من‌یظهره‌الله

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از من یظهره الله)
پرش به: ناوبری، جستجو
سید علی محمد شیرازی مشهور به باب، حضرت نقطه، شمس حقیقت، نقطه اولی، حضرت اعلی

مَن یُظهِرُهُ الله (به معنی: کسی که خدا ظاهرش می‌کند) از مفاهیمی است که پیروان کیش بابی به آن باور دارند.[۱] سیدعلی محمد باب موعود آیین بیانی را من یظهره الله نامیده و در کتاب بیان فارسی صراحتاً به آنچه به باور او «شرایط و زمان ظهور وی» است اشاره کرده‌است. کتاب بیان فارسی بزرگترین اثر تشریعی باب است. ولکن پیش از آنکه مجموعه‌ای از قواعد و اصول حقوقی و جزائی دیانت بیان محسوب گردد، کتاب مدح من یظهره‌الله است، من یظهره الله لقب موعود دیانت بابی است. عنوان من یظهره‌الله و عناوین مشابه آن بیش از دویست و هشتاد بار در متن بیان فارسی آمده‌است. نزدیکی ظهور موعود بیان بارها به تصریح و تلویح در این کتاب حتی در باب مستغاث (باب دهم از واحد هفتم) تاکیدشده‌است.[۲] در یکی از این لوح‌ها که معمولاً به عنوان وصیت نامه باب از آن یاد می‌شود، صبح ازل به عنوان رهبر بابیان پس از بنیانگذار جنبش تعیین شده‌است. در همین لوح به وی دستور داده شده‌است که از من یظهره‌الله پیروی کند.[۳]

بعد از اعدام باب در سال ۱۸۵۰ تعدادی از بابیان[۴] و تا فاصله ۲۰ سال از مرگ باب بیش از ۲۵ نفر ادعای من یظهره‌الله‌ای کردند. قرن بدیع، شوقی افندی، موسسه معارف بهائی، کانادا ص ۱۹۹۲٬۲۶۱ دنیس مک‌ایون از نام بیست نفر از مدعیان را (که البته همه آنها را مدعی من یظهره اللهی نمی‌داند) فهرست کرده‌است.

دیدگاه سیدعلی محمد باب در خصوص من یظهرالله[ویرایش]

ادوارد براون

ادوارد براون چنین نگاشته‌است:[۵]

تعالیم باب نیز پیشرفت‌های چشمگیری داشت. او اعلام کرد که صرفاً دروازه و راهی که به امام مهدی ختم می‌شود نیست بلکه خود امام است و اینکه او عملاً موعود و حقیقت آغازین است که بار دیگر برای بشر آشکار شده‌است و اینکه آنچه در ظهورهای قبلی بطور تاریک بیان شده بود و بصورت معما درآمده بود حالا او آنرا بطور باز و بدون تردید بیان و اعلام می‌کند. در همان زمان او پایانی را برای ظهورش اعلام نمی‌کند و رسماً و علناً اعلام می‌کند که بعد از او فردی بزرگ و مهمتر برای تکمیل آنچه او شروع کرده بود ظاهر خواهد شد (کسی که او چنین می‌نامد: من یظهره الله جلّ و عزّ). در کتابهای نوشته شده توسط باب درک این موضوع شگرف است که او نگران دین خود نیست بلکه نگران درکی است که توسط پیروانش نسبت فردی که خداوند او را ظاهر می‌کند، باید وجود داشته باشد. بارها و بارها، تقریباً در هر صفحه، باب از مسلمانان استدعا می‌کند که در ظهور بعدی آنگونه که در این ظهور رفتار کردند، عمل نکنند و به یاد داشته باشند که هیچ ظهوری آخری نیست بلکه فقط میزانی از حقیقت را بیان می‌کند که وضعیت پیشرفت انسان او را قادر به درک آن کرده باشد

