh-i-Azal appointed Yahya Dawlatábádí as his successor in turn after the death of his (Yahya's) father, Mirza Hadi Dawlatábádí.[6] However, this was disputed by Subh-i-Azal's grandson, Jalal Azal , indicating that this question was not entirely resolved.[11]

MacEoin notes that, in any event, neither he (Yahya Dawlatábádí) nor anyone else arose to organize the affairs of the community, or produce significant writing to develop the religion. He goes on to say (writing in 1999):

With the deaths of those Azalis who were active in the Constitutional period, Azali Babism entered a phase of stagnation from which it has never recovered. There is now no acknowledged leader nor, to the knowledge of the present writer, any central organization. Members tend to be secretive about their affiliation, converts are rare, and association appears to run along family lines. It is difficult to estimate current numbers, but these are unlikely to exceed one or two thousand, almost all of whom reside in Iran.

— [6]

See also

Notes

  1. ^ Browne (1889) pp. 351-352
  2. ^ a b "Azali". Britannica Concise Encyclopedia. 2006. Encyclopædia Britannica. Retrieved 2006-12-26.
  3. ^ MacEoin, Dennis (1999). "Sub-i Azal". Encyclopædia of Islam.
  4. ^ Amanat, Abbas (1989). Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran. Ithaca: Cornell University Press. pp. 384, 414.
  5. ^ a b Barrett (2001) p. 246
  6. ^ a b c d e f MacEoin, Dennis (1989). "Azali Babism". Encyclopædia Iranica.
  7. ^ "But the upshot of the whole matter is, that out of every hundred Bábís probably not more than three or four are Ezelís [sic], all the rest accepting Behá'u'lláh [sic] as the final and most perfect manifestation of the Truth." (Browne (1889) p. 351)
  8. ^ "Azali". Encyclopædia Britannica. Retrieved 2006-10-17.
  9. ^ a b Manuchehri 1999
  10. ^ Browne (1918) pp. 312-314
  11. ^ Momen, M. (1991). "The Cyprus Exiles". Bahá'í Studies Bulletin: 106.

References

External links