شورش بابیان زنجان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سید علی محمد شیرازی مشهور به باب

پس از جنگ قلعه طبرسی، قیامی به رهبری ملا محمدعلی زنجانی ملقب به حجت در زنجان شکل گرفت.[۱]

نگرش بابیان[ویرایش]

مسیو نیکلا منشی اول سفارت فرانسه در ایران در این خصوص می نویسد: مسلمانان یکنفر بابی را موسوم به شیخ علی دستگیر کردند و پس از آزار و اذیت بسیاری بردند بدارالحکومه،امام جمعه در آنجا حاضر بود بمحض مشاهده از فرط خشم قلم تراش را از قلمدان بیرون آورده در چند جای شکم او فرو برد و کشت. علما نامه هایی به شاه نوشتند و مراتب وحشت و بلاتکلیفی خود را بعرض رسانیدندشاه که از جنگ مازندران تازه خلاص شده بود با اصرار صدراعظم و اعلان جهاد ملا ها حکم کرد که تمام بابیها را بکشند و اموالشان را غارت کنند. روز جمعه جارچیان به بازار آمدند و فریاد برآوردند: "ای مسلمانان حکم علما و اعلیحضرت است هرکس می خواهد دارائی و عیال و اولاد و خیالش محفوظ بماند باید بلافاصله از بابیان جدا شده در طرف مغرب شهر منزل کند پس از دو یا سه روز دیگر نیروهای دولتی خواهند رسید و تمام کفار را بقتل میرسانند." بابیها نیز در عوض خود را آماده دفاع می کردند لیکن حجت زنجانی به همه اعلام می نمود که در این جنگ نیز مانند جنگ قلعه طبرسی همه شهید خواهند شد و طرفداران را تشویق به ترک صحنه جنگ و عظیمت به دیگر طرف شهر می نمود. بلافاصله سنگر ها ساخته شد. سید علی خان رئیس نیروی دولتی به اردوگاه بابیان رفت و پنج ساعت با حجت مذاکره کرد و در نهایت خود نیز به باب ایمان آورد. شاه دستور توقیف وی را داد و محمد خان امیر تومان را معین کرد و هفت فوج سرباز بطرف زنجان فرستاد. در عوض بابی ها ارک علی مراد خان راتصرف و آذوقه و اسلحه انباشتند و جنگ رسماً آغاز شد.

پیرو شجاعت بابی ها منجر به ضعف نیروهای زیاد مسلمان شده بود به همین دلیل نامه و قرآنی که در آن تعهد به حفظ جان ایشان شده بود به همراه چندتن بابی اسیر شده به اردوی بابی ها فرستادن، بابی ها قرآن را نزد حجت زنجانی فرستادند حجت به ایشان گفت که قسم آنها را باور نکنید مانند همان مکری که در مازندران بعمل آوردند ولی برای اینکه حیاط جنگجویان شجاع را به خطر نیندازد وکلایی و پیرمردان و اطفالی انتخاب و به همراه همان قرآن، به اردوی دولتی فرستاد.امیر، ریش مشهدی اسماعیل قزوینی که پیرمردی بود را مقراض نمود و مابقی جماعت را لخت نموده بدن ایشان را شیره مالید و در وسط آفتاب تسلیم زنبوران نمود و چون شب شد همه را کشت.

شاه فرخ خان را بجای صدرالدوله منصوب کرد ولی وی نیز بدست بابی ها کشته شد. شاه شش توپ دوازده و هجده لیوری را به زنجان فرستاد و لشکریان متعدد از چهار سمت به بابیان تاختند ولی سودی نبردند در این زمان خبر اعدام سیدعلی محمد باب در تبریز به گوش ایشان رسید و در آنها حرارت تصور ناپذیر را ایجاد نمود.[۲]

درصفحه 326 کتاب تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز تعداد نیرو هایی را که با توپخانه به زنجان اعزام گردیده بودند را سی هزار تن ذکر نموده است.[۳]

ادوارد براون در خصوص این قیام می‌نویسد:

آرامش موقت که پس از سرکوب شورش مازندران ایجاد شده بود، بزودی توسط نزاعی مشابه در زنجان در شمال غرب ایران شکسته شد. وقوع نزاع از جهاتی خیلی شبیه قبل است. همان شجاعت سرکوب ناپذیر و از جان گذشته از سمت بابی‌ها و همان بی دقتی، بزدلی و سوءمدیریت از سمت محاصره کننده‌ها. اما خیلی زود همچون جنگ قلعه طبرسی حمله غافلگیرانه، قحطی را برای محاصره شوندگان به دنبال می‌آورد. سپس همان وعده‌های خائنانه از راه می‌رسند و به تسلیم منتهی می‌شوند و مانند گذشته با قتل و عام نابکارانه بابی‌های اعتماد کننده همراه است. این تابستان ۱۸۵۰ با سایر وقایعی که مصیبت بارند مشخص شد.[۴]

میرزا ابوالقاسم زنجانی (۱۲۲۴-۱۲۹۲) روحانی شیعه و از علمای بزرگ عصر قاجار در روزگار ناصرالدین شاه بود.