در حقیقت باب در تکاپوی عرضه کردن مذهب خویش به دو طریق بود که تا حد ممکن مستقل از شخصیت خودش بود. اول اینکه، همان‌طور که در ابتدا دیدید، او اعلام کرد که این مذهب را اصلاً پایانی نیست و ظهور «من یظهره الله»، را پیش بینی کرده بود که او برای کامل کردن مذهبی که باب آنرا بنیان نهاده بود خواهد آمد. ثانیاً او (باب) صلاحیت معنوی را حتی طی دوران زندگی خود به تنهایی روی خودش متمرکز نکرده بود، بلکه روی آنچه او آنرا یگانگی و وحدت می‌خواند تکیه کرده بود، یعنی نوعی پیشوایی، که شامل خود او «نقطه» و هجده نفر دیگر بنام «حروف حی» بود. جوانی به نام میرزا یحیی که توسط باب به «صبح ازل» لقب یافته بود بعد از خود باب در آن یگانگی بالاترین مرتبه را گرفته بود.[۶]

مدعیان مقام من یظهره الله[ویرایش]

آیین بابی
Haykal-Bab-2.gif

شخصیت‌های اصلی

باب
صبح ازل
ملاحسین بشرویه - قدوس
طاهره قرةالعین
حروف حی

نوشته‌ها
کتاب بیان - قیوم الاسماء

کتاب جزآء
کتاب پنج شأن
کتاب الحیات
کتاب لعالی و مجالی

تاریخچه

احمد احسائی
شیخیه
تاریخچه دیانت بیانی
میرزا یحیی نوری
میرزا حسینعلی نوری
یحیی دولت‌آبادی
انشعاب بابی بهائی
ملا محمد جعفر کرمانی
شیخ احمد روحی
ملک المتکلمین
علی‌محمد فره‌وشی
مسیو نیکلا


تقویم وایام محرمه

تقويم بديع - میلاد باب
اعدام باب

شاخه‌های

آیین بیانی
ازلی - بهائیت -نقد بابیه


Daltaban Peyrevi در مقدمه کتاب فراخوان کامل به بهشت بیان چنین نوشته‌است:[۷]

سال‌ها بعد از شهادت حضرت نقطه اولی (سیدعلی محمد باب) در نهم جولای سال ۱۸۵۰، تعدادی از این نا اهل‌ها پیش آمدند و ادعا کردند که نه تنها جانشین باب هستند، بلکه خود را به عنوان من یظهره الله (موعودکتاب بیان) جلوه دادند. این موضوع قبلاً توسط باب پیش بینی شده بود که در آینده افرادی مدعی جانشینی الهی خواهند شد. علی‌رغم این واقعیت که حضرت نقطه، کاملاً این موضوع را روشن نموده و صراحتاً میرزا یحیی(کسی که بارها توسط سید باب، صبح ازل نامیده شده بود) را جانشین و رهبر معنوی مؤمنین بیان اعلام نموده بود.

در کتاب تنبیه النائمین و هشت بهشت به نام برخی از این افراد که مدعی مقام من یظهره الله بودند اشاره شده‌است. نبیل زرندی قبل از اینکه جزو حواریون بها لله باشد خودش یکبار ادعای من یظهرالهی نموده بود دربارهٔ وی در کتاب هشت یهشت[۸] و تنبیه النائمین[۹] به دفعات گفته شده است.

ابو القاسم افنان در کتاب عهد اعلی آورده: «بعد از شهادت حضرت باب ۲۵ نفر ادعا کردند که مظاهر حق اند یعنی هر یک من یظهره الله موعود می‌باشند…» سپس نام آنها را به شرح زیر می‌آورد: ۱- شیخ اسماعیل ۲- سید بصیر هندی ۳- میرزا اسدالله خویی ۴- ملا شیخ علی ملقب به عظیم۵ - سید علّا ۶- میرزا عبدالله متخلص به غوغا ۷- میرزا حسین قطب نیریزی۸- حاجی میرزا موسی قمی ۹- حاجی ملا هاشم کاشی ۱۰- حسین میلانی۱۱- ملا محمد نبیل زرندی و …[۱۰]

ادعای من یظهره الله بودن توسط میرزا حسینعلی نوری[ویرایش]

درطول زمانی که بها و میرزا یحیی نوری هر دو در بغداد بودند بها آشکارا و در نامه‌هایش صبح ازل را به عنوان رهبر جنبش خطاب می‌نمود.[۱۱]

بهاءالله در بغداد معاون و کارگزار میرزا یحیی نوری برادر دیگرش بود که باب به او لقب صبح ازل داده بود میرزا یحیی در بغداد دستگاهی پدیدآورد و ۱۰ سال در آنجا به ریاست و دعوت پرداخت اما غالب امور را برادرش حسینعلی اداره می‌کرد.[۱۲]

بعدتر در سال۱۸۶۳به طور محدود ادعای من یظهری کرد و بعدترها در سال ۱۸۶۶ ادعایش را عمومی ساخت[۱۳]

عباس افندی و پدرش در بسیاری از آثار خود اظهار کرده‌اند که سیدعلی محمد باب از وجود میرزا حسینعلی که باید دعوی من یظهره اللهی کند در میان خود اطلاع داشته است ولی اگر کسی کتاب بیان را بخواند با کمال صراحت و وضوح در میابد که این مطاب درست نیست زیرا در اغلب ابواب بیان عباراتی هست که معلوم می‌کند موعود بیان پس ازآنکه دین بیان جهانگیر شود و ثمرات خود را بدهد در میان بابیان ظاهر خواهد شد.[۱۴]

انشعاب آئین بهایی از آئین بیانی[ویرایش]

پس از تیرباران باب، پیروانش که به «بابی» مشهور بودند بر طبق بیانات باب در کتاب بیان به دنبال مظهر ظهور بعدی که در این کتاب به «ظهور من یظهره الله» اشاره شده‌است، گشتند. آنها در ابتدا از میرزا یحیی نوری که باب به او لقب صبح ازل داده بود پیروی می‌کردند ولی پس از چندی در سال ۱۸۶۳ میرزا حسینعلی نوری (بهاءالله) که سمت معاونت برادرش را داشت از او برید و خود را من یظهره‌الله معرفی کرد. دولت عثمانی هم از بیم جنگ میان دو فرقه میرزا یحیی و اتباعش را به قبرس و میرزا حسینعلی و یارانش را به عکا تبعید کرد. میرزا یحیی از آن پس فعالیت چندانی نشان نداد و فشار و تبلیغات بهائیان اندک اندک او و یارانش را به فراموشی افکند. اما حسینعلی که خود را بهاءالله می‌خواند به فعالیت شدیدی دست زد و بهائیت را پدیدآورد[۱۲]

پروفسورادوارد براون می‌نویسد:[۱۵]

در سال ۱۸۶۴ دولت ایران مقامات ترکیه را واداشتند تا تبعیدیان بابی را به مکان‌هایی دورتر از مرزهای خود انتقال دهد، ابتدا به قسطنطنیه (استامبول) و سپس به شهر ادرنه. اکنون که آنها در ادرنه بودند واقعه بزرگی روی داد که موجب شد پیروان سیدعلی محمد باب به دو حزب متضاد تقسیم شوند. همان‌طور که توضیح دادم، صبح ازل تا به این هنگام بطور کلی به عنوان جانشین قانونی باب اعلام شده بود و رئیس مشهود دین بود. اما همانگونه که توضیح داده‌ام، باب اظهار کرده بود که ظهور او نهایی و آخری نیست و او در زمان آینده نامعین، جانشینی خواهد داشت (من یظهره الله). در همان زمان باب مؤکداً اعلام کرد که زمان ظهور این ناجی موعود فقط برای خدا شناخته شده‌است، بطور کلی باور بر این بود که 'ظهور جدید به مدت حداقل هزار سال به وقوع نخواهد پیوست'، پیش از آنکه بسیاری از کشورها مذهب باب را باید قبول کرده باشند و اینکه هیچ‌کس به دروغ نمی‌تواند ادعا کند که اوست و اینکه او ناگهانی و غیرمنتظره ظاهر خواهد شد؛ و اینکه وقتی او ظاهر شود، قویترین مقام برای تأیید یا رد کردن او، برای بستن یا رهانیدن او، اختیار مسلم و بی چون و چرای اوست؛ بنابراین وقتی بهاءالله ناگهان اعلام کرد که او ناجی موعود است که آنان ظهورش را با اشتیاق فراوان انتظار می‌کشیدند، و به تمامی مؤمنین هشدار داد آنطور که مسلمانان بوده‌اند، محتجب باقی نمانند، شمار بیشتری فوراً مقام او را تصدیق کردند و کلمات او را به عنوان الهام شده الهی پذیرفتند و تسلیم بی چون و چرا و کامل او شدند؛ بنابراین برای اینانی که اکنون بهایی خوانده می‌شوند. نوشته‌های باب یک سند قدیمی فرض می‌شد. اما تمامی بابی‌ها از پذیرش کنار گذاشتن این قوانینی که هنوز بیش از سی سال از آن نگذشته بود، خشنود و راضی نبودند. شخص صبح ازل صحت ادعای بهاءالله را رد کرد و نپذیرفت به نفع او کنار برود و اقلیتی از بابی‌ها که اکنون ازلی نام دارند از شکستن بیعت با او و پذیرفتن سروری دیگری امتناع ورزیدند.