او در زنجان متولد شد. جد اعلای او میر محسن موسوی (متوفی ۱۱۴۸ هجری قمری) مرجع کل در زمان شاه سلطان حسین و شاه طهماسب دوم بود. میرزا ابوالقاسم در قزوین و اصفهان تحصیل کرده بود و از شاگردان سید محمدباقر شفتی به شمار می‌آمد. او در سرکوب قیام بابیان زنجان نقش داشت و فتوای قتل ملا محمدعلی زنجانی را صادر کرد. او در سال ۱۲۹۲ درگذشت. او همچنین مؤلف تعدادی کتاب و رساله در زمینه‌های فقه و ریاضی و طب است.[۵][۶]

حضور زنان در قیام زنجان[ویرایش]

دختر بیانی، که در جنگ زنجان با لباس مردانه می رزمید.

از ویژگی‌های قیام بابیان زنجان ، دوشادوشی زنان و مردان در جنگ است. مولف فلسفه نیکو به نقل از ناسخ التواریخ می‌نویسد: چنانچه صاحب ناسخ التواریخ اقرار می‌کند و می‌گوید: مسموع شد دخترکی که بسال افزون از پانزده و شانزده نبود، در چند سنگر زحمت لشکر می‌برد و تفنگهای ایشان را با سرب و باروت انباشته می‌ساخت و بدیشان می‌سپرد.[۱] یکی از این بانوان زینب بود که با لباس مردانه به جنگ وارد شد و نام وی را رستم علی گذاردند شجاعت های رستم علی در جنگ و تعقیب دشمنان بود که رفقایش وی را صدا کردند و ناگهان از هر طرف به سمت وی شلیک شد و دختر جوان با جراحات زیادی جان سپرد[۷] ادوارد براون در همین خصوص می‌گوید:زنان بابی گیسوان بلندشان را بریده و بدور سلاحشان که بخاطر شلیک مداوم ترک خورده و دهانه باز کرده بود می‌بستند و بطور مداوم در استحکامات، شوهران و برادرانشان را تشویق می‌کردند.[۴]

رابرت گرانت واتسن نیز زنان بابی زنجان را اینچنین ستوده است:

در شجاعت زنهای ایشان اذعان نمود بهمان اندازه که رشادت زنهای ساراگوسا(saragossa) قابل ستایش است بهمان اندازه شجاعت زنان بابی زنجان را باید ستود و آنچه مسلم است نسبت به رشادت زنجانیها که از خود نشان دادند جای تردید نیست. بانوان زنجانی در مصیبت جگر گوشگان خود اشک عزا نریختند. اما در مقابل دفاع از موقعیت نامناسب و انتقام خون عزیزان خود دلیرانه کوشیدند.[۸][۹]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ محرابی, معین الدین. «پیشگفتار». در قرةالعین شاعره آزادیخواه و ملی ایران. آلمان: نشر رویش, 1994. 184. 
  2. Nicolas، Al-M. «ششم - شورش زنجان». در مذاهب ملل متمدنه تاریخ سید علی محمد معروف بباب. 1322. 487. 
  3. محرابی, معین الدین. «پیشگفتار». در قرةالعین شاعره آزادیخواه و ملی ایران. آلمان: نشر رویش, 1994. 184. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “BABISM”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3. 
  5. سپهر، محمدتقی. ناسخ‌التواریخ، جلد ۸، ص۴۴
  6. میرزایی، محمدکاظم. مجله یادگار، سال سوم، شماره۸: ص۳۵
  7. Nicolas، Al-M. «ششم - شورش زنجان». در مذاهب ملل متمدنه تاریخ سید علی محمد معروف بباب. 1322. 487. 
  8. محرابی, معین الدین. «پیشگفتار». در قرةالعین شاعره آزادیخواه و ملی ایران. آلمان: نشر رویش, 1994. 184. 
  9. تاریخ رحال ایران. ج. ۳. ۴۲۸. 

منابع[ویرایش]