میرزا یحیی نوری ملقب به صبح ازل کیست[ویرایش]

میرزا یحیی نوری ملقب به صبح ازل، ثمره، وحید

میرزا یحیی نوری معروف به صبح ازل، وحید و ثمره در سال ۱۲۴۷ قمری مطابق ۱۸۳۱میلادی در تهران محله عربهاچشم به جهان گشود.[۱۶] مادرش هنگام تولد وی درگذشت و پرستاری از این طفل از همان بدو ولادت بنابر دستور پدر به خدیجه خانم مادر میرزا حسینعلی نوری محول گردید.[۱۷] وی یکی از شخصیتهای مشهور در میان بابیان و بهائیان است. در سال ۱۲۶۳ به سبب تکاپوهای زیادی که برادرش، میرزا حسینعلی، در گسترش آیین باب داشت، با آن اعتقاد آشنا شد و به جمع پیروان باب پیوست.[۱۶]

در کتاب هشت بهشت، در این رابطه چنین آمده‌است:[۱۸]

به عقیدهٔ بابیان (ازلی‌هامیرزا یحیی در سن ۱۹ سالگی و در سال ۱۲۶۵ به باب عریضه نگاری کرد و مورد توجهٔ ویژهٔ او قرار گرفت. نخستین عریضه‌ای که از آن جناب به توسط میرزا علی سیاح خدمت حضرت نقطه رسید، آن حضرت فوراً سجدهٔ شکر نموده، فرمودند: تبارک الله من ذلک الشرق المتشارق العظیم و الطلع المتطالع الکریم. و شهادت دادند در حق آن جناب به تکلم از فطرت و نور خویش تاب یعنی کلمهٔ ذاتی و عقل فطری و روح قدسی و علم لدنی و نور مستکفی و بعبارة آخری، وحی و تنزیل و فرداب و فرتاب؛ و پس از آن، طلوع صبح ازل در سال ۱۲۶۶ روی داد و او مرآت خوانده شد.

(مرآت الله یعنی آیینهٔ خدا که از نامهای خود نقطهٔ بیان باب و حافظین آیین او در هر زمان است که مرآت اول را میرزا یحیی صبح ازل مقرر فرموده و من یظهره الله را هم به همین نام خوانده)[۱۹] و از جانب باب دستور یافت تا کتاب بیان را کامل کرده و آیین او را حفاظت کند.[۲۰]

بهاءالله در بغداد معاون و کارگزار میرزا یحیی نوری برادر دیگرش بود که باب به او لقب صبح ازل داده بود میرزا یحیی در بغداد دستگاهی پدیدآورد و ۱۰ سال در آنجا به ریاست و دعوت پرداخت اما غالب امور را برادرش حسینعلی اداره می‌کرد.[۱۲]

جانشینی صبح ازل[ویرایش]

کمی قبل از اعدام سید علی‌محمد باب عبدالکریم، یکی از پیروانش توجه او را به اهمیت تعیین جانشین جلب کرد لذا باب تعداد مشخصی لوح نوشته آنها را به عبدالکریم داد تا به دست یحیی صبح ازل و بهاءالله برساند.[۲۱] پس از قتل‌عام پیروان باب در تهران؛ بغداد به مدت ۱۱ سال بعد محل اقامت رهبران بابی می‌شود که از ویرانگری هولناک ۱۸۵۲ گریخته بودند. «میرزا یحیی صبح ازل» که قبلاً به او اشاره کرده‌ام که در هنگام مرگ باب حرف اصلی «یگانگی» شده بود، نیز به آنجا گریخت. بزودی برادر ناتنی او «بهاءالله» که بسیار نزدیک از کنار مرگ گذشته بود و از زندانی که در آن افکنده شده بود آزاد شده بود به دنبال او رفت.[۲۲]

پروفسور ادوارد براون ابیات زیر را که طاهره قرةالعین در بشارت طلوع صبح ازل سروده را در کتاب مواد تحقیق در مذهب بابیه درج و قسمتی از اصل دست خط را نیز گراور نموده‌است.[۲۳]

بخلق جهان ساقیا ده نوید که شد شام غم صبح عشرت رسید
به غم دیدگان ده تو جام صفا بعشاق دلخسته بر زن صلا
که عین ظهور ازل آمده جمال خدائی هویدا شده
باین مژده گر جان فشانم رواست از این مژده خوش وقت رب علاست
........ تا آنجا که می‌گوید :
چو نور جمال تو آمد عیان ثمر خواندت از لطف رب بیان
مراد از شجر نیست غیر از ثمر شجر از ثمر می‌شود جلوه گر
بیان از تو تکمیل گردیده شد همه سر پنهان حق دیده شد

وی پس از کشته شدن باب بر بابیان ریاست یافت و این ریاست کلی را تا سال ۱۲۸۰ حفظ کرد.

رهبران بابی به مدت دوازده سال در آنجا ماندند و مشغول نوشتن تدوین و اشاعه دینشان بودند و پیروان خود را ترغیب می‌کردند که از هر مقاومتی در برابر مقامات اجتناب کنند و با زندگی پرهیز کارانه، پذیرش صبورانه و رفتار مهربانانه با تمامی انسانها دین خود را به تمام دنیا توصیه کنند.[۲۴] بعد از مرگ باب، صبح ازل به عنوان شخصیت محوری جنبش مورد توجه قرار گرفت.[۱۳] رهبری صبح ازل جنجال‌برانگیز بود. وی کمتر در میان بابیها حاضر می‌شد. منوچهری ادعا می‌کند که دلیل در خفا ماندن صبح ازل بخشی از وصیت نامه سید علی محمد باب است که او را به محافظت از خویش توصیه کرده بود.[۳]

پروفسورادوارد براون درمورد تقابل حسینعلی نوری با برادرش میرزا یحیی نوری در کتاب شرح حال یک مسافر صفحه ۳۵۹می‌نویسد:[۲۵]

توطئه دیگری علیه جان صبح ازل چیده شد و ترتیب داده شد که محمدعلی سلمانی، گلوی او را هنگام اصلاح صورت در حمام ببرد. هنگام رسیدن آن ظالم، صبح ازل نقشه او را حدس زد و به او اجازه نداد که نزدیک شود و در هنگاه ترک حمام، سریعاً اقامتگاه دیگری در آدریانوپل پیدا کرد و خود را از میرزا حسینعلی نوری (بهالله) و پیروانش کاملاً جدا کرد.

برخی گزارش‌ها حاکی از این است که ادعای جانشینی صبح ازل آشکار است.[۲۶] و برخی دیگر از منابع بر این باورند که باب برای حفظ جان بهاءالله نامه‌ها را خطاب به صبح ازل صادر کرده‌است. بعد از مرگ باب صبح ازل به عنوان شخصیت محوری جنبش مورد توجه قرار گرفت.[۱۳] رهبری صبح ازل جنجال‌برانگیز بود. وی کمتر در میان بابیها حاضر می‌شد. منوچهری ادعا می‌کند که دلیل در خفا ماندن صبح ازل بخشی از وصیت نامه سید علی محمد باب است که او را به محافظت از خویش توصیه کرده بود.[۳]

میرزا حسینعلی ملقب به بهاالله کیست[ویرایش]

عکس میرزا حسینعلی نوری معروف به «بهاءالله»

میرزا حسینعلی نوری (زاده:۱۸۱۷، درگذشت:۱۸۹۲) معروف به بهاءالله، پایه‌گذار دین بهائی بود. بهائیان معتقدند که بهاءالله، بنیانگذار دین بهائی جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی، بودا، زردشت، مسیح و محمّد است و رسالتش برای ایجاد تمدّنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. بهائیان پیامبران را تجلی روح اعظم الهی بر روی زمین می‌دانند.[۲۷]

منابع بیانی، اعطای لقب «بهاء» به حسین‌علی نوری را از سوی طاهره قرةالعین دانسته‌اند. عزیه‌خانم، عمه عباس افندی، در کتاب تنبیه‌النائمین گفته‌است: «(حسین‌علی نوری) در قضیه بدشت با جمعی اصحاب در خدمت جناب طاهره بوده و لقب بهاء از آن مطهرهٔ معظمه شنوده و باین لقب ممتاز و بین اقران مفتخر و سرافراز گردیدند»[۲۸]

پیروان او بهائی خوانده می‌شوند.[۲۹]

پدرش میرزا بزرگ نوری از رجال دوره فتحعلی شاه و مردی ادیب و خطاط بود و در دربار شاه ایران منصبی عالی داشت. با آغاز دعوت باب در سال ۱۲۲۱(۱۸۴۴ میلادی) به او پیوست (۲۷ سالگی) اقدامات و فعالیتهای او در گسترش آیین بابی او را تبدیل به یکی از مهم‌ترین پیروان باب نمود.

منابعی اینگونه بیان می‌کنند که بهاءالله از یک خانواده ثروتمند بود. او به مانند دیگر فرزندان چنین خانواده‌هایی آموزش‌هایی چون خواندن، نوشتن، خوشنویسی، خواندن قرآن و اشعار شعرای مشهور ایرانی (چون عطار، حافظ و مولوی) را دریافت کرد. معلمین خصوصی برای تدریس به خانه او می‌آمدند.[۳۰][۳۱] این درحالی است که خود منکر سواد داشتن (پیش از ادعای پیامبری) بوده و در نامه‌ای خطاب به ناصرالدین‌شاه قاجار می‌نویسد: «من تحصیل علم نکرده‌ام و در مدرسه وارد نشده‌ام، می‌توانید از مردم شهری که در آن ساکن بودم بپرسید.»[۳۲]

بعد از تیرباران باب به دستور امیرکبیر و درسال ۱۸۵۱ میرزا حسینعلی که درآنوقت بین بابیان به جناب بهاء معروف بود، به کربلا تبعید شد.

امیرکبیر به میرزا حسینعلی پیشنهاد کرد که: در حال حاضر که شاه عازم اصفهان است، بهتر است شما از پایتخت دور باشید.[۳۳] مهد علیا بها را به همدستی در قتل پر اش متهم می‌کرد. در برابر این اتهام بها خود را به محل اقامتگاه تابستانی سفارت روسیه در زرگنده رساند چون امید داشت در منزل برادر زن اش، میرزا مجید آهی، منشی آن سفارتخانه، ایمنی یابد.[۳۴]

پس از گذشت ۱۰ سال از تبعید بهاءالله در بغداد، وی از بغداد به شهر استانبول تبعید گردید. وی قبل از خروج از بغداد اعلان نمود که همان موعود یا من یظهره‌الله است که باب به ظهور او بشارت داده و پیروان خویش را به ایمان به او سفارش نموده بود. بعدها این تاریخ در بین بهائیان به عید رضوان مشهور شد.[۳۵] بهاءالله پس از مدت چهار ماه اقامت در استانبول به شهر ادرنه تبعید گردید. وی در آنجا نامه‌هایی به سران ممالک نوشت که می‌توان از آن جمله نامه‌ای به ناپلئون و پاپ و هم چنین ناصرالدین شاه پادشاه ایران اشاره نمود. وی در آن نامه‌ها، سران ممالک را با تعالیم خویش آشنا نمود.[۳۶] پس از تیرباران باب، پیروانش که به «بابی» مشهور بودند بر طبق بیانات باب در کتاب بیان به دنبال مظهر ظهور بعدی که در این کتاب به «ظهور من یظهره الله» اشاره شده‌است، گشتند. در سال ۱۸۶۳ بود که بهاءالله خود را من یظهره الله موعود در کتاب بیان معرفی کرد. اکثر بابیان به او ایمان آورده و بهائی نامیده شدند. لازم است ذکر شود که نابرادری کوچک او یحیی صبح ازل، ادعای رهبری بابیان را داشت و کسانی که به ازل گرویدند ازلی نامیده می‌شوند.

پانویس[ویرایش]

  1. J. Gordon Melton. Religious Celebrations: An Encyclopedia of Holidays, Festivals … , Volume 1. June 2011. Retrieved 2017-06-24. 
  2. حضرت باب، نصرت‌الله محمد حسینی، ناشر:مؤسسه معارف بهائی، صفحهٔ ۸۷۲، پیوند به صفحهٔ کتاب
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ Manuchehri, S. (2004). "The Primal Point’s Will and Testament". Research Notes in Shaykhi, Babi and Baha'i Studies. Vol. 7 (No. 2). 
  4. Smith, Peter (۲۰۰۰). «He whom God shall make Manifest". A concise encyclopedia of the Bahá'í Faith. Oxford: Oneworld Publications. pp. 180–181. ISBN 1-85168-184-1.
  5. Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “BABISM”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3. 
  6. Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “BABISM”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3. 
  7. Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “مقدمه”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3. 
  8. Hasht Bihisht - Bayanic
  9. Awakening of The Sleepers - Bayanic
  10. افنان، ابوالقاسم. عهد اعلی. 478- 488-479. 
  11. Cole, Juan (2002). "Baha'u'llah's Surah of God: Text, Translation, Commentary". Translations of Shaykhi, Babi and Baha'i Texts. Vol. 6 (No. 1). 
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ سجادی، صادق؛ بابیه، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج11
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ ۱۳٫۲ MacEoin, Dennis (1989). «Azali Babism". Encyclopædia Iranica.
  14. ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN ‎5-5-95414-946. 
  15. Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “BABISM”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3. 
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ فاضل مازندرانی, اسدالله. «تصویر از نسخه خطی». در تارخ ظهورالحق. ج. 5. 492. 
  17. کاشانی, میرزاجانی. «شرح حال جناب ازل». MS. SUPPL. PERSAN. در نقطةالکاف. لیدن هلند: E.J. BRILL, 1910. 297. 
  18. روحی, شیخ احمد و میرزا آقاخان کرمانی. «شرح حال حضرت ثمره». در هشت بهشت. ایران. 330. 
  19. شیرازی, سید علی‌محمد. «لغات و اصطلاح‌ها». در بیان. ایران. 328. 
  20. روحی, عطیه. شرح حال مختصری از زندگانی حضرت ثمره. 4. 
  21. Amanat, Abbas (1989). Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran. Ithaca: Cornell University Press p.384
  22. Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “BABISM”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3. 
  23. آئین بیان (The Religion of Bayan). «به یاد صدمین سال شهادت نابغه دوران قره العین». ناشر: گمنام, سپتامبر 1949. بازبینی‌شده در 15 دی 1390. 
  24. Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “BABISM”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3. 
  25. Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “Authorship of the Writings Attributed to Baha'ullah”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3. 
  26. Nicolas, A.L.M (1933). Qui est le succeseur du Bab?. Paris: Librairie d'Amerique et d'Orient. p. 15. 
  27. موهبت سبحانی. «الوهیت و پیامبران». در آموزه‌های نظم نوین جهانی بهائی. دهلی نو، هندوستان: موسسه چاپ و انتشارات مرآت. ۴۵. ISBN 81-902662-6-8. 
  28. فاضل مازندرانی. ۱۳۸۷. ۸۵. 
  29. مرکز جهانی بهائی دپارتمان آمار. «آمار جهانی بهائی سال ۲۰۰۱». bahai-library.org، ۲۰۰۱–۰۸. بازبینی‌شده در ۲۰۰۷-۰۳-۱۶. 
  30. The Story of Baha'u'llah: Promised One of All Religions نوشته Druzelle Cederquist، صفحهٔ ۸
  31. بهاءالله مظهر خدا
  32. مقاله شخصی سیاح، مؤسسه مطبوعات امری آلمان، ۲۰۰۱، ص ۶۲.
  33. بهاءالله شمس حقیقت، ح.م. بالیوزی، ترجمه از انگلیسی، مینو ثابت. م George Roland Publisher ۱۹۸۰، ص ۸۷
  34. قبله عالم، عباس امانت، نشر کارنامه، ص ۲۸۹
  35. Manfred Hutter. Bahā'īs. . Encyclopedia of Religion ۲nd ed، ش. ISBN 0-02-865733-0 (۲۰۰۵): ۷۳۷–۷۴۰. 
  36. Taherzadeh, A. (1977). The Revelation of Bahá'u'lláh, Volume 2: Adrianople 1863-68. Oxford, UK: George Ronald. ISBN 0-85398-071-3.